گروه گزارش/

مراسم گرامی داشت « روز معلم » دوشنبه 14 اردیبهشت در « خانه ی احزاب استان البرز » با حضور جمعی از فرهنگیان شاغل و بازنشسته برگزار شد .
با وجود دعوت از مدیران آموزش و پرورش برای حضور در این نشست هیچ کدام حضور پیدا نکردند .
قاسم پوستین دوز، مدیر پیشین اداره آموزش و پرورش ناحیه 4 کرج در این نشست حضور داشت و به ارائه دیدگاه های خود پرداخت .
از رسانه های دعوت شده در این نشست فقط مهدی توسلی ، صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریه استانی فراز البرز حضور پیدا کرده بود .
همچنین ؛ « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » نیر در این مراسم حضور داشت و ضمن ارائه دیدگاه ها و نظرات خود به برخی پرسش های حاضران پاسخ گفت .
مدیر صدای معلم در ابتدا ضمن تشکر از رضا قاسم پور خبرنگار صدای معلم ورییس فراکسیون اصلاح طلبان و خانه احزاب استان البرز که چنین فضایی را در شرایط حاضر برای هم اندیشی معلمان فراهم کرده اند از رویکرد و عملکرد حراست های وزارت آموزش و پرورش انتقاد کرد و گفت :

« گزارش های رسیده به « صدای معلم » و نیز صحبت های برخی مدیران مدارس نشان می دهد که آنان به مدارس گفته اند که حضور معلمان در مدرسه برای بزرگداشت روز معلم مجاز نیست و در صورت تشکیل هر گونه جلسه و نشست ، مسئولیت آنان بر عهده خود مدیران مدارس خواهد بود . جالب است این مدیران وقتی از سیستم کنار گذاشته می شوند ؛ در مجامع که حضور پیدا می کنند با مظلوم نمایی می گویند که در زمان تصدی و مدیریت شان ، نمی گذاشتند که کار کنند و قس علیهذا !
پرسش من این است که آیا چنین چیز « قانونی » است ؟
کدام قانون و اخلاق اجازه چنین دستوری را به آنان و سایر مسئولان داده است ؟
مگر چه اتفاقی افتاده که نباید این جلسات برگزار شوند .
در شرایط آتش بس و حتی جنگ هم دلیلی برای « تعطیلی مدارس » و توجیهات رنگارنگ برای جبران آن از سوی هیچ مقام و مسئولی هم وجود ندارد .

ما تجربه جنگ 8 ساله تحمیلی بین عراق و ایران را داریم .
مگر در آن شرایط و با وجود موشک باران و بمباران ، مدرسه ای را تعطیل کردند ؟
این چه بساطی است که راه انداخته اند ؟ »
رضا قاسم پور رییس فراکسیون اصلاحطلبان ضمن تبریک هفته معلم به همکاران حاضر در نشست افزود: فراکسیون اصلاحطلبان در تلاش است به بهانه مناسبتهای ملی و نیازهای کف جامعه، جلسات مطالبه گری و هماندیشی چالشی با حضور نخبگان البرزی و ملی برگزار نماید .
قاسم پور تصریح کرد : در دوران پسا کرونا ، آموزش و پرورش دچار استحاله شده و با الصاق تعطیلیهای گاه و بی گاه آلودگی هوا، اعتراضات و اغتشاشات و اخیرا جنگهای تحمیلی زمین گیر شده است ؛ لذا ذی نفعان آموزش و پرورش به عنوان اضلاع ناراضی رخ نمودهاند .

القصه، کلکسیون دانش آموزان، معلمان، خانوادهها، وزارت خانه و ادارات و حاکمیت هیچ کدام از عملکرد دستگاه تعلیم و تربیت راضی نیستند .
به تمامی مشکلات ذکر شده توسط دوستان حاضر در جلسه میتوان موارد زیر را نیز سنجاق نمود :
* استفاده ابزاری از آموزش و پرورش توسط برخی از نهادها و دستگاه ها
* تعیین تکلیف برای آموزش و پرورش در شورای عالی آموزش و پرورش که اعضا و تصمیم گیرندگانش عموما غیرفرهنگی و بیاطلاع از احوالات آموزش و پرورشند .
* درگیری با پدیدههایی چون اختلاسهای دنباله دار و بیامان از صندوق ذخیره فرهنگیان
* عقد قرارداد با بیمههای اسقاطی
* دخالت نمایندگان و سایر ذی نفوذها در فرایند عزل و نصب مدیران آموزش و پرورش
* سند تحول بنیادین با اصول مبهم و کلی و اجرای گزینشی
* مافیای کنکور و گزینش غیر حرفه ای معلمان و بسیاری موارد دیگر .
به نظر میرسد که تصمیم سازان و تصمیم گیران آموزش و پرورش از تحولات ساری و واقعیتهای جاری در کف آموزش و پرورش بی اطلاعند .
زلزلهای هفت ریشتری باید .... !
واقعیت آن است که نه مسئولین از عملکرد آموزش و پرورش خشنودند و نه مردم به کارآمدی آن باورمند .
برای بهسازی و تعمیرات اساسی در آموزش و پرورش چارهای جز رجوع به تجربیات کشورهای توسعه یافته و توسل به خرد جمعی در آموزش و پرورش نیست » .
در ادامه ؛ امیر عطاران ، معلم و نویسنده کتاب متنی را با محتوای زیر خطاب به حاضران قرائت کرد :

« تقدیم به اهلِ دِماغ
« از دِماغ تا دَماغ؛ وقتی صورت، مسلخِ سیرت میشود »
هرچند میانِ « دِماغ » تا « دَماغ » تنها به اندازه یک «حرکت» فاصله است، اما در جغرافیای انسانی، فرسنگها شکاف است میانِ دَماغ تا دِماغ ! که گویی صعود و سقوطِ آدمی،در توازن و حرکت میانِ همین دو کلمه نهفته است .
فاجعه آن جاست که آدمی را نه با ترازوی « دِماغ »،که با معیارِ «دَماغ» قضاوت کنند؛ و از یاد ببرند که اصالتِ و هویت آدمی به دِماغ است نه به دَماغ .
نمیدانم در این روزگارِ چه شده که برخی چنان سرگرمِ « دَماغ » شدهاند که گویی دِماغ را از یاد برده اند؛ و چنان بر دَماغِ خویش می نازند که گویی دِماغ را به کلی از فراموش کرده اند و چقدر تلخ و دردآور است آن گاه که ثروت، خرجِ دَماغ میشود ، در حالی که اندکی بر دِماغِ خویش اندیشه نمی دارند .

در دنیایی که ارزشِ دَماغها از دِماغها فزونی یافته و صاحبانِ خرد در عزلتِ ظاهر بینیهایِ دنیوی گوشه گیر گشتهاند، نمیدانم باید بر غربتِ « اهلِ دِماغ » غصه خورد یا بر جهالتِ « اهلِ دَماغ »؟
آری!
از آن روز که دِماغها (عقلها) تعطیل شدند، دَماغها رونمایی گشتند؛ و از آن دم که دِماغ ها از فهم افتادند، دَماغها به فخرفروشی برخاستند .
و تاریخ چه « داغها » که از دار و دسته « دَماغ دارانِ بی دِماغ» ندیده است! همان کسانی که در پستوی جهل، دِماغ (عقل) را به بند کشیدند و با اصالت دادن به ظواهر، جامعهی انسانی را به سوی جامعه حیوانی گسیل داشتند .
تقدیم به آنان که در جفایِ دنیای دَماغ داران، هنوز بر آستانِ اندیشه ایستادهاند و سیرتِ انسانیِ خویش را در قمارِ صورتِ دنیوی نباختهاند » .
سپس ؛ مهدی توسلی از فرهنگیان و اصحاب رسانه به نقد عملکرد « صندوق ذخیره فرهنگیان » که دارایی ها ، هلدینگ ها و امکانات فراتر از تصوری دارد پرداخته و گفت :

« سیاست زدگی دنباله دار به جای سیاست گذاری کارآمد، تهدید اصلی توسعه همه جانبه موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان است .
با وجود ظرفیت های بی نظیر ایجاد شده توسط مدیران و فرهنگیان از نزدیک سه دهه گذشته که متاسفانه به صورت کمرنگ از همان اوایل تشکیل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان به جای سیاستگذاری درست و کارآمد مسیر به سمت ناکارمدی رفته و به جای تعریف واقعی از موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان به عنوان بازوی تاثیر گذار در اقتصاد کلان کشور و کمک به رفع چالش ها تبدیل به یکی از کم اعتمادترین موسسات مالی کشور گردیده و برای فرهنگیان موجب اضطراب و نگرانی به جای افزایش امید و آسایش گردیده است و برای خروج از وضع موجود به نظر می رسد توجه به موارد زیر می تواند به افزایش اعتماد فرهنگیان وارتقای بهره وری به موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان کمک کند :
۱- شفاف سازی کلیه فعالیت های صندوق و اعلان آن به نحو مقتضی به فرهنگیان عضو به جای گزارش های کلی
به این صورت که منابع اصلی سود آوری شرکتها و...مشخص گردد.
۲- عمل به قانون و اساسنامه موسسه به عنوان بزرگترین تکیه گاه قابل اعتماد جهت حرکت در مسیر مستقیم ؛ به عنوان مثال بعد از هفت سال با برگزاری انتخابات نماینده جدید معلمان موسسه انتخاب کردند ..
۳- اعضای محترم هیئت امنا با جدیت هرچه بیشتر در هدایت و سیاست گذاری موسسه تاثیر گذار باشند و باتوجه به رسالت های قانونی در جهت ارتباط بهره وری صندوق تلاش کنند. به عنوان مثال تلاش در جهت هدایت هیئت مدیره محترم جهت اخذ سهم دولت
۴- چابک سازی شرکت ها و هلدینگ ها وکار آمد و بروز کردن آنها به جای حذف آنها چرا که شرکت ها و هلدینگ ها به عنوان فرصت تلقی می شوند تا تهدید هر چند هدایت سرمایه به بورس بعنوان نبض اقتصادی هر کشوری ظاهرا خوب و راحت هست ولی سابقه خوبی ندارد مضافا اینکه کشور به جای بورس بازی باید به سمت تولید هدایت شود.
۵- جهت ایجاد اعتماد در فرهنگیان هرچه سریع تر بر اساس قیمت های واقعی ارزش مالکانه افراد تعیین تکلیف شود .
۶- هیئت مدیره های موسسه ، هیئت مدیره هلدینگ ها و شرکت ها براساس شاخصه های علمی انتخاب شده و از دخیل کردن فشارهای سیاسی و... که در انتخاب افراد بیشترین نقش را دارد پرهیز گردد » ..
۷- برگرداندن اموال موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان از وزارتخانه از جمله ساختمان علاقه مندان تهران ، لرستان و ....
مدیر صدای معلم در ارتباط با پرسش یکی از حاضران و در تایید مواضع توسلی گفت که بیش از 30 سال از عمر صندوق ذخیره فرهنگیان می گذرد .
جالب است بدانید که صندوق ذخیره فرهنگیان در سن بازنشستگی خود فقط یک « نشست خبری » با رسانه ها آن هم با پیشنهاد و پی گیری « صدای معلم » برگزار کرده و البته در آن نشست هم « صدای معلم » را دعوت نکردند .
مسئولان این صندوق که « پاسخ گویی » و « مسئولیت پذیری » باید تقویم و ترجیع بند کاری آنان باشد ؛ اساسا با این گونه مفاهیم بیگانه اند و باوری به آن هم ندارند .
کسی از مقامات بالادستی هم چنین کاری از آنان نمی خواهد .
وقتی فرهنگیان عضو نسبت به صندوق ذخیره بی اعتمادند ، دلیل دارد و بدیهی است که با شعار و حرف های قشنگ نمی توان « اعتمادسازی » کرد .
در این نشست ؛ مدیر پیشین اداره آموزش و پرورش ناحیه 4 کرج از زحمات زیاد عبداللهی استاندار البرز تشکر و قدردانی کرد .
پورسلیمان مدیر صدای معلم در پاسخ گفت :

استاندار به وظایف خود به عنوان « رییس شورای آموزش و پرورش استان » عمل می کند و باید که در چارچوب « قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش » مسئول و پاسخ گو باشد .
سپس پوستین دوز مدیر پیشین اداره آموزش و پرورش گفت پس تکلیف کسانی که به این وظایف عمل نکرده اند ؛ چه می شود ؟
پورسلیمان تصریح کرد : اگر به قول مسئولان ، « ترک فعل » کرده است باید مطابق قانون برخورد شود . هر چند این نافی مسئولیت رسانه ها و خبرنگاران و در مجموع ،؛ جامعه هدف و ذی نفع هم نمی تواند باشد .
مدیر و مسئولی که به خطا می رود و سیستم را فشل می کند ؛ باید بدانیم این وضعیت و محصول یک شبه و ناگهانی اتفاق نمی افتد !

دیدگاه یکی از فرهنگیان حاضر در نشست در مورد « مشارکت » بود .
مدیر صدای معلم در توضیح این نگرش چنین بیان کرد :
متاسفانه واژه مشارکت دچار بدفهمی و حتی سوء استفاده واقع شده است .
در دنیا ( منظورم کشورهای توسعه یافته است و نه عقب مانده ) ؛ تامین درست و رایگان « آموزش و بهداشت » از وظایف اصلی و ذاتی دولت هاست و آنان به هیچ وجه نمی توانند آن را تفویض کرده و از انجام آن سر باز زنند .
متاسفانه در این چند دهه ، حاکمیت ما به انحای مختلف از عمل به اصول قانون اساسی مانند اصل 3 و 30 و... طفره رفته و همواره سعی کرده آموزش و پرورش را با وجود شعارها و حرف های زیبا و فربینده از سر خود باز کند .
این به هیچ وجه منطقی و قابل قبول نیست » .
قاسم پور مدیر نشست در ابتدای نشست عنوان کرد که برگزاری این نشست را به افرادی بسیاری اطلاع رسانی کرده بود . برخی از آنان گفته بودند که که اگر ما در این نشست بیاییم ؛ آیا پورسلیمان می تواند مشکلی از آموزش و پرورش و معلمان را حل کند ؟ برگزاری این نشست ها به چه دردی می خورد ؟
پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم در پاسخ گفت :
« وظیفه و در واقع عملکرد یک رسانه به صورت عمده معطوف به دو چیز است :
نخست انعکاس درست و حرفه ای واقعیت ها و دوم برخورد با استبداد اداری مدیران و فربه کردن « حوزه عمومی » در آموزش و پرورش .

مدیر صدای معلم ضمن اشاره به برخی تجارب و مشاهدات خود در نشست های خبری و نیز 15 سال فعالیت حزبی و تشکیلاتی خود تاکید کرد :
بسیار دیده ام که وقتی در مورد پاسخ به پرسشی به مقام مربوطه سماجت کرده ام آن مسئول گفته که عملا کاره ای نیست و یا اختیاری ندارد و تعابیری از این دست .
به آن مقام صریحا گفته ام که اگر کاره ای نیستی پس این جا چه می کنی ؟!
برو و بگذار کسانی بیایند که بتوانند حداقل به شرح وظایف قانونی خود عمل کنند .
جالب است این مدیران وقتی از سیستم کنار گذاشته می شوند ؛ در مجامع که حضور پیدا می کنند با مظلوم نمایی می گویند که در زمان تصدی و مدیریت شان ، نمی گذاشتند کار کنند و قس علیهذا !
نباید فراموش کنیم که حضور در این گونه نشست ها به انگیزه و خودانگیختگی بالایی نیاز دارد .
مدیر صدای معلم به طنز عنوان کرد : کافی است که اعلام کنید حضور در این نشست 5 ساعت ضمن خدمت دارد و یا در پایان قیمه و ... می دهیم . آن موقع خواهید دید که چند نفر استقبال می کنند ! اما ما به دنبال تبلیغات و سیاهی لشگر و... نیستیم .
مشروح دیدگاه ها و نظرات مدیر صدای معلم در این پایگاه خبری تحلیلی منتشر خواهد گردید .




گزارشگران : رضا قاسم پور و علی پورسلیمان
ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان
تخصیص بیش از ۶۸۷ میلیون تومان برای ارتقاء نهضت ملی حفظ جزء ۳۰ قرآن کریم در استان:
معاون پرورشی و فرهنگی ادارهکل آموزش و پرورش استان آذربایجانغربی از واریز ۶۸۷ میلیون تومان اعتبار به حساب مناطق ۲۵ گانه استان خبر داد.
غلامرضا فدوی با اعلام این خبر داد: این اعتبار با هدف ارتقاء و حمایت از اجرای "نهضت ملی حفظ جزء ۳۰ قرآن کریم"، که یکی از شاخصهای محوری اداره قرآن، عترت و نماز محسوب میشود، تخصیص یافته است.
گیرم دانش آموزان سراسر کشور حافظ کل قرآن» شدند! برونداد و خروجی؟
الان ریشه اینکه می گن آموزش و پرورش ایران رو محفوظات بنا شده را بهتر درک می کنیم.
معاون پرورشی و فرهنگی آموزش و پرورش استان آذربایجانغربی، اعلام کرد که این استان موفق به کسب رتبه سوم کشوری در زمینه ثبت اطلاعات شاخص «اقامه نماز» در مدارس شده است. وی از کلیه مدیران خواست با پیگیریهای ویژه، نواقص موجود را برطرف کرده و اطمینان حاصل نمایند که اطلاعات نمازخانههای تمامی مدارس استان به صورت صد درصدی در سامانه نور چشم ثبت شود.
دقت کنید ببینید درباره چی آمار میده: آمار ثبت نمازخانه یعنی همه مدارس کم و بیش یک نمازخانه دارند هر کی در سامانه ثبت کنه ...
اصلا این ارزش خبری و اطلاع رسانی داره؟
«امتحانات و آزمون های نهایی شرف و حیثیت آموزش و پرورش است.»
امتحانات خردادماه ویترین حیثیت آموزش و پرورش است و تمامی حوزهها باید مجهز به دوربین مداربسته بوده و از مدیران باسابقه و متخصص در راس حوزههای اجرا استفاده شود.
قابل توجه بانوان محترمه!