
چندی پیش به این موضوع فکر می کردم که چگونه، برخی از مدیران ارشد و نیمه ارشد و خیلی خیلی ارشد در سنوات گذشته ی وزارتخانه هیچ گاه از پست خود کنار نرفته اند بلکه مدام پله های ترقی را دو تا دو تا بالا می روند؟! گویی آنها بر اساس قانون بقای انرژی فقط از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شوند و به هیچ عنوان از بین نمی روند .نمی خواهم بگویم مثلا کی ولی کمی به چشم تان زحمت بدهید خواهید دید.
راستش در عجب بودم مگر می شود کسی دو یا چند دوره از وزارت حضرات از ما بهتران را ببیند و همچنان بر مسند ریاست باشد و اینکه هیچ وزیری اعم از چپی و راستی و میانی و اولایی و سفلایی به او کاری نداشته باشد؟؟!! تو را خدا نگویید که حتما آنها نیروهای توانمندی هستند، این را خودتان هم باورتان نمی شود از من هم نخواهید که باور کنم .
من برای اینکه بفهمم موضوع از چه قرار است تصمیم گرفتم تحقیق جامعی در این خصوص داشته باشم و آن را در معرض دید عموم به خصوص کارمندان معمولی قرار دهم تا شاید آنها نیز به موجب این تحقیق، روزی بتوانند آن پله های یاد شده را با اعصا و جزوه و کتاب های کمک مدیریتی و ... بالا بروند.
یک ماه بعد
حقیقت امر در این تحقیق و تفحص برای بنده هفت مورد کلان و هزار و چند مورد خرد محرز شد که شما دوستان اگر بخواهید همچنان مدیر ارشد باشید و یا بخواهید مدیر ارشد بشوید ، باید این چند مورد را پیشه ی خود سازید و اگر کارمند هستید باید منتظر بمانید تا من تحقیقات خود را به اتمام برسانم ؛ شاید شما هم به نان و نوایی برسید. می دانم با این اوضاع پیش آمده در وزرات آموزش و پرورش این مقاله که من دوست دارم آن را گام به گام موفقیت مدیران در وزرات آقای علی اصغر فانی بنامم از استقبال زیادی در میان مدیران ارشد برخوردار خواهد شد ، ولی خواهش می کنم مقاله مرا در زمره ی کتاب های گام به گام ، قلم چی ، آیندگان ، پویندگان ، دوندگان و چرندگان و از این اراجیف قرار ندهید که حسابی به من بر خواهد خورد.
اما بعد ...
راز ماندگاري مدیران موفق
گام نخست :
وقتی آدم ضعیفی دیدید تا می توانید قدرت خود را به رخ او بکشید و زمانی که آدم قدرتمندی دیدید تا می توانید از ضعف خود در مقابلش سخن بگویید.این درس را هیچ وقت فراموش نکنید که مافوق شما هیچ گاه نمی تواند تحمل شما را که از مسند آگاهی و خرد حرف می زنید داشته باشد ولو آن که دوست صمیمی و رفیق گرمابه ی هم باشید!
گام دوم:
مجیز کسی را نگوييد مگر بزرگان دستمال به دست مگیرید مگر برای پاک کردن ماشین سروران!
گام سوم :
مثل درخت تنومند و با اصل و ریشه نباشید که در مقابل تند باد ها از ریشه و بُن کن شوید و یا بشکنید بلکه تَرکه چوبی باشید منعطف که با باد ملایم خم شوید .البته دوستان نباید این حرف را با معنی "حزب باد" اشتباه بگیرند بلکه این فقط مصلحت و دور اندیشی است ، شما می توانید واژه ی پولتیک " poletik"هم معادل خارجکی آن را به کار ببرید!
تذکر مهم :
" من از به کار بردن واژه های فرنگی در مقالات خودم اصلا خوشم نمی آید ولی چه کنم ، وقتی کلمه فرنگی به کار می بری می گویند طرف منورالفکر است و نگاهی به نوشته تو می اندازند"
گام چهارم :
تا می توانید فک و فامیل و آشنا را دور خود جمع کنید و به کار گمارید حتی اگر هیچ از آن کاری که شما او را به آن گمارده اید نداند. که گفته اند "قوم تو موجب قوام توست "
گام پنجم:
هرگز فراموش نکنید شما هیچ وقتی برای ارباب رجوع ندارید و همیشه در جلسه هستید مگر برای بزرگان.
به هر صورت از کلمه ارباب رجوع یک بار هم که شده باید درست استفاده کرد . رجوع از رجعت گرفته شده و رجعت یعنی بازگشت ، باید این اربابان بدانند که مهم ترین وظیفه شان بازگشت است آن هم از پشت دفتر شما .
گام ششم :
میز کارتان مملو از کاغذ باشد ولو آنکه این کاغذ ها دفتر مشق خط خورده ی بچه شما یا کاغذ هایی که امشب قرار است به لبو فرش سر کوچه تان بدهید. به هر صورت این نشان می دهد که شما سرتان شلوغ است و هر وقت ارباب رجوع داشتید می توانید به کاغذ های روی میز خود استناد کنید و بگویید" باور بفرمایید بس که سرم شلوغ است فرصت نمی کنم میزم را تمیز کنم )) این بدان معنا خواهد بود که شما مدیر پرتوان و پر کاری هستید"
گام هفتم :
حواله کردن از مهمترین ارکان مدیریتی است و اگر مدیری نتواند از این رکن به خوبی استفاده کند قدر مسلم نباید انتظار داشته باشد بر روی صندلی خود ابقا شود . هیچ وقت به ارباب رجوع نگویید این کار از عهده ی من بر نمی آید ، می دانید این جمله که " از عهده ی من بر نمی آید " نشان ضعف مدیریتی است و این گونه برداشت می شود که شما به درد لای جرز می خورید ، باید بگویيد سعی می کنم با فلانی و بهمانی در خصوص کار شما صحبت کنم ؛ به هر حال ارباب رجوع شما باید الکی هم که شده دل خوش باشد که شما دنبال کارش هستید تا اگر نظر سنجی صورت گرفت بگوید مدیرمان خیلی تلاش کرد ولی نشد.
ببنید شرح این گام کمی پیچیده است چرا که خود حواله کردن هم تبصره و تک ماده های فراوانی دارد که مجال این مقال نیست . شما می توانید برای فراگیری این گام به یکی از مدیران ارشد اتاق های کناری خودتان مراجعه فرمایید.
*سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
*هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
* همکاران و معلمان گرامی ، اخبار و یادداشت های خود را می توانند به آدرس این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید ارسال نمایند.
علی قلی زاده ،
رئیس اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش خراسان شمالی :
*سخن معلم رسانه ای است که در این فرآیند ، ندایی از معلم را در یک شبکه مردمی – صنفی فریاد می زند.
* سخن معلم با توسعه در برگیری و فراگیری مخاطبان زیادی از فرهنگیان امروزه به یک سرمایه بزرگ اجتماعی در جنبش نرم افزاری فارسی زبانان ، ایرانیان ، فرهنگیان تبدیل شده است.
* انتخاباتی برگزار نشده ، کاندیدایی نامزد انتخابات یک تشکل صنفی یا اجتماعی نشده است ولی سخن معلم با این فراگیری و دربرگیری می تواند ادعای نمایندگی فرهنگیان را داشته باشد و به عنوان رکن چهارم دموکراسی برای نظارت بر دیگر ارکان مملکتی به ایفای نقش بپردازد.
* رسانه ای که همیشه سعی دارد راه انصاف را در پیش گیرد و صدای که حس می کند شنیده نمی شود را رسانه ای کند.
معلم برای آموزش و پرورش نیاز به وسیله دارد و بهترین وسیله در عصر ارتباطات رسانه است.
یعنی بهترین زبان و سخن معلم رسانه ای است که امروزی تر باشد.
اگر روزی تخته سیاه بهترین رسانه بود امروز ، استفاده از رسانه هایی مدنظر است که آموزش و پرورش را برای تعداد زیادی از جمعیت این کره خاکی از طریق شبکه ای رسانه ای اجرایی می کند.
سخن معلم رسانه ای است که در این فرآیند ، ندایی از معلم را در یک شبکه مردمی – صنفی فریاد می زند.
رسانه ای که بر پایه ی احترام به مجموعه بزرگ فرهنگیان شکل گرفته و مدعی است که می خواهد نماینده ایشان که اکثرشان جمعیت فرهیخته کشور را تشکیل می دهند ؛ باشد و در این راه توانسته است با گردهم آوردن فرهنگیان فرهیخته که نوشتن و اندیشیدن از نکات قوت آنهاست ؛ مجموعه زیبایی از ایده و افکار معلمی را به نمایش بگذارد .
سخن معلم با توسعه در برگیری و فراگیری مخاطبان زیادی از فرهنگیان امروزه به یک سرمایه بزرگ اجتماعی در جنبش نرم افزاری فارسی زبانان ، ایرانیان ، فرهنگیان تبدیل شده است.
انتخاباتی برگزار نشده ، کاندیدایی نامزد انتخابات یک تشکل صنفی یا اجتماعی نشده است ولی سخن معلم با این فراگیری و دربرگیری می تواند ادعای نمایندگی فرهنگیان را داشته باشد و به عنوان رکن چهارم دموکراسی برای نظارت بر دیگر ارکان مملکتی به ایفای نقش بپردازد.
رسانه ای که همیشه سعی دارد راه انصاف را در پیش گیرد و صدای که حس می کند شنیده نمی شود را رسانه ای کند.
امیدوارم فرهنگیان عزیر به فراخور رشته های تخصصی و یا مقاطع تحصیلی و حتی قومیت های ملی و بومی ، در پی به راه انداختن رسانه های اینترنتی به صورت وبلاگ و سایت برآیند و وزارت آموزش و پرورش هم در جهت تکثیر این گونه رسانه های سالم که در راستای سالم سازی فضای مجازی قدم برداشته و سعی در توسعه فرهنگی این مرز و بوم دارند؛ از نویسندگان و ناشران این آثار ارزشمند، قدردانی های خود را داشته باشد و سخن معلم همچنان در راه تحقق خواسته های به حق فرهنگیان و توسعه فرهنگ نوشتن و بیان کردن بیشتر از گذشته موفق باشد.
* ضمن سپاس و قدردانی از این همکار فرهیخته و ارجمند ، چنان چه سایر همکاران گرامی یادداشت و یا مطلبی در این زمینه دارند ، آن را از طریق آدرس
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
برای ما ارسال فرمایند .
گروه گزارش سخن معلم /
خشونت یاد گرفتنی است و کسانی که تحت آموزش خاص قرار می گیرند و در محیط خاص اوقات خود را می گذرانند یاد می گیرند که بعضی چیزها و برخی افراد مستحق مجازات و تخریب و تحقیر هستند ؛ در او درونی می شود که نسبت به این چیزها و افراد واکنشی خشونت آمیز ابراز نمایند ...
حوادث مربوط به اسید پاشی به صورت چند بانوی ایرانی در اصفهان ،این روزها سه کلمه (اسید)، (زن) و (خشونت) را پر کاربرد کرده است سه واژه ای که در کنار یکدیگر از قربانی شدن چند زن جوان در نتیجه اعمال خشونت از طریق اسید پاشی حکایت دارد.
اگر این رفتار غیر انسانی و خشن را دور از نگاه های حقوقی و سیاسی و اجتماعی از زاویه تربیتی مورد توجه قرار دهیم می توانیم پیامی را برای دست اندرکاران آموزش و پرورش داشته باشیم. بی تردید (خشونت) اصطلاحی است که همه در نسبت دادن آن به عمل اسید پاشی توافق دارند، اما کمتر به این پرداخته شده است که ابراز این خشونت از سوی هرکسی و با هر انگیزه ایی که باشد در چه عواملی ریشه دارد.
اینکه خشونت ریشه ژنتیکی دارد یا محیطی مسأله ای است که شاید نتوان آن را فقط به یک دسته عوامل نسبت داد ، اما تردیدی نیست که حتی اگر یک فرد به صورت بالقوه مستعد ابراز خشونت باشد این محرک های محیطی اعم از سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی است که شرایط بروز آن را فراهم می سازد.
چه کسی و یا چه کسانی زمینه اعمال خشونت را دارند ؟
آیا یک فرد مذهبی صرف مذهبی بودن آمادگی بیشتری از یک فرد غیر مذهبی دارد؟ آیا یک فرد سیاسی زمینه بیشتری برای ابراز خشونت به مخالفان یا منتقدان خود دارد؟ آیا یک فرد منزوی یا طرد شده از جامعه آماده تر برای ابزار خشونت است یا فردی اجتماعی و متعلق به گروه و جریانی خاص؟ افراد دارای مشکلات اقتصادی بیشتر مستعد اعمال خشونت هستند یا افراد فاقد این مشکلات؟
این پرسش ها و چندین پرسش مشابه دیگر روشن می سازد که متصف بودن به یک صفت و یا یک ویژگی خاص، صرفا افراد را مستعد ابراز و اعمال خشونت نمی سازد. فردی که به صورت منسجم و مستمر با نگرشی نهادینه شده دست به اعمال خشونت می زند ؛ این فرد تحت آموزش و تربیت خاص قرار گرفته و در مقابل مواردی حساس شده است تا واکنش های خشونت آمیز را ابراز نماید.
به عنوان مثال وقتی به کودکان فقیر گفته می شود ریشه فقر شما در دارایی دیگران است او عامل بدبختی و مشکلات خود را کسی می داند که شیک می پوشد. خوب می خورد و در خانه و ماشین لوکس دارد، لذا لباس و چهره او و خانه و ماشین وی برایش نماد ظلم و ستمگری است و در هر فرصتی خشونت خود را نسبت به این عامل بدبختی ابراز می کند و شیشه خانه او را با سنگ می شکند و بر روی ماشینش خط می اندازد.
پس می توان نتیجه گرفت خشونت یادگرفتنی است و کسانی که تحت آموزش خاص قرار می گیرند و در محیط خاص اوقات خود را می گذرانند یاد می گیرند که بعضی چیزها و برخی افراد مستحق مجازات و تخریب و تحقیر هستند، در او درونی می شود که نسبت به این چیزها و افراد واکنشی خشونت آمیز ابراز نمایند.
به نظر می رسد در کنار سه واژه (اسید)، (زن) و (خشونت) باید واژه آموزش یا تربیت را هم قرار داد تا تلنگری باشد برای دست اندرکاران تعلیم و تربیت و این پرسش که آیا محتوا ، شیوه ها و محیط های آموزشی ما ترویج کننده و تعمیم بخش خشونت است یا کاهش دهنده آن؟
البته نباید فراموش کرد که دستگاه ها و نهادهای تاثیرگذار در رفتارهای افراد جامعه محدود به آموزش و پرورش و آموزش عالی نیستند ؛ بلکه نهادها و دستگاه هایی که امکان بیشتری برای آموزش و تربیت افراد دارند نیز در این راستا موثر هستند.
*سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
*هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
* همکاران و معلمان گرامی ، اخبار و یادداشت های خود را می توانند به آدرس این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید ارسال نمایند.

عبدالجلیل کریم پور *
فعالیتهای صنفی زمانی پا به عرصه وجود میگذارند که افراد به تنهایی نتوانند برای رسیدن به اهداف صنفی خویش گام بردارند و نیاز به یک تشکل جمعی را در خود احساس کنند. این تشکلها بیشتر برای رفع مشکلاتی هست که صنف موردنظر دچار آسیبهای ناشی از عدم حمایت متولیان امر میشوند. آنها درخواستهای قانونی و به حق خود را در ابتدا با زبان گفتوگو بیان میکنند یعنی، به نمایندگی از خود افرادی را برای بیان مشکلات صنفی خویش مشخص کرده و زمینه گفتمانی همراه با تعامل و همراهی را فراهم میکنند. درونمایه این گفتوگوها ناعادلانهبودن سهم افراد از برخورداری از مزایاست. این گفتوگوها زمانی مثمرثمر است که منتج به نتایجی خوب شود. چنانچه گفتوگوها به نتیجهای منطقی منتهی نشود تشکلها برای رسیدن به اهداف قانونی خویش تصمیم به صدور اطلاعیه و... میگیرند و از این راه، رسیدن به اهداف خویش را دنبال میکنند.
در نهاد آموزش و پرورش نیز همچون جایگاههای دیگر تشکلهای صنفی فعالیت میکنند. کنشگران در این نهاد تمام تلاش شان به دست آوردن حقوق حقه صنفیشان هست. با توجه به اینکه این نهاد همیشه دچار نشیب و فرازهایی بوده و حتی در چندین سال اخیر نشیبی فراتر از فراز را بههمراه داشته است نیازی جدی را میطلبد تا جدیتر به آسیبهای آن توجه شود و بیبرنامگیهایی که چون میراثی از گذشته در آن خودنمایی میکند، شناسایی شده و حذف شوند. هم واقف هستیم که درونمایه این نهاد، رشد و توسعه علمی است و به کارخانهای ماننده است که تولیداتش را آگاهی تشکیل میدهد اما از مسائلی رنج میبرد که گوشهچشمی به آن میتواند چرخه این تولید را تسریع بخشد.
شاید بتوان گفت که مواد اولیه این کارخانه که علاقه و تفکر است اگر به کوشایی آمیخته شود، محصولی با کیفیت را به ارمغان میآورد. زمانی این چرخه به صورت کارا و منطقی فرایندش را دنبال میکند که تسهیلکنندههای آن وجود داشته باشند. غم نان زبان گویایش را نگیرد و محتوای متنوعش همهگیر بودنش را اثبات کند. با این اوصاف، اگر هر کدام از این عوامل حضورش با مشکلی مواجه شود چرخه را با مشکل مواجه میکند. عاملان اصلی تولید برای برونرفت از آن به تعمق وادار میشوند و با ایجاد تشکلی سازمانی و قانونی موانع را به اطلاع میرسانند. این امر با تدوین قوانینی منطبق با خواستههای عوامل میتواند رهگشایی جدی باشد اما، گاهی اوقات برخی از این بخشنامهها و قوانین ارائهشده نمیتوانند بهطور کامل همه موارد مورد نیاز یک صنف را ارائه دهند که این عامل باعث عدم بهرهوری یا عدم استفاده بهینه از مزایای مورد نظر میگردند و زمینهای برای ایجاد این تشکلها میشوند.
تشکیل انجمنها و شوراهای صنفی نیازی ضروری است که عدم ایجاد آن ایستایی را به همراه دارد. آنچه توجه به آن ضروری به نظر میرسد این است که باید جدیتر به این مساله نگریست. فرادستان نباید کنشگران را در مقابل خویش ببینند بلکه باید آنها را حمایت کرده و پشتوانهای برای آنها گردند و خدای ناکرده سد و مانعی برای آنها نباشند. کنشگران را برای فعالیتهای قانونیشان رنجور نکنند و حمایتی همهجانبه را از آنها داشته باشند چراکه این حمایت باعث میگردد تا همه معلمان با آرامشخاطر خواستار حقوق مدنی و صنفی خویش باشند و بدانند که برای رسیدن به خواستههایشان باید از خویشتن مایه بگذارند.
* آموزگار
*سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
*هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
* همکاران و معلمان گرامی ، اخبار و یادداشت های خود را می توانند به آدرس این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید ارسال نمایند.
شجاعی نیا
دبیر آموزش و پرورش دامغان
در سالهاي گذشته ، طي بازديدي كه يكي از مديران وقت آموزش و پرورش از يكي از دبيرستانهاي دامغان داشتند طبق معمول اين بازديدها كه بعيد است بپرسند مشكلات چه هست تا در رفع آن بكوشند ، سخنراني با آب و تابي كرده تا اظهار فضل نمايد و چاپلوسان و متملقان هميشگي با سر تكان دادن و به به تائيد فرمايشات نمودند و متكلم را بر سر ذوق آوردند تا جايي كه ايشان در جمع رو به مدير دبيرستان كردند و گفتند: اميدواريم امسال از اين دبيرستان چندتا قبولي كنكور در رشته پزشكي داشته باشيم!
و جالب اين است كه آن دبيرستان فقط در رشتهي رياضي و علوم انساني دانش آموز داشته ، نه علوم تجربي! و از آن جالب تر ايشان تا قبل از رسيدن به پست رياست آموزش و پرورش (كه چند ماهي بيش ازش نگذشته بود) دبير همان دبيرستان هم بودند!!!
بله...با اين اوضاع و اين رفتارها و دهها تصميم نسنجيده بعضي از اين مديران ، در جلسات متعدد ، بخشهايي كه كمترين تاثير (و يا بي تاثير) در تصميم گيريها دارند بايد پاسخگوي "علل افت تحصيلي" باشند...!
موفقيت باشد ، مثل كنكور و مسابقات و المپيادها ، آقايان سينه سپر ميكنند و به مراسم تجليل ميروند و تجليل ميشوند و كسي از دبيران آن دانشآموزان و زحمات شان ياد نميكند...اما هر گاه سخن از افت تحصيلي و رتبههاي نامناسب و قبولي پائين شود ، دبيران بايد پاسخگو باشند و ضعفها بر گردنشان نهاده شود.
اين است مديريت نوين و عادلانه در آموزش و پرورش و تصميمگيريهاي آن چناني...
*سخن معلم محلی برای بیان دیدگاه های مختلف در حوزه آموزش و پرورش است و انتشار آن ها در این تارنما الزاما به معنای تایید آن ها نیست .
*هر گونه نقل مطالب و اخبار فقط با ذکر دقیق منبع مجاز است.
* همکاران و معلمان گرامی ، اخبار و یادداشت های خود را می توانند به آدرس این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید ارسال نمایند.