صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

« صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک را به گوش ديگر اهالی برسانيد تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالی اين دهکده کوچک جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است »

جنگی که بر ایران تحمیل شد ؛ فلسفه " سازمان ملل غیرمتحد " و رکن چهارم دموکراسی ؟!

سعید شهسوارزاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

درخواست يک شهروند از محله سر افرازِ دماوند در بامداد سه شنبه 18 فروردين به وقت محلي ( 24 ساعت پیش از پایان ضرب الاجل ایالات متحده آمریکا به ایران ) ، از رياست محترم سازمان ملل متحد، ضمن قدر داني از زحمات ارزشمند شما، از حضرتعالي درخواست دارم که به وظايف قانوني خود ( ماحصلِ تجربه گرانبهاي عاقلان اين دهکده، نه جنگ افروزان ) عمل نمایيد و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک را به گوش ديگر اهالی برسانيد تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالی اين دهکده کوچک جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است.

آقاي ریيس

در رابطه با تاکيداتِ پرزيدنت ترامپ، رياست جمهور ايالات متحده آمريکا در حمله به پل ها و نيروگاه برق محله ي سرافرازِ دماوند در دهکده کوچکمان، مروري مختصر به سه جنگ ايالات متحده آمريکا به سه محله ويتنام، عراق و افغانستان مي اندازم تا شما با مراجعه به مستندات بين المللي آنچه صلاح مردم اين دهکده کوچک است را انجام بدهيد .

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

بخش اول :

يادآوري بسيار مختصر از قوانین آمریکا و قوانین بین المللی برای جنگ و حمله به ديگر کشورها

1) قوانین بین‌المللی مربوط به جنگ و حمله به ديگر کشورها:

قوانین بین‌المللی که به جنگ و استفاده از نیرو می‌پردازند، عمدتاً در چارچوب «حقوق بین‌الملل بشر دوستانه» (IHL) و «حقوق حاکم بر استفاده از زور» (Jus ad bellum) قرار می‌گیرند.

الف) منشور سازمان ملل متحد (UN Charter)

ماده ۲ (بند ۴): اصلی‌ترین قاعده این است که همه اعضا از تهدید یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری منع شده‌اند. این ماده اساساً استفاده از جنگ را ممنوع می‌کند، مگر در دو استثنای مهم:

حق دفاع مشروع (ماده ۵۱): اگر کشوری مورد حمله مسلحانه قرار گیرد، تا زمانی که شورای امنیت اقدامات لازم را انجام دهد، حق دارد به‌صورت انفرادی یا جمعی از خود دفاع کند.

اقدامات تحت فصل هفتم منشور (Chapter VII): شورای امنیت سازمان ملل متحد، در صورتی که تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی تشخیص دهد، می‌تواند تصمیم به استفاده از زور (از جمله تحریم‌ها یا مداخله نظامی) بگیرد. این اقدامات معمولاً با اجماع یا رأی مثبت اعضای دائم شورا همراه است.

ب) اصول حقوق بین‌الملل بشردوستانه (IHL) / حقوق جنگ (Laws of War)

این مجموعه قوانین، که عمدتاً در کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی به آن‌ها تدوین شده است، فقط در صورت وقوع درگیری مسلحانه اعمال می‌شوند و نحوه رفتار در طول جنگ را مشخص می‌کنند. این حقوق به «چگونگی جنگیدن» می‌پردازد، نه «چرا جنگیدن» (Jus ad bellum).

اصول کلیدی:

تفکیک (Distinction): طرفین درگیری باید بین رزمندگان و غیرنظامیان، و بین اهداف نظامی و اهداف غیرنظامی تمایز قائل شوند. حملات فقط باید علیه اهداف نظامی انجام شوند.

تناسب (Proportionality): خسارات جانبی غیرنظامی یا تخریب اموال غیرنظامی نباید بیش از مزیت نظامی مورد انتظار از حمله باشد.

احتیاط (Precaution): باید تمام اقدامات احتیاطی لازم برای اجتناب یا به حداقل رساندن تلفات غیرنظامی انجام شود.

انسانیت (Humanity): استفاده از سلاح‌ها یا روش‌هایی که باعث رنج غیرضروری یا آسیب دائمی می‌شوند، ممنوع است.

2) قوانین ايلات متحده آمریکا مربوط به جنگ و حمله به ديگر کشورها :

قوانین آمریکا در مورد استفاده از نیروی نظامی در خارج از مرزها، ترکیبی از قوانین داخلی، رویه‌های اجرایی و تعهدات بین‌المللی است.

الف) قانون اختیارات جنگی (War Powers Resolution of 1973)

این قانون پس از جنگ ویتنام تصویب شد تا اختیارات رئیس‌جمهور را در اعزام نیروهای نظامی محدود کند.

نکات کلیدی:

رییس‌جمهور باید ظرف 48 ساعت کنگره را از اعزام نیروهای نظامی به مناطق جنگی یا موقعیت‌های خصمانه مطلع کند.

حضور نیروهای نظامی در مناطق درگیری بدون اعلام جنگ رسمی توسط کنگره یا مجوز قانونی مشخص، نباید از 60 روز تجاوز کند (با امکان تمدید 30 روزه برای خروج ایمن).

کنگره می‌تواند با رأی‌گیری، دستور بازگرداندن نیروها را صادر کند.

نکته مهم: تفسیر و اجرای این قانون همواره محل بحث و اختلاف بین قوه مجریه و قوه مقننه بوده است. رؤسای‌جمهور معمولاً استدلال می‌کنند که این قانون اختیارات آن‌ها را در مقام فرمانده کل قوا محدود می‌کند.

ب) قانون اختیارات استفاده از نیروی نظامی (Authorization for Use of Military Force - AUMF)

پس از حملات 11 سپتامبر 2001، کنگره به رییس‌ جمهور بوش اجازه داد تا از کلیه نیروی لازم و مناسب علیه کشورها، سازمان‌ها یا افرادی که در حملات 11 سپتامبر دست داشته‌اند یا به آن‌ها کمک کرده‌اند، استفاده کند.

این مجوز بسیار گسترده تفسیر شده و مبنای عملیات نظامی در افغانستان، عراق و علیه گروه‌های دیگر (مانند داعش) قرار گرفته است.

بحث‌های زیادی پیرامون دامنه زمانی و مکانی این مجوز وجود دارد.

ج) رویه‌های اجرایی و تصمیمات قضایی

تصمیمات رییس‌جمهور: در عمل، اختیارات رییس‌جمهور به‌عنوان فرمانده کل قوا (Commander-in-Chief) طبق قانون اساسی آمریکا، نقش بسیار مهمی در تصمیم‌گیری برای استفاده از نیرو دارد.

قانون اساسی: رییس‌جمهور فرمانده کل قوا است، اما کنگره حق اعلام جنگ، تأمین مالی ارتش و وضع قواعدی برای اسارت را دارد. این تنش بین اختیارات رییس‌جمهور و کنگره همواره وجود داشته است.

3) مقایسه قوانین بین‌المللی با قوانین ايلات متحده آمریکا:

مقايسه جنبه قوانین بین‌المللی (Jus ad bellum) با قوانین آمریکا از نظر شباهت‌ها و تفاوت‌ها در اهداف اصلی همچون منع استفاده از زور در روابط بین‌الملل، مگر در موارد استثنایی (دفاع مشروع، مجوز شورای امنیت).

تنظیم و محدود کردن اختیارات رییس‌جمهور در استفاده از نیرو، با تأکید بر نقش کنگره مورد توجه است.

تفاوت:

قوانين بین‌الملل، بیشتر ناظر بر «چرا؟» و «چه زمانی؟» « جنگ مجاز است؟ » توجه دارد .

قوانین آمریکا، بیشتر بر «چگونگی» مداخله رییس‌جمهور و نقش کنگره تمرکز دارد.

قوانين بین‌الملل، مرجع اصلی منشور سازمان ملل متحد، حقوق عرفی بین‌المللی.

در آمريکا قانون اساسی آمریکا، قوانین مصوب کنگره (مانند War Powers Resolution, AUMF)،

رویه‌های قضایی.

تفاوت: مبنای بین‌المللی، توافق جهانی (هرچند با چالش اجرا).

در آمريکا مبنا ، قوانین داخلی و تفاسیر خاص.

شرایط مجاز برای حمله:

1. قانون بين الملل، دفاع مشروع (در صورت حمله مسلحانه).

2. مجوز شورای امنیت سازمان ملل (فصل 1 VII).

3. در آمريکا دفاع مشروع (تفسیر گسترده از اختیارات رییس‌جمهور).

4. مجوز کنگره (اعلام جنگ یا AUMF). 

5. نگاه آمريکا به اقدامات در واکنش به تهدیدات فوری (تفسیر رییس‌جمهور).

شباهت: هر دو به «دفاع مشروع» به‌ عنوان یک دلیل مهم اشاره دارند.

تفاوت:

در آمریکا مجوز کنگره نقش کلیدی دارد ؛ در حالی که در سطح بین‌المللی، مجوز شورای امنیت الزامی است. نقش نهاد قانون‌گذار (کنگره/شورای امنیت)

شورای امنیت سازمان ملل: تنها نهاد بین‌المللی مجاز برای صدور مجوز استفاده از زور است.

کنگره آمریکا: اختیارات اعلام جنگ، تأمین مالی، و محدود کردن حضور نیرو (از طریق War Powers Resolution) را دارد.

تفاوت:

شورای امنیت نهادی فرا ملیتی است . کنگره نهاد داخلی آمریکا. تصمیمات شورای امنیت می‌تواند بر همه کشورها لازم‌ الاجرا باشد (نظری).

مجوز کنگره فقط برای دولت آمریکا لازم‌الاجرا است.

محدودیت زمانی

قانون بين الملل دامنه کلیه اقدامات باید «تا زمانی که شورای امنیت اقدامات لازم را انجام دهد» ادامه یابد.
در آمريکا War Powers Resolution: 60 +30 روز بدون مجوز کنگره.

دامنه نامشخص و بحث‌برانگیز.

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

تفاوت:

قوانین آمریکا تلاش کرده‌اند محدودیت زمانی بیشتری برای حضور نیرو، بدون مجوز کنگره اعمال کنند، اما AUMF این محدودیت را عملاً کم رنگ کرده است.

قانون بين المللي قوانین ناظر بر رفتار در جنگ (IHL) را بسیار مفصل و دقیق بيان کرده است.

کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی.هم سو با IHL: آمریکا عضو کنوانسیون‌های ژنو است و ملزم به رعایت اصول IHL است.

شباهت:

هر دو قانون (بین‌المللی و آمریکا) به اصول IHL (تفکیک، تناسب، احتیاط) پای بند هستند.

خلاصه بخش اول:

تفسیر و اجرا:

مهم‌ترین چالش در هر دو حوزه، تفسیر و اجرای این قوانین است. دولت‌ها اغلب تمایل دارند اختیارات خود را برای اقدام نظامی گسترش دهند.

واقعیت سیاسی:

در عمل، تصمیم به حمله به یک کشور دیگر، ترکیبی از ملاحظات حقوقی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی است. قوانین بین‌المللی بیشتر یک چارچوب هنجاری (Normative) ایجاد می‌کنند تا یک ضمانت اجرایی قاطع.

پیچیدگی:

جزئیات این قوانین بسیار پیچیده است و شامل مفاهیم حقوقی فراوانی می‌شود که در این خلاصه امکان پرداختن به آن جزئيات پيچيده نيست!

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم  بخش دوم:

بررسي مختصر جنگ هاي ايالات متحده آمريکا با ويتنام، عراق و افغانستان با تمرکز بر تخريب پل ها و نيروگاه هاي برق .

قابل ذکر است که هیچ منبع رسمی واحدی وجود ندارد که آمار «تعداد پل‌ها و نیروگاه‌هایی که ارتش آمریکا در هر جنگ تخریب کرده» را دقیق و یک جا ثبت کرده باشد. آنچه موجود است گزارش‌های نظامی، اسناد پنتاگون، گزارش‌های ارتش‌های درگیر و تحقیقات دانشگاهی است که معمولاً فقط درباره اهداف مهم یا عملیات مشخص، آمار ارائه می‌دهند.

(توضیح: این اعداد «حداقلی» هستند؛ زیرا در هیچ‌ یک از جنگ‌ها فهرست کامل منتشر نشده است.)

  1. جنگ ویتنام (1965–1973)
    براساس گزارش‌های نیروی هوایی آمریکا، پنتاگون و پروژه‌های پژوهشی مانند RAND:
  • پل‌های تخریب‌شده یا آسیب‌ دیده:
    حدود 9,700 پل (پل‌های بزرگ و کوچک جاده‌ای + ریلی).این عدد شامل تخریب‌های کامل و آسیب‌های دوباره‌قابل‌تعمیر است.منبع: US Air Force “Bombing Survey Data – Southeast Asia”.
  • نیروگاه‌های برق هدف قرار گرفته:
    در مجموع 7 نیروگاه اصلی شمال ویتنام بارها هدف قرار گرفتند.
    نمونه‌ها:
    – نیروگاه هایفونگ
    – نیروگاه هانوی (Yen Phu)
    – نیروگاه Uong Bi
    بسیاری چندین بار بمباران شدند اما همه آنها کاملاً نابود نشدند.
  1. جنگ عراق (1991 – جنگ خلیج فارس) منابع: Department of Defense Final Gulf War Air Power Summary
  • پل‌ها:
    حدود 130 پل کلیدی (جاده‌ای + ریلی). بیشتر آنها روی دجله، فرات و پل‌های شریان‌های راهبردی بودند.
    • نیروگاه‌های برق:
    آمریکا حدود 8 نیروگاه اصلی را هدف قرار داد و سیستم برق عراق به‌طور سیستماتیک تقریباً از کار افتاد.
    در مجموع حدود 90٪ تولید برق کشور موقتاً خاموش شد.
  1. جنگ عراق (2003 – حمله و اشغال) منابع: Combined Air Operations Center – 2003 OIF Summary
  • پل‌ها:
    بین 40 تا 55 پل.
    (بخش زیادی در عملیات هوایی اولیه؛ برخی هم در درگیری‌های بعدی.)
  • نیروگاه‌ها:
    2 نیروگاه اصلی در حملات اولیه هدف قرار گرفتند.
    پس از آن، حملات عمدی به زیرساخت انرژی کاهش یافت تا از فروپاشی کامل خدمات شهری جلوگیری شود.
  1. جنگ افغانستان (2001–2021)

افغانستان نسبت به ویتنام و عراق هدف‌گیری زیرساختی بسیار کمتری داشت.

  • پل‌ ها:
    تخمین معتبر: 15 تا 25 پل که در حملات هوایی یا درگیری‌های زمینی آسیب دیده‌اند. هیچ فهرست جامع رسمی منتشر نشده است.
  • نیروگاه‌ها:
    ارتش آمریکا عمداً نیروگاه‌های اصلی افغانستان را هدف قرار نداد.
    جمع‌بندی نهایی (حداقلی و مستند) تخريب پل ها و نيروگاه هاي برق توسط آمريکا در سه جنگ ياد شده در جدول شماره 1 آمده است.

جدول شماره 1، جمع‌بندی نهایی (حداقلی و مستند) حمله ي آمريکا به زير ساخت ها

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

این داده‌ها از گزارش‌های رسمی USAF، پنتاگون، RAND و مطالعات پساجنگ استخراج شده‌اند.

اعداد «حداقلی» هستند چون در هیچ جنگی فهرست کامل منتشر نشده است.

بخش سوم:

بررسي نگاه رياست جمهورهاي ايلات امريکا در مورد جنگ هاي ويتنام، عراق و افغانستان:

نگاه ریاست جمهور های مختلف آمریکا در دوران جنگ ویتنام ، عراق و افغانستان در مورد این جنگ ها به تفکیک چنين بوده است :

  1. جنگ ویتنام
    (1955–1975، با اوج حضور آمریکا 1965–1973)
  2. جان اف. کندی (1961–1963)
    • ویتنام را «خط مقدم مقابله با کمونیسم» می‌دانست.
    • به‌شدت مخالف عقب‌نشینی.
    • نیروهای مستشاری آمریکا را افزایش داد (از 900 نفر به 16,000 نفر).
    • معتقد بود عدم حضور آمریکا باعث سقوط سریع جنوب ویتنام می‌شود.
  3. لیندون بی. جانسون (1963–1969)
    • جنگ را «ضرورتی برای جلوگیری از گسترش کمونیسم» توصیف کرد.
    • آغازگر ورود گسترده نیروهای رزمی (حدود نیم میلیون نفر تا 1968).
    • در سال‌های پایانی ابراز تردید کرد و گفت جنگ «هزینه ي سیاسی و انسانی بسیار دارد».
    • اقدام به مذاکرات صلح کرد.
  4. ریچارد نیکسون (1969–1974)
    • استراتژی «ویتنامیزه کردن جنگ» را اعلام کرد: کاهش نیروهای آمریکایی، انتقال مسئولیت به ارتش ویتنام جنوبی.
    • در عین حال، حملات هوایی سنگینی اجرا کرد (Linebacker I & II).
    جنگ را «برای حفظ اعتبار آمریکا» ضروری می‌دانست.
    • در 1973 صلح پاریس را امضا کرد.
  1. جرالد فورد (1974–1977)
    • پس از خروج کامل نیروهای آمریکایی، سقوط سایگون را «پایان یک فصل تلخ» دانست.
    اعلام کرد آمریکا باز نخواهد گشت.
  1. جنگ عراق – 1991 (داستان خلیج فارس)

جورج هربرت بوش (1989–1993)
• حمله عراق به کویت را «تهدید مستقیم نظم جهانی» دانست.
• عملیات Desert Storm را «اقدام مشروع بین‌المللی برای آزادسازی کویت» نامید.
• از اشغال بغداد خودداری کرد و هدف را فقط «آزادسازی کویت» عنوان کرد.

  1. عراق – 2003
  2. جورج دبلیو بوش (2001–2009)
    • جنگ را «برای حذف تسلیحات کشتار جمعی» و «پایان دادن به رژیم صدام» معرفی کرد.
    • بعداً گفت اطلاعات در مورد تسلیحات اشتباه بود، اما تصمیم را «در راستای امنیت آمریکا» دانست.
    • تأکید داشت که ساخت «عراق دموکراتیک» هدف نهایی است.

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

توضيح :
جورج دبليو بوش تبليغ مي نمود که مي خواهد به مردم عراق کمک کند تا راه باريک آزادي را براي آنان به اتوبان بزرگ تبديل کند.

جهت بررسي و تحليل اين تبليغات ( رنگ کردن گنجشک و فروختن آن به جاي قناري) خوانندگان فهيم را به مطالعه اثار دارون عجم اغلو و جميز رابينسون ( راه باريک آزادي و چرا ملت ها شکست مي خورند؟ ) دعوت مي کنم.

  1. باراک اوباما (2009–2017)
    • جنگ 2003 را «جنگی که نباید آغاز می‌شد» توصیف کرد.
    • خروج تدریجی نیروهای آمریکا را اجرا کرد.
    • معتقد بود حضور طولانی‌ مدت باعث افزایش بی‌ثباتی می‌شود.
  1. افغانستان (2001–2021)

    a. جورج دبلیو بوش (2001–2009)
    • جنگ را «پاسخ به حملات 11 سپتامبر» و «ضروری برای نابودی القاعده» دانست.
    • هدف اولیه: سرنگونی طالبان و نابودی مأمن القاعده.
  • تأکید داشت از افغانستان «دولت تروریست‌پرور» نباید دوباره برخیزد.
  1. باراک اوباما (2009–2017)
    • جنگ افغانستان را «جنگ ضروری» در مقایسه با عراقِ 2003 می‌دانست.
    • ابتدا افزایش نیرو (surge) را اجرا کرد، سپس برنامه خروج تدریجی را آغاز نمود.
    • تأکید داشت هدف «ضعیف کردن طالبان تا حد مذاکره» است.
  2. دونالد ترامپ (2017–2021)
    • جنگ را «بی‌پایان و پرهزینه» توصیف کرد.
    • اعلام کرد راه‌حل نظامی وجود ندارد، باید «مذاکره با طالبان» انجام شود.
    • توافق دوحه (2020) برای خروج نیروهای آمریکا را امضا کرد.
  3. جو بایدن (2021)
    • خروج را اجرا کرد و اعلام کرد:
    – «ادامه حضور آمریکا به اهداف اصلی نمی‌رسید.»
    – «ماندنِ بیشتر یعنی جنگ بی‌پایان.»
    • سقوط سریع کابل را «ناگزیر» و «نتیجه ساختار ارتش افغانستان» دانست.

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

درخواست يک شهروند از محله سر افرازِ دماوند در بامداد سه شنبه 18 فروردين به وقت محلي ( 24 ساعت پیش از پایان ضرب الاجل ) ، از رياست محترم سازمان ملل متحد، ضمن قدرداني از زحمات ارزشمند شما، از حضرتعالي درخواست دارم که به وظايف قانوني خود ( ماحصلِ تجربه گرانبهاي عاقلان اين دهکده، نه جنگ افروزان ) عمل نمایيد و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک را به گوش ديگر اهالي برسانيد تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالي اين دهکده کوچک، جنگ افروز نيستند و قبل از ويراني ها مي دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

تحلیلی بر جنگی که بر ایران تحمیل شد و فلسفه سازمان ملل متحد و رکن چهارم دموکراسی در صدای معلم

چهارشنبه, 18 فروردين 1405 10:32 خوانده شده: 45 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور