مسئولان رسما اعلام کردند که نمرات دوره اول متوسطه حباب دار است/ به نمره 19 و 20 بچه هایتان اعتماد نکنید. این نمره ها واقعی نیستند. زمانی مدرسه دولتی خوب معنا داشت. زمانی نمره اعتبار داشت. حالا خانواده ها دربه در دنبال مدرسه دولتی خوب می گردند و نمره هم بی اعتبار شده است/ حالا برخی مدیران مدارس جلوی چشم مسئولان اداری برای بالابردن آمار قبولی، به معلمان فشار می آورند. برخی از مدیران هم که جسورترند خودشان در لیست ها دست می برند. برخی از دبیران هم نمره فروشی می کنند. برخی مدیران ستادی هم تماشا می کنند/ همه چیز روی کاغذ و در تئوری خوب و علمی است اما اجرای بد و بدون مقدمه طرح حتی داد مشاوران هم در آورده است/ معلوم نیست وقتی که به اعتراف مسئولان نمره و معدل تا این حد بی اعتبار است، چرا نمره را معیار ارتقا به کلاس بالاتر قرار داده اند/ هدایت تحصیلی بر اساس سیاست توزیع متوازن رشتههای تحصیلی صورت می گیرد
اعتراضات اخیر دانش آموزان کلاس نهم و اولیای آنها نهایتا به عقب نشینی محدود ستاد هدایت تحصیلی منجر شد و مسئولان آموزش و پرورش پذیرفتند که دانش آموزان را نباید به صورت اجباری به رشته کاردانش و فنی - حرفه ای بفرستند. مسئولان رسما اعلام کردند که نمرات دوره اول متوسطه حباب دار است.
سخنان جنجالی چندی پیش مدیرکل سابق شهر تهران در باره سیستم امتحانات و لو رفتن سوالات امتحانی، گفت و گوهایی را در فضاهای مجازی و واقعی برانگیخت. البته دلایل متفاوتی برای این بی اعتباری اعلام شد اما نتیجه یک چیز است : به نمره 19 و 20 بچه هایتان اعتماد نکنید. این نمره ها واقعی نیستند. زمانی مدرسه دولتی خوب معنا داشت. زمانی نمره اعتبار داشت. حالا خانواده ها دربه در دنبال مدرسه دولتی خوب می گردند و نمره هم بی اعتبار شده است.
در کتاب های دبستان داستانی بود که دامداری آب در شیر می کرد و به مردم می فروخت. یک روز سیل آمد و گوسفندان او را برد. دامدار از چوپان پرسید که این سیل از کجا آمد؟ چوپان به او گفت این همان آب هایی است که توی شیر می ریختی! اظهار نظر مقامات آموزش و پرورش در باره نمره و امتحانات مانند سخن این چوپان است. مانند اعتراف زرگری است که بگوید، طلایش را بامس مخلوط کرده است و عیار ندارد. مثل حرف صرافی است که بگوید نیمی از دلارهایش تقلبی است. در گذشته معلمان می گفتند : "امتحان ناموس مدرسه است." اما حالا برخی مدیران مدارس جلوی چشم مسئولان اداری برای بالابردن آمار قبولی، به معلمان فشار می آورند. برخی از مدیران هم که جسورترند خودشان در لیست ها دست می برند. برخی از دبیران هم نمره فروشی می کنند. برخی مدیران ستادی هم تماشا می کنند.
زمانی نمره 20 اعتبار داشت. حتی بعضی معلمها به هیچ دانش آموزی 20 نمی دادند. اما حالا بچه های با معدل 19 راهنمایی سابق و متوسطه اول فعلی،در سال اول نظری مثل برگ خزان می ریزند و نهایتا راهی مراکز کاردانش می شوند و امروز 80 درصد بچه های سوم متوسطه اول با در دست داشتن کارنامه های با معدل 18 و 19 و 20 با مسئولان هدایت تحصیلی چانه می زنند که در شاخه نظری ثبت نام کنند.
مدیر یک مدرسه می گوید: "دانش آموز با معدل زیر 19 را حتی برای رشته علوم انسانی ثبت نام نمی کنم." آموزش و پرورش، بچه ها را یک ضرب با معدل های حباب دار تا کلاس نهم بالا می آورد . در پایان تحصیلات عمومی (نهم )، مسئولان قلم بطلان بر کارنامه 9 ساله مجموعه وزارتخانه می کشند و اعلام می کنند که نمره امتحانی و معدل اعتبار ندارد و مثل بورس تهران در دوره تورم ، "حباب دار" است.
هفته گذشته معلوم شد که دانش آموزان سال سوم متوسطه اول (کلاس نهم )، که اول مهر ماه 95 وارد مقطع دوم متوسطه می شوند در چه شاخه ای و رشته ای مجاز به ثبت نام هستند. تحصیلات دوره دوم متوسطه، نیمه تخصصی است و جهت گیری شغلی آینده دانش آموزان را مشخص می کند. اما شیوه هدایت تحصیلی امسال ، اعتراض تعدادی از اولیا و دانش آموزان را برانگیخت. درفرم های هدایت تحصیلی، 35درصد امتیازات به سوابقتحصیلی دانشآموز یعنی نمرات سه سال متوسطه اول تعلق میگیرد و ۶۵ درصد دیگر به بررسیهای مشاورهای که شامل شش بخش: نظر خود دانشآموز(۱۰%)، نظر اولیای او (۵%)، نظر دبیران (۱۰%) و نظر مشاور (۱۰%) به علاوه نمرات آزمون سنجش استعداد (۱۵%) و آزمون رغبتسنج (۱۵%) تعلق می گیرد.
همه چیز روی کاغذ و در تئوری خوب و علمی است اما اجرای بد و بدون مقدمه طرح حتی داد مشاوران هم در آورده است. برخی مشاوران مدارس، آزمون سنجش استعداد و آزمون رغبت سنج کنونی را فاقد روایی و اعتبار مناسب می دانند و از قبل هشدار داده بودند که سهم کم نمرات دانش آموزان، باعث ایجاد نارضایتی دانش آموزان و اولیا می شود. استدلال آنها این بودکه "اعتبار نمره در شرایط فعلی از بقیه فاکتورها بیشتر است." یک مشاور مدرسه پسرانه می گوید : "مهمترین اشکالی که به طرح وارد هست بلاتکلیفی کارمندان، مدیران و مشاوران مدارس، اولیا و از همه مهمتر خود دانش آموزان است." او با اشاره آمار بالای خودکشی در بین نوجوانان می گوید : "سنین نوجوانی بسیار حساس است و احتمال دچار شدن بچه ها به آسیب های شدید روحی و در کنارش دست زدن به حرکات نامعقول و آسیب زا (خدای ناکرده تا حد خودکشی) بسیار بالاست."
اولیا می پرسند اصولا آموزش و پرورش به چه حقی می تواند دانش آموزی را ملزم به تحصیل درشاخه و رشته خاصی کند و مسیر شغلی آینده او را به رغم نظر دانش آموز و خانواده اش تعیین کند؟ حالا آموزش و پرورش یک گام عقب نشسته و می گوید اجباری در کار نیست اما همچنان برخی مدیران اصرار می ورزند که سهمیه بندی راباید برای تحقق اقتصاد مقاومتی و اجرای سیاست های اشتغال و پیاده کردن سند تحول و... اجرا کنیم. به گفته کفاش معاون پرورشی، وزیرآموزش و پرورش اجازه داده تا در مناطقی که ستاد هدایت تحصیلی با مشکل مواجه است، انعطافهایی درنظر گرفته شود و به این مناطق اجازه دهند تا چند کلاس را در رشتههای خاص ایجاد کنند.
نمره در دوره اول متوسطه و به عبارتی دوره راهنمایی سابق کاملا بی اعتبار شده است. به گفته برخی مسئولان بیش از 80 درصد دانش آموزان دوره اول متوسطه معدل 18 به بالا دارند. ابوالفضل رحمانی مسئول مشاوره شهر تهران می گوید: "طبق تجربه، نمرات داشآموزان در دوره اول متوسطه دارای حباب است" او افزود: دانشآموزان پس از ورود به متوسطه دوم با افت شدید تحصیلی روبه رو میشوند. تا همین سال گذشته و براساس شیوه سابق هدایتتحصیلی، درصدی از دانشآموزان پس از ورود به شاخه نظری و کسب نمرات ضعیف مجبور به تغییر رشته میشدند که این باعث سرخوردگی و کاهش اعتماد به نفس دانشآموز حتی برای ادامه تحصیل در رشتههای متناسب با تواناییاش میشد."
او اضافه می کند: "دانشآموز با معدل ۲۰ تنها ۳۵٪ امتیاز از هدایت تحصیلی را کسب کرده است."
به گفته برخی از اولیا دانش آموزانی با معدل 20 به شاخه کاردانش هدایت شده اند و دانش آموزی با معدل 13 اولویت اولش رشته ریاضی است. پاسخ مسئولان این است : "منطقه به منطقه فرق می کند!" معلوم نیست وقتی که به اعتراف مسئولان نمره و معدل تا این حد بی اعتبار است، چرا نمره را معیار ارتقا به کلاس بالاتر قرار داده اند ؟ دانشگاه ها و سازمان سنجش وزارت علوم با چه اعتباری نمرات دانش آموزان در دوره متوسطه دوم را تا 35 درصد در گزینش دانش آموز اثرگذار کرده اند ؟ وقتی یک مدیر آموزش و پرورش رسما نمره را حباب دار اعلام می کند چگونه می تواند اعتماد اولیا را به سایر شاخص های هدایت تحصیلی جلب کند ؟
چگونه می توان اثبات کرد که آزمون رغبت و آزمون سنجش استعداد و نظر دبیران و مشاور و حتی نظر خود دانش آموز فاقد حباب است؟ چگونه می توان اولیا را قانع کرد که به نظر مشاور و نظر دبیر اعتماد کنند؟ مدیران آموزش و پرورش با اعتراف به بی اعتباری نمره معدل ، کل پروسه هدایت تحصیلی و حتی تاثیر 35 درصدی معدل داوطلبان در گزینش دانشجو را بی اعتبار کرده اند.
مدیر مدرسه ای به درستی می گفت : " تورم در رشته تجربی دختران و ریاضی پسران یک نوع اسراف منابع انسانی است،یک خیاط ماهر و یک آشپز خلاق ، درآمدش از یه مهندس متوسط خیلی بالاتر است." این حرف به طورکلی حرف درستی است . اما آیا فضای مراکز کاردانش اجازه می دهد یک کودک علاقه مند به آشپزی، اهداف شغلی خود را تعقیب کند؟ آیا امکانات کافی و مربیان ورزیده در هنرستان ها و مراکز کاردانش وجود دارد؟ آیا فضای اخلاقی و رفتاری حاکم بر این مراکز ، چنین زمینه ای را فراهم می کند؟ فراوانی آسیب های اجتماعی و رفتارهای ناهنجار در این مراکز به نوجوان این فرصت را می دهد که اصلا به آشپزی و خیاطی فکر کند؟ به گفته برخی هنرآموزان، 90 درصد وقت هنرآموز صرف مسایل حاشیه ای در کلاس و کارگاه می شود.
اداره مشاوره تحصیلی مناطق که عهده دار هدایت تحصیلی دانش آموزان است زیر مجموعه معاونت پرورشی وزارتخانه است. مدیران آموزش و پرورش اصرار دارند که دانش آموزان در انتخاب رشته تحصیلی اجباری ندارند و به عبارتی آموزش و پرورش به زور کسی را به رشته کاردانش نمی فرستد.اما در عین حال بر اجرای روش خود تاکید دارند.
مسعود شکوهی مدیرکل امور تربیتی و مشاوره وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به پرسشی پیرامون نحوه رسیدگی به اعتراضات دانش آموزان می گوید: "قرار بر این شده است تا دانش آموزانی که به نتایج هدایت تحصیلی معترض هستندبه منظور بررسی و حل مشکل خود به کمیتههای هدایت تحصیلی مستقر در مناطق آموزش و پرورش مراجعه کنند." آیا اعتراضات دانش آموزان نتیجه می دهد ؟
حمید رضا کفاش معاون پرورشی وزیر آموزش و پرورش با اشاره به جلسه روز سه شنبه 5 تیرماه وزیرآموزش و پرورش با اعضای کمیسیون آموزش مجلس گفت: "چنانچه دانش آموزان یا خانوادههای آنان در فرآیند هدایت تحصیلی با مشکلی مواجه شده باشند می توانند برای بررسی و حل مشکل خود به کمیتههای هدایت تحصیلی مستقر در مناطق آموزش و پرورش مراجعه کنند." با این حال تاکید کرد : "هدایت تحصیلی دانش آموزان بر اساس یک فرآیند صد امتیازی که در آن تمام جنبه های تحصیلی ، استعداد و رغبت و تمایل دانش آموزان و نظرات اولیاء، معلمان و مشاوران در آن لحاظ شده است انجام می شود." اما نکته کلیدی سخنان معاون پرورشی این بود که "هدایت تحصیلی بر اساس سیاست توزیع متوازن رشتههای تحصیلی صورت می گیرد."
معنای دقیق توزیع متوازن، تعیین سهمیه شاخه ها و رشته ها از پیش توسط مسئولان آموزش و پرورش است. سهم شاخه کاردانش 28 درصد، فنی و حرفهای 20.26 درصد و سهم شاخه نظری 51.74 درصد تعیین شده است. به عبارتی نیمی از دانش آموزان باید دنبال یاد گرفتن حرفه ای برای ورود به بازارکار اشباع شده به عنوان کارگر ماهر باشند. پرسش این است که معیار این سهمیه بندی چیست؟ مصطفی آذرکیش مدیرکل دفتر آموزشهای کاردانش وزارت آموزشوپرورش می گوید : "قانون تکلیف کرده است که برقراری توازن در رشتههای مختلف باید انجام شود." وی در ادامه به بند 2 سیاستهای کلی اشتغال ابلاغی مقام معظم رهبری، بندهایی از سند تحول بنیادین و ماده 19 قانون برنامه پنجم توسعه و بند 76 سیاستهای اقتصاد مقاومتی، به عنوان تکالیف قانونی برای سهمیه بندی دانش اموزان تاکید می کند.
وقتی آموزش و پرورش به دانش آموزی که خود و خانواده اش تمایل دارند در رشته تجربی تحصیل کند، بر اساس معیارهای رسمی تکلیف می کنند که به شاخه کاردانش برود، موظف است که فضا، امکانات و نیروی انسانی مناسب برای مهارت آموزی و صیانت و حفاظت از این کودک را در محیط جدید فراهم کند.در همان بند 2 سیاستهای کلی اشتغال ابلاغی مقام معظم رهبری که این مسئول به آن استناد کرده بود ، بر "جلب همکاری بنگاه های اقتصادی جهت استفاده از ظرفیت آنها برای مهارت آموزی" تاکید شده است.
آیا آموزش و پرورش به این بخش از تکالیف هم عمل کرده و می کند؟ اینکه دانش آموزان را از شاخه نظری به فنی - حرفه ای و کاردانش هدایت کنیم، به تنهایی کافی نیست. باید شرایط حرفه آموزی را هم در هنرستان ها و مراکز کاردانش فراهم کنیم و گرنه نوعی از سربازکردن دانش آموزان است. به جای اجبار باید رغبت ایجاد کرد.
خبرآنلاین
گروه اخبار/
نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: دو دهه پیش طبق قانون برنامه دوم توسعه صندوق ذخیره فرهنگیان برای کمک غیر مستقیم دولت به معیشت و منزلت معلمان تاسیس شده و هماکنون در ردیف موسسات اقتصادی انگشت شمار موفق کشور است.
فاطمه سعیدی در گفتوگو با ایسنا با بیان این مطلب اظهار کرد: بانک سرمایه و شرکتهای بیمه معلم، پترو فرهنگ، سرمایه گذاری وبورس، ساختمان معلم، تامین مسکن، ماشین سازی اراک، واگنسازی پلور سبز، ایران ارقام، آلو پن، صنایع آموزشی، تجهیزات مدارس، پژوهش ونوآوری و سهامداری ده ها شرکت بزرگ و کوچک سبد دارائی های این موسسه را تشکیل میدهد اما معلمان کشور باوجود ظرفیت های فراوانی که دارند در معادلات اقتصادی دیده نمیشوند و فرصت کثرت جمعیت شان همواره به نادرست، تهدید تلقی میشود.
وی افزود: بیش از یک میلیون نفر معلم رسمی در کشور داریم که سود حاصل از گردش مالی حقوق و مزایای این قشر عظیم به جای نفع به معلمان منافع بانک دولتی را تامین میکند.
این عضو کمیسیون آموزش مجلس با بیان اینکه گردش مالی حقوق معلمان حدود ٣٠ هزار میلیارد تومان در سال است گفت: میانگین مانده حساب های معلمین در سال چند هزار میلیارد تومان است. بانک، این رسوب هزاران میلیارد تومانی را در حالی در اختیار دارد که عواید حاصل از آن در اختیار معلمان قرار نمی گیرد.
گروه اخبار/ 100درصد هزینه درمان و داروی بیماران خاص و صعب العلاج و تمام هزینه درمان نازایی پرداخت میشود . عمل جراحی فرهنگیان ، بدون پرداخت هزینه انجام میشود . یک میلیون و 700 هزار نفر تحت پوشش بیمه فرهنگیان هستند
مدیرکل اداره تعاون و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش از پوشش بیمه تکمیلی یک میلیون و 700 هزار نفر از فرهنگیان کشور خبر داد و درباره سقف تعهدات به بیماران صعب العلاج و خاص گفت: صدرصد هزینههای دارو و درمان بیماران خاص و صعب العلاج توسط آموزش و پرورش پرداخت میشود و همچنین با عقد قرارداد با بیمارستان رویان تمامی هزینه نازایی افراد تحت پوشش پرداخت خواهد شد.
فرشید سیاری در گفت و گو با خبرنگار «ایران» درباره آغاز فعالیت بیمه تکمیلی درمان معلمان گفت: «بیمه تکمیلی معلمان برای نخستین بار از اردیبهشت ماه سال 89 براساس درخواست وزیرآموزش و پرورش دولت دهم آغاز شد. در آن زمان 12 هزار میلیارد تومان بودجه برای آن در نظر گرفته شد که نیمی از آن را معلمان میپرداختند و نیمی دیگر از محل اعتبارات رفاهی وزارت آموزش و پرورش در وجه معلمان پرداخت میشد.
در ابتدا این قرارداد تعهداتی را شامل میشد که بیشترین نیاز فرهنگیان را برطرف میکرد و البته پرداخت آن هزینهها هم در توان همکاران ما نبود؛ هزینههایی مثل ویزیت دکتر، دندانپزشکی تا سقف 200 هزارتومان، عینک و هزینههای پاراکلینیکی با رعایت فرانشیز و تعرفههای مصوب پرداخت میشد که بخش قابل توجهی از نیازهای درمانی معلمان را پوشش میداد.»
وی افزود: «از همان ابتدا هم نارضایتی و شکایت و اعتراض به برخی خدمات ارائه شده از سوی شرکت بیمه ایران که با ما قرارداد داشت به گوش میرسید. شرکت بیمه ایران شرکت دولتی است که شعب و نمایندگی فراوانی در سطح کشور دارد. ما با این شرکت همکاری خوبی داشتیم و قرارداد را سال به سال تمدید کردیم تا تیرماه سال 91 با تشدید تحریمها و کمبود اعتبار مواجه شدیم.»
سیاری با اشاره به پرداخت حق بیمه معلمان تأکید کرد: «یک میلیون و 700 هزار نفرتحت پوشش بیمه فرهنگیان قرار دارند. در سال گذشته برای آنکه خدمات بیمهای فرهنگیان ادامه داشته باشد و این خدمات برای فرهنگیان از بین نرود توافقی شفاهی بین دو مسئول وزارت آموزش و پرورش سابق و بیمه ایرانیان انجام گرفت که وزارت آموزش و پرورش بدهکار بیمه شود و خودمان مستقیم با بیمه در ارتباط باشیم. سال 93 که میخواستیم قرارداد جدید را با بیمه امضا کنیم آنها قرارداد جدید را امضا نکردند، بدنه بیمه ایران در سال 92 تغییر کرد و مدیران جدید هم بر این باور بودند که باید وزارت آموزش و پرورش بدهی خود را به بیمه بپردازد تا آنها بتوانند قرارداد جدید ببندند. آن سال به دلیل تحریمها و کمبود بودجه نتوانستیم قرارداد جدید را با بیمه ایران منعقد کنیم و همچنین بدهی بسیار سنگینی هم باید پرداخت میکردیم. علاوه بر آن دیگر کار را با ما ادامه ندادند.»
وی اظهار داشت: «وزیر آموزش و پرورش با وزیر رفاه دیداری داشت و در آنجا به این نتیجه رسیدند که با شرکت آتیه سازان حافظ قرارداد منعقد کنیم. 740 منطقه آموزش و پرورش در شهر، شهرستان و ناحیه وجود دارد همین موضوع موجب شد تا بیمه آتیه سازان حافظ کار را با مقداری افول نسبت به قبل انجام دهد گرچه باز هم همان مشکلات اعتباری با آتیه سازان حافظ وجود داشت که نتیجه آن هم بدهی به این بیمه بود. در نتیجه مجبور شدیم به خاطر اینکه محدودیت اعتبارات اجازه نمیداد و توقع در معلمان ایجاد شده بود که 50 درصد حق بیمه را پرداخت کنند و مابقی را هم ما پرداخت کنیم کار را به شکل صندوقی ادامه دهیم، یعنی مدیریت مالی کار متعلق به ما باشد و حق بیمه و خسارت را هم خودمان پرداخت کنیم.»
واریز روزانه بیش از یک میلیارد و 400 میلیون تومان خسارت به حساب بیمه شدگان
سیاری با اشاره به اینکه میانگین پرداخت حق بیمه معلمان در کل کشور 15 روز است، تأکید کرد: بعضی از استانها زیر این میانگین پرداخت دارند. بحث نظارت آموزش و پرورش در رسیدگی و پرداخت به این شکل کامل محقق شده است و حالا ما توانستهایم تعهدات خودمان را به معلمان افزایش دهیم. هم اکنون فرهنگیانی که درگیر بیماریهای صعب العلاج هستند یا داروهای گران قیمت میخرند هم اضافه کردهایم.
وی با اشاره به حذف خدمات دندانپزشکی گفت: همکاران ما معترض بودند که خدمات دندانپزشکی 200 هزار تومان است که به مدت 3 سال هم این مبلغ ثابت بود. همکاران میگفتند این 200 هزار تومان بسیار کم است و حق هم داشتند ، برای همین ما این حق بیمه را حذف کردیم و در عوض نسبت به توسعه مراکز دندانپزشکی درمانگاههای فرهنگیان و بخشهای مجهز دندانپزشکی در سراسر کشور اقدام کردیم که حالا با تعرفههای مصوب این درمانگاهها بین 20 تا 30 درصد همکاران فرهنگی تخفیف میدهند و تا حدود قابل توجهی خلأ دندانپزشکی را هم برطرف کردهاند.
مدیرکل اداره تعاون و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش با تأکید بر اینکه بیش از 10 میلیون و 200 هزار پرونده پزشکی فرهنگیان، رسیدگی و پرداخت خسارت شد اظهار کرد: بر اساس مدارکی که داریم به طور متوسط روزانه بیش از یک میلیارد و 400 میلیون تومان خسارت به حساب بیمه شدگان واریز میشود. حدود 200 نفر از بیمه شدگان ما خسارتی بالای 50 میلیون تومان داشتند. در مجموع 436 میلیارد تومان جمع کل هزینههای واریزی به حساب بیمه شدگان و مراکز طرف قرارداد بوده است که 58 درصد آن هزینههای سرپایی و 42 درصد هزینه بستری بود.
او با تأکید بر اینکه انتقادات نسبت به بیمه فرهنگیان کمتر از قبل شده است ،گفت: «در ماه های اخیر یک آرامش بسیار خوبی در فضای بیمهای درمان فرهنگیان کشور حکمفرما شده است و بر اساس نظرسنجی که ما کردیم و بخشهای نظارتی آموزش و پرورش، شاهد کاهش چشمگیر اعتراض ها و شکایات در این زمینه بودیم.
هزینه درمان نازایی پرداخت میشود
رئیس اداره بیمه و درمان اداره کل تعاون و پشتیبانی اداره کل آموزش و پرورش نیز در این باره گفت: در هیچ ارگانی هزینه بیمار خاص و سرطانی صفر تا صد پرداخت نمیشود. افراد بیمار و خانواده بیماران خاص، ریالی برای هزینه درمان پرداخت نمیکنند. همکار فرهنگی داریم که بیش از 600 میلیون تومان هزینه درمانش بوده که ما آن را پرداخت کردیم. دنبال این هستیم تا هزینه داروهای خارجی را برای همکاران فرهنگی که بیماری خاصی دارند پرداخت کنیم. البته امسال همه هزینههای بیماران خاص پرداخت میشود. از طرف دیگر با بیمارستانهای خاص و ویژه خوب در تهران و شهرهای بزرگ قرارداد بستیم، همکاران ما بدون پرداخت هیچ هزینهای درمان خود را انجام میدهند.
عبدالکریمی تأکید کرد:همکاران فرهنگی بدون آنکه هزینهای پرداخت کنند عمل جراحی میشوند. با بیمارستان رویان هم قرارداد بستیم که همکاران ما اگر برنامه برای درمان نازایی داشته باشند این بیمارستان به طور رایگان اقدام های درمانی فرهنگیان را انجام دهد. در بیمارستان مصطفی خمینی و الزهرای اصفهان تمام کارها و معالجهها رایگان است و ما هزینههای همکاران و خسارات همکاران را 15 روزه پرداخت میکنیم.
علاوه بر آن پرداخت ما به همکارانی که با لیزر درمان میکنند 20 درصد بیشتر است.وی تأکید کرد: «اگر همکار فرهنگی باشد که درمانی انجام داده و خسارتش را دریافت نکرده به ما مراجعه کند تا خسارت لازم پرداخت شود. پیشنهاد ما به همکاران این است به مراکز طرف قرارداد فرهنگیان مراجعه کنند.بیش از 9 هزار مرکز درمانی در کشور داریم. همکاران ما در برخی مواقع به مراکزی مراجعه میکنند که طرف قرارداد ما نیست.»
روزنامه ایران
گروه استان ها و شهرستان ها/ مراکز اسکان فرهنگیان و خانه های معلم به وسعت آموزش و پرورش در سراسر کشور پراکنده شده اند .
بهبود وضعیت این مراکز ، نیارمند نظارت عمومی به ویژه از سوی فرهنگیان و معلمان است .
« صدای معلم » همان گونه که قبلا نیز اعلام کرده است آمادگی خود را برای انتشار یادداشت ها و گزارش های همکاران گرامی اعلام می دارد .
گزارش زیر به بررسی وضعیت » خانه معلم سرعین " و نیز وضعیت عمومی این شهر پرداخته است .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای انعکاس پاسخ مسئولان اعلام می کند .
در این روز هفته حتی خانم معلم هم به ما سخت نمیگرفت و برنامه کلاس هم سبک بود تا زود تعطیل شویم/ الان در دهه ۹۰ همه روزهای هفته شبیه به هم است.هر روز عصبی و کلافه و عصبانی هستیم و حوصله یکدیگر را نداریم/ در دهه ۷۰ هر کسی به اندازه سطح درآمد خودش زندگی میکرد، اما امروز به خاطر طمع و چشم و همچشمی از هر چیزی پول استخراج میکنیم/ تقریبا همه مردم مخالف فساد و رانت هستند، اما خیلیها اگر موقعیتش پیش آید، با لذت و تمایل باطنی فساد میکنند تا از دیگران جلوتر بزنند/ اما وسط جنگ پول، چه کسی به آرامش دهه ۷۰ اهمیت میدهد/ حالا خیلیها حاضرند در حلبیآباد عمر بگذرانند، اما به دیگران بگویند که ساکن تهران هستند/ اگر خیابانها از مسافرکشی شخصی پر شده، به خاطر هزینههای اضافی است که در زندگیمان داریم و در جیب مسافران به دنبال آن میگردیم/ تمام مدتی که در سفر هستیم، به اموال مردم زل میزنیم/ امروز رسانهها فقط بلد هستند که خبر منفی منتشر کنند و مردم هم میخوانند و با لذت، لایک میکنند/ تلاش کنید تا امروز را مانند پنجشنبههای دهه ۷۰ به شب برسانید، نه پنجشنبههایی که دلالها و حسودها ساختهاند
با عرض سلام و تشکر از مسئولان و کارکنان محترم سایت صدای معلم
اینجانب کیومرث ایران نژاد آموزگار شهرستان سیرجان به اطلاع می رسانم نمره ی ارزشیابی سال تحصیلی 93-94 من در ابتدا 90 اعمال شد که بر اساس همین نمره در ابتدای سال تحصیلی 94-95 مدارک دریافت رتبه ی عالی را به امور اداری محل خدمت تحویل دادم که به دلیل اجرای طرح رتبه بندی رتبه ی عالی من اعمال نشد و بعد از مدتی مدیر مدرسه با من تماس گرفت و از من خواست فرم ارزشیابی را امضا کنم که نمره ی آن 86 است که من از این کار خودداری کردم .
برای بررسی موضوع به بازرسی اداره ی محل خدمت مراجعه کردم و علت را جویا شدم گفتند مدارک شما کافی نیست ، نمره ی بیشتری به شما تعلق نمی گیرد و من عنوان کردم نمره ی ارزشیابی 86 باعث محروم شدن من از دریافت رتبه ی عالی می شود و سال های قبل نیز بدون داشتن مدارک کافی نمره ی 90 را به من داده اند که عنوان کردند نگران نباش برای دریافت رتبه ی عالی نمره ی 85 نیاز است نه نمره ی 90 و من فرم ارزشیابی را امضا کردم تا اینکه در ابتدای سال 95 شرایط دریافت رتبه ی عالی تغییر کرد و برای دریافت آن نمره ی ارزشیابی 90 نیاز بود ؛ من با این وجود موضوع را از طریق سامانه ی شکایات وزارت پیگیری کردم که پاسخ های داده شده ربطی به شکایت من نداشت یا نمره ی ارزشیابی را اعلام می کردند و یا عنوان می کردند فرصت اعتراض به نمره ی ارزشیابی تمام شده است!
ادعای من این است که چرا در دادن چنین نمره هایی سلیقه ای عمل می شود و در فرم ارزشیابی بندهایی چون تالیف کتاب و تالیف مقاله وجود دارد که در این زمینه نه آموزشی به فرهنگیان داده شده است و نه این کارها به وظیفه ی معلمی ارتباط دارد و تالیف کتاب و مقاله کار پر هزینه وتخصصی است ؛ ضمنا در سال تحصیلی 90- 91 و سال 91-92 توسط یک مدیر ارزشیابی شده ام .
در سال اول با وجود مدارک بیشتر نمره ی ارزشیابی کمتر و در سال دوم با وجود مدارک کمتر نمره ی ارزشیابی بیشتری دریافت کرده ام .
این مواردی که در مورد خودم مطرح کردم مشتی نمونه ی خروار است ؛ اگر فرم های ارزشیابی خیلی ها بررسی شود اوضاع از همین قرار است !
حال از مسئولین سوال می کنم چگونه است که چنین شیوه ی ارزشیابی سلیقه ای مبنای دریافت رتبه قرار می گیرد و حق فرد یا افرادی که در طول دوره ی کاری خود کارنامه ی قابل قبولی داشته اند ضایع می شود و روی دیگر سخنم با مدیران محترم مدارس است :
چرا با وجود اینکه بسیاری از بندهای فرم با نظر شما اعمال می شود ولی بعضی از شما از اعمال آن ها خود داری می کنید ؟
در پیشگاه خدا چگونه می خواهید جوابگو باشید ؟
روی دیگر سخنم با مسئولین ارزیابی عملکرد وزارت آموزش وپرورش است .
مسئولین محترم !
آیا بهتر نیست در شیوه ی ارزشیابی فرهنگیان تغییری صورت بگیرد تا هم احتمال ظلم کاهش یابد هم مواردی منظور شود که انگیزه ی همکاران فرهنگی را بالا ببرد ، به وظیفه ی آن ها مربوط باشد و از سرخوردگی آن ها جلوگیری کند.
آیا بهتر نیست شرایط دریافت رتبه را به یک باره تغییر ندهیم و حداقل از یکی دوسال قبل اطلاع رسانی کنیم ؟
فرم های مربوط به نمره ی ارزشیابی متفاوت سال 93-94 من که به تایید بازرسی محل خدمت رسیده به همراه عکس اینجانب پیوست همین ایمیل می باشد
همراه 09131793665
مقرراتی که از سوی قوه مجریه به تصویب می رسد از نظر سلسله مراتب پایین تر از قانون عادی قرار دارد . این مقررات در قالب های متفاوتی همچون آیین نامه ، بخشنامه ، مصوبه ، دستورالعمل ، اعلامیه و حکم به تصویب می رسند ؛ رایج ترین شکل این مقررات دولتی ، بخشنامه ها هستند . بخشنامه های صادره از سوی اداره کل یا اداره آموزش و پرورش کمتر مورد مداقه قرار می گیرد. بیشتر بخشنامه های وزارتی در مطبوعات و فضای مجازی نقد و بررسی می گردد ؛ در صورتی که اداره کل و اداره هر دو صلاحیت صدور بخشنامه را دارند و گاهی از این طریق برای شهروندان حق یا تکیف ایجاد می کنند . این دو خواسته یا ناخواسته این توان را دارند که مقررات دولتی را از درون تهی سازند یا برعکس برخی کاستی های آن را در مقام اجرا رفع نمایند .
بنابراین بررسی تصمیم مقام های اداری در هر جایگاهی که هستند از نظر امتیازات عادلانه شغلی واجد اهمیت است زیرا روند ابلاغ و اجرای مقررات در تمام مراحل تعریف شده مهم است .در هر مرحله ای امکان خروج از اهداف ترسیم شده وجود دارد . نباید همیشه نگاه مان متمرکز وزارتخانه باشد. بخشنامه یکی از مناطق آموزشی در اینجا مورد بررسی قرار می گیرد ، امیدوارم دوستان فعال و با تجربه در استان ها و شهرستان های مختلف به این بحث مهم ورود پیدا کنند و به غنای این بحث بیفزایند.
یقینا تعمیق این بحث ها به نفع معلمان و نظام آموزشی است . البته یک دستورالعمل اداری یا مصوبه داخلی گویای همه واقعیت های یک اداره نیست ، چه بسا احتمال دارد اداره در بخش های دیگر عملکرد موفقی داشته باشد .
بخشنامه ای به شماره داخلی ۱۲۵۳/۳۷۳۱۷/۱۰۹ در تاریخ ۲۵ خرداد ۹۵ از سوی معاونت محترم آموزش متوسطه شهرستان ملارد تحت عنوان “فرم سازمان دهی نیروها و کروکی ثبت نام دانش آموزان ” ارسال شده است . نخستین مطلبی که به ذهن متبادر می گردد این است که این بخشنامه در این تاریخ ارسال شده است زیرا کلاس های درس تعطیل شده اند و اکثر دبیران در مدارس حضور ندارند تا از مفاد آن مطلع شوند .در شهرستان ملارد فعلا از طریق اتوماسیون اداری هم معلمان نمی توانند از بخشنامه ها مطلع شوند . این امکان در انحصار مدیران و معاونان مدارس است .
شاید این سوال مطرح گردد که اطلاع یا عدم اطلاع معلمان اساسا چه اهمیتی دارد ؟
برای صدور ابلاغ دبیران موظف ، جدول زمانی در این بخشنامه تعیین شده که در صورت عدم مراجعه در تاریخ مقرر، تنبیهاتی پیش بینی شده است . به همین منظور در بخشی از این بخشنامه تاکید شده : « شایسته است حداکثر از تاریخ ۹۵/۴/۲۸ الی ۹۵/۴/۳۰جهت دریافت ابلاغ به مقاطع مراجعه نمایند و تبعات حاصل از عدم حضور دبیر در زمان های تعیین شده جهت صدور ابلاغ، صرفا متوجه ایشان خواهد بود و می بایست براساس نیاز آموزشی منطقه در هر مقطع و واحدی که لازم است، ابلاغ را دریافت نمایند.»
برخی نکات قابل تامل دیگر در این بخشنامه به اختصار عبارتند از :
۱- برخی از درس ها مانند اقتصاد ، آمادگی دفاعی ، رایانه ، زمان ابلاغ شان مشخص نیست. با این که در فرم ابلاغ کلی از این درس ها نام برده اند و از مدیران خواسته اند بر اساس این ابلاغ کلی برنامه درسی آموزشگاه را تدوین کنند . اگر درسی در برنامه مدرسه باید گنجانده شود چرا روز ابلاغ آن تعیین نمی گردد .
۲- از مدیران مدارس خواسته شده است تراز نیروهای خود را تا تاریخ ۲۷ خرداد ۹۵ به کارشناس آموزش متوسطه دوره دوم تحویل دهند ولی مشخص نیست این فرم تراز نیروها که به صورت کتبی به کارشناس متوسطه ارائه می گردد چه فایده ای دارند ؟
اگر دبیری در روز مقرر طبق برنامه اعلامی به مقطع متوسطه مراجعه کند و بر اساس همین تراز نیرو تقاضای ابلاغ نماید عملا این تقاضا هیچ اعتباری نخواهد داشت آن چنان که نگارنده چند بار شاهد آن بوده است زیرا بلافاصله به او خواهند گفت این تراز نیرو صرفا پیش بینی است مثلا مدیر مدرسه دقایقی قبل تلفنی پیغام داده است فعلا از پذیرش هر نوع ابلاغی معذور است . معلوم نیست اگر تراز نیرو اعتباری ندارد تعیین روز ابلاغ برای معلمان چه دلیلی دارد ؟ وقتی معلمی نمی تواند مدرسه دلخواه خود را انتخاب کند چرا باید روز مقرر به اداره مراجعه کند ؟
معلم در این حالت عملا به مدرسه ای به صورت غیر محسوس هدایت می شود یا این که به مدرسه ای خواهد رفت که قبلا خود رایزنی کرده است ، در واقع تعیین روز ابلاغ یک ظاهرسازی بیشتر نیست تا دبیران احساس کنند به حق انتخاب ایشان احترام گذاشته شده است و بازرس های وزارتخانه هم قانع شوند بخشنامه ها دقیقا اجرا می گردد .
۳- مدیران قادرند معلمان شاغل در مدرسه خود را به صورت کاملا دلبخواهانه کنار بگذارند و در سال آینده به مدرسه خود راه ندهند که در اصل همان تغییر اجباری محل کار است ؛ حتی با اندکی مسامحه می توانیم نوعی اخراج محدود تلقی کنیم . برای این تصمیم فقط یک شرط تعیین کرده اند که باید اسامی این معلمان به صورت کتبی در وقت تعیین شده به مقطع کارشناسی اعلام گردد .
مشخص نیست بر چه مبنایی این صلاحیت مطلق را به مدیران داده اند . چنین اختیاری حتی برای کارفرمایان بخش خصوصی که مالک کارگاه یا کارخانه هستند پیش بینی نشده است ؛چگونه یک مدیر مدرسه چنین صلاحیتی را پیدا کرده است ؟
۴- وقتی به مدیران این اختیار داده شده است که به صورت دلبخواهانه معلمان را به مدرسه خود راه ندهند در این حالت معلمان مطرود ، مستند به چه چیزی می توانند به این تصمیم اداری اعتراض نمایند ؟
اگر مسوولان به دنبال سازماندهی نیروهای آموزشی بر مبنای توانمندی و صلاحیت های حرفه ای هستند این گونه بخشنامه ها نه تنها این هدف متعالی را تحقق نخواهد بخشید بلکه باند بازی ، روحیه تملق و ناکارآمدی را افزایش خواهند داد .
واقعیت این است که در مناطق آموزشی ، اداره و مدیران مدارس دو قدرت مهم اند ؛ اگر این دو اهل انصاف نباشند معلمان به عنوان زیر دستان در بین این دو قدرت له خواهند شد.
معلمان شهرستان ملارد بعد از ۱۷ سال در سال ۹۴ امتیاز بندی شدند ، آن هم مشخص نشد چرا اکثر معلمان در همان مدرسه ای که سال قبل حضور داشتند باقی ماندند .
نباید پنداشت فرآیند صدور ابلاغ اهمیتی ندارد و نیازی به شفافیت در این زمینه نیست شفافیت در هر سازمانی از همین موارد به ظاهر کوچک آغاز می گردد .
فانوس
در روش قبلي آمايش سرزمين ( استاني - بومي ) جايگاهي نداشت/ توجه به نيازهاي هاي جامعه و ظرفيت هاي اقتصادي ، برنامه کلان امروز و آينده کشور در اين هدايت تحصيلي نقشي نداشت ! دانش آموزان به راه خود که البته به چاه خود مي رفتند و صنعت و خدمات به راه خود مي رفتند ! ( دو راه مستقل و مجزا )/ در روش فبلي حتي علاقه و استعداد دانش آموز هم در هدايت تحصيلي وي ، بي تأثير بود و دانش آموزان عمدتأ بر اساس جوˏ دور و بر خود و خانواده و جامعه رشته تحصيلي خود را انتخاب مي کردند/ در روش نوين ؛ نقش آموزش و پرورش در توليد ناخالص ملي افزايش مي يابد و آموزش و پرورش تلاش مي کند که خروجي آموزش و پرورش ، نيروي انساني متخصص و ماهر ˏمورد نياز بخش صنعت و خدمات باشد نه تحصيل کرده بيکار و بدون حرفه/ سيستم آموزش و پرورش به تدريج ارتقاء يافته است ولي مجلس دانش آموزي ،نهاد ارزشمند اولياء و مربيان ، نهادهاي مدني جامعه به ويژه نهادهاي مدني فرهنگيان به عنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين ، اصحاب رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسي در طول فرآيند ارتقاي آموزش و پرورش به حد لازم به اين موضوع نپرداخته اند