به گزارش خبرنگار حوزه آموزش ایرنا، دغدغه های این وزارتخانه را هر کس به گونه ای تفسیر می کند، واگذاری مدارس دولتی به بخش خصوصی، مشکلات قانونی استخدام مربیان پیش دبستانی، کمبود بودجه، پرداخت نشدن سرانه مدارس شبانه روزی، حذف قانون تعهد به خدمت دانشگاه فرهنگیان و بسیاری از مسایل به کلاف سردرگمی تبدیل شده که گره آن با هر دستی گشوده نخواهد شد.
نظام آموزشی که باید هدف و اولویت اصلی آن تعلیم و تربیت نسل امروز برای آینده ای روشن باشد، از زمان تعیین علی اصغر فانی به عنوان وزیر آموزش و پرورش هر بار با شایعه استیضاح وی موجی از نگرانی خانواده ها و آنان که دغدغه آموزشی دارند را در برگرفته است .
درحالی که سکاندار وزارتخانه آموزش و پرورش باید در فضایی آرام به رفع و رجوع مشکلات این دستگاه که کم هم نیست بپردازد، با زمزمه هایی در ارتباط با استیضاح که البته حق قانونی نمایندگان مجلس برای نظارت برعملکرد دولت است، معادله ای چند مجهولی را به وجود آورده که هر کدام در نوع خود می تواند حایز اهمیت باشد.
وزارت آموزش و پرورش با بودجه 20 هزار میلیارد تومانی خود در سال جاری و پیشنهاد 22 هزار میلیارد تومانی در لایحه بودجه دولت به مجلس برای سال 94، جوابگوی نیاز خانواده پرجمعیت خود نیست، مساله ای که شاید عامل اصلی تنش ها را به یدک کشیده است.
مساله دیگری که نمایندگان را به سمت طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش هدایت کرده بنا به گفته نمایندگان موافق استیضاح انتصاب ها در پست های مختلف این وزارتخانه است که گفته می شود بر اساس سلیقه سیاسی و استفاده از افراد بازنشسته که کارآیی چندانی ندارند، انجام شده است.
علی اصغر فانی پنجم مردادماه 1392 با کسب 185 رای از مجلس شورای اسلامی و پس از آنکه مجلس به محمدعلی نجفی دیگر گزینه پیشنهادی رییس جمهوری برای احراز تصدی وزارت آموزش و پرورش رای نیاورد، سکان این وزارتخانه را به دست گرفت.
فانی که سابقه 43 سال حضور در بخش های مختلف وزارت آموزش و پرورش را در کارنامه کاری خود دارد، در زمان ارایه برنامه های خود در صحن علنی مجلس برای تصدی این وزارتخانه اظهار داشت: برای تربیت نیروی انسانی کارآمد آموزش و پرورش باید به سمت یادگیری خلاق به جای تکیه بر حافظه و ایجاد عادت اجتماعی متناسب با شئون جامعه و همچنین تقویت باورهای دینی و باورهای مهارت حرکت کرد.
فانی با بیان اینکه رسیدن به اهداف مطرح شده جز با توجه به معلم میسر نخواهد شد، تاکید کرد: معلم رکن اصلی در آموزش و پرورش است و می تواند با رفتار خود بیشترین تاثیر را بر جامعه بگذارد.
اما حدود هشت ماه بیشتر از دوران وزارت فانی نگذشته بود که زمزمه هایی مبنی بر استیضاح وی نقل محافل رسانه ای و در بین برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی شد.
در اوایل اسفندماه 1392 نمایندگان با جمع آوری بیش از 80 امضا از دلایل استیضاح وزیر آموزش را بی توجهی به فرهنگیان و ایثارگران و خانواده شهدا، عدم پرداخت حقوق مربوط به مناطق جنگی معلمان ایثارگر، کاهش یک رتبه شغلی از احکام کارگزینی بازنشستگان، عدم پرداخت حق تدریس معلمان و قطع ایاب و ذهاب دانش آموزان استثنایی عنوان کردند.
این طرح به رغم برخی تلاش ها به نتیجه نرسید و به هیات رییسه مجلس شورای اسلامی ارایه نشد.
طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش درست زمانی از سوی نمایندگان مطرح شد که در روزهای پایانی سال قرار داشتیم و این وزارتخانه هنوز بودجه ای دریافت نکرده بود تا بتواند قدرت نمایی کرده و کارهای کرده خود را به رخ بکشد.
یکی از کارشناسان مسایل آموزش و پرورش در آن زمان اعلام کرد محورهایی که نمایندگان مجلس شورای اسلامی برای استیضاح علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش عنوان کرده اند، کلی بوده و بسیاری از آنها نیازمند تامین بودجه و اعتبار مناسب است.
علی پور سلیمان اظهار داشت: رفع مشکلات آموزش و پرورش به عنوان محور توسعه پایدار عزم ملی و جدی را می طلبد که با توجه به وضعیت جامعه و نیز مشاهده رویدادها، هنوز چنین تحولی چه در نگاه مسئولان و چه در نگاه جامعه رخ نداده است.
البته برخی نمایندگان نیز به این استیضاح زودهنگام در روزهای پایانی سال 92 انتقاد داشتند از جمله نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی بود که اظهار داشت: استیضاح علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش در حالی که هنوز برای سال 93 بودجه ای در اختیار این وزارتخانه قرار نگرفته تا عملکرد آن بررسی شود، به هیچ وجه به صلاح نیست.
غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی تصریح کرد: این سوال در اذهان عمومی مطرح است که چه امکانات و خدماتی را در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار داده اید که اکنون از وزیر آن، مطالبه می کنید؟
وی ادامه داد: وزیر آموزش و پرورش با بودجه دولت قبلی سال 92 را اداره کرده و عملکرد خوبی داشته و ما هنوز مساعدتی به آموزش و پرورش نکرده ایم که بخواهیم فعالیت ها و برنامه های وی را ارزیابی کنیم.
عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی یادآورشد: علی اصغر فانی یک سرمایه برای آموزش و پرورش محسوب می شود، کسی که 43 سال از عمرش را در این وزارتخانه بوده و تاکنون اقدامات مثبت و خوبی را متناسب با روش های روز دنیا انجام داده است.
جعفرزاده با بیان اینکه طرح فانی درباره استقلال و خودگردان کردن مدارس کار بسیار شایسته ای است، گفت: هر چند که وزارت آموزش و پرورش دارای ضعف ها و مشکلاتی است اما از نمایندگان تقاضا دارم با وزیر همکاری کنند و بعد از اختصاص بودجه سال 93 ، از فعالیت ها و اقدامات وی سوال کنند.
معاون دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش در اواخر سال 92 نیز در اظهاراتی گفت: وزارت آموزش و پرورش به دلیل گستردگی و تحت پوشش قرار دادن بخش عظیمی از جامعه جزء دستگاه هایی است که همواره وزاری آن لبه تیغ نمایندگان مجلس شورای اسلامی بوده اند.
احمد عابدینی اظهار داشت: به همین دلیل توقعات زیادی از این دستگاه عریض و طویل مطالبه می شود که البته امکان برآورده شدن آنها هم کار سختی است.
وی با بیان اینکه فانی یکی از واجد صلاحیت ترین وزرایی است که از دل آموزش و پرورش بیرون آمده و کارشناس است، یادآورشد: ضمن اینکه استیضاح حق نمایندگان است اما با در نظر گرفتن گستره آموزش و پرورش باید به وزیر فرصت داده شود تا بخشی از دیدگاه ها و برنامه های ارایه شده خود را به مجلس شورای اسلامی عملیاتی کند.
معاون دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش تصریح کرد پس از اجرای برنامه ها اگر اهداف به دلایل مختلف محقق نشد آن هنگام است که نمایندگان می توانند از وزیر آموزش و پرورش درباره عملکرد او سوال کنند.
سازمان معلمان ایران نیز در واکنش به زمزمه طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد: احتمال آن می رود که پیش کشیدن طرح هایی همچون سوال های مکرر و استیضاح ابزاری از سوی برخی نمایندگان مجلس برای گرفتن امتیاز و فشار به این وزارتخانه برای پیشبرد اهداف شخصی و جناحی باشد.
سازمان معلمان ایران همچنین اظهار داشت: مطالبات واژه آشنا و عامه پسندی برای جامعه فرهنگیان است و ظاهرا هر فرد و یا گروهی که سخن از مطالبات معلمان بگوید، می تواند در حلقه اعتماد و اطمینان جامعه فرهنگیان قرار بگیرد.
به رغم نظرهای متفاوت، مخالفان و موافقان استیضاح فانی، این طرح با فرا رسیدن سال 93 مسکوت باقی ماند اما در فروردین امسال نمایندگان مجلس با فراخواندن وزیر آموزش و پرورش به صحن علنی مجلس نسبت به عملکرد وی و عزل و نصب ها در این وزارتخانه سوالاتی پرسیدند.
مهرداد بذرپاش نماینده مردم تهران در مجلس در صحن علنی خطاب به فانی گفت: شما حق ندارید هر کاری که دلتان می خواهد انجام دهید و هر کسی را که دلتان خواست انتصاب کنید درست است که دولت از مردم رای آورده اما یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری همین نمایندگان از مردم رای گرفتند.
وی افزود: درست است که دولت عوض شده اما در این زمان دولت 400 مدیر را تغییر داده است که طی دولت های گذشته بی سابقه است، مشی دولت اعتدال بوده که به مشی خود عمل نکرده است.
وی با بیان اینکه مجلس به دو دلیل به فانی رای داده است، خاطر نشان کرد: دلایل این بود که وزارتخانه سیاسی نشود و در عین حال کارا باشد، اما امروز هم ناکارا و هم سیاسی است.
بذرپاش با اشاره اینکه ما با افراد مشکلی نداریم بلکه مشکل ما استفاده از افراد سیاسی در عزل و نصب ها است، گفت: در استان خراسان رضوی با وجود 90 هزار فرهنگی، شخصی که فرماندار بوده و از افراد سیاسی است در آموزش و پرورش مسوول می شود.
زمزمه طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش برای دومین بار و در تیرماه امسال از سوی تعدادی از نمایندگان مجلس مطرح شد و 17 نفر از نمایندگان در صف استیضاح از فانی قرار گرفتند اما این مساله نیز زمانی در بین نمایندگان قوت گرفت که نمایندگان در آستانه تعطیلی مجلس به مدت دو هفته بودند.
اما در عین حال برخی نمایندگان مخالف استیضاح نیز نسبت به عزل و نصب های وزیر آموزش و پرورش که علت اصلی طرح استیضاح فانی بود نظراتی داشته و معتقد بودند که باید به وزیر آموزش و پرورش آزادی لازم داده شود تا بتواند وظایف خود را به درستی انجام دهد و وی اختیاراتی دارد که نمایندگان نمی توانند این انتخاب را از او سلب کنند.
اما مساله به اینجا ختم نشد و چهارمین کارت زرد دولت یازدهم از سوی نمایندگان مجلس به وزیر آموزش و پرورش داده شد.
در ادامه زمزمه هایی مبنی بر استیضاح فانی، این روزها بار دیگر خبر این مساله در رسانه ها پیچیده است، و جمع آوری 60 امضای نمایندگان بیانگر فصل دیگری از طرح استیضاح وزرای دولت یازدهم خواهد بود.
نکته قابل توجه این است که هیچ یک از امضاهای جمع آوری شده تاکنون توسط نمایندگان مجلس از سوی هیات رییسه وصول نشده است.
اما همچنان برخی نمایندگان اصرار بر این دارند که هر چند استیضاح و تذکر از منظری که دولت را متوجه مشکلات وزارت آموزش و پرورش کند شاید لازم باشد اما باید توجه داشت که وزیر به تنهایی قادر به رفع نگرانی ها و مسایل این وزارتخانه نیست.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در این رابطه معتقد است: دولت، مجلس شورای اسلامی و وزیر آموزش و پرورش باید در کنار هم نسبت به رفع مشکلات این وزارتخانه اهتمام داشته باشند.
ابوالقاسم خسروی سهل آبادی تصریح کرد: نمایندگان موافق استیضاح فانی انتقاداتی نسبت به بودجه وزارت آموزش و پرورش در مقایسه با بودجه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی داشته و معتقدند که پیش بینی لازم برای تخصیص اعتبارات در لایحه بودجه سال 94 باوجود مسایل و مشکلات بسیار این وزارتخانه صورت نگرفته است.
نماینده مردم تربت حیدریه، مه ولات و زاوه در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: همچنین در بخش های سرانه مدارس، تسهیلات مدارس شبانه روزی و امکانات و وضعیت اردوگاه های فرهنگی و تربیتی نیز مشکلاتی وجود دارد که از طریق معلمان و دانش آموزان به گوش نمایندگان مجلس رسیده است.
اکنون پرسش این است که فانی تا چه حد در راستای رفع دغدغه های آموزش و پرورش به عنوان نیاز اول خانواده ها حرکت کرده است؟ و تحرک وی و همکارانش فارغ از روزمرگی های موجود برای ملی کردن و یا مردمی کردن آموزش و پرورش تا چه میزان بوده است؟
مطالبات و خواسته های نمایندگان مجلس تا چه حد با این دغدغه ها ارتباط دارد و فانی از رسانه های موجود و تحت اختیار خود تا چه میزان برای تنویرافکار عمومی و تعیین اولویت های اصلی و مهم استفاده کرده است؟
با توجه به وضعیت موجود مانند محدودیت بودجه و اعتبارات بعید به نظر می رسد که تغییر خاصی در اقتصاد آموزش و پرورش و مشکلات معیشتی معلمان داده شود و باید در نظر داشت تا زمانی که نگاه جامعه و مسوولان نسبت به آموزش و پرورش و اهمیت آن تغییر نکند، تحول خاصی در شرایط و مناسبات موجود صورت نخواهد گرفت.
از : مریم جلوداران
فراهنگ ** 1883**1601**
گروه اخبار/
نامه جمعی از فرهنگیان فومن به وزیر محترم آموزش و پرورش
؛
جمعی از فرهنگیان شهرستان فومن در نامه ای به جناب آقای دکتر فانی ، وزیر محترم آموزش و پرورش که برای سخن معلم ارسال شده است خواهان توجه به مشکلات و مسائل مطروحه گردیدند .
این نامه به رویت و امضای همکاران فرهنگی رسیده است .
بسمه تعالی
وزیر محترم آموزش و پرورش
سلام علیکم
احتراما در رابطه با قشر بسیار زحمت کش و دلسوز فرهنگیان که تامین و تربیت کننده نیروی انسانی هستند و با نهایت اخلاص در امر تعلیم و تربیت ، تدریس و آموزش آن چه را که در توان دارند به کار می گیرند و بیشترین تلاش و خدمت صادقانه را دارند ولی متاسفانه دغدغه ی بسیار جدی در مسائل معیشتی دارند به طوری که در زندگی از حداقل ها برخوردارند و در شرایط کنونی توجه چندانی به مسائل مادی و رفاهی این قشر سازنده و شریف نشده است و در عین حال در شان و منزلت این افراد نیست که برای تامین مسائل مادی زندگی خود به شغل دومی روی آورند و همه ی ما به این موضوع واقفیم که آموزش و پرورش مادر و تولید کننده و سرمایه عظیم نیروی انسانی است ؛ لذا در همین خصوص نکاتی را دغدغه ی اصلی همه همکاران فرهنگی است را به استحضار می رسانیم :
1- وضعیت حقوقی بسیار پایین همکاران که با توجه به شرایط موجود به هیچ وجه جواب گوی مسائل مادی زندگی آن ها نیست .
2- اجرا نشدن کامل نظام هماهنگ پرداخت حقوقی در وزارت آموزش و پرورش به طوی که در وزارت خانه های دیگر به طور کامل اجرا می شود ( با مقایسه فیش های حقوقی )
3- افزایش حقوق سالانه با کم ترین درصد در وزارت آموزش و پرورش در صورتی که در وزارت خانه های دیگر افزایش 40 تا 80 درصدی دارد .
4- به موقع پرداخت نکردن حق التدریس همکاران در صورتی که نیاز مبرم به پرداخت ماهانه آن وجود دارد .
5- تلاش برای اجرایی شدن طرح رتبه بندی همکاران در صورتی که به وضعیت معیشتی آنان ارتقاء بخشیده شود .
6- افزایش حقوق همکاران در صورتی که طبق اعلام آمارهای رسمی کشور افرادی که درآمد آن ها زیر مبلغ دو میلیون تومان باشد در زیر خط فقر به سر می برند ؛ درحالی که بالاترین حکم حقوقی همکاران به این حد نمی رسد .
لذا امضاء کنندگان ذیل با توجه به امیدی که به دولت تدبیر و امید دارند از شما وزیر محترم مصرانه خواهشمندند در جهت افزایش حقوق و ارتقاء وضعیت معیشتی همکاران اهتمام جدی بورزید و نگذارید حقی از حقوق آن ها ضایع گردد تا جایگاه این قشر شریف و زحمت کش در جامعه حفظ شود .
رونوشت :
دفتر مقام معظم رهبری
دفتر ریاست محترم جمهوری
رئیس محترم دیوان عالی کشور
گروه اخبار :
درگذشت مادر گرامی جناب آقای " اسماعیل خیرآبادی " از فرهنگیان محترم منطقه 6 تهران و عضو سازمان معلمان ایران موجب تاثر و تالم همکاران گردید .
ضمن عرض تسلیت به ایشان و خانواده محترم برای روح آن مرحومه طلب آمرزش و برای بازماندگان صبر و بردباری مسئلت داریم .
محمدرضا نیکنژاد / آموزگار
لایحه بودجه سال آینده برای بررسی به مجلس سپرده شد. گویا بودجه آموزش و پرورش نزدیک به ٢٣درصد افزایش یافته است اما باید دید که آیا این افزایش بودجه پاسخ درخوری برای نیازهای گستردهترین نهاد دولتی است یا خیر؟
سال گذشته بودجه آموزشوپرورش نزدیک به ٢١هزارمیلیارد تومان بود. در میانه تابستان بود که وزیر و چند معاون وی خبر از کسری بودجه ٥هزارمیلیارد تومانی این وزارتخانه دادند. افزون بر این، بارها و بارها تأکید شد که 5 / 98 درصد از بودجه سامانه آموزشی صرف دستمزد فرهنگیان میشود. با این برآورد میتوان ادعا کرد که کار به دستان آموزشی در گرداندن فراگیرترین نهاد دولتی کاری میکنند کارستان!
زیرا بیآنکه آب از آب تکان بخورد، وضع نابسامان اقتصادی این وزارتخانه را با مهارت،دور میزنند و سال را به پایان میرسانند اما میتوان جور دیگری نیز دید. به این ترتیب که کمبود فزآینده بودجه، آسیبهای برگشتناپذیری را به ریشهایترین نهاد توسعهای کشور وارد میکند. هنگامی که نزدیک به کل بودجه وزارتخانه صرف دستمزد حقوقبگیران میشود و همچنان این گروه بزرگ از کارمندان دولت از حقوقشان ناراضیاند، میتوان نگران بود، البته پرسید که کیفیت بخشی آموزشی، سرانه دانشآموزی، سامان دادن به بیش از ٦٠درصد مدرسههای فرسوده یا ناایمن،بخاریهای نفتی خطرآفرین و بدشگون،مدرسههای بدون امکانات آموزشی و آزمایشگاهی و صدها کمبود آموزشی،پرورشی،رفاهی و ... چه سرنوشتی پیدا خواهند کرد؟ اما چند نکته درباره بودجه ٩٤ آموزش و پرورش.
نخست آنکه بیگمان این افزایش بودجه نمیتواند سامانی به آشفته بازار اقتصادی این وزارتخانه بهویژه به دستمزدها بدهد. دهههاست که فرهنگیان از کمبود حقوق خویش نسبت به نرخ تورم و در سنجش با دستمزد دیگر کارمندان دولت دل آزرده و معترضاند. این آزردگی زمینهساز احساس فقر در میان گستردهترین گروه کارمندان دولت شده است که بر انگیزه و کارایی آنها موثر بوده و بر کیفیت آموزشی کارگر است. از اینرو دولت باید افزون بر افزایش حقوق سالانه، در اندیشه ریشهکنی این احساس فقر در میان فرهنگیان باشد. گرچه با توجه به کاهش بهای نفت در هفتههای گذشته نمیتوان افزایش چشم گیری را شاهد بود، اما دولت باید راهکاری را برگزیند تا در آن، فرهنگیان قانع شوند که دولت از سقف توانایی مالی خویش بهره گرفته و آموزشوپرورش کشور در اولویت بودجهای قرار داشته است، البته آن چیزی که در بودجه سال آینده و در سنجش با افزیش بودجه نهادهای پرنفوذ دیگر دیده و شنیده میشود،چنین حسی را درپی ندارد. فرهنگیان به حق بر این باورند که افزایش بهای نفت هیچ گاه بر زندگی آنها کارا نبوده است،اما کاهش بهای آن سرراست بر دستمزدهای آنها تاثیرگذار است! امیدوارم که مجلس با همکاری دولت در زمان بررسی بودجه این کاستی را جبران کند.
نکته دوم آنکه در ماههای گذشته «نخستین همایش توسعه و عدالت آموزشی» در دانشگاه شریف برگزار شد و برگزارکنندگان پرنفوذ آن با رایزنی با دولت و مجلس و دیگر نهادهای حاکمیتی، توانستند ردیف تازهای به بودجه سالانه آموزشوپرورش بیفزایند که مبلغ آن ٢٥٠٠میلیارد تومان بوده است. اگر این افزایش را از ٢٥هزارمیلیارد بودجه ٩٤ بکاهیم در حقیقت تنها ١٥٠٠میلیارد تومان بر بودجه کل افزوده خواهد شد! این موضوع هنگامی اهمیت بیشتری مییابد که محل هزینه ٢٥٠٠میلیارد مناطق نابرخوردار کشور مانند سیستانوبلوچستان و دیگر نقاط مرزی است. پس انتظار میرود که مجلس همزمان با پایش درست بر هزینهکرد بودجه توسعه و عدالت آموزشی، در نظر داشته باشد که بودجه کل نسبت بهسال گذشته چندان افزایش نداشته است و فرهنگیان انتظار دارند که نمایندگان در پی دادن حق سامانه آموزشی باشند.
نکتهای دیگر که نگرانی را بیش از پیش میافزاید این است که فرادستان آموزشی که نتوانستهاند بودجه درخوری برای سامانه آموزشی دریافت کنند، در پی جبران کسری بودجه به روشهای دیگری هستند. برای نمونه امسال نیز همچون سالهای گذشته دست مدیران مدرسهها در دریافت کمکهای مردمی باز گذاشته شده و سفارش میشود که خانوادهها را در دادن کمک قانع کنند!
نمایندگان مجلس باید بدانند که فرادستان آموزشی به هر ریسمانی چنگ میزنند تا کسر بودجه کلان سامانه آموزشی را جبران کنند. نخست نباید گذاشت که بیشترین انرژی و توان فرادستان آموزشی صرف برنامههای اقتصادی شود و از سوی دیگر رو به برنامههایی بیاورند که سامانه کمتوان آموزشی را درگیر دشواریهای تازه کند. برنامههای سستی مانند تعدیل نیرو،سپردن بخشی از مدرسهها به بخش خصوصی، کاهش سهم بخشهای آموزشی بودجه و صرف آن برای پرداخت حقوق و... .
بیگمان افزایش بودجه در نظر گرفته شده برای آموزشوپرورش چندان سامانی به وضع مالی این نهاد نمیدهد. نگرانی آنجاست که این بودجه زمینه دل زدگی بیشتر فرهنگیان از فرادستان آموزشی را فراهم کند و در کل به همراهی فرهنگیان با دولت تدبیر و امید آسیب رساند.
امیدواریم مجلس کاستیهای موجود در بودجه مهمترین نهاد توسعهای کشور را جبران کند تا راه برای آموزشی کارا و به روز را فراهم آورد.
فرورتیش رضوانیه /روزنامه نگار
مدتی است با پدیدهای مواجه شدهام که در ذهنم هیچ تعریف و توضیحی برای آن پیدا نکردم.
این که با کسی تماس بگیری، اما او تو را Decline کند یا اصلا پاسخ ندهد.
بعد هی هر روز تماس بگیری ولی همچنان کسی به آن جواب ندهد.
نمیتوانم درک کنم این که کسی به تماس جواب نمیدهد، در کجای فرهنگ و دین و تمدن بشری تایید شده است .
شاید طبیعی باشد که وقتی زن و مرد به زندگی یا رابطه مشترک پایان میدهند، دیگر به تماسهای یکدیگر پاسخ ندهند.
اما در عرصه شغلی این کار چه توجیهی دارد؟
این که یک همکار یا کسی که میدانید کیست و چهکار دارد، هر روز تماس بگیرد ولی پاسخ ندهید یا Decline کنید، این کار چه تصویری از شما به نمایش میگذارد؟!
به تماس او پاسخ بده و بگو که ازش تنفر داری. اصلا میتوانی تاکید کنی که نمیتوانی حقیقت را به او بگویی و متاسف هستی.
پاسخ ندادن به تماسهای دیگران، بیاحترامی، گستاخی و توهینآمیز است.
اگر ما شهامت نداریم که به تماسها پاسخ دهیم، پس چرا کارت ویزیت چاپ میکنیم؟
متاسفانه بارها رخ داده با افراد سرشناس و مطرحی مواجه شدهام که برای بسیاری از مردم الگو هستند، اما شهامت اظهار نظر کردن را ندارند و پشت Decline پنهان میشوند.
عمل Decline اگر برای فرار از بیان واقعیت باشد، ترس و دروغگویی است.
تاکنون شاهد بودم که پیگیری چندین خبر و پروژه روی هوا مانده و فراموش شده و شرکتها و سازمانها سردرگم شدهاند، چون یکی از کسانی که باید نظر خود را اعلام میکرده، به Decline پناه برده و هرگز نفهمیدیم که قضیه چیست.
«سلام! من درباره آن موضوع فکر کردم، اما متاسفانه نمیتوانم با شما همکاری کنم. امیدوارم عذر من را بپذیرید. خدانگهدار!»
تمام! با همین یک جمله میتوان مانند انسان رفتار کرد. نه این که با Decline کردن طرف مقابل، او را روی هوا بگذاریم و خوشحال باشیم که قدرت خود را به او نشان دادیم.
گاهی ممکن است طرف مقابلمان نفهم باشد و فکر کنیم که حرف زدن با او فایدهای ندارد، اما حداقل یکبار امتحان کنیم. چرا باید وقت و انرژی دیگران را تلف کنیم؟!
تاکنون اینجوری بود که وقتی پشت فرمان اتومبیل مینشستیم، انسانیت را فراموش میکردیم، اما حالا موبایل هم به آن اضافه شده...
علی پورسلیمان
مدیر سایت سخن معلم
شاید این بار سوم است که استیضاح فانی به عنوان وزیر آموزش و پرورش دولت تدبیر و امید مطرح می شود . اما آنچه که این استیضاح را نسبت به دفعات قبل متمایزتر و شاخصتر میکند همزمانی این موضوع با طرح بودجه سال 1394 در مجلس و مشکلات و مسائل مربوط به آموزش و پرورش و معلمان است .
برخی از طراحان این استیضاح که پای ثابت این گونه استیضاحها نیز شدهاند یکی از دلایل و علل مهم استیضاح را عدم رسیدگی به مطالبات فرهنگیان به ویژه در حوزه اقتصاد و معیشت برمیشمرند. طرح این باره استیضاح شاید فراتر از بحث انتصابات باشد .
از سوی دیگر، همین مجلس در دولت قبلی و هم زمان با تحصیل و کسب درآمدهای عظیم نفتی ( نفت 120 دلار ) نتوانست کار خاصی حداقل در ارتقای معیشت فرهنگیان انجام دهد یا حداقل به مفاد برنامه چهارم توسعه و سایر قوانین و مقررات مصوب و مصرح در زمینه تناسب افزایش حقوق و نرخ تورم و در حمایت از حقوق اساسی فرهنگیان و معلمان عمل نماید . این را بسیاری از مجلسیان به ویژه کسانی که خود را معلم میدانند یا عضو فراکسیون 100 نفره مجلس هستند میدانند و درصدد هستند با یک کنش دیگر البته از جنس «نوع اول» جایگاه خود را بازسازی و ترمیم کنند .
عملکرد مجموعه فانی و تیم همراه وی موجب شده است که انتقادات بدنه آموزش و پرورش نسبت به ایشان فزونی بگیرد. همین تزلزل جایگاه فانی نزد فرهنگیان ، فرصتی طلایی و مناسب به مجلسیان داده است تا از آن به عنوان یک بیلان عملکرد در آینده استفاده کرده و به گونه خود را حتی در ظاهر طرفدار فرهنگیان و پیگیر حقوق آنها نشان دهند!
چیزی که اکنون تا حدود زیادی مساله را پیچیده و بغرنج کرده است مقایسه عملکرد دو وزیر دولت آقای روحانی یعنی بهداشت و آموزش و پرورش است .عملکرد وزیر بهداشت به ویژه در حوزه سلامت عمومی و ارتقای وضعیت معیشتی و اقتصادی کادر این مجموعه موجب شده است که جامعه فرهنگیان در حال حاضر همه مشکلات و مسائل مجموعه گسترده ای چون آموزش و پرورش با آن پیشینه نه چندان درخشان را در وجود و حضور « یک نفر» خلاصه کنند .
بدون تردید ، در مدیریت یک مجموعه یا وزارتخانه ، وزیر نقشی مهم و راهبردی دارد و البته این انتقاد به فانی وارد است که در چینش تیم کاری و یا حداقل حلقه «مشاورین» خیلی بهتر میتوانست عمل کند .
اما در حال حاضر مهم ترین کاری که وزیر آموزش و پرورش میتواند انجام دهد استفاده از پتانسیل رسانهها به ویژه رسانههای غیردولتی و مردمی برای مدیریت افکار عمومی است .
طرح آموزش و پرورش همچون بهداشت به عنوان یک مساله عمومی و مورد نیاز جامعه که لازمه یک جامعه توسعه یافته و پایدار است به صورتی علمی ، نظاممند و مستمر میتواند جامعه و افکار عمومی را برای پذیرش تغییرات در مجموعه وزارت آموزش و پرورش همراه و هماهنگ سازد به شرط آن که فانی توانایی ریسک و مدیریت اقتضایی جهت گذار از این بحران را داشته باشد .
نوعی بیادبی اجتماعی درحال رشد و ترویج است
«بودجه پیش بینی شده برای وزارت آموزش و پرورش در سال ۹۴ با توجه به افزایش حقوق سالانه، جوابگوی هزینههای این وزارتخانه نخواهد بود.»
عضو کانون صنفی معلمان ایران با اشاره به ادعای دولت مبنی بر سهم ۹۸ درصدی حقوق معلمان از بودجه وزارت آموزش و پرورش، گفت افزایش سهم وزارت آموزش و پرورش در لایحه بودجه پیشنهادی دولت برای سال ۹۴، جوابگوی هزینههای این وزارتخانه نخواهد بود.
«محمدرضا نیکنژاد» با اشاره به اشتغال حدود یک میلیون فرهنگی در وزارت آموزش و پرورش، به ایلنا گفت: وزیر و معاونان این وزارتخانه بارها گفتهاند که بیش از ۹۸ درصد بودجه آموزش و پرورش صرف حقوق کارکنان میشود. این در وضعیتی است که هیچ کدام از کارکنان آموزش و پرورش اعم از معلمان، معاونان و آن بخش از نیروهای ستادی که در مدارس مشغول به کارند از شغل خودشان رضایت مالی ندارند.
این فعال صنفی همچنین با اشاره به نیاز ۶۰ درصد از مدارس کل کشور به نوسازی و نیاز ۳۰ درصد دیگر از مدارس به ایمن سازی، تصریح کرد: وقتی وزیر آموزش و پرورش میگوید ۹۸ درصد از بودجه این وزارتخانه صرف حقوق کارکنان میشود، معلوم نیست چه میزان از این بودجه صرف کیفیت بخشی به آموزش یا نوسازی و ایمن سازی مدارس میشود.
نیکنژاد گفت: این در حالی است که مدارس کلان شهرها و شهرهای متوسط، هزینههای جاری خود مانند هزینههای آب، برق، گاز و... را از والدین میگیرند.
او قضاوت معلمان و فرهنگیان نسبت به عملکرد وزیر آموزش و پرورش را منفی ارزیابی کرد و گفت: اگر معلمان به صورت جدی نسبت به شیوه مدیریت آقای فانی در وزارت آموزش و پرورش اعتراض نمیکنند، فقط به این دلیل است که بدتر از وضعیت حال حاضر را در دوره ۸ ساله دولت احمدینژاد تجربه کردهاند.
عضو کانون صنفی معلمان ایران در پایان گفت: دولت روحانی در حوزه سیاست خارجی و اقتصادی خوب عمل کرده است اما متاسفانه کادر آموزش خوبی ندارد و یک میلیون معلم و خانوادههایشان از این جهت از دولت ناراضیاند.
گفتنی است سهم وزارت آموزش و پرورش از لایحه بودجه پیشنهادی سال ۹۴ بیش از ۲۳ هزار میلیارد تومان پیشنهاد شده است که این رقم نسبت به بودجه امسال این وزارتخانه ۴/ ۲۱ درصد رشد نشان میدهد.
پنجشنبههای مدارس چندسالی است حکایت ویژهای دارد، یک بار به طور ناگهانی و در سطح ملی تعطیلش میکنند و یک بارمحتاطانه دایرش میکنند و میگویند مقصود از این لغو تعطیلی، ایجاد یک روز بانشاط برای دانشآموزان است؛ بماند که چند ماه بعد از تعطیل شدن مدارس در روزهای پنجشنبه بالاخره فاش شد که این تصمیم حاصل میل و اصرار شخصی وزیر وقت بوده نه چیزی که قانون، مجریان را به انجامش مکلف کرده باشد.
به هرحال اکنون پنجشنبه مدارس تعطیل است که عده زیادی از خانواده ها و اولیای مدرسه نیز از این وضع راضی اند، اما از مهر امسال 2151 مدرسه در کشور راهشان را از بقیه جدا کرده اند و با شرکت در طرح کیفیت بخشی به روزهای پنجشنبه، داوطلب شده اند تا این روز آخر هفته ای را به فرصتی شاد و آموزنده برای دانش آموزان تبدیل کنند.
اما با گذشت چند ماه از اجرای این طرح، خبرهای ناخوشایندی از گوشه و کنار شنیده می شود که از بروز انحراف در برنامه ها حکایت دارد.اولین انحراف را والدین یکی از دانش آموزان تهرانی به ما گزارش داد که در مدرسه فرزندش برای روز پنجشنبه، جشن بازی تدارک دیده اند، ولی حضور دراین جشن ِهمراه با موسیقی را اجباری کرده اند و حتی خانواده ها تهدید شده اند که اگر دانش آموزان روز پنجشنبه به مدرسه نیایند غیبت خواهند خورد.
خبرها حاکی است این انحراف، یعنی اجباری کردن شرکت در برنامه های روز پنجشنبه که قرار بود داوطلبانه باشد در برخی دیگر از مدارس کشور هم رخ داده و چون مدیران نتوانسته اند با زبان منطق و استدلال، دانش آموزان را جذب مدرسه کنند به اجبار رو آورده اند.یکی از دلایل این اتفاق می تواند استقبال اندک دانش آموزان برخی از مدارس از برنامه های روز پنجشنبه باشد به طوری که پیگیری های ما در کرمانشاه به این نتیجه ختم شد.
تورج امیری، کارشناس مسئول آموزش ابتدایی این استان به ما توضیح داد که در بازدیدهایش از مدارس مجری این طرح، مدارسی را دیده که کمتر از یک چهارم دانش آموزان آن حاضر به شرکت در برنامه های روز پنجشنبه شده اند و بقیه ترجیح داده اند مشغول امور خود در خانه باشند.
گرچه از ابتدا گفته شده بود حضور دانش آموزان مدارس ابتدایی در طرح ویژه روزهای پنجشنبه کاملا داوطلبانه است، ولی همین که برخی از مدارس نتوانسته اند تعداد قابل توجهی از بچه ها را به مشارکت وادارند یعنی نقصی در کار است.شاید بشود این نقص را در برنامه های طراحی شده برای این روز جست و جو کرد، برنامه هایی که پیگیری های ما نشان می دهد در برخی مدارس به اندازه ای خشک و بی جاذبه طراحی شده که رغبت کشی کرده است.
تصمیمی که دربرخی مدارس گرفته شده، باز بودن مدرسه در روز پنجشنبه و برگزار شدن کلاس های تقویتی است، یا برگزاری کلاس های جبرانی برای درس هایی که تدریس آنها از برنامه عقب مانده است.
وقتی برای پیگیری این موضوع با فریبرز حمیدی، معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش شهر تهران نیز تماس گرفتیم، او تائید کرد که چنین مسائلی وجود دارد، ولی چون طرح کیفیت بخشی، طرحی آزمایشی است مشکلات پیش آمده با توجیه مدیران و راهنمایی کردن آنها قابل حل است.
مهدی علی اکبرزاده، مدیرکل دفتر فرهنگی هنری آموزش و پرورش نیز توضیحی مشابه به ما داد و گفت، معاونان پرورشی مناطق را مامورکرده ایم تا از مدارس بازدید کنند و جلوی انحراف از برنامه ها را بگیرند، چون انتظار ما این است که در روزهای پنجشنبه کارهایی مفرح انجام شود که امکان انجام آن در طول هفته وجود ندارد.
او می گوید برخی از مدارس این خواسته را عملی کرده اند و آنهایی که از این مسیر فاصله گرفته اند، توجیه خواهند شد تا روز پنجشنبه فرصتی مغتنم و شاد برای دانش آموزانی باشد که در روزهای آموزش رسمی از چنین فرصتی محروم هستند.ضروری، مثل غنی سازی پنجشنبه ها وقتی وزیر سابق آموزش و پرورش، روزهای پنجشنبه را تعطیل اعلام کرد، مخاطبان آموزش و پرورش دو گروه شدند؛ مخالف و موافق. موافقان می گفتند چه خوب که می شود یک روز بیشتر تعطیل بود و به کارهای شخصی رسید و کمی بیشتر استراحت کرد (اعم از معلمان و خانواده ها) و مخالفان می گفتند با این کتاب های حجیم، فرصت برای تدریس عمقی و مرور درس ها کم می شود و بچه ها بازیگوشی می کنند.
در این میان خانواده هایی که پدر و مادر شاغل هستند و پنجشنبه باید به محل کار بروند و دانش آموزان شان را در خانه تنها بگذارند هم حکایت خاص خود را داشتند. این دغدغه ها هنوز هم وجود دارد، ولی چون از تعطیلی پنجشنبه مدارس، زمان گذشته، همه به نوعی به این وضع عادت کرده اند.
اما این عادت به معنی حل مشکلات و دغدغه ها نیست، برای همین طرح کیفیت بخشی به روزهای پنجشنبه (که اسامی غیررسمی اش یک روز با نشاط یا روز بدون کیف و کتاب هم هست) مطرح شد تا اگر تدریس در پنجشنبه متوقف شده، یادگیری در این روز متوقف نشود.
هدف از بازگشایی 2151 مدرسه در روزهای پنجشنبه این است که مدارس با انجام فعالیت های جذاب و با نشاط در مدارس، مهارت های دانش آموزان را بالا ببرند و کاری کنند تا اوقات فراغت حین تحصیل دانش آموزان غنی شود؛ اما چند ماه اجرای آزمایشی طرح پنجشنبه ها نشان می دهد هنوز این مفاهیم زمان می خواهد تا برای عده ای ازمدیران مدرسه جا بیفتد.
فریبرز حمیدی، معاون آموزش و پرورش شهر تهران به ما می گوید مشکل این است که هنوز عده ای مفهوم اوقات فراغت را درک نمی کنند و برنامه های فوق برنامه را به درستی نمی شناسند و گمان می کنند فوق برنامه ها، تکرار درس های مدرسه است و اوقات فراغت، زمانی که باید پُر شود، در حالی که طرح پنجشنبه ها به دنبال غنی کردن این اوقات است.به این ترتیب اگر پیگیری ها ما را به مدارسی رساند که از روز پنجشنبه برای تشکیل کلاس های جبرانی استفاده می کنند یا نتوانسته اند برنامه هایی جذاب برای این روز تدارک ببینند و به این ترتیب با کسری دانش آموز در روز پنجشنبه مواجه شده اند، بیانگر این واقعیت است که اجرای طرح کیفیت بخشی به پنجشنبه مدارس هنوز نیاز به چکش کاری دارد. زیرساخت ها مهیا نیستند .
در تهران 1300 مدرسه ابتدایی وجود دارد که فریبرز حمیدی می گوید حدود 200 مدرسه داوطلب اجرای طرح کیفیت بخشی بوده اند و سهمیه تعیین شده برای پایتخت، 57 مدرسه است.فاصله بین دو عدد 1300 و 200 یک حقیقت را آشکار می کند که از یک سو به بی تمایلی نسبت به لغو تعطیلی پنجشنبه ها اشاره دارد و از سوی دیگر تعداد اندک مدارسی که توان اجرای طرح کیفیت بخشی را دارند.
طبق آیین نامه اجرایی این طرح، مدارسی می توانند روزهای پنجشنبه در فعالیت های پرورشی شرکت کنند که زیرساخت های لازم برای انجام بازی های بومی و محلی و فعالیت های فرهنگی، هنری و ورزشی را داشته باشند و حداقل یک سالن چندمنظوره برای انجام فعالیت های کارگاهی در اختیارشان باشد.
اما وقتی طبق آمارهای رسمی آموزش و پرورش یک سوم فضاهای آموزشی همچنان با مشکل ناایمن بودن دست و پنجه نرم می کنند و از فرسودگی رنج می برند، از این وضع می توان به این نتیجه رسید که فقط تعداد محدودی از مدارس کشور امکانات مورد نظر برای اجرای طرح پنجشنبه ها را دارند.البته در آیین نامه تاکید شده که مدارس مجری طرح می توانند از امکانات موجود در محله (مثل مساجد، کانون های تربیتی، فرهنگ سراها ، کتابخانه ها و...) یا مدارس مجاور نیز استفاده کنند که مهدی علی اکبرزاده، مدیرکل دفتر فرهنگی و هنری آموزش و پرورش به ما گفت بیشتر مدارس ترجیح داده اند در فضای داخلی مدرسه برنامه ها را پیش ببرند.
علت تمایل به ماندن در محیط مدرسه نیز می تواند به مسائل اقتصادی مربوط باشد، چون برگزاری هر اردو یا هر فعالیت خارج از مدرسه به گفته این مقام مسئول منوط به تامین هزینه ها از سوی خانواده هاست که حتما بیشتر خانواده ها نیز تمایلی به این کار ندارند.اما این چسبیدگی به محیط مدرسه یک معضل است. اگر قرار است دانش آموزان در فضاهای مختلف یادگیری قرار بگیرند و در فرصت های یادگیری شان تنوع ایجاد شود، باید به خارج از مدرسه هم سری بزنند و برای اجتماعی شدن آماده شوند.
غنی شدن روزهای پنجشنبه دانش آموزان بهتر از تعطیل بودن این روز و سرگردان شدن دانش آموزان در کوچه ها و خیابان هاست، اما این برتری زمانی حتمی می شود که نقص های طرح کیفیت بخشی برطرف شود.

« صدای معلم »، هم به لحاظ خبری و هم به لحاظ فکری بستر بسیار مناسبی برای انعکاس مسائل و همچنین به چالش کشیدن مشکلات مربوط به آموزش و پرورش است.
به علت گستردگی و وسعت آموزش و پرورش، این پایگاه خبری احتیاج به یک مجموعه غنی دارد. با توجه به محورها ی متعدد و مسائل گسترده آموزش و پرورش و هم به علت " جایگاه خاص سایت صدای معلم در میان فرهنگیان " که به مسائل آموزش و پرورش می پردازد ، توانسته است هم نگاه فرهنگیان و هم مسئولین آموزش و پرورش را به خود جلب کند.
بنابراین باید سعی کنیم هم از نظر نیروی انسانی و هم از نظر محتوا این بستر را غنی کنیم .
ظرفیت امروز « صدای معلم » خیلی خوب است، یعنی با توجه به امکانات و محدودیت های سخت افزاری، توانسته به شایستگی مسائل و موضوعات آموزش و پرورش را پوشش دهد.