صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
شنبه, 02 بهمن 1395 17:20

شهر تهران همان پلاسکو است

آیا با شنیدن این خبر که در هشت ماهۀ نخست سال 1395 ، هر روز در جاده ها حدود 45 نفر کشته و 960 نفر مجروح شده اند دچار شوک می شویم/ مشاهدۀ جان باختن انسان ها در فروریختن ساختمان پلاسکو مرا بسیار اندوهگین؛ ولی دچار شوک نکرد/ وقتی تهویۀ هوای مطبوع، رنگ های شاد و فریبنده، در و دیوار تمیز داخل مغازه ها را می دیدید هیچ حسی از فروریختن به شما دست نمی داد و احساس نمی کردید که در ساختمانی حضور دارید که عن قریب در حال فروپاشی است. ولی کافی بود کمی به طبقات فوقانی بروید و یا از فاصله ای دورتر به ساختمان خیره شوید تا فروپاشی آن را احساس کنید/ مسأله پلاسکو « خودمداری» ماست/ مالکان مغازه های پلاسکو به ساختمان و کلیّتی به نام پلاسکو و ماندگاری آن فکر نمی کردند/ نمی دانستند که بقاء هر کدام از آنان به بقاء این ساختمان وابسته است. هر کس فقط به فکر « آبادانی» و رونق فروشگاه خودش بود. هر کس برای فروشگاه خودش هزینه می کرد ولی مسئولیت ساختمان بر عهدۀ « دیگران » بود/ واقعیت آن است که ما برای کار جمعی و تیمی آموزش کافی ندیده ایم و از تشخیص منافع جمعی عاجز هستیم/ همه به جز « من » مقصرند! « من » هیچ نقشی در ویرانی شهر ندارم ....

منتشرشده در یادداشت

مدیریت خبر و دروازبان خبر حتی در بین کسانی که ادعای اطلاع رسانی و شفافیت در خبر را دارند هم و جود دارد/ رسانه ها برای نشان دادن عمق فاجعه تنها به مخابره عکس های مادران گریان و چشمان اشک بار رییس جمهور اکتفا کردند/ در کشوری که چرخش اطلاعات آزاد و آزادی بیان در آن زیاد و ضریب نفوذ رسانه ها بسیار بالاست در این گونه موارد چنین حساب شده عمل می کنند و مراقب فضای روانی جامعه هستند/ "مدیریت رسانه "یکی از اظلاع مهم مدیریت بحران است/ در حادثه ساختمان پلاسکو مثل بسیاری از بحران های طبیعی و غیر طبیعی این ضلع مورد توجه قرار نگرفت...

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

جمعی از دانشجو معلمان و نیز فعّالان فرهنگی و هنری پردیس های دانشگاه های فرهنگیان سراسر کشور در نامه ای که خطاب به سرپرست این دانشگاه نگارش گردیده و برای صدای معلم ارسال کرده اند خواهان توجه به مطالبات خود گردیدند .

متن کامل این نام که در اختیار « صدای معلم « قرار گرفته است به شرح زیر است

دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

حساب دخل و خرج

تهران

منتشرشده در نامه های دریافتی
جمعه, 01 بهمن 1395 17:56

لطفا عزاداری نکنید !

تمامی مصاحبه‌ها، برنامه‌ها و گزارش‌ها، به دادن آمار و ارقام و این که آتش نشانی در چند دقیقه به محل حادثه رسیده، خلاصه شد و دریغ از یک نگاه تخصصی مدیریتی به ریشه حادثه/ نمی‌خواهم مقاله بنویسم و یا حرف کلیشه و عرض تسلیت و...بیان کنم/ لطفاً عزاداری نکنید، بلکه جلوی عزاداری‌های بزرگ تر ایران را بگیرید. نزدیک  600 واحد اقتصادی نابود شده و تعدادی از هم وطنان عزیز ما به شهادت رسیده‌اند. برخی مسئولین چرا به تبعات مسائل نمی‌خواهند فکر بکنند/ سال‌هاست می‌گوییم تمرکز اداری و اقتصادی در تهران ریسک های فراوانی دارد؛ خود من شخصا معتقدم در تمامی این سال ها باید وزارت خانه ها به تدریج در تمامی استان ها پخش می‌شدند تا هم تهران نفسی بکشد و هم شهرستان ها رونقی بگیرد/ در کجای دنیا یک شهرداری بیش 30 بار تذکر می‌دهد و صبر می‌کند/ صدا و سیمایی که هر روز بیشتر از آن فاصله می گیرم، حرف هایی می زند و مسؤولانی را دعوت می کند که تنها توجیه می کنند و به شدت حالم بد می شود! اگرچه سال هاست تلویزیون این اتلاف کننده بزرگ وقت را کنار گذاشته ام/ شاید هم پیام‌های تسلیت و هم دردی و پروفایل های مشکلی کاربران در صفحات اجتماعی صرفا برای عقب نماندن از موج/ ژست های دلسوزگرایانه و نوشداروهای بعد از مرگ سهراب که حتی واهمه دارند برای اینکه ریالی را متعهد نشوند، عنوان "شهید" را به کار نمی برند/ عادت کرده ایم تا حادثه‌ای پیش بیاید و همین روال‌ها تکرار بشود و تکرار بشود و..دست آخر می‌گوییم چرا ایران درست نمی‌شود/ آنچه می ماند، حسرت و اشک و سوءمدیریت هایی است که دوباره خواهد ماند....

منتشرشده در یادداشت

در تازه ترین حادثه ساختمان عظیم پلاسکوی تهران را با بی تدبیری و بی خیالی محض نسبت به اصول و قواعد ایمنی، بر سر شهروندان آوار می کنیم/ در این سریال بی پایان مرگ و فنای هموطن ایرانی، مقصر کیست/ چرا در معامله و معادله ی ما بین هستی و فنا،جان هموطنان تا این حد کم بها و حتی بی ارزش شده است/ در کشور ما کیفیت و مرغوبیت همواره در سایه کمیت و اقدامات شعاری رنگ می بازد/ با این سطح از مسئولیت پذیری شهروندی،شرافت کاری و دقت عمل،قرار گرفتن ایران در رتبه های نخست حوادث مرگبار،جای شگفتی ندارد/ پس از هر حادثه هم نهادهای مسئول به جای عذرخواهی، تجربه و تدوین راهکارهای پیشگیری از وقوع حوادث جدید،انگشت اتهام به سوی دیگران نشانه گرفته و به راحتی از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند/ چرا وسایل اطفای حریق و تجهیزات امداد رسانی در تهران باید به حدی ابتدایی و غیرحرفه ای باشد که مایه تمسخر و مضحکه رسانه های خارجی قرار گیرد....

منتشرشده در یادداشت
پنج شنبه, 30 دی 1395 19:12

خوشحالم که معلم نشدم !

امروز خیلی کم کتاب مقاله ای تالیف می کنیم یا می خوانیم که سطح شعور و آگاهی ما را افزایش دهد/ این همه کتاب در حوزه حافظ، مولانا، اخلاق و عرفان هیچ تاثیری در اخلاق استادان، دانشجویان و معلمان ندارد/ نهاد آموزش و پرورش کشور ما یک نهاد ناتوان و ناکارآمد است/ سیدمحمد فرزان معلمی بود که کاملا به کاری که می کرد، اشراف داشت و از آن مطلع بود و به هدفش می اندیشید. به معنای واقعی کلمه، ما امروز باید درصدد تربیت معلمانی همچون فرزان باشیم/ پدربزرگم اولین معلم شهر بود و پدرم از معلمان پرتلاش و علاقه مند بود. هر دو بزرگوار به من نصیحت کردند که در ایران معلم نشوم. من به وصیت این بزرگواران عمل کردم/ افرادی که در حوزه آموزش و پرورش و دانشگاه ها هستند، شایسته نیستند/ مردم مشکل معیشتی دارند و من به این قضیه آگاه هستم اما هیچ کس ندیدم که به اندازه من مشکل معیشتی داشته باشد. 10 سال است که خانه نشین هستم/ استاد دانشگاهی 500 هزار تومان بن کتابی که دانشگاه به او می دهد را می فروشد. استاد دیگری می شناسم  که یک جلد کتاب در کتابخانه ندارد اما در هر فرصتی کیش می رود و هر سال تلویزیون LCD خانه خود را بزرگتر می کند. اگر مشکلات معیشتی دارند، چطور موقع خرید مبل، فرش و لباس مشکل ندارند/ استادی می شناسم که اصرار دارد، هر سال دو دست کت و شلوار هاکوپیان بخرد اما به کتاب و مجله پول نمی دهد. پس مسئله معیشت نیست، بلکه تفکر است/ سیاست کشور به سمت مدرک و رتبه می رود/ در ایران اگر آدم قرار است عاشق شود، ترجیح می دهند، این عاشق شدن در پرونده کارگزینی درج شود و موجب ارتقا، رتبه و کسبی شود. این فاجعه است/ دکتری ادبیات نمی تواند یک نامه بنویسد/ در کل ما با کتاب و مجلات نمی توانیم از بحران فرهنگی خارج شویم. باید در تمام حوزه ها افرادی لایقی زمام امور را به دست بگیرند تا از این بحران عبور کنیم....

اگر زمان مدارس را تغییر دهیم، دانشگاه‌ها چه می‌شود/ دولت باید به دنبال راه حل‌های بنیادی و اساسی باشد/ دولت و شهرداری‌ها باید نسبت به تکالیف خود در مورد انتقال آلاینده‌ها به خارج از شهر عمل کنند. شهرداری در تغییر کاربری‌ها تخلفاتی کرده و منشا چنین آلودگی‌هایی شده است. افزایش جمعیت نیز بیش از حد استاندارد آن در رابطه با جمعیت‌پذیری شهر است و باید با چنین مسائلی، برخوردهای اساسی صورت بگیرد، وگرنه با روش‌هایی مثل تعطیلی مدارس، ما به تسکینی موقت دست می‌یابیم که این امر از پرداختن به اقدامات اساسی و بنیادین نیز جلوگیری می‌کند/ معلمان حق دارند از این مساله اظهار ناراحتی کنند/ یکی از کارهایی که به عنوان اقدامی زیربنایی در این زمینه محسوب می‌شود، همین فرهنگ سازی‌هاست ...

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور