صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم  یکی از وزرای پیشین آموزش و پرورش، یک زمانی با توهم تربیت قرآنی ، شعار تأسیس مدارس قرآنی سر داد و به مدد نام مقدس قرآن، حرفش را به کرسی نشاند و طرحش را به تصویب رساند و برای آن طرح نسنجیده‌‌ی نافرجام، دستورالعمل‌ و آیین‌نامه تدوین شد و بودجه‌ تصویب شد و عوامل اجرایی تعیین شد و شرح وظایف تعریف شد و... برنامه این بود که مثلاً دانش‌آموزان، در شیفت مخالفِ همان مدارس رنگ و رو رفته‌ -که از آن گریزان بودند- حاضر شوند و همان قرآن را که در برنامه درسی‌ شان گنجانده شده بود، دوباره بخوانند.

او چندی بعد، از تأسیس و فعالیت ده هزار مدرسه قرآنی در سراسر کشور خبر داد اما دریغ از یک مورد!

حالا سرپرست وزارت آموزش و پرورش روز پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران « مثلث مدرسه، مسجد و خانواده » را تضمین کننده تربیت قلمداد کرده و برای نظام تربیتی بیمار کشور نسخه پیوند مدرسه با مسجد را تجویز کرده است.

او گفته است:

« با شهردار تهران تفاهم کردیم ۳۵۰ مدرسه را به ۳۵۰ مسجد پیوند بزنیم » .

وی در بخش دیگری از سخنان خود، به تجویز نسخه مکمل دیگری پرداخته که البته تازگی ندارد و طی چهل سال گذشته بی‌ اثر و بیهوده بودن و حتی مضر بودنش اثبات شده است.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

او گفته است: نزدیک به ۵۰ هزار مدرسه ما معاون پرورشی ندارند .

و تأکید کرده که جذب مربی پرورشی را باید در اولویت بگذاریم .

وی با طرح این پرسش متحیّرانه که: چه طور می‌شود مدرسه‌ای با ۵۰۰ دانش‌آموز داشته باشیم که مربی پرورشی نداشته باشد؟، از بزرگترین دل‌نگرانی خود در مجموعه درمانده‌ی تحت تصدی‌ اش این‌طور پرده برداشته است:

« توقع ما این است که کمک کنند در تمام مدارس، مربی پرورشی داشته باشیم. این شعار و سرلوحه فعالیت‌های آموزش و پرورش باید باشد. آن قدر که روی آموزش ایستادیم، روی پرورش نایستاده‌ایم » .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

وی هر چند حرف تازه‌ای نزده و سخنان خام و وهم آلود پوپولیسم حاکم بر آموزش و پرورش را تکرار کرده اما با توجه به اینکه هر ایده و سخنی که از موضع مسئولیت و قدرت مطرح می‌شود معمولاً مبنای تئوریکِ اقداماتی واقع می‌گردد و هزینه‌هایی به دنبال دارد، لازم است نکاتی چند - که البته همگان می‌دانند- به سمع و نظر ایشان و همفکران‌ شان برسد.

۱) گره زدن امر تربیت به کوک پیوند مدرسه با مسجد و دوک مربی پرورشی نشانگر این است که سرپرست وزارت آموزش و پرورش تصور درست و روشنی از مفهوم تربیت و مأموریت دستگاه تعلیم و تربیت ندارد. پروسه‌‌ هزاران وجهی تربیت در یک سطح سه گوش نمی‌گنجد.

تربیت، در تعبد و تقید دینی و عقیدتی خلاصه نمی‌شود که نقص و کاستی‌اش از طریق مسجد بر طرف شود بلکه گستره‌ای به وسعت تمام ساحت ها و شئونات زندگی را در برمی‌گیرد و نمی‌توان آن را به حصر مثلث روحانی مسجد و مربی پرورشی مدرسه و عضو ارشد خانواده درآورد.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

۲) قدمت مساجد در ایران بیش از هزار و چهار صد سال است و قدمت مدارس امروزی، به سختی به صد سال می‌رسد. دو نکته در این خصوص قابل توجه و تأمل است:

اول اینکه ایرانیان پیوند هزار و چهارصدوچهل ساله با مساجد دارند. پس سخن از چنین تفاهم و پیوندی کلاً نابه جاست. و اگر این پیوند هم اکنون کم‌ رنگ شده، علتش دولتی شدن مساجد و بسط بساط کاسبی در این مکان‌هاست.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

دوم اینکه اهداف و رسالت مسجد و مدرسه هر چند شباهت‌هایی دارند، تفاوت‌های زیادی هم دارند. به همان نسبت، ساختار و برنامه‌‌ و استراتژی و امکانات و کارکردشان بسیار متفاوت‌ است.

مدرسه در عمر کوتاه خود، ضمن اهتمام به همگانی کردن سواد خواندن و نوشتن و حساب کردن و توسعه آگاهی همگانی و بهداشت عمومی، سبب گسترش دانش تجربی و پیشرفت‌های شگرف علوم پزشکی و مهندسی و نجوم و صنعت و فناوری و اقتصاد و کشاورزی و هنر و ادبیات و ارتقاء سطح بهداشت و سلامت و رفاه شده است. همه‌ی اینها و هزاران دستاورد دیگر در جای جای جهان حاصل تربیتِ مدرسه‌ای هستند. چیزهایی که نه در حیطه وظایف مساجد است و نه در توان تیول داران مساجد و نه اولویت آنها و نه در پهنه‌ و افق چشم انداز آنها. پس تربیت نه آن است که آقای سرپرست تصور می‌کند و خیال می‌کند که با کوک زدن مدرسه به مسجد محقق می‌شود.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

 

۳) مردم تا زمانی که یقین داشته باشند مساجد نقش الهی-انسانی خود را منزه از فریب و ریا و به دور از حاشیه ایفا می‌کنند، پیوندشان با آنها ناگسستنی خواهد بود. چطور می‌شود مدارسی با ۵۰۰ دانش‌آموز، پزشک و روانشناس و مشاور و مربی بهداشت نداشته باشند؟

آنچه جایگاه کاریزماتیک مساجد در حفظ و حراست از آیین‌های عبادی و الهی-انسانی را مخدوش کرده، رفتارهای پوپولیستی و کاسب‌کارانه صاحب منصبان بوده است.

لذا بهتر است آقای سرپرست به وظایف اصلی خود بپردازد و با نام و پرچم مساجد، برای دستگاه تعلیم و تربیت حاشیه نسازد.

۴) برای اجرایی کردن چنین تفاهم‌ نامه‌ای یا باید مدرسه را به مسجد برد و یا باید مدرسه را مسجد کرد. امید است که کار صحرایی و زاکانی گامی برای مدرسه زدایی نباشد.

۵) شهرداری، تیول‌ دار مساجد نیست. اگر بنا بر پیوند مدارس و مساجد بوده باشد، سازمان اوقاف، به مساجد نزدیکتر از شهرداری‌ست. اگر شهرداری در مورد تربیت کودکان و نوجوانان احساس مسئولیت می‌کند، سهم آموزش و پرورش را از عوارضی که از مردم می‌گیرد، بپردازد. بستر تفریح و تفرج دانش‌آموزان را در سطح شهر و فضای فقر زده‌ی مدارس فراهم کند. مسیر رفت و آمد دانش‌آموزان را ایمن و روان سازد.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

۶) اگر در این مقطع زمانی کیفیت کار مدارس تنزل یافته و در امر تربیت کم توفیق‌اند و خروجی رضایت بخشی ندارند، علتش تضعیف سیستماتیک و همه جانبه‌ی آموزش و پرورش با قطع بودجه مدارس و تحمیل فقر مالی به آنها و حذف مراکز تربیت معلم و تخصص زدایی از فرایند تربیت نیروی انسانی و نگه داشتن معلمان در زیر خط فقر و واداشتن آنان به شغل‌های چندگانه و تهی کردن برنامه آموزشی مدارس از رویکردهای تجربی و قبض زمین و زمان آموزش است. تربیت، در تعبد و تقید دینی و عقیدتی خلاصه نمی‌شود که نقص و کاستی‌اش از طریق مسجد بر طرف شود بلکه گستره‌ای به وسعت تمام ساحات و شئونات زندگی را در برمی‌گیرد و نمی‌توان آن را به حصر مثلث روحانی مسجد و مربی پرورشی مدرسه و عضو ارشد خانواده درآورد.

۷) آقای مراد صحرایی!

اگر به دنبال وصل ارتباطات گسسته مدرسه با محیط پیرامون هستید، بدانید که؛

* ارتباط مدرسه با تمام ساحت‌های زندگی واقعی و اقتضائات دنیای مدرن قطع شده است.

* مدرسه را به جامعه پیوند بزنید .

* به کتابخانه پیوند بزنید .

* به طبیعت پیوند بزنید .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

* به مزارع، جنگل‌ها، رودها، کوه ها،دشت‌ها، معادن،... پیوند بزنید .

* به کارخانه‌ها و کارگاهها پیوند بزنید .

* به هنر پیوند بزنید .

* به ادبیات پیوند بزنید .

* به موسیقی پیوند بزنید .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

* به آزمایشگاه شیمی پیوند بزنید .

* به آزمایشگاه فیزیک پیوند بزنید .

* به آزمایشگاه زیست شناسی پیوند بزنید .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

* به محیط زیست پیوند بزنید . آخر مربی پرورشی مد نظر شما از عهده انجام کدام وظیفه بر جای مانده در مدرسه می‌تواند برآید؟

* به جغرافیا پیوند بزنید .

* به دنیای پزشکی پیوند بزنید .

* به نجوم پیوند بزنید .

* به مهندسی پیوند بزنید .

* به جاده‌ها و سیستم حمل و نقل پیوند بزنید.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

* به دنیای صنعت و فن آوری پیوند بزنید .

* به صنایع دستی پیوند بزنید  .

* به مهارت‌های زندگی پیوند بزنید .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

* به زندگی پیوند بزنید .

* به مافیای تقسیم بودجه پیوند بزنید .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

گفته‌اید که چه طور می‌شود مدرسه‌ای با ۵۰۰ دانش‌آموز داشته باشیم که مربی پرورشی نداشته باشد؟

آخر مربی پرورشی مد نظر شما از عهده انجام کدام وظیفه بر جای مانده در مدرسه می‌تواند برآید؟

چرا نمی‌پرسید؛

چطور می‌شود مدارسی با ۵۰۰ دانش‌آموز، پزشک و روانشناس و مشاور و مربی بهداشت نداشته باشند؟

چطور می‌شود ۳۵ الی ۴۵ دانش‌آموز را در کلاسهای ۳۰-۴۰ متر مربعی روی هم انباشت و انتظار آموزش و تربیت داشت؟

چطور می‌شود معلم را زیر خط فقر نگاه داشت و وی را الگوی دانش‌آموز پنداشت؟

چطور می‌شود کارگاه و آزمایشگاه و کتابخانه و گردش علمی و فعالیت تجربی را از مدرسه گرفت و باز هم نام آن را مدرسه گذاشت؟

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

۸) « آموزش » و « پرورش » دو مقوله جدا از هم نیستند. آموزش‌ها، جوانه‌های پرورش‌اند. اگر به جوانه‌ها فرصت رشد و شکوفایی و تکرار و تکثیر و تمرین و ممارست داده شود، تبدیل به محصول می‌شوند. آنچه به تربیت ختم نمی‌شود، « شبه آموزش » است. حذف « آموزه‌های مخلّ » و بسط زمان و زمین آموزش، به تحقق تربیت می‌انجامد.

لاف پیوند مدرسه و مسجد، به سخره‌ گرفتن مظلوم‌ ترین واژه و سوژه‌ی دستگاه تعلیم و تربیت یعنی همان لفظ « تربیت » و سوژه تربیت (نفس تربیت و نفوس میلیونی دانش‌آموزان) است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

درخواست برای شفاف سازی و پاسخ گویی در مورد مدارس مسجد محور در صدای معلم

در تاريخ 17 / 2 / 1402 در سالن اجتماعات سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي، نشستي تحت عنوان«چسيتي و چرايي مدارس مسجدمحور» برگزار شد.

در اين نشست آقايان حسينعلي ديلم و محمدهادي كرباسچي تلاش كردند مدارس به اصطلاح مسجد محور را معرفي كنند.

سخنان اين دو سخنران به ايجاد سئوال‌هاي متعدد در اذهان شركت كننده‌ها منجر شد. از جمله، واقعي بودن وجود اين مدارس، مبناي قانوني تشكيل اين مدارس، اساسنامه و آئين نامه اجرايي اين مدارس، هويت دانش‌آموزان و كاركنان اين مدارس، دامنه فعاليت و برنامه درسي اين مدارس، ارتباط اين مدارس با وزارت آموزش و پرورش، سابقه فعاليت و  توزيع جغرافيايي اين مدارس، ساختار و تشكيلات سازماني اين مدارس؟

ادعاهاي عجيب و غريب و غير مستند توسط آقايان حسينعلي ديلم و محمدهادي كرباسچي مطرح شد كه نيازمند راستي آزمايي است.

درخواست برای شفاف سازی و پاسخ گویی در مورد مدارس مسجد محور در صدای معلم

شماره 97 نشریه فرهنگی، تشکیلاتی «حلقه‌وصل» در شماره جدید خود به مساله مهم تربیت و آموزش پرداخته و با نگاهی به سیستم آموزش و پرورش، الگوی مدارس مسجدمحور را مورد بررسی قرار داده است.

آيا طرح مدارس مسجد محور با حلقه وصل ارتباط تشكيلاتی دارد؟

صرف نظر از ادعاهاي غيرمستند و مفهوم ناهمساز عبارت «مدرسه مسجدمحور»، انتظار داريم دبير محترم شوراي عالي آموزش و پرورش در خصوص پديده/ ادعا روشنگري كرده و جايگاه قانوني مدارس مورد ادعا را تصريح كند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست برای شفاف سازی و پاسخ گویی در مورد مدارس مسجد محور در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

استاندار بوشهر:

« همه معلمان باید بسیجی باشند. نباید معلم غیر بسیجی در استان وجود داشته باشد » .

سردار احمد محمدی‌زاده، استاندار بوشهر می‌افزاید:

« معلمی موفق است که بسیجی باشد و با تفکر بسیجی به فعالیت‌های دانش‌آموزان توجه کند. با مشارکت سپاه استان بوشهر باید شرایطی فراهم شوند که تمام ۱۱ هزار معلم آموزش و پرورش استان بوشهر عضو بسیج معلمان شوند و در برنامه‌های آموزشی، اردویی و رزمایش‌های سپاه شرکت کنند تا ضعف‌های حوزه فرهنگی در این دستگاه به این صورت جبران شود » .

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

مرور چند نکته در خصوص سخنان استاندار بوشهر خالی از لطف نیست :

اکثر متولدین دهه چهل و پنجاه به خاطر وضعیت جنگ تحمیلی و سایر تهدیداتِ این کهن مرز و بوم‌ سر و سری عمدتا داوطلبانه با بسیج (حضور در جبهه، بسیج محله، مدرسه و دانشگاه و...) داشته و چه بسا دارند. لذا مسئله معلمان عضویت یا عدم همکاری با بسیج و به خصوص فلسفه اولیه تشکیل آن نیست.

بحث ما، نوع نگرش، نسخه دستوری، تحکمی و آمرانه یک استاندار نظامی در حوزه مسائل پیچیده و استراتژیک حوزه نرم فرهنگی است. مطمئنم اکثر فرهنگیان اگر احساس می‌کردند با عضویت در بسیج مشکلات ساختاری/حاکمیتی و معضلات چندلایه ذی‌نفعان دستگاه تعلیم و تربیت حل و فصل خواهد شد داوطلبان به این کار دست یازیده و چه بسا قبل از تشرف به کلاس درس، در پادگان از جلو سردار محمدزاده‌ها رژه می‌رفتند. تربیت ما شعار زده است واقعیت این است که تربیت این نسل بیش از سخنان زیبا، نیازمند مشارکت کودکان و نوجوانان در فراهم آوردن موقعیت های آموزشی، کاهش تمرکز گرایی، افزایش مدرسه محوری، و بهره گیری از تجربیات جهانی اس

استانداری پستی کاملا سیاسی است. استاندار به عنوان رئیس جمهور استان باید فرابخشی عمل کرده و البته بر حوزه‌های مختلف اشراف داشته باشد.

احتمالا اطلاعات استاندار نظامی از چرایی و چیستی دستگاه تعلیم و تربیت، مشابه اطلاعات منِ معلم خبرنگار از کم و کیف نظام و نظامی‌ گری است.برای اطلاع ایشان گوشه‌ای از مشکلات زیرپوستی آموزش و پرورش را لیست می‌کنیم تا خود قضاوت کنند آیا با شرکت در دوره‌های بسیج و پوشیدن لباس رزم این مشکلات حل شدنی است؟

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

چالش‌های حوزه تعلیم و تربیت:

- تربیت در ایران گلخانه‌ای، ایزوله و بدون توجه به تنگناهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌ موجود در کشور است. در حال حاضر ؛ تفکر انتقادی بزرگترین غایب سیستم آموزشی کشور است.

- از منظری دیگر تربیت ایدئولوژیک و انتزاعی است لذا به شدت آمرانه،عمودی و انعطاف ناپذیر، دستوری و مونولوگ است. مفاهیم آموزش و پرورش ما بیشتر آخرت گرایانه، حافظه محور، غیرکاربردی و  تکلیف محور است.

- تربیت ما شعار زده است واقعیت این است که تربیت این نسل بیش از سخنان زیبا، نیازمند مشارکت کودکان و نوجوانان در فراهم آوردن موقعیت های آموزشی، کاهش تمرکز گرایی، افزایش مدرسه محوری، و بهره گیری از تجربیات جهانی است.

- تربیت در کشور طبقاتی ، ناعادلانه و تبعیض آمیز است.اصول مصرح در قانون اساسی معطوف به رایگان بودن آموزش و پرورش بایکوت و بایگانی شده است.

- تربیت ما غیرکاربردی و حافظه‌ محور است. مفاهیم و مطالب کتب درسی عمدتا کهنه و بیگانه با انتظارات بازار کار بوده و فرسنگ ها از واقعیت‌های ساری و جاری کف جامعه و مختصات شهروند جهانی هزاره سوم فاصله دارد.

- « تربیت امری منقطع از تجربیات سیاسی اجتماعی نیست.اگر دهه شصتی ها و هفتادی‌ها در آوردگاه جنگ و اصلاحات جامعه پذیر شدند ولی دهه هشتادی‌ها با جغرافیای ذهنی (فردگرایی، جهان‌ اندیشی، سنت‌گریزی و اقتدار‌ستیزی) در معرض دیجیتالی شدن زندگی روزمره و انقباض ساخت سیاسی در کشور قرار داشته‌اند. به دلیل غیبت روشنفکران نیز فضایی برای تحولات عمیق معرفتی شکل نگرفته است » .

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

- سهم آموزش و پرورش از بودجه از ۲۵ درصد اوایل انقلاب به زیر ده درصد تنزل یافته است. خرج کردن در آموزش و پرورش برباد دادن بودجه نیست بلکه سرمایه‌گذاری در آتیه کشور است.آموزش و پرورش سازمانی مصرفی نیست ؛ دستگاه مادر برای تولید اندیشه و تکثیر مهارت‌های زندگیست. تربیت عرصه آزمون و خطا و جولانگاه کوتوله‌ها نیست. در حال حاضر ؛ تفکر انتقادی بزرگترین غایب سیستم آموزشی کشور است.

- توسعه کشور منوط به توسعه آموزش و پرورش است و البته توسعه دارای اصول مشترک (رشد اقتصادی،اجماع داخلی، افزایش سرمایه گذاری، دسترسی به بازارهای جهانی) با مدل‌های متفاوت است توسعه خطی و تصادفی نیست. امری ناگزیر، قطعی و برنامه‌ محور است.

 در پایان استاندار بوشهر را با بخش‌هایی از شعر بانوسیمین بهبهانی تنها می‌گذارم :

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

« ....آزادی تنها این نیست که بانوان خرمن گیسو در باد افشان ﮐﻨﻨﺪ.

آزادی تنها این نیست که تو با جفت خود در خیابان آزادانه قدم بزني.

آزادی تنها این نیست که تو نیمه شب.... در کنار زاينده رود غزل بخواني

اینها ابتدائی‌ترین حقوق انسانی‌ است.

آزادی این است که نه، تو به زور در پی‌ نوشاندن شربت کوثر به من باشی،‌ و نه من به زور در پی‌ بخشیدن لذت شراب به تو .

آزادی این است که نه دین تو بر من حکم براند نه من تو را بی‌ دین بخواهم.

آزادی این است که نه تو مرا با بی‌ دینی من تکفیر کنی، و نه من تو را با دین تو تحقیر .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

آن چه در زیر می آید ؛ گزیده ای از کتاب « آمیزش افق ها : منتخباتی از آثار داریوش شایگان » می باشد که توسط « محمد منصور هاشمی » گزینش و تدوین گردیده است .

این کتاب در سال 1388 توسط نشر فروزان روز منتشر شده است .

منتشرشده در معرفی کتاب

گروه رسانه/

آن چه در زیر می آید ؛ گزیده ای از کتاب « آمیزش افق ها : منتخباتی از آثار داریوش شایگان » می باشد که توسط « محمد منصور هاشمی » گزینش و تدوین گردیده است .

این کتاب در سال 1388 توسط نشر فروزان روز منتشر شده است .

منتشرشده در دیدگاه

تحلیلی بر جایگاه موسیقی در مدرسه و مدرسه نه جای سلام فرمانده است و نه ساسی مانکن و نه گانگستر آمل در صدای معلم

خرد افسر شهریاران بود                خرد زیور نامداران بود

خرد زنده ی جاودانی شناس         خرد مایه زندگانی شناس

خرد رهنمای و خرد دلگشای         خرد دست گیرد به هر دو سرای

ازو شادمانی و زومردمیست          ازویت فزونی و زویت کمیست

( حکیم ابوالقاسم فردوسی )

 

سکانس 1 :

معلم هنرمندی در کلاس کوچکش و با هنر بی بدیلش برای دانش آموزان در حال نواختن آهنگ « ای ایران » است و شاگردان با او هم خوانی می کنند .

سکانس 2 :

 « حس خوب دانش آموزان اهل سوریه به همراه معلم خود که به رقص و شعرخوانی پرداختند!

در شروع سال تحصیلی جدید ( دو سال پیش و در میانه ی جنگ و کرونا )، ویدئویی از یک کلاس درس دانش آموزان سوری در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که شور و حال خاصی دارد.

در این کلاس درس سوری، معلم به همراه دانش‌آموزان با شادی شعر می‌خواند و حرکات موزونی انجام می‌دهد ..

ترجمه شعری که این دانش‌آموزان به همراه معلم خود می خوانند به این شرح است که :

من انسانی هستم که احساس دارم. همیشه پنج حس را دارم. با بینی گلها رو بو می‌کشم. با دست چهره پدر بزرگ رو لمس می‌کنم، با چشمها تلویزیون می‌بینم. با گوشهایم صدای ترانه گنجشک ها را می‌شنوم زمانی که به دورم می‌چرخند، و با زبانم شیرینی را می‌چشم و با آن تنم قوی می‌شود.

سکانس 3 :

در مدرسه ای و در شهر اصفهان ، برای دانش آموزان دختر تابوت گردانی می شود .

« نرگس کارگری » خبرنگار صدای معلم ضمن تهیه گزارشی به این حرکت مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان و مدیر ناحیه ی متبوعش اعتراض می کند .

پس از چندی ، این خبرنگار و معلم شاغل لغو ابلاغ می شود . (این جا )

تحلیلی بر جایگاه موسیقی در مدرسه و مدرسه نه جای سلام فرمانده است و نه ساسی مانکن و نه گانگستر آمل در صدای معلم

سکانس 4 :

معلم قائم شهری در کلاس برای دانش آموزان اش آهنگ «گنگستر شهر آمل» را پخش می کند و آن را در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارد . جامعه ایران اگر بتوان مختصات یک جامعه را بر آن اطلاق کرد آمیزه ای از « افراط و تفریط » ها شده است .

مقامات آموزش و پرورش برای آن چه آن را « اشاعه موسیقی مبتذل » می خوانند اخراجش می کنند و حتا تهدید به لغو مجوز مدرسه غیرانتفاعی .

موافقان این حرکت خانم معلم ضمن حمایت از این حرکت آن را « تبلور مدرسه شاد و با نشاط » می خوانند .

در بخشی از این آهنگ محلی که توسط معلم قائم شهری برای دانش آموزان پخش شده و بچه ها نیز هم خوانی می کنند کلماتی این چنین به گوش می خورد :

«اگه تو یار من نباشی من گانگستر شهر آمل میشم و عرق سگی می خورم و مست الکل میشم ...! »

تحلیلی بر جایگاه موسیقی در مدرسه و مدرسه نه جای سلام فرمانده است و نه ساسی مانکن و نه گانگستر آمل در صدای معلم

هر چه با خود اندیشیدم که پیام این آهنگ که برای دانش آموزان توسط این معلم جوان پخش شده چه بوده و اساسا این معلم با چه انگیزه و قصدی آن را با دانش آموزان اش بازخوانی کرده است ... به آن نرسیدم ؟ واقعا چنین مدلی برای مدرسه شاد را در کدام کشور می توان سراغ گرفت ؟

در کشورهای توسعه یافته حتی فیلم ها را هم بر اساس سن کودکان طبقه بندی می کنند و البته والدین هم در این زمینه نظارت لازم را انجام می دهند .

اما وقتی این صحنه ها را در کنار هم قرار می دهیم نخستین نکته ای به ذهن می رسد چه می تواند باشد ؟

جامعه ایران اگر بتوان مختصات یک جامعه را بر آن اطلاق کرد آمیزه ای از « افراط و تفریط » ها شده است .

تحلیلی بر جایگاه موسیقی در مدرسه و مدرسه نه جای سلام فرمانده است و نه ساسی مانکن و نه گانگستر آمل در صدای معلم

آیا این نمی تواند مورد تامل و مداقه قرار گیرد زمانی که در مدرسه که به قول فیلسوفان تعلیم و تربیت باید محلی برای زندگی و تجربه باشد و دانش آموزان می باید در آن مهارت های زندگی را تجریه کنند عده ای بر اساس افکار عقب مانده و روان پریش خود اقدام به تابوت گردانی در مدرسه می کنند معلمی هم پیدا شود که برای شاد کردن مدرسه در جهت عکس آن آهنگ کوچه بازاری را برای دانش آموزان بگذارد و شادی کنند ؟ ( حتی قوانین فیزیک مانند قانون سوم نیوتن هم این فرضیه را تایید می کنند )

تحلیلی بر جایگاه موسیقی در مدرسه و مدرسه نه جای سلام فرمانده است و نه ساسی مانکن و نه گانگستر آمل در صدای معلم

آن کنش بدون تردید این واکنش را در پی خواهد داشت .

و نکته مهم داخل پرانتز آن که رسانه ای مستقل و منتقد به این گونه حرکات اعتراض می کند و مرتکبان این گونه اقدامات ضد آموزشی و ضد تربیتی به جای عذرخواهی رسانه منتقد را متهم به « سیاسی کاری » می کنند .

در واقع ؛ آوردن تابوت در مدرسه کاری سیاسی و یا ایدئولوژیک نیست اما اگر رسانه ای و یا فردی به آن انتقاد کند می شود سیاسی کار .

تحلیلی بر جایگاه موسیقی در مدرسه و مدرسه نه جای سلام فرمانده است و نه ساسی مانکن و نه گانگستر آمل در صدای معلم

مبنای برخورد نظام آموزشی ایران و تصمیم گیرندگان و سیاست گذاران آن با مفاهیم نوینی مانند « موسیقی » بر چه اصولی و برنامه ی کار ( Platform ) استوار است ؟ در کشورهای توسعه یافته حتی فیلم ها را هم بر اساس سن کودکان طبقه بندی می کنند و البته والدین هم در این زمینه نظارت لازم را انجام می دهند .

این تخاصم و اصطکاک تا کجا و تا کی باید ادامه پیدا کند زمانی که هنوز زبان مشترکی میان راس هرم و قاعده آن حاصل نشده و این وضعیت فقط و در نهایت به اتلاف منابع ،در جار زدن و نابودی سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی ختم خواهد شد .

طبیعی است وقتی که « موسیقی » هنوز در این نظام ایدئولوژیک در عداد « خط قرمزها » است و جای هنرمندان واقعی و موسیقی اصیل ایرانی در مدرسه تهی است و سخن گفتن در مورد آن هنوز « تابو » به شمار می رود ؛ راه برای ورود موسیقی های  بی اصل و نسب باز خواهد شد چرا که هدف فقط صرفا زورآزمایی  و رو کم کنی است و کنش های « خردورزانه » که باید در مدرسه و در فرایند آموزش آموخته و تمرین شود جای خود را به « پوپولیسم » و « لمپنیسم » می دهد و معلم حرفه ای کسی است که راوی و اشاعه گر آن نباشد و در این ورطه نلغزد .

تحلیلی بر جایگاه موسیقی در مدرسه و مدرسه نه جای سلام فرمانده است و نه ساسی مانکن و نه گانگستر آمل در صدای معلم

مدرسه نه جای سلام فرمانده است .

مدرسه نه جای ساسی مانکن و تتلو و... است .

مدرسه نه جای گنگستر آمل است .

مدرسه ، مدرسه است با همه خوبی ها ، زیبایی ها و کمبودهایش .

حریم مدرسه را پاس بداریم .

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

فرهنگ نقد و نقدپذیری از مؤلفه‌ها و پیشران‌های اصلی یک جامعه انسانی پیشرفته است، ولی جای خالی این اصل مهم در کشور ما حس می‌شود. برای بررسی هرچه بیشتر این موضوع باید پای سخنان کارشناسان و صاحب‌نظران علوم انسانی نشست و درباره راهکارهای پایه‌ریزی این فرهنگ گفت‌وگو کرد.

ایکنا در ادامه سلسله‌گفت‌وگوهای خود در مورد فرهنگ نقد و نقدپذیری، به سراغ مقصود فراستخواه، استاد جامعه‌شناسی و برنامه‌ریزی توسعه آموزش عالی در مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی رفته و با او در این باره گفت‌وگو کرده است.

فراستخواه تألیفات متعددی در زمینه‌های قرآنی، علوم اجتماعی، دین و.. دارد که از جمله آثار او می‌توان به کتاب‌‌های «زبان قرآن»، «تدبری در آیات قرآنی»، «دین و جامعه»، «ما ایرانیان» و «مسئله ایران» اشاره کرد.

در ادامه مشروح قسمت اول این گفت‌وگو را می‌خوانیم و می‌بینیم.

منتشرشده در آموزش نوین

گروه گزارش/

گزارش انتقادی و تحلیلی صدای معلم از عملکرد گزیننش در آموزش و پرورش و شفافیت عملکرد

پیش تر ؛ « صدای معلم » در گزارشی با عنوان « "گزینش عالمانه و هوشمندانه "یعنی چه ؟ دستاورد گزینش در بیش از 40 سال گذشته برای آموزش و پرورش چه بوده است؟ » پرسش هایی را خطاب به «سید امیر محمد خرازانی»، دبیر هیأت مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش مطرح کرد . ( این جا )

این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران پرسید :

« نخستین پرسش « صدای معلم » از دبیر هیئت مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش این است که « گزینش  عالمانه و هوشمندانه » یعنی چه ؟

گزارش انتقادی و تحلیلی صدای معلم از عملکرد گزیننش در آموزش و پرورش و شفافیت عملکرد

البته این سخن درستی است و همه آن را می پذیرند اما لازم است که شفاف سازی شده و به صورت عملیاتی تعریف شود .

آیا معیارهای ایدئولوژیکی که نا کارآمدی آن ها در بیش از چهار دهه گذشته به اثبات رسیده است مورد توجه ایشان و تصمیم گیرندگان می باشد ؟ » این گونه کلی گویی ها قرار است چه مشکلی از این نظام آموزشی ورشکسته را حل کند ؟

البته پاسخی از سوی این مقام مسئول به پرسش ها و دغدغه ها داده نشد .

به تازگی مدیرکل دبیرخانه هیات مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش در یک نشست خبری موضوعات و مسائلی را مطرح کرده است . ( این جا )

گزارش انتقادی و تحلیلی صدای معلم از عملکرد گزیننش در آموزش و پرورش و شفافیت عملکرد

مدیرکل دبیرخانه هیات مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش چنین می گوید :

« در تلاش هستیم تا در فرایندها و روش‌های گزینش تغییراتی ایجاد کنیم؛ زیرا در سال‌های گذشته، این روند سنتی بوده و از کاغذ استفاده می‌کردیم، اما حالا به دنبال استفاده از هوشمندسازی هستیم و قصد داریم از فرایند ارزیابی سنتی عبور کرده و از فن آوری‌های جدید استفاده کنیم .

وی با اشاره به این موضوع که هیات گزینش به دنبال گزینش شیشه‌ای است، بیان داشت: قانون گزینش، محرمانه نیست و ضوابط جذب معلم است و مکلفیم قوانین را رعایت کنیم » .

شاید این نخستین بار است که یک مقام مسئول در تشکیلات گزینش وزارت آموزش و پرورش اقدام به برگزاری « نشست رسانه ای » می کند اما در خبر مشخص نیست کدام رسانه ها دعوت شده اند و در پرتال وزارت آموزش و پرورش نیز تصاویری از این نشست منتشر نشده است .

گزارش انتقادی و تحلیلی صدای معلم از عملکرد گزیننش در آموزش و پرورش و شفافیت عملکرد

 به صورت دقیق و شفاف مشخص نیست  منظور مدیرکل دبیرخانه هیات مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش از « گزینش شیشه ای » چیست اگر معادل این واژه را همان « اتاق شیشه ای » در نظر بگیریم . اساسا آیا تشکیلات گزینش که مقام مسئول آن سخن از « گزینش شیشه ای » می راند آیا گردش کار در این واحدها از « قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات » تبعیت می کند ؟

این که یک مدیر و یا مسئولی نشست خبری بگذارد اما رسانه های هم سو دعوت شوند که وارد حوزه های چالشی نشوند و در پایان این گونه نشست های نمایشی به عنوان بیلان و یا عملکرد آن واحد بزرگ نمایی شود نامش نشست خبری نیست و این چیزی نیست که از دید افکار عمومی هوشمند پنهان بماند .

هوشمند سازی در سازو کار گزینش که معیارهای آن برگرفته از آموزش و پرورش ایدئولوژیک بوده و هنوز برای نظام آموزشی ایران ، « معلم حرفه ای » مفهوم سازی نشده است چه معنا و مناسبتی دارد ؟

آیا مشکل نظام گزینش ما این است که فرضا به جای کاغذ از ابزار دیگری استفاده شود و یا آن مسائل و چالش های دیگری در این حوزه مطرح هستند ؟

این گونه کلی گویی ها قرار است چه مشکلی از این نظام آموزشی ورشکسته را حل کند ؟

گزارش انتقادی و تحلیلی صدای معلم از عملکرد گزیننش در آموزش و پرورش و شفافیت عملکرد

پرسش « صدای معلم » آن است که اگر معلمی مطابق معیارهای هسته های گزینش که خیلی شفاف و علمی نیستند رد شود آیا در همان اداره آموزش و پرورش متبوع نامه و یا عریضه ی وی ثبت می گردد ؟

اساسا آیا تشکیلات گزینش که مقام مسئول آن سخن از « گزینش شیشه ای » می راند آیا گردش کار در این واحدها از « قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات » تبعیت می کند ؟

این ها پرسش هایی هستند که پاسخ اقناع گرانه و مسئولیت پذیری در برابر عملکرد می تواند درجه صداقت و مقبولیت متصدیان امر را اثبات کند .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش انتقادی و تحلیلی صدای معلم از عملکرد گزیننش در آموزش و پرورش و شفافیت عملکرد

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

پرسش ها و درخواست صدای معلم از سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برای ارائه تعریف دقیق از گفتمان بسیج

پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )

« سازمان پژوهش و برنامه ريزی آموزشی به مناسبت هفته گرامی داشت بسیج، مطالب مرتبط با این شجره طیبه در کتاب‌های درسی را اعلام كرد.

به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش‌ و پرورش، تحقق اهداف وآرمان‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، در هر عرصه‌ای، اعم از سیاسی، اقتصادی، نظامی و... نیازمند اتکا به فرهنگ پیشرو، قوی و اقتدارآفرین است، فرهنگی که بتواند کشور را از خطرهای احتمالی برهاند و زمینه‌ساز استفاده مناسب از فرصت‌ها گردد.

 گفتمان بسیج که دارای تفکری آسمانی است و شالوده اصلی آن مردم پایه می‌باشد، ریشه در باورهای انقلابی‌، اسلامی و ملی ایران دارد‌. تفکر و اندیشه بسیجی، تفکری عقلانی-وحیانی، حکیمانه و عارفانه است که به دستور معمار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) تبیین و دستور تشکیل آن صادر گردیده است و مقام معظم رهبری آن را تضمین کننده حرکت انقلاب و عامل تفوق بر تحولات کشور می‎دانند.

پرسش ها و درخواست صدای معلم از سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برای ارائه تعریف دقیق از گفتمان بسیج

سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی در تألیف کتاب‌های درسی به این مهم آگاه بوده و تلاش کرده در قالب‌های مختلف آموزشی قدم‌هایی را برای ترویج این گفتمان بلند بردارد.

بخش از این محتواهاي فرهنگ بسيج در كتاب‎هاي درسي شامل: بسیج مدرسه‌ی عشق/تعریف بسیج، تصاویر بسیجیان در دفاع مقدس و فعالیت‌های بسیج در دوران بعد از دفاع مقدس در کتاب آمادگی دفاعی پایه نهم/ آشنایی با بسیج، ضرورت تشکیل بسیج از دیدگاه قرآن، آرم سازمان بسیج مستضعفین در کتاب آمادگی دفاعی پایه دهم و دوازدهم/درس روان خوانی: آقا مهدی (خاطره‌ای از شهید مهدی باکری) در کتاب فارسی پایه هشتم /سازمان بسیج دانش آموزی در فارسی نهم است . »

- مشخص نیست کدام فرد و یا بخش در سازمان پژوهش و برنامه زیزی آموزشی این جملات را بیان کرده است ؟

آیا این مواضع روابط عمومی است و یا رئیس این سازمان آن ها را بیان کرده است ؟

تاکنون « صدای معلم » پرسش هایی را در قالب گزارش های مستند خطاب به « سازمان بسیج فرهنگیان » مطرح کرده اگرچه تاکنون پاسخی دریافت نکرده است :

پرسش ها و درخواست صدای معلم از سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برای ارائه تعریف دقیق از گفتمان بسیج

- " خبرگزاری فارس تاکنون در مورد پرسش های گروه صدای معلم پاسخ گو نبوده است " ؛ « سازمان بسیج فرهنگیان » هم به گزارش صدای معلم واکنش نشان داد ! ( این جا )

- " این رسانه پیش تر و به دفعات خواهان برگزاری نشست رسانه ای نهادهایی مانند سازمان بسیج فرهنگیان ، گزینش ، ستاد همکاری حوزه علمیه و وزارت آموزش و پرورش ، صندوق ذخیره فرهنگیان و... به منظور پاسخ گویی به افکار عمومی و حوزه عمومی بوده است " ؛ پرسش های " صدای معلم " از رییس سازمان بسیج فرهنگیان کشور ( این جا )

- سازمانی که در 20 سال گذشته حتا یک بار در مورد عملکرد خود به « حوزه عمومی » پاسخ گو نبوده چگونه سخن از کاهش شکاف و فاصله میان « صف » و « ستاد » می راند ؟ ؛ سازمان بسیج فرهنگیان تعریف دقیق خود را از " مطالبات معلمان " و " مطالبه گری " بیان کند ( این جا )

  و اما پرسش این « رسانه ی تحلیلی و منتقد در حوزه ی آموزش» از سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی آن است که به صورت دقیق ، مستند و تحلیلی ویژگی ها و مختصات گفتمانی که آن را « گفتمان بسیج » می داند و می خواند را در شرایط اجتماعی و سیاسی حاضر توضیح داده و آن را شفاف سازی نماید .

گفتمانی که بسیج در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به وجود آمده و بر اساس آن شکل گرفت منبعث از مفاهیمی مانند « استقلال » و « آزادی » بود که با مشارکت عمومی و توسط « مردم » به صورت خودجوش پایه گذاری گردید .

اما آیا بسیج امروز همان بسیج دیروز است ؟

آیا این گفتمان همان عصاره برخاسته از آرمان ها و ارزش های عمومی بود که بر علیه استبداد و اختناق شاه صورت گرفت ؟

آیا مردم ایران در حال حاضر همین برداشت و پندار را از کارکرد و رویکرد بسیج دارند ؟ نیرویی در ابتدای انقلاب اسلامی برای سازندگی و آبادانی کشور تشکیل شد اما در حال حاضر ساختاری نظامی پیدا کرده و به بودجه و اعتبارات دولتی وابسته است ؟

پرسش ها و درخواست صدای معلم از سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برای ارائه تعریف دقیق از گفتمان بسیج

بسیج مدرسه عشق است

میرحسین موسوی در کنفرانس مطبوعاتی ۱۷ فروردین ماه ۱۳۸۸ گفت : ( این جا )

«من برای خودم غیر درست نمی کنم و این گونه نیست که سریع خط قرمز بکشم و افراد را به غیر نظام یا خودی و غیر خودی تبدیل کنم . من با اصلاح طلبان و اصولگرایان ارتباط قوی دارم و گفتم من اصلاح طلبی هستم که دایم به اصول رجوع می کنم و دستم را به کسانی که قانون، اصول و نظام را قبول دارند دراز می کنم .

من در آن زمان گفته بودم : « بسیج مدرسه عشق است » و هنوز هم به این مساله اعتقاد دارم. در عین حال می دانم در میان شعارهای اصلاح طلبی هم شعارهای زیبایی هست و به معنای این نیست که تایید آن شعارها اصول را نفی می کند».

پرسش ها و درخواست صدای معلم از سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برای ارائه تعریف دقیق از گفتمان بسیج

همچنین میرحسین در همان ماه در جمع نخبگان علمی استان خوزستان در پاسخ به سوال یکی از سخنران‌ها در مورد عبارت «بسیج، مدرسه عشق است»، گفت:

«بنده‌ این جمله را در یک مراسم که تعدادی از بسیجیان در حال اعزام به جبهه بودند، گفتم. این بسیجیان دل‌کنده از هر چیز در حال عزیمت به جبهه‌ها بودند و بنده نتوانستم با هیچ بیان دیگر احساساتم را در مورد بسیج بیان کنم و اکنون هم هنوز بر آن عقیده هستم؛ به نظر بنده یک بسیجی که متعلق به مدرسه عشق است، فراتر از جناح عمل می‌کند و دید ملی و نه جناحی دارد؛ تهدید و تطمیع در آن موثر نیست و وقتی به الگویی برای تبعیت و پیروی می‌اندیشد، به یاد شهید باکری‌ها و همت‌ها و امثال آن می‌افتد ؛ بسیجی که متعلق به مدرسه عشق است، از دوستی مردم لذت می‌برد. حافظ عرض و ناموس مردم بدون توجه به اختلافات سلیقگی خود با آنهاست و این بسیجی حرمت حریم‌های خصوصی مردم را در مقابل تهاجمات گوناگون حفظ می‌کند و در ادای وظیفه خود پیرو حق است.

بسیجی شاگرد مدرسه عشق شاگرد امام است که بازوان بلندش همه ملت را در برمی‌گرفت و در این بسیجی که آماده دفاع از حریم اسلام و ملت خودش است، پول و هدیه و متاع دنیوی ارزشی ندارد . »

توصیه ی و پیشنهاد « صدای معلم » به مسئولان سازمان پژوهش و برنامه ریزی وزارت آموزش و پرورش آن است که ابتدا در مورد مفاهیم شفاف سازی کرده و سپس به تبیین و ترویج گفتمان مورد نظر خویش بپردازند .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پرسش ها و درخواست صدای معلم از سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برای ارائه تعریف دقیق از گفتمان بسیج

منتشرشده در گفت و شنود

تحلیلی برآموزش و پرورش رسمی و ایدئولوژیک در ایران و ویژگی های نسل معترض و قدرت واقعیت در صدای معلم

1. چرا دانش آموزان شرکت گسترده ای در اعتراضات اخیر دارند ؟ چرا این نسل معترض که محصول نظام آموزش و پرورش هستند، بر آرمان های مطلوب همین نظام آموزشی شوریده اند ؟ پاسخ مدافعان آموزش و پرورش موجود این است که مشکل از برنامه ها و متون آموزشی نیست و فضای مجازی ، کم کاری معلمان و مانند این ها عامل بروز چنین اعتراضاتی شده اند. از سوی دیگر منتقدان و بخش زیادی از صاحب نظران وضعیت فعلی را نتیجه طبیعی و گریز ناپذیر آموزش و پرورش موجود می دانند .

2. متون زیربنایی آموزش و پرورش :

نسل امروز دانش آموزان با آنچه در متون زیربنایی آموزش و پرورش به عنوان هدف نظام آموزشی در نظر گرفته شده است تفاوت های اساسی دارند . سند تحول بنیادین آموزش و پرورش می کوشد نظام آموزشی را به مثابه مهم ترین دستگاه تربیت نیروهایی در تراز یک تفکر خاص قرار دهد .

مفهوم « حیات طیبه » به عنوان هدف آموزش و پرورش موجود مهم ترین نشانه هدف فوق است . این سند درصدد بوده است فلسفه ای برای تربیت در جمهوری اسلامی تبیین نماید که با دو پایه اصلی مدرنیته یعنی « اومانیسم و سکولاریسم » مرزبندی داشته باشد . برسازی مفهوم حیات طیبه به عنوان هدف نظام آموزش و پرورش ایران در برابر ایده های مدرنیته مهم ترین برنامه ای است که نویسندگان سند تحول بنیادین بر پایه آن می خواهند نظمی جدید را برسازند ولی اعتراضات اخیر ناکارآمدی این متون را نشان داد .

تحلیلی برآموزش و پرورش رسمی و ایدئولوژیک در ایران و ویژگی های نسل معترض و قدرت واقعیت در صدای معلم

3.  واکنش مسئولان :

امید می رفت که پس از اعتراضات اخیر مدافعان آموزش و پرورش موجود به تفاوت های اساسی دیدگاه های خود و دیدگاه های موجود در جامعه پی برده باشند . واکنش های مسئولان آموزش و پرورش و فرهنگی کشور در مورد اعتراضات اخیر نشان گر عدم درک نسل جدید از طرف آن هاست ؛ برای مثال یوسف نوری که یکبار از فرستادن دانش آموزان معترض به کانون های اصلاح و تربیت خبر داده بود در یک اظهار نظر دیگر تاکید کرد: آموزش و پرورش موجود دلیل اعتراض است و تا زمانی که قدرت واقعیت را به رسمیت نشناسد از بحران فعلی خارج نمی گردد .

« در مدت استفاده دانش آموزان از فضای مجازی، دشمنان از یکسو با استفاده از جنگ های نامتقارن و شناختی برخی از دانش آموزان را هدف قرار دادند و از سوی دیگر نوک حمله خود را به سمت دانشگاه هایی که محل شکوفایی جوانان می باشد گرفتند، بر این اساس باید این مسائل و اهداف دشمنان را برای دانش آموزان، دانشجویان و اولیای آنان تشریح کنیم » .( سایت فرارو ، 13 مهر 1401)

معاون پرورشی و فرهنگی وزیر نیز در اظهار نظری گفت : باید برای ۹ ماه سال تحصیلی حداقل بین ۲ تا سه ماه روی مخاطب کار شود زیرا این مخاطب کم حوصله و خشن و غالب آنها از طبقه مرفه هستند هر چند تعداد این عده خیلی کم است شاید یک‌دهم درصد باشد، اما همین تعداد هم مشکل‌زا هستند و تنها راه حرف‌زدن با این عده است که باید در دستور کار باشد .

تحلیلی برآموزش و پرورش رسمی و ایدئولوژیک در ایران و ویژگی های نسل معترض و قدرت واقعیت در صدای معلم

هاشمی گلپایگانی دبیر ستاد امر به معروف و نهی ازمنکر نیز با انتقاد از نحوه گزینش معلمان تاکید نمود : « با این نحوه گزینش، احتمال اینکه معلمانی بی اعتقاد به دین وارد مدارس شوند بالاست و بعد انتظار داریم که خروجی مدارس، دختران باحجاب باشد! ( این جا )

از منظر مسئولان فوق برنامه های آموزش و پرورش فاقد ایراد است بلکه مشکل از دیگران است.

وزیر آموزش و پرورش مشکل را به فضای مجازی احاله می دهد . معاون پرورشی وی دانش آموزان را همچون بدن های رام و مطیع فرض می کند که فقط باید در هفته چند ساعت برروی آن ها کار شود تا مسئله حل گردد . در مورد دبیر ستاد امر به معروف نیز موضوع به دبیران بر می گردد که باید با گزینش های سخت تر مشکل را حل کرد .

4. متون آموزشی :

متون نظام آموزشی نیز بر مبنای سندهایی همچون سند تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی نوشته شده اند و با خواسته ها و مطالبات نسل جدید تفاوت های اساسی دارد . نمونه های این تفاوت در متون علوم اجتماعی آموزش و پرورش به وفور قابل مشاهده هستند .یکی از مهم ترین متون آموزش و پرورش کتاب « مدیریت خانواده و سبک زندگی » است که در پایه دوازدهم همه رشته های تحصیلی تدریس می گردد . هدف این کتاب تبلیغ یک نوع سبک زندگی مربوط به قشر مذهبی سنتی جامعه است .

تحلیلی برآموزش و پرورش رسمی و ایدئولوژیک در ایران و ویژگی های نسل معترض و قدرت واقعیت در صدای معلم

براساس این کتاب :

« آزادی آن است که انسان بتواند از قید و بندهایی که از درون بر او تحمیل می شود رها شود و آزاد کسی است که نه تنها قدرت بیرونی محدود نشده است بلکه خودش نیز درگیر امیال یا عادات غلط و دست و پا گیر نباشد » . ( مدیریت خانواده و سبک زندگی ، ص 20)

برپایه فقره فوق آزادی به مثابه میل در نظر گرفته می شود و کوشش می شود اهمیت آزادی درونی به دانش آموزان فهمانده شود .به نظر نویسندگان کتاب فوق ، آزادی به امنیت جامعه آسیب می زند و ایمنی انسان ها را در خطر قرار دهد .

« امنیت و آزادی معمولا با هم رابطه معکوسی دارند . هرچه میزان آزادی را افزایش دهیم و ایمنی را کاسته ایم . اگر محور جامعه برمبنای ارضای کشش ها در در لحظه باشد ، آزادی را افزایش می دهد و اگر محور یک جامعه ارضای در لحظه نباشد و در پی ارضای رضایت بخش یا بهره وری بیشتر از ارضا باشد ایمنی جامعه را تقویت خواهد کرد .آن چیزی که برای جامعه اهمیت دارد ایمنی است » . ( همان ص 32) بنابراین باید از آزادی پرهیز کرد و کوشید به جای آزادی که مبتنی بر ارضای در لحظه است به آزادی درونی رسید که موجب ایجاد ایمنی در جامعه می گردد . این نوع نگاه به آزادی در لابه لای متون دیگر آموزشی نیز قابل مشاهده است .

مجموعه کتب علوم اجتماعی آموزش و پرورش درصدد هستند که دو پایه اصلی مدرنیته یعنی اومانیسم و سکولاریسم را مورد نقد جدی قراردهند و در برابر آن فرهنگی را که فرهنگ آرمانی و حق می دانند به دانش آموزان معرفی نمایند .این نوع زیر سوال بردن مفاهیمی از قبیل اومانیسم ، سکولاریسم ، لیبرالیسم و ..... آن چنان یک سویه انجام می شود که نویسندگان کتاب های علوم اجتماعی حتی یک نکته مثبت برای مفاهیمی فوق الذکر به رسمیت نمی شناسند . کتاب های آموزش و پرورش چهره ای آرمانی از وضعیت کشور نشان می دهند و در تلاشند نزاعی به نام نزاع حق و باطل را در ذهن بپرورانند . آن ها می خواهند هر گونه ناهمسانی را از میان بردارند .

کتب علوم اجتماعی در پی آن هستند که دانش آموزانی را تربیت کنند که همگی یک سان به مدرنیته و ایده ها و آثار آن نگریسته و بیندیشند .

تلاش نویسندگان کتب علوم اجتماعی صرف این می شود که حقانیت مطلق نظام سیاسی به دانش آموزان القا گردد. از منظر نویسندگان کتب فوق دانش آموزان باید بپذیرند که جمهوری اسلامی بهترین نوع حکومت است . در کتب علوم اجتماعی فرهنگ حق در برابر فرهنگ باطل قرار می گیرد و لیبرال دموکرا سی به عنوان نظامی که در آن همه چیز مباح است معرفی می گردد . (کتاب هویت اجتماعی پایه دوازدهم ؛ کتاب درسی همه رشته به جز علوم انسانی ، ص74)

تحلیلی برآموزش و پرورش رسمی و ایدئولوژیک در ایران و ویژگی های نسل معترض و قدرت واقعیت در صدای معلم

5. جدال آموزش و پرورش رسمی و واقعیت:

واتسلاف هاول کتاب خود « قدرت بی قدرتان» را این گونه آغاز می کند :

« کابوسی به جان اروپای شرقی افتاده : کابوسی که در غرب به آن دگراندیشی نام داده اند . البته این کابوس از باد هوا نیامده است . کابوسی که اکنون نظام را گرفته نتیجه طبیعی و ناگزیر مرحله فعلی تاریخی آن است .این کابوس از زمانی پدید آمده که این نظام به هزار یک دلیل دیگر نمی تواند به اعمال بی قید و شرط و دلبخواهی قدرت بپردازد و همه جلوه های ناهمسانی را از میان بردارد . گذشته از این ها ، نظام آن قدر به لحاظ سیاسی متصلب شده که عملا به هیچ روی نمی تواند این ناهمسانی را در دل ساختار های رسمی اش جای دهد . » ( قدرت بی قدرتان ، واتسلاف هاول ، ترجمه احسان کیانی خواه فرهنگ نشر نو ،تهران 1398، ص 19) تلاش نویسندگان کتب علوم اجتماعی صرف این می شود که حقانیت مطلق نظام سیاسی به دانش آموزان القا گردد.

کلمات هاول در بند فوق را می توان با وضعیت فعلی نظام آموزشی ایران تطبیق داد . نظام آموزشی ایران که می خواهد همه مظاهر ناهمسانی را از میان بردارد با کابوس دگراندیشی دانش آموزان روبه رو شده است .

جدالی در سطح آموزش و پرورش ایران در جریان بوده و هست . از یک سو قدرت سیاسی از طریق آموزش و پرورش می خواهد دانش آموزانی در تراز ایدئولوژی رسمی تربیت کند و هرن وع ناهمسانی دربین دانش آموزان را از میان بردارد که به نمونه هایی از آن اشاره شد. از سوی دیگر ، واقعیت های جامعه مهم ترین مانعی است که مو جب جدال باورها در آموزش و پرورش می شود .

آموزش و پرورش رسمی قدرت واقعیت را نادیده گرفته است و همین حذف واقعیت به جدال باورها و تولد دگر اندیشی در نسل جوان منجر شده است . دانش آموزان با مقایسه آموزش رسمی و وضعیت واقعی جامعه به نقطه مقابل باروهای رسمی رسیده اند . قدرت واقعیت توانسته است قدرت نظام آموزشی را به چالش بکشد و در حالی که قدرت رسمی پاسخی برای سوالات و اشکالات دانش آموزان ندارد، قدرت واقعیت توانسته است بر خلاف سیاست های رسمی فریاد ناهمسان خواهی سر دهد .

تحلیلی برآموزش و پرورش رسمی و ایدئولوژیک در ایران و ویژگی های نسل معترض و قدرت واقعیت در صدای معلم

6.  این نسل معترض :

این نسل معترض از لابه لای همین کتاب های درسی سربرآورده اند و کابوس نظام آموزشی شده اند . کابوسی که همچنان از سوی مسئولان وزارت آموزش و پرورش و مدافعان آموزش و پرورش وجود انکار می شود .. هر چه برنامه های آموزشی و تربیتی بر ناهمسانی و تصلب تاکید می کنند دانش آموزان از آن می گریزند و به سوی مقابل می روند .

آموزش و پرورش موجود دلیل اعتراض است و تا زمانی که قدرت واقعیت را به رسمیت نشناسد از بحران فعلی خارج نمی گردد .

این نسل معترض در جدال میان واقعیت و آموزش و پرورش رسمی خود دست به انتخاب زده اند و در نقطه مقابل تعالیم رسمی ایستاده اند و دگر اندیش شده اند .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تحلیلی برآموزش و پرورش رسمی و ایدئولوژیک در ایران و ویژگی های نسل معترض و قدرت واقعیت در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور