صداي معلم :
شما درگفت و گو با ايلنا فرموده ايد :
" فاني همچنان در ادامه کار، براي آموزش و پرورش مناسب است .
اما معتقدم بايد تجديدنظرهایي در تغيير همکارانش انجام دهد تا مجموعه آموزش و پرورش در ادامه راه ، کارآمدتر و قوي تر عمل کند . "
بسياري از معلمان فاني را مدير ضعيف در آموزش و پرورش مي دانند . آنان معتقدند که مديريت ايشان پاشنه آشيل دولت روحاني مي باشد نظر شما چيست؟
معلمان مي خواهند بدانند که منظور شما از تغيير ،شامل کدام بخش ها و يا کدام معاونت ها مي شود؟
حاجي :
نظر همکاران ˏ بنده ( معلمان ) بسيار محترم است ولي اينکه کدام بخش ها بايد تغيير کنند به جهت رعايت حقوق شهروندي آن افراد و حق تصميم گيري وزير محترم ،اجازه دهيد بنده نظر مشورتي خودم را با وزير مطرح کنم !
فقط مي توانم بگويم برخي از مديران ، سن و سال بيشتري دارند !
صداي معلم :
منظور بازنشسته ها هستند ؟
حاجي :
بازنشسته يا در شرف بازنشستگي هستند !
برخي از مديران ، مديران حفظ وضع موجود هستند !
برخي از مديران ، نگاه مي کنند که باد به کدام پرچم مي وزد ! براي آنکه وقتي پرچم ها عوض مي شود در دولت هاي بعدي هم جا داشته باشند ! آنها در اين فکر هستند که چگونه حرکت کنند ( آهسته برو ، آهسته بيا ) تا با تغيير پرچم ، باقي بمانند !
صداي معلم :
در زمان شما از اين مديران حضور داشنتد ؟
حاجي :
شايد من اگر مي شناختم ، تحمل شان نمي کردم .
صداي معلم :
چرا آقاي فاني تحمل مي کند ؟
حاجي :
آقاي فاني ، آقاي فاني است و من حاجي هستم . شايد آقاي فاني درست عمل مي کند!
این ها بخشی از گفت و گوی مشروح صدای معلم با وزیر سابق آموزش و پرورش است .
از شهریور ماه 94 و در موارد متعددی صدای معلم در گزارشی ضرورت احیای انتخابی شدن مدیران مدارس را به وزارت آموزش و پرورش گوشزد نمود .
این موضوع برای چندمین بار در این گفت و گو نیز مورد تاکید قرار گرفت .
* گفت و گو با مرتضی حاجی در مورد مصوبه " انتخابی شدن مدیران مدارس توسط معلمان " ( این جا )
* گفت و گوی خبرگزاری جمهوری اسلامی با مدیر گروه صدای معلم" برای کاهش حس بی تفاوتی و جلب اعتماد و مشارکت معلمان، در اولین فرصت باید مصوبه انتخابی شدن مدیران مدارس توسط معلمان احیا شود " ( این جا )
* انتخابی شدن مدیران مدارس؛ تمرین دموکراسی " تعیین کمیته انتصابات در مناطق و ادارات برای تعیین مدیران مدارس خلاف قانون است. ( این جا )
"انتخابی شدن مدیران مدارس که مطابق طرح مرتضی حاجی حتی تا سطوح بالای مدیریتی در وزارت آموزش و پرورش ادامه می یافت نوعی سیستم سازی با رویکرد تمرکز زدایی و طراحی ساختار برای بهبود وضعیت عملکرد و افزایش رضایت بخشی میان کارکنان به ویژه معلمان بود .حتی در مواضع مطرح شده استدلال شد که انتخابی شدن مدیران مدارس از قاعده تا هرم مشکل دخالت نمایندگان مجلس در مورد عزل و نصب ها را تا حدود زیادی مرتفع خواهد کرد و دیگر این نمایندگان نخواهند توانست سلایق خود را بر آموزش و پرورش و بدنه آن تحمیل کنند چرا که در آن صورت خود را مقابل معلمان و اراده آنان خواهند دید و متعاقب آن به مسائل مهم تری فراتر از حوزه انتخابیه خویش فکر خواهند کرد !
با این وجود ، فانی نه تنها این مصوبه را احیا نکرد بلکه در کنار فرصت سوزی ، تاکنون در مورد مدیران انتصابی خود در وزارت آموزش و پرورش هم پاسخ گو نبوده است !
در این زمینه و به عنوان نمونه می توان به عملکرد اسفندیار چهاربند مدیر کل آموزش و پرورش تهران اشاره کرد .
پس از قضیه لو رفتن سوالات امتحانی و سخنان چهاربند در مورد سلامت انتخابات داخلی مدارس که با واکنش صدای معلم همراه بود ( این جا ) و ( این جا ) ایشان به جای آن که در مورد عملکرد خویش پاسخ گو باشد و در این قضیه شفاف سازی و اعتماد سازی نماید ، توپ را به زمین معلمان و مدیران انداخته و به گونه ای آنان را در این زمینه مقصر معرفی کرد !
ما نیز قبول داریم که مواردی از تخلفات در مورد سوال فروشی و نمره فروشی در مدارس وجود دارد اما اولا تعمیم آن مساله ای منطقی نیست ، دوما ایشان با تکیه بر کدام یافته پژوهشی و یا سند قابل دفاع ، سلامت امتحانات داخلی را 30 درصد ارزیابی کرده اند و آخر این که چرا ایشان در این مقطع به این موارد اشاره می کند در حالی که در حال حاضر عملکرد ایشان و مجموعه تحت نظر ایشان مورد سوال است .
با این وجود و پس از گذشته هفته ها از این قضیه ، عاملان آن معرفی نشده اند و چهاربند حاضر به پذیرش مسئولیت خود و زیر مجموعه خویش در این مساله نیست .
مدیر کل محترم حتی به این حد هم بسنده نکرده و رسانه های منتقد را نیز تهدید نموده است !
فرهنگیان و افکار عمومی معلمان می پرسند وقتی که یک اداره کل با این همه بودجه و نیروی انسانی و... قادر به تامین امنیت دو امتحان ساده نیست ؛ پس چه حقی دارد که دیگران را متهم به ناکارآمدی و... نماید ؟
البته این گونه موارد در کارنامه مدیریتی آقای چهاربند کم نیستند و جالب است که با وجود انتشار مطالب و مسائل متعدد و مختلف همکاران فرهنگی از نقاط مختلف شهر تهران بزرگ و نیز عملکرد اداره کل آموزش و پرورش تهران در صدای معلم ایشان تنها یک بار به صورت رسمی از زمان تصدی پست مدیر کلی به یک رسانه منتقد و مستقل پاسخ گو بوده است و متاسفانه بدتر از آن سکوت مقام فوق ایشان یعنی وزیر در این جریانات بوده است .
عملکرد تیم مدیریتی فانی نیاز به نقدهای جدی دارد اما می توان و یک سال مانده به پایان وزارت فانی این پرسش ها را مطرح کرد :
*هنوز مجموعه مدیریتی و ستادی ایشان با وجود تبلیغات فراوان نتوانسته اند تکلیف وضعیت رتبه بندی معلمان را مشخص کنند . هنوز حتی پیش نویس معیارهای رتبه بندی مشخص نشده است و این که سرانجام چه نهادی این مهم را انجام خواهد داد . علی رغم ادعای مسئولان در مورد تصویب بودجه رتبه بندی به مبلغ حدود سه هزار و پانصد میلیارد تومان هنوز جامعه معلمان نمی دانند که فاز دوم آیا اصولا اجرا خواهد شد و در صورت اجرا ، زمان آن کی خواهد بود ؟
*جایگاه سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي در وزارت آموزش و پرورش کجاست ؟ واقعا پژوهش و روحیه پژوهش گری فارغ از بوروکراسی زاید و کاغذ بازی های مرسوم اداری در میان معلمان چقدر توسط این سازمان و مسئولان آن با وجود آن همه بودجه و امکانات و... نهادینه شده است ؟
*جایگاه فعالیت های پرورشی در آموزش و پرورش و در کف مدرسه کجاست و وزارت آموزش و پرورش تا چه میزان توانسته است در تلفیق این دو موضوع و کاهش آسیب های اجتماعی حرکت کند ؟
متولی پاسخ گو در مورد خودکشی دانش آموزان ، آزار جنسی دانش آموزان ، خشونت علیه دانش آموز و معلم و... در وزارت آموزش و پرورش کیست ؟
* هنوز فانی به دو پرسش صدای معلم در مورد برنامه های خود پاسخ نداده است . ( این جا )
و...
حاجی از این گونه مدیران با عنوان " مدیران حفظ وضع موجود " و مدیرانی که به جهت پرچم نگاه می کنند نام می برد . ( این جا )
حاجی تاکید می کند که این مدیران را تحمل نمی کند ؛ این که چرا فانی تاکنون با این مدیران کنار آمده است جای پرسش و ابهام است .
شاید اگر فانی در همان ابتدای کار به توصیه ها و انتقادات دلسوزان توجه کافی می کرد این همه بار منفی در افکار عمومی علیه ایشان ایجاد نمی شد .فانی خود نیز می داند که به احتمال خیلی زیاد این آخرین سال وزراتش می باشد .
شاید بهتر باشد در این مدت کوتاه چند اقدام ماندگار از فانی در اذهان معلمان بماند تا این که فقط به آرزویش پس از 16 سال معاون وزیری رسیده باشد ...
نظرات بینندگان
چه کارش دارید؟ بذارید تو این یک سال باقی مانده
از حدود نیم قرن خدمتش تو آموزش و پرورش فلک زده به رتق و
فتق امور ده ها مدرسه غیر انتفاعی خودش و فک و فامیلاش
بپردازده !
ظالم[فانی] بمرد و قاعده ی زشت از او بماند
عادل[نجفی] برفت و نام نکو یادگار کرد
من تا الان موافق نظر همکارانی که می گفتند حقوق ما فقط برای حضور در مدرسه است مخالف بودم اما در حالی که همه وزرا با جان دل دارند از کارمندهاشون دفاع می کنند و از هر فرصتی برای حرف زدن استفاده می کنند اما در کل مجموعه وزارتی ما و خود شخص وزیر هیچ خبری نیست همه فقط به فکر حفظ سمت خود هستند
یک معلم یک سوم یک پرستار میگیره
یک معلم یک پنجم کارمند بیمه میگیره
یک معلم یک هفتم یک کارمند بانک میگیره
یک معلم یک دهم یک کارمند نفت می گیره
یک معلم یک بیستم یک پزشک ساده میگیره
وهمه اینها دولتی هستند با مزایایی رنگارنگ
یک معلم بایست به فکر شغل اولی باشه و معلمی رو بعنوان شغل دوم و سوم خودش داشته باشه
کار به جایی رسید که در این اواخر با دادن آمارهای مبهم، سعی داشت معلمان رو در مقابل افکار عمومی زیاده خواه نشان بده.
تف به شرافت نداشتتون.
مثلا تو پتروشيمي مرواريد باجناق مدير عامل با ليسانس روانشناسي مياد تحت عنوان بررسي و اسيب شناسي رفتار نيروي انساني قرارداد مطالعاتي ميبنده و براش فازهاي مختلفي تعريف ميكنه و براي هر قسمت كه انتها نداره صدها ميليون و در مجموع چند ميليارد ميگيره البته اخراين مطالعات هم معلومه ميگويند بالاي هشتاد درصد رفتارها ذاتي است يارو هم پولش را گرفته رفته حالا اعضاي هيات مديره شركته كيا هستند برادر زاده مدير پترو و دختر عمه مدير صندوق و باجناق مدير
اونوقت سالي چندتا قرارداد اينجوري ببندند خوبه
به اسم رفتار شناسي
حجامت پرسنل
مشاور خانواده و....
خسته هم نميشند اينقدر كه پول جذابه