گروه گزارش/
دیروز از صبح تا غروب جلوی سازمان امور اداری و استخدامی ایستادند و خواهان اجرای قانون شدند اما جز تنی چند از حراستی ها مقام مسئولی برای پاسخ گویی و رعایت شان معلمان به میان آنان نیامد .
این تجمع کنندگان چه می خواهند ؟
جز اجرای قانون مصوب مجلس .
آنان خواهان اجرای عدالت و رفع هر گونه تبعیض در مورد وضعیت استخدامی خود هستند .
آیا مجلس نمی تواند حرمت قوانین مصوب خود را نگه دارد ؟
اگر چنین است پس چرا قانون تصویب می کند وقتی توانایی نظارت بر اجرای آن را ندارد ؟
یکی از آموزش دهندگان که از کرمانشاه آمده است به صدای معلم می گوید :
دیروز از صبح تا غروب این جا و جلوی آفتاب ایستادیم و شعار دادیم .
حوالی ساعت 18 آقای جمشید انصاری رئیس سازمان امور اداری و استخدامی با ماشین اش جلوی سازمان پیاده شد و بدون آن که حتی نگاهی به ما بکند بالا رفت . دو ساعت بعد هم پایین آمد و سوار ماشین اش شد و رفت !
انگار نه انگار !
این است رسم پاسخ گوئی و رعایت حقوق شهروندی !
آموزش دهنده دیگری به صدای معلم می گوید :
از صبح امروز چهارشنبه تا الان که حدود ساعت 13 است خبرنگاران زیادی برای تهیه خبر آمدند اما برخی افراد که خود را معرفی نمی کنند از گرفتن عکس و فیلم توسط آنان جلوگیری می کنند ؟
آیا معنای آزادی بیان و احترام به قانون این است ؟
مگر این جا منطقه نظامی و یا امنیتی است که نمی گذارند کسی عکس بگیرد ؟
آموزش دهنده سوادآموزی از اصفهان به صدای معلم می گوید :
" پیش دبستانی ها صاحب کد حق التدریس شدند .
حق التدریس ها هم صاحب کد شده اند .
اگر مصوبه سال 95 ( تبصره 10 ماده 17 ) اجرا می شد ما هم صاحب کد می شدیم . این فرق برای چیست ؟
چرا تبعیض قائل می شوند ؟
من فکر می کنم مشکل در خود سازمان نهضت سوادآموزی است .
آنان نمی خواهند ما تعیین تکلیف شویم چون ببش از 19 هزار آموزش دهنده خود را از دست می دهند .اما این مشکل ما نیست . "
آموزش دهندگان در این تجمع به سر دادن شعار پرداختند .
برخی از این شعارها عبارت بودند از :
*معاون محترم ! پاسخ گویی حق مسلم ماست .
*قانون اگه تصویب شده چرا اجرا نمی شه ؟
*کدهای حق التدریس حق مسلم ماست
*نهضتی ها بیدارند ، از تبعیض بیزارند
*معاون محترم ! عدالت ، عدالت
*مصوبه 95 اجرا باید گردد .
*ما تا قول نگیریم از این جا نمی ریم .
*رسیدگی حق مسلم ما است .
*قانون تصویب شده ، چرا اجرا نمی شه ؟
موضع مسئولان وزارت آموزش و پرورش به ویژه " سازمان نهضت سوادآموزی " تاکنون سکوت بوده است .
پیشنهاد صدای معلم در حال حاضر به مسئولان این است :
رئیس سازمان امور اداری و استخدامی قبل از سوار شدن در اتومبیل یک بار منشور حقوق شهروندی را با دقت بخواند و به سازمانش هم آموزش دهد !
پایان گزارش/
گروه رسانه/
پایگاه خبری بناب پرس می نویسد :
" قهرمانی مدیریت آموزش و پرورش شهرستان بناب، در دوره آموزش خبرنگاری پانا در بناب مطرح کرد:▫️
خبرنگاران چشم تیزبین جامعه هستند و می توانند انحراف های سازمانها و ارگانها را گوشزد کنند و حالت خود کنترلی ایجاد کرده و کشور را به سمت آرمان های آن جامعه هدایت کنند.
آموزش و پرورش هم از این قاعده مستثنی نیست و نمی تواند عاری از اشتباه باشد و خبرنگاران می توانند با بیان نقاط قوت و ضعف، ما را در اداره این مجموعه بزرگ انسان ساز کمک کنند.
خبرنگار باید با حفظ استقلال و به دور از هرگونه وابستگی جناحی و سیاسی مسائل و مشکلات و توفیقات جامعه را انعکاس دهد."
این رسانه در پایان تصریح می کند :
" سخنان مدیر محترم آموزش و پرورش بناب زمانی جامه عمل پوشانده می شود که ایشان ابتدا دلیل گزینشی عمل کردن در دعوت برخی خبرنگاران به مراسمات آموزش و پرورش را توضیح دهند! و سپس بفرمایند چندین شکایت از رسانه های صنفی معلمین و برخی پایگاههای خبری شهرستان در یک سال اخیر، آیا در راستای حمایت از خبرنگاران صورت گرفته است یا موضوع چیز دیگریست؟! "
اداره آموزش و پرورش بناب و اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی به ویژه در 2 سال اخیر شکایت هایی را علیه معلمان منتقد در دادگاه ها اقامه کرده اند . حتی نام اداره آموزش و پرورش بناب در گردش کار شکایت " مهدی بهرامی اقدم " علیه صدای معلم ذکر شده بود .
این اداره در برابر گزارش صدای معلم سکوت کرده و از ارائه هر گونه پاسخی امتناع ورزید .
سیدمحمد بطحایی هم در طول دوران وزارت کوتاه خویش در برابر این اقدامات سکوت کرد و اقدام خاصی انجام نداد .
این سکوت و انفعال بارها مورد انتقاد صدای معلم قرار گرفت اما تاثیری نداشت .
خوشبختانه " سیدجواد حسینی " سرپرست وزارت آموزش و پرورش با صدور دستورالعملی هر گونه شکایت مدیران آموزش و پرورش علیه رسانه ها را ممنوع کرد ( این جا ) که جای تقدیر و تشکر دارد .
پیشنهاد صدای معلم به مدیر اداره آموزش و پرورش بناب و سایر مدیران همفکران وی این است که به جای توصیه های رسانه ای ، " دوره آموزش منشور حقوق شهروندی" را برای مدیران به صورت اجباری برگزار کنند .
« صدای معلم » پیش تر به سرپرست وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد داده بود ؛ در مورد ادامه کار مدیرانی که در زمان تصدی مدیریت خویش علیه رسانه ها و معلمان منتقد شکایت کرده اند بازنگری جدی داشته باشد .
پایان گزارش/
گروه گزارش/
امروز صبح نشست رسانه ای رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با خبرنگاران برگزار گردید .
این بار حجت الاسلام علی ذوعلم سروقت در نشست خبرنگاران حاضر گردید و این برخی خبرنگاران بودند که نتوانستند نظم و دقت را سرلوحه برنامه کاری خویش قرار دهند .
ذوعلم در ابتدای نشست ضمن خوش آمدگویی عنوان کرد که هر چقدر این گفت و گو ها عمیق تر انجام بشود به پیشبرد کار تعلیم و تربیت بیشتر کمک خواهد کرد .
در ادامه مدیر صدای معلم ضمن تشکر از آقای ذوعلم به جهت اهمیتی که به رسانه و جایگاه آن قائل است از رویکرد و نیز عملکرد سیدجواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد رسانه انتقاد کرده و گفت :
آقای حسینی کم تر از یک ماه آمده اند و هنوز رسانه ها را قابل ندانسته اند که یک نشست رسانه ای با خبرنگاران بگذارند و به پرسش های خبرنگاران و افکار عمومی پاسخ دهند .
بالاخره ما نمی دانیم که از نظر سرپرست محترم جزء شرکای آموزش و پرورش هستیم و یا نیستیم ؟
هنوز و علی رغم تذکرات و انتشار گزارش های انتقادی بلاتکلیف هستیم .
در ادامه پرسش و پاسخ میان خبرنگاران و رئیس سازمان و پژوهش و برنامه ریزی آموزشی انجام گردید و این نشست حدود یک ساعت به طول انجامید .
مشروح این پرسش و پاسخ در صدای معلم منتشر خواهد گردید .
پایان پیام/
علی الهیار ترکمن، معاون برنامهریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش از صدور مجوز استخدام 20 هزار نیرو در آموزش و پرورش از بین فارغالتحصیلان سایر دانشگاهها خبر داده و گفته که آزمون استخدامی در مردادماه برگزار میشود. این نخستین باری نیست که وزارت آموزش و پرورش فوری و با عجله 2 ماه مانده به آغاز سال تحصیلی آزمون میگیرد و نیرو استخدام میکند. افرادی که با چند هفته و جلسه کلاس آموزشی معلم میشوند و در مهرماه تدریسشان را آغاز میکنند.
نمونه این اتفاق در آزمون استخدامی 40 هزار نیرو در زمان وزارت حمیدرضا حاجی بابایی و آزمون 20 هزار نیرو در دوره علی اصغر فانی رخ داد. مردادماه آزمون برگزار شد، شهریور نتایج اعلام و یک دوره فشرده 2هفتهای برای افراد پذیرفته شده برگزار شد و در نهایت آنها راهی کلاس درس شدند.
حالا چرا این اتفاق میافتد و چرا مسئولان آموزش و پرورش هر سال این عمل را تکرار میکنند؟ مگر فلسفه تاسیس دانشگاه فرهنگیان تامین نیروهای مورد نیاز آموزش و پرورش نیست و مگر قرار نبود تمام معلمان از طریق این دانشگاه وارد مدارس شوند؟ اصلا این ماده 28 که چندین سال است دستاویز استخدام نیرو در آموزش و پرورش شده چیست و چرا فارغالتحصیلان دانشگاههای دیگر میتوانند یک شبه معلم شوند؟
در ماده 28 اساسنامه دانشگاه فرهنگیان که دیماه سال 1390 تنظیم شده، اینگونه آمده است که «تأمین بخشی از نیازهای خاص آموزش و پرورش در رشتههایی که امکان توسعه آن از طریق «واحد دانشگاهی» وجود ندارد، مطابق با ضوابط و مقررات وزارت آموزش و پرورش و از میان دانش آموختگان سایر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی سراسر کشور و حوزههای علمیه، با شرط گذراندن حداقل دوره یکساله مهارتآموزی در «دانشگاه فرهنگیان» بلامانع است.»
این ماده قانونی در حالی تدوین شده که کارشناسان آموزشی و حتی مدیران آموزش و پرورش سالیان طولانی است که از لزوم تربیت معلمان در دانشگاههای مخصوص و آشنایی آنها با روشهای تدریس سخن میگویند. اهمیت این موضوع آنقدر بالاست که در سال 1298 خورشیدی دارالمعلمین به ریاست ابوالحسن فروغی تاسیس شد؛ مرکزی که جزو نخستین دانشگاههای کشور بود و فارغالتحصیلان آن جزو نخبگان کشور بهحساب میآمدند.
هر وزیر یک نوع استخدام
مینا جعفریان، کارشناس امور آموزشی درباره نحوه استخدام وزارت آموزش و پرورش به همشهری گفت: «متأسفانه استخدامها در آموزش و پرورش غیر از یک مقطع کوتاهی در ابتدای انقلاب، بیضابطه و بدون برنامه است. بدین شکل که هر وزیری شیوه و مسلک خود را برای استخدام نیرو در پیش میگیرد. رصد ساماندهی منابع انسانی در این وزارتخانه طی 2دهه اخیر چیزی شبیه فاجعه است، مثلا وزیری همچون علیرضا علی احمدی سال 86 آمد و خیلی سریع حکم بازنشستگی بیش از موعد 100هزار نفر از فرهنگیان را اجرا کرد، با این بهانه که نیروهای علاقهمند و مستعد را جذب بدنه آموزش و پرورش کند اما عمر مدیریت کوتاهش اجازه نداد و همین امر باعث خالی ماندن کلاسهای درس در مهر سال بعد شد.
وی ادامه داد: «بعد آن حمیدرضا حاجیبابایی آمد و برای جبران کسری نیرو، اول از نیروهای شرکتی استفاده و سپس خیلی عجولانه آزمون استخدامی 40 هزار نیرو را در مردادماه برگزار کرد و شهریور هم آن نیروها را به کلاس درس فرستاد. فانی نیز مشابه همین کار را در دوره مدیریت خود انجام داد و بطحایی هم آن را تکرار کرد؛ با این تفاوت که معلمانی که او استخدام کرد یک سال در دانشگاه آموزش دیدند و امسال به کلاس درس میروند. ولی به هر حال هیچکدام از وزیران آموزش و پرورش نتوانستند آن طور که باید ظرفیت مراکز تربیت معلم و سپس دانشگاه فرهنگیان را برای تامین نیرو افزایش دهند و از آن استفاده کنند.»
بیپولی دانشگاه فرهنگیان و تأثیر آن روی استخدامها
البته مدیران آموزش و پرورش همواره در مراسمهای رسمی از ضرورت تربیت دبیران در دانشگاه فرهنگیان سخن میگویند اما در جلسات خصوصی خود معتقدند که وقتی دانشگاههای دیگر برای تربیت دانشجو هزینه میکنند چرا در دانشگاه فرهنگیان میلیاردها تومان صرف تربیت دبیر کنیم؟ آن هم در آموزش و پرورشی که همواره با کسری بودجه روبهرو است و برای پرداخت حقوق معلمان خود هم مشکل دارد.
جعفریان بهجز این موارد که باعث نابه سامانی در استخدام معلمان شده، به عوامل دیگری هم اشاره میکند. «یکی از بزرگترین بهانه مدیران برای جذب فوری و بدون ضابطه نیرو، کمبود وقت و کسری معلم در کلاسهای درس است. دومین توجیهشان نبود امکانات کافی و بودجه لازم برای دانشگاه فرهنگیان است، آنها هیچگاه علنی و رسمی اعلام نکردهاند که از پس هزینه دانشگاه فرهنگیان بر نمیآیند؛ ولی در جمعهای مدیریتی خودشان بارها و بارها به این موضوع اشاره کردهاند که وزارت آموزش و پرورش از پس هزینه این دانشگاه بر نمیآید. این موضوع در کیفیت آموزش دانشگاه فرهنگیان هم تأثیر زیادی داشته و دانشجویان آن از تحصیلات خود راضی نیستند.»
مضرات استخدامهای فوری بر آموزش کودکان
مدیران آموزش و پرورش مضرات این نوع استخدام را میپذیرند اما خود را در انجام آن ناچار میبینند. اسفندیار چهاربند، رئیس پیشین مرکز برنامهریزی و منابع انسانی وزارت آموزش و پرورش در اینباره به همشهری گفت: «روال منطقی استخدامها باید اینگونه باشد که مدیران این وزارتخانه نیازهای هر بخش را برای 10سال بعد رصد کنند و آن را به اطلاع دولت و سازمان امور استخدامی برسانند تا مجوز جذب نیرو از طریق دانشگاه فرهنگیان از چند سال قبل در تمام بخشهای لازم صادر شود. با این روش از ماده 28 که برای استخدام اضطراری نگاشته شده، استفاده نمیشود.»
وی با بیان اینکه استخدام در آموزش و پرورش پایدار نیست، اظهار داشت: «بهدلیل غفلت و تأخیرهای زیادی که از قبل در تشخیص نیاز یا تخصیص سهمیه در این وزارتخانه وجود داشته، نیازها انباشته شده و برای اینکه در کوتاهمدت بتوانند به آن پاسخ دهند به استخدام فوری روی میآورند.»
چهاربند پایداری در تامین نیرو را همچون عملکرد سد دانست و گفت: «در همین سیل اخیر، دائم ورودی و خروجی سدها کنترل میشد تا تعادل در مخازن آب صورت گیرد، این موضوع درباره منابع انسانی هم صدق میکند، مادامی که ورودی و خروجی نیروی انسانی سازماندهی نشود، این آشفتگی در نیروی انسانی وجود خواهد داشت.»
رئیس پیشین مرکز برنامهریزی و منابع انسانی وزارت آموزش و پرورش افزود: «همان طور که عنوان کردم تنها راهحل تامین نیروی انسانی بهینه و مستعد این است که وزارت آموزش و پرورش از 10سال قبل در همه بخشها نیازسنجی و زودتر برای استخدام آنها از طریق دانشگاه فرهنگیان اقدام کند.»
روزنامه همشهری
گروه گزارش/
امروز سه شنبه یازدهم تیر جمعی از آموزش دهندگان نهضت سوادآموزی با تجمع در برابر سازمان امور اداری و استخدامی اعتراض خود را در مورد بلاتکلیفی و عدم اجرای قانون و اهمال مسئولان اعلام کردند .
این تجمع از ساعت 8 صبح آغاز شد .
تجمع کنندگان که از استان های مختلف کشور در این تجمع حضور پیدا کرده بودند با در دست داشتن پلاکاردها و پوسترها خواهان اجرای مصوبه سال 95 در مورد وضعیت استخدامی خود شدند .
یکی از آموزش دهندگان در توضیع علت تجمع به « صدای معلم » گفت :
" قانون روشن 3 / 6 / 95 می گوید 4 گروه مشمول جذب به صورت حق التدریس هستند اما قانون را دو شقه کردند . سه گروه را گرفتند و یک گروه ماند . چرا ؟ چون نهضتی هستیم .
هیچ دلیل و یا ابهام دیگری وجود ندارد .
ما از مسئولان می خواهیم اگر دلیل دیگری غیر از آن چه به ما گفته شده است رسما به ما اعلام شود تا تکلیف خود را بدانیم .
متاسفانه مسئولان وزارت آموزش و پرورش مانند آقای اللهیار ترکمن و آقای حسین بر و... با نامه های مختلف ما را تاکنون سرگرم کرده اند و این قابل قبول نیست .
این آموزش دهنده سوادآموزی در ادامه گفت که چند سال در نهضت تدریس کرده ام و الان 31 سال دارم . پس از چند سال لابد به ما می گویند شما دیگر پیر شده اید و مشمول استخدام نمی شوید !
ما به جد خواهان تعیین تکلیف وضعیت خودمان و پاسخ مسئولان ذی ربط هستیم .
وی تصریح کرد که سازمان نهضت سوادآموزی به ما می گوید که ما حافظ حقوق قانونی شما هستیم و از حق شما دفاع کرده ایم اما واقع نمی دانیم که گره کار کجاست ؟
آقای انصاری به عنوان رئیس سازمان امور اداری و استخدامی بیایند و تکلیف ما را روشن کنند .
اگر قرار است به ما کد استخدامی ندهند و قانون مجلس را اجرا نکنند صریحا اعلام کنند .
پس از حدود یک ساعت فردی که ابتدا از معرفی خود امتناع می کرد به میان تجمع کنندگان آمد و دلیل تجمع آن ها را جویا شد .
برخی از آموزش دهندگان خواهان معرفی و سمت فرد مذکور در سازمان امور اداری و استخدامی شدند .
سرانجام با اصرار زیاد فرد مذکور که خود را " دهقان " می نامید گفت که از مسئولان حراست است .
آموزش دهندگان در پاسخ خواهان حضور رئیس سازمان امور اداری و استخدامی ، جمشید انصاری برای پاسخ گویی شدند .
علی رغم آن که این تجمع تا 3 بعدظهر ادامه داشت اما هیچ یک از مسئولان این سازمان برای پاسخ گویی حاضر نشدند .
یکی دیگر از مسئولان حراست این سازمان به تجمع کنندگان گفت که 2 یا 3 نفر از میان خود مشخص کنند و به داخل ساختمان بیایند اما آموزش دهندگان گفتند که قبلا نیز این کار تکرار شده و آقای جمالی قول داده بود تا با رئیس سازمان صحبت کند اما نتیجه ای نداشته است .
« جمشید انصاری « رئیس سازمان امور اداری و استخدامی چندی پیش و در نشست شورای اداری استان آذربایجان شرقی در تبریز اعلام کرده بود : ( این جا )
" برخی کارگزاران، مدیران و کارکنان دولت به مفهوم حقوق شهروندی آشنا و مسلط نیستند .
آموزش حقوق شهروندی در نظام اداری به کارکنان بر اساس برنامه ای که از سوی سازمان اداری و استخدامی کشور ابلاغ شده است باید در دستور کار مدیران باشد.
انصاری با اشاره به اینکه ناآشنایی مردم با حقوق شهروندی هم در جای خود مشکل زاست، یادآوری کرده بود: بسیاری از مردم برای دریافت حقشان تا حد منت کشیدن و خواهش از کارکنان پیش می روند و این در شان ملت بزرگ ایران نیست این به نوعی فروش حقوق قانونی مردم به آنان با منت نهادن به آنها است و اگر مردم به حقوق اساسی خود واقف باشند و آن را مطالبه کنند بسیاری از مفاسد در محیط اداری امکان بروز و شیوع پیدا نمی کنند.
انصاری تاکید کرده بود :
" مردم باید مطالبه گری کنند و مدیران ملزم به پاسخ گویی هستند."
آموزش دهندگان اعلام کردند فردا نیز برای احقاق حقوق قانونی و مطالبه گری در این جا حاضر خواهند شد .
پایان گزارش/
گروه گزارش/
اعتماد می نویسد : ( این جا )
" بحران ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی در حال حاضر یکی از چالشهای اساسی اقتصاد ایران است. تمامی صندوقهای بازنشستگی کشور با مشکلات ساختاری، مالی و مدیریتی روبه رو هستند. حتی بعضی از این صندوقها، به آخر خط رسیدهاند.
۷۶ درصد مستمریهای صندوق بازنشستگی کشوری را دولت پرداخت میکند. به بیانی از هر ۱۰۰ نفر که تحت پوشش صندوق هستند، ۷۶ نفر مستمری خود را از دولت دریافت کردهاند.
اگر دولت از منابع بودجه، کسری صندوق را تامین نکند، ورشکسته است. ورشکستگی این صندوق به معنای بلاتکلیفی ۱ میلیون و ۲۶۸ هزار نفر بازنشسته است.
صندوق تامین اجتماعی نیروهای مسلح، ۶۷۰ هزار بازنشسته دارد و ۹۸ درصد مستمری پرداختی خود را با کمک دولت تسویه کرده است. صندوق کارکنان فولاد ورشکسته شده است. این صندوق نزدیک به ۸۵ هزار بازنشسته مستمری بگیر دارد که با دخالت وزارت رفاه در حال تسویه مستمریهای بازنشستگان خود با تاخیری دو ماهه است.
در بقیه صندوقها، وضع کمابیش به همین منوال است. هر چه سریعتر باید بسته اصلاحات ترکیبی همزمان و متناسب با هر کدام از صندوقها تدوین و اجرا شود چون اگر روال کنونی ادامه یابد بدون تردید کار به جاهای باریکی خواهد رسید.
به نظر می رسد در وهله اول باید نسبت به اصلاح فرآیند صندوقها برای ایجاد حکمرانی خوب در راستای تحقق اصول شفافیت و پاسخگویی اقدام شود؛ به بیان دیگر باید تدبیری برای افزایش پاسخگویی و شفافیت فعالیتهای بیمهای و اقتصادی صندوقها اندیشید و سپس به اصلاحات پارامتریک فکر کرد و قوانین و مقررات موجود را درخصوص سن بازنشستگی، سابقه بیمه لازم برای دریافت مستمری، ضریب انباشت و… بازبینی کرد به عنوان مثال باید قوانین سختگیرانهتری در مورد بازنشستگیهای زود هنگام وضع کنیم. "
« صدای معلم » پیش تر در مطلبی به " بحران ورشکستگی " صندوق های بازنشستگی پرداخت . ( این جا )
در این گزارش آمده بود :
" دلايل تنگناهاي مالي صندوق هاي عبارتند از :
نبود تناسب ميان حق بيمه پرداختي و حقوق مستمري ، در حال حاضر ورودي هاي بيشتر صندوق هاي بازنشستگي کمتر از خروجي آن است ، کاهش تعداد شاغلان در بخش هاي دولتي و خصوصي ، سن بازنشستگي براي غالب صندوق ها در ايران کمتر از ميانگين جهاني است ، عامل مهم ديگر در بحران زدگي صندوق ها ، بدهي دولت به صندوق هاي بازنشستگي است .
دولت و مجلس طي 4 دهه گذشته با تصويب قوانين ، بدون در نظر گرفتن بار مالي به بحران در اين صندوق ها دامن زده اند. "
در گزارش دیگری صدای معلم نوشت : ( این جا )
1. حدود 50 ميليون نفر از افراد جامعه تحت پوشش اين صندوق ها ي بازنشستگي هستند ( يعني بيش از نيمي از افراد جامعه ، زندگي آتي و حالشان بسته به وضعيت اقتصادي اين صندوق هاست .).
2. بر اساس برآورد کارشناسان ، اگر صندوق تأمين اجتماعي با همين روند پيش بروند (بدون اصلاحي در سيستم هاي مالي ) و تعداد بازنشستگان زياد شود ، کمک دولت به اين صندوق ها به 40% بودجه افزايش پيدا خواهد کرد.
3. تعداد زيادي از بيمه شدگانˏ تأمين اجتماعي در زمان دولت هاي نهم و دهم ، بيمه شدگان حمايتي هستند که بدون سهم درست بيمه اي ، تحت پوشش بيمه درآمده اند ، بحراني بزرگ تر از اين براي کشور نمي توان متصور بود .
4. زماني در مجلس طرح دادند که سابقه خدمت کارمندان تأمين اجتماعي از 35 سال به 30 سال تغيير کند در همان زمان رئيس وقت صندوق در مجلس با چنين طرحي موافقت کرد ، بزرگترين ضربه را به صندوق ها در آن زمان وارد شد.
5. من ( دکتر ستاري فر ) اين حرف ها را بارها در دولت ، مجلس و کميسيون دولت به انحاي مختلف در مصاحبه ها ي مختلف زده ام . اما متأسفانه عده اي با پشت گوش اندختن مشکل به اين خاطر که ممکن است تبعاتي در پي داشته باشد ، تنها موجب پاک شدن صورت مسئله مي شوند .
در همين دولتˏ فعلي ، تمام پيشنهاداتي که در کميسیون مربوط به سازمان تأمين اجتماعي تهيه و از طرف سازمان برنامه تکميل شده بود . وقتي وارد لايحه شد و به مجلس فرستاده شد ، تمامأ حذف شد .
من به ياد دارم که از شروع برنامه سوم اين صحبت ها را مطرح مي کرديم ، نامه هاي مکرر به رئيس جمهور مي نوشتيم ، اما هيچ کس بالاخص مسئولان تأمين اجتماعي و مسئولان صندوق ها به اين مسئله توجهي نشان نمي دادند.
6. اگر رقم پول هاي حمايتي و بيمه اي در سال 95 را جمع بزنيم : پرسش صدای معلم آن است در صورت واقعی بودن این لیست ؛ نسبت این رقم حقوق و مزایا با صندوقی که عملا ورشکسته و دچار بحران است چیست ؟
60 هزار ميليارد تومان بودجه تأمين اجتماعي ، 31 هزار ميليارد تومان بودجه کشوري ، 23 هزار ميليارد تومان صرف بودجه خدمات درماني شده است و از جمع اين ارقام ، با ميزان يارانه هاي پرداختي ، متوجه مي شويم 237 هزار ميليارد تومان پول از بودجه مملکت در عرصه امور حمايتي خرج شده است . همه اين ارقام نشان مي دهد با رسيدن به سال 1400 ما بحران جدي تر در مسئله صندوق هاي بازنشستگي بر مي خوريم .
7. وقتي ما ( ستاري فر و عسگري آزاد ) در برنامه ششم مشکلات موجود در صندوق هاي بازنشستگي را مطرح کرديم ، سرپوش بر آن گذاشتند و کسي جدي نگرفت و مثل يک مسئله ناموسي با آن برخورد شد.
8. در اين 20 سال هيچ گونه قانون اصلاحي براي صندوق هاي بازنشستگي و پايداري شان نداشته ايم و فقط در بخش حمايتي آنها را توسعه داده ايم و تعهدات را زياد ، بازنشستگي را تسهيل کرده ايم .برخي افراد و نهادهاي مربوطه به فکر خود و منافع مربوط به خود هستند ،محدود افراد در انديشه منافع مشترک موجود در صندوق ها مي باشند .
گاهي مسئولان صندوق ها گمان مي کنند ، مسئوليت آنها زدن حرف هايي است که رضايت بر انگيز باشد !
9. در ادبيات رشد اقتصادي ، عامل مهم تر از رشد اقتصادي را پايداري اين رشد مي دانند و عقيده دارند برقرار کردن عدالت اجتماعي از ايجاد رشد سخت تر است . حال آنکه پايداري عدالت اجتماعي امري سخت تر از تمام موارد گفته شده است.چون دغدغه ملي است.
10. صندوق هاي بازنشستگي در سطح جهاني بر اساس سه شاخص ارزيابي مي شوند :
الف- کفايت : که حقوق فرد بازنشسته تا چه اندازه کفايت زندگي اش را مي دهد؟
ب- پايداري : اينکه حقوق فرد تا چه مدت و به چه اندازه پايدار است ؟
ج- همبستگي : ميزان همبستگي بين دولت و بخش خصوصي در اداراه ي اين صندوق ها چقدر است ؟
11. سئوال بي پاسخ :
تا چند دهه ي ديگر ، صندوق هاي انفرادي ، با همراهي و کمک هاي حمايتيˏ دولت به صورت يارانه (با پشتوانه نفت )، مي تواند موجبات آرامش و عزت نفس جامعه ، براي زندگي بهتر را رقم بزند؟
12. وضع موجود در کشور ما به هيچ وجه قابل دفاع نيست . در حال حاضر ما از شاغلان کارگري که خودشان وضع مالي مساعدي ندارند پول مي گيريم و اين پول را به بازنشستگان مي دهيم در حالي که اين کارگران خبر ندارند ، پولشان صرف چه اموري مي شود . در آينده نيز در پرداخت حقوق بازنشستگي به همين کارگران دچار بحران مي شويم .
آقاي دولت ! 237 هزار ميليارد تومان پول امور حمايتي و بيمه اي پول کمي نيست! "
احمد صافی درباره وضع فعلی کانون بازنشستگان وزارت آموزش و پرورش به خبرنگار پانا گفته است:
«اکنون در کشور ۸۵۰,۰۰۰ بازنشسته آموزش و پرورش داریم که بیشترین آن مربوط به استان تهران با ۱۲۰ هزار بازنشسته است. در آینده به دلیل اینکه هر سال بین ۵۰ تا ۶۰ هزار شاغل آموزش و پرورش بازنشسته میشوند احتمالا به این گونه خواهد شد که تعداد بازنشستگان بیشتر از شاغلان خواهد شد چیزی که اکنون در استان خراسان رضوی شاهد هستیم.»
رئیس کانون بازنشستگان آموزش و پرورش اضافه می کند: «یکی از چالشهای آینده آموزش و پرورش کشورمان خروج نیروی متخصص، آماده و متعهد است و ما باید به طرق مختلف از این افراد بازنشسته و توانمندیهای آنها استفاده کنیم. به همین خاطر ما کانون بازنشستگان آموزش و پرورش را در وزارت آموزش و پرورش دایر کردیم و الان در کل کشور ۳۰۵ کانون داریم. پیشبینی ما این است که در آینده به تدریج این کانونها را بیشتر کنیم به نحوی که شاید هر کدام از شهرهای ایران بتوانند یک کانون داشته باشند. طبق اساسنامه مصوب وزارت کشور هر کجا 30 معلم بازنشسته باشند میتوانند یک کانون تشکیل دهند.
صافی یکی از مهمترین اهداف کانون بازنشستگان آموزش و پرورش را استفاده بهینه از دانش و تجربه و پختگی بازنشستگان دانسته و می گوید: «کانونها طبق اساسنامه اهدافی دارند، یکی از اهداف آنها این است که بیایند جلساتی داشته باشند، کارگروه متعدد تشکیل دهند، از توانمندیهای علمی استفاده کنند و بتوانند مشکلات خود را کاهش دهند.» آیا در صندوق های بازنشستگی اساسا چیزی به نام " تخصص " مطرح است ؟
مشاور وزیر آموزش و پرورش در امور بازنشستگان از انجام دو تحقیق در کانون مرکزی با عنوان «بررسی مشکلات کانونهای بازنشستگی» و «بررسی مشکلات بازنشستگان آموزش و پرورش در ایران» خبر داد و گفت: «حاصل این دو تحقیق نشان میدهد که بازنشستگان با چند مشکل عمده مواجه هستند. مشکل اول آنها این است که احساس تبعیض در حقوق میکنند، مثلا کسانی که ۲۰ سال پیش بازنشسته شدهاند میزان حقوقی که دریافت میکنند نسبت به همکاران خود بسیار کم است، بنابراین در برنامه ششم توسعه تأکید شده که باید به گونهای مقدار حقوق بازنشستگان اضافه شود که ۱۵ درصد تفاوت بین حقوق شاغل و بازنشسته در پایان برنامه ششم توسعه باشد. انتظار بازنشستگان از دولت و نمایندگان مجلس این است که طبق همین برنامه طرح همسانسازی حقوق را در کشور اجرا کنند. سال گذشته مقداری انجام شد و اکنون ما منتظر هستیم در بودجه سال آینده این مهم پیشبینی شود تا تبعیض از بین برود.»
صافی ادامه می دهد: «دومین مشکل این است که با توجه به شرایط اقتصادی کنونی و افزایش هزینه زندگی، حقوق بازنشستگان کم است. حقوق بازنشسته آموزش و پرورش کم است و با این حقوق نمیتواند یک زندگی درست و سالم در زمان سالمندی داشته باشد. به همین دلیل بازنشستگان انتظار دارند که حقوق آنها افزایش یابد. قانون مدیریت خدمات کشوری هم تاکید کرده است که به تناسب تورم باید حقوق کارکنان افزایش پیدا کند. سومین مشکل سلامت بازنشستگان است، اکنون سلامت جسمانی، روانی، اجتماعی و سلامت معنوی و بیمه و درمان آنها مهمترین مسئله است. بازنشستگان انتظار دارند که وزارت آموزش و پرورش کاری کند که این افراد بتوانند از بیمه بهتری استفاده کنند که در گذشته اسم آن بیمه طلایی بود.»
او گفت: «چهارمین مشکل بازنشستگان این است و انتظار دارند وقتی بازنشسته میشوند تکریم شوند، خوشبختانه در استانهای کشور در هفته معلم یک روز به نام تکریم بازنشستگان نامگذاری شده و استانها در این زمینه به خوبی عمل کردند. مشکل دیگری که بازنشستگان دارند بچههای آنها است، آنها میگویند ما سرمایهگذاری کردهایم و بچهها را بزرگ کردهایم بنابراین سیاست دولت، سازمان امور اداری و استخدامی و سیاست آموزش و پرورش باید کمک به بسترسازی برای بهکارگیری فرزندان بازنشستگان باشد. همچنین بازنشستگان نیاز دارند که آثارشان منتشر و از تجربه آنها استفاده شود. خوشبختانه اکنون وزارت آموزش و پرورش مجوز گرفته که ۱۴ ساعت دبیرانی که توانمند هستند به آموزش و پرورش کمک کنند. من معتقدم که طبق سند تحول آموزش و پرورش، آموزش و پرورش باید از توان، تجربه و دانش این افراد به خوبی استفاده کند.»
رئیس کانون بازنشستگان وزارت آموزش و پرورش در پایان پیشنهاد می دهد صندوق بازنشستگی کشور به سازمان تبدیل شود چون در این صورت با اختیارات بیشتری میتواند جوابگوی نیاز بازنشستگان باشد.
پرسش نخست آن است که آیا ناکارآمدی و به عبارتی بحران ورشکشستگی صندوق های بازنشستگی فقط در ساختار خلاصه می شود ؟
اخیر لیستی از حقوق مدیران عامل و هیات مدیره صندوق بازنشستگی و نیز مدارک تحصیلی آنان در شبکه های اجتماعی منتشر شده است . ( 1 )
پرسش صدای معلم آن است در صورت واقعی بودن این لیست ؛ نسبت این رقم حقوق و مزایا با صندوقی که عملا ورشکسته و دچار بحران است چیست ؟
آیا در صندوق های بازنشستگی اساسا چیزی به نام " تخصص " مطرح است ؟
چرا رئیس کانون بازنشستگان آموزش و پرورش و سایر کانون ها چنین مطالبه ای را به طور شفاف در حوزه عمومی مطرح نمی کنند و پاسخ نمی خواهند ؟
( 1 )
پایان گزارش/