صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

بررسی چالش های هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم   چکیده:

هوش مصنوعی به‌عنوان یکی از اثرگذارترین فن آوری‌های نوظهور، نظام‌های آموزشی جهان را با فرصت‌ها و چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو ساخته است.

مقاله «حمایت از پذیرش مقرون‌ به‌ صرفه هوش مصنوعی در آموزش» (نوشته نوآ یارو، مایکل تروکانو، جما رادون، مارتین ئی. دی سیمونه و اکوا نوآما بنتیل، منتشرشده در وبلاگ رسمی بانک جهانی در ۴ اوت ۲۰۲۶)، با الهام از گزارش کارشناسی «هزینه‌یابی کاربرد هوش مصنوعی در آموزش در کشورهای کم‌درآمد و با درآمد متوسط» (شماره ۲۷ از مجموعه «آموزش و مهارت‌های کاری» بانک جهانی، ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶)، راهکارهایی عملی برای بودجه‌بندی و تأمین مالی هوش مصنوعی در نظام‌های آموزشی با منابع محدود ارائه می‌دهد.

این مقاله با هشدار نسبت به «ترس از جا ماندن» (FOMO) که به سرمایه‌گذاری‌های شتابزده و پرهزینه می‌انجامد، بر لزوم اتخاذ رویکردی گام‌ به‌ گام، هدف مند و مبتنی بر شواهد تأکید دارد.

شش توصیه کلیدی مقاله عبارت‌اند از: (۱) آغاز با معلمان، نه دانش‌آموزان؛ (۲) سنجش هزینه‌های هوش مصنوعی در برابر هزینه‌های بالای وضع موجود (با اشاره به نرخ ۷۰ درصدی «فقر یادگیری» در جهان)؛ (۳) بهره‌گیری از زیرساخت‌های موجود؛ (۴) بازنگری در تأمین مالی و تدارکات؛ (۵) طراحی ابزارها برای اتصال محدود و بودجه کم؛ و (۶) سرمایه‌گذاری بر تولید شواهد میدانی پیش از هرگونه مقیاس‌سازی.

با بومی‌سازی این توصیه‌ها برای جمهوری اسلامی ایران، مقاله حاضر نشان می‌دهد که نظام آموزشی کشور با وجود چالش‌های ساختاری همچون شکاف عمیق دیجیتال، کمبود منابع و نابرابری‌های آموزشی، گام‌های مؤثری در مسیر تحول دیجیتال برداشته است. طرح ملی «ایران دیجیتال» با هدف آموزش رایگان هوش مصنوعی به چهار میلیون دانش‌آموز، تدوین «سند هوش مصنوعی و جانمایی آن در برنامه درسی» و «چارچوب فن آوری‌های نوین و هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران»، توسعه پلتفرم ملی «شاد» با بیش از ۱۶ میلیون کاربر، و اتصال مدارس به شبکه فیبرنوری از جمله ابتکارات در این حوزه به‌شمار می‌روند. با این حال، موانعی چون پوشش ناقص اینترنت در مناطق روستایی و عشایری، کمبود محتوای بومی فارسی، تحریم‌های بین‌المللی و کمبود نیروی متخصص، مسیر پذیرش گسترده هوش مصنوعی در آموزش ایران را با دشواری‌هایی روبه‌رو ساخته است.

مقاله در پایان با ارائه توصیه‌های راهبردی، بر ضرورت تدوین نقشه‌راه ملی با اولویت‌بندی مناطق محروم، توانمندسازی معلمان، توسعه مدل‌های زبانی بومی و کوچک، و ایجاد نظام ارزیابی و تولید شواهد تأکید می‌کند.

واژگان کلیدی: هوش مصنوعی، آموزش، هزینه‌یابی، کشورهای در حال توسعه، ایران، بانک جهانی، عدالت آموزشی، تحول دیجیتال.

بررسی چالش های هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم

۱. پیش‌درآمد: وضعیت آموزش در ایران در نگاه کلان

نظام آموزشی ایران با گستره‌ای عظیم و متنوع، یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های آموزشی منطقه را در خود جای داده است. بر اساس گزارش وزارت آموزش و پرورش، در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ حدود ۱۶ میلیون دانش‌آموز در ۱۲۳ هزار مدرسه و ۶۶۵ هزار کلاس درس در سراسر کشور مشغول به تحصیل هستند. از این تعداد، بیش از ۹ میلیون نفر در دوره ابتدایی و نزدیک به ۷ میلیون نفر در دوره متوسطه و هنرستان‌ها تحصیل می‌کنند. شبکه آموزشی کشور دارای حدود ۶۸۶ هزار و ۹۴۱ کلاس درس است که ۷۹ درصد آنها دولتی و ۲۱ درصد غیردولتی هستند.

با این حال، نظام آموزشی ایران با چالش‌های ساختاری عمیقی مواجه است. نتایج کنکور سراسری سال ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که ۷۸ درصد از ۳۷ نفر برتر رشته‌های ریاضی، علوم تجربی و انسانی از مدارس خاص «سمپاد» (مدارس استعدادهای درخشان) بوده‌اند، در حالی که هیچ یک از ۳۷ نفر برتر از مدارس عادی دولتی نبوده‌اند.

بررسی چالش های هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم

در رشته علوم تجربی که مسیر ورود به دانشکده‌های پزشکی است، این نابرابری چشم گیرتر است: ۹۰ درصد از دانش‌آموزان برتر از مدارس سمپاد بوده‌اند. بر اساس تحلیل‌های اخیر، بیش از نیمی از ۳۰۰۰ نفر برتر کنکور از ۱۰ درصد ثروتمندترین خانوارهای ایرانی هستند و دانش‌آموزان از چهار دهک پایین درآمدی تنها ۴.۵ درصد از این جمعیت را تشکیل می‌دهند.

این شکاف عمیق آموزشی، نه‌تنها در دسترسی به مدارس خاص، بلکه در دسترسی به زیرساخت‌های دیجیتال نیز بازتاب یافته است. بر اساس گزارش‌ها، در ایام آموزش مجازی، مدارس عشایری عملاً تعطیل بودند؛ چراکه اینترنت، تجهیزات و حتی آنتن دهی در بسیاری از مناطق وجود نداشت.

بررسی چالش های هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم

در چنین بستری، مقاله بانک جهانی با عنوان «حمایت از پذیرش مقرون‌به‌صرفه هوش مصنوعی در آموزش» (منتشر شده در ۴ اوت ۲۰۲۶) راهکارهایی عملی برای کشورهای کم‌درآمد و با درآمد متوسط ارائه می‌دهد که می‌تواند با بومی‌سازی مناسب، مسیر تحول دیجیتال آموزش در ایران را هموار سازد.

در ادامه، ضمن مرور توصیه‌های کلیدی این مقاله، وضعیت ایران در هر حوزه بررسی و راهکارهای متناسب با شرایط کشور ارائه می‌شود.

۲. توصیه اول: با معلمان شروع کنید، نه دانش‌آموزان

مقاله بانک جهانی به‌صراحت توصیه می‌کند که در مراحل اولیه پذیرش هوش مصنوعی در آموزش، ابزارهای هوش مصنوعی در خدمت معلمان قرار گیرند، نه دانش‌آموزان. برنامه‌ریزی درسی، بازخورد، مربی گری و کمک‌های اداری از جمله کاربردهایی هستند که با هزینه کمتر و اثربخشی بیشتر، کیفیت تدریس را بهبود می‌بخشند.

وضعیت ایران:

وزارت آموزش و پرورش ایران گام‌هایی در این مسیر برداشته است. «سند هوش مصنوعی و جانمایی آن در برنامه درسی» تدوین شده و قرار است همه معلمان در تابستان ۱۴۰۵ از آموزش‌های مرتبط با این مهارت بهره‌مند شوند. همچنین شورای عالی آموزش و پرورش، «چارچوب فن آوری‌های نوین و هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران» را با هدف ارتقای کیفیت و عدالت آموزشی و پیش گیری از شکاف فن آوری بین ایران و جهان تدوین کرده است.

معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش نیز از سه مسیر اصلی برای اجرای هوش مصنوعی در آموزش خبر داده است: آموزش هوش مصنوعی به دانش‌آموزان، ارتقای مهارت‌های معلمان، و ایجاد رشته‌های جدید تحصیلی.

با این حال، چالش اصلی در مقیاس است. با بیش از یک میلیون فرهنگی و ۱۶ میلیون دانش‌آموز، توانمندسازی تمام معلمان نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و منابع قابل‌ توجه است. بر اساس پژوهش‌های داخلی، موانعی مانند مقاومت سازمانی، هزینه‌ها و کمبود حمایت خانواده‌ها از جمله موانع پیاده‌ سازی هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران شناسایی شده‌اند.

راهکار بومی‌شده:

  • آغاز با گروه‌های کوچک معلمان پیشرو: به‌جای آموزش همگانی، برنامه‌های پایلوت در چند استان با همکاری معلمان داوطلب و مدارس منتخب اجرا شود.
  • استفاده از بستر «شاد» برای آموزش معلمان: پلتفرم ملی «شاد» که بزرگ‌ترین اکوسیستم آموزشی ایران است، می‌تواند بستر مناسبی برای آموزش مجازی معلمان در حوزه هوش مصنوعی باشد. کارگاه‌های عملی برای توانمندسازی معلمان دبیرستان در این بستر برگزار شده است.
  • توسعه دستیارهای هوش مصنوعی معلمان: وزارت ارتباطات برای فاز دوم هوشمندسازی آموزش، توسعه دستیارهای هوش مصنوعی برای معلمان را در دستور کار قرار داده است.

۳. توصیه دوم: هزینه‌های هوش مصنوعی را در برابر هزینه‌های بالای وضع موجود بسنجید

مقاله بانک جهانی با اشاره به نرخ ۷۰ درصدی «فقر یادگیری» در جهان (ناتوانی کودکان ۱۰ ساله در خواندن یک متن ساده)، تأکید دارد که هزینه‌های هوش مصنوعی نباید به‌صورت مجزا محاسبه شود، بلکه باید با هزینه‌های گزاف روش‌های سنتی مقایسه گردد.

بررسی چالش های هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم

وضعیت ایران:

نظام آموزشی ایران با کمبود شدید منابع مواجه است. بر اساس گزارش‌ها، سرانه فضای آموزشی هر دانش‌آموز در ایران ۵.۴۵ متر مربع است و در برخی مدارس دولتی، نسبت دانش‌آموز به معلم در کلاس‌ها گاهی از ۴۵ نفر فراتر می‌رود. معلمان به دلیل حقوق پایین اغلب با چند شغل فعالیت می‌کنند و کتاب‌های درسی قدیمی هستند.

در حوزه آموزش عالی نیز، ایران با وجود ۴۴۰ دانشگاه و ۲۳۶ دانشگاه با چالش‌های جدی در کیفیت و عدالت آموزشی رو به روست.

هزینه فرصت عدم اقدام در ایران بسیار بالاست. با توجه به جمعیت جوان کشور و نیاز مبرم به مهارت‌آموزی دیجیتال، تأخیر در پذیرش فن آوری‌های نوین آموزشی می‌تواند به تعمیق شکاف دیجیتال و افزایش نابرابری‌های آموزشی منجر شود، همان‌طور که پژوهش‌ها نشان داده‌اند در استان‌هایی مانند تهران با دسترسی بهتر به زیرساخت‌ها، استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مؤثرتر بوده، در حالی که در استان‌های محروم مانند سمنان، محدودیت‌های زیرساختی شکاف دیجیتال را تشدید کرده است.

راهکار بومی‌ شده :

  • تدوین سند هزینه‌یابی ملی: وزارت آموزش و پرورش با همکاری سازمان برنامه و بودجه، برآورد دقیقی از هزینه‌های جایگزین (نظیر جذب نیروی انسانی جدید، بازسازی فضاهای آموزشی، و تأمین تجهیزات سنتی) در برابر سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی تهیه کند.
  • اولویت‌بندی مناطق محروم: با توجه به اینکه شکاف آموزشی در مناطق روستایی و عشایری عمیق‌تر است ؛ سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی می‌تواند با هزینه کمتر، دسترسی به آموزش باکیفیت را برای این مناطق فراهم کند.

۴. توصیه سوم: بر زیرساخت‌های موجود تکیه کنید

مقاله بانک جهانی توصیه می‌کند به‌جای سرمایه‌گذاری کلان در سخت‌افزارهای جدید، از دستگاه‌های اشتراکی موجود مدارس و شبکه‌های موبایل فعلی بهره گرفته شود.

وضعیت ایران:

زیرساخت ارتباطی مدارس ایران در حال توسعه است، اما فاصله زیادی با پوشش کامل دارد. بر اساس گزارش وزارت ارتباطات، از ۳۹ هزار و ۸۰۰ مدرسه شهری کشور، تا خرداد ۱۴۰۵ تنها ۵ هزار و ۲۰۰ مدرسه به شبکه فیبرنوری متصل شده‌اند. این در حالی است که در شهریور ۱۴۰۳ تنها ۱۲۶ مدرسه به فیبرنوری متصل بودند. هدف این است که تا سال ۱۴۰۵ تمامی مدارس کشور به این شبکه متصل شوند.

در زمینه تجهیزات هوشمند، بر اساس گزارش رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی، حدود ۳۰ درصد از دانش‌آموزان به شبکه ارتباطی یا وسایل هوشمند برای اتصال به شبکه «شاد» دسترسی ندارند. با این حال، تاکنون با مشارکت خیرین ۳۶۱ هزار تبلت و گوشی هوشمند به دانش‌آموزان کم‌ بهره اهدا شده است.

در برخی مناطق مانند سیستان و بلوچستان، تقریباً هیچ اتصال اینترنتی وجود ندارد و بسیاری از کودکان دستگاهی مانند لپ‌تاپ یا گوشی هوشمند ندارند.

تفاه منامه‌ای میان وزارت آموزش و پرورش و شرکت مخابرات ایران منعقد شده که بر اساس آن، شرکت مخابرات موظف به ارائه دسترسی رایگان مدارس به اینترنت پرسرعت مبتنی بر فیبرنوری، توسعه فضای ابری، ارتقای امنیت شبکه و فراهم سازی زیرساخت هوشمندسازی مدارس شده است.

راهکار بومی‌ شده:

  • بهره‌گیری از شبکه «شاد» به‌عنوان بستر اصلی: پلتفرم ملی «شاد» با بیش از ۱۶ میلیون کاربر، بزرگ‌ترین اکوسیستم آموزشی ایران است. با ارتقای زیرساخت‌های این پلتفرم و افزودن ۴۰۰ سرور ساخت داخل، امکان بهره‌گیری از فن آوری‌های هوش مصنوعی در این سکو فراهم می‌شود. توسعه «شاد پلاس» با معرفی هوش مصنوعی اختصاصی، گامی در این مسیر است.
  • استفاده از مدل‌های زبانی کوچک (Small Language Models): با توجه به محدودیت‌های زیرساختی و تحریم‌های بین‌المللی، توسعه مدل‌های زبانی کوچک مبتنی بر داده‌های بومی فارسی، گزینه‌ای مقرون‌به‌صرفه و متناسب با شرایط کشور است. وزارت علوم از حمایت از توسعه حداقل ۳ مدل بنیادین هوش مصنوعی بر اساس داده‌های داخلی خبر داده است.
  • اولویت‌بندی مدارس شبانه‌روزی و عشایری: بر اساس گزارش‌ها، این مدارس در اولویت اتصال به فیبرنوری قرار گرفته‌اند که رویکردی هوشمندانه برای کاهش شکاف دیجیتال است.

۵. توصیه چهارم: تأمین مالی و تدارکات را بازنگری کنید

مقاله بانک جهانی پیشنهاد می‌دهد از صندوق‌های خدمات جهانی (USFs) برای یارانه‌دهی به هزینه‌های رایانش ابری، قراردادهای مبتنی بر نتیجه، و مدل‌های پرداخت به‌ازای استفاده استفاده شود.

بررسی چالش های هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم

وضعیت ایران:

در ایران، منابع مالی آموزش و پرورش محدود و عمدتاً وابسته به بودجه عمومی دولت است. با توجه به تحریم‌های بین‌المللی، دسترسی به خدمات ابری بین‌المللی با محدودیت مواجه است و توسعه زیرساخت‌های ابری داخلی یک ضرورت محسوب می‌شود.

بر اساس برنامه هفتم توسعه، ۵۰۰ هزار نیروی متخصص در حوزه فن آوری اطلاعات و اقتصاد دیجیتال با همکاری وزارت آموزش و پرورش، معاونت علمی و فن آوری ریاست جمهوری و سایر دستگاه‌ها تربیت خواهند شد. همچنین طرح «ایران دیجیتال» با هدف آموزش رایگان هوش مصنوعی به ۲ میلیون دانش‌آموز متوسطه اول و ۱۰۰۰ معلم آغاز شده است و قرار است این تعداد به ۴ میلیون دانش‌آموز افزایش یابد.

لایحه‌ای با ۱۴ ماده در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی است که سیاست‌های کلان، توسعه زیرساخت‌ها و تنظیم مقررات هوش مصنوعی را در کشور تعیین می‌کند.

راهکار بومی‌ شده:

  • ایجاد صندوق ملی هوش مصنوعی آموزشی: با همکاری وزارت آموزش و پرورش، معاونت علمی ریاست‌جمهوری و بخش خصوصی، صندوقی برای تأمین مالی پروژه‌های هوش مصنوعی در آموزش تأسیس شود.
  • استفاده از ظرفیت خیرین مدرسه‌ساز: بر اساس گزارش وزارت آموزش و پرورش، خیرین نزدیک به ۶۰ درصد مدارس جدید ساخته‌شده در سه سال گذشته را تأمین مالی کرده‌اند. این ظرفیت می‌تواند به حوزه تجهیزات هوشمند و زیرساخت‌های دیجیتال نیز گسترش یابد.
  • توسعه ابر ملی و خدمات ابری داخلی: با توجه به محدودیت‌های بین‌المللی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های ابری داخلی برای میزبانی سرویس‌های هوش مصنوعی آموزشی ضروری است. تفاهم نامه وزارت آموزش و پرورش با شرکت مخابرات ایران برای توسعه فضای ابری گامی در این مسیر است.

۶. توصیه پنجم: طراحی برای اتصال محدود و بودجه کم

مقاله بانک جهانی تأکید دارد که ابزارهای هوش مصنوعی باید بدون نیاز به اتصال دائمی اینترنت کار کنند و در زمان دسترسی به شبکه همگام‌سازی شوند.

وضعیت ایران:

با توجه به پوشش ناقص اینترنت در مناطق روستایی و عشایری، توسعه ابزارهای آفلاین هوش مصنوعی برای ایران حیاتی است. مدارس عشایری در دوران آموزش مجازی عملاً تعطیل بودند و این نشان می‌دهد که هر راهکار هوش مصنوعی باید مستقل از اتصال دائمی به اینترنت طراحی شود.

راهکار بومی‌ شده:

  • توسعه اپلیکیشن‌های آموزشی آفلاین: با بهره‌گیری از مدل‌های زبانی کوچک (SLM) که روی دستگاه‌های با پردازش محدود قابل اجرا هستند، ابزارهای آموزشی هوش مصنوعی برای مناطق بدون اینترنت طراحی شوند.
  • همگام‌سازی هوشمند: ابزارهایی که در زمان اتصال به شبکه، داده‌ها را با سرور مرکزی همگام‌سازی می‌کنند، برای مناطق روستایی و عشایری طراحی شوند.
  • استفاده از شبکه تلویزیون آموزشی: در دوران همه‌گیری کرونا و نیز در شرایط اضطراری، از ظرفیت شبکه تلویزیونی آموزش برای ارائه محتوای آموزشی استفاده شد. این بستر می‌تواند برای آموزش مفاهیم پایه هوش مصنوعی به دانش‌آموزان مناطق محروم نیز به‌کار گرفته شود.

۷. توصیه ششم: تولید شواهد را به‌عنوان سرمایه‌گذاری اصلی در نظر بگیرید

مقاله بانک جهانی بر تولید داده و شواهد میدانی پیش از هر گونه مقیاس‌سازی تأکید دارد و هشدار می‌دهد که بدون این کار، کشورها ریسک سرمایه‌گذاری‌های میلیون‌دلاری بر فن آوری‌هایی را می‌پذیرند که ممکن است کار نکنند، مقیاس‌پذیر نباشند یا به یادگیرندگان آسیب بزنند.

وضعیت ایران:

پژوهش‌های داخلی در حوزه هوش مصنوعی در آموزش همچنان محدود است، اما نشانه‌هایی از توجه فزاینده به این حوزه دیده می‌شود. به عنوان مثال، پژوهشی در مورد امکان‌سنجی استفاده از هوش مصنوعی در آموزش ابتدایی ایران، موانعی مانند مقاومت، هزینه‌ها و حمایت خانواده و چالش‌هایی مانند تهدیدات سایبری، نادیده‌گرفتن نیروی انسانی و ناعدالتی آموزشی را شناسایی کرده است.

همچنین پلتفرم «ایران دیجیتال» با تمرکز بر آموزش برنامه‌نویسی و مفاهیم مقدماتی هوش مصنوعی به نوجوانان، موفق به جذب بیش از ۳۷۰ هزار کدآموز از سراسر کشور شده و به‌عنوان یکی از پنج پروژه برتر جهان در WSIS 2025 معرفی شده است.

استارتاپ Minedu AI که توسط دو دانش‌آموز ۱۲ ساله ایرانی تأسیس شده، یک دستیار آموزشی هوشمند مبتنی بر بازی است که با حمایت فنی گوگل مالزی توسعه یافته و این دو دانش‌آموز را به جوان‌ترین بنیانگذاران استارتاپ آموزشی ایران تبدیل کرده است.

راهکار بومی‌ شده:

  • ایجاد مرکز ملی پژوهش‌های هوش مصنوعی در آموزش: با همکاری وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و معاونت علمی ریاست‌جمهوری، مرکزی برای طراحی پایلوت‌های علمی، جمع‌آوری داده و انتشار یافته‌ها تأسیس شود.
  • راه‌اندازی سامانه اشتراک‌گذاری داده‌های آموزشی: وزارت علوم از راه‌اندازی بستری برای جمع‌آوری و اشتراک‌گذاری داده‌های پژوهشی و آموزشی به‌صورت امن خبر داده است که می‌تواند به تولید شواهد معتبر کمک کند.
  • ارزیابی مداوم طرح «ایران دیجیتال»: با توجه به اینکه فاز اول این طرح با هدف آموزش ۲ میلیون دانش‌آموز آغاز شده، ارزیابی مستمر تأثیر آن بر مهارت‌های دیجیتال، تفکر انتقادی و خلاقیت دانش‌آموزان ضروری است.

۸. برنامه‌ها و ابتکارات موجود در ایران

طرح "ایران دیجیتال"

طرح ملی «ایران دیجیتال» که در خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد، یک برنامه آموزش رایگان هوش مصنوعی برای ۲ میلیون دانش‌آموز متوسطه اول و ۱۰۰۰ معلم است. این طرح که به‌صورت بازی‌محور و تعاملی طراحی شده، شامل مسابقات فصلی، رتبه‌بندی افراد در مناطق مختلف و اهدای جوایز است. افراد برتر امکان شرکت در دوره‌های پیشرفته و کارآموزی را خواهند داشت.

بر اساس برنامه هفتم توسعه، وزارت آموزش و پرورش موظف است آموزش هوش مصنوعی را به ۲ میلیون دانش‌آموز تکمیل کند و برنامه‌ریزی شده است که این تعداد در سال آینده به ۴ میلیون دانش‌آموز افزایش یابد.

سند هوش مصنوعی و جانمایی در برنامه درسی

"سند هوش مصنوعی و جانمایی آن در برنامه درسی" تدوین شده و قرار است همه معلمان در تابستان ۱۴۰۵ از آموزش‌های مرتبط با این مهارت بهره‌مند شوند. همچنین برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی رشته هوش مصنوعی در مقطع دوم متوسطه انجام شده است.

چارچوب فن آوری‌های نوین و هوش مصنوعی در آموزش و پرورش

شورای عالی آموزش و پرورش، «چارچوب فن آوری‌های نوین و هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران» را با هدف ارتقای کیفیت و عدالت آموزشی و پیش گیری از شکاف فن آوری بین ایران و جهان تدوین کرده است. این چارچوب با نگاهی واقع‌بینانه به فعالیت‌ها و محدودیت‌ها و در نظر گرفتن روندی تدریجی اما مؤثر و قابل‌دسترس در زمان کوتاه طراحی شده است.

پلتفرم «شاد» و تحول دیجیتال

پلتفرم ملی «شاد» به‌عنوان بزرگ‌ترین اکوسیستم آموزشی ایران با بیش از ۱۶ میلیون کاربر، نقش محوری در تحول دیجیتال آموزش دارد. با ارتقای زیرساخت‌ها و افزودن ۴۰۰ سرور ساخت داخل، امکان بهره‌گیری از فن آوری‌های هوش مصنوعی در این سکو فراهم شده است. «شاد پلاس» با معرفی هوش مصنوعی اختصاصی خود، گامی در جهت یادگیری هوشمند برداشته است.

بررسی چالش های هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم

جایگاه ایران در شاخص‌های بین‌المللی

بر اساس گزارش Nature Index، جایگاه ایران در تولیدات علمی حوزه هوش مصنوعی از رتبه ۳۳ به ۳۰ ارتقا یافته و کشور در جمع ۵۰ کشور برتر جهان قرار دارد. همچنین بر اساس شاخص Oxford Insights که آمادگی دولت‌ها برای پیاده‌سازی هوش مصنوعی در خدمات عمومی را می‌سنجد، ایران با رتبه ۹۱ از میان ۱۸۸ کشور، نسبت به سال ۲۰۲۳ سه پله صعود داشته است.

۹. چالش‌ها و موانع پیش‌روی ایران

۱. شکاف دیجیتال و نابرابری آموزشی

با وجود پیشرفت‌ها، شکاف عمیقی بین مناطق شهری و روستایی، مدارس دولتی و غیردولتی، و دانش‌آموزان برخوردار و کم‌بهره وجود دارد. این شکاف در دوران آموزش مجازی به‌وضوح نمایان شد و دانش‌آموزان مناطق روستایی و عشایری عملاً از آموزش بازماندند.

۲. محدودیت‌های زیرساختی

هرچند اتصال مدارس به فیبرنوری در حال افزایش است، اما هنوز بیش از ۸۵ درصد مدارس شهری به این شبکه متصل نشده‌اند. در مناطق روستایی و عشایری، وضعیت بسیار نامناسب‌تر است.

۳. کمبود محتوای بومی و فارسی

توسعه مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) برای زبان فارسی با چالش‌های جدی مواجه است. هرچند وزارت علوم از حمایت از توسعه حداقل ۳ مدل بنیادین هوش مصنوعی بر اساس داده‌های داخلی خبر داده, اما این مسیر نیازمند سرمایه‌گذاری کلان و همکاری گسترده است.

۴. تحریم‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی

تحریم‌های بین‌المللی دسترسی ایران به خدمات ابری بین‌المللی، سخت‌افزارهای پیشرفته و همکاری‌های علمی با مراکز معتبر جهانی را محدود کرده است. با این حال، ایران در چارچوب همکاری با کشورهای عضو بریکس و سازمان همکاری اسلامی به دنبال گسترش همکاری‌های علمی در حوزه هوش مصنوعی است.

۵. کمبود نیروی متخصص

با وجود برنامه‌ریزی برای تربیت ۵۰۰ هزار نیروی متخصص در حوزه فن آوری اطلاعات, کمبود معلمان آموزش‌دیده در حوزه هوش مصنوعی و مدرسین متخصص همچنان یک چالش اساسی است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که کمبود آموزش معلمان و مقاومت نهادی از موانع اصلی پیاده‌سازی هوش مصنوعی در آموزش ایران هستند.

۱۰. جمع‌بندی و توصیه‌های راهبردی

مقاله بانک جهانی، نقشه‌راهی عملی برای کشورهای در حال توسعه ترسیم می‌کند که با بومی‌سازی مناسب، می‌تواند مسیر تحول دیجیتال آموزش در ایران را هموار سازد. پیام اصلی مقاله را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: 

«هوش مصنوعی را با مقیاس کوچک، بر دوش معلمان و با تکیه بر زیرساخت موجود آغاز کنید، پیش از گسترش آن را به‌دقت آزمایش کنید و هزینه‌هایش را با هزینه‌های گران‌قیمت وضع‌موجود بسنجید.»

توصیه‌های راهبردی برای ایران:

۱. تدوین نقشه‌راه ملی با اولویت‌بندی مشخص:

با توجه به وسعت کشور و تنوع مناطق، نقشه‌راهی تدوین شود که مناطق محروم، مدارس عشایری و دانش‌آموزان کم‌بهره را در اولویت قرار دهد. تجربه نشان داده که عدالت آموزشی در کشور عملاً محقق نشده و وزارت آموزش و پرورش از وظایف خود در قبال مناطق عشایری و محروم دور مانده است.

۲. سرمایه‌گذاری بر توانمندسازی معلمان:
به‌جای خرید تجهیزات گران‌قیمت برای دانش‌آموزان، بر آموزش و توانمندسازی معلمان در حوزه هوش مصنوعی متمرکز شود. «سند هوش مصنوعی و جانمایی آن در برنامه درسی» با جدیت اجرا شود و همه معلمان تا تابستان ۱۴۰۵ از این آموزش‌ها بهره‌مند شوند.

۳. تقویت زیرساخت‌های ارتباطی با اولویت مناطق محروم:
اتصال تمام مدارس به شبکه فیبرنوری تا سال ۱۴۰۵ با جدیت دنبال شود و مدارس شبانه‌روزی و عشایری در اولویت قرار گیرند.

۴. توسعه مدل‌های زبانی بومی و کوچک:
با توجه به محدودیت‌های زیرساختی و تحریم‌ها، بر توسعه مدل‌های زبانی کوچک (SLM) مبتنی بر داده‌های فارسی تمرکز شود. وزارت علوم از حمایت از توسعه حداقل ۳ مدل بنیادین هوش مصنوعی خبر داده که باید با جدیت پیگیری شود.

۵. ایجاد نظام ارزیابی و تولید شواهد:
پیش از هرگونه مقیاس‌سازی، پایلوت‌های علمی در چند استان با شرایط مختلف اجرا و نتایج آنها به‌دقت ارزیابی شود. مرکز ملی پژوهش‌های هوش مصنوعی در آموزش با همکاری وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و معاونت علمی ریاست‌جمهوری تأسیس شود.

۶. بهره‌گیری از ظرفیت‌های داخلی و بخش خصوصی:
استارتاپ‌های موفق ایرانی مانند Minedu AI و پلتفرم «ایران دیجیتال» نشان داده‌اند که ظرفیت بالایی برای نوآوری در این حوزه وجود دارد. حمایت از این زیست‌بوم نوآوری و ایجاد شتاب‌دهنده‌های تخصصی هوش مصنوعی آموزشی در دستور کار قرار گیرد.

۷. همکاری‌های بین‌المللی هدف مند:
با وجود تحریم‌ها، ایران می‌تواند از ظرفیت همکاری با کشورهای عضو بریکس و سازمان همکاری اسلامی برای انتقال دانش و تجربه در حوزه هوش مصنوعی آموزشی بهره گیرد.

۸. تداوم و گسترش طرح «ایران دیجیتال»:
با توجه به موفقیت اولیه این طرح در جذب بیش از ۳۷۰ هزار کدآموز، هدف ۴ میلیون دانش‌آموز تا سال آینده با جدیت پیگیری شود و فاز دوم آن با محوریت دستیارهای هوش مصنوعی معلمان اجرا شود.

منابع :

  1. World Bank. (2026, August 4). Supporting cost-effective AI adoption in education. Let's Talk Development. (Yarrow, N., Trucano, M., Rodon, G., De Simone, M.E., & Bentil, E.N.)
  2. Iran Front Page. (2025, September 23). Iran's New School Year Opens With President's Attendance
  3. Times Higher Education. (2025, September 23). Iran's 'fair' university entrance exam is exacerbating inequality
  4. Tehran Times. (2025, December 5). Science ministry finalizes AI action plan
  5. Tehran Times. (2025, June 27). 'Iran Digital' program kicks off, focusing on AI in schools
  6. Inn.ir. (2026, July 13). اتصال بیش از پنج هزار مدرسه کشور به شبکه فیبرنوری
  7. Inn.ir. (2025, December 8). تفاهم وزارت آموزش‌وپرورش و شرکت مخابرات ایران برای هوشمندسازی مدارس
  8. Qudsonline.ir. (2026, August 7).  تدوین چارچوب فناوری‌های نوین و هوش مصنوعی در آموزش و پرورش
  9. Tehran Times. (2026, January 18). 'Iran Digital' aims to teach AI to four million students
  10. IRIB News. (2025, October 22). تحول زیرساخت در شاد با همکاری معاونت علمی و وزارت ارتباطات
  11. IRIB News. (2025, March 16). سند هوش مصنوعی و جانمایی آن در برنامه درسی تدوین شد
  12. Zoomit.ir. (2025, July 10). پلتفرم آموزشی «ایران دیجیتال» در جمع پنج پروژه برتر جهان در WSIS 2025
  13. Pana.ir. (2025, June 2). دو نوجوان ایرانی برترین مخترعان جوان ITEX 2025 شدند
  14. IRNA. (2025, August 24). Iranian innovator wins BRICS, SCO 'Social Solution of the year' award
  15. Various academic sources on AI in education in Iran. 

ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی چالش های هوش مصنوعی در آموزش و پرورش ایران در صدای معلم

منتشرشده در پژوهش


نقدی بر سندرم هوش مصنوعی و توهم معلم خلاق و بحران تازه آموزش‌ و پرورش در صدای معلم

سال‌هاست که درباره ضرورت ورود فن آوری به آموزش سخن می‌گوییم.

از کلاس‌های هوشمند گرفته تا آموزش مجازی، از محتوای دیجیتال تا یادگیری شخصی‌ سازی‌شده؛ همه این‌ها قرار بود آموزش را عمیق‌تر، عادلانه‌تر و باکیفیت‌تر کنند. امروز نیز هوش مصنوعی تازه‌ترین حلقه این زنجیره است؛ ابزاری قدرتمند که اگر درست به کار گرفته شود، می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌های تاریخ نظام‌های آموزشی باشد.

اما درست در همان نقطه‌ای که فرصت آغاز می‌شود، یک تهدید نیز متولد شده است؛ تهدیدی که آرام، بی‌صدا و با ظاهری جذاب، در حال فرسایش یکی از بنیادی‌ترین ارکان تعلیم و تربیت است:

تفکر معلم .

نقدی بر سندرم هوش مصنوعی و توهم معلم خلاق و بحران تازه آموزش‌ و پرورش در صدای معلم

این روزها کافی است نگاهی گذرا به صفحات آموزشی، کانال‌های معلمان یا گروه‌های تولید محتوا بیندازیم. انبوهی از متن‌ها، طرح درس‌ها، آزمون‌ها، سناریوهای تدریس، کپشن‌ها و حتی تحلیل‌های آموزشی را می‌بینیم که تقریباً بدون هیچ دخل و تصرفی، مستقیماً از دل هوش مصنوعی بیرون آمده‌اند؛ متن‌هایی که شاید در نگاه اول زیبا، منظم و حرفه‌ای به نظر برسند، اما با اندکی دقت، شباهت حیرت‌آور آن‌ها با یکدیگر آشکار می‌شود؛ گویی همه از یک ذهن واحد تغذیه شده‌اند.

بحران دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.

مسئله، استفاده از هوش مصنوعی نیست؛ مسئله، واگذاری اندیشیدن به هوش مصنوعی است.

نقدی بر سندرم هوش مصنوعی و توهم معلم خلاق و بحران تازه آموزش‌ و پرورش در صدای معلم

معلم، صرفاً تولیدکننده محتوا نیست؛ او پیش از هر چیز یک اندیشمند آموزشی، طراح تجربه یادگیری و تحلیل‌گر نیازهای دانش‌آموز است. وقتی این نقش به چند فرمان متنی و چند دکمه خلاصه شود، دیگر با «معلم» روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با اپراتوری مواجهیم که خروجی یک سامانه را منتشر می‌کند.

خطر بزرگ‌تر آنجاست که بسیاری از کاربران، حتی توانایی تشخیص خطاهای علمی، محتوایی یا تربیتی تولیدشده توسط هوش مصنوعی را نیز ندارند.

هر چند مدل‌های هوش مصنوعی روزبه‌روز دقیق‌تر می‌شوند، اما همچنان ممکن است دچار خطا، ساده‌سازی افراطی، استناد نادرست یا برداشت ناقص شوند؛ اگر کاربر فاقد دانش تخصصی باشد، نه‌تنها این خطاها را اصلاح نمی‌کند، بلکه همان اشتباه را با اعتماد به‌ نفس منتشر می‌کند و به چرخه آموزش وارد می‌سازد.  بحران امروز آموزش، کمبود ابزار نیست؛ کمبود اندیشه است. و هیچ فن آوری، هرقدر هم پیشرفته باشد، نمی‌تواند جای ذهن خلاق، نگاه نقاد و مسئولیت حرفه‌ای یک معلم واقعی را بگیرد.

در چنین شرایطی، مسئله دیگر یک اشتباه فردی نیست؛ بلکه شکل‌گیری یک آلودگی دانشی در مقیاس گسترده است.

از سوی دیگر، یکی از ارزشمندترین سرمایه‌های نظام آموزشی، تنوع نگاه معلمان است . نگاه هر معلم، حاصل سال‌ها تجربه، مطالعه، شخصیت، زیست فرهنگی و شناخت متفاوت از دانش‌آموزان خود است. همین تفاوت‌هاست که آموزش را زنده، پویا و خلاق می‌کند.

اما زمانی که هزاران معلم، بدون بازآفرینی، از یک موتور تولید متن استفاده کنند، خروجی‌ها به‌تدریج به هم شبیه می‌شوند؛ واژه‌ها، مثال‌ها، ساختارها، حتی نوع نگاه به آموزش نیز یکسان می‌شود .

نتیجه، شکل‌گیری نوعی یکسان‌سازی فکری است؛ پدیده‌ای که خلاقیت را می‌خشکاند و آموزش را به کارخانه تولید نسخه‌های مشابه تبدیل می‌کند.

نقدی بر سندرم هوش مصنوعی و توهم معلم خلاق و بحران تازه آموزش‌ و پرورش در صدای معلم

( پروکروستس )

 

آموزش، صنعت مونتاژ نیست.

دانش‌آموز، محصول خط تولید نیست.

کلاس درس نیز آزمایشگاهی برای کپی‌کاری نیست.

هوش مصنوعی نباید جایگزین تجربه زیسته معلم شود؛ بلکه باید تجربه او را تقویت کند. همان‌گونه که ماشین‌حساب، ریاضیدان را حذف نکرد و نرم‌افزارهای طراحی، معمار را بی‌نیاز از اندیشیدن نساختند، هوش مصنوعی نیز نباید جای تفکر تربیتی را اشغال کند.

کارکرد واقعی این فن آوری، کاهش زمان انجام امور تکراری است؛ تهیه پیش‌نویس طرح درس، پیشنهاد ایده، طراحی اولیه آزمون، خلاصه‌سازی منابع، تولید مثال‌های متنوع یا کمک به شخصی‌سازی آموزش.

اما آنچه کلاس را به یک تجربه انسانی تبدیل می‌کند، هنوز و همچنان در اختیار معلم است:

قضاوت حرفه‌ای، شناخت مخاطب، خلاقیت، همدلی و قدرت تصمیم‌گیری.

معلمی که از هوش مصنوعی استفاده می‌کند اما همه خروجی آن را با دانش تخصصی خود بازنویسی، اصلاح، بومی‌سازی و غنی می‌کند، نه‌تنها از فن آوری عقب نمانده، بلکه بهره‌وری خود را افزایش داده است.

نقدی بر سندرم هوش مصنوعی و توهم معلم خلاق و بحران تازه آموزش‌ و پرورش در صدای معلم

اما معلمی که تمام فرآیند تولید محتوا را به هوش مصنوعی واگذار می‌کند، عملاً از نقش حرفه‌ای خود فاصله گرفته و به مصرف‌کننده منفعل محتوا تبدیل شده است.

این پدیده، تنها یک مسئله فردی نیست؛ بلکه به‌زودی به یک مسئله سیاست‌گذاری آموزشی تبدیل خواهد شد.

وزارت آموزش‌ و پرورش، دانشگاه فرهنگیان، مراکز تربیت معلم و نهادهای ناظر باید هرچه سریع‌تر برای «سواد هوش مصنوعی» برنامه‌ریزی کنند؛ سوادی که نه صرفاً آموزش کار با ابزارها، بلکه آموزش تفکر انتقادی، راستی‌آزمایی محتوا، اخلاق حرفه‌ای و مهارت بازآفرینی را در بر بگیرد.

آینده آموزش متعلق به معلمانی نیست که بیشترین استفاده را از هوش مصنوعی می‌کنند؛ بلکه متعلق به کسانی است که بهترین استفاده را از آن دارند.

هوش مصنوعی، اگر در جایگاه واقعی خود بنشیند، می‌تواند دستیار هوشمند معلم باشد؛ دستیاری خستگی‌ناپذیر که سرعت را افزایش می‌دهد، ایده می‌دهد و مسیرهای تازه‌ای پیش روی آموزش می‌گذارد. اما اگر جای معلم بنشیند و جای اندیشیدن را بگیرد، نه‌تنها کیفیت آموزش را ارتقا نخواهد داد، بلکه یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های نظام تعلیم و تربیت، یعنی تفکر مستقل معلم را فرسوده خواهد کرد.

بحران امروز آموزش، کمبود ابزار نیست؛ کمبود اندیشه است. و هیچ فن آوری، هرقدر هم پیشرفته باشد، نمی‌تواند جای ذهن خلاق، نگاه نقاد و مسئولیت حرفه‌ای یک معلم واقعی را بگیرد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نقدی بر سندرم هوش مصنوعی و توهم معلم خلاق و بحران تازه آموزش‌ و پرورش در صدای معلم

منتشرشده در آموزش نوین

گروه رسانه/

پژوهش در مورد زوال تدریجی توانایی خواندن و چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمی‌توانند کتاب بخوانند در صدای معلم

 آمارهای جدید نشان‌ دهنده یک بحران عمیق، خاموش و نسل‌ شناختی در سیستم آموزشی و توانایی ذهنی جوانان است. گزارش بزرگ کتاب‌خوانی سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که بخش بزرگی از پسران نوجوان در مقطع دبیرستان، هنوز توانایی خواندن کتاب‌هایی دشوارتر از کتاب‌های دوره ابتدایی را ندارند. این بحران به مدارس محدود نم انده و اکنون استادان دانشگاه شکایت دارند که دانشجویان جدید حتی از پس خواندن یک مقاله علمی ۲۰ صفحه‌ای هم برنمی‌آیند.

 طبق گزارش سالانه رنسانس که ۲۳ میلیون فعالیت خواندنِ بیش از یک میلیون دانش‌آموز را تحلیل کرده، پسران ۱۱ تا ۱۴ ساله تقریباً به طور انحصاری به خواندن کتاب‌های بسیار ساده و مصور نظیر خاطرات یک بچه چلمن محدود شده‌اند و طعم چالش‌های ادبی بزرگتر را نمی‌چشند. دختران هم سن آن‌ها گرچه انتخاب‌ های متنوع‌تری دارند، اما همچنان با معیارهای رشد شناختی فاصله دارند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد کمتر از ۱۰ درصد پسران ۱۴ تا ۱۶ ساله روزانه برای لذت مطالعه می‌کنند و نمرات خواندن دانش‌آموزان سال آخر دبیرستان به پایین‌ترین حد خود از سال ۱۹۹۲ رسیده است.

پژوهش در مورد زوال تدریجی توانایی خواندن و چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمی‌توانند کتاب بخوانند در صدای معلم

تحلیل عصب‌ شناختی زوال تمرکز: مغز به عنوان یک عضله

سیستم عصبی انسان بر اساس اصل استفاده کن یا از دست بده کار می‌کند. مسیرهای عصبی مغز که وظیفه حفظ توجه مستمر و طولانی‌مدت را بر عهده دارند، تنها در صورت تمرین مداوم و مواجهه با متون طولانی ساخته و تقویت می‌شوند؛ در غیر این صورت، این مسیرها دچار آتروفی یا تحلیل رفتن می‌شوند. این تحقیق نشان داد که واگذاری تلاش‌های ذهنی به چت‌بات‌ها، مغز را از انجام کارهای فکری عمیق محروم کرده و مانع از یادگیری واقعی می‌شود.

وقتی ذهن نوجوانان روزانه با ویدیوهای چند ثانیه‌ای شبکه‌های اجتماعی و اسکرول بی‌انتها بمباران می‌شود، توانایی بیولوژیکی مغز برای تمرکز روی یک متن خطی طولانی فرو می‌پاشد. جالب این که طبق تحقیقات، حتی حضور فیزیکی یک گوشی تلفن همراه روی میز (حتی به صورت خاموش و رو به پایین)، بخشی از ظرفیت پردازش شناختی مغز را برای نادیده گرفتن آن اشغال کرده و عملکرد ذهن را تضعیف می‌کند.

 در کنار گوشی‌های هوشمند، ورود ابزارهای هوش مصنوعی مولد نیز به این تنبلی بیولوژیکی دامن زده است. دانش‌آموزان و دانشجویان به جای تلاش برای خواندن متون سخت، از چت‌بات‌ها می‌خواهند تا متون را برای آن‌ها خلاصه کنند یا مقالات شان را بنویسند؛ فرآیندی که مغز را از مواجهه با چالش و مقاومت فکری محروم می‌کند.

پژوهش در مورد زوال تدریجی توانایی خواندن و چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمی‌توانند کتاب بخوانند در صدای معلم

پژوهش دانشگاه MIT: هوش مصنوعی چگونه مغز را تنبل می‌کند؟

مطالعه اخیر دانشمندان دانشگاه ام‌آی‌تی بر روی داوطلبانی که از چت‌بات‌ها برای کارهای شناختی نظیر نوشتن مقالات استفاده می‌کردند، حقایق تکان‌دهنده‌ای را فاش کرد. تصاویر مغزی نشان دادند که در زمان استفاده از هوش مصنوعی، فعالیت نواحی مرتبط با خلاقیت در مغز به شدت کاهش می‌یابد. بدتر از آن، حدود ۸۳ درصد از کاربرانی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، پس از پایان کار حتی نتوانستند یک خط از مطلبی که خودشان با کمک ابزار تولید کرده بودند را به یاد بیاورند.

این تحقیق نشان داد که واگذاری تلاش‌های ذهنی به چت‌بات‌ها، مغز را از انجام کارهای فکری عمیق محروم کرده و مانع از یادگیری واقعی می‌شود.

نظام آموزشی امروزی با کاهش زمان‌های مطالعه کلاسی و حذف مواجهه‌ های فکری دشوار، عملاً به این عقب‌گرد شناختی دامن زده است.

کارشناسان هشدار می‌دهند که برای نجات تمرکز و تفکر انتقادی نسل‌های آینده، بازگرداندن فضاهای بدون فن آوری و اختصاص زمان‌های مطالعه مستمر در طول روز، یک ضرورت حیاتی و غیرقابل چشم‌پوشی است.

پژوهش در مورد زوال تدریجی توانایی خواندن و چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمی‌توانند کتاب بخوانند در صدای معلم

( @sokhanranihaa )

 [منبع]


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

پژوهش در مورد زوال تدریجی توانایی خواندن و چرا نوجوانان و دانشجویان دیگر نمی‌توانند کتاب بخوانند در صدای معلم

منتشرشده در پژوهش

روز قلم در عصر هوش مصنوعی در صدای معلم

   «ن وَالْقَلَمِ وَ مَا يَسْطُرُونَ»
سوگند به قلم و آنچه می‌نگارد...»

چهاردهم تیرماه، روز قلم، تنها بزرگداشت نویسندگان و اهل قلم نیست؛ فرصتی است برای تأمل در نسبت «اندیشه» و «ابزار». نسبتی که امروز، با ظهور هوش مصنوعی، بیش از هر زمان دیگری موضوع گفت‌وگو و گاه سوءبرداشت شده است.

تاریخ تمدن بشر، تاریخ تکامل ابزارهاست. هیچ فن آوری بزرگی نبوده که در آغاز با تردید و هراس روبه‌رو نشده باشد. روزگاری ماشین چاپ را تهدیدی برای حافظه، ماشین‌حساب را عامل تنبلی ذهن، رایانه و اینترنت را دشمن تفکر و تلفن همراه را عامل گسست روابط انسانی می‌دانستند. هوش‌ مصنوعی پایان قلم نیست؛ آغاز بلوغی تازه برای قلم است.

در دوره کارورزی و تمرین دبیری، در دبیرستان نامدار البرز تهران، در کنار یکی از دبیران برجسته ریاضی آموزش دیدم. او محاسبات و ضرب ذهنی را بر استفاده از ماشین‌حساب ترجیح می‌داد. همین نگاه را بعدها با خود به دبیرستان شریعتی‌ زنجان بردم و آموزش محاسبات ذهنی را با جدیت دنبال کردم. اما سال‌ها بعد، در دوران همه‌گیری کرونا، هنگامی که مدیریت دبیرستان شهیدستان‌ کرج را بر عهده داشتم، پیش از راه‌اندازی رسمی شبکه «شاد»، کلاس‌های مجازی را با استفاده از تلگرام آغاز کردیم. آن تجربه به من آموخت که فن آوری، اگر درست فهمیده و درست به کار گرفته شود، نه رقیب آموزش، بلکه یار آن است.

امروز هوش مصنوعی در همان جایگاهی ایستاده است که دیروز ماشین‌حساب ایستاده بود؛ ابزاری که هنوز بیش از آن که شناخته شود، درباره آن داوری می‌شود.

روز قلم در عصر هوش مصنوعی در صدای معلم

دوست فرهیخته‌ام، ابراهیم‌ فیض‌آبادی، در یادداشت «باز هم ما و هوش مصنوعی» به نکته‌ای بنیادین اشاره می‌کند: هوش مصنوعی از داده‌های انسانی می‌آموزد. اما مگر انسان جز از رهگذر آموختن از دیگران به اندیشه می‌رسد؟ تمدن، حاصل گفت‌وگوی نسل‌هاست و هر اندیشه نو، بر شانه اندیشه‌ای پیشین ایستاده است. هوش مصنوعی نیز داده‌ها را تحلیل و ترکیب می‌کند؛ اما این انسان است که به آن‌ها معنا می‌بخشد، مقصد را برمی‌گزیند و مسئولیت انتخاب را می‌پذیرد.

برخی نگران‌اند که هوش مصنوعی، انسان‌ها را هم‌ شکل و هم‌ فکر کند؛ اما تاریخ خلاف آن را نشان می‌دهد. میلیون‌ها نفر از منابع مشترک آموخته‌اند، اما هر یک جهان را از دریچه تجربه، فرهنگ و زیست خود دیده‌اند. تفاوت انسان‌ها نه در ابزار، بلکه در شیوه مواجهه آنان با جهان است.

از همین رو، شاید به جای «ترس از هوش مصنوعی»، باید از «شیوه بهره‌گیری از هوش مصنوعی» سخن گفت. همان‌گونه که ماشین‌ حساب جای ریاضی دان را نگرفت و رایانه جای پژوهش گر را اشغال نکرد، هوش مصنوعی نیز جای اندیشه انسانی را نخواهد گرفت؛ بلکه اگر درست هدایت شود، توان اندیشیدن و آفرینش را گسترش خواهد داد.

در این میان، روز قلم معنایی دوچندان پیدا می‌کند. اگر هوش مصنوعی نماد شتاب فن آوری است، قلم نماد مسئولیت است. در روزگاری که تولید متن آسان‌تر از همیشه شده، بیش از هر زمان دیگری به نویسندگانی نیاز داریم که میان حقیقت و تحریف، دانش و هیاهو مرزی روشن ترسیم کنند.

روز قلم در عصر هوش مصنوعی در صدای معلم

اجازه دهید اعترافی صادقانه داشته باشم :

پس از نزدیک به چهار دهه روزنامه‌نگاری و همکاری با روزنامه‌ها و رسانه‌های سراسری و منطقه‌ای، امروز هرگاه برخی از نوشته‌های گذشته خود را با یاری هوش مصنوعی بازخوانی می‌کنم، کاستی‌های زبانی، ساختاری و گاه استدلالی آن‌ها را بهتر می‌بینم؛ کاستی‌هایی که روزی از چشمم پنهان مانده بود. این، ستایش ماشین نیست؛ ستایش‌ آموختن است.

به باور من، هوش‌ مصنوعی پایان قلم نیست؛ آغاز بلوغی تازه برای قلم است. قلمی که تجربه انسانی، وجدان اخلاقی و قدرت داوری را با امکانات فن آوری پیوند می‌زند، نه‌تنها تضعیف نمی‌شود، بلکه اثرگذارتر خواهد شد.

چهاردهم تیرماه، روز قلم، بر همه آنان که قلم خویش را امانت‌دار حقیقت، عدالت، آزادی و کرامت انسان می‌دانند، مبارک باد.

اگر قلم، میراث بزرگ تمدن بشری است، هوش مصنوعی تازه‌ترین ابزار این میراث است. آینده را نه هوشمندترین ماشین‌ها، بلکه انسان‌هایی خواهند نوشت که اندیشه را با اخلاق و فناوری را با مسئولیت درهم می‌آمیزند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

روز قلم در عصر هوش مصنوعی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

 بررسی مشکلات شبکه شاد وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم  دل‌هایمان برای تک‌تک دانش‌آموزان مان می‌تپد، اما وقتی ابزار کارمان هر روز محتوای آموزشی را قورت می‌دهد، چه بر سر این دل‌ تپیدن می‌آید؟

ما معلمان، هر روز با عشق و امید پای کار هستیم، اما این روزها پیام‌ رسان «شاد» به جای کمک، تبدیل به مانعی بزرگ شده است.

دو مشکل اساسی، آرامش آموزش مجازی را بر هم زده است:

اول: فایل‌هایی که نفس نمی‌کشند

جزوات، ویدئوها و آزمون‌هایی که با دقت آماده می‌کنیم، پس از ۴۸ ساعت به خطای «عدم نمایش» می‌خورند. یعنی زحمت یک شب را صبح فردا باید از نو آغاز کنیم. این یعنی اتلاف وقت، سردرگمی دانش‌آموز و دل‌زدگی معلم.

دوم: امنیت در هاله‌ای از ابهام

حملات هکری مکرر، حذف محتوای گروه‌ها و قطعی‌های ناگهانی، اعتماد را از بین برده است. هر هفته با یک بحران تازه از خواب بیدار می‌شویم و تیم فنی هنوز پاسخی دائمی برای این مزاحمت‌ها ندارد.

و قربانی اصلی؛ معلمان متوسطه دوم.

دروس تخصصی، سنگین و حجیم است. دانش‌آموز پایه دوازدهم اگر جزوهٔ ۲۰ صفحه‌ای را فردا نبیند، یک جلسهٔ حیاتی را از دست داده است. ما ناچاریم هر روز فایل‌های هفته‌های قبل را دوباره ارسال کنیم، کاری تکراری که فرصت تدریس اثربخش را می‌گیرد.

بررسی مشکلات شبکه شاد وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم

از مسئولان محترم و تیم فنی شاد صمیمانه می‌خواهیم:

محدودیت زمانی و حجمی فایل‌ها را بردارید و زیرساخت را به‌روز کنید.

امنیت شبکه را با پشتیبانی قوی و دائمی، در اولویت قرار دهید.

اگر این سامانه قرار است باقی بماند، آپدیت‌های اساسی و کارشناسی‌شده‌ای روی آن انجام دهید تا دیگر شاهد محو شدن محتوای آموزشی نباشیم.

ما معلمان، با تمام وجود پای کار ایستاده‌ایم، اما این فریاد خاموش هزاران همکار است که می‌گوید: ابزارمان را اصلاح کنید تا بتوانیم به رسالتمان عمل کنیم. به امید روزی که «شاد» واقعاً شاد کند، نه اینکه دل‌های مشتاق را مکدر سازد.

بررسی مشکلات شبکه شاد وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم

و فریاد دل‌شکسته‌ام:

دوباره فایل دیشب، محو شد در ناکجاآباد
دلم خون شد، دلم تنگ است، آه از این همه فریاد

چه سود از دفتر و درس و قلم، وقتی که «شاد» ایستاده‌ست
به روی چشم ما، چون غبار رهگذر، هر دم در لباس باد

جزوه‌ها رفت، ویدئوها نماند، آزمون‌ها همه نابود
دوباره می‌نویسم، ای خدا، این زخم تا کی ماند؟

به جز اشک و به جز ناله، چه دارد سفرهٔ ما؟
چه سنگین است باری که به دوش معلم می‌ماند...


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی مشکلات شبکه شاد وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 27 خرداد 1405 13:54

پیشنهاد برای درس ریاضی متوسطه اول

خراسان شمالی

منتشرشده در نامه های دریافتی

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

« یکی از اقوام، مدیر مدرسه‌ست .

امتحان زبان آنلاین گرفته بودن و سؤال این بوده: "What is your mother’s job?" بعد بچه‌ها رفتن از Chat GPT کمک گرفتن و Chat GPT هم جواب داده:

"I am ChatGPT. I do not have a mother."

الان عین ۳۰ نفر دقیقاً همین جوابو تحویل دادن » .

از منظر علوم شناختی، این اتفاق نمونه‌ای جالب از «برون‌ سپاری شناخت» است.

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

دانش‌آموزان فقط تولید پاسخ را به هوش مصنوعی واگذار نکرده‌اند، بلکه مرحلهٔ تفسیر سؤال و ارزیابی پاسخ را نیز حذف کرده‌اند.

در واقع، Chat GPT سؤال را به‌ عنوان یک پرسش مستقیم از خودش فهمیده و پاسخی کاملاً منطقی داده است: «من مادر ندارم.»

آنچه رخ داده، نه شکست مدل در فهم زبان، بلکه شکست کاربران در نظارت بر خروجی مدل بوده است. به بیان دیگر، خطا در سطح «فهم پاسخ» رخ داده، نه در سطح «تولید پاسخ».

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

از منظر جامعه‌شناسی فن آوری نیز این رویداد جالب است، زیرا نشان می‌دهد هوش مصنوعی می‌تواند نوع جدیدی از همگنی رفتاری ایجاد کند.

در گذشته، حتی هنگام تقلب، پاسخ‌های دانش‌آموزان معمولاً تفاوت‌های جزئی داشت؛ اما اینجا ۳۰ نفر دقیقاً یک متن یکسان را تحویل داده‌اند. این پدیده نشان می‌دهد که با ورود ابزارهای مولد، مسئلهٔ آموزشی دیگر صرفاً دسترسی به پاسخ نیست، بلکه توانایی نقد، تفسیر و شخصی‌ سازی پاسخ است.

به‌نوعی، این امتحان ناخواسته بیش از آنکه مهارت زبان انگلیسی را بسنجد، سطح «سواد استفاده از هوش مصنوعی» دانش‌آموزان را اندازه‌گیری کرده است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نقدی بر جایگاه هوش مصنوعی در میان دانش آموزان ایرانی و امتحانات مجازی دانش آموزان ایرانی در صدای معلم

منتشرشده در دانش آموز

نگاهی به فرایند و نتایج ارزشیابی‌های مستمر و پایانی در نظام آموزشی با رویکرد سیستمی و کل‌ نگر در صدای معلم   چرا انجام ارزشیابی‌ های پایانی به‌عنوان آخرین حلقه فرآیند یاددهی و یادگیری در آموزش های رسمی ضرورت دارد و مورد تاکید است؟

در تمام سیستم‌های آموزشی مدرن و پویای دنیا، ارزشیابی پایانی به‌عنوان ابزار کلیدی سنجش واقعی یادگیری، بهبود فرآیندهای آموزشی (یاددهی و یادگیری) و هدایت دانش‌آموزان به‌سمت مقاصد، چشم‌اندازها، و آرمان های آموزش و پرورش محسوب می‌شود و معیار تام اثر بخشی فعالیت‌های علمی و آموزشی سالانه سیستم‌های آموزشی است.

این نوع ارزشیابی داده‌ بنیان، پایشی و فرآورده‌ محور که در پایان دوره منجر و منتج به صدور تصدیق‌نامه‌ی (کارنامه) معتبر علمی می‌شود، چنانچه اصولی و منطبق با اهداف آن اجرایی شود آینه‌ی انعکاس تمام‌ نمای تصویر واقع‌ بینانه‌‌ی روند یادگیری، پیشرفت تحصیلی، و مهارت های دانشی، مهارتی و نگرشی فراگیران، و سنگ بنای قضاوت و ارزش گذاری معلم، سیاست گذاران، تصمیم‌گیران، کارشناسان، و ذی نفعان درونی و بیرونی‌ نظام تعلیم و تربیت جهت اعلام رضایت یا نقد منصفانه و علمی در خصوص تحقق اهداف نظام آموزشی و معیار تحلیل داده - ستانده سیستم آموزش و پرورش کشورهاست.

ابزارها و مبانی اعتباربخش به این قضاوت و ارزش گذاری ارزیابی پایانی تجمیعی کدامند؟ پرسش‌های شفاهی، کارپوشه فراگیران، فعالیت علمی پژوهی فردی فراگیران، میزان مشارکت فراگیر در فرایند یادگیری سیال و پیش‌رونده‌ی او، و اجرای انواع آزمون های عملکردی در موقعیت‌های واقعی در پایان دوره‌ی منتهی به ارزیابی، برای صدور مدرک و به قصد ارتقای فراگیر را می‌توان به‌عنوان ابزارهای مرسوم و کاربردی محقق‌کننده اهداف ارزشیابی پایانی لحاظ نمود. 

آیا به‌صرف انجام ارزشیابی‌های مستمر یا مرحله‌ای و تکوینی می‌توان در پایان دوره و سال تحصیلی به فراگیر گواهی تصدیق داد؟ قطعاً این رویه ناقص ولی پیوسته که عمدتاً با هدف ارزیابی عملکرد فراگیر در فعالیت‌های مشارکتی و گروهی او در طول دوره آموزشی انجام می‌شود بخشی از اهداف ارریابی پایانی را تحقق می‌بخشد، اما نمی‌تواند به صدور مدرک تحصیلی ختم شود. چرا که، این فرآیند حلقه‌ی میانی و تاییدکننده‌ گام‌های ماقبل آخر ارزیابی تجمیعی و پایانی است که فلسفه و کارکرد تعریف‌شده برای آن، تعیین عیار و ایزو آموزش در انتهای دوره است.

بنابراین، آزمون‌های مستمر با هر عیار و وزنی، موجب ارزش گذاری بخشی از محتوا در فرآیند فزونی‌ بخش و متغیر یادگیری است و ماهیت سنجش‌های مقطعی و بخشی با ارزیابی‌های تجمیعی و پایانی فرآورده‌ محور سنخیت ندارد، اما معادل آن هم نیست. به‌عبارت دیگر، ارزیابی مستمر فرایندمحور و تاکید بر سنجش در طول دوره دارد، ولی ارزیابی پایانی فردی و نتیجه‌محور است و معمولاً در پایان سال یا دوره برگزار می‌شود.

با این توصیف، آیا می‌توانیم ارزیابی‌های مستمر را فاقد ارزش تلقی کنیم؟ خیر؛

ارزشیابی مستمر و همه‌ی فعالیت‌های ارزیابی‌کننده یادگیری های فراگیران در زمان و جای خود حتی از ارزیابی پایانی هم مهمترند، اما در چه صورتی؟ وقتی که پایه و بنیان مستحکمی برای ارزیابی پایانی باشند و پایایی نتایج آنها در نهایت با هدف جمع‌افزایی، در ارزیابی پایانی متجلی و نمایان شود.

گاهی درک ناقص و نگاه تک‌بعدی به جایگاه و کارکردهای هدف‌محور انواع سنجش‌های فرآیندی و فرآورده‌ای یاددهی و یادگیری سبب می‌شود که عده‌ای آن ها را معادل هم بدانند. در حالی که ارزشیابی مستمر با ارزشیابی‌ پایانی تفاوت دارد و اهداف متفاوتی را هم دنبال می‌کند.

نگاهی به فرایند و نتایج ارزشیابی‌های مستمر و پایانی در نظام آموزشی با رویکرد سیستمی و کل‌ نگر در صدای معلم

ویژگی‌های ارزشیابی‌های مستمر و پایانی:

ارزشیابی مستمر بخش‌ها یا قسمت‌هایی از فعالیت‌های یاددهی و یادگیری را دربر می‌گیرد، ولی ارزشیابی پایانی شامل کلیه‌ی فعالیت‌ها تا پایان سال تحصیلی می‌شود و یا در پایان هر دوره انجام می‌شود.

ارزشیابی مستمر اهداف رفتاری جزیی‌ترین را پوشش می‌دهد در حالی که ارزشیابی پایانی اهداف کلی‌تر را دربر می‌گیرد.

ارزشیابی مستمر از لحاظ کیفی بسیار مطلوب‌تر از ارزشیابی پایانی است و شامل ارزشیابی از انواع فعالیت‌هایی می‌شود که اطلاعات مربوط به آن با روش‌های مختلف قابل دست یابی است، در صورتی‌ که ارزشیابی پایانی را بیشتر با اجرای آزمون‌های متنوع ملاک‌ محور انجام می‌دهتد.

در ارزشیابی پایانی معمولاً بیشتر محفوظات و دانستنی‌های حوزه‌ و حیطه‌ی شناختی مورد ارزشیابی قرار می‌گیرند، اما در ارزشیابی مستمر همه‌ی موارد عینی و ذهنی و کلیه فعالیت‌های فرآیندی ارزشیابی می‌شوند.

نگاهی به فرایند و نتایج ارزشیابی‌های مستمر و پایانی در نظام آموزشی با رویکرد سیستمی و کل‌ نگر در صدای معلم  ارزشیابی پایانی بیشتر جنبه فردی دارد ولی ارزشیابی مستمر هم به‌ صورت فردی و هم به‌صورت گروهی انجام می‌گیرد. البته باید توجه داشت که نمره‌ و امتیاز ارزشیابی مستمر در ارزشیابی پایانی تاثیر مثبت دارد و به بهبود اعتبار‌ ارزشیابی پایانی کمک می‌کند.

ارزشیابی مستمر در حین استمرار جریان یادگیری انجام می‌شود و هدف از اجرای آن حصول اطمینان نسبت به درستی مسیر و گام‌های یاددهی و یادگیری، و در صورت نیاز اصلاح به‌ موقع کاستی‌ها در جریان آموزش است. اما پس از ارزشیابی پایانی فرصتی برای دریافت بازخوردهای اصلاحی آنی وجود ندارد و در صورت اشتباه فراگیر امتیاز و نمره از دست می‌دهد.

در ارزشیابی تکوینی یا بیشتر نحوه به‌کارگیری آموخته‌ها در زندگی و موقعیت‌های واقعی و عملی مورد سنجش قرار می‌گیرد، در صورتی‌ که در ارزشیابی پایانی فقط به سنجش آموخته‌های دانش‌آموزان در حد کتاب اکتفا می‌شود. با توجه به در جریان بودن، دائمی بودن، و به‌روز بودن ارزشیابی مستمر می‌توان گفت که تقریبا نتیجه‌ی این ارزشیابی در قیاس با سنجش و ارزشیابی‌های پایانی به سنجش واقعی‌ از آموخته‌های دانش‌آموز نزدیک‌تر می‌باشد.

باید توجه داشت که تاثیر حوادث و اتفافات موردی هم بر نتایج ارزشیابی پایانی ملموس و  چشم گیرتر از ارزشیابی‌های مستمر است. ارزشیابی مستمر معمولاً به‌صورت روزانه صورت می‌گیرد و می‌توان عملکرد فراگیر را بارها به‌شیوه‌های کیفی و کمی سنجید یا به او نمره و امتیاز داد، اما در ارزشیابی پایانی دانش‌آموز ملزم به حفظ سطح یادگیری قابل قبول و مداوم کل محتوا تا پایان دوره در یک مقطع زمانی محدود و از پیش تعیین شده است.

ارزشیابی مستمر شامل قضاوت ارزشی در مورد انجام کلیه فعالیت‌های دانش‌آموز متناسب با وضعیت تحصیلی او در حین استمرار و تکوین آموزش و یادگیری است. اما ارزشیابی پایانی پس از خاتمه‌ی فرآیند یاددهی و یادگیری و با هدف قضاوت در خصوص اثربخشی فعالیت‌های سالانه فرد صورت می‌گیرد تا مشخص شود که آیا عملکرد فراگیر رضایت بخش بوده یا نه، تا متناسب با ملاک و معیار تا براساس آن برای او گواهی پایان دوره صادر شود.

در مجموع باید توجه داشت که هر یک از انواع ارزشیابی‌های کاربردی برای سنجش اهداف مورد انتظار و مقاصد خاصی منظور می‌شوند و اگر این امکان وجود داشت که آنها را معادل یا جایگزین هم لحاظ نمود دیگر نیازی به تعریف و تقسیم‌ بندی‌های علمی برای معرفی و شناخت از مقصود و کارکرد آنها نبود.

اگر با رویکرد سیستمی و کل‌ نگر هم به این موضوع و مقوله بپردازیم، می‌توانیم بگوییم که « کل » در این سیستم، مفهوم کلی ارزشیابی هست و اجزای سارنده آن انواع ارزشیابی‌های متعددند که هر کدام به‌عنوان بخشی از آن مفهوم کلی برای سنجش هدف مشخصی تعریف شده‌اند، ولی هیچ یک از این اجزا و تعاریف و کارکردهای مجزا به تنهایی نمی‌توانند مقصود و هدف کلی ارزشیابی را برآورده نمایند. پس جزو بخش (ارزشیابی مستمر) همتراز معادل کل و مجموع ( ارزشیابی تجمیعی و پایانی) نیست.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نگاهی به فرایند و نتایج ارزشیابی‌های مستمر و پایانی در نظام آموزشی با رویکرد سیستمی و کل‌ نگر در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت
صفحه1 از129

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور