
با استعانت از پيامˏ همايشˏ اخيرˏ سرانˏ سه قوه و صاحب نظران عالي ˏکشور در زمينه مبارزه با مفاسد مبتلا به جامعه و به ويژه نگاه توأم با بصيرت و ابراز نارضايتي بالا ترين و عالي ترين مقام مملکت در هامشˏ نامه معاون اول رياست جمهور و تأکيد مو̾کد رياست جمهور به مشارکت مردم و در نقد نابه ساماني ها .،
قابل توجه فرياد رسان جامعه : نقد وبررسي يک خبرˏ تبعيض آميز و آزار دهنده ، به نقل از خبر گزاري ها و جرايد کشور : در چند روز گذشته در خبرها آمده بود که يکي از مديران که اتهاماتي نيز به او منتسب است و در بيان دفاع از خود گفته : " حقوق و مزاياي بنده بر اساسˏ مصوبه هيئت مديره ، " کمتراز 70 " ميليون تومان بوده ...."
نويسنده نمي داند اين رقم ، حقوقˏ يک سال است يا يک ماه ؟ ترس از اينست که منظورˏ متهم حقوقˏ يک ماه باشد !!! که اگر چنين باشد ، بسي آزار دهنده است !!!
آزار دهندگي موضوع کجاست ؟ خيانت در امانت ؟ آن هم براي کسي که خود بايد امين و الگو باشد ؟ که بايد گفت : " بشر ممکن الخطاست " و شيطان در اين خصوص مأموريت دارد !،
تبعيض در پرداختˏ حقوق و مزاياست ؟ که آن هم ديگران تعيين مي کنند و متهم در تعيين آن نقشي ندارد ! نقصان قانون است ؟ که آن هم بايد گفت ا...اعلم به حقايق الامور ! يا ...؟
مبنايˏ حقوق و مزايا چيست ؟ تحصيلات ؟ که امروز بر اساس آمار هاي موجود ، اکثريت جوانان ، توفيق تحصيلاتˏ عالي را يافته و کشور را عالمانه اداره مي کنند و در جهان افتخار مي آفرينند.، سنواتˏ خدمت است ؟ که آن هم قشرˏ وسيعي از شاغلين توفيق رسيدن به سن بازنشستگي را يافته اند ، اهميت مشاغل است ؟ که آن هم الي̓ ما شااله سربازانˏ جان بر کف و ايثارگر در سطح جامعه حضور دارند که از جان خود مي گذرند و رسالت خود را ايفا مي کنند تا جائي که هيچ کوچه و برزني ، خيابان و بزرگراهي را نمي شناسيم که به نام شهيدي مفتخر نباشد .
يا روابط ؟ ، نورچشمي بودن ؟ خدا خواسته ؟ و بالاخره هزاران انگيزه ناثوابˏ ديگر که مي تواند با صرف نظر کردن از قوانينˏ موضوعه و عدالت و امانت ، حقوقˏ جامعه را تضييع و خود مبناي تعيين حقوق گردد ؟ و يا بي ضابطه گي !!! .
در جامعه اي که به هزاران دليل موجه و غير موجه ، سطحˏ حقوقˏ اکثريت ، کمتر از يک ميليون تومان است ! به کدام انگيزه چنين حقوق بالايي رقم مي خورد ؟
آيا موضوع نمي تواند آزار دهنده باشد ؟ آيا مأيوس کننده نيست ؟ کجايند فرياد رسان جامعه ؟ اين تبعيض چه بر سر آحاد جامعه وارد مي کند ؟ چرا آن را رسانه اي مي کنيد ؟ آيا مصداق تشويش اذهان عمومي نيست ؟ که عدالت فراموش شده است ؟
وصف حال نويسنده :
زبان بريده به کنجي نشسته صم̈́ بکم به از کسي که نباشد زبانش اندر حکم
آن که دائم هوس سوختن ما می کرد / کاش می آمد و از دور تماشا می کرد ؟!
قلم در دستم می لرزد ...
چگونه درباره ی قتل همکارم بنویسم منی که طاقت آن را ندارم حتی صحنه ی سر بریدن یک مرغ را نظاره گر باشم ؛ چگونه از ماجرای قتل یک معلم آن هم در حین تدریس در کلاس درس سخن بگویم . در عرف جامعه ، وقتی برای پدر یا مادری اتفاق ناگواری می افتد معمولاً اطرافیان سعی می کنند این خبر را از فرزندان خانواده مخفی نگه دارند ؛ برای دیگران ، مخصوصاً برای مسؤولین ارشد نظام آموزش و پرورش که سال هاست از مدرسه و کلاس خداحافظی { فرار } کرده اند هرگز قابل درک نیست که وقتی چنین خبر ناگواری در زنگ تفریح در دفتر معلمان مدارس پخش می شود ، پس از آن معلمان با چه حس و حالی در کلاس درس حاضر می شوند .
با شنیدن این خبر بلافاصه این آیه ی قرآن در ذهنم مجسم می شود که : «... مَن قَتَل نفساً بِغَیر نفسٍ او فسادٍ فی الأرض فکأنّما قتل النّاس جمیعاً و من اَحیاها فکأنّما اَحیا النّاسَ جمیعاً ... » { المائده / 32 } .
در سال 1384 نامه ای به وزیر وقت آموزش و پرورش نوشتم که موضوع عمده ی آن توضیح وضعیت انضباطی مدارس ایران و درخواست اصلاح آیین نامه ی انضباطی مدارس بود و در آنجا متذکر شده بودم که ناقص و نارسا بودن آیین نامه ی انضباطی به ویژه در سطح دبیرستان ها ، اصل و اساس تعلیم و تربیت را در مدارس با تهدید جدی مواجه کرده است که در تاریخ 8 / 9 / 1384 به شماره 20658 - 9 - 140 به دفتر وزیر آموزش و پرورش تقدیم شد *.
اما متأسفانه مسؤولین مربوطه بدون هیچ توجهی آن نامه را در داخل کمدهای وزارتخانه زندانی کردند تا نظام تعلیم و تربیت کشور ، همچنان در قفل و زندان بماند . و { با عرض معذرت از خوانندگان محترم } شعر سعدی بزرگوار هم به این ترتیب اصلاح گردد که :
« بنی آدم اعضای یک جنگلند ! که اگر کل پیکره ی نظام اجتماعی بر هم بریزد هم هیچ کس ککش نمی گزد ؟! » ...
وقتی بی احترامی و فحاشی و حتی در گیر شدن با معلم در برخی از کلاس های درس و در برخی از مدارس کشور { به ویژه برخی از دبیرستان های پسرانه } امری عادی تلقی بشود و حافظان و مجریان قانون هیچ گونه واکنش و اقدام متناسبی در قبال آن نداشته باشند ، کم کم به قتل معلم هم منجر خواهد شد .
و خوشا ! به حال مسؤولانی که به جای اعمال تدابیر لازم و حل مشکلات ادارات و مدارس تحت مدیریت خودشان ، برای ستادهای انتخاباتی آقایان شان !! آینه و شمعدانی می گردانند ! و اسپند دود می کنند ... !؟
حدود ساعت ۱۱ صبح روز شنبه اول آذر امسال، محسن خشخاشی ۴۳ ساله در حال تدریس درس فیزیک در دبیرستان پسرانه حافظی در خیابان ۴۵ متری بسیج شهرستان بروجرد بود که محمد کلهر دانشآموز ۱۵ ساله وارد کلاس شد.

عبدالرضا اسدی :
نمایندگان خانه ملت در سال 91 طرحی را در دستور کار مجلس شورای اسلامی داشتند که موضوع آن تغییر مبنای محاسبه حقوق و مزایای کارکنان دولت از دو سال سال سنوات منتهی به پایان خدمت به پنج سال بود.
بر اساس این طرح به جای احتساب حقوق و مزایای بازنشستگی بر مبنای سنوات دو سال پایان خدمت، می بایست حقوق کارمندان دولت بر اساس پنج سال پایان خدمت محاسبه شود و در صورتی که این کارمندان در پنج سال پایانی خدمت خود پست مدیریتی یا معاونتی می داشتند حق مدیریت آن ها در پاداش پایان خدمت و احکام بازنشستگی آنان لحاظ می شد.
این طرح که چهار نماینده موافق و پنج نماینده مخالف در مورد آن صحبت کردند، به طور همه جانبه در صحن علنی مجلس شورای اسلامی مورد بررسی قرار گرفت و موافقان و مخالفان دلایل و دیدگاه های خود را در این خصوص بیان کردند.
خلاصه دلایل موافقان و مخالفان این طرح این بود که موافقان طرح اعتقاد داشتند؛ احتساب حقوق و مزایای بازنشستگان کشوری و لشکری بر مبنای سنوات منتهی به دو سال پایان خدمت باعث می شود برخی کارمندان با احراز پست های مدیریتی یا معاونتی در دو سال پایان خدمت از حقوق و مزایای مدیریت یا معاونت در پاداش پایان خدمت و احکام بازنشستگی خود بهره مند شوند که این کار برای دولت بار مالی دارد و مخالفان طرح همین دلیل مخالفان را اتفاقاً به عنوان نقطه قوتی می دانستند و معتقد بودند؛چه اشکالی دارد برای بهبود معیشت بازنشستگان محترم که در پایان سی سال خدمت صادقانه به نظام در دورانی از عمر که اکثراً پیک مشکلات آنان در این دوران است ما نمایندگان ملت راه قانونی را برای بهره مندی آنان از مزایای حق مدیریت و معاونت در پاداش پایان خدمت و احکام بازنشستگی اشان را هموار کنیم. در پایان پس از استماع نطق موافقان و مخالفان نمایندگان محترم با رای قاطع این طرح را رد کردند که در نتیجه همان دو سال پایان خدمت به عنوان مبنای احتساب حقوق و مزایای بازنشستگان کشوری و لشکری در نظر گرفته شد.
آنچه می توان تلویحاً از این بحث فهمید اینکه؛ قانون گذار نسبت به کارگیری نیروهای در شُرف بازنشستگی در پست های مدیریتی و معاونتی در دو سال منتهی به بازنشستگی اشان به جهت بهبود معیشت آنان نظر مساعد دارد.
متاسفانه بعضاً مشاهده شده است در زمان برخی مدیران قبلی در مدیریت آموزش و پرورش شهرستان دلفان به دلیل یک سری مسائل سیاسی و اختلاف سلایق جزئی و بد اخلاقی ها و کج فهمی ها، حق و حقوق عده ای از فرهنگیان شهرستان در این زمینه نادیده گرفته و در حقشان اجحاف شده است و بعضاً از روی حقد و کینه اتفاقاً در دو سال پایان خدمت پست مدیریت یا معاونت این افراد لغو شده و با این کار خانواده این فرهنگیان را از یک حق مسلم برای سالیان متمادی محروم نموده اند . مطمئناً این امر یک کار غیر اخلاقی و یک ظلم بَیِّنی است که هیچ انسان منصفی حاضر به انجام آن نیست مگر انسانی که فریب خورده شیطان و هوای نفس باشد.
بر این اساس خواسته به حق و قانونی این قشر از فرهنگیان دلسوز شهرستان دلفان که عمری را صادقانه در خدمت فرزندان این شهرستان بوده اند و اکنون سال های پایانی خدمت خود را طی می کنند از مجموعه مدیریت آموزش و پرورش مخصوصاً مدیر محترم جناب آقای احمد کاظمی که خود از نیروهای فرهیخته و ارزشمند آموزش و پرورش می باشد این است که؛ با حفظ کرامت این فرهنگیان زحمت کش آن ها را شناسایی کرده و در سنوات منتهی به دو سال پایان خدمت آنان را در پست های معاونتی و مدیریتی مدارس به کار گیری کنند. چرا که شأن یک فرهنگی بالاتر از آن است که بعد از بیست و هشت سال خدمت صادقانه برای احراز یک پست مدیریتی یا معاونت جهت بهره مندی از مزایای آن در پاداش پایان خدمت و احکام بازنشستگی شخصاً یا به واسطه دیگران دست به دامن این و آن شده و به دلیل مشکلات مالی با اکراه درخواست حقی را بکنند که قانونگذار نسبت به آن نظر مساعد دارد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
بسمه تعالی
معاونت محترم برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری
جناب آقای نوبخت
با احترام
پیرو نامه 24 / 9 / 93 – 286572 بازنشستگان آموزش و پرورش و در ادامه آن به استحضار می رساند :
با حذف « حق شغل » و صرفا قید میانگین حقوق دو سال پایانی خدمت در حکم بازنشستگی ، تبصره ( 3 ) ماده ( 65 ) فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری بر اساس قسمت آخر ماده ( 64 ) همان فصل ، برای بازنشستگان پس از سال 88 نیز اجرا نمی گردد و پاسخ مسئولین ذی ربط و کارشناسان محترم به درخواست های بازنشستگان بعد از سال 88 برای رفع این معضل که می گویند « این ماده در زمان اشتغال اعمال گردیده و در حقوق مستتر است ، صحیح نمی باشد ؛ زیرا « امتیاز حق شغل » باید هر سال بر اساس آخرین گروه ( طبقه شغلی ) فرد بر « ضریب سال » که هر سال از طرف دولت اعلام می گردد و متغیر است ( همانند شاغلین ) ضرب شده و مبلغ آن به حقوق اضافه شود ، زیرا درست است که ( امتیاز حق شغل ) طبق امتیاز حق شغل آخرین حکم آنان ثابت است و پس از بازنشستگی دیگر تغییر نمی کند ولی همچنان که توضیح داده شد ، همان آخرین امتیاز ثابت حق شغل آن ها هر سال باید ضرب در ضریب همان سال شده و به حقوق افزوده گردد .
لذا این ایرادی است که در حکم و فیش حقوقی بازنشستگی وجود دارد و همچنان که در بند ( 3 ) لایحه ی بازنشستگان در تجمع روز دوشنبه 24 آذر 93 به نهاد ریاست جمهوری ارائه گردیده تغییر فرم بازنشستگی ضروری است .
با توجه به مستندات ضمیمه ( فیش های حقوقی و حکم دو تن از بازنشستگان بعد از سال 88 ) و نیز نمونه محاسبه ای که در زیر آورده می شود ، توضیحات بالا روشن می گردد .
لازم به یاد آوری است وزارت آموزش و پرورش به کسانی که رتبه آنان را به جای عالی ، ارشد منظور کرده است از تاریخ 2 / 1 / 88 تا 1 / 10 / 89 بابت ما به التفاوت حقوق و پاداش بدهکار می باشد و پس از بازنشستگی جبران ما به التفاوت حقوق بر عهده صندوق بازنشستگی می باشد .
محاسبه حق شغل بازنشسته ی آموزش و پرورش 10 / 10 / 89 از سال 88 تا 93 « ضریب سالی » که هر سال دولت اعلام کردهاست :
مدرک : لیسانس
مدت : خدمت 30 سال
مبلغ ( ریال ) ضریب سال امتیاز حق شغل سال
4092000 600 6820 1388
4337520 636 6820 1389
4774000 700 6820 1390
5490100 805 6820 1391
6860920 1006 6820 1392
8231740 1207 6820 1393
با سپاس
بازنشستگان آموزش و پرورش بعد از سال
1388
راستی چگونه می شود یک معلم خوب بود؟ چه ویژگی هایی را باید کسب کرد؟ آیا مگر اصلا معلم بد هم داریم؟
آن چه به نظر من از یک معلم ، معلمی خوب می سازد میزان آگاهی و اندیشه های اوست. این که چه قدر باید برای خوب بودنش مطالعه کند و به اصطلاح چه قدر به روز باشد. او باید خوب بداند که معلمی فقط بازگو کردن مطالب کتاب به دانش آموز نیست بلکه باید به او چگونه فکر کردن را بیاموزد ، او را آگاه بار آورد . آگاه از حقوقی که باید برخوردار باشد ، از وظایفی که باید در قبال آنها انجام دهد. آموزش حقوق اجتماعی ، نظم اجتماعی ، هنجارها و ارزش ها و... باید یاد بگیرد که خود انتخاب کند نه برایش انتخاب نمایند. باید دانش آموز را منتقد بار آورد .
اما این ها چگونه امکان پذیر است؟
زمانی می توانیم در این راه قدم بگذاریم که کوله بارمان آکنده از تجربیاتی بکر باشد. زمانی که خود آزاداندیشی را فرا گرفتیم!
راستی در روز چه قدر مطالعه می کنیم؟
خارج از محدوده ی درسی مان به چه مطالبی می پردازیم؟چه اندازه خودمان آگاه هستیم؟ آگاه از حقوق و وظایف مان . چه از معلمی مان می خواهیم؟ پاسخ به هر کدام از این سوالات نیازمند پیشینه ای جدی است. اگر نتوانستیم خود را فربه کنیم باید یاد بگیریم که بتوانیم.
باید به کار عشق ورزید . باید به دانش آموز علاقه مند بود. باید خود را گول نزد. باید آدم بود. باید عاشق بود. باید فهمید . باید از خواب غفلت بیدار شد . باید خلاقیت داشت...
معلم خوب معلم است. آگاه است. می داند که نباید متملق باشد. می داند که رئیس بنا به دلایلی رئیس شده و او بنا به همه ی دلایل معلم است. او می داند که اگر خود بر حقوقش آگاه باشد ،آن را مطالبه می کند و خود نیز می تواند دیگری را از حقوقش آگاه نماید. او اگر به خود احترام بگذارد ، دیگران هم برایش ارزشی قائل خواهند بود.
او باید بداند که زنگ تفریح مدرسه هنگام بازگویی اندیشه هاست. او باید بداند که باید آن چه را که لازم است بگوید و همچنان حقیقت ورد زبانش باشد. او باید بداند که از بیان حقیقت نباید بهراسد و باید بداند که باید راه را طی کند.
معلم خوب تنها کارش برایش ملاک است ، نه خرسندی پشت میز نشینان . معلم خوب می داند پسرک پشت کوه الله اکبر به او نیاز دارد. پسرک به امید او به مدرسه می آید. می خواهد او هم بفهمد.
معلم خوب باید خودش باشد. باید خودش تصمیم بگیرد. باید منتقد باشد و انتقادپذیر. به خرسندی پشت میز نشینان دل نبدد که دوامی ندارد. معلم خوب باید راهش را آگاهانه انتخاب نماید تا پایش بر گل و لای غفلت نچسبد. و بالاخره این که معلم خوب باید معلم خوب باشد...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
شیرزاد عبداللهی
دانشآموز با بغلدستي حرف زد (منطقه 9 تهران) ... دانشآموز گرم كن ورزشي را دير عوض كرد (سنندج) ... دانشآموز درس بلد نبود (گناوه) ... دوستش را صدا زد (فرديس كرج) ... دانشآموزان تكليف شان را انجام نداده بودند (پاكدشت) ... در چهار مورد اول دانشآموز با ضربات معلم روانه بيمارستان شد. حتي با سختگيرانهترين معيارها، اين اعمال تخلف انضباطي هم محسوب نميشود تا چه رسد به اينكه مستحق ضرب و جرح در حد اعزام به بيمارستان باشند.
يكي از دلايلي كه نميگذارد در مسائل اجتماعي به نتيجه برسيم، خارج كردن مساله از كادر واقعي آن است. عدهاي براي موجه نشان دادن تنبيه بدني دانشآموزان، آسمان را به ريسمان ميبافند. عدهاي تقصير را گردن دولت و سيستم مياندازند. برخي از معلمان، حجم بالاي اخبار تنبيه بدني و ضرب و جرح دانشآموزان در رسانهها را توطئهاي پيچيده، براي بدنام كردن معلمان ميدانند و ميگويند: « با انتشار اين اخبار ميخواهند به معلمان ضربه بزنند.»، اصلا فرض كنيم توطئهاي در كار است چرا بايد معلمان شريف و با اخلاق سرنوشت خود را به معلمان بزهكار گره بزنند؟
آنها بايد به عنوان مدعي، رفتار همكاراني كه دست به تنبيه بدني كودكان ميزنند را با صريحترين زبان محكوم كنند. عدهاي با اشاره به تراكم دانشآموز در كلاس، بيانگيزگي دانشآموزان، جاذبه كم برنامههاي درسي، مشكلات و گرفتاري معلمان و تغييرات نسلي كه باعث «پررو» شدن بچهها شده و... تنبيه بدني را عملي بد ولي « اجتناب ناپذير»، مثل داروي تلخ معرفي ميكنند و ميگويند:«شرايط سخت كار باعث ميشود معلم بياختيار از كوره در برود و عصباني شود و... »اين رايجترين و بدترين نوع توجيه است.
اولا معلم به عنوان انسان مختار، اسير دست و پا بسته «شرايط» و جبر محيط نيست. چطور بسياري از معلمان شريف در همين «شرايط دشوار» دست تعرض به روي دانشآموز بلند نميكنند؟ ثانيا معلمي كه در شرايط نامطلوب از كوره در ميرود، صلاحيت حرفهاي ندارد و بايد موقتا از رفتن به كلاس منع شود، زيرا ممكن است هنگام عصبانيت، بياختيار، مرتكب قتل شود.
دوسال پيش در نيك شهر بلوچستان، معلم عصباني چنان با كتاب بر سر سعيد دانشآموز 15 ساله كوبيد كه دچار خونريزي مغزي شد و چند روز بعد در بيمارستان درگذشت. ما بهعنوان معلم چه توجيه عقلي، تربيتي، قانوني و روان شناختي، انساني، حقوق بشري و... براي تنبيه بدني داريم؟
آيا ميتوانيم در كتب آموزشي مراكز تربيت معلم ايران و جهان يك پاراگراف مطلب درباره اثرات سازنده تنبيه بدني پيدا كنيم؟ قباحت تنبيه بدني كودكان در حدي است كه هركس با هر استدلالي از جمله «جبر شرايط»، يا همبستگي صنفي معلمان، اين عمل را توجيه كند در كنار عاملان شكنجه دانشآموزان قرار ميگيرد. ايرادي كه به آموزش و پرورش وارد است، كم توجهي به سنجش صلاحيتهاي حرفهاي و شخصيتي افراد در مبادي ورودي و گزينش هاست.
در آموزشهاي ضمن خدمت معلمان هم، جاي مباحث واقعي تربيتي، خالي است. نبود يك سيستم موثر بازرسي نيز در بروز اين حوادث نقش مهمي دارد. بعد از قتل فاجعه بار مرحوم خشخاشي معلم بروجردي در كلاس درس توسط يك دانشآموز 15 ساله، عدهاي با استناد به اين قتل، خشونت دانشآموزان را هم سنگ خشونت معلمان درمدرسه قلمداد كردند و خواستار اعمال تنبيهات شديد عليه دانشآموزان شدند. اين دسته از معلمان از درك اين نكته غافل بودند كه اصولا معلم نبايد خودش را تا سطح دانشآموز پايين بياورد.
معلم و ناظم و مدير در مدرسه نقش تربيتكننده و آموزگار و دانشآموز نقش تربيت شونده و آموزش پذير دارد. رابطه معلم و شاگرد مثل رابطه بچه محلهايها نيست كه براي هم شاخ و شانه بكشند. رفتار معلم در هر حالتي حتي در صورت مواجهه با بيادبي و تعرض دانشآموز بايد مطابق پروتكلهاي تربيتي باشد، زيرا مدرسه نهادي تخصصي براي تربيت كودكان است.
گروه اخبار
امروز پنج شنبه ، یازدهم دی ماه ، جمعی از فرهنگیان و دانش آموزان بروجرد با همراه داشتن یک شمع بر مزار زنده یاد " محسن خشخاشی " گرد هم آمدند .
در این گرد همایی ؛ دانش آموزان ،خشخاشی را معلمی مهربان ، دلسوز و باسواد توصیف کردند .
یکی از دانش آموزان که در جمع می گریست به سخن معلم گفت : " ما آقای خشخاشی را خیلی دوست داشتیم .او برای ما واقعا مایه می گذاشت . فقدان او برای ما سخت و طاقت فرساست .
دانش آموز دیگری در رثای معلم فقید ، شعری را قرائت کرد به گونه ای که همه افراد حاضر متاثر شدند .
تعدادی از معلمان حاضر نیز با خواندن اشعاری یاد همکار عزیزشان را گرامی داشتند .
همسر مرحوم خشخاشی به سخن معلم گفت : " من از مسئولان گله دارم .آن ها در ابتدا به ما قول هایی دادند ، این که نام او را در فهرست " شهدا " ثبت می کنند .این که نام خیابانی را به نام او می کنند . این که حداقل نام مدرسه ای را به نام " محسن خشخاشی " خواهند کرد ...
اما امروز که چهل روز از آن فاجعه ی تلخ و دردناک می گذرد هیچ کدام از آن ها عملی نشده است !
حتی همسرم که 18 سال سابقه کار داشت حقوق ماهیانه او را به طور کامل پرداخت نمی کنند و فقط 18 روز را به من و دو کودکم پرداخت می کنند .
آیا این جفا و ظلم در حق من و دو بچه کوچکم نیست ؟
من با این وضعیت چه باید بکنم ؟
چه کسی باید پاسخ گو باشد ؟
من سوالی از مسئولان دارم . همسر مرحوم من تا پایان شهریور ابلاغش در دبیرستان تیزهوشان بوده است اما بدون دلیل در آغاز سال تحصیلی 12 ساعت آن را لغو کرده و در دبیرستان حافظی زده اند ؟
چه دلیلی برای این کار بوده است وقتی که همه دانش آموزان و اولیاء بر کارآمد بودن و کارایی آقای خشخاشی اذعان و تاکید دارند ؟
شما این را ازاین دانش آموزانی که این جا آمده اند ؛ بپرسید .
همسر مرحوم خشخاشی که با حالتی متاثر و منقلب با سخن معلم سخن می گفت از عملکرد مسئولان ناراضی بود .
در این مراسم آقای دکتر آزادی ، معاونت پژوهش و فناوری اداره آموزش و پرورش بروجرد حضور داشت اما سایر مسئولان به ویژه مدیریت اداره آموزش و پرورش بروجرد علی رغم انتظار فرهنگیان و ودانش آموزان حضور نداشتند .
پایان پیام /






محمدرضا نیک نژاد*دو هزار و پانزدهمین سال میلادی در حالی آغاز می شود که جهان هنوز تشنه صلح و مهربانی مسیحایی است و همگان نیک می دانیم دنیای عاری از خشونت و افراط گرایی جز از طریق اخلاق و آموزش ممکن نخواهد بود.
« سازمان معلمان ایران » ضمن تبریک سال جدید میلادی به همه مسیحیان به ویژه معلمان ودانش آموزان مسیحی، به آن امید است که با یاری یکدیگر مدارس را به محلی برای آموزش عقلانیت ،گفت و گو، صلح و عدالت تبدیل نماییم.
سازمان معلمان ایران 2015/1/1
11 / 10 / 1393