گروه رسانه/
در پی درج مطلبی با عنوان " نامه دریافتی - مسافر فرهنگی- اسکان فرهنگیان در شهر بانه " ( 1 ) ؛ وزارت آموزش و پرورش جوابیه ای برای صدای معلم ( سخن معلم ) ارسال کرده است .
عین جوابیه به شرح زیر است
دکتر محمد روزبهانی
عضو شورای نویسندگان سخن معلم
ساعت نزدیک سه بعدازظهر جمعه، وبلاگ یکی از دوستان را نگاه میکردم، اولین خبرش این بود: برای شفای آقای محسن خشخاشی معلم بروجردی که به دست دانشآموزش با چاقو مضروب شده دعا کنیم. معلم بروجردی با ضربه چاقو راهی بیمارستان شد. خشکم زد، به همکارانم زنگ زدم، متاسفانه خبر درست بود، میگفتند فعلا در کماست، مرگ مغزی شده است و بعد از چند ساعت خبر درگذشتش را دریافت کردم. به قول خود مرحوم خشخاشی که همیشه در ابتدای کلاس روی تخته مینوشت قضیه بسیار ساده است...! آیا واقعا این قضیه هم بسیار ساده است؟ به عنوان یک معلم جامعهشناسی چگونه میتوانم این خشونت عریان را تحلیل کنم؟ چگونه باید به این واقعه نگاه کرد. دانشآموزی ١٥ساله با چاقو وارد کلاس درس میشود، پیش روی دیگر همکلاسیها به معلمش حمله میکند، او را زخمی و از مدرسه فرار میکند. معلم جلوی چشم دانشآموزانش غرق در خون میشود، کف کلاس میافتد و پس از انتقال به بیمارستان میمیرد.
واقعا چرا این واقعه و دیگر وقایع مشابه در مدارس اتفاق میافتد؟ چرا این میزان از خشونت در مدرسه دیده میشود؟ امروزه که میزان تنبیه در مدارس بسیار کمتر شده است، یعنی خشونت از طرف معلمان و کارکنان مدارس تقریبا سیری نزولی داشته است، پس چرا این همه خشونت از طرف این دانشآموز؟ آیا خشونت ریشه در خانواده دارد؟ یا در جامعه؟ شاید هم در مدرسه؟ یا ریشه در رسانهها دارد؟ خشونت در جامعه یک ریشه ندارد و تکعلتی نیست! خشونت پدیده اجتماعی است که حاصل روابط متقابل بین افراد، گروهها، خانوادهها، رسانهها و حکومت است. اگر جامعهای در چرخه خشونت بیفتد، همه شهروندان، خانوادهها و گروهها را درگیر میکند. رسانهها و مدارس و سایر نهادها و گروهها در این چرخه به بازتولید همان خشونت میپردازند! متاسفانه روند خشونت در جامعه به شدت درحال افزایش است. بین اعضای خانواده با هم، شهروندان با یکدیگر! این روند رو به رشد به ما میگوید که راهمان درست نیست. واقعه کشتن یک معلم توسط دانشآموزش آن هم در مدرسه و سر کلاس درس بدون هیچ دلیلی، نشان از رواج بسیار زیاد خشونت در روابط و مناسبات اجتماعی در جامعه امروز ایران دارد. خط قرمزهایی برای اعمال خشونت عریان در گذشته وجود داشت که امروز این خط قرمزها شکسته شده است. در روزنامهها و رسانهها هر روز خبرهایی از قتل همسر توسط همسر، پدر توسط فرزند یا برعکس، و بسیاری خبرهای دیگر منتشر میشود که در گذشته در جامعه ما به ندرت اتفاق میافتاد. کافی است سری به صفحه حوادث روزنامهها بزنیم. این روند افزایشی نشان از ریشه دواندن رفتار خشونتآمیز در روابط و مناسبات اجتماعی ما دارد. جامعه ما خشونتزده شده است، خانوادهها خشونتزده شدهاند، مدارس ما هم وارد روند خشونتزدگی شدهاند. دلیل عمده آن را میتوان در عملکرد نادرست عوامل جامعهپذیر کردن کودکان دید، از جمله، خانوادهها، مدارس، رسانهها، دولت و سایر نهادهای فرهنگی مرتبط. این نهادها به درستی به وظایفشان عمل نمیکنند. مهارتهای اجتماعی مورد نیاز زندگی را به کودکان و نوجوانان به درستی انتقال نمیدهند. مدارا و تساهل آموزش داده نمیشود. ترویج خشونت حتی از سوی برخی از گروهها در جامعه بهعنوان یک رفتار درست و بهنجار در برخورد با برخی ناهنجاریها ترویج میشود. از اینرو کودکان و نوجوانان ما در یک چرخه اجتماعی شدن معیوب و خشونتگستر قرار گرفتهاند که پیامدش میشود قتل معلم توسط یک دانشآموز یا اسیدپاشی به صورت زنان جوان یا حمله یک ورزشکار به داور مسابقه و زدن او و موارد بسیار زیاد دیگر!
برونرفت از این چرخه خطرناک که جامعه را به سمت متلاشی شدن اجتماعی میبرد در آموزش و گسترش فرهنگ مداراست. نهادها و گروههای مسئول جامعهپذیر کردن کودکان باید فرهنگ تساهل و مدارا با همدیگر را به آنها آموزش دهند. رسانههای سراسری در این رابطه نقش کلیدی را برعهده دارند. بعد از رسانهها مدارس و خانوادهها موثرند. تلویزیون که فراگیرترین رسانه کشور است، خود در بسیاری از موارد فرهنگ خشونت را ترویج میدهد. این کار در اغلب فیلمها، سریالها، گزارشها و حتی سخنرانیها صورت میگیرد. زمانی که از یک رسانه فراگیر فرهنگ مدارا ترویج و آموزش داده نمیشود، بلکه تمرکز بیشتر بر ایجاد شکاف بین گروههای سیاسی و اجتماعی است، نمیتوان از نوجوانان انتظار داشت که در رفتارشان با هم و دیگران مدارا و تحمل داشته باشند. زمانی که محتوای درسی مدارس ترویج مدارا نمیکند یا به آموزش آن نمیپردازد، باید منتظر خشونت و عدم تحمل همدیگر در روابط اجتماعی بود.
کشته شدن معلم در کلاس درس از آن اتفاقاتی است که اگر به دنبال همتایش در آرشیو اخبار هم بگردیم، شاید نتوانیم مشابهش را پیدا کنیم؛ اتفاقی به غایت تلخ و مکدر کننده که نمیدانیم بابت وقوعش چه کسی را میتوان شماتت کرد و چه تدابیری برای عبور از چالشهای حاصل آمده با انتشارش اتخاذ کرد.
به گزارش «تابناک»، در میان نزاعهای فراوانی که روزانه در کشورمان ثبت میشود و مجروحان و گاه جان باختگانی به جامعه تحمیل میکند، ابتدای هفته جاری موردی به چشم میخورد که بسیار متفاوت و به نوعی دردناکتر از بقیه بود؛ حمله دانشآموز اول دبیرستانی به معلم فیزیک خود که با فرو کردن چاقو در گردن معلم و در نهایت جان باختن وی ختم شد. در پی بروز این اتفاق تلخ، روز گذشته مدارس بروجرد به حالت نیمه تعطیل و تعطیل درآمد و جمعی از معلمان برای دستگیری دانش آموز پانزده شانزده ساله فراری ـ که اکنون پیش از دانش آموز بودن، قاتل شناخته میشود ـ و اعلام انزجار از فضای ناامنی که برای معلمان به وجود آمده، مقابل آموزش و پرورش تجمع کردند. بدین ترتیب این شایعه در شهر پیچید که قرار است دوشنبه همزمان با برگزاری مراسم تشییع پیکر مرحوم «محسن خشخاشی» عزای عمومی اعلام شود؛ اما در نهایت این گونه نشد و شد!
عزای عمومی نشد، ولی عزای حاکم بر بروجرد دست کم جامعه معلمان سراسر کشور را فرا گرفت؛ معلمانی که قرار است دانش آموزان را بر اساس معیارهای تدوین شده تربیت کنند و ناگزیر از نمره دادن هستند و با وضع به وجود آمده نگرانند.از این رو نگرانند که میشنوند هیچ مجادلهای میان معلم و دانش آموز نبوده و تنها دلیلی که برای بروز خشونت بیحد و اندازه دانش آموز بیان شده، دریافت نمره کم از معلمش بوده که دقایقی قبل از جنایت، ناظم به اطلاع پدرش رسانده است؛ به اطلاع ولی دانش آموز که برای گرفتن مرخصی فرزندش راهی مدرسه شده بود تا شاید به سفری بروند و آب و هوا عوض کنند.
البته داستان ابعاد دیگری هم دارد؛ اینکه چرا دانش آموزی با آن سن و سال چاقو در جیب داشته، چرا در روزی که با پدرش راهی مدرسه شده هم آلت قتاله را همراه برده، چرا معلم را در نتیجه ضعیف درسیاش مقصر میدانسته، چرا نجات معلم مجروح ممکن نشده و چراهای پر شمار دیگر.کوچ خونین معلم، بروجرد را عزادار کرد و کشور را بهت زده! هرچه هست، حالا داستان تلخی که پیش از ظهر شنبه در دبیرستان حافظیه بروجرد رخ داد، دانش آموزِ قاتلی دارد که متواری است و معلمی که صبح امروز در قطعه هنرمندان قبرستان دارالسلام شهر به خاک سپرده شد تا حدس زدن ادامه ماجرا کار دشواری نباشد؛ دستگیری قاتل کم سن و سال و... . بدین ترتیب کشور در بهتی فرو رفته که راه خروج از آن را نمیداند؛ درست مثل مسئولان آموزش و پرورش که پیام همدردی وزیر را به خانواده مرحوم خشخاشی رساندند و از دستور وی به معاونت حقوقی وزارت خانه برای حمایت ویژه قضایی از ایشان در همه مراحل رسیدگی به پرونده خبر دادند؛ اما در عالم واقع نمیدانند با تبدیل شدن یکی از اعضای خانوادهشان به «قاتل» و مرحوم شدن یکی دیگر از اعضا، آن هم به این شکل دردناک چگونه کنار بیایند. چنین وضعیتی را شاید پدر «محمد» هم داشته باشد و حتی پدربزرگ وی که هر دو بازداشت هستند؛ آنهایی که با دانش آموز خیلی عجیب بودهاند و به گفته فرمانده نیروی انتظامی شهر، در اظهارات شان به مشکلات عصبی محمد اشاره داشتهاند ولی ظاهرا پیگیری خاصی برای رفعش نکردهاند تا در نهایت شاهد فوران این دیگ جوشان به تلخترین شیوه ممکن باشند.کوچ خونین معلم، بروجرد را عزادار کرد و کشور را بهت زده!حالا همه سر در گمیم که چه شد و نگرانیم چه باید بشود و حتی شاید ندانیم برای شروع چه باید کرد؛ پریشانی محسوسی که شاید با خواندن خبر این رویداد تلخ به جان بسیاریمان افتاده و قطع به یقین تنها زمانی درمان خواهد شد که برایش تدبیری بیندیشم؛ تدبیری از جنس تشکیل گروه تحقیقاتی منسجم و کار بلد که قرار نیست در شرح این ماجرا گیر کرده و به یافتن مجهولات این مسأله بسنده کند، بلکه حکایت را فراتر از دبیرستان حافظیه و بروجرد ببیند و در صورت لزوم حتی قادر باشد تغییری در روند آموزشی مدارس پدید آورد.
مريم بابايي/قتل معلم فيزيك در كلاس درس در دبيرستاني در شهرستان بروجرد از سوي دانشآموزي كه براي توجيه غيبت به همراه پدر به مدرسه آمده بود، اين روزها جامعه فرهنگيان كشور را تحت تاثير قرار داده است. معلم فيزيك آن طور كه گفته ميشود «آرام و بيحاشيه» بوده و خصومتي با دانشآموز نداشته، تنها اخبار غيرموثق از انگيزه دانشآموزي كه در حال حاضر متواري است و پدر به جاي او بازداشت شده اين است كه نمره فيزيك او در كارنامه ٤٥ روزه صفر بوده است. دليلي كه به تنهايي نميتواند انگيزه دانشآموز ١٥ ساله براي قتل معلم به بدترين شكل با ضربات چاقو در مقابل چشم دانشآموزان باشد. زوايههاي روان شناسانه و شرايط خانوادگي و شخصيتي دانشآموز همچنان نامشخص است. اما آنچه در اين گزارش به آن پرداخته شده، شرايط مدرسهيي است كه اين اتفاق در آن افتاده است. دبيرستان دولتي با بيش از ٥٠٠ دانشآموز در يكي از مناطق حاشيهيي شهرستان بروجرد. به گفته يكي از معلمان اين دبيرستان پسرانه دولتي در گفتوگو با «اعتماد» اين مدرسه تنها براي دانشآموزان سال اول، شش كلاس دارد كه جمعيت حاضر در كلاسها كمتر از ٣٥ دانشآموز نيست و در مواردي به ٣٨، ٤٠ و بالاتر هم ميرسد. به گفته اين معلم، كلاسي كه اين اتفاق در آن افتاده نزديك به ٤٠ دانشآموز داشته و از كلاسهاي پرجمعيت و شلوغ مدرسه بوده است. تعداد مشاور در اين مدرسه به ازاي ٥٠٠-٤٠٠ دانشآموز تنها يك نفر است كه به طور دايم در مدرسه حضور ندارد. بالا بودن تعداد دانشآموز و غيرقابل كنترل بودن آنها ويژگياي است كه در مورد اين دبيرستان پسرانه گفته ميشود. آنچه اين روزها به عنوان چالش مدارس دولتي مطرح است، نوعي«كم اهميتي» و «بيتوجهي» مسوولان به اين نوع مدارس است. سياست دولت يازدهم براي بهبود وضعيت آموزش و پرورش و حل مشكلات بودجهيي تقويت مدارس خصوصي است. مدارس دولتي با كمبود سرانه آموزشي، جمعيت بالا و كلاسهاي شلوغ مواجهند و بنا برآمار با استاندارد جهاني نسبت معلم به دانشآموز فاصله زيادي دارند. كمبود معلم پرورشي و مشاور در مدارس و ارتباط نگرفتن دانشآموزان با آنها از ديگر چالشهاي اين مدارس است.
واگذاري مدارس دولتي و خريد خدمت از مدارس خصوصي
كسري بودجه و سياست دولت يازدهم براي خصوصيسازي آموزش و پرورش منجر به دنبال شدن طرحهايي همچون خريد خدمت از مدارس خصوصي، واگذاري مدارس دولتي به نهادها و سازمانهاي غير دولتي از سوي معاونت مشاركتهاي مردمي آموزش و پرورش و فروش اين مدارس و تبديل آنها به مكانهايي با كاربري تجاري شده است. دنبال كردن اين سياستها به نظر كارشناسان باعث كمتوجهي به كيفيت مدارس دولتي شده است. از طرف ديگر هزينه بالاي مدارس غيردولتي باعث شده همچنان بالاترين درصد دانشآموزان در مدارس دولتي مشغول باشند. بنابر آمار رسمي تنها يك ميليون و ٢٠٠ دانشآموز در مدارس غير دولتي تحصيل ميكنند يعني چيزي حدود بيش از ٩٠درصد دانشآموزان در مدارس دولتي مشغولند كه با كمبود سرانه آموزشي، معلم و مشاور روبهرو هستند. از طرفي آموزش و پرورش در اين دوره صحبت از خريد ٥٠٠ هزار صندلي خالي مدارس غيردولتي كرده است. شهريههاي ميليوني كه در مواردي به ٢٠ ميليون هم ميرسد دليل خالي ماندن اين مدارس است. خريد خدمت و فرستادن دانشآموزان مدارس دولتي به اين مدارس يكي از سياستهاي آموزش و پرورش است كه اين اقدام نيز به دليل مشخص نبودن چگونگي انتخاب دانشآموزان انتقادات زيادي را به دنبال داشته است.
به گفته كارشناسان آموزشي با اين شيوه ،مدارس دولتي ازدانشآموز زرنگ و درس خوان خالي ميشود وكار معلم و مدير و ناظم در چنين مدارسي به مراتب سختتر است. از طرف ديگر با وجود افزايش ۲۶ درصدي بودجه آموزش و پرورش سال ۹۳ نسبت به سال قبل، اين وزارتخانه در سال جاري با شش هزار ميليارد تومان كسري بودجه مواجه است. در حال حاضر به گفته وزير آموزش و پرورش بيش از 5 / 98 درصد از بودجه آموزش و پرورش صرف پرداخت حقوق كاركنان ميشود كه اين وضعيت نيز مستقيما به كاهش كيفيت مدارس دولتي منجر ميشود.
پايين بودن نسبت معلم به دانشآموز در مدارس دولتي
مسوولان آموزش و پرورش ميگويند« به ازاي هر ۱۱دانشآموز، يك معلم داريم كه با اين آمار از كشورهاي اروپايي بالاتر و در حد كشورهاي بسيار پيشرفته مانند سوييس هستيم.» معيار آمارگيري آنها ظاهرا جمعيت ١٢ميليوني دانشآموزان و تعداد يك ميليون فرهنگي است. در حالي كه از يك ميليون فرهنگي حدود ٣٨ درصد آنها در بخشهاي اجرايي، خدماتي و اداري آموزش و پرورش مشغول هستند كه با كم كردن اين تعداد نسبت معلم به دانشآموز به ١ به ١٧ ميرسد. اين نسبت در شهرستان و روستاها به يك به ٢٢ و در مناطق محروم به يك به ٣٥ هم ميرسد. نتيجه اين وضعيت كلاسهاي شلوغي ميشود كه كنترل آن خصوصا در دبيرستانهاي پسرانه بسيار دشوار ميشود.
حضور چند ساعته مشاور در مدارس
بنا به گفته مسوولان آموزش و پرورش هماكنون ١٨ هزار و ٢٠٠ مشاور و ٥٧ هزار معاون و مربي پرورشي رسمي در كشور به همراه پنج هزار مربي قرآني در حال فعاليت هستند. بنا به آمار رسمي در حال حاضر حداقل با كمبود هشت هزار مربي امور تربيتي در مدارس كشور روبهرو هستيم. به عبارتي ١٨ هزار مشاور در مدارس كشور براي ١٢ ميليون دانشآموز در حال فعاليت هستند كه سهم هر ١٥ دانشآموز يك ساعت مشاوره در هفته است. نتيجه اين وضعيت حضور چند ساعته مشاور در مدارس دولتي در هفته است. به گفته مشاوران مدرسه در گفتوگو با «اعتماد» اين چند ساعت در هفته نيز به اموري همچون كارهاي اداري، تشكل پرونده دانشآموزان و... ميگذرد و عملا ارتباطي با دانشآموزان شكل نميگيرد. اين در حالي است كه يكي از بالاترين آمارهاي بيكاري فارغالتحصيلان دانشگاهي مربوط به رشتههاي روان شناسي و مشاوره است. در حال حاضر نرخ بيكاري در علوم رفتاري و اجتماعي 1 / 20 درصد است.
دستورفاني براي حمايت قضايي ويژه از خانواده معلم بروجردي
رييس مركز اطلاعرساني و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، از دستور وزير آموزش وپرورش براي حمايت قضايي ويژه از خانواده معلم بروجردي خبر داد. عليرضا جدايي اظهاركرد: روز شنبه متاسفانه در حادثهيي باور نكردني دانشآموز يكي از دبيرستانهاي شهرستان بروجرد دبير فيزيك مدرسه خود را مورد حمله قرار داد كه متاسفانه بر اثر ضربه چاقوي اين دانشآموز ، معلم بروجردي در بيمارستان درگذشت.رييس مركز اطلاعرساني و روابط عمومي وزارت آموزش وپرورش درباره جزييات اين حادثه افزود: براساس بررسيهاي اوليه صورت گرفته اين دانشآموز به همراه ولي خود به مدرسه مراجعه ميكند و با مشاهده نمره درس فيزيك، به كلاس درسي معلم كه در حال تدريس بود رفته و با چاقو به وي حمله ميكند. وي از پيگيري اين حادثه به صورت ويژه براي روشن شدن ابعاد قضيه و صيانت از حقوق اين معلم خبر داد و خاطرنشان كرد: انتظار ميرود مراجع انتظامي و قضايي نسبت به واكاوي ابعاد مختلف حادثه وپيگيري حقوق اين همكار شايسته فرهنگي در كوتاهترين زمان، اقدامات جدي به عمل آورند. جدايي تصريح كرد: به دستور وزير آموزش وپرورش معاونت حقوقي اين وزارتخانه مامور شده است در همه مراحل رسيدگي به اين پرونده حمايت قضايي ويژه از خانواده مرحوم محسن خشخاشي را انجام دهد.رييس مركز اطلاعرساني وروابط عمومي وزارت آموزش وپرورش با اشاره به اهميت اخبار آموزش وپرورش و تاثير آن در سطح جامعه از اصحاب رسانه خواست همانند گذشته، در تنظيم و توزيع اخبار دقيق اين حادثه دقت و صحت را مورد عنايت ويژه قرار دهند. وي، درگذشت اين معلم گرامي را به جامعه فرهنگيان فرهيخته استان لرستان و شهر بروجرد و خانواده معزز آن مرحوم تسليت و تعزيت گفت.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، متن پیام دکتر علی اصغر فانی به شرح زیر است:
« انالله واناالیه راجعون »
با کمال تاسف و تاثر باخبر شدیم ، جامعه فرهنگیان استان لرستان و شهرستان بروجرد داغ دار از دست دادن معلم گران قدر، مرحوم محسن خشخاشی هستند.
اینجانب با اندوهی فراوان درگذشت جانکاه و غم انگیز معلم ارزشمند دبیرستان حافظیه بروجرد «زنده یاد محسن خشخاشی» را به خانواده محترم و داغدار ایشان و فرهنگیان کشور به ویژه معلمان سخت کوش استان لرستان تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.
آموزش وپرورش ضمن بررسی ابعاد اجتماعی و تربیتی و علل وقوع این حادثه ، خود را به صیانت از هویت و منزلت معلمان سراسر کشور موظف دانسته و بر حمایت قضایی ویژه نسبت به حقوق خانواده محترم این معلم گرانقدر تاکید می نماید و از دستگاه های انتظامی و قضایی رسیدگی عاجل به ابعاد مختلف این واقعه اسف بار را خواهان است.
علی اصغر فانی
وزیرآموزش وپرورش
علی پورسلیمان روز یکشنبه در گفت وگو با خبرنگار حوزه آموزش ایرنا با اشاره به اینکه راهبردی ترین مفهوم در نظام آموزش باید آماده شدن برای زندگی و تربیت یک شهروند خوب باشد، افزود: تحقق این امر نیازمند تحول مفهومی و نیز اجرایی در سامانه ارزش یابی آموزش و پرورش است و باید به تدریج صورت بگیرد .
این کارشناس حوزه آموزش و پرورش تصریح کرد پس از اصلاح نگرش ها نسبت به موضوع و محتوای ماده آموزش باید به غنی سازی فرآیند و روش ها پرداخت.
پورسلیمان ادامه داد: می توان در مدارس، زنگ های مطالعه (غیردرسی )، فرصت معرفی و نقد کتاب و مسابقه کتابخوانی همراه با روش های تشویقی طراحی و از نویسندگان مطرح کتاب ها و فعالان حوزه رسانه برای این منظور استفاده کرد.
این کارشناس حوزه آموزش و پرورش ادامه داد: آمارهای رسمی و غیررسمی، حاکی از پایین بودن معنادار میزان مطالعه و نیز ناچیز بودن خرید کتاب در سبد هزینه خانوار است.
پورسلیمان ادامه داد: با وجود تاکید رییس جمهوری بر زنگ کتاب خوانی و مطالعه، هنوز حرکت خاص و یا زمان بندی شده در مدارس و سیستم آموزشی ما مشاهده نمی شود.
وی با بیان اینکه در نظام آموزشی ما محور کتاب درسی است و تمام برنامه ریزی های آموزشی و درسی نیز حول این مقوله صورت می گیرد، اضافه کرد: برنامه درسی ملی به عنوان یک اقدام راهبردی، در مجموع چشم اندازی وسیع را برای فعالیت در حوزه آموزش و محتوا طراحی کرده است.
کارشناس مسایل آموزش و پرورش اظهار داشت: در بخش اصول ناظر بر برنامه های درسی و تربیتی مربوط به برنامه درسی ملی و در موضوع جامعیت تاکید شده است که برنامه های درسی و تربیتی باید به نیازهای گوناگون دانش آموزان و جامعه در سطوح محلی، منطقه ای، ملی و جهانی در تمامی ساحت های تعلیم و تربیت توجه شود.
پورسلیمان ادامه داد: با وجود اینکه نوعی مدیریت جامع کیفیت در بخش تولید محتوا پیش بینی شده است، اما شواهد حاکی از این است که اکنون کتاب های درسی نمی توانند نیازهای دانش آموزان را در حوزه های مختلف تامین کنند و تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله بسیار زیادی وجود دارد.
مدیر سایت سخن معلم ادامه داد: تاکید بیش از حد بر مساله کنکور و جذاب بودن سودآوری در حوزه آموزش که نگاهی سوداگرانه نسبت به بحث آموزش را تشدید می کند باعث شده نوعی رقابت کاذب و مزمن بین خانوادها و حتی مدارس شکل بگیرد.
پورسلیمان اظهار داشت: برای بسیاری از این موسسات، مدرسه یک هدف پرسود تعریف است و همین مساله موجب شده صرفا موضوعاتی برای دانش آموزان جذاب باشد که به طور خاص قبولی در کنکور را تضمین می کنند.
وی افزود: از سوی دیگر در نظام آموزشی حافظه محور ما تاکید بیش از حد بر آزمون و امتحان نیز بر این مساله دامن زده به گونه ای که صرفا موضوعاتی مورد تاکید و توجه قرار می گیرند که به نمره آوری بالاتر و مطمئن تر یاری می رسانند.
این کارشناس حوزه آموزش و پرورش تصریح کرد نتیجه منطقی این چرخه معیوب و باطل این می شود که کتاب در حوزه مدرسه معنایی خاص پیدا کند و ضمن از دست دادن کارکرد اصلی خود، به ضد خود تبدیل شود.
پورسلیمان اولین گام برای اصلاح این وضعیت را تغییر و اصلاح نگرش نسبت به مدرک گرایی و نمره محوری دانست و گفت: معلمان و مربیان نباید از نمره به عنوان عاملی برای کنترل و حفظ اقتدار استفاده کنند.
فراهنگ ** 1883**1601**
انتهای پیام /*
بسم الله الرحمن الرحیم ،
با توجه به عملکرد متنوع سایت سخن معلم ، همچون : آگاهي بخشي و اطلاع رساني، ايجاد انسجام و تعلق اجتماعي بین معلمان، نظارت بر عملكرد ساختار آموزش وپرورش ، فراهم آوردن زمينه هاي مشاركت معلمان و نظارت همگاني در نظام تعلیم وتربیت، پی گیری مشکلات فرهنگیان؛ توانسته ملجایی درخور این عزیزان باشد و تدوام مسیر، میسر نخواهد بود مگر با مديريت مقتدر، خلاق و در عين حال عاشق به تلاش عزیزان مسئول و شورای نویسندگان سایت و بی شک در طول یک سال ،سخن معلم توانسته متناسب این فاصله کم زمانی ، دربین معلمان، جایگاهی به عنوان رسانه ای پرسش گر و مطالبه محور نقش آفرینی کند.
حقیر ضمن خسته نباشید به زحمت کشان سایت ، تولد یک سالگی آن را به قشر فرهنگیان ایران، تبریک گفنه و پیشنهاد دارد که سخن معلم ،صفحه و مکانی از فضای سایت را به پاسخ مسئولین ،تخصیص دهد تا فرهنگیان ومخاطبان وبالاخص کسانی که درخواست ،مطالبه ومشکلاتی ،از طریق سخن معلم ،بیان داشته اند، نتیجه را دریافت کنند و مزید برآن اینکه، عزیزان مسئول ،باتوجه به نقش رسانه ای سخن معلم، خویش را موظف به پاسخ گویی خواهند دانست .
همین رفع نیاز مصداق تاکیدات آموزه های دینی بر حل مشکل مردم و واجد ثواب و اجر اخروی است.
هر چقدر با خود فکر کردم که رسانه ای نشدن این خبر ( اگر اصولا این کار امکان پذیر باشد) چه مشکلی را حل کرده و یا حداقل جلوی چه ضرری را می گیرد فکرم به جایی نمی رسید. شاید فقط صندلی های ریاستی را چند روز بیشتر نگه دارد ، اما قطعا نه آن معلم خفته به خون را زنده می کند، نه روح آزرده و شکسته شده معلمان را مرهمی می شود و نه نوجوان قاتلی را که خود قربانی یک جامعه بی اخلاق، پرخاشگر، بی تحمل، حریص و بی رحم است، از مجازات قانون و سرزنش وجدان خود رها می کند.
مرگ دل خراش و مظلومانه مرحوم محسن خشخاشی، دبیر فیزیک شهرستان بروجرد، به دست یکی از دانش آموزان در دبیرستان حافظی، افکار عمومی شهر را به شدت متاثر و شگفت زده کرد. هر انسان مسئولی از خود باید بپرسد که چرا به اینجا رسیده ایم؟ چرا اخلاق و انسانیت در جامعه ما تا این حد متزلزل شده و بلکه سقوط کرده است که نوجوان چهارده ساله ای بدون حتی دلیل خاصی یکی از آرام ترین، نجیب ترین و خوش نام ترین معلمان این شهر را با کارد در جلوی چشم هم کلاسی های خود سلاخی می کند؟ اگر چندی قبل پسری، پدر خود را با اسلحه در خیابان بهار به قتل رساند و امروز دانش آموزی معلم خود را با کارد سر برید، فردا باید انتظار چه حادثه و مصیبت دیگری داشته باشیم؟ چرا باید فقط انتظار سنگین تر شدن جنایات و بالا رفتن مبلغ اختلاس ها و رشوه ها و دزدی ها را داشته باشیم؟ قطعا پاسخ این سئوالات دردناک پزوهشی عمیق و در خور ، از سوی جامعه شناسان و روان شناسان خبره می طلبد اما تا زمانی که افکار عمومی و وجدان جمعی شهروندان در مقابل این گونه وقایع فقط تحت تاثیر موقت و چند روزه قرار گرفته و قدرت تاثیر گذاری نداشته باشد حتی دقیق ترین و علمی ترین پاسخ ها تضمینی بر عدم تکرار این حوادث غم انگیز و یا یا بالاتر نرفتن غلظت آنها نخواهد بود.
ظهر اول آذر، شنبه سیاهی که در بیمارستان چمران با بهت و حیرت و اشک و آه ، به همراه تنی چند از همکاران و دوستان دیگر ناامیدانه منتظر شنیدن خبری از وضعیت وخیم محسن بودیم، ناباورانه شاهد تلاش بعضی از مسئولان شهری بودم که از شاهدان حادثه و دیگران می خواستند این خبر رسانه ای نشود. هر چقدر با خود فکر کردم که رسانه ای نشدن این خبر ( اگر اصولا این کار امکان پذیر باشد) چه مشکلی را حل کرده و یا حداقل جلوی چه ضرری را می گیرد فکرم به جایی نمی رسید. شاید فقط صندلی های ریاستی را چند روز بیشتر نگه دارد ، اما قطعا نه آن معلم خفته به خون را زنده می کند، نه روح آزرده و شکسته شده معلمان را مرهمی می شود و نه نوجوان قاتلی را که خود قربانی یک جامعه بی اخلاق، پرخاشگر، بی تحمل، حریص و بی رحم است، از مجازات قانون و سرزنش وجدان خود رها می کند.
متاسفانه مسئولان بزرگ و کوچک جامعه ما در این گونه موارد به جای پذیرفتن مسئولیت خود و تلاش برای جلوگیری از تکرار وقایع مشابه و یا بدتر از آنها در آینده، فقط سعی می کنند تا جایی که ممکن است خبر را پنهان و یا ابعاد فاجعه آمیز آن را کوچک جلوه دهند. بهانه آنها حفظ آرامش جامعه و چیزهایی دیگری از این قبیل است. کما این که تا این ساعت هنوز از نمایندگان بروجرد در مجلس و دیگر مقامات بلند پایه شهری واکنشی و یا حتی اظهار همدردی نشنیده ایم و صدا و سیمای استان و رادیو بروجرد حتی از انعکاس ساده این خبر هم خودداری کرده است!!
اما تجربه این سال ها باید به آنها آموخته باشد __ که نیاموخته است چون آنها شاگردان خوب و شنوایی نبوده اند__ که پنهان کردن ویا کوچک جلوه دادن دادن یک واقعیت تلخ از آن چه واقعا هست، شاید به طور موقت جامعه را بی خبر و یا آرام نگه دارد اما مسلما دمل چرکین این وقایع بعد از مدت کوتاهی با ابعاد سهمگین تر و فاجعه بار تری از جای دیگر سر باز می کند و قربانیان بیشتری می گیرد. برعکس، من چون نویسنده فاضل و متعهد مقاله " نظام اسلامی، اسید پاشی و قلدرهای سه گانه" ( روزنامه اطلاعات 17 آبان 93) ، حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محمد مطهری، خلف صالح و رشید شهید مطهری، معتقدم باید حساسیت ها نسبت به این گونه حوداث، هم در میان مردم و هم در میان مسئولان و رسانه ها صد چندان شده و به تیتر اصلی صدا و سیما و مطبوعات تبدیل شود تا از شدت و بسامد این حوادث کاسته شود.کما این که پخش تصویرهای مربوط به سه زور گیر در تهران در شبکه های اجتماعی باعث شد که با بلا فاصله مجرمان دستگیر و مجازات شوند و یا یا اعتراض وسیع مردم اصفهان و بقیه مردم ایران اسید پاشان به لانه های تاریک و پلید خود فرار کردند.
*****************************************
در مرگ درد آور مرحوم خشخاشی هر کسی، کسی یا جایی را مقصر اصلی قلمداد می کند. عده ای نوجوان خون ریز، عده ای دیگر خانواده او، برخی، مسئولان دبیرستان و اداره و وزارت خانه و قس علی هذا. اما بدون آن که بخواهیم کسی یا جایی را از مسئولیت و خطای خود تبرئه نماییم باید دردمندانه بگوییم که این ضربات کارد را همگی ما به بدن نحیف این معلم با شرف و قربانیان بعدی این گونه فجایع وارد کرده و می کنیم. همه ما که با شنیدن خبرهایی این چنین شانه بالا می اندازیم که: به ما چه. من که چاقو نخورده ام. به چهره دختر من که اسید نپاشیده اند. از برادر من که زورگیری نشده است. به سینه پدر من که شلیک نشده است. خواهر من که مورد تجاوز قرار نگرفته است. خانه و موتور و خودرو و پول من را که به سرقت نبرده اند.و....بی خبر از آن که یک روز هم نوبت به ما می رسد و آن زمان دیگر کسی برای یاری ما یا حتی دلداری ما در اطرفمان نیست.
آری این چنین بود برادر...
چون نیک نظر کرد و پر خویش در آن دید گفتا: " ز که نالیم؟ " که از ماست که بر ماست
شهروند| دانشآموز بروجردی، معلم فیزیکش را با چاقو کشت. دوروز پیش بود که از بروجرد خبر رسید یک دانشآموز اول دبیرستانی در مدرسه حافظیه بروجرد با چاقو و سر کلاس، معلم فیزیکش را با چاقو زخمی کرده است. هنوز روز شنبه تمام نشده بود که ساعت ٩ شب خبر رسید «محسن خشخاشی»، دبیر فیزیک دبیرستان حافظیه، به دلیل شدت جراحات به گردن و قفسه سینهاش و قطع شاهرگ اصلی دچار خونریزی شدید شده و فوت کرده است. این اتفاق کافی بود تا بیشتر مدارس پسرانه بروجرد دیروز تعطیل باشند. دیروز تعدادی از معلمان مدارس دخترانه هم سر کلاس نرفتند و حدود ١٠٠ نفر از معلمان هم در اداره کل آموزش و پرورش بروجرد تجمع کردند. حالا و آنطور که از بروجرد خبر میرسد، قرار است امروز، در بروجرد عزای عمومی اعلام شود و مدارس و ادارات تعطیل باشند. آنطور که یکی از نمایندگان معلمان تجمعکننده در اداره آموزش و پرورش بروجرد و یکی از همکاران «محسن خشخاشی» به «شهروند» میگوید، مسئولان اداره آموزش و پرورش بروجرد گفتهاند «محسن خشخاشی»، معلم فیزیک دبیرستان حافظیه که بدن بیجانش هنوز در بیمارستان چمران بروجرد است، قرار است عنوان شهید بگیرد و امروز در قطعه شهدای گورستان دارالسلام بروجرد دفن شود. او میگوید آنطور که همکلاسیهای «محمد. ک» گفتهاند، این دانشآموز روز قبل حادثه کارنامه ٤٥روزه خود را گرفته و در درس فیزیک نمره پایینی داشته است. به گفته او موضوع قتل یک معلم به دست دانشآموزش آن هم برای کم بودن نمره درسی، باعث ایجاد ترس و هراس در بین معلمان و اساتید دانشگاههای بروجرد شده است.
«محمد. ک»، دانشآموز ١٦ساله که حالا او را بهعنوان یک قاتل میشناسند، اما هنوز فراری است. آن طور که سرهنگ علیرضا دلیری، فرمانده نیروی انتظامی بروجرد گفته درحال حاضر پدر و پدربزرگ این دانشآموز در بازداشت هستند و این دانشآموز تحت تعقیب قرار دارد.
دلیری فرمانده نیروی انتظامی بروجرد دراینباره گفته است: «خانواده این دانشآموز در اظهارات اولیه گفتهاند که دارای مشکلات عصبی بوده و بعد از وارد کردن ضربه چاقو به معلم، فرار کرده ولی عوامل انتظامی هماکنون به دنبال ردپایی برای دستگیری او هستند.»
اما با اینکه در دو روز گذشته مشکلات روحی و روانی و افسردگی دانشآموز ١٦ساله بهعنوان دلیل حمله او به معلمش اعلام شده بود، دیروز علی قربانی، رئیس روابط عمومی آموزش و پرورش استان لرستان با تشریح حادثه حمله دانشآموز سال اول دبیرستان با چاقو به معلم فیزیک گفته است: «این دانشآموز پس از مشاهده نمره فیزیک خود، نسبت به پایین بودن آن اعتراض و با چاقو به معلم فیزیک حمله کرد. پس از وقوع این حادثه بلافاصله مسئولان آموزش و پرورش استان لرستان به این دبیرستان مراجعه کردند و حادثه به این شرح بود که این دانشآموز پسر درسال اول دبیرستان تحصیل میکرد و حدود ساعت ١١ صبح به همراه پدرش برای گرفتن مرخصی به مدرسه مراجعه میکند. در همین روز نمرات دانشآموز به پدرش اعلام میشود که وی در برخی دروس مانند درس فیزیک نمره خوبی را نداشت.»
به گفته او پس از مشاهده نمرات، پدر دانشآموز تقاضای مرخصی روزانه برای پسرش میکند اما هنگام خروج از مدرسه، دانشآموز به سمت کلاس درس معلم فیزیک رفته و معلم را که مشغول درس دادن بود با چاقوی آشپزخانه که از قبل زیر کاپشن خود پنهان کرده بود، مورد حمله قرار میدهد.
به گفته او این دانشآموز با معلم خود درگیری و خصومتی نداشته و درحال حاضر این دانشآموز تحت تعقیب است.
دستور فانی برای حمایت قضایی ویژه از خانواده معلم بروجردی
از طرف دیگر رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، از دستور وزیر آموزش و پرورش برای حمایت قضایی ویژه از خانواده معلم بروجردی خبر داده است.
علیرضا جدایی دراینباره گفته است: «روز شنبه متاسفانه در حادثهای باورنکردنی دانشآموز یکی از دبیرستانهای شهرستان بروجرد دبیر فیزیک مدرسه خود را مورد حمله قرار داد که متاسفانه بر اثر ضربه چاقوی این دانشآموز معلم بروجردی در بیمارستان درگذشت. براساس بررسیهای اولیه صورتگرفته این دانشآموز به همراه ولی خود به مدرسه مراجعه میکند و با مشاهده نمره درس فیزیک، به کلاس درسی معلم که درحال تدریس بود رفته و با ضربه چاقو به او حمله میکند.»
او از پیگیری این حادثه به صورت ویژه به منظور روشن شدن ابعاد قضیه و صیانت از حقوق این معلم خبر داده است: «انتظار میرود مراجع انتظامی و قضایی نسبت به واکاوی ابعاد مختلف حادثه و پیگیری حقوق این همکار شایسته فرهنگی در کوتاهترین زمان، اقدامات جدی به عمل آورند. به دستور وزیر آموزش و پرورش معاونت حقوقی این وزارتخانه مامور شده است در همه مراحل رسیدگی به این پرونده حمایت قضایی ویژه از خانواده مرحوم محسن خشخاشی را معمول کند.»
عادت داشت قبل از حل هر مسئله ای برای دانش آموزانش روی تخته سبز می نوشت" قضیه بسیار ساده است".
خودش هم باورش شده بود که " قضیه بسیار ساده است" و این قدر این جمله را تکرار کرده بود که هیچ گاه به ذهنش خطور نمی کرد روزی دانش آموزی که باید در جیبش قلم و خودکار و در دستانش دفتر و کتاب باشد، قضیه را ساده نگیرد و سخت ترین راه را برای ساده ترین حل مشکلات زندگی اش انتخاب کند.
در یک صدمین سال تاسیس اداره آموزش و پرورش بروجرد، دانش آموزی از کوره در می رود، به خاطر مشکلات زندگی شخصی اش، کارد سلاخی بر معلم، این واژه مقدس بر می کشد و به مانند یک قاتل حرفه ای، معلمی را تکه تکه می کند که جرمش آگاهی دادن بود.
اینک گمانه زنی ها شروع شده و هر کسی بنا به سلیقه خود از این قتل تفسیر می کند. انگشت ها تمام به سمت و سوی دیگران نشانه رفته است. در این میان هیچ انگشتی برای به گردن گرفتن این قتل فجیع به سمت خود نشانه گرفته نشده است.جامعه آموزش و پرورش ما چه به معلم و محصل داده که انتظار بهترین ها را از آنها داشته باشد؟
سال هاست که آن قدر در قبال آموزش و به خصوص پرورش عقب عقب رفته ایم که اینک از آن طرف بام بر زمین سقوط کرده ایم.دانش آموزی که در زندگی شعری از حافظ نخوانده، معلمی که از صبح زود تا پاسی از شب باید به دنبال نان بدود، جامعه ای که فرزند را به امان خدا رها کرده، مسوولین فرهنگی که اصلا با نام گسترش کارهای فرهنگی بیگانه هستند، صدا و سیمایی که تمامی برنامه هایش کشت و کشتار و درگیری های خانوادگی شده است، مسوولینی که بر سر تقسیم و تصاحب میزهای ریاست با هم رقابت ناسالم می کنند، نشریاتی که حتی نام فرهنگ را به درستی نمی توانند بنویسند و هزاران هزار مورد دیگر، جامعه شتاب زده ای را بنیان گذاشته است که فرزندان مان کارد در قلب آموزگاران مان می کنند و با کارد شاهرگ معلم را قطع می کند.
امروز در بروجرد فقط شاهرگ آموزگاری زحمتکش قطع نشد، با فرود آمدن های پیاپی چاقو بر پیکر نحیف آموزگاری که جرمش حضور در کلاس درس بود، گذشته فرهنگی این شهر با حال حاضرش برای همیشه قطع شد.امروز آن کارد که از جیب یک دانش آموز 15 ساله به در آمد نشان داد که فرهنگ و آموزش و پرورش در این شهر فقط یک سایه بی رمق چسبیده بر دیوار است.
امروز همه ما بدون استثناء با رفتار خودمان که انعکاسش را دیدیم با دستان خودمان به طور دسته جمعی علم را مورد هجوم قرار دادیم.
برای آن مرحوم که خوش بینانه تمام فرمول ها را بسیار ساده می پنداشت، از خداوند مهربان آمرزش و برای مرگ فرهنگ خودمان فاتحه بخوانیم.