محمد کرم احمدی (عضو کادر آموزشی شهرستان دلفان) :
همه خوب می دانیم فرهنگیان حق بزرگی بر نظام دارند. همواره در طول انقلاب و میادین جبهه و جنگ ، راهپیمایی ها ، دوران سازندگی ، برگزاری انتخابات متعدد و ... حرف اول و آخر را فرهنگیان زده اند و می زنند؛ از این رو اگر امروز به بهبود وضعیت معیشت معلمان و دغدغه های آموزشی آنان درمدارس توجه شود ،قطعاً بركات آن نصیب كل نظام و تداوم انقلاب خواهد شد ؛ پس بیاییم از شعار به عمل نزدیک شویم و یا حداقل در تکریم آنان بکوشیم .در همایش ها و جلسات آموزشی و پرورشی، مدیر محترم آموزش وپرورش شهرستان دلفان ،جناب احمد کاظمی، هماره چنین آغازسخن دارد " از همکاران عزیز در مدارس ،که در شرایط اقتصادی امروز (اقتصاد مقاومتی)، با بودجه اندک، دلسوزانه در مدارس، درخدمت فرزندان این مرز و بوم هستند سپاسگزارم و عرض خسته نباشید دارم و از خدای بزرگ آرزوی موفقیت برای همگی" به این جهت که ایشان بر دلسوزی و شرایط خدمت معلمان ،با بودجه کنونی واقفند، سپاسگزاریم و این حداقل،موجب دلگرمی در کارها خواهد بود و همچنین چون که فرصتی برای حقیر (نگارنده) فراهم نمودند تا در قالب طرح همتا (بازدید کادر آموزشی شهرستان ها از واحدهای آموزشی یکدیگر ) درمنطقه محروم طرهان لرستان، همکاران زحمتکش آن خطه را زیارت نماییم ،نیزسپاسگزار.
درتاریخ 24 / 9 / 93 دراجرای طرح مذکور ، گروه آموزشی شهرستان دلفان لرستان به سرپرستی معاونت آموزشی،به منطقه طرهان سفر نمودیم،پس از استقبال گرم و صمیمی مسئولین اداره آموزش وپرورش طرهان ، بازدید از واحدهای آموزشی منطقه (مدارس) به عمل آمد ؛ غالب مدارس در بافت های فرسوده ی ناامن، اما با فضایی پاک، درخدمت فرزندان عزیز ، مشغول آموزش بودند .متاسفانه محرومیت از ظاهر مدارس نمایان.
محور و شاخص های فرم بازدید (طراحی از وزارت)، درحد وسع مدارس و همکاران انجام گرفته بود. اما برای عملیاتی شدن بیشتر شاخص ها، بودجه و اعتبار مالی نیازاست که هیچ کدام از مدارس ،بودجه ای کافی دریافت ننموده اند. مدیران مدارس ،مبلغی جهت انجام امور ضروری ،از حقوق اندک معلمی خویش هزینه نموده بودند، اما دانش آموزان محروم این منطقه نتوانسته اند بر این هزینه ها،مساعدتی بیافزایند. تا حدودی سختی نبود بودجه و سرانه ی مالی،مغلوب تلاش، تعهد ودلسوزی شده است.
نکته بارز طرح همتا که در استان لرستان اجرا می شود ،علاوه بر دیدار های دوستانه ی همکاران، تبادل اطلاعات و تجربیات،هم اندیشی و مهمتر! انعکاسی از مشکلاتی است ، که گریبان گیر آموزش وپرورش است و تلنگری برای دلسوزان نظام، که چاره ای اساسی باید اندیشید تا در برابر خدای بزرگ و این فرزندان ،موجب سربلندی شود.
سرانجام توسط گروه بازید، وضعیت موجود و مذکورشرح و از زحمات انجام گرفته همکاران منطقه سپاسگزاری شد و در آخر ،بر سفره ی خانگی پر ز مهر همکاریی، مهمان شدیم (به دور از تشریفاتی چون سایر ) و دل خویش به امید و تدبیر مسئولین نظام ،نمایندگان مجلس شورای اسلامی،امیدوار ،و برای کلیه عزیزان زحمتکش تعلیم و تربیت ایران اسلامی، دعا نمودیم!
به راستی در چنین وضعیتی:
1-دستمزد و حقوق پایین معلمان
2- بودجه و سرانه اندک مدارس ،که در تمام مدارس ایران عزیز مشهود است! برنامه ها و اهداف دستگاه مهم تعلیم و تربیت کشور چگونه تحقق می یابد؟
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و دولت دکتر روحانی ، در برابر چشمان معصوم و منتظر فرزندان این سرزمین که همگی براصول، اهداف و ارکان نظام اسلامی معتقد و آگاهند چه خواهند کرد؟ همت ،تلاش و آرزوهای نیک معلمان و دانش آموزان ،چگونه به ثمرخواهد نشست و دغدعه ها و مشکلات ، چگونه مرتفع می شوند؟
باشد که ان شاءالله تعامل نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دولت محترم بتواند گام های عملی و اقدام اساسی را در جهت رفع مشکلات مدارس و معلمان بردارند،که کم توجهی به مطالبات و نقطه نظرات معلمان ،زیبنده نظام اسلامی کشورمان نیست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
| حسین شیرازی |
همانطور که مستحضرید، مدت زیادی است که مردم در توصیف ویژگیهای رفتاری مثبت ژاپنیها از یکدیگر گوی سبقت را میربایند و الحق و الانصاف داستانهایی که تعریف میکنند، جای حیرت دارد؛ از این حیث که چقدر این مردم فهمیده و با شعورند. مثلا دوستی میگفت که دوستش در ژاپن کار میکرده و هر روز که به شرکت محل کارش میرفته، این سوال برایش تکرار میشده که چرا کارمندانی که صبح، زودتر به شرکت میآیند، اتومبیل خود را در محوطه پارکینگ، در جایی دورتر به درِ ورودی ساختمان پارک میکنند و مسافت بیشتری را پیاده میروند تا به در برسند؛ درحالیکه در آن وقت صبح، فضای خالی زیاد است. خلاصه اینکه دوستِ دوست ما سوالش را از یک ژاپنی زود به سر کار رونده پرسیده و جواب شنیده که ما که زودتر میآییم وقت کافی داریم و عجله نداریم؛ بنابراین ماشین را دورتر پارک میکنیم و فضا را خالی میگذاریم برای کسانی که دیر میرسند چون آنها خیلی عجله دارند و بهتر است که ماشین خود را در جایی نزدیک درِ ورودی ساختمان پارک کنند تا زودتر وارد ساختمان شوند. (عرض کردم که انسان حیرت میکند از این همه فهم و شعور!)
حالا چرا اصلا یاد ژاپنیها افتادم؟
واقعیتش دیروز خواستم سوار مترو شوم. از پلههای ایستگاه صادقیه که بالا رفتم و به سکو رسیدم، مثل همیشه جمعیت زیاد بود و مردم پشت به پشت ایستاده بودند و منتظر تا قطار برسد. صادقیه ایستگاه اول خط است و ویژگیاش این است که وقتی قطار میآید، همه صندلیها خالی است. صدای قطار که شنیده شد، همگی مشتها را گره کرده، عضلات را منقبض نموده، دورخیز برداشته و به محض باز شدن در قطار، گویی رخنهای در سد آب ایجاد شده باشد، چنان با فشار وارد شدند که دیوارهای قطار میخواست از هم بگسلد و چنان رقابتی برای نشستن روی صندلی شکل گرفت که در مسابقات بینالمللی دو سرعت نظیرش را نمیتوان یافت. جوانترها دست خود را به هنگام وارد شدن باز میکردند و دیگران را پس میزدند و با حرکات سریع و محیرالعقول خود را روی اولین صندلی خالی که به چشم میآمد پرتاب میکردند و سعی داشتند قدرت هرگونه عکسالعملی را از رقبا سلب کنند. حتی دیدم ٢ نفر که هم زمان خود را روی یک صندلی خالی پرتاب کردند، درنهایت چشم باز کرده و دیدند که یکی روی زانوی دیگری نشسته و طبیعا فرد مغلوب چارهای جز برخاستن نداشت. این وسط تکلیف مسنترها و بچهها هم روشن است. بعد از چند ثانیه که صندلیها پر شد و بقیه آرام وارد شدند، تازه صدای مشاجرهها و جر و بحثها بلند شد که چرا پایم را لگد کردی و چرا انگشتت را در چشمم فرو کردی و الی آخر. اما ربط این ماجرا با ژاپنیها باز میگردد به نکتهای که دوستی دیگر از یکی از بازیهای ژاپنیها گفت که ما هم نظیرش را با اندکی تفاوت در ایران داریم.
در ایران بازی این طور است که مثلا ٤ تا صندلی را به حالت دایرهوار قرار میدهند و ۵- ۶ کودک دور این صندلیها میچرخند و به محض اعلام داور، بچهها باید در نشستن روی صندلی رقابت کرده و سریع بنشینند و هرکس نتوانست بنشیند، از بازی حذف میشود. بعد همینطور صندلیها را کم میکنند و آخر سر رقابت دو نفر بر سر یک صندلی است که برنده نهایی و نایب قهرمان (!) را تعیین میکند. براساس گفته آن دوست، این بازی در ژاپن به این صورت است که بچهها دور صندلیها میچرخند و به محض اعلام داور، همگی باید بتوانند روی صندلیها بنشینند و هیچکس نباید ایستاده بماند و هرچه صندلیها کم میشوند، افراد بیشتری مجبورند روی صندلیهای کمتری روی پای همدیگر بنشینند و در نهایت، همگی روی یک صندلی مینشینند و اصولا بازی بازنده هم ندارد!
به عبارت دیگر ، تمام فکر و ذکر بچهها در بازی این است که امکانی فراهم کنند که همگی بتوانند بنشینند. مستحضرید که چه شباهت شگفتانگیزی میان رفتارهای کودکانه ما زمانی که تنها سنمان بیشتر شده با بازیهای دوران کودکیمان وجود دارد! و مستحضرید تفاوت رفتاری ما با ژاپنیها را از این منظر!
گروه اخبار :
روز دوشنبه 24 / 9 / 93 جمعی از بازنشستگان ، موظفین و مستمری بگیران آموزش و پرورش در مقابل ساختمان معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری اجتماع کرده و خواستار رسیدگی به وضعیت نابه سامان معیشتی و اجرای قانون افزایش حقوق خود گردیدند و خواسته های خود را به شماره نامه 286572 – 24 / 9 / 93 در دبیرخانه به ثبت رساندند .
جای خوشحالی و قدردانی است که به فاصله یک روز تماس تلفنی از دفتر برنامه ریزی برای تعیین وقت ملاقات حضوری ، بعد از ظهر روز چهارشنبه 26 / 9 / 93 معاونت محترم برنامه ریزی جناب آقای نوبخت و همکاران محترم ایشان آقایان صدر و نوری با گشاده رویی و برخوردی امید بخش با شش تن از بازنشستگان به مذاکره پرداختند .
در این جلسه در مورد مطالب نامه 286572 – 24 / 9 / 93 وضع معیشت و مشکلات بازنشستگان ، موظفین و مستمری بگیران قبل از سال 88 و خواسته های آن ها توضیحاتی داده شد و در ادامه نامه مذکور توضیحات شفاهی و نامه دیگری هم برای ضمیمه به آن در مورد بازنشستگان بعد از سال 88 مبنی بر این که قانون مدیریت خدمات کشوری پس از بازنشستگی به صورت راکد درآمده و اعمال نمی گردد ، ارائه گردید .
رسیدگی به وضع نامطلوب بیمه بازنشستگان از موارد دیگری بود که عنوان شد .
در خاتمه درخواست گردید حق عائله مندی بانوانی که همسرشان نیز چنین وجهی دریافت نمی کنند به شخص ایشان پرداخت شود و در کل خواسته همه بانوان بازنشسته و شاغل در آموزش و پرورش در مورد این که حق عائله مندی شان به حساب خود آن ها واریز شود مطرح گردید .
پایان پیام /
گروه اخبار :
پس از انتشار مطلبی با قلم مدیر مسئول سایت سخن معلم و با عنوان " رسانه و مسئولان " ، مدیریت محترم اداره آموزش و پرورش منطقه 2 تهران جناب آقای دکتر حسین طالب زاده جهت تنویر افکار عمومی ، توضیحاتی را برای ما ارسال نمودند .
سخن معلم ضمن تشکر و قدردانی از حس پاسخ گویی و مسئولیت پذیری ایشان ، امیدوار است که این روند به همه لایه ها و سطوح مدیریتی وزارت آموزش و پرورش و جامعه تسری یافته و رسانه نقش واقعی و کارکرد درست خود را در جامعه تعریف و تبیین نماید .
برادر ارجمند جناب آقاي پورسليمان
هادی فرج تبار :
اخبار مربوط به تنبیه شدن دانش آموزان توسط معلم همیشه در صدر اخبار رسانه ها به ویژه صدا وسیما قرار داشته و دارد و از این اخبار و نظرات کاربران در این رابطه می توان دریافت که متأسفانه تنها مقصر این حوادث همیشه معلم است و بس. در این رابطه باید فکری اندیشید چراکه اگر قرار بر ادامه این روند باشد و اگر معلم سکوت پیشه کند و دیگران قضاوت، اعتبار و شأن معلمی بیش از پیش ویران خواهد شد.
اگر قرار بر خبر شدن خوبی ها و از خود گذشتگی های معلمان شود شاید سال ها برای رسانه ها وقت لازم باشد تا بنویسند.
البته که تنبیه بدنی راه مناسبی نیست اما باید به علل این حوادث نگریست، در کشور ما معلم تنهای تنهای تنها بار همه ی مسئولیت ها حتی تربیت اولیه در خانه را به دوش می کشد، در کشورهای پیشرو که حقوق معلمان رفاه تمام آنها را تأمین می نماید نیز معلم فقط وظیفه ی تدریس دارد و همه او را حمایت و یاری می کنند، مشاور دارد، تیمی از متخصصین مختلف در کنار او هستند، مسئولان شهری گوش می کنند و او حرف می زند و آموزش خانواده ها هم توسط مسئولان داده می شود. همه ی جامعه برای آموزش تاب آوری دارند.
در مدارس ما متأسفانه معلمان باید بار مشاوران و حتی تیم تخصصی روان پزشکی را هم بر دوش بکشند! به آنها فقط دستور داده می شود و کسی به آنها گوش نمی دهد. از توهین های مستقیم و غیرمستقیم خودی و غیرخودی که بگذریم هیچ کجای دنیا با آن حمایت ها این انتظارات از معلم وجود ندارد.
متأسفانه دانش آموزانی وجود دارند که توسط خانواده با تنبیه شرطی شده اند، من نمی گویم باید تنبیه کرد اتفاقا من می گویم باید آگاهی داد، باید درمان کرد اما معلم که کارش این نیست معلم کارش تدریس است در همه جای دنیا نیز همین است.
حالا به این دنیای مشکلات این را هم اضافه کنید که یک کلاس ۳۰ -۴۰ نفره را به معلم می دهند می گویند به خوبی تدریس کن و آخر سال هم می آیند تحویل می گیرند انگار آموزش لقمه ی آماده است
من نمی گویم بدی ها بیان نشوند، من می گویم خوبی های و فداکاری های معلمان هم بیان شوند تا همه خود قضاوت کنند، فداکاری هایی که هیچ کس جز معلم از آنها خبر ندارد. من می گویم به معلم هم مجالی برای دفاع داده شود، مجالی برای اظهارنظر. در این شرایط که ظاهرا معلم ممنوع التصویر شده است، هیچ گاه به او فرصتی برای حرف زدن داده نمی شود.
آخر کلامم این است که معلم سقف و ستون هر جامعه ای است، انعکاس بدی های او و مجال ندادن به معلمان برای حرف زدن فقط خانه را خراب خواهد کرد و بس.
طی چند روز اخیر مساله ضربوشتم دانشآموز یکی از دبستانهای مناطق حاشیهنشین سنندج توسط معلم ورزش به یکی از سوژههای اجتماعی تبدیل شده است. سهشنبه هفته گذشته در جریان زنگ ورزش یکی از کلاسهای مدرسهای ابتدایی در محلهای حاشیهنشین در سنندج یکی از دانشآموزان مقطع ششم ابتدایی توسط معلم ورزش این مدرسه مورد ضربوشتم قرار گرفته بود. ضربه سهمگین معلم ورزش این دانشآموز را با مصدومیت شدیدی مواجه کرده است.
پدر دانشآموز مصدوم به روند پیگیری موضوع پس از وقوع این حادثه و بازگشت فرزندش به منزل اشاره کرد و ادامه داد: متأسفانه ضربهای که معلم ورزش به فرزندم وارد کرده بود آن چنان سنگین بوده که هماکنون با گذشت 6 روز از این اتفاق هنوز آثار تورم بر پهلو و لگن پسرم قابل مشاهده است و از امروز نیز امور مربوط به پزشکیقانونی و شکایات قانونی دیگر را پیگیری خواهیم کرد. این شهروند سنندجی عنوان کرد: ضربوشتم یک دانشآموز دبستانی بهدلیل تعلل در پوشیدن لباس ورزشی توسط فردی بزرگسال آن هم معلم ورزش مدرسه امری ناپسند و نابخشودنی است و اگر هم ما این فرد را ببخشیم، نمیتوانیم هیچگاه آثار روانی را که بر فرزندم در این حادثه واردشده و تحقیری که بر وی تحمیل شده است را پاک کنیم .
او اضافه کرد: امیدواریم با بازتاب این خبر دیگر شاهد این ناملایمات اخلاقی و فرهنگی در جامعه نباشیم و قشر فرهیخته معلمان در میان خود این چنین افرادی را نداشته باشند، چراکه والدین به امید تعلیم و تربیت فکری، فرهنگی و اخلاقی فرزندان شان را روانه مدرسه میکنند نه برای ضرب و شتم و آسیبدیدگی. دانشآموز مصدوم نیز میگوید: معلم بر بالای یک بلندی ایستاده بود و ما داشتیم خودمان را برای زنگ ورزش آماده میکردیم که ناگهان با صدایی بلند و لفظی غیراخلاقی به ما گفت که سریعتر لباسهای ورزشیتان را بپوشید. سپس ما مشغول پوشیدن لباسهایمان شدیم و به محض اینکه خواستم شلوارم را برای پوشیدن گرمکن ورزشی تعویض کنم، با ضربه محکم پای معلممان مواجه شدم و به طرف دیگر کلاس پرت شدم و همکلاسیهایم به کمکم آمدند و مرا از روی زمین بلند کردند.
حال پس از وقوع این حادثه ذکر چند نکته لازم و ضروری است که امید است مسئولان و متولیان حوزه تعلیم و تربیت استان برای آن چارهاندیشی کنند. هرچند که در استانی همچون کردستان شاهد فداکاریها و ایثارگریهای بزرگی از سوی معلمانی فرهیخته و فداکار همچون علی محمدیان معلم مریوانی که با تراشیدن موهای خویش برای ماهان به همه جهانیان درس گذشت و فداکاری داد و یا خانم ثریا مطهرنیا، معلم فداکار بیجاری همراه با دانشآموز نامآشنای خود سارا، تداعیگر فداکاری شیرزن خطه کردستان و معصومیت کودکی است که تمام کودکیهایش در شعلههای آتش به یکباره به تاراج رفته است، اما در کنار این معروفات والا باید نیمنگاهی هم به منکرات داشته باشیم و همیشه نیمه پر لیوان را نبینیم. فارس نوشت؛ به قول پدر این کودک سنندجی که مورد ضرب و شتم معلم ورزشش واقع شده است، نتایج و اثرات روانی این حادثه تا سالها و شاید تا پایان عمر این کودک و دیگر کودکانی که مورد ضرب و شتم از سوی معلمانشان قرار میگیرند و تحقیرشدن در جلوی چشمان دیگر همکلاسیهایشان تا سالها با آنها خواهد بود.
گروه اخبار :
اولیاء 65دانش آموز معلمان دامغان ، به خاطر نارضایتی از مدیریت این مدرسه بر درب این واحد آموزشی قفل زدند .
به گزارش خبرنگار مرآت از اول مهر امسال بود که مدیریت مدرسه روستای معلمان دامغان ، معلم های حق التدریسی که تخصصی در امر تدریس نداشتند را جایگزین معلم های باسابقه می کند .
مردم این روستا در گفت و گو باخبرنگار مرآت بیان داشتند : افرادی که به بچه های ما درس می دهند از افراد بومی روستا هستند و ما آنها را می شناسیم و باشناخت ما این افراد هیچ گونه تخصصی درتدریس ندارند .
مدارس روستای معلمان قرار است به بخش خصوصی واگذار شود واین امر یکی از دلایل پایین آمدن کیفیت درس دادن در این روستا شده است .
مردم این روستا به خاطر موارد بالا ، بر درب مدرسه قفل زدند که این نشانه اعتراض می باشد .
تیتریک از آموزش و پرورش شهرستان درخواست دارد مشکل تدریس این مدرسه را حل نماید .
* حدود یک ماه پیش نامه ی فرهنگیان خوزستان به وزیر محترم در سایت سخن معلم و سایت های محلی درج گردید اما تا کنون هیچ پاسخ عملی از طرف وزارت آموزش و پرورش به آن داده نشده است ، علت چیست ؟
گروه اخبار :
مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران گفت: براساس بخشنامه ای که به مدارس ابلاغ کرده ایم همه دبیرستان های دوره اول متوسطه در زمان امتحانات نوبت اول دایر خواهد بود و تعطیل نخواهند شد.
اسفندیار چهاربند افزود: تعطیلی مدارس در زمان امتحانات باعث کسر ساعت تدریس معلمان و عقب افتادن دانش آموزان از مباحث درسی می شود.
وی با اشاره به اینکه امتحانات دانش آموزان دوره اول متوسطه از شش تا 24 دی ماه برگزار خواهد شد افزود : ده ماده درسی در نیم امسال اول متوسطه وجود دارد که شش ماده درسی ان نمره کتبی ندارد و از طرفی 50 درصد نمرات این دروس به صورت ارزشیابی مستمر در طول سال تحصیلی گرفته شده و برای دریافت 50 درصد نمرات دیگر نیاز به تعطیلی مدرسه نیست .
وی خاطر نشان کرد: زمان کافی در بین امتحانات برای مطالعه دانش آموزان در نظر گرفته شده است و مشکلی برای مطالعه کتابهای درسی دانش آموزان وجود ندارد.
واحد مرکزی خبر
* لازم به ذکر است که گروه دانش آموزی سایت سخن معلم اخیرا انتقاداتی نسبت به برنامه زمانی امتحانات دی ماه مطرح کرده بود ( این جا )
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
روز شنبه مورخ 21 دي ماه 1393 ساعت 51 : 11 در سايت وزين " سخن معلم" آمده است :
« نمايندگان تشكلهاي معلمان خواستار شفافيت عملكرد صندوق شدند »
شش هزار ميليارد تومان دارايي معلمان در صندوق ذخيره فرهنگيان
روزنامه اعتماد ، شنبه 21 دی ماه 1392 ، جامعه
گزارشگر : علی پورسلیمان
متن کامل گزارش نشست تشکل های معلمان (تشکل های سازمان معلمان ایران ، کانون صنفی معلمان ، انجمن اسلامی معلمان ، مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ، مجمع علمی و تخصصی مدیران ، کانون مدرسان دانشگاه فرهنگیان و کارشناسان ستادی وزارت آموزش و پرورش ) با مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان را مي توانيد در سايت وزين " سخن معلم " مطالعه نمائيد ولي در ذيل خلاصه اي از آن جهت روشن شدن بحث ارائه مي گردد .
مقدمه :
يكي از اقدامات علي اصغر فاني در آموزش و پرورش تغيير در هياتمديره صندوق ذخيره فرهنگيان بود؛ صندوقي كه فلسفه تاسيساش در سال 74 در دوران محمدعلي نجفي رساندن سود به معلمان در دوران بازنشستگي بود؛ اما پس از راهاندازي و تاسيس چندان در جهت هدف و اساسنامه تاسيساش پيش نرفت. بر اساس اساسنامه، فرهنگيان موظف بودند ماهانه حدود پنج درصد از حقوق خود را به حساب صندوق واريز كنند و دولت هم بايد هر سال معادل اين مبلغ را به حساب صندوق واريز كند. با اين وجود طي دورههاي گذشته فرهنگيان چندان رضايتي از عملكرد صندوق ذخيره فرهنگيان نداشتند. حساب و كتاب صندوق ذخيره فرهنگيان در اين سالها چندان براي معلمان شفاف و روشن نبود كه آنها را به سرمايهگذاري بيشتر در اين صندوق ترغيب كند، تركيب هياتمديره اين صندوق و تقسيم سود نيز هميشه براي معلمان جاي سوال داشت. در اين ميان آموزش و پرورش هم هر زماني براي حساب و كتابهاي جاري خود با كمبود مالي مواجه ميشد، به منابع صندوق ذخيره فرهنگيان رجوع ميكرد ، در حالي كه براساس اساسنامه منابع اين صندوق تنها متعلق به سهام داران آن يعني معلمان بايد باشد. يكي از انتقادهاي ديگر فرهنگيان، سالهاي گذشته حضور كم رنگ معلمان و نمايندگان نهادهاي صنفي و تشكلها در هياتمديره اين صندوق است. در دولت جديد وزير آموزش و پرورش با تغيير هياتمديره قولهايي براي فعال كردن بيشتر اين صندوق داد. در همين راستا طي روزهاي گذشته تشكلهاي سازمان معلمان ايران، كانون صنفي معلمان، انجمن اسلامي معلمان، مجمع فرهنگيان ايران اسلامي، مجمع علمي و تخصصي مديران، كانون مدرسان دانشگاه فرهنگيان و كارشناسان ستادي وزارت آموزش و پرورش با شهابالدين غندالي، مديرعامل صندوق ذخيره فرهنگيان، ديدار و گفتوگو كردند.
محور هاي مورد نظر نماينگان تشکل هاي مدني فرهنگيان :
دو محور اصلي بحث هاي اين نشست به شرح ذيل است :
الف نظارت بر صندوق که در بيانات ذيل ارائه مي گردد :
"چه زمينه همکاري بين تشکل هاي معلمان و صندوق ذخيره فرهنگيان مي تواند وجود داشته باشد ؟ "
" هر موسسه اقتصادي حداقل يک بازرس دارد اما درصندوق چنين چيزي نيست و بايد نهاد نظارتي برکار صندوق ذخيره فرهنگيان نظارت کند . "
" باید ببینیم که کار صندوق چیست و چه ارتباطی با تشکل ها می تواند داشته باشد ؟ آیا صندوق می تواند به تشکل های معلمان کمکی کند ؟ آیا این فرآیند نتیجه بخش است ؟ "
" 50 درصد سرمایه این موسسه متعلق به معلمان است و 50 درصد پول دولت است . از سال 1374 ، از این 50 درصد سهم معلمان چه حقی برای آن ها ایجاد شده است ؟ آیا نباید نظارتی وجود داشته باشد ؟ "
" اول باید ظرفیت ها را ببینیم . همکاری هم به کار مطالعاتی احتیاج خواهد داشت . سازمان هایی مثل این صندوق ، پویایی درونی ندارند ؛ به خاطر آن که سیستم دولتی یک ظرفیتی دارد و همین است و بیش از این نمی تواند !
مشکل این است که سهام داران در اداره آن نقشی ندارند و اینکه نمی تواند با موسسات دیگر رقابت کند . این نگرش منفی وجود دارد ولی آیا می توان این فرآیند را تغییر داد ؟ "
ب - انتقادات ، پيشنهادات و همکاري و مساعدت با مسئولين کنوني جهت افزايش کارايي صندوق :
" هدف از تاسیس صندوق ذخیره فرهنگیان کمک به معیشت فرهنگیان در زمان بازنشستگی است . فرآیندی که صندوق ذخیره فرهنگیان طی می کند فعلا در معیشت فرهنگیان موثر نیست و این ناکارایی یک جا به بن بست می رسد .
سیستم های مالی صندوق ذخیره فرهنگیان با سیستم اداری و مالی آموزش و پرورش تناسبی ندارند . سامانه تشکیل شرکت های صندوق ذخیره فرهنگیان شامل قانون تجارت نمی شود . صندوق ذخیره فرهنگیان نه سازمان دولتی محسوب می شود و نه شرکت سهامی به حساب می آید . اعضای صندوق ، وضعیت سهام داری شان مشخص و شفاف نیست و مطابق مقررات یک جا به بن بست می رسد . "
" عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان در این مدت قائم به شخص بوده است . این صندوق جزء معدود موسساتی است که بیشترین سهام را دارد اما سهام داران کمترین نقش را در اداره آن دارند . یک بخش نظارتی از خود سهام داران باید حضور داشته باشد . در اواخر دولت آقای خاتمی ، پیشنهاد دادیم که یک نفر از تشکل ها و معتمدان معلمان در صندوق حضور داشته باشد ، اما چنین اتفاقی نیفتاد . این چیزی که تحت عنوان " سود " مطرح است ، اگر صندوق هیچ فعالیت اقتصادی هم نداشت می توانست با سپردن پول در سیستم بانکی هم ، همین مقدار سود را هم بدهد !
احتمالا خود شما هم بر این موسسه اقتصادی نقد دارید . "
" در مجموع احساس خیلی خوبی نسبت به عملکرد صندوق در حال حاضر وجود ندارد و معلمان در طول خدمت و پس از خدمت ، چیزی از این صندوق نمی بیینند و یا اگر می شود اطلاع رسانی نمی شود . کاری که از ما بر می آید این است که یک ارتباط نزدیک داشته باشیم . ما این تحول را می توانیم به معلمان منتقل کنیم و یک احساس مثبت در جامعه معلمان شکل بگیرد. "
" اعتماد و فرآیند اعتماد سازی در این موسسه کم بوده است ، مثلا معلمان می گویند هر موقع ماشین ها را نمی توانند بفروشند از طریق صندوق دخیره فرهنگیان و با شرایط می فروشند ! شما در تکمیل این فرآیند اعتماد سازی چه برنامه ای دارید ؟
استراتژی جدید شما چیست ؟
راهکار شما برای جذب سرمایه سرگردان معلمان چیست ؟
شما یک بازار وسیع دارید ؛ تا الان تشخیص سرمایه گذاری صندوق بر عهده چه کسی و یا کسانی بوده ست ؟ در این صندوق چه کسانی تصمیم می گرفتند ؟ "
" باید جلب اعتماد کنید . باید در این مسیر شفاف سازی شود . در حال حاضر ، صندوق ذخیره فرهنگیان در زندگی معلمان چندان تاثیرگذار نیست . عدد و رقم هایی که ارائه می شود چندان در زندگی و معیشت معلمان تاثیرگذار نیست . "
" سرمایه های ارزشمند خود را موقعی ارج می نهیم که آن ها را از دست بدهیم .خانواده درون نظام ما باید از مدیران برجسته نظام استفاده کند .البته باور من این است که شما ( خطاب به جناب اقاي غندالي ) از مدیرانی هستید که توانمندی بالایی دارید ( بحث مدیحه سرایی نیست ) . نباید بگذاریم که سرمایه ها از بین برود .
اطلاعات همکاران از شرکت های اقماری و موسسات آن کم است . "
" برنامه صندوق ذخیره فرهنگیان برای بازنشستگان فرهنگی چیست ؟ بحث عدم اعتماد در بدنه آموزش و پرورش یک واقعیت است . شما می توانید با رسانه ها ارتباط داشته باشید . می توانید یک ساختار مشورتی خارج از بدنه صندوق ذخیره تشکیل دهید و تشکل ها می توانند در این زمینه به شما کمک کنند . "
تبريک به تشکل هاي مدني فرهنگيان که در راستاي ايفاي نقش خود که پل رابط بين مردم و مسئولين مي باشد ، بيشتر از گذشته با يکديگر تعامل نمودند . و در اين نشست يک سنفوني هماهنگي را، اجرا نمودند که نشان از بلوغ اجتماعي آنان است .
* سخنان جناب آقاي شهاب الدين غندالي مديريت محترم عامل و عضو هيئت مديره صندوق ذخيره فرهنگيان :
الف چالش موجود (شركتهاي وابسته به صندوق مشخص نيست ) و اقدامات انجام شده :
در حال حاضر داراييهاي صندوق حدود شش هزار تا شش هزار و سيصد ميليارد تومان است و اين صندوق بيش از، 760 هزار نفر سهام دار دارد. مديرعامل صندوق فرهنگيان اما ميگويد: هنوز پس از دو و نيم ماه كه من آمدهام، شركتهاي جديد كشف ميشود و با وجود تلاشي كه وجود دارد هنوز هم شركتهاي وابسته به صندوق مشخص نيست و هيچ چيز منسجمي در صندوق وجود ندارد و داشتههاي صندوق دقيقا مشخص نيست. به گفته او 49 درصد بانك سرمايه متعلق به صندوق ذخيره فرهنگيان است. وضعيت صندوق در موسسات خارج از كشور مشخص نيست.
غندالي ادامه ميدهد: هيچ موقعي نقدينگي سود به صندوق برنگشته است و هميشه از محل فروش سرمايه بوده است.غندالي، مديرعامل صندوق ذخيره فرهنگيان در ديدار با نمايندگان تشكل هاي معلمان گفت: «هيچ چيز منظم و كلاسه شده نيست. كاري كه ما كرديم اين است كه تيمي را گذاشتيم كه صندوق را شبكه كند. اينكه در چه وضعيتي هستيم. عمليات چيست، هزينه و فايده را محاسبه كند. سهام از چه كساني خريداري ميشود و به چه كساني فروخته ميشود؟ به گفته او نخستين قدم آن است كه وضعيت صندوق ذخيره فرهنگيان به لحاظ دارايي مشخص شود. تقويم ريالي شود و بدانيم دارايي ما چقدر است؟
غندالي ادامه داد: حقوق معلمان عضو در حال حاضر به «صندوق سرمايهگذاري» واريز ميشود. اساسنامه صندوق را اصلاح كردهايم و بازنشستگان هم ميتوانند عضو شوند. اگر كسي قبلا ميخواست از صندوق برود سهم دولت را نميدادند اما در حال حاضر، هر كسي تمايل به خروج داشته باشد كل سهم (سهم دولت) را هم ميدهيم. او از طرح جديد صندوق تحت عنوان «كارت فرهنگ» خبر داد. به گفته او در اين طرح از طريق بانك سرمايه در قالب «خط اعتباري» به معلمان وام ميدهيم تا بتوانند 15 قلم كالاي اساسي را با ميانگين 5/26 خريداري كنند. اين كالاها از طريق حداقل 30 فروشگاه قابل خريداري خواهد بود.
ما یک شورای راهبردی تشکیل دادیم . کارگروه هایی برای این تیم راهبردی تشکیل شده است . یک نظام HOLDING ۞ پایه گذاری کرده ایم که سرمایه را کجا ببریم .
طرحی که داریم و از اوایل بهمن ماه اجرا می شود " کارت فرهنگ " است .
در این طرح از طریق بانک سرمایه در قالب " خط اعتباری " به معلمان وام می دهیم تا بتوانند 15 قلم کالای اساسی را با میانگین 5/26 خریداری کنند . این کالاها از طریق حداقل 30 فروشگاه قابل خریداری خواهد بود .
ب- ديدگاه و تعامل با تشکل ها :
شهاب الدین غندالی ، مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان ضمن تشکر از حضور و تعامل تشکل های معلمان عنوان کرد :
" تعامل با دوستان فرصت است و می تواند کمک کند . نظراتی که به شماها منتقل می شود فیلتر شده نیست و شفاف است . اطلاعاتی که شما دارید خیلی کارگشاست و حداقل فایده اش این است .
قصد ما برنامه ریزی است . تلاش ما این است که از تنش بیرون بیاییم ."
" باور من این است که تیم اقتصادی صندوق ذخیره فرهنگیان باید از فرهنگیان باشند . اگر قرار باشد صندوق کار کند باید برای " معلم " باشد . اگر این صندوق برای معلمان نباشد ؛ به چه دردی می خورد ؟!
مهم این است که این حداقل 6 هزار میلیارد تومان در اختیار معلم باشد .
در مورد دغدغه ای که دوستان دارند باید گفت که نظارت سهام داران در بخش خصوصی میسر نیست و همیشه مدیریت با سهام داران عمده ( کلان ) است چراکه آن ها سودآوری ایجاد می کنند .
سهام داران صندوق ذخیره ، 760 هزار نفر هستند و اگر بخواهیم آن را ایجاد کنیم مثل " تعاونی مصرف فرهنگیان " می شود .
و چنین چیزی عملی نیست . سرمایه جایی می رود که امنیت داشته باشد . با پول می توان پول تولید کرد . اگر امنیت سرمایه گذاری از بین برود دیگر کسی نمی آید . "
" ما باید معیشت معلمان را حل کنیم . . . معلم باید مطالعه کند . معلم با چهره گرفته و با انرژی منفی نمی تواند در کلاس و جامعه الگو باشد . باید به معلم برسیم . آموزش و پرورش زیر بنای همه حرکت هاست . "
* ديدگاه مقام محترم وزارت آموزش و پرورش ورئيس هيئت امناي صندوق ذخيره فرهنگيان :
آقای فانی گفت که ما یک سازمان رفاه اقتصادی برای فرهنگیان تشکیل می دهیم . در حال حاضر ، وضعیت تعاونی های مصرف فرهنگیان خیلی به هم ریخته است ؛ آیا باید ساختار تغییر کند ؟ آیا همکاری تشکل ها در این محدوده می گنجد ؟
صد تبريک به مسئولين آموزش و پرورش که مي خواهند در تعامل با تشکل ها ، چالش هاي آموزش و پرورش را برطرف نمايند .
* پيشنهادات سازمان معلمان ايران ( شوراي منطقه شش ) :
با توجه به تبصره ماده 8-13 اساسنامه صندوق ذخيره فرهنگيان :
" هيأت امنا مي تواند براي تدوين سياست ها و خط مشي هاي ميان مدت و بلند مدت موسسه و نيز ساير اموري که لازم مي داند شوراي سياست گذاري تشکيل دهد . تعداد اعضاء وظايف و اختيارات آن شورا مطابق دستور العملي خواهد بود که به تصويب هيأت امنا مي رسد . "
در سايه همدلي ، تعامل ، همفکري بين تشکل هاي مدني فعال در آموزش و پرورش با مسئولين محترم ( هيئتˏ امنا محترم ، هيئت مديرهˏ محترم ، مديريت عامل محترم ) صندوق ذخيره فرهنگيان در کنار همراهي موثرˏ جناب آقاي عادل عبدي مشاور آگاهˏمقامˏ محترمˏ وزارتˏآموزش و پرورش در امور تشکل هاي فرهنگيان ، برنامه ريزي مشترکي صورت بگيرد تا :
" هنوز پس از دو و نيم ماه كه من آمدهام، شركتهاي جديد كشف ميشود و با وجود تلاشي كه وجود دارد هنوز هم شركتهاي وابسته به صندوق مشخص نيست و هيچ چيز منسجمي در صندوق وجود ندارد و داشتههاي صندوق دقيقا مشخص نيست."
سياست هيئت امنا نا پايدارتر است زيرا با تغيير دولت ها ممکن است سياست ها به سرعت تغيير کند ولي سياست تشکل ها پايدارتر هستند و تغيرات کند تر و با شيب ملايم تر انجام مي شود .
*
۞شرکت هلدینگ چیست ؟ به نقل از : http://ess-society.blogfa.com/post-42.aspx
«شرکت هلدينگ شرکتی است که يک يا چند شرکت ديگر را کنترل مي کند»
در واقع هر شرکتی که سهام شرکت ديگری را جهت اعمال مديريت در آن خريداری مي کند يک شرکت هلدينگ است. سهام مديريتی تعاريف متفاوتی دارد اما معمولا بين 16 درصد تا 50 درصد و غالبا بيش از 33 درصد را سهام مديريتی مي دانند. اکثر شرکت های سرمايه گذاری که در ایران تاسیس شده اند مانند ملی، صنعت و معدن ، پتروشیمی ، بانک ملی ، غدیر، معادن و فلزات و ... در بخشی از سرمايه گذاري های خود به عنوان هلدينگ عمل مي کنند.
برخی شرکت های ديگر مانند سیمان فارس، سايپا و حتی صنعتی پيام هم هلدينگ هايی هستند که شرکت های ديگری را اداره مي کنند. بعضی شرکت ها هم نظیر بوعلی نه به قصد اعمال مديريت که به قصد سود بردن از روند رشد سهام، سهام شرکت ها را خريد و فروش مي کنند و بنا بر اين فاقد فعاليت هلدينگ است.
هلدينگ بودن هم خوب و هم بد است. هلدينگ ها از طريق کنترل شرکت های خود مي توانند به هم افزايي و سود بيشتر برسند اما در عوض هزينه سربار آنها به مراتب بيشتر است چون مديريت شرکت های تابعه چندان هم ارزان نیست.
بعضي از شركت هاي سرمايه گذاري عادت دارند كه بيش از 50 درصد سهام شركت هائي را كه معمولا از نظر صنعت مشابه يا مرتبط هستند خريداري كنند مثل سفارس که يك هلدينگ سيماني است .
خريد سهام شركت هاي هلدينگ معمولا به دليل سبدي كه دارند كم ريسك تر از خريد غير هلدينگ است ولي ممكن است بازده شان هم به همين دليل كمتر باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید