گروه گزارش/
بخش نخست گزارش « صدای معلم » از مراسم گرامی داشت « روز معلم » که دوشنبه 14 اردیبهشت در « خانه ی احزاب استان البرز » با حضور جمعی از فرهنگیان شاغل و بازنشسته برگزار شد قبلا منتشر گردید . ( این جا )
میزبانی این نشست با فراکسیون اصلاح طلبان استان البرز بود .
آن چه در زیر می آید ؛ بخش پایانی سخنان و دیدگاه های « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » در مورد مسائل روز آموزش و پرورش و چالش های آن می باشد .

امروز هنگام سر زدن به دبیرستانی که در آن تدریس میکنم، دانش پایه آموز دوازدهم را دیدم؛ همان دانشآموز نخبۀ کلاس که معمولاً آرام و هدف مند است، اما این بار اتفاقی برای انجام کار به مدرسه آمده بود.
چهرهاش بیش از حد معمول کلافه و افسرده بود؛ انگار سنگینی یک نگرانیِ بزرگ روی شانههایش افتاده باشد.
وقتی نزدیکتر شدم، همان نگاه اول گفت: حالش خوب نیست. دقایقی بعد خودش بیمقدمه حرف را باز کرد.
گفت: «استاد… بلاتکلیفم. حس میکنم کشور هم روی هواست. نمیدونم دقیقاً باید به کدوم سمت نگاه کنم و چی میتونه آینده رو ثابت کنه.»

صدایش خسته بود؛ اما در عین خستگی، یک نوع صداقت و درماندگی هم داشت. دلجویی کردم، با همان لحن آرامی که میدانم شاید برای آدمی در این سن، گاهی از هر حرفی مهمتر باشد. گفتم: «میدونم سخت میگذره، ولی قرار نیست همه چیز توی همین چند روز تصمیم بگیره. بیا یک نفس تازه کنیم.»
بعد پیشنهاد دادم با هم برویم کافیشاپ؛ گفتم: «حوصله کن… درست میشه.» اما با وجود اینکه با هم رفتیم و چند دقیقه هم حرف زدیم، افسردگی از صورتش پاک نشد. همچنان نگران بود، مثل کسی که پیشانیاش پر از سوال است و جوابها را هنوز پیدا نکرده. در دل نگرانیاش، یک جمله بیشتر از بقیه تکرار میشد:
« آینده » .
گفت: «استاد… همین که دانشگاه آزاد کرج قبول بشم، خیلی راضیام. حداقل خیالم راحت میشه که یک قدم جلو دارم.»
آن لحظه برای من روشن شد که «قبولی» برای او فقط یک نمره یا یک مدرک نیست؛ یک راهِ نجات روانی است. انگار از تهِ دل دنبال این است که مسیرش مشخص شود، نفس بکشد و به خودش ثابت کند که میتواند از این بلاتکلیفی عبور کند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
۳۰اردیبهشت، روز ملی جمعیت ؛ فرصت مغتنمی است تا نگاهی عمیقتر به سرنوشت جمعیتی کشور بیندازیم. از منظر یک جمعیتشناس، سرمایه اصلی هر کشوری، «جمعیت و چگونگی ساختار آن» است. اما متأسفانه، آمارهای امروز زنگ خطر را به صدا درآوردهاند.
الف) روندهای هشداردهنده جمعیتی
خلاصهای از آخرین وضعیت جمعیتی کشور:
- جمعیت کل کشور ۸۶,۵۶۲,۰۰۰ نفر سال ۱۴۰۴
- جمعیت ۱۵ تا ۶۴ سال (سازنده) ۶۰.۴ میلیون نفر
- جمعیت بالای ۶۵ سال ۶.۸ میلیون نفر
نرخ باروری کل (TFR) ۱.۴۴ فرزند. در سال ۱۴۰۳، تعداد موالید به کمتر از ۹۸۰ هزار نفر رسید که پایینترین رقم از سال ۱۳۵۰ محسوب میشود. ما اکنون در آستانه ورود به «چاله و چاه جمعیتی» هستیم.
ساختار سنی ایران نیز در حال گذار از جوانی به میان سالی است. نسبت جمعیت زیر ۱۵ سال حدود ۲۳/۲ درصد و جمعیت ۶۵ سال و بالاتر حدود ۷/۱ درصد برآورد شده است. قاعده هرم جمعیت در حال تنگ شدن است.

جدیدترین آمار جمعیت ایران (تا سال ۱۴۰۵)
جدیدترین آمارها حاکی از آن است که در ۷ ماهه نخست سال ۱۴۰۴، در مجموع ۲۶۱ هزار و ۵۹۱ واقعه فوت در کل کشور به ثبت رسیده است. از سوی دیگر، در بازه زمانی ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، بالغ بر ۷۲ هزار و ۵۱ واقعه ولادت (تولد) ثبت شده است. نرخ باروری کل کشور نیز با افت تاریخی مواجه شده و به سطح هشدارآمیز رسیده است. روز جمعیتشناسی نه فقط یک مناسبت تقویمی، بلکه یادآور مسئولیت جمعی ما برای عبور از بحران خاموش کاهش جمعیت است.
ب) نگرشی فراتر از صرفاً «فرزندآوری»
مسئله جمعیت، فقط به تعداد فرزندان ختم نمیشود. عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی نقشی تعیینکننده در تعداد فرزندان ایدهآل دارند. در پژوهشهایم با همکاری دکتر علی پژهان، به این نکته رسیدهایم که بدون توجه به متغیرهایی چون اشتغال، مسکن و ناامنی اقتصادی، مشوقهای ساده فرزندآوری نتیجه پایدار نخواهند داشت.
دو چالش عمده پیش روی جمعیت جوان کشور، نرخ بیکاری دو برابری جوانان در مقایسه با میانگین کشوری و افزایش سن ازدواج است. ازدواج، گام نخست تشکیل خانواده را با تاخیر روبهرو کرده و پنجره فرصت باروری را تنگتر ساخته است.

ج) افقی برای آینده
قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، با ۷۳ ماده و حدود ۲۵۵ تکلیف، ظرفیت قانونی بالایی دارد. اما تجربه چهار ساله قانون نشان داده که کمبود اعتبارات و ناهماهنگی دستگاهها، مانع تحقق اهداف شده است. تغییرات مورد نیاز ما در عرصههای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی باید با حضور فعال خود جوانان رقم بخورد.
سیاستهای جمعیتی باید با واقعیتهای میدانی و مسائل روز جامعه عجین شود. روز جمعیتشناسی نه فقط یک مناسبت تقویمی، بلکه یادآور مسئولیت جمعی ما برای عبور از بحران خاموش کاهش جمعیت است.
پیام من برای جوانان امروز ایران:
آینده جمعیتی این سرزمین در گرو تصمیمهای شماست. اما این تصمیمها زمانی ثمربخش خواهد بود که بسترهای امنیت اقتصادی، رفاه و امید در جامعه فراهم شود.
جمعیت جوان ایران بزرگترین سرمایه این کشور است، مراقب باشیم این سرمایه به فرسودگی و پیری نگراید!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

علیرضا کاظمی؛ وزیر آموزش و پرورش، یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ماه در نشستی با کارشناسان مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی، به مناسبت روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی سخنانی را ایراد کرده است . ( این جا )
به نقل از پرتال وزارت آموزش و پرورش ؛ وزیر با تأکید بر اهمیت «روایت اول» در فضای رسانهای می گوید :
« انعکاس اخبار دستگاه با میزان عملکرد هر حوزه برابری می کند و در این راستا، سرعت، دقت و هوشمندی در انتشار اخبار نیز از الزامات اصلی روابط عمومیهاست که باید با تحلیل، پیشبینی و واکنش سریع نسبت به رویدادها همراه باشد .
وی با اشاره به ضرورت تحول در ساختار ارتباطی دستگاهها، گفت: روابط عمومیها باید با بهره گیری از فن آوریهای نوین و رویکردهای هوشمندانه، از رویکرد اطلاعرسانی به سطح تحلیل گری و روایت سازی ارتقا پیدا کنند . وزیر آموزش و پرورشی که در طول وزارت تقریبا دو ساله ی خویش حتی یک نشست خبری با رسانه ها برگزار نکرده است از این بابت نمی تواند نسخه و یا توصیه ای در حوزه افکار عمومی و مدیریت آن داشته باشد .
کاظمی با قدردانی از عملکرد مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش عنوان می کند :
تلاشهای شبانه روزی همکاران این حوزه، به ویژه در شرایط دشوار جنگ تحمیلی سوم، در ارتقای سطح اطلا عرسانی و بهبود تصویر عمومی آموزش و پرورش، بسیار مؤثر بوده است و انتخاب این مرکز به عنوان روابط عمومی برتر در میان دستگاه های اجرایی، بر حلاوت و شیرینی سختی های این ایام افزود » .
داوری و ارزیابی عملکرد واقعی و مقرون به واقعیت هر دایره و یا بخشی منهای تعریف های کلیشه ای و مرسوم در چنین جلساتی نیاز به اظهارنظرهای کارشناسان مستقل و نیز حوزه ی عمومی در آموزش دارد .
رامین آرمات عضو انجمن روابط عمومی ایران چنین می گوید :
« روابط عمومی مدرن تنها با انتشار پیام معنا پیدا نمیکند، بلکه با هم سویی پایدار میان گفتار و عملکرد سازمان سنجیده میشود.
اعتماد مخاطبان، نتیجه شفافیت، پاسخ گویی و اقدام واقعی است .
هرگونه فاصله میان وعده و عمل، سرمایه اجتماعی سازمان را تضعیف میکند و اعتبار ارتباطی آن را به خطر میاندازد .» .
بر این اساس پرسشی که به جد باید در مورد آن تامل و تدقیق صورت گیرد آن است که آیا در روابط عمومی های آموزش و پرورش چنین ساز و کاری تعریف و تبیین شده است ؟

آیا انتشار یک سویه پیام ها و محتوا بدون بیان شفاف میزان بازخورد و رضایت مخاطبان می تواند ماموریت راهبردی روابط عمومی که همانا « اعتمادسازی » است را جامه عمل بپوشاند ؟
در دولت پیشین ( ابراهیم رئیسی ) عمدتا ؛ در روابط عمومی عباراتی مانند « انتشار اخبار خوب و امیدبخش » وارد فرهنگ و ادبیات مدیران و مدیریتی این بخش شد که مشخص نبود دقیقا از کجا آمده اند و چه نسبتی با مفاهیم و کارکردهای روابط عمومی حرفه ای و مدرن دارند ؟
به نظر می رسید رویکرد غالب در آن زمان به نوعی بر موجه جلوه دادن اقدامات و سیاست ها و نیز جلب رضایت مخاطبان پایه ریزی شده بود اما در همین زمان بود که « صدای معلم » به عنوان یک رسانه مستقل و منتقد از حضور در نشست های خبری وزارت آموزش و پرورش بدون ارائه هیچ گونه توضیح و یا دلیلی محروم شد .

در کنار این مساله ، موضوعی که سال هاست از سوی مدیران روابط عمومی این وزارتخانه دائما تکرار شده است ارتقای سطح روابط عمومی به یک وضعیت « تحلیل گر » بوده است .
با این اوصاف ، به نظر می رسد که در سطح عملکرد و اقناع مخاطبان و چرخه « اعتماد سازی » اتفاق خاصی رخ نداده و روابط عمومی ها در وضعیت « روزمرگی » به سر می برند .
میزان « نشست های خبری » در وزارت آموزش و پرورش به حد قابل توجهی کاهش یافته و برخی اوقات بدون دلیل خاص و یا قانع کننده ای ؛ نشست های خبری لغو می شوند .
کیفیت و تاثیرگذاری این نشست های خبری هم خودش محل بحث و تامل است .

وزیر آموزش و پرورشی که در طول وزارت تقریبا دو ساله ی خویش حتی یک نشست خبری با رسانه ها برگزار نکرده است از این بابت نمی تواند نسخه و یا توصیه ای در حوزه افکار عمومی و مدیریت آن داشته باشد . رویکرد غالب در آن زمان به نوعی بر موجه جلوه دادن اقدامات و سیاست ها و نیز جلب رضایت مخاطبان پایه ریزی شده بود اما در همین زمان بود که « صدای معلم » به عنوان یک رسانه مستقل و منتقد از حضور در نشست های خبری وزارت آموزش و پرورش بدون ارائه هیچ گونه توضیح و یا دلیلی محروم شد .
موفقیت و اثربخشی روابط عمومی فقط به دیده شدن محدود نیست .
روابط عمومی حرفه ای نسبت چندانی با « روایت سازی » ندارد .

روایت اصلی و واقعی از درون « اقناع و رضایت » مخاطبان و ذی نفعان می جوشد و به سایر سطوح و لایه ها می رسد .
و این می تواند « اعتماد پایدار » را در درون بزرگ ترین روابط عمومی اجرایی کشور رقم بزند .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
«خانهخرابی یادگیری» در ایران امروز نه یک تعبیر شاعرانه، بلکه توصیف دقیق وضعیتی است که نظام آموزشی را در آستانه فروپاشی قرار داده است. تداوم تنشهای امنیتی، حملات نظامی، و تخریب زیرساختهای آموزشی، همراه با تعطیلیهای گسترده و قطع مکرر اینترنت، چرخه یادگیری را در سطحی بیسابقه مختل کرده است.
پژوهشهای جدید یونسکو و بانک جهانی نشان میدهند هر ماه تعطیلی آموزشی میتواند تا ۹ درصد از یادگیری مؤثر دانشآموزان بکاهد و شکافهای طبقاتی را برای نسلها تثبیت کند. در ایران، این اختلالها نه تنها کوتاه مدت نیستند، بلکه به دلیل نبود برنامهریزی و مدیریت بحران، به یک وضعیت مزمن تبدیل شدهاند.
تعطیلیهای ناشی از حملات اخیر و تخریب صدها مدرسه در استانهای مختلف، آموزش حضوری را به یک امکان ناپایدار بدل کرده است. گزارشهای داخلی نشان میدهد بیش از ۶۰۰ مدرسه آسیب جدی دیدهاند و بسیاری از آنها عملاً غیرقابل استفادهاند.

این حجم از ویرانی، دانشآموزان را به سمت آموزش مجازی سوق داده، اما آموزش مجازی در ایران خود گرفتار تناقضی ساختاری است: از یکسو تنها گزینه موجود است، و از سوی دیگر با قطع اینترنت، محدودیت پهنای باند، و نبود ابزارهای دیجیتال، میلیونها دانشآموز را از چرخه یادگیری حذف میکند.
تحقیقات جدید مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد حدود دو میلیون دانشآموز در ایران به دلیل نداشتن گوشی هوشمند یا اینترنت پایدار، عملاً هیچ دسترسی مؤثری به آموزش آنلاین ندارند. این شکاف دیجیتال، نابرابری آموزشی را از سطح «اختلاف» به سطح «بحران» ارتقا داده است. این بحران، اگر جدی گرفته نشود، نهتنها آینده فردی میلیونها کودک و جوان، بلکه مسیر توسعه کشور را برای دههها تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در کنار این مشکلات ساختاری، کیفیت یادگیری نیز به شدت سقوط کرده است. دادههای رسمی نشان میدهد زمان مؤثر تدریس پس از مجازی شدن بیش از ۶۰ درصد کاهش یافته و تعامل آموزشی به حداقل رسیده است. در مقاطع ابتدایی، این وضعیت به شکلگیری «بیسوادی پنهان» منجر شده؛ پدیدهای که در آن دانشآموزان به پایههای بالاتر منتقل میشوند، اما مهارتهای پایهای خواندن، نوشتن و ریاضی را بهدرستی کسب نکردهاند. این روند، مطابق یافتههای پژوهشهای بینالمللی، میتواند اثرات بلند مدتی بر بهرهوری نیروی کار و رشد اقتصادی کشور داشته باشد.
در سطح منطقه نیز گزارش یونیسف نشان میدهد بیش از ۵۰ میلیون کودک در خاورمیانه به دلیل جنگ از آموزش محروم شدهاند؛ ایران اکنون بخشی از این منظومه بحرانزده است.
در چنین شرایطی، آینده تحصیلی و حرفهای نسل جوان ایران در معرض تهدیدی جدی قرار دارد. اختلال در امتحانات، بیاعتباری سنجشهای آنلاین، و نبود برنامهریزی برای جبران عقبماندگیها، مسیر ورود به دانشگاه و بازار کار را مبهم کرده است. کشورهایی که تجربه بحرانهای مشابه داشتهاند - از اوکراین تا سوریه - نشان میدهند که اگر نظام آموزشی در سالهای بحران تقویت نشود، پیامدهای آن دههها باقی میماند.

ایران نیز در آستانه چنین نقطهای ایستاده است:
نقطهای که در آن، آموزش از ستون توسعه به یکی از آسیبپذیرترین بخشهای امنیت ملی تبدیل میشود.
سرانجام آن که، بحران کنونی آموزش در ایران تنها نتیجه جنگ یا تحریم نیست؛ محصول فقدان تدبیر، نبود سیاستگذاری مبتنی بر داده، و اولویت ندادن به سرمایه انسانی است. تا زمانی که دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت تضمین نشود، زیرساختهای آموزشی بازسازی نگردد، و برنامهای ملی برای جبران یادگیری تدوین نشود، نسل امروز دانشآموزان و دانشجویان با آیندهای کوچکتر، محدودتر و نابرابرتر روبهرو خواهد بود. این بحران، اگر جدی گرفته نشود، نهتنها آینده فردی میلیونها کودک و جوان، بلکه مسیر توسعه کشور را برای دههها تحت تأثیر قرار خواهد داد.
CANI College of Education
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
آن چه در زیر می آید ؛ نقدی بر گفت و شنودی است که چندی پیش در « صدای معلم » با عنوان : « آیا حق داریم برای دانش آموزان آرزو سازی کنیم؟ » توسط محمد امین چهاردولی و سعید قپانوری منتشر گردید . ( این جا )
بارها گفتم که به نظر من مشکل ما اعتقادی و ایدئولوژیک نیست، بلکه اخلاقی و سایکولوژیک است.
مشکل ما مشکل اخلاقی و فرهنگی است.
اجازه بدهید بعد از این همه سال کمی بیپرده حرف بزنم.
ما مردمی هستیم که گفت و گوی محترمانه، احترام به حقوق یکدیگر، رعایت مرز و حریم دیگران و رعایت حقوق و آزادیهای یکدیگر را بلد نیستیم.
بخش اعظم جامعه ما مثل کودکی است که در درک و رفتار سنجیده و خردمندانه، هنوز در کلاس اول ابتدایی است.
افتخار به اجداد و نیاکان، فرافکنی مشکل به غرب و شرق، توهین و حمله به منتقدان و پنهان شدن پشت ارزشهای وطنپرستی و احترام به ملت و ملیت هم دردی از ما دوا نخواهد کرد.
ما هرقدر در عقیده و نظر و شعار با هم مخالف باشیم ؛ در اخلاق و عمل و رفتار ، نسخه بدل یکدیگر هستیم.
شاهدوست و حزباللهی و چپی و راستی هیچ فرقی با هم نداریم، همگی زورگو، قلدر، بی تحمل، فحاش، بی ادب، خود بزرگبین، چاپلوس، دروغ گو و متقلبیم.

ما مردمی هستیم که از دست ظلم و سرکوب، فریادمان بر آسمان است اما تک تک مان ظالم و سرکوبگریم.
راستش را بخواهید درد ما این نیست که چرا کسانی قدرت را در دست دارند و به ما ظلم میکنند. دردمان این است که چرا ما قدرت را در دست نداریم تا ما ظلم کنیم!
از خواب خرگوشی خود برتربینی و افتخار به تاریخ و نیاکان بیدار شویم.
شعار سیاسی دادن و زنده باد و مرده باد گفتن آسان است اما خودنگری، خودسازی، پرورش دانش و اخلاق و مسئولیت پذیری سخت و دشوار، از شما چه پنهان ترسناک است. این است که ما به یقهدرانی و زنده باد و مرده باد اکتفا میکنیم.
ما حتی ترجیح میدهیم در مغزمان هم از فکر کردن به چیزهای سخت خودداری کنیم و در عوض، افکار آسان و خوشایند را بپرورانیم، مثل اینکه: فلان کس میآید و همه چیز از جمله همه رنج و بدبختی را که حاصل جهل و بیاخلاقی و زورگویی بیمسئولیتی خود من است، درست میکند و تنها کسی که قرار نیست زحمتی بکشد یا تغییری بکند من هستم.
و به ندرت با خود فکر میکنیم که اگر فرد یا نظام صالح و سالمی به قدرت برسد، اولین مشکلش، من خود بزرگ بین و بی اخلاق و مسئولیتگریز هستم...
در آخر عرض کنم که به عنوان یک نویسنده، درمان گر و روشنفکر اجتماعی با همه رنج هایی که برده و می بریم همدلم و برای مردم عزیزم از عمق دل آرزوی شادکامی و بهروزی در سایه رشد و آگاهی دارم و هدف این نوشته هم چیزی جز این نیست...
t.me/sasanhabibvand
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید