صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

اقدام پژوهی و درس پژوهی در آموزش و پرورش    این روزها بازار تبلیغ درس پژوهی در آموزش و پرورش گرم است . دستورالعمل‌ها، بخش‌نامه‌ها ، همایش‌ها گرچه رفته رفته معلّمان را با این شاه‌ کلید رفع مشکلات یادگیری دانش آموزان، آشنا می سازد امّا آن‌چه سهواً یا به عمد از آن غفلت می شود فراهم نمودن بستر اجرای درس پژوهی در مدارس کشور است ؛ به همین دلیل ذکر توضیحاتی چند در این زمینه ضروری به نظر می رسد.

یکی از کاربردی ترین روش‌های پژوهشی ، پژوهش در عمل است. در این شکل از پژوهش، پژوهش‌گر به دنبال تعمیم نتایج نبوده و در پی یک اقدام ضربتی جهت رفع مشکلات واحد آموزشی است و به همین جهت ساختار پیچیده و وقت گیر پژوهش های معمول رعایت نمی شود که خود بر دو نوع است :

1 – اقدام پژوهی (Action research) که موضوع آن رفع مشکلات واحد آموزشی از هر نوعی و در هر زمینه ای می باشد و می تواند گروهی یا انفرادی اجرا شود .

2 – درس پژوهی (Lesson Study) که موضوع آن تلاش گروهی از معلمین هم رشته برای اصلاح طرح درس و اجرای آن در دو مرحله و در راستای رفع مشکلات یادگیری می‌باشد. همان گونه که اشاره شد اجرای درس پژوهی نمی‌تواند انفرادی باشد و مختصّ رفع مشکلات یادگیری در چارچوب تدریس کلاسی است.

 اقدام پژوهی و درس پژوهی در آموزش و پرورش

امّا لازمه‌ی اجرای این روش، آزاد بودن وقت تیم درس پژوهی در چارچوب برنامه درسی است و این به آن معنی است که این فرآیند بسیار تأثیر گذار باید وارد برنامه هفتگی همکاران شود . در شکل آرمانی در کشورهایی که از نظام آموزشی متعالی و پیشرو برخوردارند همکار نیمی از هفته را به تدریس اشتغال دارد و نیم دیگر را به عنوان هیئت علمی و پژوهشی در واحد آموزشی مربوطه حضور می‌یابد و به تحلیل نتایج آزمون ها ، استخراج مشکلات یادگیری از دل آن‌ها و اجرای مستمر درس پژوهی می پردازد .

در یک الگوی حداقّلی انتظار می رود هر همکار در ابلاغ هفتگی خود دست کم دو ساعت برای درس پژوهی آزاد گذاشته شود. امّا آیا در آموزش و پرورشی که نگرش آن نسبت به پرسنل، هنوز در سال 1960 و نظریه  X وY داگلاس مک گریگور زمین گیر شده و معلّمان را عناصری تنبل و از زیر کار در رو می داند حاضر است این حداقل را برای درس پژوهی همکاران فراهم آورد؟

اقدام پژوهی و درس پژوهی در آموزش و پرورش   یا کماکان بر اجرای کلاس های بی هدف و کم أثر تقویتی که این روزها به محملی برای دریافت همیاری جهت اداره امور جاری مدارس بدل شده اصرار خواهد ورزید .

انتظار فرهنگیان به عنوان سکّان داران عرصه‌ی اجرای برنامه درسی قصد شده و سربازان خط مقدم رفع موانع یادگیری از مسئولین و مدیران ارشد آموزش و پرورش این است که به بخشنامه‌ها ، دستورالعمل‌ها و همایش‌ها، بسنده نکنند و در نقش مدیرانی شجاع و تحوّل گرا زمینه‌ی نهادینه شدن درس پژوهی را در برنامه درسی مدارس فراهم نمایند .

  در پایان، ذکر این نکته را ضروری می دانم که لازمه‌ی موفقیّت در هر طرح و برنامه، تخصیص و صرف هزینه‌ی مناسب است و این هزینه الزاماً نباید از کیسه مردم پرداخت شود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در پژوهش
 دخالت نمایندگان مجلس در وزارت آموزش و پرورش   آنچه را مستندوار به سازه ی تعلیم و تربیت آویخته ایم هیچ  سنخیتی با  روح پژوهش ندارد ، چونان که اگر پست معاونت پژوهش یک سال تحصیلی در اداره ای خالی بماند در روند آموزش و پرورش خللی ایجاد نمی کند !
و این به یمن  نفوذ بزرگ آقا امکان پذیر شد. چنان که  پلکان ترقی مطلق در ید قدرت اوست. چنان که  با ایما و اشاره او ارادتمندان ، ملتفت اوامرش می شوند. مریدان حلقه به گوش  به فراست دریافته اند که مراقب سکنات خویش باشند تا مبادا درّ مکنونی که سال ها طالبش هستند ؛ در چین و شکن ابروان بزرگ آقا معدوم گردد. بزرگ آقا صفحه چین آمال مریدان خویش است. گرچه  آشکار است؛ بزرگ آقا از چینش مهره های شطرنچ چیزی نمی داند و مهره ها را طوری می چیند که با هیچ قاعده و قانونی همخوانی ندارد؛ و گاه مهره ای مادام العمر در خانه ای می ماند و حرکتی نمی کند و چه بسا اگر  مهره ای  از صفحه شطرنج محو  شود بار دیگر با دست عنایت بزرگ آقا به صفحه نامیرایان  بازمی گردد.
این روزها کافی ست کمی با دقت سکنات پشت میز نشینان را  کنکاش کنی؛ حلقه های حمایتی بزرگ آقا ،هزار توی ناپیداست و انتهای هر یک از حلقه ها به دالان پرپیچ و خم بزرگ آقا ختم می شود.
ظریفی می گفت چگونه می شود بزرگی در مشارکتی چهل درصدی حائز پانزده درصد آرا شود و چنین کوکبه ای به دنبالش راه بیفتد؟
پاسخی نداشتم  اما یاد چرند و پرند مرحوم دهخدا افتادم که می نالید و می گفت :"آقا وکیل تعیین نکنید با دست خود برای خودتان مدعی نتراشید اگر می خواهید وکیل تعیین کنید چشم تان را خوب باز کنید چشم شان را باز کردند در چی؟ در کلفتی گردن ،در بزرگی شکم و تعداد اسب و کاسکه و حشم وکلا،  گویی می خواهند آقایان را برای پلو خوری بفرستند مجلس".
حکایت امروز ما حکایت همان دیروز است بدون هیچ کم و کاست اما چرا یادمان نیست؟
چون حافظه ضعیفی داریم و در چاله  مجازی  گرفتارشده ایم . البته هستند طیف ماجراجویی که همه جا سرک می کشند و در فرصت مناسب  ماست شان را کیسه می کنند. هرچند دیگر کسی حال و حوصله ی دوغ لیلی را ندارد و صد البته ماست بندان امروزخودشان هم کم و بیش معترف هستند که ماست آنان ترش است .
 با  این وجود این قسم از  وکیل الرعایا تمام قد  مقابل معضلات ایستاده اند تا آن جا که از مدیرکل گرفته تا مدیران مدارس را خود منصوب می فرمایند یکی از همین وکیل الرعایا، بزرگ آقای مذکور است البته انتصاب ها تنها با ایما و اشاره او تحقق می یابد.
گاه اگر اشارات ایشان رمزگشایی نشود ممکن است میز معاونتی در اداره ای ماه ها خالی بماند به خصوص اگر  این سمت پژوهش باشد چون بزرگ آقا اصولا از هرآنچه روح پژوهشگری در آن دمیده باشد بیزار است .

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
منتشرشده در یادداشت

اصلاح رتبه بندی معلمان و وضعیت افزایش حقوق فرهنگیان گروه اخبار/

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات و نماینده مردم محلات و دلیجان در مجلس شورای اسلامی گفت: باید نواقص موجود در نظام رتبه‌بندی معلمان جبران شود.

حجت‌الاسلام علیرضا سلیمی با تاکید بر اینکه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس دهم به دنبال تحول در ساختار پژوهشی کشور است، تصریح کرد: با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر نگاه جدی به مقوله پژوهش که از مولفه‌های اقتدار کشور محسوب می‌شود، لذا اولویت اول این کمیسیون تقویت و حمایت همه‌جانبه از کار پژوهشی است.

وی رشد علمی کشور را در پرتو گسترش پژوهش دانست و تاکید کرد: بنا داریم در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس دهم با توسعه شرکت‌های دانش بنیان نگاه جدی به مقوله پژوهش داشته باشیم.

وی با بیان اینکه در مجلس قبلی حدود 1500 شرکت دانش‌بنیان شناسایی و ثبت شده بود، افزود: براساس برنامه‌ای که در حال تدوین است این آمار در مجلس دهم تا پنج هزار شرکت دانش‌بنیان افزایش پیدا خواهد کرد که تحول جدی در امر پژوهش و رشد علمی ایجاد خواهد شد.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در ادامه طرح آمایش آموزش عالی کشور را مورد تاکید قرار داد و افزود: این طرح با جدیت دنبال خواهد شد، متاسفانه این آمایش که نتیجه آن تحول در رشته‌های علوم انسانی است در کشور انجام نشده و نیازی ضروری است که مورد غفلت قرار گرفته است.

وی با تاکید بر اینکه مطالبات مقام معظم رهبری در حوزه پژوهشی و علمی به کندی پیش می‌رود، تصریح کرد: در سال‌های اخیر رهبری بارها بر تحول علمی و نگاه جدی به پژوهش تاکید داشته‌اند که نشان از اهمیت این موضوع دارد.

وی در ادامه با تاکید بر اینکه عدالت آموزشی در کشور روزبه روز کمرنگ‌تر می‌شود، تصریح کرد: امروز عده‌ای از دانشجویان توان پرداخت شهریه‌های چند 10 میلیونی را دارند و  از طرف دیگر عده‌ای هزینه خرید کفش و کتاب و ... را ندارند.

به گفته سلیمی، باید نواقص موجود در نظام رتبه‌بندی معلمان جبران شود و اگر هم نیاز به قانون دارد مجلس آمادگی خود را در این خصوص اعلام می‌کند، همچنین صندوق ذخیره فرهنگیان هم‌اکنون بازدهی کامل نداشته و تاثیرگذار نیست و مشخص نیست تا چه اندازه برای فرهنگیان منفعت دارد از این رو باید به خوبی ساماندهی شود.

وی اولویت دیگر کمیسیون را تحقیقات در سایر دستگاه‌ها نظیر وزارت نفت، نیرو، جهادکشاورزی و صنعت و معدن دانست و تصریح کرد: این وزارتخانه‌ها از دانشگاههایی برخوردارند که تحقیقاتی هم در این دانشگاه‌ها تولید می‌شود اما مورد غفلت قرار گرفته‌اند و لازم است جهت هم‌راستایی با سیستم تحقیقاتی کشور این موضوع نیز مورد توجه جدی کمیسیون قرار گیرد.

وی ساماندهی پایان‌نامه‌های دانشجویی را مورد تاکید قرار داد و افزود: متاسفانه پایان‌نامه فروشی برای عده‌ای محل درآمد شده است و از این طریق امرار معاش می کنند در حالی که اینکار ظلم به دانشگاه است و در کمیسیون به صورت جدی این موضوع را پیگیری خواهیم کرد.

سلیمی در ادامه با تاکید بر حمایت از مخترعین و مبتکرین گفت: امروزه حمایت جدی از مخترعین و مبتکرین کشور صورت نمی‌گیرد و این امر موجب دلزدگی و دلسردی آنان می‌شود، از این رو لزوم حمایت از آنان جدی است.

وی ساماندهی حقوق دریافتی معلمان را مورد تاکید قرار داد و افزود: این میزان حقوق دریافتی توسط معلمان اعتراضاتی را در پی داشته و به حق هم هست و باید چاره اندیشی شود. معلمان نباید بیش از این مورد اجحاف واقع شوند.

به گفته وی، برنامه‌های فوق‌برنامه نیز باید ساماندهی شوند و متولیان کارهای فرهنگی که پراکنده هستند ساماندهی و از موازی‌کاری پرهیز شود.

ایسنا

معلم حلقه ضعیف فرآیند آموزش و پرورش که باید مورد کنترل و بازرسی قرار گیرد نیست بلکه در خط مقدم تعلیم و تربیت قرار دارد/ هر معلم و مدیری اقدام پژوهی را یکی از وظایف خود در جریان فرآیند آموزش و پرورش به حساب آورد/ یافته­ های پژوهشی باید به زبان غیر تخصصی و قابل فهم و با استفاده از روش ­های سودمند برای کارگزاران، مسئولان اجرایی و معلمان و مربیان تبیین و تشریح شود/ همه کارکنان می توانند به عنوان عنصری سازنده و فکور در جهت شناسایی مسایل و حل آنها در محیط های آموزشی سازمان دهی و به کار گرفته شوند

منتشرشده در پژوهش

ابتدا بايد در نگرش آموزش و پرورش تغييراتي حاصل گردد/ یکی از عوامل پیشرفت کشورهای پیشرفته ی دنیا ، بازنگری جدی درپیدایش و کاربرد ابزار و روش های تحقیقاتی است/ نقش معلمان این است که ؛ به عنوان هدایت گر و راهنما ، پژوهشگری را به شاگردان خود بیاموزند/ رازداري در کار پژوهشي اشتباه است/ صاحبان فکر و انديشه بايد در بستري آزاد نتايج پژوهش هاي خود را بدون هيچ گونه ترسي ارائه کنند و بدون توجه به سلايق و سياست هاي مسئولان به طور شفاف نتايج پژوهشي خويش را براي اصلاح امور تعليم و تربيت به جامعه علمي آموزش و پرورش ارائه نمايند/ پژوهش کردن نه يک فعاليت تجملي، بلکه ، يک ضرورت براي برنامه ريزي قلمداد شود/ بايد اين فرهنگ را در دوره ی پیش دبستانی و ابتدايي ايجاد نموده و در دوره هاي تحصيلي بالاتر آن را بسط و گسترش دهد/ در دولت قبل معاونتی در بدنه آموزش و پرورش تعریف شد به نام معاونت پژوهشی که متأسفانه جای مرکز آمار و اطلاعات را گرفته و اکثر کسانی که در پست معاونت پژوهش فعالیت دارند تعریف درستی از پژوهش را نمی شناسند 

منتشرشده در دیدگاه

پژوهش و موانع پژوهش در جامعه ایران و آموزش و پرورش  کمتر کسی است که به ضرورت پژوهش و به کارگیری روش علمی در حل مسائل و مشکلات واقف نباشد . اگر مراحل مقدماتی ، اجرا ، تحلیل و تفسیر نتایج پژوهش با صداقت و دقت انجام شود بدون شک تأثیر به سزایی در افزایش دانش نظری ، غنای علمی کشور و در دراز مدت در رشد اقتصادی و جایگاه بین المللی کشور خواهد داشت .

همه ساله در هفته پژوهش بازار تبلیغات ، تعریف و تمجیدها ، همایش ها و جوایز و گزارش های مربوط به اقدامات موفق مسئولین امور پژوهشی کشور مطرح می گردد  اما پس از آن تمام حرف ها ، سخنرانی ها ، تعریف و تمجیدها در باب اهمیت پژوهش و تکریم و همکاری با پژوهشگران و حمایت از آنان فراموش می شود .

آری !

پژوهش در کشور ما حکم آن کودک بخت برگشته ای را دارد که از روی محبت او را بالا می اندازند اما فراموش می کنند دوباره او را در آغوش بگیرند. هر کس تا کنون یک تحقیق میدانی انجام داده باشد عمق فاجعه را در این رابطه درک کرده است .

در ادامه به بعضی گرفتاری ها در زمینه انجام پژوهش های میدانی که هرکدامشان کافی است تا پژوهشگر را مأیوس کرده یا از ادامه کار منصرف نماید و یا نتیجه پژوهش را مخدوش کند اشاره می گردد :


1 – اولین قدم در پژوهش و به ویژه در جوامع وسیع اطلاع از حجم دقیق جامعه و انتخاب یک نمونه دقیق و تصادفی ومعرف جامعه می باشد اما در کشور ما دست یابی به حجم جوامع به شوخی شبیه است یعنی باید بپذیریم که آمار به روز و دقیق در این زمینه وجود ندارد ویا اراده ای وجود ندارد تا آمار مورد نظر در اختیار محقق قرار گیرد.


2 – از جمله حقوق افرادی که مورد مشورت و سوال در پژوهش های میدانی قرار می گیرند رعایت حقوق اخلاقی و آزادی در عدم همکاری است . این امری بدیهی است که بعضی از اعضای نمونه مورد نظر نخواهند در پژوهش شرکت نمایند ، اما این موضوع که یک مسئول که عهده دار سکان هدایت امور پژوهشی در یک سازمان یا اداره است از همکاری با محقق سرباز زند یا سر راه او موانع متعدد ایجاد نماید پذیرفتنی نیست. این وضعیتی است که متأسفانه پژوهشگر معمولا با آن برخورد می نماید .


3 – مورد بعدی اصرار بر دخالت غیر کارشناسی بعضی مسئولین دوایر در پژوهش هاست به گونه ای که گاه تا حذف برخی گویه ها در پرسشنامه یا نپذیرفتن موضوع مورد پژوهش نیز پیش می روند بدون این که توجه نمایند که پژوهش به دنبال یافتن پاسخ سوال یا مشکلی است که پرداختن به آن به عنوان یک ضرورت تشخیص داده شده است .


4 – تبدیل شدن ریاکاری و داده سازی به عنوان یک فرهنگ در پژوهش به گونه ای که پژوهشگران صادق همواره مورد هجمه و سرزنش قرار می گیرند که چرا وقت،انرژی و پول خود را در اجرای دقیق و بی عیب و نقص تحقیق مصروف می دارند .

البته ناگفته نماند بازار گرم فروش مقالات و پایان نامه ها نیز براین جو مخرب دامن زده است به گونه ای که پژوهشگر صادق گاه به فکر فرو می رود نکند روش او اشتباه است و دیگران درست می گویند .


5 – بی انگیزگی اعضای نمونه و جدی نگرفتن پژوهش که کم کم به صورت یک فرهنگ درمی آید به گونه ای که پس از بررسی های بعدی مشخص می شود که بسیاری از اعضا اصلاً گویه ها را مطالعه نکرده اند و پرسشنامه های مخدوش زیاد است .


6 – عدم استفاده از تحقیقات کاربردی به گونه ای که معمولاً این گونه پژوهش ها معمولاً در آرشیو خاک می خورند و نهایتاً جهت استنادهای بعدی مورد مراجعه محققین قرار می گیرند .
به امید روزی که پژوهش در شکل واقعی و صادقانه توأم با به کار گیری کاربست های آن در فرهنگ عمومی کشور نهادینه شود .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در پژوهش

جایگاه پژوهش و علم آموزی در جامعه ایران و دلالی دانش

دانشگاه، که قرار بود منبع تحولات شود، این بار دچار خمودگی و مرضی شده است که همانند بسیاری از سیستم های معیوب نقش های آن دچار مشکل شده اند. وقتی پایان نامه و مقاله سفارشی می شود و کار به جایی می رسد که تیم هایی به صورت حرفه ای از این را ه پول در بیاورند، می توان گفت این نهاد رو به زوال است.

آری عمر دانشگاه یا اگر بهتر گفته شود، عمر دانش به سر رسیده و چیز دیگری به جای دانش رفته است و اگر نیک بنگریم، آن چیز پول و حس منفعت طلبانه ی مردم است. وقتی ارزش علم به ارزش پول تقلیل پیدا کند، دیگر نمی توان گفت علم فرهنگ است، بلکه علم، آن معنای خود را که از جنس فکر است از دست می دهد. در این گزارش، انگیزه ها، اعمال و بازار مربوط به مبادله ی علم با پول به صورت گزارش میدانی بحث و سپس مورد تحلیل و تفسیر قرار می گیرد.

 

شکل گیری حرفه ی علمی در میدان دانش

حسب نظر پارسونز تحصيلات دانشگاهي تماس ژرف تري با عقلانيت شناختي فراهم مي كند كه در نتيجه ي آن، فرد به شناخت مقولات پيچيده تر و منطقي تر از دنيا توفيق مي يابد و دانشجو جامعه پذيري با دنياي كسب و کار را در آن تجربه می کند[i] كه بالضروره براي دانشجويان متوجه همان نهادهاي علمي مشروعي است كه طبق نظر وبر به صورت متعهدانه اي در دانشگاه ريشه گرفته اند. در ميان هزاران اتفاق ممكن هر كنشي مي تواند انتخابي عقلاني تلقي شود كه مي تواند به صورت يك بازي راهبردي شكل بگيرد[ii] .

از اين رو آن چه را كه كنت، ماركس و پارسونز ساختارهاي اجتماعي يك كنش ميدانند، بورديو به صورت ميداني از كنش تلقي كرد كه علاوه بر سودهاي عقلاني و تعهد دانشگاهي يك فرد، به منش و تعهد دانشگاهي و حتي لذت علمي او نيز شكل مي دهد[iii]. لذا او انسان دانشگاهي را در ميداني تصور مي كند كه براي حل مشكلات اوليه ي زندگي اش به سوي يك خبرگي تنظيم شده اي سرمايه گذاري مي كند و با شركت در بازي هاي مجاني آكادميك و لذات علمي براي حضور در اين ميدان ساخته مي شود[iv].

اين ميدان همان شرايطي است كه يك انسان دانشگاهي در آن حضور دارد و به بازي هاي عقلاني مي پردازد، تعهد مي ورزد و بر اساس تفسير خود از نظام اجتماعي و ميزان اجتماعي شدنش كنش مي كند. لذا ميداني كه دانشگاه شكل مي دهد، فضايي تعاملي است كه سخنراني استاد و  ميهماني هاي انجمن هاي دانش در آن شكل مي گيرد تا موقعيت اش را براي افرادي كه با وي در تعامل هستند بيان كند[v]. اين فضاي تعاملي كه مورد توجه گافمن است، همان طور كه گيدنز اشاره نموده بود، فضايي خيالي جامعه دانش بنيان را شكل مي دهد.

 

ارزش شدن یا نشدن علم در ایران

تغيير در تقاضاي ورود به دانشگاه ناشي از تغيير در ساخت جامعه بوده و شرايط موجود در نظام بازار و آموزش تغيير كرده است. شرایطی در زمان اين تحقيق برای جوانان  ايراني وجود داشته که این عوامل انگیزشی معقول به نظر می ­رسد. در سال­ های دهه­ ی هفتاد، عمده­ ی بیکاران فارغ­ التحصیل متوسطه بودند و تفاوت درآمد قشر دانشگاه دیده نیز محسوس بود[vi] با این حال اقبال جامعه ایرانی علی رغم بافت اجتماعی که به علم و دانش ارزش قائل است، تحت تأثیر منزلت جویی مردم است تا جایی که دیده می شود اکثریت جامعه منزلت خود را در انتخاب رشته و نام دانشگاه نشان می­ دهند. از سویی اولویت اول بیشتر تقاضاها نسبت به دانشگاه کسب منزلت بوده و هدف تحصیل در مرتبه ی دوم قرار دارد[vii].

در چنین شرایطی زندگی علمی دانشجویان به خصوص در دوره های پایین تر، همراه با این صورت می گیرد که یک دانشجو به دنبال طی تجربه ­ای هدفمند دست به خلاقیت زده خود را به صورت یک عنصر با ارزش دانشگاهی ببیند. در این اثنا او می داند که بایستی با فكر و جست و جوگري تمایز خود را از جامعه حفظ کرده و بر اراده ی علمی خود پا فشارد[viii]. اما در چنین شرایطی که علم باید به صورت ارزشی برای کنشگران دانشگاهی مورد توجه قرار بگیرد، چنین ارزشی فقط تا بیست سالگی صورت گرفته و بعد از آن و در تجربه ی دانشگاهی و توأم با بزرگتر شدن این افراد، نمی تواند موجب این شود که ارزش های عام برای کنشگران فزونی گیرد. همچنین علم نتوانسته است چندان که باید بر ارزش های اجتماعی کنشگران خود در دانشگاه موثر باشد علی الخصوص در زمینه ی اخلاقی آن[ix].

از چنین دامنه های اجتماعی دانشگاه است که یکی از اندیشمندان کنونی مطالعات فرهنگی فرآیند تولید علم و یا دانشگاهی شدن را همانند نوعی آماده خوری یا مکدونالیزم نامیده است. به نظر عباس کاظمی، فرآيند تجاري شدن علم، در يكي دو دهه اخير شكلي از اقتصاد را در جامعه پديد آورده كه نه محصول سياست‌هاي رسمي بلكه ناشی از ايده ی «پول ساز بودن علم» نه بدان صورت كه در جوامع سرمايه داري وجود دارد، بلكه به شكلی طعنه آميز صورت گرفته است. لذا به جاي آن كه علم، توليد ثروت كند، ابزاري شده است براي كسب درآمد و در نتیجه بازاری سياه از علم در ایران شكل گرفته است كه توليدات علمي كاذب در آن شكل مي‌گيرد[x].

نوع دیگری از دیدگاه وجود دارد که به وجود آمدن چهره های دانشگاهی و پیروان آن ها را محصول نوکیسگی فرهنگی می داند. از این نظر تخریب نظام‌های اجتماعی به وسیله سودجویان و نوکیسه هایی در حوزه های اقتصادی و فرهنگی متوجه نظام‌های رسانه‌ای، آموزش و پرورش، دانشگاهی، سلامت و بهداشت شده و اثر خود را در رفتارهایی بیمارگونه از رواج لمپنیسم در زبان، توهین و افتراهایی سطحی ولی بی‌پروا گرفته تا خرید و فروش مدارک دانشگاهی و از توهمات نژادپرستانه و ادعاهای بی‌معنا در عرصه اقتصادی گرفته تا بی‌اخلاق‌ترین مبادلات پولی نظیر تجارت بر اعضای‌های بدن‌، گذاشته است[xi].

مردم شناسی انتقادی قصد دارد به رویکردهای عمیق تر و واقعیت های زیرین جامعه رفته و با هدف رهایی بخش در خصوص آگاهی کاذب موجود در جامعه روشنگری کرده و آن ابعاد از روابط انسانی و ارزش ها را که در حین تعاملات آن ها در میدان مورد مشاهده می بیند، در این جهت به کار گیرد. از این منظر، عناصر قدرت و سلطه در این میان قابل مشاهده و تفسیر بوده و در نتیجه می تواند به روش انتقادی نظام های معنایی ناشی از آن را در رفتارهای فرهنگی مردم مشاهده کند[xii]. آن چه در این تحقیق مد نظر بوده، توصیفی میدانی از تعاملات و انگیزه های مردم در میدان علم موجود در شهر اردبیل است که در اثر آن ارزش های علمی و مبادلات آن ها مورد بررسی و تفسیر قرار می گیرد. لذا نخست گزارشی میدانی از ورود ان دسته از مردم به میدان علمی تهیه می شود که در جهت ساختن ارزش های وارونه از دانش حرکت می کنند و سپس تعاملات آنان به صورت نمونه های قابل مشاهده بیان می شود. در نهایت، یک بازاندیشی در زمینه ی چنین تعاملاتی صورت می گیرد تا معنای به دست آمده از این رفتارها را مورد نقد قرار دهد. 

 

کنشگر چگونه زیر پوست منزلت علمی نفوذ می کند؟

« دیگر مانند گذشته نیست که فقط دانشجویان درس بخوانند و یا فقط با روش یادگیری درس خوانده شود. مقاله و تحقیق حتی به مدارس هم سرایت کرده است و این شیوه ی یادگیری به سبک پژوهش از سالها پیش مورد توجه دانشگاه ها و مراکز تحصیلی مختلف قرار گرفته است. اما ظاهرا به جای پژوهش، مردم سعی می کنند این تکلیف را از طریق راهکارهای جادویی حل کنند».

« جلو دانشگاه می ایستم و می بینم همه جوان و با جنب و جوش هستند و انگار از چله ی مدرسه برای تحصیل در دانشگاه رها شده اند. اما برخی از دانشجویان به ویژه در مقاطع بالاتر میان سال هستند و در برخی دانشگاه ها هم کلا میان سالان و افرادی که شاغل هستند تحصیل می کنند. یکی می گوید: امروز دیگر دیپلم بودن یک حالت خارج از گود بودن دارد و باید همه درس بخوانند».

« شخص دیگری می گوید: دیگر دیپلم ها را استخدام نمی کنند و حتی برای منشی هم در آگهی ها زده اند لیسانس و فوق لیسانس؛ چندی پیش نگهبان را هم از میان لیسانسیه ها استخدام کردند و همه ی مردم اعم از فقیر و پولدار شرط اول زندگی شان تحصیل است. من هم به این امید درس می خوانم که به جایی برسم».

«دیگری در بازار شاغل است و می گوید که من الان هم کار می کنم و هم مدرک تحصیلی عالی دارم و به زودی می توانم این موقعیت را دگرگون کنم. اما معتقد است اشتغال او در بازار به شیوه ای سنتی صورت می گیرد و هیچ تغییری در شیوه ی تجاری خود نداده است. او از مقاله و کارهای علمی می گوید اما تحلیل های وی در خصوص جامعه و زندگی، متکی به بافت اجتماعی روزمره است».

« فرد دیگری می گوید وقتی به خواستگاری رفتم، مادر دختر معتقد بود که دخترش باید تا دکترا درس بخواند و شوهر وی هم باید همین اندازه باشد. فرد دیگری می گفت: من رفتم خواستگاری ولی چون دیپلمه و بازاری بودم، همه ی دخترانی که متناسب با طبقه اجتماعی ام بودند را دیدم و آن ها دانشجو بودند و امکان قبول من را نداشتند و مجبور شدم دانشجو شوم و در کنار کار، تحصیل هم بکنم ».

...

« فردی می گوید: آمدم دانشگاه درس بخوانم اما ظاهرا فقط درس خواندن نیست و اساتید از ما کارهای تحقیقی هم می خواهند ولی شرایط برای تحقیق مهیا نیست. خریدن کتاب های متنوع پول زیادی می خواهد و مراکز علمی هم کتابخانه های وسیعی ندارند. مجلات علمی نمی آیند و وصل شدن به بانک نشریات خارجی هم به آسانی میسر نیست. در دانشگاه هم امکان استفاده ا نشریات برای همه کسی میسر نیست».

« نگارنده به جهت مشغله کاری خود از سال ها پیش دانشجویانی را که هنگام تهیه ی کتاب می دید مورد پرسش قرار می داد و آن ها معتقد بودند به راحتی نمی توانند کار پیدا کند و به همین خاطر باید بر آشناها و دوستان تکیه کند و در حد امکان از مقالات و توصیف توانایی ها هم بهره ببرد، اما این توانایی ها به خودی خود کافی نیستند. حتی برخی به تدریس در دانشگاه دل بسته اند در حالی که رشد معکوس جمعیت دانشجویی هم آغاز شده است ».

« دیگری می گوید در فلان سازمان آشنا دارم و با همدیگر مقاله ای نوشته ایم. یکی دیگر هم اتکا به اساتیدی دارد که در دانشگاه با آن ها همکاری می کند. فردی دیگر، با اساتید کتاب منتشر کرده و در دانشگاه تدریس می کند. شخصی هم مقالاتی در زمینه ای متشر کرده و اسامی زیادی از مدیران دانشگاه را بر رو ی نام خود چپانده است ».

« آن ها بدون قرارداد رسمی، فعالیت حرفه ای بازاری برای اجرای پایان نامه انجام می دهند. یکی از آشناها فایل پایان نامه را به نگارنده داد و انتظار مقاله ای با عنوان مشترک داشت. علی رغم این که نام مقاله و متن آن به هم نمی خوردند، با صفای قلبی اعلام کرد که بخشی از داده های آن واقعی است و بقیه شبیه سازی شده است ».

...

« صبح یک روز، یکی از افرادی که تحصیل می کند، با اتکا به منزلت اجتماعی اش به نگارنده تلفن زده و بدون توجه به امکان، مقاله ای برای حل معضل تکلیف درسی بر گردن محقق می نهد و می گوید: من هم به خاطر مدرک گرایی مجبور به تحصیل شده ام. متاسفانه امروز هر کس مدرک پایینی داشته باشد دیگر نمی تواند در جامعه رشد کند».

« فرد دیگری می گوید: به علم و دانش علاقه مند است ولی چون نوشتن پایان نامه سخت و استرس زا است می خواهد آن را به وسیله ی کس دیگری تمام کند. کار و زندگی روزمره و مشکلات شخصی او را درگیر کرده و به پایان نامه و مقاله نوشتن نمی رسد و متاسفانه استاد دانشگاه متوجه این کاستی ها نیست. ».

« فرد دیگری، مرتبط با موقعیت های کلیدی شهر، روزی به طور اتفاقی می گوید من هم در حال نوشتن پایان نامه هستم و در عین حال او همواره در حال کار و ارتباطات تجاری است و از دفاع و مقاله هم حرف می زند، تا جایی که می توان گفت او نوع جدیدی از زندگی دانشجویی را پیش روی می نهد. ».

« نگارنده به تدریج چندین نفر را دید که با چنین ذهنیتی به سوی تجارت و سفارش دادن پایان نامه می پرداختند. کاسب هم سعی می کرد آنان را با حداقل هزینه و بهترین کار راضی کند. نکته ی جالب این بود که برخی از آنان که هنوز انجام یک پایان نامه را تجربه نکرده بودند، اعمال سلیقه کرده و بر این کاسب خرده گیری می کردند ».

«آن ها معتقدند که استحقاق رشد علمی و منزلت اجتماعی را دارند. به علاوه آن ها خود را مستحق تحصیل می دانند و معتقدند همه رشد کرده اند و من نیز باید بتوانم از مدرک لازم بهره مند شوم. به تدریج تعداد شان فزونی گرفته است و رشد علمی و یا کسب مدارک تبدیل به یک الزام در زندگی روزمره شده است، برخی از کهنسالان هم چنین شده اند».

« یکی از این ها، در محل کار، با ژست و کت شلوار تمیز و مرتب و با منش تحصیل کرده و محقّ مقامات اداری رفت و آمد می کند و همواره هم معتقد است به جایگاه اصلی اش نرسیده است. او می گوید "من هم فوق لیسانس دارم ولی نمی دانم چرا دیگران بیشتر از من مورد توجه اند و باید من هم به روابطم اضافه کنم". اما ظواهر چنینی می نماید که در نگارش مقاله هم دست دارد و از او به عنوان نویسنده مقاله ذکر خیر می شود ».

« نام شخصی را در اکثر مقالات می توان دید و او به خاطر نفوذ اجتماعی خود و تعاملاتی که با دانشجویان دارد، اسمش بر سر مقالات می رود، گاه تا حدی که مقاله به مراتب از رشته ی علمی وی فاصله دارد.  فرد دیگری نیز می گوید: علم لب کلام است و نوشتن مقاله و پایان نامه، یک بازی بیش نیست، انسان باید آن نکته اصلی را بداند و بتواند در جامعه به کار گیرد. ».

« داستان شیرینی که محقق در آن زندگی می کرد این بود که روزی یکی از مقام های دانشگاهی روزی مجادله ای تلفنی داشت. او بر سر معامله زمین با تلفن حرف می زد و بحثی مربوط به چک را پیگیری می کرد، در نهایت رو به محقق کرده و گفت: فکر می کنند ما در دانشگاه هستیم و زبان این ها را نمی دانیم ».

 

شکل گیری بازاری برای نفوذ اطلاعات به جای دانش

« وقتی محقق وارد مرکز تجاری که سرشار از واحدهای تجاری چاپ و تکثیر می شود، متوجه می شود که همه مراکز از مفاهیم قانونی برای بازاریابی استفاده می کنند. اما کافی است یک ساعت در آن جا بنشیند و ببیند مبادله ها بر سر چه چیزی صورت می گیرد. ظاهرا قانونی برای بسیاری از معامله ها وجود ندارد و همه ی کارها در لوای تایپ و صفحه آرایی انجام می گیرند ».

« البته دیگر مشتریانی که صرفاً کارت ویزیت و یا پرینت تحقیق سفارش بدهند دیگر وجود ندارند. توسعه ی این بازار چنان بی رویه بوده نیاز به تجارت های جدیدتری هم داشت. لذا دیگر روز فردی که در مغازه ای در زیرزمین پاساژ می گذرد، به جای تهیه ی جزوات علمی و پژوهش ها به تهیه ی سریع مقاله هایی آن هم به فاصله ی یکی دو روز برای دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد صورت می گیرد ».

« موج دانشجویانی که مراجعه می کنند، از نیاز به تهیه ی مقاله و پایان نامه دم می زنند. در مواردی کاربری نرم افزارهای رایانه ای برای تحلیل و گزارش تحقیق. خارج از زیرزمین، در کافی نتی که کاملا رو به خیابان و قانون است، مردی نشسته و برای دانش آموزان هم مقاله می نویسد، دو صفحه ای و سه صفحه ای به عنوان تکلیف درسی. مادران می آیند و سفارش تکلیف فرزندان را می دهند».

«  نگارنده مدت ها با فردی زندگی کرده و تعاملات وی را در زمینه ی نوشتن مقالات و پایان نامه ها دیده است. او مقاله های متعدد از طریق دست کاری و دست یابی بر اطلاعات نوشته و مقالات را از طریق داده های پیدا شده کار می کند. یکی از کارهای رسمی وی تهیه ی پایان نامه بود. کار وی که به خاطر کمبود درآمد رسمی صورت می گرفت، توجیهی بازاری و سودنگرانه هم داشت ».

«علاوه بر این، با چندین فرد که به طور حرفه ای و از طریق ایمیل و ارتباط با مراکز تجاری چاپ و تکثیر و مغازه های کوچک پرینت کامپیوتری در حول و حوش دانشگاه ارتباط دارند، روزگاری را گذری کرده است. زندگی روزمره ی آن ها سفارش گرفتن و تهیه ی مقاله و تحلیل و حتی نوشتن پایان نامه می گذرد. یکی از آن ها پول زیادی به دست آورده و حتی میان دانشجویان به این کار شهره است تا جایی که با همین هزینه می تواند مراتب بالاتر تحصیلی را هم طی کند ».

«  آن ها و نگرش ها و اطلاعات موجود در کامپیوترشان به میزان زیادی در تولیدات شبح علم جامعه نفوذ دارد و به راحتی می توانند از معضل عناوین تکراری گذر کرده و در انتخاب موضوع به موقعیتی کلیدی هم برسند. آن ها عنوان می دهند، پروپوزال می نویسند، موضوع انتخاب می کنند و در واقع هم کار استاد راهنما و هم کار دانشجو را انجام می دهند. آن ها گزاره هایی که شاید حقیقت هم نباشد تولید می کنند و می فروشند ».

« نویسندگان مقالات و پایان نامه ها، اصل موضوع تحقیق و کنشگری دانشگاه هستند. آن ها تنها غایب جلسه ی دفاع و ارائه ی مقاله هستند. آن ها را می توان به صورت یک روح پنهان در کنش دانشگاهی احساس کرده و اطلاعات و مقولات تولیدی شان را که در دست دانشجویان در حال رد و بدل شدن هست، مشاهده کرد. با این ها بعید به نظر می رسد نتیجه ی اطلاعاتی که ارائه می دهند، گزاره ی علمی بوده باشد ».

 

نیهیلیسم تجربه ی علمی یا مصادره منزلت اربابی در میدان دانش

در کنار تغییر شیوه ی آموزش به مدل پژوهشی آن، که حتی به کودکان ابتدایی هم سفارش می شود، به جای ایجاد فرهنگ مطالعه و پژوهش و افزایش استفاده از پژوهش، صرفا به تئوری و دکترین سفارش پژوهش توسط معلمان و مدرسان دانشگاه بسنده می شود و انگار پژوهش هم مشقی دوباره و حل تمرینی دیگر بار است. از این رو بسیاری از پایان نامه ها، تبدیل به مشقی شده اند که دیگر ضرورتی ندارد فرد خود آن را بنویسد. تایپ و تحلیل های نرم افزاری و چپاندن اسم فرد بر روی تحقیق می تواند مدافع کاملی برای اجرای تحقیق توسط فرد بوده و نمره لازم را به چنگ آورد.

اما این روش آسیبی را به جامعه و مدل یادگیری آن ایجاد کرده است. در نهاد یادگیری مردمی خلق می شوند که ادعای دانش و تحصیلات تکمیلی هم دارند، اما ان جنس ناب تحقیق که سختی و مشقتی را باید طی کرده و به شناخت علمی برسند را از طریق پول به دیگری سفارش می دهند و برخی برای این مسئله از مقام و منزلت که هم راستای پول هست نیز استفاده می کنند. لذا دیگر نبودن کاربرد دانش، به جهت عدم استقبال جامعه ی سنتی نیست، بلکه شرایط شبه مدرنی که ایجاد شده است نیز زبان علم و یادگیری جدید را نمی فهمد. اکثر افراد معتقدند که علم سخت و نامرئی است ولی انگار به جهانی جادویی هبوط کرده اند که مدام باید با مبادله ی علمی رشد کنند. 

ماهیت دانشجو و هروله ی او از دنبال مجلات و سایت های علمی و تهیه ی کتاب و نوشتن مقاله بودن دگرگون شده و همه چیز به تجارت اطلاعاتی تبدیل می شود که در چند کامپیوتر و در محل های خاصی در شهر وجود دارند. بخشی از فارغ التحصیلان هم از این آب گل آلود ماهی می گیرند و ثروت و منزلت خود را افزایش می دهند.

آری، دانش تبدیل به حرف هایی مبهم و رازآلود می شود و به تدریج این اعتقاد مردم که علم قابل اتکا نیست و تجربه ارزش دارد، اهمیت می یابد، چرا که علم دیگر از طریق تجربه به دست نمی آید و معامله می شود. آن ادعا که علم باید توسط تعهد و درد زایمان به دست بیاید، دیگر وجود ندارد، علم را بادِ "پول"  از زیرزمین های پاساژ و کافی نت ها به ارمغان می آورد.

در این حیث، جامعه دوباره به سمت ارزش های مادی برگشته است و دانشگاه موقعیت علمی خود را از دست می دهد. بخشی از دانشجویان همچنان به رشد و تکاپو می پردازند و پس از فارغ التحصیلی چشم انتظار سیاست گذاری های محلی هستند که دانش های پوشالی قرار است برای آنان تجربه کند. بازار، سازمان ها و دانشگاه ها پر از عناوین دهان پر کنی است که آدم از دور رعب می کند و از نزدیک، وهن می کند. تعداد آدم هایی که ادعای منزلت علمی و شخصیت دانشگاهی دارند زیاد شده است. جلوی هر نامی با چند واحد تدریس کردن واژه ی "استاد" می درخشد و هر فردی ادعای مالکیت معنوی علم را دارد، اما از خود علم در شهر خبری نیست.

بخشی از مردمی که به مبادله و کسب درآمد می پردازند، گزاره هایی می فروشند و به برخی دانشجویان می دهند که آن ها را ترقی می دهد ولی نه خود مسئول این گزاره ها هستند و نه دانشجویان. لذا به تدریج انبار پایان نامه ها و همایش ها تبدیل به سخنانی بی معنی می شود و مدرک و منزلت همچون مبلمان و موقعیت محلی خانه تبدیل به ارزشی اجتماعی می شود که در افزودن ارزش محله هیچ تفاوتی ندارد. زمین، مادیات و پول جامعه را پر می کند و این واقعیت که پول مسئول مستقیم منزلت اجتماعی و قراردادهای علمی شود، رونق می گیرد.

 

نتیجه: مرگ دوباره ی سقراط

سقراط، دقیقاً در چنین جامعه ای مرد. وقتی گزاره هایی که حقیقت نما بودند تولید می شد و موقعیت استدلال ضعیف بود. اما چنین جامعه ای امروز و از طریق دانش بی بنیاد تولید می شود. دانشی که جز اطلاعات و گزاره هایی پوشال نبوده و به جملاتی بی معنا تبدیل شده است. علم و دانش در بازارهای تجاری که به خاطر فقر تولید و کار ورد کرده و گسترش پیدا کرده معامله می شوند.

مردم منزلت های پوشالی را با واژه هایی چون کارشناسی ارشد و دکترا کسب می کنند و آن ها را مانند هیچ به دست می آورند. ولی در عوض تجربه ی خود را با دست به دیگری سپرده و پول هم می دهند، تجربه ای که به گور مادیات می رود. اما این بار، اگر سقراطی به میدان بیاید، او را علمی خواهد کشت که خود دعوی همچون سقراط دارد و استدلال آن را بدون تجربه و با خرید تحلیل های نرم افزارهای دهن پرکن کسب کرده است.

لذا دانش به مثابه ی تجربه و دانشمند همچون انسان جست و جوگر در چنین شرایطی جایی ندارد و به تدریج کسانی خواهند توانست امتیاز علم و مواهب آن را به دست گیرند که منزلت ها را صاحب شده اند و به دروغ به منزلت دانشمندی رسیده اند.

[i]  روشه، گی، 1391، جامعه شناسی تالکوت پارسونز، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، تهران: انتشارات نی، چاپ اول

[ii] برت، پاتریک، 1389، نظریه های جامعه شناسی در قرن بیستم، مترجم، محمد خانی، تهران: رخداد نو، چاپ اول

[iii] جمشیدی ها، پرستش، 1386، ديالكتيك منش وميدان در نظريه عمل پير بورديو، نامه علوم اجتماعی ، شماره 30

[iv] بوردیو، پیر، 1390، نظریه کنش دلائل عملی و انتخاب عقلانی، تهران: نقش و نگار، چاپ سوم

[v] ریتزر، جورج، 1392، مباني نظريه جامعه شناختي و ريشه هاي كلاسيك آن، مترجم: شهناز مسمي پرست، تهران: ثالث، چاپ دوم

[vi] فرجادی، غلامعلی، ۱۳۹۰، آموزش عالی و بیکاری تحصیل کرده­ها، مسائل اجتماعی ایران، تهران، انتشارات آگه، چاپ سوم

[vii] شالچی، وحید، ۱۳۹۲، عطش منزلت در جامعه ایرانی، مجله جامعه شناسی ایران، دوره چهاردهم، شماره 2، (56-30)  

[viii] زینالی اُناری، محمد، 1393، توصیف تأویلی از زندگی دانشجویی در دانشگاه های اردبیل، طرج پژوهشی معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی

[ix] توسلی، غلامعباس، نهال ریاضی، 1391، علم و توسعه علمی بررسی میزان پذیرفته شدن ارزشهای علم از سوی عاملان توسعه ی علمی، مطالعات توسعه اجتماعی ایران، سال پنجم، شماره 1

 [x] مصاحبه با عباس کاظمی، 1394: نهم آبان، مك‌دونالديزه شدن آموزش عالي، روزنامه اعتدال

[xi] مصاحبه با ناصر فکوهی، 1394: چهارم آبان، نوکیسه‌های فرهنگی، لمپن‌های روشنفکر! ، خبرگزاری ایسنا

[xii] محمودپور، احمد، 1390، روش تحقیق کیفی ج1، تهران: نشر جامعه شناسان، چاپ اول

انسان شناسی و فرهنگ

منتشرشده در پژوهش

جایگاه پژوهش در مدرسه و تقویت معلم پژوهنده و مدرسه پژوهنده  پیچیدگی های مسائل آموزشی و تربیتی سبب شده تا استوار ساختن هرگونه فعالیت در این حوزه بر یافته های پژوهشی به صورت یک الزام درآید. در دنیای امروز نمی توان آموزش را جدای و مستقل از پژوهش در نظر گرفت چرا که این دو مستلزم یکدیگرند. پژوهش و یافته های حاصل از آن به شناسایی نیازها و مسائل موجود در نظام آموزشی و محیط های مرتبط با آن شامل خانوده، جامعه، و سازمان های مختلف پرداخته و راه حل ها و خط مشی های اساسی و مورد نیاز را در اختیار متولیان امرقرارداده تا براین اساس به تصمیم گیری وبرنامه ریزی بپردازند. در چنین حالتی یافته های پژوهشی به معلمان کمک می کند تا شیوه های آموزشی وتربیتی خود را در جهتی صحیح و کارآمد تنظیم و هدایت کنند و نتایج یادگیری را در کلاس های درس خود هرچه بیشتر بهبود بخشند.

مدیران و مسئولان مدرسه نیز با اتکا بر نتایج پژوهش های مربوطه می توانند در مدیریت و رهبری هر چه بهتر مدرسه و افزایش اثربخشی آن گام بردارند. با کمک پژوهش می توان کاستی ها و نقاط ضعف رویکردها و شیوه های گوناگون آموزش و تدریس، ارزشیابی، مدیریت و سرپرستی، برنامه ریزی و سیاست گذاری ها را شناسایی نمود ودرجهت اصلاحات مورد نیازحرکت کرد.

در واقع باید گفت که اقدامات و فعالیت های پژوهشی در حوزه ی تعلیم و تربیت می تواند متوجه بهبود بخشیدن به فرآیندهای آموزشی و تربیتی در سطح مدرسه و یا در پی ارائه راهکارها و راه حل های لازم به سازمان های آموزش و پرورش باشند تا عملکرد خود در حوزه های مختلف را بهبود بخشند. علاوه براین مطالعات پژوهشی می توانند با مشارکت در ساخت و تولید دانش بومی و جهانی، علاوه بر پاسخگویی به نیازهای داخلی، جایگاه نظام آموزشی کشور را در سطوح منطقه ای و بین المللی ارتقا بخشیده و سهم آن را از مالکیت علمی جهانی افزایش دهد. این مسائل همگی لزوم توجه جدی به امر پژوهش را در نظام های تعلیم و تربیت خاطرنشان می سازد.

با این حال علی رغم اینکه بخش های مرتبط با امرپژوهش نظیر شورای تحقیقات سال ها در ادارات آموزش و پرورش دایر و مشغول فعالیت بوده و اقدامات مفیدی نیز از سوی آن ها صورت می گیرد و درگفتمان حال حاضر نظام آموزشی مرتب بر مفاهیمی چون مدرسه ی پژوهنده و معلم پژوهنده تاکید می شود و نیز با توجه ویژه ای که به مسئله ی پژوهش و ارتقای جایگاه آن در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش معطوف گردیده اما هنوز شاهد شکاف بزرگی در پیوند بین آموزش و پژوهش هستیم و بسیاری از معلمان، مدیران، و دیگر عوامل مدرسه به دلایل مختلفی از جمله مهارت های ناکافی، عدم حمایت مادی و معنوی از سوی مدرسه و سازمان، عدم وجود فضای مناسب درمحیط مدرسه، دغدغه های کاری و اقتصادی، و بسیاری عوامل دیگر انگیزه ی لازم را جهت پرداختن به مطالعه و پژوهش دارا نیستند.

شاید بتوان گفت یک مسئله ی عمده که موارد فوق را تحت الشعاع قرار می دهد عدم توجه به اختصاص جایگاه مناسب در ساختار سازمانی مدرسه به امر پژوهش است. به سخن دیگر سیستم مدرسه بایستی درزیرمجموعه ی خود دارای نهادی متولی امر پژوهش باشد. وجود و حضور یک مرکز یا کمیته پژوهشی که با مشارکت معلمان، مدیران و دیگر افراد ذیصلاحدرون مدرسه تشکیل می شود می تواندپیوند هر چه بیشتر بین فرایندهای تعلیم وتربیت و پژوهش های مربوطه ودر نتیجهتوسعه و بازسازی نظام مدرسه بامحوریت پژوهندگی را سبب شود.

 

 ایجاد و توسعه ی کمیته های پژوهشی درون ساختار مدارس می تواند به طور کلی سه هدف عمده را دنبال کند:

  •  شناسایی و پاسخ گویی به نیازهای آموزشی، تربیتی، و سرپرستی در سطح مدرسه :

از آنجا که هر مدرسه به لحاظ ساختار سازمانی و جمعیت شناختی و نیز جو و فرهنگ حاکم بر آن با مدارس دیگر تفاوت هایی دارد لذا نیازها، خواسته ها، مشکلات و چالش های مدارس ممکن است در برخی موارد متفاوت باشد. از این رو هر مدرسه نیازمند این است که متناسب با نیازها، چالش ها و منابع خود و نیز جمعیت دانش آموزی و پرسنل آموزشی خود به برنامه ریزی بپردازد. مطالعه در خصوص مسائلی از جمله شیوه های تدریس و ارزشیابی، سرپرستی و مدیریت مدرسه، مشارکت والدین و دیگر اعضای اجتماع در فرایند مدرسه، آسیب های آموزشی و تحصیلی و نیز اجتماعی و روانشناختی دانش آموزان، چالش های معلمان درباب ایفای نقش های مختلف در کلاس درس و درون مدرسه، و بسیاری دیگر می تواند به شکل مطلوبی در کمیته ای متشکل از خود اعضای مدرسه و نیز متخصصان بیرونی انجام گیرد و آگاهی بخش نیازسنجی ها و برنامه ریزی ها باشد. کمیته ای که محوریت فعالیت خود را بر پژوهش متمرکز می کند می تواند در قالب یک اجتماع یادگیری سبب تبادل تجارب این افراد شده و بدین صورت دغدغه های و چالش های مختلف جهت انجام مطالعات و نیز ایده های حاصل از تجربیات جهت گره گشایی از مشکلات شناسایی و کاربردی گردند.

 

  • آگاهی بخشیدن به سیاست گذاری ها و برنامه ریزی ها در سطح سازمان :

عدم تعاملات کافی بین سطوح تصمیم گیری و برنامه ریزی در سازمان و مجریان آن تصمیمات و برنامه ها از جمله نقدهایی است که می توان به نظام های آموزشی متمرکز وارد ساخت. اهداف، تصمیمات، سیاست ها، و برنامه ها غالبا در رده های بالای سازمان اتخاذ و به سطوح پایین دیکته و نسخه می شوند.

در چنین حالتی غالبا مسائل بسیار اساسی و مهم در حوزه آموزش و پرورش افراد جامعه مغفول می ماند چرا که به نقش تاثیرگذار معلمان و دیگر عوامل فعال در صف مقدم نظام آموزشی توجه کافی نمی شود. غفلت از دیدگاه ها و تجارب کسانی که در ارتباط و تجربه مستقیم با فضای مدرسه و کلاس هستند وعدم کاربست آنها در تصمیم گیری ها، سیاست گذاری ها و برنامه ریزی ها سبب می شود تا طرح ها و اقدامات اعمال شده در نظام آموزشی چندان موفقیت آمیز نبوده و گاه حتی با شکست مواجه شود.

یک نکته مهم در این باره این است که عدم تعامل بین نیروهای صف و متولیان برنامه ریزی و تصمیم گیری سبب شکاف و تضاد در دیدگاه های طرفین و درک اشتباه از اقدامات و برنامه ها و در نتیجه خطاهای اساسی در کاربست آنها در سطح مدرسه می‌شود. موفقیت برنامه ها و سیاست ها همواره مستلزم وحدت فکری و عملی نیروهای صف و مسئولان و تصمیم گیران است.

بنابراین الزامی است تا با تشکیل کمیته های پژوهشی در مدارس، نیازها وچالش های واقعی شناخته شده و تجارب زیسته ونقطه نظرات معلمان و مدیران مستند گردند و از آن ها برای آگاهی بخشیدن به فرآیندهای مهم و اساسی در سطوح مختلف سازمان استفاده گردد. چنین اقدامی از این لحاظ نیزحائز اهمیت است که به معلمان و دیگر عوامل مدرسه امکان می دهد تا صدای خود را به گوش مسئولان و متولیان رسانده و این خود گامی است اساسی در جهت تقویت فضای دموکراتیک و روابط متقابل و برابردر نظام آموزشی کشور؛ نظامی که خود در پی تربیت انسان هایی آزاداندیش و شهروندانی قانون مدار و مسئول است و لازمه ی آن بهره مندی از معلمان ومربیانی است که قادرند در سلسله مراتب بوروکراتیک سازمان خود با افراد سطوح بالاتر تعامل سازنده داشته باشند.

 

  •  مشارکت در ساخت و تولید دانش بومی و جهانی :

پرداختن به مسائل گوناگون در حوزه های مختلف آموزش و پرورش افراد جامعه به شیوه ایی نظام مند و در قالب کمیته ای سازمان یافته که می تواند پایگاهی از اطلاعات و یافته ها را ایجاد کرده و در دسترس همگان قرار دهد سبب می شود تا مدارس نه صرفا مصرف کننده ی دانش که خود سازنده و منبع آن باشند. از آنجا که اجتماع مدرسه را اعضای واقعی جامعه تشکیل می دهند (دانش آموزان، خانواده ها، معلمان، ...) لذا هرگونه مطالعه در این جمعیت به آگاهی بخشی در باب ابعاد مختلف کل جامعه مربوط می شود و یافته های حاصل از آن می تواند درخدمت  شناسایی و حل مسائل جامعه قرار گیرد. از این منظراقدام به فعالیت های پژوهشی در ساختار مدرسه می تواند به تولید نوعی دانش بومی خصوصا در حوزه تعلیم و تربیت منجر شود. از سوی دیگر بخشی از دانش مربوط به حوزه ی تعلیم و تربیت مستقل از ویژگی های بومی و محلی بوده و بیشتر جنبه ی جهانی دارد. از این رو مطالعه و پژوهش در این باب می تواند توان و میزان مشارکت کشور را در ساخت دانش جهانی تعلیم و تربیت افزایش داده و در نتیجه سبب ارتقای جایگاه علمی آن در سطوح منطقه ای و بین المللی گردد.

با توجه به مطالب مطروحه می توان دریافت که ایجاد یک ساختار پژوهشی در سازمان مدرسه و در قالب کمیته ای متشکل از معلمان، مدیران، متخصصان، و دیگر اعضای علاقمند در اجتماع امری ضروری و جدی است و باید توجه داشت که بدون تلاش برای برقراری چنین ساختاری، نمی توان انتظار داشت تا تحقیق و جست و جوگری به رکن اساسی تعلیم و تربیت در نظام آموزشی بدل گردد. 


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در پژوهش

آسیب شناسی دادن تکلیف به دانش آموزان و تحقیق های دانش آموزی  یکی از مشکلاتی که در آموزش و پرورش این سال ها بیداد می کند؛ تکالیف معلم ها نه برای دانش آموزان که برای والدین است.
این دسته از تکالیف ، که بیشتر به تهیه مقاله و تحقیق و کار عملی مربوط می شوند به تکالیف مدارس مربوط می شوند که در آن از دانش آموز خواسته می شود برای فلان درس یا موضوع تحقیقی را از اینترنت بیاورند تا نمره مورد نظر معلم از آن درس را دریافت کنند یا کارهای عملی دانش آموزان است که  برای مناسبت های مذهبی و انقلابی و یا آموزشی از دانش آموزان خواسته می شود.


کار عملی یکی از مفیدترین و کارآمد ترین روش های آموزش برای پایدار کردن فرآیند یادگیری است و معلم نمی تواند این جریان آموزشی را نادیده بگیرد ؛ برای همین دیده می شود برخی از معلم ها به جای این که از دانش آموزان بخواهند ابزار کار طرح های عملی را به مدرسه بیاورند،به دانش آموزان آوردن فلان کار عملی را سفارش می دهند.


و البته رسما هم به دانش آموزان مشاوره می دهند که کار عملی را می توانند با همکاری اعضای خانواده خود تهیه کنند.
در عمل دیده می شود که بسیاری از مادران تهیه کننده کارهای عملی فرزندان خود شده و مقالات فرزندان خود را از کافی نت ها تهیه می کنند.
از همه بدتر اختصاص نمره به این قبیل کارهاست که معلم با علم این که دانش آموز در تهیه این کارهای عملی یک نقش کمرنگی داشته، می باشد.


رواج فرهنگ دروغ گویی و تقلب از چند سال پیش در مدارس ما با این رویکرد آموزشی در افکار و افعال دانش آموزان نهادینه می شود و متأسفانه این موضوع در آموزش و پرورش ما با اجرای طرح هایی مثل جابربن حیان و جشنواره نوجوان خوارزمی همچنان پیگیری می شود.
به طور مثال ؛ چرا باید دانش آموزی که در پایه اول ابتدایی هنوز از قدرت مطالعه و نوشتن برخوردار نمی باشد باید موظف باشد به هر ترتیبی شده است یک طرح اکتشافی و یا اختراعی را در قالب جشنواره جابربن حیان ارائه کند ؟


بی شک با وادار کردن دانش آموزان به تکالیف نامتناسب با توان سنی و هوشی یک نوع فرهنگ دروغ گویی، تقلب و دزدی در نهاد خانواده تک تک دانش آموزان شکل می گیرد که اگر به سادگی از کنار این معضل فرهنگی عبور کرد؛ ارائه آمارهای دروغ و رواج دروغ گویی به عنوان یک آفت آینده این کشور را تهدید خواهد کرد.


پیشنهاد می شود معاونان آموزشی به این مشکل که می رود زمینه ساز یک معضل مهم اجتماعی و فرهنگی شود، نگاه متعهدانه ای داشته باشند و تکالیف اینترنتی را که فاقد ارزش های مهارتی، فکری و خلاقیتی دانش آموزان است با دقت و هدف مندی بیشتری زیر نظر معلمان در فضای آموزشی تهیه شوند.
رواج کپی کردن از مطالب دیگران به نام دانش آموزان یکی از مشکلات مهم این گونه از تکالیف آموزشی است که باید مورد توجه باشد.
توانمند کردن فرهنگیان در زمینه پژوهش و فناوری یکی دیگر از پیشنهادات برای کاستن آسیب ها در این گونه تکالیف می باشد.


همچنین مدارس لازم است از فضاهای مناسبی برای اجرای کارهای عملی برخوردار باشند تا هم دانش آموز و هم فرهنگیان با رغبت بیشتری ، از اجرای کارهای عملی در فضاهای آموزشی، استقبال کنند.
نوشته ام را با جملاتی از داگلاس نودرث ، برنده نوبل اقتصاد به پایان می رسانم:

" اگر مي خواهيد بدانيد كشوری توسعه مي یابد يا نه ، اصلا سراغ فناوری كارخانه و ابزاری كه استفاده مي كند نروید اينها را به راحتی مي توان خريد يا دزديد يا كپی كرد !

خیلی راحت مي توان نفت فروخت و همه اينها را وارد كرد ، برای ديدن توسعه برويد در دبستان ها ببینيد آنجا چگونه بچه ها را آموزش مي دهند ؛ مهم نيست چه چيزی آموزش مي دهند بلكه ببينيد چگونه آموزش مي دهند .

اگر كودكان شما را پرسش گر، خلاق،  صبور ، نظم پذير ، خطر پذير ، دارای روحيه گفت و گو و تعامل دارای روحيه مشاركت جمعی و همكاری بار آورد اينها انسان ها و شخصيت هايی  خواهند شد كه مي توانند توسعه ايجاد كنند."


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز

گروه اخبار /

فهیمه فعالی آموزگار پژوهنده کشور

فهيمه فعالي آموزگار ناحيه 4 تبريز عنوان معلم پژوهنده برتر کشور در سال 94 را به خود اختصاص داد.‏

وي با ارائه طرح « راه کارهايي براي پيشرفت دانش‌آموزان کم‌بينا در ماده درسي فارسي (مهارت‌هاي خوانداري ـ نوشتاري) پايه اول ابتدايي » اين عنوان ارزنده را کسب کرد.

فهيمه فعالي درباره طرح خود، گفت: پژوهش من، درباره يكي از دانش‌آموزان پايه اول ابتدايي است که تا پنج سالگي بينايي خود را به طور کامل به دست نياورد و مادرش از اعتماد به نفس ضعيفي برخوردار بود.

وي افزود: هدف اين طرح رسيدن به شيوه‌اي جديد در يادگيري (مهارت‌هاي خوانداري و نوشتاري) و بهبود عملکرد اين دانش‌آموز بين دانش‌آموزان عادي بود.

فعالي با اشاره به اين‌كه براي رسيدن به هدف خود از راهکارها و تجربيات بسياري استفاده كرده است، گفت: کاربرد روش چند حسي فرنالد براي مهارت نوشتاري، قصه‌سازي براي مهارت خوانداري، رفتار درماني و مشاوره با والدين دانش‌آموز از جمله اين راهكارها بود که نتايج حاصل از آن با توجه به مشاهدات و تحقيقات انجام شده حاکي از پيشرفت بسيار اين دانش‌آموز نسبت به قبل است.‏

بنا به اين گزارش فهيمه فعالي كه دانشجوي کارشناسي ارشد روان شناسي تربيتي دانشگاه پيام نور تبريز است در دبستان دخترانه نشاط و ايمان ناحيه 4 آموزش و پرورش تبريز انجام وظيفه مي‌كند.‏

اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در پژوهش

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

خیلی زیاد - 9%
زیاد - 26.1%
متوسط - 12.7%
کم - 12.2%
خیلی کم - 38.8%

مجموع آرا: 245

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور