گروه اخبار/
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی استادنیوز ؛ مهندس محمود فرشیدی وزیر اسبق آموزش و پرورش و دبیر كانون تربیت اسلامی پیرامون اجراییشدن طرح ۳-۳-۶ در مدارس و مشكلات آموزش و پرورش به مجری برنامه گفت: علاوه بر قشر فرهنگی نظام ۳-۳-۶ از طرف والدین، مردم عادی و كارشناسان مورد نقد و بررسی قرار میگیرد و نظرات مخالف و موافق خود را دارند؛ برخی معتقدند تضادی با نظام قبلی نداشته، برداشت سطحی از طرح صورت گرفته و تحول بنیادینی دیده نمیشود. البته باید گفت كه تحولها هم از لحاظ روان شناسی آفات خود را دارد. بنده معتقدم فعالیتهای بسیاری در این زمینه وجود داشت كه در مرحله اول باید به آنها توجه میشد و سند تحول به عنوان گام نهایی این فعالیتها مطرح میشد.
وی ادامه داد: یكی از اساسیترین مشكلات آموزش و پرورش جایگاه آن در ساختار حكومتی است. آموزش و پرورش یك وزارتخانه نیست، بلكه نهادی حكومتی است. بهطور مثال دستگاههایی مانند قوه قضائیه و صداوسیما وابسته به حكومت هستند و تغییرات آنها وسیع است اما وزارتخانهها تغییرات شان ۴ ساله است و باید در ۴ سال چه نمایندهی مجلس و چه وزیر به مردم نمایش دهند كه كاری را انجام دادهاند، تا بتواند رأی كسب كند. بنابراین آموزش و پرورش نیز باید طرح ارائه دهد تا فعالیتی انجام داده باشد. لذا اكثریت وزراء كه روی كار آمدهاند سعی داشتهاند ساختار را در قسمت اداری و سیستم آموزشی كه بسیار پیچیدهتر است تغییر دهند.
وزیر اسبق آموزش و پروش درخصوص اینكه چرا آموزش و پرورش حكومتی است، توضیح داد: از این جهت كه وزارتخانههای دیگر تعریف و هدفشان ارائه خدمات و تولید كالا برای مردم میباشد ولی آموزش و پرورش خود انسان را تولید میكند اما دیربازده میباشد، تأثیرات آن نامحسوس است. به عنوان مثال دو انسان كه شباهت به هم دارند، وقتی كنار یكدیگر قرار میگیرند به لحاظ ظاهری تفاوتی با هم ندارند اما در باطن ممكن است یكی تربیت شده باشد و دیگری افكار متفاوتی داشته باشد. لذا ظاهر موضوع مهم نیست، باید به باطن توجه داشت.
وی در ادامه به موضوع نفوذ در مهدكودكها پرداخت و اظهار كرد: مسئله نفوذ در مهدكودكها در كشور مطرح است و بعضاً قردادهایی با یونیسف بسته شده و افراد بهایی در مناطق محروم حضور پیدا میكنند و با دادن پول به والدین نیازمند كودكان قصد انجام فعالیتهایی را دارند. هدف آنها تحریف الگوی ایرانی و ترویج الگوی مونتسوری كه یك الگوی سكولار است در ایران میباشد و اخیراً مطرح میشود كه نهادهای بینالمللی با سازمانهای بهزیستی در رابطه با این موضوع قرارداد بستهاند. البته ردپایهای دیگری در زمینه نفوذ دیده میشود كه باید بسیار دقیقتر از قبل مورد بررسی و نظارت قرار گیرد.
دبیر كانون تربیت اسلامی عنوان كرد: تعلیم و تربیت با اینكه در قانون اساسی و سیاستهای تحول بنیادین كه رهبر انقلاب طی ۱۳ ماده عنوان كردند، رسماً تصریح شد كه سیاستگذاری در حوزه آموزش از ابتدا تا انتها با آموزش و پرورش است اما مشاهده میشود در مهدكودكها و بهزیستی كه هیچ تخصصی در این زمینه ندارند و تنها به خاطر مسائل اقتصادی با افراد مختلف قرارداد میبندد، نفوذ داشتهاند و متأسفانه مجلس هم ورودی نداشته است. لذا مجلس باید در این زمینه ورود پیدا كند و اختیار مجوز دادنِ به مهدكودكها را به آموزش و پرورش واگذار كند.
محمود فرشیدی در پایان به اقدامات انجام شدهی دوران وزارت خود اشاره كرد و افزود: در دوران ما چند كار اساسی صورت گرفت. یكی از آنها بحث احیای معاونت پرورشی بود كه پیگیری شد و مجلس هم تصویب كرد، موضوع احیای مراكز تربیت معلمها چراكه تقریباً منحل شده بودند و تبدیل به باشگاه فرهنگیان شده بودند. نظام تربیت معلم احیاء شد و سپس منجر به دانشگاه تربیت معلم شد. مبحث بعدی برنامه درسی ملی كه در راستای سند تحول بنیادین و تغییر محتوای كتابها و درنهایت تخصیص ۴ میلیارد دلار بودجه به آموزش و پرورش برای نوسازی و احیای مدارس بود و از مهمتر اینكه مباحثی را باور داشیتم كه راهگشا است، به مرحله اجرا رساندیم.
انتهای پیام/
شاه کلید فرمان مشروطیت، تبدیل حکومت استبدادی به حکومت مشروطه و محدود کردن قدرت شاه و دولت ، قانون مداری ، ایجاد پارلمان و … بود/ به خاطر کم توجهی دولت قاجار و نبود بودجه کافی و مخالفت برخی از دانشمندان و بی اطلاعی افراد ، تغییر اساسی و فراگیری تا دوران مشروطه در آموزش و پرورش به وجود نیامد و هیچ گونه قانون زیر بنایی در این زمینه تا این زمان تصویب نشد/ زین العابدین مراغه ای ، نظام کهن و ناکارآمد تعلیم و تربیت را سخت مورد انتقاد قرار داد/ می توان مشروطه ی ایرانی را زمینه ساز اصلی آموزش عمومی ، دولتی و فراگیر دانست/ از همان سال های اولیه تاکید شد که تنبیه بدنی ممنوع است /آموزش و پرورش در مشروطه دست کم این فکر را به وجود آورد که آموزش باید خوشایند کودک باشد /مشروطیت از جنبه نظری امکان تحصیل برای زن و مرد را فراهم کرد و آن را حق اساسی هر فرد ایرانی دانست
در بسیاری از موارد مشاهده می شود در این مدارس آموزش هایی به دانش آموزان ارائه می شود به خصوص در مقطع پیش دبستانی و ابتدایی که به هیچ عنوان از نظر علمی و توانایی یادگیری متناسب با سن دانش آموزان نیست/ کودکان از نظر سطح هوشی با یکدیگر متفاوت هستند و محیط غنی نهایتا تا 15درصد نمره هوشی می تواند کودک را ارتقا دهد/ در مدارس غیردولتی با هزینه سرسام آور معمولا دانش آموزان ساعت های طولانی را در مدرسه می گذرانند و کلاس های آموزشی،فوق برنامه آموزشی،کلاس های تمرین طولانی مدت و.... برای آنها تدارک دیده می شود که همین امر موجب رکود تحصیلی دانش آموزان می شود/ نوجوانان نیاز به اوقات فراغت دارند و در نهایت می بایست ساعاتی را در کنار خانواده سپری کنند در حالی که دیده می شود در این مدت در مدرسه حضور دارند و تحت فشارهای آموزشی قرار می گیرند این روند باعث می شود تا روابط خانوادگی و همچنین شادابی و روحیه پرنشاط آنها تضعیف شود/ گاهی اوقات فرزندان در این قبیل مدارس به دلیل حمایت های زیادی که از سوی اولیای مدرسه صورت می گیرد نسبت به سایر هم نوعان خود احساس برتری و در نهایت خودشیفتگی می کنند/ والدین با وجود آنکه هزینه بسیاری را متحمل می شوند و انتظار بالایی را تصور می کنند اما به نتیجه مطلوبی دست پیدا نمی کنند
جمعیت زنان شرکت کننده به هیچ وجه قابل مقایسه با مردان نبود/ 2 / 81 درصد از مراجعه کنندگان به صدای معلم " مردان " و تنها 8 / 18 درصد را زنان تشکیل می دهند/ روز آزمون نیز به نظر می رسید که بیش از 80 درصد شرکت کنندگان ، همکاران خانم بودند/ پس از توزیع دفترچه سوالات و برگه پاسخ گویی ؛ صحبت ها و پچ پچ های بین همکاران برای یافتن پاسخ صحیح ( و البته به قول خودشان مشورت ! ) شروع شد / اصلا مشاهده نشد که این افراد حتی تذکری ساده مبنی بر رعایت « سکوت » به معلمان شرکت کننده در آزمون بدهند/ در این زمان کوتاه ، حداقل سه عکاس از جلسه آزمون عکس گرفتند/ یکی از افرادی که اتفاقا خانم بود و از جلسه عکس می گرفت از همکاران تقاضا کرد تا موقع گرفتن عکس با هم صحبت نکنند ؛ حتی پیشنهاد داد تا 10 دقیقه نخست را صحبت نکنند و پس از آن می توانند ادامه دهند/ شخصا و به کرات دیده بودم که در مدارس فردی به نمایندگی از معلمان وظیفه پیدا می کرد تا با ورود به پنل هر یک از همکاران و به نمایندگی از آنان به سوالات پاسخ دهد/ چگونه ممکن است معلمان که باید الگوی « اخلاق و صداقت » باشند این گونه جلسه آزمون را به ابتذال می کشانند/ چگونه است که همین معلمان در مدرسه در برابر کوچک ترین تخلف دانش آموزان در جلسه امتحان برآشفته می شوند و حتی کار به خشونت فیریکی می کشد ؛ نظیر آن چه اخیرا در یکی از مدارس منطقه 5 تهران رخ داد ( این جا ) و موارد را صورت جلسه می کنند اما خودشان به راحتی همان کار دانش آموزان را که " تقلب " نامیده می شود در جای دیگر بازتولید می کنند/ وقتی که هم انتقاد می کنی ؛ برخی که عادت به فرافکنی و جابه جایی کرده اند سعی می کنند با کوچک و نیز عادی نشان دادن این گونه موضوعات و اتفاقات ، بحث اصلی را " معیشت " معرفی کنند / بارها گفته شده است که محتوای آموزش ضمن خدمت معلمان اکثرا با حوزه کار و تخصص معلمان هم خوانی ندارد/ چگونه و با چه ابزاری می توان به مدیران و مسئولانی که اکثرا جز به حفط وضع موجود و ابقای پست و صندلی خویش نمی اندیشند ، شمایی از یک آموزش و پرورش حرفه ای ، خلاق و پرسش گر را ترسیم کرد/به نظر می رسد به مرور این گونه موضوعات به یک « فرهنگ سازمانی » تبدیل شده است/ به کجا می رویم
گروه اخبار/

نماینده سردشت و پیرانشهر در مجلس شورای اسلامی از اعزام تعدادی از دانش آموزان حادثه دیده شین آبادی به اروپا خبر داد.
رسول خضری درباره ی آخرین وضعیت دانش آموزان حادثه دیده شین آبادی گفت: هنگام سفر استانی رئیس جمهور به استان آذربایجان غربی، دکتر هاشمی وزیر بهداشت از نزدیک دانش آموزان حادثه دیده شین آباد را دیدند و معاینه کردند.
وی افزود: پس از سفر استانی رئیس جمهور با وزیر بهداشت یک نشست گذاشتیم و قرار شد دانش آموزانی که وضعیت درمانی آنان دشوار است را هماهنگ کنند تا برای درمان به یکی از کشورهای اروپایی بروند.
نماینده سردشت و پیرانشهر در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: تیم پزشکی دانش آموزان حادثه دیده شین آباد انصافا یک تیم قوی و جزو بهترین پزشک ها هستند اما ممکن این سفر اروپایی یک اغنای روحی برای دانش آموزان باشد و تاثیر مثبت داشته باشد.
خضری بیان کرد: سفر به یکی از کشور های اروپایی برای درمان یک مقایسه را نیز به وجود می آورد و متوجه خواهیم شد که پزشک های ایرانی در داخل کشور نیز جزو بهترین ها هستند.
آتشسوزی در مدرسه دخترانه روستای شینآباد (از توابع پیرانشهر) به دلیل نقص تجهیزات گرمایشی در روز چهارشنبه، ۱۵ آذر ۱۳۹۱ اتفاق افتاد که در این حادثه ۲۹ دانشآموز دختر دچار سوختگی شدند که دو نفر از آنها بر اثر شدت جراحات واردە فوت کردند.
مهر

لایحه برنامه ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور روز یکشنبه دهم مرداد از سوی دولت تقدیم مجلس شورای اسلامی شد.
در متن لایحه برنامه ششم که پیش از این منتشر شده بود ، احکامی در مورد بازنشستگان دیده می شد که مایه نگرانی و اعتراض کارکنان شاغل و بازنشسته آموزش و پرورش شده بود. از جمله این احکام بند 8 تبصره 24 بود که بر اساس پیشنهاد دولت قرار بود که : " مبنای حقوق بازنشستگی به جای میانگین دو سال آخر ، ۵ سال آخر شود ."
در متن لایحه ششم توسعه که توسط خبرگزاری خانه ملت در تاریخ 13 مرداد منتشر شده ، احکام محدود کننده مربوط به بازنشستگان که پیش بینی می شد توسط نمایندگان حذف شود از لایحه دولت حذف شده است.
البته از دولت مردمی تدبیر و امید هم همین انتظار بود تا به نگرانی فرهنگیان و بازنشستگان خاتمه دهد.
« صدای معلم » که این خبر را با حساسیت پی گیری کرده بود ، ضمن تشکر و قدردانی از سازمان مدیریت و برنامه ریزی به جهت توجه به نظرات فرهنگیان و نیز اصحاب رسانه ، همچنان از این نهاد برنامه ریز کشور انتظار دارد که اعتبار پاداش پایان خدمت بازنشستگان که مبالغ آن در بودجه 95 پیش بینی شده است هرچه زودتر به وزارت آموزش و پرورش تخصیص یابد .
علاوه بر این دولت در جهت اصلاح ساختاری صندوق های بازنشستگی به منظور ارائه خدمات برتر و بهتر به ذی نفعان سریعا اقدام نماید. همچنین انتظار می رود تا دولت نسبت به پرداخت سهم ( 13 درصدی ) خویش به صندوق های بازنشستگی اهتمام جدی ورزد و از سوی دیگر با ایجاد اصلاحات ساختاری و مدیریتی این صندوق ها را از ورشکستگی و زیان دهی خارج نماید .
پایان پیام/
در یکی از روزهای اسفند سال 1382 یعنی تقریبا 13 سال پیش و در زمانی که آقای مظفر وزیر آموزش و پرورش بود؛ مطلبی با عنوان سه شغل و سه ملیت در روزنامه همشهری کار کردم...
بررسی شغل معلمی در ایران و آلمان و سوئد و سوالاتی از این سه معلم که در سه نقطه جغرافیایی روزگار می گذراندند!
معلمی فوق لیسانس از ایران ؛ معلمی از آلمان و معلمی از سوئد.
همان گونه که در ابتدا بیان شد 13 سال از چاپ این مطلب می گذرد و مظفر، فرشیدی ،علی احمدی ، حاجی بابایی و فانی ؛ وزیران اصول گرا و اصلاح طلب آموزش و پرورش بودند .
اینان آمدند و رفتند و گفتند و وعده دادند و از تحول گفتند ؛ ولی اتفاق شایسته و بایسته ای برای خروج از وضیعت اسفبار معیشت و منزلت آموزگاران و فرهنگیان نیفتاده است .
به راستی چرا عزمی برای حل مشکلات فرهنگیان وجود ندارد؟
چرا پس از 13 سال نه تنها وضیعت بهتر نشده است ،بلکه بسیار بدتر شد؟
چرا حتی همان گام های حداقلی و یک گام به جلو که توسط یک وزیر برداشته می شود توسط دیگران خنثی می شود ؟
لطفا سوالات و پاسخ های سه آموزگار در سال 1382 را بخوانید.
|
این روزها همه مردم برای تامین معیشت و منزلت خود بدون وقفه تا دیروقت کار می کنند تا بهترین آسایش و رفاه و آرایش را برای زندگی خود فراهم آوردند .حقیقت برای لب ها ،بخشش برای چشم ها ،نیکوکاری برای دست ها ،لبخند برای صورت ،عشق و مهربانی را برای قلب ها تا زندگی آنان معنا و رنگ زیبایی به خود بگیرد و آراسته شود .
گرچه جامعه بزرگ فرهنگیان سال هاست که حال خوشی ندارند ؛ با حقوق اندک و تبعیض های موجود در قوانین و سوء مدیریت و بی کفایتی بعضی از مدیران ، تورم ، تغییرات ناگهانی اجناس و عدم حمایت اداره متبوع و مشکلاتی برای ودیعه مسکن یا خرید آن ، هزینه های نجومی ازدواج فرزندان و تهیه جهیزیه و شهریه دانشگاه فرزندانشان باعث شده تا کفش آهنین به پا کنند و با یک سفره توشه موادغذایی با پرونده قطوری از مدارک و ناز و عشوه و مانع تراشی بعضی از مدیران بانک ها به ناچار راهی بانک های دولتی و خصوصی برای اخذ وام شوند در صورتی که اندوخته های آنان در صندوق ذخیره فرهنگیان و سود حاصله از آن دردی را دوا نمی کند و به جای داشتن بانک قرض الحسنه و ارائه تسهیلات و خدمت رسانی به آنان ، سرمایه های آنان دستخوش بی تدبیری مسئولان و لقمه چرب و نرم از ما بهتران و حقوق و فیش های نجومی شده است که همه با مشاهده در شبکه اجتماعی خاطری آزرده و دلی پر خون دارید و همه با شرح حال مدیران آشنا و با اطلاع هستید .
برای نمونه ، یادداشتی از همکار محترم ، آقای مهدی فتحی را که در گروه تلگرامی " اخبار فرهنگیان " منتشر شده است را باز نشر می کنم .
" اخیرا آموزش و پرورش استان کردستان و بعضی از شهر ها و استان های دیگر قراردادی را با بانک ها منعقد کرده اند و به عنوان یک امتیاز ویژه وام هایی را برای فرهنگیان استان در نظر گرفته اند. این وام ها از 5 میلیون تومان شروع شده و تا 50 میلیون تومان ادامه دارد و سود تسهیلات نیز قبلا 20 درصد و اکنون 18 درصد به ادارات و معلمان ابلاغ شده است. بعد از اخذ وام نیز مبلغی از وام بعنوان 3 قسط آخر در حساب مشتریان کسر و مسدود می شود. اما زمانی که به ریز وام پرداختی و سود حاصل از آن دقت می کنی خواهی دید که این تسهیلات که قبلا با سود 20 درصد معرفی شده است حتی اگر کسر مبلغ معادل 3 قسط آخر به همراه سود سالیانه آن را که در حساب وام گیرندگان مسدود می شود در نظر نگیریم، در واقعیت سودی بیشتر از 24 درصد را محاسبه کرده و از معلمان دریافت می کنند.
استادان و معلمان خوش ذوق و محاسب دبیران با تجربه ریاضی با یک حساب و کتاب ساده پی به راز بانک های عامل و وام دهنده و حقه آنان پرده برداری کردند .کلاه بزرگ ( آ ) بی رحمی وبی انصافی بانک ها برسر فرهنگیان گرفتار و کم درآمد که صورت شان را با سیلی روزگار نامهربان سرخ نگه داشته اند .
در عملیات بانکی مبلغ سود به صورت زیر محاسبه می شود:
(مبلغ تسهیلات) × ( درصدسود + نیم ) × ( تعداد ماه + نیم ) و در نهایت جواب را بر عدد 2400 تقسیم می کنیم. یعنی مثلا برای یک وام 30 میلیون تومانی با سود 20 درصد و باز پرداخت 60 ماهه باید به روش زیر محاسبه شود :
155031250 = 2400 ÷ 5/ 60 × 5 / 20 × 000 000 300
(محاسبات برحسب ریال است. )
یعنی مبلغی حدود 15 و نیم میلیون تومان، که اگر به تصویر پیوست مراجعه کنید، مشاهده خواهید کرد که برای یک وام 30 میلیون تومانی مبلغی در حدود 18 میلیون و 700 هزار تومان سود محاسبه شده است.
حال با سود 24 درصد و باز پرداخت 60 ماهه همان مبلغ 30 میلیون وام مجددا محاسبه می شود:
185281250 = 2400 ÷ 5 / 60 × 5 / 24 ×000 000 300
یعنی مبلغی در حدود 18 و نیم میلیون تومان و این بدان معناست که سود این تسهیلات حتی از 24 درصد نیز فراتر است.
حال اگر مبلغ 24،348،021 ریال که معادل 3 قسط از وام، و مسدود شده تا آخر وام را از اصل وام کسر کنیم در واقع فرد وام گیرنده در اصل مبلغ 275،651،979 ریال وام دریافت می کند که اگر سود حاصل از 57 ماه سپرده گذاری وی را در نظر نگیریم مشاهده می کنیم که:
188218616 = 2400 ÷ 5 / 57 × 5 / 28 × 275651979
که فقط 125 هزار تومان بیشتر از سود یک وام با 28 درصد بهره می باشد و این معنی بانک داری اسلامی و همچنین دادن امتیاز ویژه به فرهنگیان را به کلی زیر سوال می برد.
از سوی دیگر ، مبلغ اقساط این وام که باید توسط فرهنگیان با پایین ترین حقوق در میان کارمندان دولت پرداخت شود به قدری بالا است که بسیاری از معلمان اعطای این تسهیلات را به لقایش بخشیده اند.
جالب تر اینکه با وجود اینکه مبلغ اقساط وام هر ماه توسط ادارات آموزش و پرورش از حقوق فرهنگیان کسر شده و به حساب تسهیلات بانک های پرداخت کننده واریز می شود، باز معلمان باید همان روال گرفتن استعلام تسهیلات معوقه و چک برگشتی و آوردن ضامن و اخذ چک و سفته و... را طی کرده و قبل از معرفی به بانک از جانب واحد تعاون اداره در نوبتِ گرفتنِ وام نیز قرار بگیرند تا نوبتشان شود.
حال سوال اینجاست که معلمی که اقساط وام از حقوقش کسر می شود، چه لزومی دارد که تمامی مراحلی که یک فرد عادی برای اخذ وام را طی می کند و تازه چند درصد هم از ایشان سود بیشتری پرداخت نماید؟
و جالب تر اینکه معمولا معلمان و بیشتر مردم برای پرداخت قرض و قوله ها و اقساط معوقه و یا چک های تاریخ گذشته شان ناچار به دریافت وام می شوند که این مقوله در این نوع تسهیلات کاملا به محاق رفته و صرفا به افراد و معلمانی که هیچ مشکل بانکی نداشته باشند این وام ها تعلق می گیرد و این دقیقا مصداق همان جمله " فقیر را فقیرتر و غنی را غنی تر کردن " می باشد. "
حالا نگارنده به گونه دیگر وام کشور ایران را با کشور غیر مسلمان سوئیس محاسبه و مقایسه می نماید چون خودم هم مانند هزاران نفر دیگر معلم ریاضی هستم .
.وقتی کسی در بانک سپرده گذاری می کند به تعبیری توانمند است و کسی که از بانک وام می گیرد محتاج .
در کشور غیر مسلمان سوئیس ، بانک ها ماهیانه یک درصد جهت حق نگهداری پول از مشتری می گیرند ولی سود بانکی از وام گیرنده ها نمی گیرند .
در بانک های ایران ، ماهیانه سودی حدود 18 درصد و یا بیشتر به سپرده گذاران ثروتمندان اضافه می کنند ؛ در عوض 24 درصد طبق این جدول محاسبه تسهیلات کمتر ویا بیشتر بهره از وام گیرندگان ( افراد نیازمند ) می گیرند یعنی به عبارتی در ایران اسلامی از محتاج می گیرند و به غنی می دهند ولی در کشور سوئیس ،از غنی می گیرند و به محتاج می دهند زیرا بهشت مکان نیست ، زمان است ؛ زمانی که اندیشه های مثبت و میل به نیکی و عشق ورزی در وجودمان است .
باید به یکدیگر رحم کنیم و انصاف داشته باشیم و جنهم مکان نیست ، زمان است ؛ زمانی که اندیشه های منفی و کینه ورزی وجودمان را می آلاید و خودمان خالق بهشت باشیم .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید