
دو هفته از آغاز نخستین اعتراضات در دی ماه 1404 گذشته است . مطابق معمول ؛ خاستگاه این تحرک های اجتماعی از مسائل اقتصادی و معیشتی شروع شد و به « سیاست » و مسائل کلان و راهبردی در این حوزه رسید .
برخی از حکومت گران و مقامات دائما درصدد تفکیک و مرزبندی بین این دو حوزه اصلی هستند اما عقل می گوید که این کار شدنی نیست و اساسا محال است .
تا سیاست تغییر نکند ؛ اقتصاد هم تغییری نخواهد کرد .
بخش بزرگی از جامعه نسبت به « سیاست های خارجی جمهوری اسلامی » معترض هستند و سال هاست مطالبه گر آن هستند بی آن که سیاست های کلی و رویه ها تغییر کنند .

آنان می گویند وقتی کشور دچار کمبود و بحران در زمینه های مختلف می باشد نباید در کشورهای دیگر به عناوین و توجیهات مختلف ، پول پاشی کرد .
به عنوان مثال ؛ وقتی بخش بزرگی از جاده های کشور هنوز « دو طرفه » هستند و تعداد زیادی به همین دلیل در تصادفات کشته می شوند ؛ منطقی و عقلانی نیست که جمهوری اسلامی در کشورهای دیگر با هر توجیهی جاده بسازد و یا هزینه های دیگری کند که قاطبه ی افکار عمومی مخالف آن است ...

سه روز است که اینترنت به طور کامل قطع شده و فقط امکان دسترسی به برخی از سایت های داخلی وجود دارد .
حتی از طریق تلفن همراه نمی توان پیامکی ارسال کرد .
سرعت همین اینترنت داخلی هم بسیار کند شده اما وزیر و سایر مسئولان آموزش و پرورش مطابق روال همیشه بر این اصرار دارند که آموزش تعطیل نشده و آموزش با شدت و قوت در فاز مجازی و منحصرا در « شاد » حضور و جریان دارد .
بارها و بارها در همین سایت « صدای معلم » از شیوه ها و الگوهای حکمرانی به ویژه در حوزه آموزش انتقاد شده اما تغییرات محسوس و معناداری در رویه ها و الگوهای مسلط و جاری مشاهده نمی شود .

دوشنبه 15 دی در « صدای معلم » خبری با عنوان : « حقوق معلمان در ترکیه 10 برابر معلمان ایران ! » دولت ترکیه حقوق کارمندان دولت را براساس نرخ تورم به روز کرد ؛ منتشر شد . ( این جا )

حال پرسش من معلم و شهروند ساکن در ایران آن است که چرا باید یک معلم و یا کارمند در کشوری دیوار به دیوار ما 10 برابر من حقوق بگیرد و میزان تورمش هم از ایران پایین تر باشد ؟
واقعا ؛ ترکیه از نظر منابع و یا نیروی انسانی و سایر آیتم ها چه ارجحیتی بر ایران دارد ؟
و از سوی دیگر به جای احیا و تقویت قدرت خرید واقعی به همان فرمول های قدیمی و منسوخ مانند توزیع کوپن ( کالابرگ ) پرداخته شود و بدتر از همه عنوان شود که این پیشنهاد را از دانشگاه و منابع علمی اخذ کرده اند ؟! ( این جا )

تحقیر و توهین از این بالاتر ؟

در بودجه 1405 آمده است : ( این جا )
« تمامی شرکت های دولتی موسسات انتفاعی وابسته به دولت ، بانک ها و بیمه های دولتی شامل شرکت هایی که شمول قوانین و مقرررات عمومی بر آنها مستلزم ذکر یا تصریح نام است نظیر شرکت ملی نفت ایران بانک مرکزی، سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، سازمان بنادر و دریانوردی، سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و شرکتهای تابعه آنها و سایر شرکتهایی که به نحوی دارای قوانین و مقررات خاص پرداخت حقوق و مزایا هستند موظفند اعتبار حقوق دستمزد و مزایای کارکنان خود را در بودجه پیشنهادی سال ۱۴۰۵ مطابق افزایش مندرج در جزء (الف) بند (۲) و با رعایت بخشنامههای شورای حقوق و دستمزد و مقررات تعیین شده در بودجه سال پیش بینی نمایند و هرگونه افزایش مازاد بر آن توسط هیچ مرجع و شورایی قابل قبول نمیباشد ... »بخش بزرگی از جامعه نسبت به « سیاست های خارجی جمهوری اسلامی » معترض هستند و سال هاست مطالبه گر آن هستند بی آن که سیاست های کلی و رویه ها تغییر کنند .
پرسش بزرگ و غیر قابل هضم آن است که واقعا فلسفه و هدف از تدوین و تصویب و اجرای « قانون مدیریت خدمات کشوری » چه بود ؟
مگر نه این بود که همه کارکنان دولت و همه ی آن هایی که به نحوی از بودجه ی عمومی ارتزاق می کند تابع یک فرمول مشخص و شفاف باشند ؟
مطابق قانون اساسی همین نظام ؛ همه در برابر قانون یکسان هستند و باید باشند .

مسئولان باید این واقعیت را بپذیرند که « امید » یک مفهوم انتزاعی و یا فانتزی نیست بلکه یک پدیده ی کاملا ملموس و محسوس است . این فرق گذاری و تبعیض سیستماتیک از کجا می آید ؟ چه کسی و یا مقاماتی پایه گذار آن بوده و کدام نهاد باید « پاسخ گو » باشد ؟
اساسا چرا نباید نهادهای زیر نظر رهبری تحت نظارت نهادهای رسمی نظارتی مانند مجلس ، دیوان محاسبات و قوه قضاییه نباشند ؟
سال هاست که درمورد بودجه ی نهادهای فرهنگی موازی دعواست اما با وجود این اعتراضات و انتقادها ، کماکان رویه ی پیشین دنبال و اجرا می شود .
چرا اراده ای برای تغییرات واقعی نیست و همه چیز در شعار و دروغ و نمایش خلاصه شده است ؟
تا تحولی اساسی و بنیانی در این گونه نگرش ها و تفکرات حاصل نشود ؛ نباید منتظر گشایش و یا ترسیم چشم اندازی روشن بود .
چرا باید برخی فکر کنند که از دیگران بهتر و بیش تر می فهمند در حالی که عملکرد و رویکرد آنان ترسیم وضعیت موجود و بن بست و انسداد در مجاری حیاتی و تنفسی جامعه بوده است .

مسئولان باید این واقعیت را بپذیرند که « امید » یک مفهوم انتزاعی و یا فانتزی نیست بلکه یک پدیده ی کاملا ملموس و محسوس است .
مردمی که از آینده « ناامید » شوند ؛ این جامعه بسیار خطرناک و پرهزینه خواهد بود .
پی نوشت :
دیروز با دوچرخه برای خرید نان رفته بودم .
در زمان برگشت ؛ موتورسواری با دو سرنشین و در جهت مخالف از یک فرعی و با سرعت بالا رو به روی من ظاهر شد .
وقتی به رفتار آنان اعتراض کردم ؛ نصیب من فحش و ناسزا بود .








نظرات بینندگان
« اقتصاد » یک متغیر وابسته است و همان گونه که در یادداشت آمد ؛ تابع متغیرهای مستقلی مانند سیاست و اصول حکمرانی است .
این که همه چیز را در اقتصاد خلاصه کنیم نوعی ساده انگاری و سطحی نگری به چالش ها و بحران ها و فرار از « حل مساله » هست .
به نظر می رسد تعمدی در میان حاکمیت و مقامات برای برجسته کردن تک بعدی این مساله وجود دارد بی آن که بخواهند به سایر متغیرها و عوامل تاثیرگذار توجه کنند .
هنوز درس نگرفته و بر همان پاشنه ی سابق می کوبند !
پایدار باشید .
عبدی در این مطلب می نویسد:
زمانی بود که نقطه قوت ایران وضعیت آموزش آن در مقایسه با دیگر کشورهای منطقه بود، اکنون در حال پسرفت آشکاری هستیم و متاسفانه این فرآیند در حال سرایت به آموزش عالی است، آغاز آن از پزشکی است و ممکن است سایر رشتهها را نیز تخریب کند.
شیوه آموزش به کلی سنتی و مبتنی بر محفوظات و محتواهای اغلب کمفایده یا بیفایده است. محتوایی که حتی معلمان نیز در اغلب موارد مخالف آن هستند. در آموزش مهارتهای زندگی محتواهای خوبی دارند ولی دانشآموزان فقط حفظ میکنند به ویژه که در کنکور نمیآید اهمیتی به آنها نمیدهند.
مهمتر اینکه آموزش به صورت کارگاه و با تمرین نیست، بلکه فقط روخوانی و حفظیات است. فلسفه آموزش عمومی را با موضوع دینداری و انقلابی کردن دانشآموزان قاطی کردهایم ما پیش از انقلاب هم درس دینی داشتیم، ولی هدف آن آموزش محتواهای دینی در حد متعارف آموزش بود
به نظر میرسد که دروس دینی و تلغیظ محتوای دینی و انقلابی در بیشتر کتابها یکی از علل واکنش منفی دانشآموزان از این آموزشهاست. آموزش در ایران معطوف به دینداری و انقلابی کردن و نیز معطوف به موفقیت در کنکور است و دیگر هیچ. به همین دلیل است که پژوهش نشان داده؛ آموزش عمومی در ایران از حیث اجتماعی کردن دانشآموزان نقشی ندارد.
بیاهمیتترین مساله بخش آموزش و پرورش ساخت مدرسه است. البته خوب است که همه مردم به مدرسه مناسب دسترسی داشته باشند، ولی اگر معلم و نظام آموزشی خلاق در دسترس باشد زیر چادر عشایری و حتی زیر آسمان کبود هم میتوان آموزش دید. نمونه آقای محمد بهمنبیگی، بنیانگذار آموزش عشایری کشور است.
مردم اغتشاشگرن یا اختلاسگرانی که آزادن چون بابک زنجانی، موسسه انصار موسسه ملل، بانک آینده بانک سرمایه چای دبش، کارخانه فولاد، کارخانه .....؟
مردم اغتشاشگرن یا دولتمردانی ک فرزندان آنها در امریکا و اروپا بهترین زندگی را دارند و با پولهای حاصل از دور زدن تحریم و رانت دولتی و انحصار اقتصادی ثروت نجومی بدست آورده اند اما مردم را ب فقر و اقتصاد مقاومتی دعوت میکنند؟
۴۷ سال فرصت اصلاح مملکت را داشتن که تمام شد حالا نوبت مردم هست ک کشور را اداره کنند
فرایندتوسعه ی جامعه شامل
توسعه ی سیاسی
توسعه اجتماعی
توسعه اقتصادی
توسعه فرهنگی
می باشداینها بشکل دایره زنجیر هستند،ودوبدو به هم مربوطند.وهمه برهم تاثیر مسقیم وغیرمستقیم دارند.
درود
کاملا صحیح است .
توسعه یک مدل جامع است اما این جامعیت در جامعه ای رخ می دهد که الفبا و ارزش های دموکراسی در آن تعریف شده باشند .
توسعه بیرونی زمانی رخ می دهد که توسعه فردی رخ داده باشد .
پایدار باشید .
https://www.aparat.com/v/vbnns97?refererRef=search
شما هنوز درگیر این ها هستی عجب
درود
کدام ماجرا ؟
تازه شروع شده است !
.... حکایت دروغ گویی و عدم صداقت ایرانی ها !
پایدار باشید .
از احمدی نژاد تا امروز
همه مشکلات از زمانی شروع شد که تخم مرغ ها با حمایت مرغ ها و با همدستی روغن تصمیم به اغتشاش گرفتند
و باید تا آخرین نفر این ها مجازات شوند
مرگ بر تخم مرغ
مرگ بر روغن
و مرگ بر مرغ این ایادی صهیونیستی
ایرانی ها در مجموع و بر حسب قرینه های تاریخی عادت به حرف مفت زدن دارند در حالی که تصور می کنند حرف حق است .
چون با « تفکر » بیگانه اند .
پایدار باشید .
برای جبران خرابی هاست؟ بدون هر نوع
توضیحی؟
از اینکه بیانگر نظرات خوانندگان هستید، سپاسگزارم.
در وبلاگ خود بارها تذکر دادم که مسولان به وضعیت معیشت و اقتصاد مردم توجه بیشتری کنند؛ اما؟؟؟؟
هدف انقلاب ما گسترش تجمل گرایی و اشرافگری نبوده، است.
اما الان .......؟
تمام مسئولان توجه داشته باشند، ( قوه مقننه، مجریه، قضاییه) هر چه دارند از برکت خون شهدا و رهبری حضرت امام خمینی س و این مردم شریف و بزرگوار می باشند.
نمک نشناسی نکنید؟؟؟
اقتصاد بر این ملت مظلوم فشار می آورد؟؟؟!!!
اما: دروغگویی، تبعیض، اختلاف طبقاتی، عدم حضور عدالت، و بدقولی حکمرانان این سرزمین مردم را بیشتر عذاب می دهد.
بنویسید: عدالت
بخوانید: تبعیض