عفو و گذشت انسان از حقوق خود یکی از فضیلت های اخلاقی است، زیرا عفو از مصادیق احسان است و در اخلاق و آموزه های قرآنی بر احسان به دیگری تشویق و ترغیب فراوان صورت گرفته است. در آیه ۳۴ سوره فصلت برتری عفو و گذشت، نسبت به مقابله با بدی ها تاکید شده است. قرآن در سوره حج به مسلمانان مورد ستم واقع شده از سوی مشرکان با آنها در مورد عفو و گذشت توصیه نموده است. از نظر قرآن به طور کلی عفو و گذشت انسان از حق خویش امری ارزشمند و حتی مستحب است. و ان تعفوا اقرب للتقوی گذشت کردن به تقوا و خداپرستی نزدیکتر است.
شکایت وزیر آموزش و پرورش از رضا نهضت مدیر کانال تلگرامی حرف حساب تحت عنوان نشر اکاذیب و افترا و توهین توسط بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه بررسی و دو مورد اول را وارد ندانسته و در مورد توهین ،پرونده به دادسرای کارکنان دولت فرستاده شده است.
آموزش و پرورش نهاد متولی فرهنگ یک جامعه است، در آموزش و پرورش یک نظام اسلامی بایستی آموزههای قرآنی فرهنگسازی شود .اگر در آموزش و پرورش سجایای اخلاق اسلامی ترغیب و عمل نشود از کدام نهاد دیگری می توان توقع فرهنگ سازی داشت؟
اقدامات امنیتی در یک نهاد فرهنگی جواب معکوس خواهد داد. وزیر آموزش و پرورش در ابتدای کار از معلمان خواست که انحرافات سیستم را به او گوشزد کنند. سرپرست قبل از ایشان بخشنامهای صادر فرمودند مبنی بر ممنوعیت شکایت از رسانه های حوزه آموزش و پرورش ،البته که از جناب حسینی با توجه به تفکر اصلاح طلبی توقع دیگری وجود نداشت .بارها فعالان رسانهای از وزرای مختلف خواستهاند که اجازه ندهند امنیت فرهنگی تحت تاثیر فرهنگ امنیتی قرار بگیرد، اما آنچه که به جایی نرسد فریاد است.
در سیستم های نظارت ناپذیر و غیر شفاف احتمال شکلگیری فساد زیاد است . فعالان رسانهای و به طور کلی رسانه ها عامل شفاف سازی زوایای فساد پذیر سازمانها هستند. انسداد، حذف، سکوت ارمغانی جز شکنندگی فرهنگی نخواهد داشت، این شکنندگی باعث آسیب پذیری اجتماعی میشود. اتهامات نشر اکاذیب و افترا توسط بازپرس رد شده است، آيا رضا نهضت میتواند در این دو مورد از دادگاه تقاضای اعاده شرف نماید؟
آيا تمامی مشکلات آموزش و پرورش فقط یک کاریکاتور یا توهین یک رسانه به آقای وزیر است؟

وزارت آموزش و پرورش به روایتی رتبه دوم در شکایات را در سازمان بازرسی قوه قضاییه دارد، چرا وزارت تحت امر شما این همه شاکی دارد؟
گزارش مدیر کل ارزشیابی و عملکرد وزارت آموزش و پرورش از مدارس غیر دولتی فارس و دیگر تخلفات مالی حوزه وزارت آموزش و پرورش را توهین نمی دانید؟
آقای وزیر فرهنگیان از دربند بودن همکاران خود ناراحت هستند ، محمد حبیبی در هیاتهای تخلفات تحت امر شما حکم اخراجش صادر شده است.نیک می دانید پروردگار عالم میفرمایند "و من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون" فاولئک هم الفاسقون" فاولئک هم الکافرون" هر کس به غیر آنچه خدا فرو فرستاده است حکم کند فاسق است، ظالم است ،کافر است .
پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: بدترین مردم کسی است که خطای دیگران را نمی بخشد. یا امیر مومنان می فرمایند: چقدر زشت و ناروا ست که انسان گناه کاری را که از او پوزش می طلبد عقوبت کند.
فعالان رسانهای فرهنگی منتظرند که با توجه به سجایای اخلاق اسلامی قبل از ورود پرونده مدیر کانال حرف حساب به دادسرای کارکنان دولت عدم پیگیری و رضایت شما اعلام شود.
ضمنا یادآوری می گردد مطابق ماده ۶۰۸ قانون مجازات اسلامی : مجازات توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک چنانچه موجب حد قذف نباشد، شلاق تا ۷۴ ضربه یا ۵۰۰۰۰ ریال تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود. احتمالاً هر دو مجازات یعنی هم شلاق و هم جریمه نقدی صادر نخواهد شد. آیا شلاق خوردن یا جریمه نقدی یک فرهنگی بر لذت گذشت برای شما ارزشمند تر است؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اسلاوی ژیژک در کتاب "خشونت" با کمک گرفتن از طنزی عامیانه در شوروی سابق، نکته مهمی را گوشزد می کند. ژیژک می نویسد:
" در دوران سوسیالیسم توصیه لنین به جوانانی که از او می پرسیدند چه کار باید بکنند این بود: "آموختن، آموختن، آموختن". این توصیه همیشه در برابر چشمان همه بود و بر در و دیوار مدارس نقش بسته بود و لطیفه ای هم در این خصوص ساخته بودند که از مارکس، انگلس و لنین می پرسند ترجیح می دهند همسری برای خود اختیار کنند یا معشوقه داشته باشند. مارکس که در مسائل خصوصی تا حدودی محافظه کار بود همان گونه که از او انتظار می رود؛ می گوید "همسر" ولی انگلس که خوش گذران تر از او است؛ معشوقه داشتن را انتخاب می کند. در کمال شگفتی لنین می گوید "هر دو". آیا در پشت تصویر انقلابی خشکی که از او وجود دارد؛ رگه ای از خوش گذرانی منحط پنهان است؟ نه. او توضیح می دهد: "زیرا بدین ترتیب می توانم به همسرم بگویم که پیش معشوقه ام می روم و به معشوقه ام بگویم می خواهم پیش همسرم باشم..." "و بعد چه می کنی؟"، "یک گوشه ی خلوت پیدا می کنم و می آموزم و می آموزم و می آموزم!"شاید این گزاره تاکیدی و سه کلمه ای لنین بزرگترین نیاز امروز جامعه ما باشد..
آنچه که امروز می تواند ما را از یاس و ناامیدی و استیصال نجات دهد نه کنار رفتن رئیس جمهور و نماینده مجلس و رئیس فلان قوه اداری و اعدام فلان مقام فاسد و.. بلکه آموختن و یادگیری چرایی تشکیل جامعه و ایجاد نظام سیاسی است.
آنچه که می تواند ما را از تکرار کورکورانه تاریخ رهایی بخشیده و کورسوی امیدبخشی را مقابل دیدگانمان قرار دهد، یادگیری و آموختن و آموختن است.
جامعه امروز ما بیشتر از آنکه نیاز به پرخاش و شعار و فریاد داشته باشد، نیاز به آموختن و اندیشیدن دارد.
جامعه امروز ما نیاز دارد که به جای دهان با مغز و فکرش سخن بگوید و به جای فریادهای همیشگی زنده باد و مرده به خواسته و اندیشه پشت این، زنده بادها و مرده بادها بیاندیشد.
جامعه ما نیاز به آموختن دارد تا از زیست جنینی و صِغارت فکری خود خارج شده و کم کم راه رفتن و ایستادن روی پاهای خود، بدون تکیه دادن به هیچ پهلوان و قهرمانی را بیاموزد.
جامعه ما نیاز به آموختن دارد تا بدون کمک "ارباب" و "پدر" دستی به سر و روی خانه و زندگی اش بکشد و مسئولیت کردار و گفتار خود را بپذیرد.
جامعه ما نیاز به آموختن دارد تا در مواجهه با هر مسئله ای به ساده ترین و دم دستی ترین ابزارها و روشها که هیچ گاه هم راهگشا نبوده است، چنگ نزند.
جامعه ما نیاز به آموختن و آموختن دارد تا توان برقراری ارتباط و دیالوگ و فهم و پذیرش زیست جهان "دیگری" را به دست بیاورد.
جامعه ما نیاز به آموختن دارد تا بتواند نسلهای بعدی خود را درست پرورش دهد.
تا زمانی که جامعه این نیاز اساسی که از نفت سر سفره و نان شب هم واجب تر است را احساس نکرده و در راستای تحقق آن تلاش نکند، هیچ چشم انداز و افق نوید بخشی را پیش روی خود نخواهد دید ...
کانال خرمگس
تحریف واقعیت که مفهوم سادهای از دستکاری در دادهها برای فریب مخاطب است، یک مفهوم رسانهای است ولی یک واقعیت اجتماعی نیز هست.ما هر لحظه در معرض انبوه خبرهایی هستیم که بهویژه از سوی شبکههای اجتماعی به سمتمان هدایت میشوند. کانالهای تلگرامی در ایران در حال حاضر از بسیاری از رسانههای مهم داخلی و خارجی فراگیرتر شدهاند و هر روز دهها خبر و داستان تازه یا کهنه را برای ما تعریف میکنند.
بسیاری از ما وقتی برخی از این داستانها را میخوانیم، ممکن است بهشدت خشمگین، شاد یا غمگین شویم. این واکنش روانی همان نتیجهای است که نویسنده داستان یا گزارش انتظارش را میکشد. او قصد دارد در گام اول احساسات ما را تحریک کند تا راحتتر بتواند قصهاش را به ما بفروشد.
احساساتی بودن ما مشکل اساسی و اصلی نیست. بسیاری از خوانندگان و شنوندگان و بینندگان، هر روز که از خواب بیدار میشوند، سراغ روزنامه یا سایت یا شبکه محبوب خودشان میروند و در شبکههای اجتماعی نویسنده یا اکانت دلخواهشان را دنبال میکنند. خیلی وقتها ما انتظار داریم که آدمها و رسانههای محبوبمان همان مطالبی را برای ما گزارش کنند که دوست داریم و مهمتر اینکه باورها و اطلاعات قبلی ما را تأیید و تکمیل کنند.
فرض کنید مثلاً من بر اساس اطلاعات قبلی یا گرایش سیاسی، باور دارم که گرم شدن زمین هیچ ربطی به افزایش گازهای گلخانهای ندارد. در این صورت، هر گزارش تازهای که بتواند این موضوع را بیشتر نشان دهد، من را خوشحال میکند و به من انگیزه میدهد تا این گزارش تازه را با دیگران بهسرعت در میان بگذارم.این دو موضوع، یعنی احساساتی بودن و میل به دریافت اطلاعات دلخواه، دقیقاً مثل یک «تله» ما را گیر میاندازد، چون در شرایطی که احساساتمان برانگیخته شده و خوشحال از تأیید باورها و اطلاعات قبلیمان هستیم، استعداد بالایی داریم که هر گزارش تحریفشدهای را بپذیریم. ما در این لحظات جنس تقلبی از بازار خریدهایم.
در این بازار مکاره، ما میتوانیم انگشت اتهام را به سمت کسانی که گزارشهای تحریفشده تولید کردهاند بگیریم و مسئولیتپذیریشان را به چالش بکشیم، ولی برخی اوقات آنها دقیقاً کارشان همین است. به همین خاطر، ما باید کلاه خودمان را بچسبیم.
احتمالاً این سؤال مطرح میشود که «خب، چه باید کرد» در «گردابی چنین هایل»؟
پاسخ آسان است ولی انجام دادنش خیلی سخت.اولین توصیه رایج این است که حداقل یک بار خبرها و پیامها را معاینه فنی کنیم، بعد برای دیگران بفرستیم. معاینه فنی کار سختی است، ولی کارهای اولیه، مثل اینکه مطمئن شویم که یک منبع معتبر خبر را فرستاده و یک یا دو منبع دیگر را کنترل کنیم که از درستی دادهها مطمئن شویم، چندان هم سخت نیست. شاید وقتگیر به نظر برسد، ولی ارزشش را دارد.کار سختتر این است که دست از تعصب به باورهای قدیمی جانسخت خودمان برداریم و دنبال درک بیشتر از حقیقت باشیم. دقت کنید که لازم نیست دست از باورهای خود برداریم، بلکه دست از تعصبورزی به باورها برداریم. بپذیریم که ممکن است برخی باورهای ما درست نباشند یا اینکه لازم است تغییر کنند و اصلاح شوند.این کار خیلی سختتر است، چون مشخص نیست حقیقت نزد کیست، ولی اگر با انگیزه درک بیشتر از موضوع و نه برای تأیید باورها و تبلیغ عقاید خودتان مطالعه کنید و رسانهها را مرور کنید، انگیزه و قدرت بیشتری برای مشارکت در بحثها و کمک به درک و فهم خودتان و دیگران خواهید داشت.این موضوع، یعنی مشارکت فعال و بدون تعصب در بحثهای مختلف، هم به درد مبارزه با «تحریف واقعیت» میخورد و هم بستری مفید برای گسترش فرهنگ رواداری محسوب میشود. پس خیری که در این مسیر کسب میکنیم، شخصی نیست؛ ما به فرهنگسازی عمومی کمک میکنیم و خیرمان به همه میرسد.
نکته مهمتر این واقعیت تلخ است که واقعیتهای تحریفشده و گزارشهای دستکاریشده، بهسرعت قادر به جریانسازی و تأثیرگذاری بر روی انبوهی از مردم هستند. ساده نیست، ولی مهم است که بخشی از این جریانسازیهای هدفمند و انحرافی نباشیم. شاید گفته شود این راهحلها خیلی کلی و ارشادی هستند، ولی این هم یک واقعیت است که در این وضعیت آشفته که هر لحظه ممکن است فریب بخوریم، چارهای جز مسئولیتپذیری بیشتر نداریم.
هنوز بشر نتوانسته است نرمافزاری اختراع کند که این مشکل را برای ما حل کند و بگوید داستانها و روایتها تحریفشده هستند یا نه؛ باید خودمان آستین بالا بزنیم.ما باید تمرین کنیم و یاد بگیریم جزئی از تبلیغات و پروپاگاندای جناحهای سیاسی یا کمپانیهای بزرگ اقتصادی نباشیم و بهراحتی فریب حکومتها را نخوریم. این درست است که به طور طبیعی ما جامعه هدف آنها هستیم، ولی به اندازه کافی از قدرت اختیار و انتخاب و مهمتر از آن قوه تشخیص برخوردار هستیم که بادشان ما را با خود نبرد.

وقتی شما مسئولیتپذیری دارید و با تعصب کمتری در بحثها مشارکت میکنید، دارید قدرت و اراده انسانی خود را برای ساختن جهانی بهتر و مطمئنتر برای خودتان و دیگران به رخ دستاندرکاران تحریف واقعیت میکشید.البته آنها سمج هستند و هر روز به کارشان ادامه میدهند، ولی هر لحظه و هر بار که یک نفر کمتر فریب بخورد، یک باخت در کارنامه آنها ثبت میشود.
طبیعی است که اگر همین حالا تلاش کنید درباره وقایع مختلف با تحقیق و مطالعه بی طرفانه به حقیقت ماجراپی برده و به دیگران نیزانتقال دهید و به آنها کمک کنید تا درک دقیقتری از چیزی که رخ داده به دست آورند، با مقاومتهای زیادی که گاه آزاردهنده هم هست مواجه میشوید. ممکن است خیلیها به شما بگویند خب! که چه؟ گاهی ممکن است خسته شوید یا احساس کنید در این اقیانوس فریب و روایتهای تحریفشده، کار شما بیهوده است؛ ولی چنین نیست؛ کار شما مهم است، هر انسان مسئولیتپذیری باید به تلاش خود در این زمینه ادامه دهد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گويا از سرگروههای درسی در مدارس خواسته شده كه معايب و محاسن را جهت بهبود اين برنامهی آموزش مجازی مكتوب كنند و به گروههای آموزشی منطقه خود بفرستند.
البته ناگفته نماند كه در گرفتن گزارش و پيشنهاد در همهی سطوح و البته پس از اندی به بايگانی و زبالهدان سپردن يد طولایی داشتهايم كه نياز به توضيح نيست، به طور قطع اين هم از اين قاعده مستثنی نخواهد بود.
باری ... ما هم كما فیالسابق انجام تكليف كرده و نكاتي چند را هر چند تكراری يادآوری میكنيم؛ به اميد آن كه شايد گوشی براي شنيدن پيدا شود و گوشه چشمی انداخته شود.
از حق كه نگذريم اسم قشنگی برای اين برنامه برگزيده شده، كه عمدا يا سهوا سر واژهی شبكه اجتماعی دانشآموزان بوده است. در اطلاعات اين شبكه كه در گوگل جست و جو میكردم، كلی تعريف شده بود كه اين پلتفرم چنين است و چنان و دانشآموزان میتوانند ٢٤ ساعته از امكانات كامل يك مدرسهی مجازی با دانلود سريع در محيطی امن برخوردار باشند. ظاهرا كه همه چيز عاليست و مشكلی وجود ندارد و در اقصی نقاط ايران همه به طور يكسان میتوانند از اين آموزشها در راستای عدالت آموزشی بهرهمند باشند. آرزوها محقق شدهاند و فرزندان ايران در كرامت و فراغ میتوانند با بهترين آموزشها همگام با دنيا پيش بروند.
شعارها فريبنده و اغواگرند... تا اينجا همه چيز عاليست... و امّا...
در مرحله اجرا همهی نقشهها بر آب شد و كارايی آن عملاً چيزی نبود كه شعارش را در بوق و كرنا كرده بودند و هزاران و شايد چندين ميليون معلم و دانشآموز را مجبور به نصب يك برنامهی ناكارآمد يك شبه كنند كه هنوز در مرحلهی آزمون و خطا بود.
محتوا توسط دبيران هوشمند و توانمند بسيار توليد شد و نهايتا هم هر كس در حد بضاعت خود بدون آموزش درست با هر برنامهای كه در دسترس داشت رسالتش را كم و بيش در روزهای سخت قرنطينه به انجام رساند و اندكي از اضطراب روانی دانشآموزانش كاست.
اما فقط خود میدانيم چگونه و چطور ؟!

اينجاست كه ناخودآگاه به ياد اين مثل افتادم كه اين طرح يكشبه و بدون هيچگونه زيرساخت مانند هزاران طرح ناكارآمد ديگر شايد "اگر براي ما آب نداشت براي خيلي ها نان داشته است"
باری !
سخن كوتاه
خود را به عنوان يك فرهنگي كه میبايست از آگاهترين قشر احاد مردم باشد بيش از اين فريب ندهيم و در حالي كه راهكارها را خوب میدانيم به بيراهه نرويم.
اينترنت رايگان و يا حداقل ارزان و دستگاه و لپتاپ و گوشی طبق آخرين توليدات روز بازار و برداشتن فيلتر و فراخوان مهندسان كارآمد برای نوشتن بهترين برنامهی آموزشی و يا پرداخت هزينه بهترين اپليكيشنهای آموزشی به شركتهای معتبر دنيا و همچنين آموزش معلمان باهوش و متخصص و به روز از نظر علمی و... علاج درد است كه نه در دست من است و نه هيچ همكار ديگر.
در آن صورت است كه میتوانيم حرفی برای گفتن داشته باشيم كه اين برنامه چند درصد در راستای اهداف آموزشي ما بوده است و تا چه انداره دانشآموزان اين مرز و بوم را پوشش داده است و يا آيا همه توانستهاند در اقصی نقاط ايران به طور مساوی بهرهمند باشند، گفت و گو كنيم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در ابتدای این بحث نیاز است سری به روال رتبه بندی موجود در آموزش و پرورش ایران بزنیم. برای این موضوع نگاهی به اظهارت و رفتار معاون شورای عالی آموزش و پرورش داشته ایم.
در اوایل تیرماه 1399 هجری شمسی پس از 5 سال از زمان شروع قانون برنامه ششم توسعه و موضوع ایجاد شایسته سالاری در نظام آموزشی می گذرد. در این بین در آخرین سال این برنامه قانون شده، یعنی سال 1399، بار دیگر معاون شورای عالی آموزش و پرورش، در رابطه با رتبه بندی اظهاراتی داشته اند. نکته ای که در این اظهارات توجه نگارنده را جلب کرد که ایشان ادعای علمی و تطبیقی بودن این رتبه بندی را داشته اند. در حالی که موارد و گفته های او نشان دهنده این موضوع نیست و همین طور اجرای رتبه بندی اسمی و ناکارآمد در دفعات قبل نیز این موضوع یعنی غیر علمی و غیر منطقی و غیر تطبیقی بودن کار این شورای عالی آموزش و پرورش را تایید می کند.
معاون مذکور، پس از بیان یک سری مفاهیم شعارگونه در مورد معلمان، اظهارتی عجیب و غیر علمی و غیر منطقی بیان داشته است به طور مثال:
"یکی از اهداف رتبه بندی تغییر نظام حقوق و دستمزد است یعنی افراد در قبال عملکرد از ارتقای حقوق بهره مند میشوند."
یا " رتبه بندی بر روی سه مولفه اساسی تاکید دارد؛ نخست توانمندی و صلاحیت معلمان، ویژگی توانمندی و صلاحیت، کسب کردنی است یعنی افراد باید تلاش کنند و توانمندی را به دست بیاورند؛ دوم، عملکرد یعنی صرفاً دانستن کفایت نمیکند و فرد باید بتواند دانسته و مهارت خود را به مرحله ظهور برساند و بتوان عملکرد او را ارزیابی کرد و سوم، رقابت پذیر بودن ماجراست یعنی باعث میشود معلمان در کسب صلاحیتها از یکدیگر پیشی بگیرند، بنابراین اگر مدرک تحصیلی و سابقه جزو رتبه بندی باشد این کار غلط است"
"رتبهبندی مانند مسابقه است و از فردی که در مسابقه دو شرکت کرده است نمیپرسند سیاه هستی یا سفید، قدت کوتاه است یا بلند، مدرک دکتری داری یا فوق لیسانس، بلکه میگویند فردی که توانست در این میدان نفر اول شود، روی سکو میایستد؛ در رتبه بندی حداقل سابقه را لحاظ کرده و گفتیم افرادی میتوانند رتبه را کسب کنند که حداقل ۵ سال سابقه داشته باشند یعنی ما معتقدیم ۵ سال طول میکشد که افراد صلاحیتها را کسب کنند"
"بخش زیادی از کارهای پژوهشی و تدوین شاخصها انجام شده است و ملاحظاتی وجود دارد که در حال بازنگری هستیم"
این اظهارات نشان دهنده عدم مطالعه و بررسی نظام های آموزشی برتر جهان توسط او و شورای عالی آموزش و پرورش است و این بسیار عجیب و نگران کننده هست. اظهارات فوق الذکر را می تواند به طور کامل خلاف آنچه که در سیستم های آموزشی جهان در حال اتفاق هست دانست و در این مقاله ما وقت خود را نمی خواهیم صرف بررسی این سخنان کنیم چون به نظر ارزش بررسی ندارد. اما به طور مثال در آنجا که گفته است : " یکی از اهداف رتبه بندی تغییر نظام حقوق و دستمزد است " به طور کامل سطح علمی و پژوهشی سخنان او را زیر سوال می برد. چرا که با بررسی نظام های برتر آموزشی جهان، رتبه بندی یا نردبان شغلی در بسیاری کشور ها برای افزایش حقوق نیست بلکه در جهت کیفیت بخشی آموزش است هر چند در بسیاری از کشورها، ارزیابی یک مقوله ضعیف و بی اهمیت در نظام آموزشی هست و به آن توجه زیادی نمی کنند چه برسد که در زمینه افزایش حقوق تاثیر زیادی داشته باشد. تمام تلاش نظام های آموزشی برتر جهان بر گزینش و استخدام نیروی انسانی با کیفیت و این موضوع را در اولویت می دانند و حتی کافی.

یا دیگر سخن آقای معاون شورای عالی آموزش و پرورش مبنی بر قرار دادن سنوات 5 ساله برای وارد شدن در رتبه بندی و .. یک سخن کاملا غیر علمی و غیر تطبیقی می باشد، در بسیاری از کشورها چنین سنجشی ندارند که 5 سال بگذرد تا فرد وارد سیستم رتبه بندی شود چرا که به طور منطقی نیز این روند کاملا با نفس رتبه بندی شایسته سالار منافات خواهد داشت زیرا در این صورت افراد تازه استخدام به طور کامل انگیزه خود را از دست خواهند داد و معلوم نیست مسئول مذکور، چنین سخنان غیرکارشناسی و عوامانه را می گویندکه در ادامه مقاله با آوردن مثال هایی از نظام های آموزشی دیگر کشورها به این موضوع می پردازیم.
آقای معاون شورای عالی آموزش و پرورش، گفته است که ما کار پژوهشی و علمی انجام داده ایم تا به این نتایج رسیده ایم . نگارنده مانند بسیاری ، از جزئیات جعبه سیاه رتبه بندی شورای عالی آموزش خبر ندارد ولی طبق آنچه که معاون این شورای اظهار داشته است مشخص است که این رتبه بندی وجهه علمی و منطقی و با کیفیت ندارد و اگر اجرا نشود بهتر از اجرا شدن یک ساختار ضعیف و مشکل دار و غیر علمی هست.
البته نکته جالب دیگر اینکه چند ماه قبل از اظهارات چند سطر بالا در این مقاله، ایشان به نظر می آید اظهارات منطقی تر و علمی تر هر چند شعارگونه داشته اند.
آقای معاون مذکور، در تاریخ 30 / 10 / 98 در مطلبی عنوان می کند که : " مطالعات تطبیقی، بررسی منابع علمی موجود، بررسی تجارب گذشته و پژوهش مستقل به روش خبرگانی با حضور بیش از ۴۰ نفر از صاحب نظران، کارشناسان، مدیران و نمایندگان سازمانها از جمله اقداماتی بود که برای تدوین اصولی آن صورت گرفت"
در ادامه نگارنده در پی گشودن ساختار رتبه بندی یا نردبان شغلی موجود در کشورهای توسعه یافته می باشد تا به این طریق بررسی شود چقدر گفتار معاون مذکور و همچنین مفاد رتبه بندی ارائه شده با واقعیت علمی و جهانی ارتباط داشته و آیا واقعا مسئولان مربوطه در پی برپایی یک نظام شایسته سالار و با کیفیت هستند ؟
به نظر می رسد از این رهگذر ضررهایی بس گران بر پیکر بیمار وزارت آموزش و پرورش ایران وارد نمایند و آن را هر چه بیشتر به عمق تاریکی و ناکارآمدی فرو برند.
ادامه دارد
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

عصر چهارشنبه 11 تیر ، محسن حاجی میرزایی در گردهمایی مشترک مدیران کل آموزش و پرورش و معاونین آموزش ابتدایی استان ها که از طریق ویدئو کنفرانس برگزار شد، اظهار کرد: این یک جلسه عادی نیست بلکه این یک جلسه استراتژیک و راهبردی است زیرا در این جلسه جهت گیری ها برای حرکت جدی و اساسی در دوره ابتدایی بررسی می شود، لذا همه همکاران با تمام وجود حضور داشته باشند.
وی افزود: در سی سال گذشته در هرجا حضور و مسئولیتی داشتم وقتی به مسائل و مشکلات کشور می اندیشیدم اگر سه راه حل پیدا می کردم که راهگشا بودند بدون شک یکی از آنها توجه به آموزش های عمومی بود.
حاجی میرزایی گفت: هیچ توسعه و پیشرفتی در کشور بدون توسعه آموزش های عمومی اتفاق نمی افتد و مقطع ابتدایی در جایگاهی است که می تواند در این زمینه مشگل گشا باشد.
وی ادامه داد: براساس آیات قرآن، ظرفیتی که در انسان نهفته است بسیار عظیم است و این ظرفیت در دوران ابتدایی و در اختیار ما قرار دارد، لذا مخاطبان ما در دوره ابتدایی کسانی هستند که دارای هدف هستند و دغدغه پیشرفت دارند.
وزیر آموزش و پرورش تصریح کرد: ما دائما در محیط های جدید یادگیری قرار می گیریم و دنیا به سرعت پیش می رود و این حرکت و تغییر در نظام هستی عمیق تر جریان دارد.
وی ادامه داد: توصیه می کنم هرکس در هر عرصه ای قرار گرفت نباید منفعل باشد زیرا جامعه ای که در برابر مشکلات می ایستد؛ شکست نمی خورد و در جامعه توسعه یافته، افراد در برابر مشکلات می ایستند.
عضو کابینه تدبیر و امید خاطرنشان کرد: هر تغییری، محیط اطراف خود را تحت تاثیر قرار می دهد و چیزی را می آورد؛ حال اگر افراد درک درستی از این موضوع نداشته باشند این تغییرات از بین می روند.
وی با بیان اینکه جوامع در برابر هر نوع تغییراتی، سه واکنش نشان می دهند؛ اضافه کرد: برخی حوادث را پیش بینی می کند و برای رویارویی با آن آماده می شوند، عده ای در اثنای حوادث و دگرگونی ها به سختی می افتند اما مقاومت می کنند اما برخی جوامع خود را رها می کنند و در تلاطم ها ازبین می روند؛ لذا تمام مشکلات برای این دسته آخر است. بنابراین آموزش و پرورش نیز از این قاعده استثنا نیست.
حاجی میرزایی اظهار کرد: امروزه همه چیز در حال تغییر است کرونا خیلی از تحولات را ایجاد کرد امروز باید ببینیم قدرت از چه حوزه ای به چه حوزه دیگری منتقل می شود، ظرفیت ذهنی آدم ها هستند که قدرت را برای انسان ها به وجود می آورند.
وی گفت: دوره ابتدایی یکی از مواردی است که برای حل مشکلات کشور به آن نیاز مندیم، فقر، عدالت اجتماعی، تورم و رشد تولید مسائلی هستند که علیرغم تغییر دولت ها همچنان باقی هستند.
وزیر آموزش و پرورش تصریح کرد: طلایی ترین دوره یادگیری مربوط به دروس فیزیک و ریاضی نمی شود بلکه آن چیزی است که مربوط به آموزش های عموی و دوره ابتدایی می شود.
وی گفت: نگاه ما باید آینده نگرانه باشد نه نگاه منفعلانه به گذشته و مشکلات موجود، باید ببینیم چقدر برای آموزش ها آمادگی داریم و چقدر نگاه ما واقع بینانه است .
حاجی میرزایی ادامه داد: هر مجموعه ای تلاش دارد مسائلی را مشخص کند و در سبد خود قرار می دهد اما معتقدم باید به جای برشمردن مشکلات، شایستگی ها را ارائه کرد و باید دید چقدر می شود به آنها اعتماد کرد.بنابراین همه ما در هر عرصه ای که هستیم باید با بیانی قوی تر در کنار بیان مشکلات، شایستگی ها را مدنظر داشته باشیم و راه حل های منطقی برای آن مشخص کنیم.
وی افزود: باید بررسی کنیم ببینیم رویکردها در دوره ابتدایی چیست؟ آیا عزم کافی برای کار وجود دارد؟ در همه آموزش های دوره ابتدایی آنچه را که می خواهیم این است که فردی را تربیت کنیم تا توانایی؛ نوشتن، گفتن، دیدن، شنیدن، اندیشیدن و روی پای خود ایستادن را داشته باشد .
عضو کابینه تدبیر و امید اظهار کرد: به روش هایی نیازمندیم تا افراد جریان یادگیری رابیاموزند اینکه چگونه از طبیعت، از حوادث، از مشکلات جامعه، از دیگران و... بیاموزند و چگونه با آنها تعامل برقرار کنند.
حاجی میرزایی افزود: یادگیری، انباشت دانش نیست بلکه مهارت یادگیری است یعنی؛ خوب دیدن، خوب شنیدن و خوب اندیشیدن است.
وزیر آموزش و پرورش خاطرنشان کرد: آموزش دوره ابتدایی را نمی شود بدون خانواده فهم کرد . آموزش ابتدایی با مشارکت سایر بخش های یک جامعه قابل آموختن است، لذا باید محتواها را اصلاح کرد البته در سازمان پژوهش تلاش داریم تا مواردی از تغییر محتواها را در شورای عالی آموزش و پرورش مصوب و ابلاغ کنیم.
وی با بیان اینکه در تلاش هستیم، چطور می توان یادگیری دانش آموز را با خانواده اش پیوند داد، اظهار کرد: اگر ایده های روشن و کاربردی داشته باشیم در جامعه خریدار خواهیم داشت، بنابراین معاونان آموزش ابتدایی باید عمیقا فکر کنند لذا باید توجه داشت با اندیشه های کوچک نمی شود اهداف بزرگ را محقق ساخت.
حاجی میرزایی افزود: نمی گویم مشکلات را نگویید بلکه در کنارش راه حل نیز باید ارائه داد.
وی گفت: توصیه می کنم، با وجود تمام محدودیت ها و مشکلات باید قدم برداشت و تلاش کنید کار را جذاب تر و شیرین تر کنید، لذا در این شرایط باید از ظرفیت عظیم شاد استفاده کرد و بسیاری از مشکلات را رفع کرد.
وزیر آموزش و پرورش بر اهمیت تعامل تاکید و عنوان کرد: باید به درجه ای از توسعه یافتگی برسیم که بتوانیم حرفی را که امروز می گوییم آن را در کمترین زمان به دورترین نقاط کشور منتقل کنیم در غیر اینصورت نتوانسته ایم از ظرفیت شبکه شاد به خوبی استفاده کنیم.
وی ادامه داد: هنر ما این است که تعامل و حس مشترک در یک مجموعه را از بالاترین مرتبه سازمانی تا پایین ترین سطح آن توسعه دهیم و برقرار کنیم و این موضوع بسیار مهم است.
وزیر آموزش و پرورش خطاب به مدیران کل و معاونانشان گفت: به اندیشه و تفکر میدان بدهید و آن را توسعه دهید، آرمان های جامعه در دوره ابتدایی وجود دارد بنابراین کار در این دوره، جزو خطیرترین مسئولیت هاست.
حاجی میرزایی اظهار کرد: مشکلات در برابر اراده بزرگ آدم ها، تعظیم می کنند لذا آرمان ها را جدی بگیرید تا مشکلات رنگ ببازند.
مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش
پایان پیام/
گروه گزارش/

نشست علمی – تخصصی با عنوان " تببین ابعاد جامعه شناسی ، روان شناختی و تربیتی خشونت خانگی و ارائه راهکارهای تربیتی چهارشنبه یازدهم تیر از ساعت 30 / 8 تا 12 با حضور دکتر غلامعلی افروز استاد دانشگاه تهران ، دکتر علی اصغر احمدی عضو هیات علمی دانشگاه تهران و دکتر بهمن حوری زاد عضو هیات علمی دانشگاه کسرا و نیز دکتر فرهاد کریمی رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش با همراهی اعضای هیات علمی و کارشناسان پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و حوزه ستادی وزارت متبوع برگزار گردید .
در این نشست خبرنگاران از تسنیم ، فارس ، پانا ، مجله شوق و... تغییر حضور داشتند .
همچنین در این نشست « صدای معلم » پرسش هایی را مطرح کرد .
افروز گفت :
ریشه های روان شناختی و تربیتی رفتارهای تهاجمی کلامی و غیرکلامی و بعضا خشونت های خانوادگی را در چند مولفه اساسی می دانم .
در این میان مولفه های زیستی هم بسیار مهم هستند .
بدخوابی ها ، بدغذایی ها ، کاهش قندخون می تواند زمینه خشونت و پرخاشگری را در میان آقایان و خانم ها فراهم کند .

اعتقاد دارم کلافگی فکری ، کوفتگی ذهنی ، ناامنی روانی ، تعارضات درونی ، از دست دادن امید ، تعارض هایی که در درون انسان ایجاد می شود ، تعارض بین تلاش و برنامه هایی که پیش بینی شده است و ماندن در خانه موجب ایجاد تعارض می شود .
فقر مهارت های ارتباطی یک مولفه جدی است . متاسفانه نوعی عادت زدگی در کاربرد واژه های انضباطی در خانواده حاکم می شود و این را پی می گیریم و کاربرد این واژه ها زمانی که در خانه هستیم میزان آن افزایش می یابد .
واژه های انضباطی زاویه دارد و خسته می کند و فاصله های عاطفی را بیشتر می کند و زمینه کلام تهاجمی و رفتار تهاجمی در خانواده بیشتر می شود .
یکی دیگر از مولفه هایی که زمینه خشونت ایجاد می کند غفلت از حاکمیت آرامش است .
مغفول ماندن حقوق عاطفی فرزندان در خانواده باعث می شود که مشکلات چند برابر شود و اشاره خواهم کرد .
این استاد دانشگاه تصریح کرد که حقوق عاطفی از حقوق فقهی و شرعی خیلی مهم تر و اساسی تر است .
خیلی از اولیا در حال حاضر نمی دانند حقوق عاطفی چیست ؟
حقوق عاطفی باید حاکم باشد . اگر در خانواده آرامش نباشد مشکل پدا می کنیم .
در ادامه حوری زاد عنوان کرد :
وقتی به مسائل و پدیده های فردی و فرهنگی و اجتماعی می پردازیم که رسانه ای می شوند . چه کار باید کنیم که قبل از رسانه ای شدن با پدیده ها ، مفاهیم خشونت و با مفاهیم مهربانی و دل آرامی آشتی کنیم و برای دل آرامی فضا ایجاد کنیم تا مهربانی ها ، عطوفت و عشق و صمیمیت بیشتر رواج پیدا کند .
از خودمان سوال کنیم جعبه سیاه آموزش و پرورش ما چه می گوید ؟
اگر جعبه سیاه آموزش و پرورش را با تشبیه پردازی و بدیعه پردازی و قیاس مستقیم با هواپیما ؛ این دو خیلی به هم شبیه هستند .

ده ها مورد شباهت می شود پیدا کرد .
شباهتی که امروز می خواهم صحبت کنم این است که هواپیما جعبه سیاه دارد .
جعبه سیاه آموزش و پرورش کجاست ؟
کجا باید جعبه سیاه آموزش و پرورش ، جعبه سیاه خانواده را بازخوانی کنیم تا بفهمیم در مدرسه و خانواده چه می گذرد ؟
داریم چه کار می کنیم ؟
من همیشه به مدیر مدرسه و معاون مدرسه می گویم هیچ می دانید وقتی معلم به سر کلاس می رود و در کلاس را می بندد در کلاس چه اتفاقی می افتد ؟
تعاملات بچه ها با هم چگونه است ؟
تعاملات معلم با دانش آموز چگونه است ؟
آیا خبر داریم ؟
آیا هیچ دوربینی در مدرسه و خانواده – منظور دوربین دلی است و نه دوربین الکترونیکی – در آن جا کاشته ایم که هر از گاهی بتوانیم این جعبه سیاه را بازخوانی کنیم ؟
سپس احمدی ضمن اشاره به نقاط مشترک دو ارائه پیشین گفت :
من روی مساله ارتباط و آمادگی های طبیعی که در درون وجود دارد مانند پرخاشگری در درون همه ما هست و باید توجه داشته باشیم که در این آمادگی محاسبات مان را وارد کنیم و توجه کنیم که چه باید کنیم ؟
در اصل وزن اصلی صحبتم این است که ارتباط را هسته اصلی صحبتم قرار می دهم و آن هم ارتباط در درون خانواده است چون موضوعی که در مورد خشونت های خانوادگی است روی بستر ارتباط در خانواده معلوم می کنم و سپس مشخص می کنم که خشونت چه جایگاهی در این فضای ارتباطی دارد ؟

در بررسی ها و ارتباطاتم با خانواده ها می گویم که مهم ترین مشکل خانواده ها در برقراری ارتباط با اعضای خانواده است .
خانواده یک شرایطی دارد . از قدیم می گفتند که زن و شوهر همدیگر را درک نمی کنند .
خود درک این مطلب که زن و شوهر همدیگر را درک نمی کنند شاید 30 تا 40 سال برای خود من طول کشیده است تا بفهمم درک نکردن همدیگر به چه معناست ؟
امروزه شاهد هستم که پدر و مادر فرزند خود را درک نمی کنند و این که با چه دنیایی سر و کار دارند ؟
درک نکردن یعنی یک ارتباط ناقص . ارتباطی که کامل نیست . شناخت کافی پشت سرش نیست . اعضای خانواده همدیگر را بشناسند و بدانند چه حساسیت هایی دارد . فرد چه پس زمینه ای دارد . چه چیزی برای او مهم است و چه چیزی برایش مهم نیست ؟
اصلا وقتی کاری می کند و یا حرفی می زند چه چیزی را به فرد منتقل می کند ؟ این فرد چه دریافت می کند ؟ این ها همه در آن اختلال وجود دارند .
در 100 درصد خانواده های ما این اختلال وجود دارد . در بعضی ها کم تر و در برخی دیگر بیگانگی محض حاکم است .
با آن که مطابق اعلام روابط عمومی قرار بود که به ابعاد جامعه شناختی مساله خشونت خانگی پرداخته شود اما صحبتی به میان نیامد .
این موضوع توسط برخی از اعضای حاضر بیان گردید و قرار شد تا این نشست ها با رویکرد مورد نظر استمرار داشته باشد .
یکی از نکات قابل توجه در این نشست وجود سر و صدا و پارازیت های ارتباطی از ابتدای نشست بود .
با آن که صدای معلم با کنایه آلودگی صوتی را یکی از عوامل تولید خشونت در محیط معرفی کرد اما این وضعیت تقریبا تا پایان نشست ادامه داشت .
مشروح این نشست در صدای معلم منتشر خواهد گردید .
پایان گزارش/

برخی پیشینه شورای عالی آموزش و پرورش را به دوره سلطنت مظفرالدین شاه و تشکیل «انجمن معارف»، به سال ۱۲۷۵ خورشیدی، با هدف گسترش مدارس جدید بر می گردانند. اما از سال 1343 شمسی که وزارت فرهنگ به دو وزارتخانه فرهنگ و هنر و آموزش وپرورش و یک سازمان به نام اوقاف تفکیک شد؛ بیش از نیم قرن می گذرد؛ و از آن زمان و به تبع تفکیک صورت گرفته بود که شورای عالی فرهنگ به دو قسمت «شورای برنامهریزی» در وزارت فرهنگ وهنر و «شورای عالی آموزش وپرورش» در وزارت آموزش و پرورش تقسیم شد.
از همین رو می توان شورای عالی آموزش و پرورش را قدیمیترین شورا با کارویژه تعلیم و تربیت دانست که پیشینه آن و شخصیت های آمده و رفته از آن و سابقه نگاه های حاکم بر آن موضوعی در خور مطالعه و پشتوانهای برای حرکت به سوی آینده باشد.
ماههاست که هر از گاهی بانگی از گوشه ای بر می خیزد و شایعه تغییر در دبیرخانه این شورای عالی به گوش میرسد؛ لکن از شواهد و قراین اینگونه هویداست که این بار این موضوع از حد شایعات فراتر رفته است.
این تغییر، اگر رخ دهد، سومین تغییر پیاپی در سه بخش اصلی وزارت آموزش و پرورش است: اصلاح ساختار و سیستم، از حاصل جمع اصلاح های جزیی حاصل نمی شود. به پیوند بین اجزا و پیوستگی گام ها هم باید اندیشید
نخست، تغییر رییس سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی؛
سپس، حکم مستقیم شخص وزیر محترم برای رییس پژوهشگاه آموزش و پرورش که به تحلیل کارشناسان به منزله تعالی جایگاه پژوهشگاه است؛
و اینک، تغییر دبیر شورای عالی آموزش و پرورش. طبیعی است که رؤسای جدید این سه بخش در حال برنامهریزی برای سازمان های خود باشند؛ و چه نیکوست اگر این هم زمانی در تغییر، همافزایی برنامهها را نیز در پی داشته باشد و بتوان آن را به منزله جریان خونی تازه در رگ های آموزش و پرورش قلمداد کرد.
در این نوشته سخن از شورای عالی است. شورایی که می تواند بیش از گذشته مایه مباهات و سربلندیِ نه تنها خویشتن، که کلِ ساختار و سازمان آموزشی و پرورشی کشور باشد؛ مشروط به آن که در این ترکیب واژگانی، هم کلمه ی «شورا» درست معنا شود، هم تعبیر «عالی» در به شیوه ای متعالی معنی شود، و هم حوزه عمل و ماموریت، یعنی «آموزش و پرورش» در میانه های راه و بیراهه های اداری تحدید یا تهدید نشود یا در مواقع ضرورت و مصلحت دستخوش بلا و ابتلا نگردد.
قرار نیست، که شورای عالی آموزش و پرورش با اضافه کردن واژه عالی، عالی شود؛ که اگر قرار بر این بود و کارها را می شد با اسم های فاخر به سامان رساند؛ لابد جا داشت این شورا نیز محض خاطرجمعی، از ابتدا شورای خیلی عالی آموزش و پرورش نام می گرفت. اگر در اسم، نام این نهاد شورای عالی است؛ در رسم و عمل، باید شورایی متعالی باشد؛ تا دیگر بخش های گوناگون آموزش و پرورش بتوانند سایهنشین این رکن باشند.
به باور نگارنده، اگر مجلس شورا «عصارهی فضایل ملت است» و «در راس امور»؛ شورای عالی آموزش و پرورش و دبیرخانه آن نیز باید عصارهی فضایل آموزش و پرورش کشور باشد و «در راس امور» آموزش و پرورش قرار گیرد و این مهم بر وظایف و اختیارات و مسئولیتها و حقوق و تکالیف دبیر محترم نیز تاثر به سزایی خواهد داشت.

با این مقدمه و پس از تاملاتی، پیشنهادی چند را پیشکش می کنم؛ به دبیر محترم این شورا، که به زودی راهی «ساختمان مرحوم علاقمندان» می شود و در مرکز امید و نگاه دلسوزان و علاقه مندان می نشیند.
یک. در آییننامه داخلی شورای عالی آموزش و پرورش، مصوب سوم اسفند 1381، آمده است:
ماده 1- جلسات شورا به ریاست رییس جمهور و در غیاب وی وزیر آموزش و پرورش و با حضور حداقل 15نفر از اعضاء رسمیشورا رسمیت مییابد... .
ماده 2- جلسات شورا هر دو هفته یکبار در محل دفتر رییس جمهور یا دفتر وزیر آموزش و پرورش و با دعوتکتبی که توسط دبیر کل شورا انجام میشود تشکیل میگردد.
ماده 3- اعضاء موظفند در تمام جلسات حضور یابند و در مواردی که به دلیل موجه امکان حضور در جلسه را ندارند موضوع را حداقل 48 ساعت قبل از موعد جلسه به اطلاع دبیرخانه شورا برسانند.
ماده 4- موضوعاتی در دستور کار شورا قرار میگیرند که از سوی رئیس جمهور یا وزیر آموزش و پرورش به دبیرخانه شورا ارجاع شوند و یا حداقل 8 نفر از اعضاء متقاضی طرح آن در شورا باشند.
تبصره 1- دستور هر جلسه توسط دبیر شورا و با هماهنگی رئیس جمهور یا وزیر آموزش و پرورش تنظیم و بههمراه دعوت نامه به اطلاع اعضاء میرسد.
جناب دبیر !
شما دبیر شورایی خواهید شد که جلسات آن باید در عالی ترین سطح مدیریت اجرایی کشور و در مهم ترین مرکز راهبری امور اداری کشور برگزار شود.
بعید می دانم هم اکنون این گونه باشد و اصلا نمی دانم در این هفت سال که از دولت می گذرد، شخص رییس جمهور در چند جلسه شرکت کرده است.
شاید حرف گزافی نباشد؛ اگر ادعا کنیم از اهم مسئولیتهای جنابعالی و از ضروریترین گامهای مقدماتی تان، تعالی جایگاه شورای عالی در ساختار اداری و مطالبه اجرای قانون و آیین نامه اجرایی شوراست.
دو. هرچند عالی ترین مقام آموزش و پرورش شخص وزیر محترم است؛ لکن بر اساس آیین نامه، «ابلاغ مصوبات شورای عالی»، که میتوان آن را به منزلة پیگیری مصوبات هم دانست، در حوزه وظایف دبیرکل شورای عالی است؛ و این را می توان شاخص و نشانه ای از جایگاه پیش بینی شده برای چنین مسئولیت مهمی قلمداد کرد. این جایگاه را جدی بگیرید و از آن برای پیشبرد اهداف استفاده کنید.
سه. کمیسیون های تخصصی که هم اکنون نیز در شورا فعال هستند، باید مرکز آمد و شد و گفت و گو های تخصصی و راهبردی اندیشمندان حوزه تعلیم و تربیت باشند.

به باور نگارنده یکی از راه های نیل به چنین مطلوبی، فراهم آوردن امکانی برای جذب اعضای هیئت علمی، دست کم برای ریاست کمیسیون ها است.
چهار. اداره امور اجرایی و مالی دبیرخانه و انعقاد قراردادهای پژوهشی و اختیار استخدام، نصب ، عزل ، ارتقاء و اعطای پاداش به کارکنان بر اساس قوانین و مقررات از دیگر وظایف و اختیارات دبیر شوراست.
اجرای این اختیارات و بهرمندی از این امکان به تامین منابع و پشتوانه های مالی نیازمند است. شواهد و قراین حاکی از تنگناهای سخت و دشوار مالی است. پیش از ورود به صحنه برای این مهم تدبیری بیندیشید.
پنج. اقتضای رسالت و ماموریت شورای عالی داشتن بنیادها و بنیان های محکم نظری و پژوهشی در تصمیم ها است. این مهم باید از دو طریق پیگیری شود:
الف) تامین و تقویت استعدادها و زمینه های درونی
ب) تحکیم پیوندهای بیرونی.
ارتقای جایگاه پژوهشگاه آموزش و پرورش می تواند کمک بزرگی به این مهم باشد تا منافع و رشد و بلوغ حاصل از این تعامل نصیب هر دو نهاد شود.
ارتقای جایگاه پژوهشگاه آموزش و پرورش می تواند کمک بزرگی به این مهم باشد تا منافع و رشد و بلوغ حاصل از این تعامل نصیب هر دو نهاد شود.
شش. هر تغییری هزینه ها و دردها و فشارهایی در پی دارد. بهتر است برای مدیریت تکانه های حاصل از تغییر، ابتکارها و طرح هایتان را، با اطلاع دقیق از روند های عملکردی فعلی در کل سیستم طراحی و اجرا کنید؛ تا تغییرات در مسیری پیوسته و با کمترین مقاومت سیستمی محقق شود.
هفت. بهبود باید مستمر و خود پیگیر باشد. بهبود را باتوجه به اندازه گیری سطح عملکرد کل سازمان رصد و ارزیابی و مدیریت کنید. بهبودِ بخشی از مجموعه با اصلاح کل سیستم مساوی نیست. حتی اصلاح ساختار و سیستم، از حاصل جمع اصلاح های جزیی حاصل نمی شود. به پیوند بین اجزا و پیوستگی گام ها هم باید اندیشید.
هشت. با توجه به زمان باقیمانده از عمر دولت فعلی، به تغییر دولت و تبعات ناشی از آن توجه و تصمیم ها را به کوتاه، میان و بلند مدت تقسیم کنید و برای تصمیم های بلند مدت چنان تدبیر کنید که تغییرات سیاسی آسیبی به آنها وارد نکند.
نه. تعامل سازنده با رسانه ها و مدیریت افکار عمومی، چه در بدنه آموزش و پرورش و چه در جامعه مخاطبان خاص و عام، از مهم ترین ارکان موفقیت و معرفی و ارائه موفقیت های شماست. روابط عمومی شورا را باید بسیار جدی گرفت.
ده. به ضرورت سازگاری تصمیم ها با واقعیت های کلاس درس و کف میدان تعلیم و تربیت بیش از همیشه توجه کنید و راه تعامل و ارتباط با معلمان و مدیران و فعالان این عرصه را بیش از گذشته هموار کنید.
یازده. احیا و تقویت ایده مدارس تجربی را شاید بتوان از عوامل تقویت مبنای علمی تصمیم ها و سیاستهای آموزشی و پرورشی و آزمودن آنها و به بلوغ رساندن آنها و استحکام ودوام بیشتر تصمیم های شورای عالی دانست.
دوازده. مسایل و موضوع های آموزشی و پرورشی بسیار پیچیده و مهم و به سرعت در حال گذر و تحول است و نمی توان به داشته های خود بسنده کرد. همه چیز را همگان دانند؛ و همگان، مسایل و مصایب بیش و کم مشترک دارند. رصد تجربیات موفق و شکست خورده دیگر کشورها و سیاست های ماندگار و پایدار یا موقتی و زودگذر آنها، از طریق تقویت ارتباط ها و تعاملهای بین المللی می تواند دریچه های ارزنده و نابی را برای شورا و به تبع آن برای آموزش و پرورش بگشاید.
سیزده. گردآوری اسناد مربوط به مصوبات و تاریخچه سیاست ها و فراز و فرود های شورای عالی کاری اساسی، ماندگار و کاملا موجه برای مطالعات تخصصی و علمی است که تاثیر آن در ارتقای کیفیت امور جاری شورا نیز مشخص خواهد شد.
کانال معلم : یادگیرنده مادام العمر باشیم