گروه گزارش/
یکشنبه 20 مرداد و حدود ساعت 8 صبح فردی به نام " معبودی " که خود را مسئول روابط عمومی آموزش و پرورش می نامید تلفن زد و اطلاع داد که نشست مدیر کل با خبرنگاران برگزار می گردد .
به تصور آن که این نشست تجلیل از خبرنگاران از سوی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ترتیب داده شده است مدیر صدای معلم خود را در ساعت مقرر به این اداره کل رساند .
پس از پرس و جوی بیشتر مشخص شد که نشست مزبور ارتباطی با اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ندارد و میزبان آن اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران است .هر چند آقای معبودی در این زمینه به سبب اطلاع رسانی ناقص و دیرهنگام هم عذرخواهی کرد .
با توجه به عملکرد عبدالرضا فولادوند مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران و نیز تاریخچه این اداره کل و روابط عمومی آن در ارتباط با خبرنگاران و رسانه ها این امر در ابتدا کمی عجیب به نظر می رسید .
نکته قابل تامل آن است که مدیر کل یک استان محروم مانند سیستان و بلوچستان به خبرنگاران و جایگاه آنان اهمیت می دهد اما در پایتخت خبری از این حرف ها نیست .
در ابتدا مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران خواست که خبرنگاران نقطه نظرات خود را بیان کنند .
در این نشست صمیمی ، پورسلیمان با توجه به بازخورد مطالبی که از همکاران در صدای معلم منتشر می شود ؛ عملکرد حراست اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران را ضعیف و ناکارآمد ارزیابی کرد .
هر چند در ادامه توضیح داده شد که مسئول سابق حراست در این اداره کل توسط فولادوند مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران به سمت " رئیس گزینش " منصوب شده است .
« صدای معلم » بخش پایانی سخنان محمد صیدلو مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران را منتشر می کند .

در سند تحول، هدف اصلی دستیابی به مراتبی از حیات طیبه برای رسیدن به قرب الهی است و راهبرد آن تعلیم و تربیت تمام ساحتی متعادل و متوازن است.
اما به راستی ابزار لازم جهت رسیدن به این هدف چیست؟
در سند نظام ها و زیر نظام هایی تعریف و تدوین شده است اما سوال اینجاست پس از هشت سال روند حرکتی اجزا این سند مطلوب است؟آیا اهداف ترسیم شده محقق شده است؟
در بخشی از سند شش زیر نظام تعریف شده که عبارتند از :
برنامه درسی، فضا و تجهیزات و فناوری، منابع مالی، پژوهش و تحقیق،راهبری و مدیریت و منابع انسانی که نقشی برجسته در رسیدن به اهداف سند تحول دارند و نقص هر کدام از این زیر نظام ها تاثیر منفی برا اجرای سایر بخش ها دارد.
تشریح هر کدام از اجزای سند جای بحث بسیار دارد اما با نگاه به وضعیت فعلی مدارس متوجه می شویم بسیاری از موارد سند تحول بنیادین دچار رکود حداکثری هست چرا که در صورت حرکت مطلوب، ما امروز نباید شاهد کمبود نیروی انسانی متخصص،فضا و تجهیزات فرسوده،ناتوانی مالی مدارس در تهیه ابتدایی ترین ملزومات،عدم نمود مسئله پژوهش و تحقیق در آموزش و پرورش،عدم اجرای طرح رتبه بندی واقعی مندرج در سند پس از سالها انتظار معلمان و...باشیم.
همان طور که از نام این سند برمی آید هدف از آن تحول در سیستم آموزش و پرورش است. تدوین کنندگان سند به نوعی آرمان گرایانه اهداف را ترسیم کرده اند و دستیابی به این آرمان ها قطعا نیازمند اجرای برنامه های سند به طور کامل و جامع می باشد؛ در سند راهکار و جزئیات زیادی برای رسیدن به اهداف ترسیم شده عنوان شده است اما سوال اینجاست پس از هشت سال چه مقدار از مسیر رسیدن به اهداف طی شده است؟
آیا با نگاه هزینه ای به سیستم آموزش و پرورش می توان به اهداف سند تحول رسید؟
بر همه ما روشن است که برای رسیدن به هدف ترسیم شده باید ابزار لازم مهیا باشد.
معلم موثرترین عامل در تعلیم و تربیت است. برای انگیزه بخشیدن بیش از پیش به معلم چه کارهایی طی این هشت سال انجام شده است؟
دولت و مجلس هر کدام خود را در مسیر مهیا نمودن شرایط بهینه تعلیم و تربیت پیشقدم و پیشرو می دانند اما در واقع معلمان که از نزدیک شاهد وضعیت سیستم آموزشی هستند این موضوع را رد می نمایند و دلایل متعددی برای رکود حاکم بر آموزش و پرورش بر می شمارند از جمله: حقوق ناکافی و رفاهیات نامناسب معلمان به عنوان رکن اصلی سیستم آموزشی؛ به طوری که از پرداخت ابتدایی ترین حق الزحمه ها گرفته تا پاداش پایان خدمت با تاخیرهای یک ساله و بلکه بیشتر مواجه است، تحمیل بیمه های ناکارآمد بر معلمان به ویژه بیمه درمان ، تراکم بالای دانش آموزان در کلاسهای درس و کاسته شدن از کیفیت آموزش، تعداد بالای طرحهای تدوین شده و عدم تناسب با تراکم فعلی دانش آموزان هر کلاس و در نتیجه خروجی مبهم این طرح ها ،فضای فیزیکی نامناسب بسیاری از مدارس، تجهیزات ناکافی و فرسوده، افزایش مدارس غیرانتفاعی و حرکت به سمت آموزش شهریه محور و دور شدن از عدالت آموزشی و بسیاری موارد دیگر.
رئیس جمهور، نمایندگان مجلس ، وزیر آینده و جامعه بدانند تا نگاه هزینه ای به مقوله آموزش و پرورش در عمل تغییر نکند و تا زمانی که منزلت معلم حفظ و احیا نشود قطار تعلیم و تربیت در ریل اصلی خود پیش نخواهد رفت و رسیدن به اهداف سند تحول امکان پذیر نخواهد بود؛ پس ضرورت دارد قدری واقع گرا بود، یا مقوله تعلیم و تربیت را به عنوان سرمایه گذاری برای آینده کشور محسوب کرد و ابزار اجرای همه جانبه سند تحول را مهیا کرد یا دیگر از اهداف و آرمان های سند تحول بنیادین سخنی بر زبان جاری نساخت ...

دولت و مجلس تا زمانی که آموزش و پرورش را با دید هزینه ای نگاه کنند کار درست پیش نخواهد رفت...
تا زمانی که رئیس جمهور بدون توجه به قانون اساسی، از ضرر و زیان دولت در مقدار هزینه تحصیل یک دانش آموز مدارس دولتی در مقایسه با مدارس غیر دولتی سخن براند...
تا زمانی که نمایندگان آموزش و پرورش را به عنوان سبد رای نگاه کنند ...
تا زمانی که ساخت مدارس تخریبی و تجهیز مدارس در اولویت قرار نگیرد...
تا زمانی که مدارس به وسایل سرمایشی و گرمایشی استاندارد تجهیز نشود...
تا زمانی که معلم برای دریافت حقوق متوسط مجبور به اعتراض در کوی و برزن شود...
تا زمانی که معلم برای امرار معاش مجبور به روی آوردن به شغل دوم شود...
تا زمانی که برای رفع کمبود معلم از وضع معیشتی نامناسب معلم بهره برداری و نامی نوین بنام" معلم تمام وقت" کشف می شود و چون پتک بر روح رنجور معلم فرود می آید...
تا زمانی که برای افزایش حقوق معلم آسمان و ریسمان بافته شود،صحبت از رسیدن به هدف سند تحول بیهوده است...
دولت، نمایندگان و وزیر محترم!
هدف تعلیم و تربیت، رشد همه جانبه دانش آموز می باشد ،چه از لحاظ علمی و چه از لحاظ تربیتی، اخلاقی،شخصیتی،آموختن مهارت های زندگی و شغلی...
اما به راستی برای این امر مهم چه کسی باید موانع را از سر راه معلم و سیستم آموزش و پرورش بردارد؟
برای آموزش و پرورش آینده سازان این مرز و بوم، اقدام در رفع مشکلات و شنیدن صدای معلمان امری ضروری و گریزناپذیر است.
مسئولین آموزش و پرورش بدانند بازی با واژگان و نام گذاری های نو بر تعلیم و تربیت مشکلات را حل نخواهد کرد.
لطفا اگر به سند تحول اعتقاد دارید در راستای اجرای همه جانبه آن گام بردارید و در صورتی که توان اجرا و رفع موانع را ندارید به خاطر اضافه شدن عنوان وزیر به کارنامه خود،مسئولیت این وزارت خانه را نپذیرید که در غیر این صورت مرتکب خطایی نابخشودنی در حق دانش آموزان، معلمان و جامعه می شوید.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
کارگاه سهروزه حقوق و تکالیف شهروندی در نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران برای دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان با حمایت مرکز امور بین الملل و مدارس خارج از کشور و همکاری دانشگاه فرهنگیان در محل پردیس نسیبه تهران به پایان رسید.
در این نشست 3 روز از خبرنگاران دعوتی به عمل نیامده بود و این در حالی است که سرپرست وزارت آموزش و پرورش در نشست رسانه ای به مناسبت " روز خبرنگار " که در اردوگاه منظریه ( شهید باهتر ) تهران برگزار گردید ؛ ضمن مورد خطاب قرار دادن روابط عمومی و مسئول آن خواسته بود تا خبرنگاران در همه نشست ها دعوت شوند .
در این نشست همچنین خبرنگاران از نشست های گزینشی برخی از مسئولان وزارت آموزش و پرورش انتقاد کردند .
در گزارش کارگاه 3 روزه حقوق شهروندی هیچ گونه اشاره ای به " منشور حقوق شهروندی " نشده است .
گروه گزارش/
تاکنون گزارش های مختلفی از اردوگاه منظریه ( شهید باهنر ) تهران در صدای معلم منتشر گردیده است .
همچنین به گزارش این رسانه در مورد اردوگاه میرزاکوچک خان رامسر نیز پاسخی ارائه نشده است . ( این جا )
کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس پس از مدت ها به این موضوع واکنش نشان داده است .
« فاطمه سعیدی » که این روزها برخی منابع از احتمال معرفی ایشان به عنوان وزیر آموزش و پرورش نام می برند در 6 مرداد ماه در مورد ادوگاه شهید باهنر گفته بود :
" بنده از آقای نجفی، معاون پارلمانی وزارت آموزش و پرورش موضوع را پیگیری کردم و ایشان گفتند که موضوع اینطور که دریکی از خبرگزاریها به آن پرداخته شد، نیست و ما طبق اوراق قرضهای که برای پاداش بازنشستگان خود گرفتیم باید وثیقهای را درگرو میگذاشتیم و ازاینرو بخشی از اردوگاه شهید باهنر تهران را برای این کار انتخاب کردیم.
از طرفی هرگاه اقساط توسط وزارتخانه پرداخت شود دوباره سند آن برای وزارت آموزش و پرورش آزاد میشود و اکنون هم این اردوگاه در اختیار و مالکیت وزارتخانه است. در عینحال اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس بنا دارند در این خصوص با وزیر آموزش و پرورش و معاونین ایشان جلسهای را برگزار کنند تا موضوع بر همگان روشن شود.
اردوگاه شهید باهنر تهران جزو سرمایههای ارزشمند آموزش و پرورش است و قدمت بالایی دارد. البته باید گفت متأسفانه در دولتهای گذشته در همین وزارت آموزش و پرورش واگذاریهایی انجام شد که بههیچعنوان قابلقبول نبود. "
در یک سال گذشته فاطمه سعیدی دیگر وارد این موضوع نشده است و سکوت کرده است .
پرسش صدای معلم از خانم سعیدی آن است که چرا نسبت به آن واگذاری ها در دولت قبل در آن زمان واکنشی نشان نداد ؟
رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس حمیدرضا حاجی بابایی نیز که جایگاه خویش را تاثیرگذارتر از کمیسیون آموزش می داند نیز مدت هاست سکوت کرده است .
حجت الاسلام علی عسکری عضو دیگر کمیسیون آموزش نیز گفته بود :
" در بحث پرداخت مطالبات ۱۰ هزار میلیارد تومانی فرهنگیان تا پایان سال باید بگویم این مسئله به شرایط دولت بستگی دارد و ضمن اینکه به مجموعه خود -آموزشوپرورش- فکر میکنیم به امکان دولت برای پرداخت این رقم نیز توجه داریم که آیا میتواند یا خیر البته آقای نوبخت قول دادهاند برای پرداخت این مطالبات از بودجههای اجتماعی و از بعضی ردیفهای دیگر تهاتر کنند.
معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به این پرسش که “منظور از تهاتر برای پرداخت بدهیها چیست؟” عنوانکرد: تأمین اعتبار و درآمد از برخی ردیفهایی که دولت در نظر دارد یا برخی مجوزهایی که به ما میدهند مثلاً از حوزه املاک بتوانیم مطالبات را پرداخت کنیم.
سخن ما همواره این بوده است که این روش ها راه های منطقی و یا عقلانی برای پرداخت مطالبات فرهنگیان نیستند و وضعیت این وزارتخانه را روز به روز بدتر خواهند کرد .
پرسش صدای معلم این است ؛ شعارهایی که مسئولان در رده ها و سطوح مختلف در مورد جایگاه آموزش و پرورش و معلمان سر می دهند کجا باید عینیت پیدا کند ؟
آیا قرار است برای پرداخت مطالبات فرهنگیان و جبران کسری بودجه آموزش و پرورش اموال و سرمایه های آموزش و پرورش را چوب حراج بزنیم ؟
این روند قرار است تا کی ادامه پیدا کند ؟
اظهارات جدید رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس را می خوانید.
زاهدی هنوز وضعیت نهایی را این اردوگاه را مشخص نکرده است !

مجدد شاهد شنیدن اخباری هستیم که نشان از نگاه خلاقیتکش، سنتی و متحجرانۀ مسئولان کشوریم. متأسفانه بهدلیل سبک زندگی امروزی ما، بهویژه زندگی شهری، بسیاری از ما و فرزندان ما تجربۀ مشاهدۀ طلوع و غروب خورشید و حرکت ابرها در آسمان، درخشش ستارگان، دوستی با حشرات، حیوانات و گیاهان، خوردن غذاهای ارگانیک و… را نداریم. نتایج بسیاری از تحقیقات نیز حاکی از شیوع افسردگی و اضطراب در میان انسانها است که یکی از عمدهترین علل آن عدم ارتباط با طبیعت است.
اولین مدرسه طبیعت با عنوان مدارس طبیعت کاوی کنج در سال ١٣٩٣ در مشهد و با ابتکار، خلاقیت و سالها پژوهش دکتر وهابزاده تأسیس و طی تفاهم نامهای با آموزش و پرورش فعالیت خود را آغاز نمود. در این مدارس، کودکان بهطور غیرمستقیم در معرض آموزشهای طبیعتگرایانه قرار میگیرند.

این مدارس که فقط عنوان مدرسه را به خود گرفتهاند در واقع مکانهایی در سطح شهرند که معمولاً کنار مراکز گیاه شناسی و پارکهای بزرگ دایر گشتند و کودکان ۴ تا ١٢ سال به تعداد روزهایی که ثبتنام میشوند از صبح تا ظهر در فضای کاملاً طبیعی و بهصورت آزادانه مشغول فعالیتهای متنوعی میشوند که خود انتخاب میکنند؛ از تابهایی که با درخت و طناب درست شده، بازی در آب، غذادادن و مراقبت از پرندگان و حیوانات، تا اتاقکهایی که فعالیتهای هنری در آن تعریف شده است. نکتۀ جالب این مراکز، دستشوییهایی است که در طبیعت تعبیه شده است.
همچنین اتفاق مهم در این مراکز این است که بچهها کمی به جسمشان ریاضت میدهند، پیاده باید مسافتی را طی کنند، زیر آفتاب باشند، غذاهای ساده، مفید و ارگانیک نوش جان کنند، زبالهها را جمع کنند و مفهوم بازیافت را بهتر درک کنند. جالب اینجاست که همۀ کودکان تحمل ماندن در آن فضا و تحمل سختیهای آن را ندارند اما اگر تحمل کنند تجربۀ فعالیتهای جالبی را بهدست میآورند.
این مدارس و یا شاید بهتر بگویم این مراکز و یا کانونها، تسهیلکننده و تکمیلکنندۀ کار مدارساند و آموزش و پرورش و سازمان محیط زیست باید از حضور این مراکز استقبال کنند که کمی از سنگینی وظایف آنها بکاهد و رسالتی که آنها دستکم گرفتهاند را این نهادهای مردمی بهدوش بکشند!
تعجبآور است که بهناگهان در پشتپرده چه رخ میدهد که سازمانها و نهادهای دولتی از جمله آموزش و پرورش، محیط زیست، مراجع تقلید و وزارت اطلاعات غیرقانونی و غیرشرعیبودن آن را اعلام میکنند! یا نکتۀ دیگر این مدارس ارتباط با سگها است. حضور سگ به خودی خود در محیط طبیعی غیرشرعی است! سگهایی که در طبیعت بزرگ شدهاند و شما تنها باید نحوۀ سازگاری با آنها را بیاموزید. تعامل دختر و پسر زیر سن نوجوانی هم غیرشرعی است! این قدر تفکیک را زیاد کردهایم که کودکان ما تجربۀ چگونگی تعامل با جنس مخالف را ندارند و به سن دانشگاه که میرسند انتظار داریم اولین فردی را که دیدند رفتار مناسب را نشان دهند! دل نبندند! فریب نخورند! فریب ندهند!
بهنظر بنده، تنوع این مراکز درکشور نهتنها به نظام آموزشی آسیب نمیرساند بلکه میتواند در تربیت نسل آینده نیز بسیار اثرگذار باشد. بهشدت از تعطیلی این مراکز در کشور انتقاد میکنم و معتقدم که هر مرکزی که تأسیس میشود انتقاداتی بدان وارد است؛ بهجای از ریشه تیشهزدن، نقاط ضعف آن را بهبود بخشیم و دولتمردان گرامی بهجای مانعتراشی، تسهیلگری کنند و حامی این مراکز باشند که هم نسل فرزندان ما در معرض خطرند و هم محیط زیست ما در معرض آسیب. میان آنها آشتی دهیم که یکی از راهکارها، این مراکزند؛ هرچند باید به راهکارهای بیشتری اندیشید.
پایگاه خبری رب
گروه گزارش/

در سال های 1396 و 1397 معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش علی اللهیار ترکمن بخشنامه ای در خصوص تفاهم نامه با شرکت بیمه معلم در خصوص بیمه حوادث و درمان دانش آموزی صادر کرده است .
در این بخشنامه آمده است :
" ضرورت دارد هر یک از ادارات کل آموزش و پرورش ضمن رعایت دقیق مفاد تفاهم نامه و دستور العمل پیوست ، نسبت به انعقاد قرارداد با شعب شرکت بیمه گر اقدام لازم معمول و آمار بیمه شدگان را طبق فرم شماره یک تکمیل و حداکثر تا مورخ 30 / 8 / 1396 به اداره کل تعاون و پشتیبانی ارسال نمایند .
ضمنا این بخشنامه تصریح کرده است :
"... ضروری است به کلیه واحدهای آموزشی تاکید نمایند که کارت های مذکور را پس از تکمیل و مهر و امضا در اختیار دانش آموزان قرار دهند .
شایسته است از سایر روش های ممکن از جمله رسانه های عمومی ، سامانه ها و نشریات استانی ، طرح موضوع در همایش ها و جلسات روسای آموزش و پرورش ، مدیران ، انجمن اولیا و مربیان و شورای معلمان مدارس و ... برای اطلاع رسانی مناسب به بیمه شدگان استفاده گردد . چرا وزارت آموزش و پرورش همه خدمات بیمه را شفاف و از طریق " مزایده " به اجرا نمی گذارد تا منافع " لشکر اقتصادی عظیم فرهنگیان " در یک فرآیند رقابتی عاید خود آنان گردد و معلمان برای حق بیمه ای که می دهند این قدر تحقیر نشوند ؟
آن چه بیشتر مهم و قابل تامل است آن است که در بخشنامه مذکور تاکید شده است :
" ضمنا مجری سایر قراردادهای بیمه ای ( به استثنای بیمه تکمیلی درمان ) همانند سال گذشته شرکت بیمه معلم می باشد . "
نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که چرا بیمه معلم باید عهده دار چنین بیمه های پرسودی باشد اما از تصدی و مسئولیت بیمه تکمیلی فرهنگیان استثنا گردد ؟
و این در حالی است که بر اساس تجربیات ، مشاهدات و گزارش های رسیده اکثریت قریب به اتفاق معلمان از خدمات بیمه تکمیلی آتیه سازان رضایت ندارند .
چرا مدیران ، معاونین و کادر اجرایی مدارس باید نقش " کارگزار بیمه " را ایفا کنند در حالی که در هیچ کجای وظایف سازمانی آن ها به چنین مواردی به طور شفاف اشاره نشده است ؟
مشاهده شده است که در تعدادی از مدارس حتی اولیاء دانش آموزان بر سر بیمه دانش آموزی و خدمات آن با کادر اجرایی و آموزشی مدارس درگیر می شوند و بسیاری از اوقات و انرژی آنان به جای آن که صرف برنامه ریزی و مدیریت کیفیت بخشی امور آموزشی و پرورشی گردد صرف اقناع و راضی کردن اولیاء دانش آموزان می گردد .
نقش " بیمه معلم " در این فرآیند چیست ؟
فقط سود بردن ؟

مدیران مدارس باید مبالغ جمع آوری شده را به حساب شرکت بیمه معلم واریز کنند و این در حالی است که بیمه مذکور حتی زحمت به خود نمی دهد تا اسامی دانش آموزان را در کارت های بیمه ثبت کند و مطابق بخشنامه وزارتی باید کارت بیمه توسط مدرسه مهر و امضا شود ؟
آیا این نوعی استفاده ابزاری از نیروی مدارس برای خدمات بیمه ای نیست که اساسا ارتباطی با شرح وظایف مدیر مدرسه ندارد ؟
مگر مدیر مدرسه و دیگران کارگزار بیمه هستند ؟
( این در حالی است که برای خدمات ارائه شده توسط مدارس و عوامل آن ها هیچ گونه حق الزحمه ای توسط بیمه معلم و یا وزارت آموزش و پرورش پرداخت نمی شود . )
مبلغ بیمه اخذ شده توسط دانش آموزان در سال 1397 معادل 75000 ریال بوده است .
اگر این مبلغ در تعداد دانش آموزان کشور ضرب شود به رقمی معادل 1050000000000ریال خواهیم رسید .
وزارت آموزش و پرورش شفاف توضیح دهد که تاکنون بیمه معلم به چند دانش آموز خسارت دیده در کشور خدمات ارائه کرده است و میزان رضایت خانواده مذکور از این خدمات چگونه بوده است ؟
چرا وزارت آموزش و پرورش همه خدمات بیمه را شفاف و از طریق " مزایده " به اجرا نمی گذارد تا منافع " لشکر اقتصادی عظیم فرهنگیان " در یک فرآیند رقابتی عاید خود آنان گردد و معلمان برای حق بیمه ای که می دهند این قدر تحقیر نشوند ؟

اساسا وزارت آموزش و پرورش به این پرسش پاسخ دهد که فایده همکاری با " بیمه معلم " برای معلمان و دانش آموزان چیست ؟
آیا این گونه امور مطابق سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش همان تفسیر خلق ثروت و منابع برای مدیر مدرسه است و یا بر عکس مدرسه ابزاری شده است برای سود دیگران ؟
« سیدجواد حسینی » در نشست تبیین سیاست های سال 1398 گفت : ( این جا )
" راه چهارم آزاد سازی ظرفیت های درونی نظام تعلیم و تربیت است. من معتقدم آموزش و پرورش یک لشکر اقتصادی بزرگ اما نهفته و بالقوه است . "
آیا این گونه روش ها و امور تعبیر آزاد سازی ظرفیت های درونی نظام آموزشی است و تا کی قرار است که این لشکر اقتصادی به صورت رایگان در اختیار کسانی باشد که اعتقادی به منافع متقابل ندارند .
پایان گزارش/