گروه گزارش/

نشست علمی – تخصصی با عنوان " تببین ابعاد جامعه شناسی ، روان شناختی و تربیتی خشونت خانگی و ارائه راهکارهای تربیتی چهارشنبه یازدهم تیر از ساعت 30 / 8 تا 12 با حضور دکتر غلامعلی افروز استاد دانشگاه تهران ، دکتر علی اصغر احمدی عضو هیات علمی دانشگاه تهران و دکتر بهمن حوری زاد عضو هیات علمی دانشگاه کسرا و نیز دکتر فرهاد کریمی رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش با همراهی اعضای هیات علمی و کارشناسان پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و حوزه ستادی وزارت متبوع برگزار گردید .
در این نشست خبرنگاران از تسنیم ، فارس ، پانا ، مجله شوق و... تغییر حضور داشتند .
همچنین در این نشست « صدای معلم » پرسش هایی را مطرح کرد .
افروز گفت :
ریشه های روان شناختی و تربیتی رفتارهای تهاجمی کلامی و غیرکلامی و بعضا خشونت های خانوادگی را در چند مولفه اساسی می دانم .
در این میان مولفه های زیستی هم بسیار مهم هستند .
بدخوابی ها ، بدغذایی ها ، کاهش قندخون می تواند زمینه خشونت و پرخاشگری را در میان آقایان و خانم ها فراهم کند .

اعتقاد دارم کلافگی فکری ، کوفتگی ذهنی ، ناامنی روانی ، تعارضات درونی ، از دست دادن امید ، تعارض هایی که در درون انسان ایجاد می شود ، تعارض بین تلاش و برنامه هایی که پیش بینی شده است و ماندن در خانه موجب ایجاد تعارض می شود .
فقر مهارت های ارتباطی یک مولفه جدی است . متاسفانه نوعی عادت زدگی در کاربرد واژه های انضباطی در خانواده حاکم می شود و این را پی می گیریم و کاربرد این واژه ها زمانی که در خانه هستیم میزان آن افزایش می یابد .
واژه های انضباطی زاویه دارد و خسته می کند و فاصله های عاطفی را بیشتر می کند و زمینه کلام تهاجمی و رفتار تهاجمی در خانواده بیشتر می شود .
یکی دیگر از مولفه هایی که زمینه خشونت ایجاد می کند غفلت از حاکمیت آرامش است .
مغفول ماندن حقوق عاطفی فرزندان در خانواده باعث می شود که مشکلات چند برابر شود و اشاره خواهم کرد .
این استاد دانشگاه تصریح کرد که حقوق عاطفی از حقوق فقهی و شرعی خیلی مهم تر و اساسی تر است .
خیلی از اولیا در حال حاضر نمی دانند حقوق عاطفی چیست ؟
حقوق عاطفی باید حاکم باشد . اگر در خانواده آرامش نباشد مشکل پدا می کنیم .
در ادامه حوری زاد عنوان کرد :
وقتی به مسائل و پدیده های فردی و فرهنگی و اجتماعی می پردازیم که رسانه ای می شوند . چه کار باید کنیم که قبل از رسانه ای شدن با پدیده ها ، مفاهیم خشونت و با مفاهیم مهربانی و دل آرامی آشتی کنیم و برای دل آرامی فضا ایجاد کنیم تا مهربانی ها ، عطوفت و عشق و صمیمیت بیشتر رواج پیدا کند .
از خودمان سوال کنیم جعبه سیاه آموزش و پرورش ما چه می گوید ؟
اگر جعبه سیاه آموزش و پرورش را با تشبیه پردازی و بدیعه پردازی و قیاس مستقیم با هواپیما ؛ این دو خیلی به هم شبیه هستند .

ده ها مورد شباهت می شود پیدا کرد .
شباهتی که امروز می خواهم صحبت کنم این است که هواپیما جعبه سیاه دارد .
جعبه سیاه آموزش و پرورش کجاست ؟
کجا باید جعبه سیاه آموزش و پرورش ، جعبه سیاه خانواده را بازخوانی کنیم تا بفهمیم در مدرسه و خانواده چه می گذرد ؟
داریم چه کار می کنیم ؟
من همیشه به مدیر مدرسه و معاون مدرسه می گویم هیچ می دانید وقتی معلم به سر کلاس می رود و در کلاس را می بندد در کلاس چه اتفاقی می افتد ؟
تعاملات بچه ها با هم چگونه است ؟
تعاملات معلم با دانش آموز چگونه است ؟
آیا خبر داریم ؟
آیا هیچ دوربینی در مدرسه و خانواده – منظور دوربین دلی است و نه دوربین الکترونیکی – در آن جا کاشته ایم که هر از گاهی بتوانیم این جعبه سیاه را بازخوانی کنیم ؟
سپس احمدی ضمن اشاره به نقاط مشترک دو ارائه پیشین گفت :
من روی مساله ارتباط و آمادگی های طبیعی که در درون وجود دارد مانند پرخاشگری در درون همه ما هست و باید توجه داشته باشیم که در این آمادگی محاسبات مان را وارد کنیم و توجه کنیم که چه باید کنیم ؟
در اصل وزن اصلی صحبتم این است که ارتباط را هسته اصلی صحبتم قرار می دهم و آن هم ارتباط در درون خانواده است چون موضوعی که در مورد خشونت های خانوادگی است روی بستر ارتباط در خانواده معلوم می کنم و سپس مشخص می کنم که خشونت چه جایگاهی در این فضای ارتباطی دارد ؟

در بررسی ها و ارتباطاتم با خانواده ها می گویم که مهم ترین مشکل خانواده ها در برقراری ارتباط با اعضای خانواده است .
خانواده یک شرایطی دارد . از قدیم می گفتند که زن و شوهر همدیگر را درک نمی کنند .
خود درک این مطلب که زن و شوهر همدیگر را درک نمی کنند شاید 30 تا 40 سال برای خود من طول کشیده است تا بفهمم درک نکردن همدیگر به چه معناست ؟
امروزه شاهد هستم که پدر و مادر فرزند خود را درک نمی کنند و این که با چه دنیایی سر و کار دارند ؟
درک نکردن یعنی یک ارتباط ناقص . ارتباطی که کامل نیست . شناخت کافی پشت سرش نیست . اعضای خانواده همدیگر را بشناسند و بدانند چه حساسیت هایی دارد . فرد چه پس زمینه ای دارد . چه چیزی برای او مهم است و چه چیزی برایش مهم نیست ؟
اصلا وقتی کاری می کند و یا حرفی می زند چه چیزی را به فرد منتقل می کند ؟ این فرد چه دریافت می کند ؟ این ها همه در آن اختلال وجود دارند .
در 100 درصد خانواده های ما این اختلال وجود دارد . در بعضی ها کم تر و در برخی دیگر بیگانگی محض حاکم است .
با آن که مطابق اعلام روابط عمومی قرار بود که به ابعاد جامعه شناختی مساله خشونت خانگی پرداخته شود اما صحبتی به میان نیامد .
این موضوع توسط برخی از اعضای حاضر بیان گردید و قرار شد تا این نشست ها با رویکرد مورد نظر استمرار داشته باشد .
یکی از نکات قابل توجه در این نشست وجود سر و صدا و پارازیت های ارتباطی از ابتدای نشست بود .
با آن که صدای معلم با کنایه آلودگی صوتی را یکی از عوامل تولید خشونت در محیط معرفی کرد اما این وضعیت تقریبا تا پایان نشست ادامه داشت .
مشروح این نشست در صدای معلم منتشر خواهد گردید .
پایان گزارش/

برخی پیشینه شورای عالی آموزش و پرورش را به دوره سلطنت مظفرالدین شاه و تشکیل «انجمن معارف»، به سال ۱۲۷۵ خورشیدی، با هدف گسترش مدارس جدید بر می گردانند. اما از سال 1343 شمسی که وزارت فرهنگ به دو وزارتخانه فرهنگ و هنر و آموزش وپرورش و یک سازمان به نام اوقاف تفکیک شد؛ بیش از نیم قرن می گذرد؛ و از آن زمان و به تبع تفکیک صورت گرفته بود که شورای عالی فرهنگ به دو قسمت «شورای برنامهریزی» در وزارت فرهنگ وهنر و «شورای عالی آموزش وپرورش» در وزارت آموزش و پرورش تقسیم شد.
از همین رو می توان شورای عالی آموزش و پرورش را قدیمیترین شورا با کارویژه تعلیم و تربیت دانست که پیشینه آن و شخصیت های آمده و رفته از آن و سابقه نگاه های حاکم بر آن موضوعی در خور مطالعه و پشتوانهای برای حرکت به سوی آینده باشد.
ماههاست که هر از گاهی بانگی از گوشه ای بر می خیزد و شایعه تغییر در دبیرخانه این شورای عالی به گوش میرسد؛ لکن از شواهد و قراین اینگونه هویداست که این بار این موضوع از حد شایعات فراتر رفته است.
این تغییر، اگر رخ دهد، سومین تغییر پیاپی در سه بخش اصلی وزارت آموزش و پرورش است: اصلاح ساختار و سیستم، از حاصل جمع اصلاح های جزیی حاصل نمی شود. به پیوند بین اجزا و پیوستگی گام ها هم باید اندیشید
نخست، تغییر رییس سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی؛
سپس، حکم مستقیم شخص وزیر محترم برای رییس پژوهشگاه آموزش و پرورش که به تحلیل کارشناسان به منزله تعالی جایگاه پژوهشگاه است؛
و اینک، تغییر دبیر شورای عالی آموزش و پرورش. طبیعی است که رؤسای جدید این سه بخش در حال برنامهریزی برای سازمان های خود باشند؛ و چه نیکوست اگر این هم زمانی در تغییر، همافزایی برنامهها را نیز در پی داشته باشد و بتوان آن را به منزله جریان خونی تازه در رگ های آموزش و پرورش قلمداد کرد.
در این نوشته سخن از شورای عالی است. شورایی که می تواند بیش از گذشته مایه مباهات و سربلندیِ نه تنها خویشتن، که کلِ ساختار و سازمان آموزشی و پرورشی کشور باشد؛ مشروط به آن که در این ترکیب واژگانی، هم کلمه ی «شورا» درست معنا شود، هم تعبیر «عالی» در به شیوه ای متعالی معنی شود، و هم حوزه عمل و ماموریت، یعنی «آموزش و پرورش» در میانه های راه و بیراهه های اداری تحدید یا تهدید نشود یا در مواقع ضرورت و مصلحت دستخوش بلا و ابتلا نگردد.
قرار نیست، که شورای عالی آموزش و پرورش با اضافه کردن واژه عالی، عالی شود؛ که اگر قرار بر این بود و کارها را می شد با اسم های فاخر به سامان رساند؛ لابد جا داشت این شورا نیز محض خاطرجمعی، از ابتدا شورای خیلی عالی آموزش و پرورش نام می گرفت. اگر در اسم، نام این نهاد شورای عالی است؛ در رسم و عمل، باید شورایی متعالی باشد؛ تا دیگر بخش های گوناگون آموزش و پرورش بتوانند سایهنشین این رکن باشند.
به باور نگارنده، اگر مجلس شورا «عصارهی فضایل ملت است» و «در راس امور»؛ شورای عالی آموزش و پرورش و دبیرخانه آن نیز باید عصارهی فضایل آموزش و پرورش کشور باشد و «در راس امور» آموزش و پرورش قرار گیرد و این مهم بر وظایف و اختیارات و مسئولیتها و حقوق و تکالیف دبیر محترم نیز تاثر به سزایی خواهد داشت.

با این مقدمه و پس از تاملاتی، پیشنهادی چند را پیشکش می کنم؛ به دبیر محترم این شورا، که به زودی راهی «ساختمان مرحوم علاقمندان» می شود و در مرکز امید و نگاه دلسوزان و علاقه مندان می نشیند.
یک. در آییننامه داخلی شورای عالی آموزش و پرورش، مصوب سوم اسفند 1381، آمده است:
ماده 1- جلسات شورا به ریاست رییس جمهور و در غیاب وی وزیر آموزش و پرورش و با حضور حداقل 15نفر از اعضاء رسمیشورا رسمیت مییابد... .
ماده 2- جلسات شورا هر دو هفته یکبار در محل دفتر رییس جمهور یا دفتر وزیر آموزش و پرورش و با دعوتکتبی که توسط دبیر کل شورا انجام میشود تشکیل میگردد.
ماده 3- اعضاء موظفند در تمام جلسات حضور یابند و در مواردی که به دلیل موجه امکان حضور در جلسه را ندارند موضوع را حداقل 48 ساعت قبل از موعد جلسه به اطلاع دبیرخانه شورا برسانند.
ماده 4- موضوعاتی در دستور کار شورا قرار میگیرند که از سوی رئیس جمهور یا وزیر آموزش و پرورش به دبیرخانه شورا ارجاع شوند و یا حداقل 8 نفر از اعضاء متقاضی طرح آن در شورا باشند.
تبصره 1- دستور هر جلسه توسط دبیر شورا و با هماهنگی رئیس جمهور یا وزیر آموزش و پرورش تنظیم و بههمراه دعوت نامه به اطلاع اعضاء میرسد.
جناب دبیر !
شما دبیر شورایی خواهید شد که جلسات آن باید در عالی ترین سطح مدیریت اجرایی کشور و در مهم ترین مرکز راهبری امور اداری کشور برگزار شود.
بعید می دانم هم اکنون این گونه باشد و اصلا نمی دانم در این هفت سال که از دولت می گذرد، شخص رییس جمهور در چند جلسه شرکت کرده است.
شاید حرف گزافی نباشد؛ اگر ادعا کنیم از اهم مسئولیتهای جنابعالی و از ضروریترین گامهای مقدماتی تان، تعالی جایگاه شورای عالی در ساختار اداری و مطالبه اجرای قانون و آیین نامه اجرایی شوراست.
دو. هرچند عالی ترین مقام آموزش و پرورش شخص وزیر محترم است؛ لکن بر اساس آیین نامه، «ابلاغ مصوبات شورای عالی»، که میتوان آن را به منزلة پیگیری مصوبات هم دانست، در حوزه وظایف دبیرکل شورای عالی است؛ و این را می توان شاخص و نشانه ای از جایگاه پیش بینی شده برای چنین مسئولیت مهمی قلمداد کرد. این جایگاه را جدی بگیرید و از آن برای پیشبرد اهداف استفاده کنید.
سه. کمیسیون های تخصصی که هم اکنون نیز در شورا فعال هستند، باید مرکز آمد و شد و گفت و گو های تخصصی و راهبردی اندیشمندان حوزه تعلیم و تربیت باشند.

به باور نگارنده یکی از راه های نیل به چنین مطلوبی، فراهم آوردن امکانی برای جذب اعضای هیئت علمی، دست کم برای ریاست کمیسیون ها است.
چهار. اداره امور اجرایی و مالی دبیرخانه و انعقاد قراردادهای پژوهشی و اختیار استخدام، نصب ، عزل ، ارتقاء و اعطای پاداش به کارکنان بر اساس قوانین و مقررات از دیگر وظایف و اختیارات دبیر شوراست.
اجرای این اختیارات و بهرمندی از این امکان به تامین منابع و پشتوانه های مالی نیازمند است. شواهد و قراین حاکی از تنگناهای سخت و دشوار مالی است. پیش از ورود به صحنه برای این مهم تدبیری بیندیشید.
پنج. اقتضای رسالت و ماموریت شورای عالی داشتن بنیادها و بنیان های محکم نظری و پژوهشی در تصمیم ها است. این مهم باید از دو طریق پیگیری شود:
الف) تامین و تقویت استعدادها و زمینه های درونی
ب) تحکیم پیوندهای بیرونی.
ارتقای جایگاه پژوهشگاه آموزش و پرورش می تواند کمک بزرگی به این مهم باشد تا منافع و رشد و بلوغ حاصل از این تعامل نصیب هر دو نهاد شود.
ارتقای جایگاه پژوهشگاه آموزش و پرورش می تواند کمک بزرگی به این مهم باشد تا منافع و رشد و بلوغ حاصل از این تعامل نصیب هر دو نهاد شود.
شش. هر تغییری هزینه ها و دردها و فشارهایی در پی دارد. بهتر است برای مدیریت تکانه های حاصل از تغییر، ابتکارها و طرح هایتان را، با اطلاع دقیق از روند های عملکردی فعلی در کل سیستم طراحی و اجرا کنید؛ تا تغییرات در مسیری پیوسته و با کمترین مقاومت سیستمی محقق شود.
هفت. بهبود باید مستمر و خود پیگیر باشد. بهبود را باتوجه به اندازه گیری سطح عملکرد کل سازمان رصد و ارزیابی و مدیریت کنید. بهبودِ بخشی از مجموعه با اصلاح کل سیستم مساوی نیست. حتی اصلاح ساختار و سیستم، از حاصل جمع اصلاح های جزیی حاصل نمی شود. به پیوند بین اجزا و پیوستگی گام ها هم باید اندیشید.
هشت. با توجه به زمان باقیمانده از عمر دولت فعلی، به تغییر دولت و تبعات ناشی از آن توجه و تصمیم ها را به کوتاه، میان و بلند مدت تقسیم کنید و برای تصمیم های بلند مدت چنان تدبیر کنید که تغییرات سیاسی آسیبی به آنها وارد نکند.
نه. تعامل سازنده با رسانه ها و مدیریت افکار عمومی، چه در بدنه آموزش و پرورش و چه در جامعه مخاطبان خاص و عام، از مهم ترین ارکان موفقیت و معرفی و ارائه موفقیت های شماست. روابط عمومی شورا را باید بسیار جدی گرفت.
ده. به ضرورت سازگاری تصمیم ها با واقعیت های کلاس درس و کف میدان تعلیم و تربیت بیش از همیشه توجه کنید و راه تعامل و ارتباط با معلمان و مدیران و فعالان این عرصه را بیش از گذشته هموار کنید.
یازده. احیا و تقویت ایده مدارس تجربی را شاید بتوان از عوامل تقویت مبنای علمی تصمیم ها و سیاستهای آموزشی و پرورشی و آزمودن آنها و به بلوغ رساندن آنها و استحکام ودوام بیشتر تصمیم های شورای عالی دانست.
دوازده. مسایل و موضوع های آموزشی و پرورشی بسیار پیچیده و مهم و به سرعت در حال گذر و تحول است و نمی توان به داشته های خود بسنده کرد. همه چیز را همگان دانند؛ و همگان، مسایل و مصایب بیش و کم مشترک دارند. رصد تجربیات موفق و شکست خورده دیگر کشورها و سیاست های ماندگار و پایدار یا موقتی و زودگذر آنها، از طریق تقویت ارتباط ها و تعاملهای بین المللی می تواند دریچه های ارزنده و نابی را برای شورا و به تبع آن برای آموزش و پرورش بگشاید.
سیزده. گردآوری اسناد مربوط به مصوبات و تاریخچه سیاست ها و فراز و فرود های شورای عالی کاری اساسی، ماندگار و کاملا موجه برای مطالعات تخصصی و علمی است که تاثیر آن در ارتقای کیفیت امور جاری شورا نیز مشخص خواهد شد.
کانال معلم : یادگیرنده مادام العمر باشیم

هزینه های درمانی یکی از دغدغه های هر خانواده ایرانی می باشد. در این بین فرهنگیان نیز از این قاعده مستثنی نیستند و هزینه های بالای درمانی تمرکز زندگی آنان را به هم ریخته است و بر این اساس بسیاری از آنها درگیر این هزینه ها هستند.
از سال 1380 وزارت آموزش و پرورش طی قراردادی با بیمه دانا، عنوان "بیمه تکمیلی" را وارد ادبیات درمانی آموزش و پرورش کرد. این خدمات با توجه به نرخ تورم و هزینه های رایج، درحد بسیار خوبی ارایه می گردید تا اینکه از سال 1389 با ارتقاء تعهدات از بیمه تکمیلی به بیمه طلایی تغییر نام یافت و در زمان تصدی وزارت جناب حاجی بابایی، که دوران طلایی بیمه طلایی فرهنگیان بود، هولوگرام های طلایی رنگ بیمه ایران روی دفترچه های درمانی نصب شد، اما دیری نپایید که به مرور خدمات و پوشش ها کاهش و کاهش یافت.
در سال 1394 با بهانه هایی نظیر افزایش حق بیمه و کاهش سقف پوشش ها، قرارداد با بیمه ایران لغو و ناگهان بحث بیمه ی آتیه سازان پیش آمد. شرکتی که یک صندوق بود و شرکت بیمه نبود. قراردادی تحت عنوان بیمه طلایی فرهنگیان در 4 سطح با شرکت آتیه سازان حافظ منعقد گردید. بعد از آن تاکنون هرسال شاهد افزایش تعرفه بیمه و کاهش تعهدات شرکت آتیه سازان حافظ شده ایم، تا جایی که نارضایتی اکثریت قریب به اتفاق فرهنگیان را در بر داشته است و به همین دلیل بسیاری از فرهنگیان از تمدید قرارداد امتناع نموده اند.
* عمده مشکلات فرهنگیان شاغل و بازنشسته با شرکت آتیه سازان حافظ بدین شرح است:
1. عدم پوشش های هدفمند و کارآ برای فرهنگیان و تفاوت پوشش ها برای فرهنگیان شاغل و بازنشسته با تعرفه های متفاوت.
2. حذف پوشش دندانپزشکی.
در حالی که عمده هزینه های درمانی فرهنگیان در این حوزه صرف می شود.
3. عدم افزایش پوشش ها
با اینکه هزینه عینک در سال 1389 مبلغ پنجاه هزار تومان بوده، این مبلغ علیرغم افزایش چند برابری حق بیمه ها و گرانتر شدن قابل توجه عینک تا به امروز فقط بیست هزار تومان افزایش داشته و به هفتاد هزار تومان رسیده است.
4. عدم پرداخت به موقع خسارت ها
طی توافقی که با شرکت آتیه سازان حافظ صورت گرفته بود، شرکت متعهد شد حداکثر ظرف 10 روز خسارت ها را پرداخت نماید که متاسفانه پرداخت خسارتها بعضا تا 6 ماه بیشتر هم طول می کشد. و از سوی دیگر با انواع لطائف الحیل افراد را مبتلا به تهیه و ارائه مدارک و کپی و کاغذ بازی های جانفرسا نموده که بعضا افراد خود به خود دلسرد شده و عطای دریافت حق خود را به لقایش می بخشند. حدود دوسال است که مسوولین شرکت آتیه سازان حافظ توپ دیر پرداخت شدن خسارت ها را در زمین آموزش و پرورش انداخته اند.
5. دریافت حق بیمه نسبتا بالا به نسبت تعهدات و پوشش های اعلام شده
ممکن است نمایندگان شرکت آتیه سازان حافظ اعلام کنند که بسیاری از تعهدات را بدون سقف گذاشته اند. این یک مغلطه و فریب بزرگ است. برای مثال در شرکت های بیمه سقف جراحی ها 200 میلیون ریال است و معمولا کمتر پیش می آید که یک جراحی بالاتر از این سقف هزینه داشته باشد، پس ادعای بدون سقف بودن جراحی ها بی معنی و نوعی فریب است. و یا درمورد داروها، فقط داروهای تحت پوشش بیمه پایه را پرداخت می کنند و با توجه به اینکه بسیاری از داروها تحت پوشش بیمه پایه نیستند، عملا و علنا مبلغی پرداخت نمی گردد و فقط منتی بر سر فرهنگیان است.
6. فرانشیز بالا
متاسفانه دو سالی می شود که شرکت آتیه سازان حافظ با "سواستفاده از نجابت فرهنگیان" اقدام به افزایش فرانشیز تا حد 30 درصد نموده است یعنی شرکت آتیه سازان حافظ عملا به جای 750 هزارريال طرح الف، مبلغ 975 هزار ريال و به جای 460 هزارريال طرح ب، نزدیک به 600 هزار ريال حق بیمه از فرهنگیان کسر می کند. درحالیکه با این تعرفه می توان بهترین پوشش ها را خریداری کرد.
7. فریب دیگر، اجرای طرح الف و ب
در مصاحبه ای که آقای فرشید سیاری مدیرکل تعاون و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در تاریخ 3 خرداد 1395 انجام دادند ابراز نمودند که به دلیل افزایش هزینه ها و تعرفه های شرکت های بیمه، ما با شرکت آتیه سازان حافظ قراردادی منعقد کردیم تا بیمه طلایی به صورت صندوقی اداره شود، یعنی ابراز داشتند که روش صندوقی بهتر است، اما بعد از گذشت 3 سال دو تعرفه با اسم طرح الف، بیمه تکمیلی درمان به روش بیمه گری و طرح ب، بیمه تکمیلی به روش صندوق درمان به فرهنگیان ارائه دادند که نسبت به تعرفه سایر شرکت های بیمه فوق العاده بالا و بی کیفیت محسوب می شود.
8. لغو قرارداد با مراکز درمانی
متاسفانه علی رغم ادعاهای مسئولین در بخشنامه صادره 12 دیماه 98، شرکت آتیه سازان حافظ قرارداد خود را با مراکز درمانی و خدمات پاراکلینیک و بیمارستانها لغو کرده و فرهنگیان باید هزینه را پرداخت نمایند و بعد از حداقل 6 ماه، حداکثر 70 درصد هزینه ها را دریافت نمایند. جالب اینجاست که حتی شوربختانه درمانگاههای فرهنگیان هم از پذیرش بیمه آتیه سازان خودداری می کنند و این مثلا بیمه را به رسمیت نمی شناسند و این یعنی هزینه های چند برابری برای همکاران.
9. عدم آنلاین بودن مراکز طرف قرارداد
قبل از این هم که با مراکز معدودی طرف قرارداد بود، فرهنگیان علاوه بر رنج بیماری و در ناخوشی باید دفترچه و کارت ملی به دست، دنبال مراکز کپی باشند و با ارائه کپی و اصل دفترچه خدماتی را دریافت می کردند، درحالیکه بیشتر شرکت های بیمه آنلاین و برخط کدملی را چک می کنند و خدمات را ارائه می دهند.
10. تمدید خودکار قرارداد با بیمه آتیه سازان
متاسفانه وزارت آموزش و پرورش چندین سال است بدون درنظر گرفتن نظرات فرهنگیان به طور اتوماتیک قرارداد بیمه طلایی را هرساله تمدید می کند. این کار اجحاف بزرگی در حق فرهنگیان است.
11. عدم حق انتخاب برای فرهنگیان
وزارت آموزش و پرورش هیچ گزینه ای برای فرهنگیان قرار نداده است. این وزارتخانه با انعقاد قراردادی یک طرفه با شرکت آتیه سازان حافظ برای یک میلیون فرهنگی و بیش از چهار میلیون افراد تحت تکفل ایشان تصمیم گیری می کند و همین تصمیم گیری های خودسرانه و تا حدی منفعت طلبانه موجب شده است که افراد تحت پوشش بیمه تکمیلی فرهنگیان از بیش از 4 میلیون نفر در زمان بیمه طلایی به کمتر از 1 و نیم میلیون نفر برسند. روشی که متصدیان وزارتخانه آموزش و پرورش پیش گرفته اند "یا این یا هیچ" می باشد و هرکسی پوشش های شرکت آتیه سازان حافظ را قبول نداشته باشد، هیچ گزینه دیگری ندارد و این مصداق بارز اجحاف در حق خانواده بزرگ فرهنگیان است.
12. مبهم بودن سود صندوق
همان طور که اعلام شد، دریافت حق بیمه فرهنگیان برای شرکت آتیه سازان حافظ بi صورت صندوقی اداره می شود و حدود 5 سال است که این رویه ادامه دارد. در یک صندوق دو حالت پیش می آید: یا صندوق سود می کند و یا زیان. با حجم عظیم پولی که به صندوق واریز می شود، (با توجه به آمار 1 و نیم میلیون نفری فرهنگیان و افراد تحت تکفل، ماهیانه حداقل 80 میلیارد تومان به حساب صندوق واریز می شود که با توجه به عدم پرداخت به موقع خسارتها سود بالایی به آن تعلق می گیرد.) Y حال جا دارد مسئولین مربوطه اعلام کنند که؛ نخست این صندوق سود ده است یا زیان ده؟ و اگر زیان و ضرر، که علت و درصد زیان را اعلام کنند و بگویند کسری را چگونه و از چه منابعی تامین میکنند؟؟!
و اگر سود ده است، که قطعا همین گونه است، این سود هنگفت در کجا و چگونه هزینه می شود؟ و تا کنون چه شده است؟؟!
13. بیمه تکمیلی و نه طلایی
همان طور که معاون محترم وزیر اعلام کردند، خدمات شرکت آتیه سازان حافظ در قالب بیمه تکمیلی است، که شرکت های بیمه با هزینه کمتری ارائه می دهند و اطلاق بیمه طلایی یک فریب دیگر است.
14. عدم رعایت حقوق بازنشستگان
جای تاسف دارد که این شرکت تعرفه های بالاتری از بازنشستگان دریافت می کند و خدمات کمتری ارائه می دهد تا جاییکه برخی پوشش ها را هم کاهش داده و یا حذف نموده است.
15. اجحاف مضاعف در حق فرهنگیان
شرکت آتیه سازان حافظ هم اکنون به حدود 5 میلیون بیمه شده خدمات تکمیلی ارائه می دهد که از این بین فقط فرهنگیان ناراضی هستند. باید مشخص شود این اجحاف از سمت چه کسی اعمال می شود، شرکت آتیه سازان حافظ یا مسوولین آموزش و پرورش.

اما راهکار:
وزیر محترم آموزش و پرورش، نمایندگان محترم مجلس و روسای محترم کمیسیونهای آموزش، بهداشت و درمان و برنامه و بودجه؛
1. اصلاح پوشش های بیمه ای و ارتقاء آن به طلایی با همین تعرفه و ارائه خدمات مطلوب همانند دیگر شرکتهای معتبر
2. انعقاد قرارداد با مراکز درمانی معتبر و تصفیه حساب به موقع با آنان جهت دریافت خدمات بهتر برای افراد تحت پوشش
3. ارائه خدمات دندانپزشکی و افزایش تعهدات عینک
4. ارائه بیلان کاری به فرهنگیان و مشخص کردن درصد سود و زیان به این صورت که اگر صندوق زیان ده است، این زیان از چه منبعی جبران می شود و اگر سود ده است، که قطعا همین گونه است، این سود کجا هزینه می شود؟
5. برگشت سود سالانه حق بیمه پرداختی فرهنگیان به حساب آنها با توجه به اداره شدن بیمه تکمیلی بصورت صندوق درمان
6. یکسان سازی پوشش درمانی بازنشستگان و شاغلین
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ فعالیت کانال تلگرامی " حرف حساب " به مدیریت رضا نهضت در 21 فروردین 1399 متوقف شد.
کانال حرف حساب یکی از کانال های منتقد سیاست های وزیر و دیگر مدیران وزارت آموزش و پرورش بود .
در این گزارش آمده بود :
" اگر خبر فوق مبنی بر شکایت وزارت آموزش و پرورش از این رسانه صحیح باشد ، این مساله مصداق نقض صریح بخشنامه وزارت آموزش و پرورش است که پیش تر صادر گردیده است .
این بخشنامه به صراحت می گوید :
" در ر استای حمایت و تقویت فضای نقد آزاد در سطح کشور و کمک به ارتقای فرهنگ پرسشگری در حوزه رسانه ، به عنوان یکی از رویکرهای جدی مد نظر دولت محترم در برنامه های عملیاتی ، حقوق شهروندی و قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات ، شایسته است هر گونه اختلاف با اصحاب رسانه در کمیته ای با حضور افراد ذیل مورد بررسی و مسائل فیمابین با توافق حل و فصل گردیده و از ارجاع آن به نهادهای قضایی جلوگیری به عمل آید . "
« صدای معلم » بار دیگر ضمن یادآوری سخنان « محسن حاجی میرزایی » که در ابتدا از معلمان خواسته بود انحرافات سیستم را به او گوشزد کند از وزیر آموزش و پرورش انتظار دارد تا همچنان ضمن احترام به « منشور حقوق شهروندی » ، " امنیت فرهنگی " بر " فرهنگ امنیتی " تفوق داشته و منتقدان با هر سلیقه و گرایشی به عنوان یک " فرصت " و نه " تهدید " نگریسته شوند .
بعدا مشخص گردید که شاکی رضا نهضت ، « محسن جاجی میزایی » وزیر آموزش و پرورش است .
در نشست رسانه ای وزیر آموزش و پرورش به تاریخ 28 اردیبهشت ، مدیر صدای معلم به عنوان تنها خبرنگار و رسانه حاضر ضمن انتقاد از این اقدام وزیر آموزش و پرورش گفت : ( این جا )

" اقدام مهم و ماندگار آقای جواد حسینی سرپرست پیشین وزارت آموزش و پرورش تدوین و ابلاغ " بخشنامه ممنوعیت شکایت از رسانه های حوزه آموزش و پرورش توسط مدیران " بود .
آیا اقدام اخیر شما در شکایت از یک رسانه زیرپاگذاشتن پروتکل های اداری و به نوعی از بین بردن سرمایه اجتماعی نبود ؟
راهکار 9/8 از سند تحول تصریح می کند :
تعامل اثربخش با مراکز فرهنگی و اجتماعی و استفاده از ظرفیت رسانهها ـ به ویژه رسانه ملی ـ برای تبیین جایگاه نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی در تولید سرمایه اجتماعی و فرهنگی و جلوگیری از کوچکانگاری نقش آن در سرنوشت آینده کشور از منظر معارف اسلامی.
اخراج محمد حبیبی توسط هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش که زیر نظر مستقیم شما فعالیت می کنند ؛ ابلاغ حکم اجرایی نجات بهرامی معاون پیشین رسانه ای مرکزاطلاع رسانی و حتی صدور بخشنامه های تهدید آمیز در مورد شبکه شاد توسط مدیران شما ناظر بر کدامین وجه برای تولید و پاسداشت از سرمایه اجتماعی در آموزش و پرورش است ؟
وزارتخانه ای که به راحتی بخشنامه ها و پروتکل های اداری خود را زیر پا می گذارد و به رسانه ها پاسخ گو نیست ؛ آیا می تواند حافظ حقوق شهروندی و قانونی ذی نفعان آن و از جمله معلمان باشد ؟
آیا آقای وزیر از پرونده آقای حبیبی اطلاع دارد؟
آیا شما از عملکرد خودتان در زمینه تبدیل فرهنگ امنیتی به امنیت فرهنگی و اجرای منشور حقوق شهروندی راضی هستید ؟
چه نمره ای به خودتان می دهید ؟
جایگاه واقعی " حمایت قضایی " از معلمان فراتر از مشورت که حتی در خود قوه قضائیه هم پیش بینی شده است و نیز چیزهایی که به عنوان " تفاهم نامه " گاها در کاغذها مبادله می شوند چیست ؟"

وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به این پرسش صدای معلم گفت :
سیاست ما همچنان حمایت از رسانهها و پرهیز از شکایت از رسانههاست اما در مواردی که اقدامی صورت گرفته به این دلیل است که به جای انتقاد، کار استهزا و خارج از چارچوب رسانهای انجام شده و ممکن است حتی از سوی نهادهایی بیرون از آموزش و پرورش پیگیری و برخورد شده باشد.
حاجی میرزایی تصریح کرد که حکم اخراج آقای محمد حبیبی شکسته شده و مورد اصلاح قرار گرفته است ."
حال خبر می رسد که قرار است « رضا نهضت » دادگاهی شود .
پرونده وی از دادسرای فرهنگ و رسانه به دادسرای کارکنان دولت منتقل شده است .
نهضت در مورد اتهامات و وضعیت پرونده اش به صدای معلم می گوید :
اتهامات اولیه من 3 مورد بود : نشر اکاذیب ، توهین و افترا .
بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه موارد نشر اکاذیب و افترا را رد اما توهین را وارد دانست و آن را به دادسرای کارکنان دولت ارجاع نمود .
مدیر کانال حرف حساب در پاسخ به پرسش صدای معلم که مصادیق توهین چیست گفت که موضوع به همان طنزها و کاریکاتورها و کاریکلماتورها بر می گردد .
این معلم تصریح کرد که قصد من به هیچ وجه توهین به وزیر آموزش و پرورش نبوده است .
ما 3 سال این کانال را داشتیم . آقای بطحایی وزیر پیشین آموزش و پرورش ، جواد حسینی سرپرست پیشین هیچ گاه از من ناراحت نشدند و ما با آزادی کار خود را انجام می دادیم اما هیچ کس از ما نرنجید .
هدف من به عنوان معلم خدمت به آموزش و پرورش و ارتقای جایگاه این نهاد و وضعیت معلمان و ذی نفعان است .
امیدوارم که دادگاه مرا تبرئه کند .
پایان گزارش/