زمان در حال گذر است و همراه آن هر چیز در حال پردازش جدید و یا تغییر، جا به جایی و جایگزینی است. اما در این بین برخی از جوامع بنا به دلایلی آشکار یا ضمنی، از طی این مسیر باز می مانند. گاه به دلیل جهل و نادانی، گاه به دلیل عناد و سرکشی و گاه به دلیل عقب ماندگی سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بالاخص فرهنگی.
یکی از موارد بسیار مهم و حساس بازماندگی این جوامع، مربوط به فعالیت کودکان و نوجوانان در دنیای دیجیتال یا فضای مجازی است. یعنی یک پدر و مادر حقیقتا متوجه نیستند هنگام دادن غذا یا پوشاندن لباس و عوض کردن پوشک کودک چند ماهه جهت مقابله با بدقلقی او، موبایل خود را به دستان او می دهند؟
این والدین با نیّت ایجاد حواس پرتی و کسب موفقیت، عادات منفی مهارناپذیری را در این کودکان به وجود می آورند. نکته ای مغفول که موجب تربیت بد یا نادرست شده و سلامتی ذهنی، جسمی و روانی کودکان را مختل می سازد.
این کودک چند ماهه؛ امروز در کنترل، نظارت و تسلط شماست اما دیری نمی پاید که این زمان به سر می رسد و به سرعت و طی بزرگ شدن و رسیدن به دوره نوجوانی، حتی تلاش روان شناسان نیز در حذف عادات ناخوشایند ایجاد شده، بسیار کم خواهد بود. چون زمان جایگزینی سلطه فضای مجازی به جای شما فرا رسیده است.
آموزش مجازی دوران کرونا نیاز به استفاده از فضای مجازی را در کشور ما شدت بیشتری نسبت به سایر کشورها بخشید، چون تعطیلی ما به دلیل این ایپدمی بیشتر بود.

محققان شرکت امنیتی کسپرسکی که با تهدیدات سایبری در تمامی قاره ها مبارزه می کنند به آمارهای تأمل برانگیزی از فعالیت مجازی کودکان و نوجوانان دست یافتهاند:
- 73 درصد از نوجوانان نمیتوانند زندگی خود را بدون گوشیهای هوشمند تصور کنند و نیمی از آن ها گوشی موبایل خود را به تخت خواب میبرند.
- 44 درصد از افراد 8 تا 16 سال دائما آنلاین هستند و به برنامههای سرگرمی و یا حضور در شبکههای اجتماعی مشغولاند.
- 40 درصد از کودکان، اطلاعات حساسی شامل آدرس منزل را به صورت آنلاین فاش میکنند.
- یک سوم جوانان در فضای اینترنت راجع به سن خود دروغ می گویند. بدون تعارف باید قبول کرد فضای مجازی بحران عظیمی را در عرصه اخلاقیات، حریم شخصی و امنیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی به وجود آورده است و بد نیست آن را جنگ جهانی مابین کاربران و صاحبان پلتفرم ها در زمان حاضر بدانیم.
- 37 درصد از کودکان تاکنون خطرات و آسیبهای فضای آنلاین را تجربه کردهاند که شامل قلدری و زورگیری، تهدید مالی، مواجهه با محتوای نامناسب و … میشود. (1)
علیرغم حاکمیت چنین ماهیت خطرزایی برای کودکان و نوجوانان، متأسفانه ما همانند مراتب بسیار دیگر از مقوله رشد و توسعه فرهنگی، با کشورهایی که آلارم هشدار را به صدا در آورده اند، هم سو نمی شویم و چشم های خود را نسبت به عواقب خطرزای آن بسته و از اوضاع وخیم امروز و فردا نگران نیستیم.
کشورهای پیشرفته بدون هر نوع شرم از اعتراف به غفلت یا الگوجویی خود از حرکت جدید، یکی پس از دیگری قانون ممنوعیت استفاده از فضای مجازی را برای نوجوانان زیر 16 سال تصویب می کنند که تحسین برانگیز است و جای تأمل و تأنی بسیاری دارد. از این حرکت به عنوان « جنگ جهانی کشورها برای اخراج کودکان از شبکههای اجتماعی » یاد می شود و تاکنون 13 کشور به این نبرد فرهنگی پیوسته اند.
از جمله کشورهایی که از سال 2018 تاکنون متوجه خطرات دنیای دیجیتال و فضای مجازی برای کودکان و نوجوانان خود شده اند و سعی بر وضع قوانین بازدارنده دارند، می توان به استرالیا، فرانسه، دانمارک، نروژ، کره جنوبی، انگلیس، یونان، ترکیه، آلمان، جمهوری چک، هند، مالزی و آمریکا اشاره کرد.

استرالیا نخستین کشور جهان است که لایحه ممنوعیت شبکه های اجتماعی برای کودکان زیر 16 سال را تصویب کرد. این قانون در اواخر سال 2025 میلادی اجرایی شد و در نتیجه آن انبوهی از اپ ها و وب سایتهای محبوب از جمله فیس بوک، یوتیوب، اینستاگرام و ایکس در صورت شکست در مقابله با ورود کاربران زیر 16سال به پلتفرم ها با جریمه ای معادل 49.5 میلیون دلار استرالیایی (33 میلیون دلار آمریکایی) رو به رو میشوند.
این کشورها نمی خواهند ذهن کودکان خود را بفروشند. آنان معتقدند شبکههای اجتماعی تلاش میکنند زمان، کودکی و سلامت را بدزدند. آنان از اعتیاد به موبایل و تأثیر منفی آن بر عملکرد آکادمی و رشد اجتماعی دانش آموزان نگرانند و معتقدند این رده سنی در معرض خطر کشیده شدن به سمت دنیایی از اسکرول بی نهایت، اضطراب و مقایسه هستند. پس برای محافظت از کودکان، تابع قانون ممنوعیت از استفاده کودکان خود از اینترنت گردیده اند. در این کشورها ممنوعیت سنی مابین 15 تا 18 سال متغیر است.» (2)

اما ما برخلاف این سیر، سعی داریم تا با آموزش و ارشاد، اخلاقیات را کنترل یا نظارت کنیم. در حالی که اخلاقیات نیز تابعی از قوانین، ارزش ها و هنجارهاست و باید از عنصر بازدارندگی در هنگام خطر تبعیت کند. هر چند کشورهای پیشرفته نیز دیر به خود آمده اند اما نیک می دانند که جلوی ضرر را از هر جا بگیرند منفعت است.
حال علیرغم دردسرهای بسیاری که پلیس فتا در مقابله با متخلفان فضای مجازی برعهده دارد، متأسفانه تصمیم به هدایت، کنترل، نظارت و راهنمایی اعتیاد کودکان و نوجوانان گرفته است. ظاهرا قصد دارند تا سال ها مسیر پرخطای خالقان تکنولوژی اینترنتی را طی نمایند تا شاید بسیار دیر خود آنان نیز بفهمند که کاش در همان زمان تابع قانون ممنوعیت استفاده از فضای مجازی برای این گروه سنی بودند.
در این جامعه و یا هر جامعه دیگری، کدام عادت ناخوشایند و منفی تاکنون با ارشاد و راهنمایی و نصیحت، حذف شده است؟

سردار وحید مجید، رئیس پلیس فتا فراجا با اشاره به گسترش روزافزون استفاده کودکان از فضای مجازی چنین گفته است:
« با توجه به نقش پررنگ فن آوریهای نوین در زندگی روزمره، آموزش صحیح، آگاهسازی و توانمندسازی خانوادهها در حوزه فرزندپروری سایبری از اولویتهای پلیس فتا به شمار میرود و "پویش کودکان سایبری" در همین راستا طراحی و اجرا شده است.
در این پویش، برنامههای متنوع آموزشی، فرهنگی و آگاهساز از جمله تولید و انتشار محتوای آموزشی، نشستهای تخصصی، کارگاههای آموزشی و تعامل مستقیم با خانوادهها و دانشآموزان پیشبینی شده است که با مشارکت پلیس فتا استانها و همکاری دستگاهها و نهادهای مرتبط اجرا خواهد شد. هدف اصلی این پویش، ایجاد فضای امنتر برای کودکان و نوجوانان در بستر فضای مجازی، افزایش حساسیت والدین نسبت به تهدیدات آنلاین و ترویج استفاده ایمن و مسئولانه از اینترنت است.» (3)

استفاده در حد اعتیاد از فضای مجازی فقط دامن گیر کودکان و نوجوانان نیست و حتی برخی به دلیل بازماندن از روال طبیعی زندگی چون خواب و خوراک، جان نیز باخته اند. پس احتمالا من و شما نیز چنین عادات ناخوشایندی داریم و نمی توان صد درصد معتقد بود که همه ما بزرگ ترها استفاده مفید و بهینه از آن داریم. جرایم سایبری و انواع آن اغلب ضدارزش و هنجارشکن هستند که حریم امنیت خانواده و جامعه را به مخاطره می اندازد.
نکته بعدی ، ناتوانی خانواده ها در هر جامعه ای برای ایجاد محدودیت استفاده برای فرزندان خود است. جاذبه های فضای مجازی، جاذب، افسون برانگیز و شتابان است. سرعت همیشه و در هر زمینه ای برای قشر جوان وسوسه انگیز است و آنان پر از انرژی و هیجان هستند و در این عرصه قادرند اختیار و آزادی عمل بسیاری داشته باشند.
پس تصور نمی کنم وقتی دو نهاد خانواده و مدرسه در این راستا قدرت بازدارندگی ندارند، دیگر نهادها یا سازمان ها بتوانند سد یا حدی برای استفاده کودکان و نوجوانان و حتی جوانان ایجاد کنند. مگر آن که همانند کشور ما قصد افزایش سرعت اینترنت را نداشته باشند و یا در شرایط اضطراری آن را محدود یا قطع نمایند.
بدون تعارف باید قبول کرد فضای مجازی بحران عظیمی را در عرصه اخلاقیات، حریم شخصی و امنیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی به وجود آورده است و بد نیست آن را جنگ جهانی مابین کاربران و صاحبان پلتفرم ها در زمان حاضر بدانیم.

به نظر می رسد وضع قانون ممنوعیت استفاده از فضای مجازی در مدارس، خانواده و حتی جامعه برای این گروه سنی، تنها راه کسب موفقیت در ایجاد امنیت اخلاقی یا تربیتی نیست. پس والدین، مربیان و معلمان ابتدا خود و سپس کودکان و نوجوانان را با مفاهیم خودآگاهی و خویشتن داری یا خودکنترلی به عنوان یک فرآیند شناختی آشنا سازند.
بهتر است جامعه و قانون ناظر بر محتوا نه سانسورگر یا تحدید کننده باشند اما در نهایت خود فرد قدرت انتخاب و آزادی عمل داشته باشد. هر نوع بازدارندگی و ممنوعیت برای این گروه سنی، عناد و لجاجت، کنجکاوی و ولع را تقویت می کند.
امید ده سال بعد عواقب بدتری از این قانون، متولد نشود.
1) اتاق خبر امنپرداز؛ آموزش امنیت سایبری به کودکان، 26.7.2022 .
2) خبرگزاری مهر؛ جنگ جهانی کشورها برای اخراج کودکان از شبکههای اجتماعی؛ اقدام 11 کشور، 24 بهمن 1404.
3) خبرگزاری مهر؛ اجرای "پویش کودکان سایبری" توسط پلیس فتا، 21 بهمن 1404
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







نظرات بینندگان
جواب: چون آموزش و پرورش و مدارس و معلمان و دیگر ادارات و سازمانها دنبال فرافکنی وظایف و فرار از تکلیف و ... هستند
کودکان این نسل مثل نسل ما نیستن نمیتوان از تکنولوژی محرومشان کرد
باید فرهنگ درست استفاده از فضای مجازی اموزش داده بشه بهشون
جملات آخر متن را دوباره تقدیم می کنم:
« پس والدین، مربیان و معلمان ابتدا خود و سپس کودکان و نوجوانان را با مفاهیم خودآگاهی و خویشتن داری یا خودکنترلی به عنوان یک فرآیند شناختی آشنا سازند.
بهتر است جامعه و قانون ناظر بر محتوا نه سانسورگر یا تحدید کننده باشند اما در نهایت خود فرد قدرت انتخاب و آزادی عمل داشته باشد. هر نوع بازدارندگی و ممنوعیت برای این گروه سنی، عناد و لجاجت، کنجکاوی و ولع را تقویت می کند.»
نظام آموزش و پرورش حداقل و کمترین کاری که به صورت اورژانسی با شروع کرونا برای دانش آموز ایرانی می توانست بکند تهیه یک لپ تاپ رایگان به همراه اینترنت رایگان برای هر دانش آموز ایرانی و ترین شیوه های تدریس آنلاین برای معلمان بود.......
.....اما در خصوص شبکه شاد که نظام آموزشی کشور تمام تخم مرغ هایش را در سبد آن گذاشته سالهاست فریاد می زنم که شاد با تمام تغییرات و آپدیت هایی که رویش اعمال شده پلتفرم آموزشی و یادگیری نیست و تنها نسخه بومی شده و تقلید ناشیانه ای از پیام رسان هایی مانند تلگرام و واتساپ است و کارکردش در حد ارسال پیام و شیوه نامه و اطلاع رسانی و اشتراک گذاری فایل است. شوربختانه نظام آموزش کشور همچنان بر این شیوه غلط و استفاده از گوشی موبایل و شاد اصرار می ورزد.
خیرین آموزشی و خیرین مدرسه ساز می توانند به جای ساختمان سازی و تمرکز بر سخت افزار روی آموزش تکنولوژی آموزشی (EdTech) به مربیان و معلمان و یادگیری آنلاین سرمایه گذاری کرده و روی معلم سازی کار کنند.
در خصوص آسیب ها و ضررهای فضای مجازی و سل فون ها کتاب نسل مضطرب (Anxious Generation) می تواند راهگشا و آگاهی بخش باشد.
متاسفانه یک نکته مخصوصا بعد از جلوس آقای کاظمی با بکگراند پرورشی بر مسند نظام آموزشی را با قاطعیت میشه مطرح کرد که: اولویت ایشان و تیمشان همانطور که خود نیز بارها فرموده اند نه آموزش به معنی واقعی کلمه و آن چیزی که در جهان خارج و جامعه بین المللی در جریان است بلکه مسائل ایدئولوژیک و پرورشی مانند نماز و اعتکاف و روزه و ساخت نمازخانه مدارس بوده است. به عنوان مشت نمونه خروار هنوز فراموش نکرده ایم که یک هفته از زمان طلایی فصل نوبت اول امتحانات را به خاطر داستان اعتکاف سوزاندند و دانش آموزان را سرگردان کردند
الان هم که دوران جنگ است و جولانگاه و ماه عسل بخش پرورشی و تربیتی.
استاد بزرگوار،
خردورزی حضرتعالی همیشه ارزنده و
جهت دهنده است. اینجانب نیز با حساسیت
به محیط پیرامون از منظر یک دبیر بازنشسته
در حد خود تلاش می نمایم که بدون تعارف در سایه سایت صدای معلم و مدیریت محترم آن، خصوصا در دوران جنگ جلوه می نماید.
امیدوارم در شرایط جنگی، تعداد معلمان دلسوز نظام آموزشی بیشتر گردد تا
اندیشه های بیشتری تجلی یابد.
نیت خالص هر معلم جز راست اندیشی و
درست بینی نباید باشد. فقط باید حجم و
تعداد اندیشه ها بیشتر گردد.
با آرزوی سال نویی توام با صلح و سازندگی.
سپاس.
محتوای استفاده فرزندان حداقل در
ایران این است که کودک و نوجوان با
یک جانشینی خیال والدین خصوصا
مادران را بیشتر راحت می کند. همین
که جلوی دید هستند کافی است.
در گذشته که فضای مجازی نبود همین
غفلت والدین حین رمان خوانی فرزندان
جریان داشت. کتاب درسی روی کتاب رمان
والدین را راضی می کرد که در حال درس
خواندن است.
سوال مهم اینست که راهکار چیست؟ آیا والدینی که خودشان آلوده اند می توانند مجری خوبی برای راهکار خوب باشند؟ چرا برخی از والدین تصمیم میگیرند که از آلودگی بیرون بیایند ولی در اجرا دچار مشکلات می شوند؟ و آیا شرایط اجتماعی با عرف و قوانین غیرخالصانه و توهّم زده در آموزش و پرورش، تبلیغات اسلامی، سپاه، امامان جماعت مساجد، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان امور اداری و استخدامی کشور، سازمان فضای مجازی، مخابرات و ... مناسب و متناسب است؟
چه پدر و مادرهایی که همان لپ تاپ را با خون دل و یا درآمد غصبی تهیه کرده باشند! و چه فرزندانی که حسرت خورده اند و یا ارضای جنسی داده اند.
مدیرمدرسه ای که یک دستگاه کپی برای مدرسه نمی گیرد و پول اولیاء را صرف تبلیغات مدیریت می کند و اولیا و دانش آموزان را برای کاربرگ و غیره علاف کافی نت می کند.
ملعون و بی برکت خواهد بود بیت المالی که به غاصب حقوق می دهد و بلا را نزدیک و نزدیکتر مینماید.
آموزش در تمامی مقاطع تا آخر
فروردین ماه مجازی است و برای
اردیبهشت ماه بعدا اطلاع رسانی
خواهد شد.
دانش آموز در سه شهر ترکیه در مدارس.
آخرین مورد پسر یک پلیس بوده که با
پدرش تمرین تیراندازی داشته. او معتاد
به فضای مجازی بوده و تیرانداز مدرسه
آمریکایی را الگوی خود قرار داده است.
دو مورد طی دو روز اخیر انجام شده و اقدام
چهارمی را شناسایی و پیشگیری کرده اند.
دو معلم و ۹ دانش آموز فوت کرده و تعدادی
مجروح هستند.
سئوال: انجام بازی های خشن در فضای مجازی
تا چه حدی به ایجاد و افزایش انگیزه نوجوانان
به چنین اقدامی موثر بوده است؟