صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
یکشنبه, 04 بهمن 1393 17:06

نامه نوشتن چه سود؟!

معلمان ایران زیاد هستند اما زیادی نیستند. به بیانی دیگر، فقط جمعیت زیادی ندارند که اهمیت زیادی هم دارند.آنها که بیش از یک میلیون نفر از جمعیت کشور را تشکیل داده اند، نقش زیادی در کنترل امور مملکت دارند.این خیل عظیم بیش از دوازده میلیون مخاطب دارند که در کنار آنها چند میلیون نفر اولیا وجود دارد که مخاطبان غیرمستقیم آنها به شمار می روند.

اضافه براین حضور چشم گیر، تاثیر معلمان در امورآموزشی و فرهنگی کشور نیزقابل توجه است.اهمیت نقش تاریخی معلمان در پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی برکسی پوشیده نیست. اما کاراصلی ایشان، تعلیم و تربیت نسل آینده ساز میهن است که البته این نتیجه نه در کوتاه مدت که در یک دوره زمانی هیجده ساله به دست می آید و همین امر، سعی معلمان را برای مجاب ساختن فرادستانی که در فکر به سلامت طی شدن چند صباح ریاست خویش می باشند و دوراندیش نمی باشند، دشوارنموده است.

در این عصر دیجیتال و با ظهور فناوری های نوین آموزشی ،معلمان با دردسرهای بیشتر و تازه تری روبرو شده اند.رایانه با تمام متعلقات آن،به مثابه رقیب بی سابقه ای عرض اندام نموده است.اگرچه هنوز و شاید تا همیشه نمی توان برای آموزش سینه به سینه ،جایگزینی تصورنمود اما در همین حد و هیئت موجود نیز، رایانه ها مطالب آموزشی را جه بسا سریع تر و صحیح تر به بچه ها انتقال می دهند.نگران کننده تر اما به همان اندازه که بسیاری معلمان توانایی رقابت و یا حتی استفاده بهینه از رایانه را ندارند، دانش آموزان آنها،بسیار بیشتر و بهتر در این زمینه می درخشند.

 اضافه بر این و از بخت بد معلمان، در زمانه ای هستیم که گویی طبیعت صبور بالاخره از دست آدمی به تنگ آمده است.نه آسمان می بارد و نه زمین می کارد.جمعیت آدمی رو به فزونی گذاشته است.در مبادلات انسانی و مذاکرات سیاسی دنیا،بدبینی و بی اعتمادی دولت ها به همدیگر بیداد می کند.تحریم و تورم حاصله، تمام جهان را و از جمله ما را در نوردیده و نه فقط زندگی که ارزش های دینی و اخلاقی را تهدید می کند.مصرف گرایی و تجمل پرستی عادت معمول مردم شده است و کمتر به امور فرهنگی اقبال نشان می دهند.معلمان، حرمت و هیبت پیشین را ندارند. نتیجه ناخوشایند تفاوت دستمزدهای اداری و تبعیض در پرداخت های مالی، روداری نوعی بی عدالتی ناخواسته شده است که عجیب معلمان را می آزارد.به این ترتیب ، تنها غصه معیشت نیست که همراه آنها هست بلکه اندوه منزلت از دست رفته آنها هم آرام شان نمی گذارد. در پی این همه هول و به لطف شبکه های مجازی ، معلمان همدیگر را جار می زنند تا نامه ای به مسئولی بنویسند و بگویند حال که دوست داریم چرخ سانتریفوژ هایمان به آسانی بچرخند، چرا نمی خواهید چرخ زندگی معلمان هم به سلامت بچرخد.

 اگرچه معلمان در فضای تک صدایی و عاری از تصادم فکری دیروز، حضور و نفوذی قوی داشتند اما انگار در دوره اطلاعات و ارتباطات امروز کمتر به چشم می آیند.قاعدتا حضور آنها به پشتوانه حجم میلیونی شان ،چنان باید احساس شود که نیازی به تذکر نداشته باشند. اما تارسیدن به آن زمان،راه زیادی مانده است.

 teachersوقتی از جمع میلیونی معلمان، تنها کمی ازآنها در شبکه های اجتماعی مجازی حضور فعال دارند،وقتی تعداد معلمان قلم زن در عرصه   مطبوعات از تعداد انگشتان دست ها فراتر نمی رود، وقتی بسیاری از آنها برای عضویت در کانون صنفی خویش با احتیاط عمل می کنند ، وقتی فرهنگیان هنوز یک بولتن خبری اجتماعی یا یک روزنامه اختصاصی ندارند و وقتی اغلب به دنبال تغییر مقطع یا بازنشستگی پیش از موعد هستند،همه نشانه هایی از وضع موجودند که برون رفت از آن زحمت و فرصت زیادی لازم دارد.

اکنون به درستی معلوم نیست آیا فرایند تعلیم و تربیت در تنگنا افتاده است یا معلمان تاثیر شایسته و بایسته پیشین خویش را از دست داده اند که چنین این اهالی فرهنگ، نزد اصحاب سیاست ضمن شرح داستان بی سر و سامانی خویش، می گویند که ما را دریابید!

البته نامه نوشتن کارشایسته ای است اما نامه نوشتن به این سبک و سیاق ، برد و بهره چندانی ندارد.یکی به خاطر آن که قصه پرغصه معلمان بر سر هربازاری هست، شک نیست که مخاطبان نامه ـ هرکه باشدـ چه بسابهتر و بیشتر از معلمان به موضوع اشراف دارند.آنها همه چیز را می دانند .فقط معلوم نیست چرا نمی توانند یا نمی خواهند یک بار برای همیشه مشکل معلمان را حل کنند .اضافه براین ،مسئله معلمان، امروزی نیست و فقط زمینه مساعد مجازی سبب شده که آنها  به نامه نوشتن ترغیب شوند. همچنین، دعوت به امضای یک نامه همگانی و آن هم در سطح ملی اگر با استقبال قابل توجه معلمان روبرو نشود، به تداوم فعالیت های صنفی آنها در آینده، لطمه خواهد زد.ضمن اینکه می بینیم درطول قریب به سه هفته ای که از زمان انتشار نامه می گذرد ، تا کنون فقط قریب سی هزار نفر از جمع میلیونی معلمان مبادرت به امضا آن نموده اند.

با توجه به آنچه گفته شد ، برای آنکه معلمان بیش از این برای بازکردن گره از کار فروبسته خویش ، دست به دامان این و آن نشوند، ضروریست تا ضمن تداوم و تعامل فعالیت های صرفا صنفی کاری و نه سیاسی کاری، موقعیت خویش را به عنوان یک گروه منظم و فراگیر تثبیت کنند و البته به کار خویش به عنوان یک حرفه و تکنیک بنگرند.

نگاه احساسی و عاشقانه به شغل معلمی ،اگرچه حجم تعارفات و شعر و شعارهای پیرامونی شان را افزایش خواهد داد اما فرایند تحقق مطالبات صنفی آنها را به تاخیر می اندازد.در ادامه این وضعیت ،نگاه جامعه به آنها پیش از آنکه از روی توجه باشد، از روی ترحم است و همین برای درهم شکستن اراده جمعی معلمان کفایت می کند.

معلمان نمی توانند و نباید تا رسیدن به مطالبات خویش دست از فعالیت های صنفی بکشند.فعالیت هایی که لازمه آن صبر، استقامت، امید، پرهیز از افراط و تفریط، شناخت موانع مسیر ،استمرار همدلی و  پرهیزاز تردید و تفرقه است.

بدیهی است که مطالبه ی همین امور صنفی، مقدمه ی تحقق پایگاه اجتماعی معلمان است تا خود را تمام عیار نشان دهند حتی اگر هنوز دست و دل هایی نامریی در کار باشند و بخواهند معلمان به دنبال زندگی کشیده شوند و به راحتی دیده نشوند.  

* معلم

 

منتشرشده در یادداشت

chavoshi معاون سياسي استاندار تهران با بيان اينکه کار فرهنگي در جامعه مغفول مانده است، گفت:‌ اگر در اداره آموزش و پرورش شهرستاني معلمي تحقير شود، صدايش از جاي ديگري بيرون آمده و در رفتار دانش‌آموز منعکس مي‌شود.

 



  سيد شهاب‌الدين چاووشي، معاون سياسي استاندار تهران در همايش استاني بزرگداشت شوراهاي آموزش و پرورش که در اداره کل آموزش و پرورش شهرستان‌هاي استان تهران برگزار شد، در سخناني اظهار داشت: قانون خوبي در خصوص شوراهاي آموزش و پرورش تصويب شده است.نظام تعليم و تربيت در معرض مخاطرات جدي قرار گرفته بود و به همين خاطر استانداران و فرماندهان نيز در صدر اين شورا قرار دارند.

قانون شوراهاي آموزش و پرورش هم‌وزن قانون شوراي امنيت کشور است، اما اين قانون مغفول مانده و بعضي اعضاي شوراي آموزش و پرورش يک جلسه در شورا شرکت نکرده‌اند و بعضي قوانين ضمانت اجرايي لازم را پيدا نکرده است.

مشارکت مردم در امر خطير آموزش و پرورش بسيار خوب است و آموزش و پرورش يعني کل کشور و بايد آن را جدي بگيريم.

امروز در استان تهران دو ميليون دانش‌آموز وجود دارد و اين ميزان، کساني هستند که 10 سال آينده بايد جامعه را اداره کنند و اگر براي سرمايه‌گذاري آموزش و پرورش تلاش نکنيم، بازنده هستيم.وي اضافه کرد: شهردار تهران يک جلسه هم در شوراي آموزش و پرورش شرکت نکرده و حتي معاون وي نيز در اين جلسات حضور پيدا نکرده است.

بحث تأمين امنيت مردم در شوراي تأمين بحث آموزش و پرورش و مسائل فرهنگي که مقام معظم رهبري امسال تأکيد زيادي کرده‌اند و اعلام مي‌کنم با وجود همه فشارهاي اقتصادي که به دولت وارد شده تيم اقتصادي دولت شرايط آرام رواني را بر جامعه حاکم کرده است.

وي با انتقاد از مسائل فرهنگي جامعه، افزود: در مقوله فرهنگ چه کاري شده است و اين همه امکانات و پول گرفته مي‌شود، اما خروجي مشخصي نداشته و ما براي حفظ هويت ملي و اسلامي‌مان بايد در گذشته در جا نزنيم.وي با طرح اين سؤال که آيا مي‌شود همه اشکالات نظام آموزشي را به گردن آموزش و پرورش انداخت، يادآور شد: همراهي با خانواده‌اي که با تعليمات رسمي همسويي ندارد، آيا مؤثر است و يا نقش صدا و سيما که پربيننده‌ترين رسانه است را مي‌شود ناديده گرفت.

نسل جديدي که مي‌خواهيم تربيت کنيم با اين تعارضات رفتاري چگونه مي‌تواند تربيت شود، رفتار من و شما الگوي مردم است و اگر در اداره آموزش و پرورش شهرستاني معلمي تحقير شود، مطمئناً صداي آن از جاي ديگري بيرون مي‌آيد و رفتار خصمانه‌اش در رفتار دانش‌آموز منعکس مي‌شود ؛ در نتيجه شوراهاي آموزش و پرورش در شهرستان‌ها،شوراي مهمي است و حضور امام جمعه و فرماندار در رأس آن مفهوم مهم بودن جايگاه آن را دارد. در سطح استان تهران به واسطه ساخت سازه‌ها در مسکن مهر به 360 مدرسه نياز داريم که تنها 60 مدرسه اجرايي شده است و در سال 1396 حدود 700 هزار نفر جمعيت در شهر جديد پرند ساکن مي‌شود.

معاون سياسي استاندار تهران، اضافه کرد: خروجي شوراهاي آموزش و پروش چيز قابل انتظاري نبود و بايد 150 مدرسه براي سال آينده در شهرستان‌هاي استان تهران بسازيم.

سال‌هاي گذشته بر اثر سياست‌هاي غلط اقتصادي بيشترين سکه‌ها در خانه مردم محبوس شده است و اگر اين هنر را داشته باشيم که اين را در جهت گردش اقتصادي بياوريم، کل کشور نجات پيدا مي‌کند.

وي با اشاره به تهاجم فرهنگي گفت: بحث آموزش و پرورش تنها کلامي نيست و بحث نرم‌افزاري نيز وجود دارد و دشمن امروز با 160 شبکه ماهواره‌اي به صورت شبانه‌روزي ما را بمباران مي‌کند و بدون اجازه وارد مي‌شود و بايد جلسات شوراهاي آموزش و پرورش در بطن جامعه قرار گيرد و آموزش و پرورش پرچمدار کار فرهنگي باشد.

معاون سياسي استاندار تهران، خاطرنشان کرد: کار فرهنگي در جامعه ما مغفول مانده است و نهادهاي فرهنگي پول مي‌گيرند اما خروجي مشخصي ندارند و بايد به بحث‌هاي محتوايي ورود پيدا کنيم و مشکلات و مسائل که در مدارس اتفاق مي‌افتد مانند اعتياد را بررسي کنيم و از متفکرين در اين خصوص استفاده کنيم.

فارس

یکشنبه, 04 بهمن 1393 13:40

صداقت

honestyspecial  فرشید‌ اسحاقی

يكي از مهم‌ترين نيازهاي عاطفي كه در زندگي امروزه اجتماعی ما اهميت بسيار زيادي دارد، صداقت است. زماني كه زندگي بر پايه صداقت باشد، احساس عشق و محبت آدم‌ها به همديگر افزايش مي ‌يابد و در عوض، بي‌ صداقتي يكي از مخرب ترين عوامل در عشق و محبت است. نكته ديگري كه در اهميت صداقت وجود دارد اين است كه صداقت تنها راهي است كه موجب می شود تا در زندگی افراد یکدیگر را بهتر درک کنند.

صداقت در زندگي، اجتماعی يعني حداكثر اطلاعات صحيحي كه درباره خودمان، افكارمان، احساسات‌مان، عادات‌مان، ‌امور مورد علاقه يا عدم علاقه ‌مان و... با افراد مختلف در میان می گذاریم.

باید توجه داشته باشیم  سنخيت داشتن يا آنچه به آن سازگاري اجتماعی افراد گفته مي شود بستگي تام و تمامي به صداقت افراد با يكديگر در ارتباطاتشان دارد. اطلاعات دروغي كه افراد به هم مي‌ دهند سازگاري موفق يا تطبيق مناسب آنها را كم مي‌كند و به اين ترتيب، امكان يافتن يك راه‌ حل معقول و اتخاذ تصميم‌ هاي هوشمندانه در زندگي مان از بين مي رود.بی‌صداقتی در رفتارمان با دیگران  موجب مي ‌شود يافتن راه‌‌حل براي مسائل زندگي برایمان سخت و گاه ناممكن شود.

از سویی از آنجا كه افراد در تشخيص برخورد غيرصادقانه شمي دروني دارند، بعد از پي بردن به چنين برخوردي، از خود مسائل غافل مي‌ شوند و بيشتر وقت و فكر و ذكرشان متوجه بي ‌صداقتي افراد مي ‌شود كه اين خود بسيار مخرب و فرساينده است.

اگر صداقت در زندگي اجتماعی و روابط‌ مان با دیگران نباشد، نه تنها مسئله های مختلف طرح نمي‌ شود، بلكه پوشيده مي ‌ماند و از كنترل خارج مي ‌شود. صداقت را به واكسن و واكسيناسيون تشبيه كرده‌اند که ممكن است واكسن زدن با درد همراه باشد، ولي عمري سلامتي به همراه دارد. صداقت هم، چنين است. شايد رو راست بودن يا گشاده‌رو بودن در بعضي موارد با سختي‌ هايي همراه باشد، اما بايد به خاطر داشت كه صداقت سنگ زيربناي زندگي اجتماعی و ارتباطی افراد است و باید آن را بسیار مهم شمرد.

روزنامه قانون

 

منتشرشده در یادداشت
یکشنبه, 04 بهمن 1393 09:09

رتبه‌بندی و منزلت معلم

rotbebandi مهدی حجازی* 
 
لایحه رتبه‌بندی معلمان آن چنان که وزیر محترم آموزش و پرورش گفته است اسفند امسال تقدیم مجلس می­ شود. بسیاری از معلمان امیدوار هستند با تصویب این لایحه در مجلس گشایشی در شرایط کاری آنها و به‌ویژه وضعیت معیشتی و رفاهی آنها به‌وجود بیاید. البته این قشر زحمتکش به محدودیت‌‌های مالی دولت واقف هستند.
یکی از برنامه‌‌های وزارت آموزش و پرورش نیز ساماندهی نیروی انسانی در این وزارتخانه بزرگ است. واقعیت این است که ساماندهی بیش از یک میلیون شاغل در این ارگان گسترده بر اساس تخصص، توانایی‌‌ها و تجارب کارکنان نیاز به برنامه‌ریزی و مطالعه دقیق دارد. اگر بخواهیم در این مورد مقایسه‌ای بین آموزش و پرورش و دانشگاه داشته باشیم به‌راحتی می‌توان دریافت که در نظام آموزش‌عالی معمولا بهترین و گزیده‌ترین ترکیب نیروی انسانی مشغول تدریس و پژوهش در دانشگاه هستند.
اساتید دانشگاه گل سرسبد دانایی و فرهنگ‌اند و قسمت‌‌های ستادی و اداری دانشگاه در خدمت این قشر فرهیخته هستند اما، در آموزش و پرورش افرادی که دارای تجارب و تحصیلات بالاتری هستند یا تقاضای مهاجرت به بیرون آموزش و پرورش دارند یا اینکه تمایل دارند ادامه فعالیت خود در آموزش و پرورش را به عنوان نیروی ستادی، یا معاونت آموزشی و مدیریت واحد آموزشی بگذرانند.
البته دلایل این امر می‌تواند، حقوق و مزایای بیشتر، کاری آسان‌تر نسبت به تدریس از نظر عده‌ای از همکاران و ارج و احترام بیشتر مدیران ستادی، مدیران آموزشی و معاونان ستادی و آموزشی در میان برخی از اولیای دانش‌آموزان و متاسفانه بسیاری از مسئولان آموزش و پرورش باشد. کلاس درس در مدرسه و دانشگاه بدون معلم و استاد معنایی ندارد. با درنظر گرفتن کلاس درس به‌عنوان بخش عملیاتی (صف) که مستقیما به تحقق اهداف آموزشی کمک می‌کند، آن گاه کیفیت و صلاحیت حرفه‌ای نیروی شاغل در این بخش (معلمان) همانند اساتید دانشگاه اهمیت زیادی خواهد داشت.
اکثر معلمان، تحصیل کردگان و تجربه‌اندوختگان جامعه هستند و با شناختی که از مسائل نظام آموزشی، اهداف تعلیم و تربیت و روش‌های اجرای این اهداف دارند، توقعات و انتظارات خاصی نیز از دست‌اندرکاران دارند و در همین رابطه با دقت و موشکافی، ناظر بر تصمیمات مسئولان هستند. توجه بیشتر به معلمان به‌خصوص معلمانی با مدارک تحصیلی بالاتر، معلمان پژوهنده و معلمان شایسته‌ای که مورد احترام مدرسه و اولیا هستند، توانمندی و انگیزه بیشتری برای ماندن در کلاس درس ایجاد کرده و می‌تواند به بهبود عملکرد و اثر بخشی نظام تعلیم وتربیت کمک شایانی کند.
لایحه رتبه‌بندی معلمان اگر معطوف به معلم حاضر در کلاس درس باشد می‌تواند انگیزه‌ای باشد برای معلمان در جهت تدریس با کیفیت‌تردر کلاس درس، انجام پژوهش‌های مرتبط با آموزش و پرورش و کسب صلاحیت‌های حرفه‌ای بیشتر و همچنین جذب افراد شایسته­ برای شغل معلمی. امیدواریم دولت و مجلس با تصویب لایحه رتبه‌بندی معلمان به ارتقای استانداردهای آموزشی، بهبود وضعیت معیشتی معلمان و تربیت نسلی دانش‌اندوخته ­تر و توانمند یاری رساند.
*کارشناس ارشد علوم تربیتی و آموزگار
 
منتشرشده در یادداشت

در آموزش و پرورش همه چیز ممکن است اتفاق بیفتد ،حتی آب سر بالایی برود .چند مدت پیش وقتی در اخبار "سخن معلم" خواندم ، معلمی پس از سه سال رنج بیماری و از دست دادن یک پایش حین انجام وظیفه حقوقش را هم قطع کرده اند زیاد تعجب نکردم . از این روی این گونه می گویم که آموزش و پرورش جایی است که هر اتفاقی محتمل است از جمله این اتفاق.

درپی این موضوع اخبار زیادی در تار نمای "سخن معلم "منتشر شد . البته یکی از آنها که تا حد زیادی خوشحال مان کرد پیگیری آقای ثقفی مدیر روابط عمومی آموزش و پرورش شهر تهران بود.

 در این پیگیری ، چند ساعت بعد حقوق این معلم دوباره بر قرار شد .اما فردای آن روز روابط عمومی آموزش و پرورش منطقه  11 جوابیه ای منتشر کرد و دلیل و یا دلایل خود را از این اقدام عجیب بیان نمودند . صرف نظر از اینکه این جوابیه دارای ایرادات شکلی و محتوایی فراوانی بود که در پست های متعددی هم که معلمان بر آن گذاشته اند مشهود است ؛  و من اصلا قصد ندارم نقدی بر آن بزنم و فقط به همین بسنده می کنم و عرض می کنم که زیبنده ی روابط عمومی آموزش و پرورشی که به دانش آموزان ادبیات فارسی و آیین نگارش درس می دهد این گونه مکاتبات نیست که بخواهد رسانه ای هم بشود ؛ به آقای ثقفی مسئول روابط عمومی شهر تهران ضمن تشکر از اقدام و پیگیری مشکل مطرح شده از جانب همکارمان ، جداً توصیه می کنم در انتخاب نیروهای توانمند در حوزه روابط عمومی مناطق اهتمام بیشتری نمایند .

 بعد از این اتفاقات و خواندن نامه های منتشر شده تصمیم گرفتم شخصا با معلم بستری شده در بیمارستان صحبتی داشته باشم تا حرف های معلم رنج کشیده را هم از زبان خودش شنیده باشم.

اولش حال مساعدی نداشت. از قرار معلوم روز گذشته روی پایش عمل جراحی شده بود و به دلیل درد شدیدی که از ناحیه پا داشت بی تاب بود اما وقتی پرستار اندکی مسکن تزریق کرد فرصتی شد تا باب گفت و گو را با او ایشان باز نمایم .

بعد از احوال پرسی از ایشان پرسیدم آقای نهضت داستان از چه قرار است ؛ چرا حقوق شما را قطع کرده اند و این کار به دستور چه کسی بوده؟

نگاهی کرد و بعد از خنده ای گفت بی خیال خدا رو شکر همه چیز تمام شد . در اداره آموزش و پرورش منطقه 11 " آب سر بالا می رود "

گفتم برای خودم  می خواهم بدانم مگر می شود شما در این وضع باشید و آن وقت اندک حقوقی هم که دارید قطع کنند ، آخر وزیر آموزش و پرورش بعد از اتفاق معلم بروجردی اعلام کرده بود که از همه معلمان حمایت حقوقی و قضایی می کند ، چرا اینجا حمایتی از شما صورت نگرفته ؟

با اکراه گفت من سه سال پیش برای آن که خودم را به جلسه ی آموزشی معلمان که خارج از ساعت اداری تشکیل شده بود برسانم  در اتوبان همت تصادف کردم و از آن موقع تا الان در بیمارستان و یا خانه به تناوب بستری بوده ام .تا اینکه چند مدت پیش یک پایم را قطع کردند و این پای دیگر هم وضع چندان جالبی ندارد و مرتب رویش اعمال جراحی انجام می شود تا شاید بتوانم زنده نگه اش دارم .

در آذر 92  شواری پزشکی تشکیل شد و من را از کار افتاده اعلام کرد و رای به اداره آموزش و پرورش منطقه 11 ارسال شد ؛ از طرفی" اداره کل شهر تهران" هم موافقت کرد با توجه به ماده 80  و نظر به این که من حین انجام وظیفه دچار سانحه شده ام مرا با 30 سال تمام از کار افتاده اعلام کند و حقوقم نیز با همان 30 سال محاسبه شود.

حالا اداره آموزش و پرورش منطقه 11 به من می گوید بیا مطابق ماده 79 خودت را از کار افتاده اعلام کن در حالی که ماده 80 مشمول حال من است. منطقه اصرار دارد من بروم با این حال که می داند من در بیمارستان هستم و دیروز عمل جراحی داشتم درخواست نامه سه سال ارفاق را امضاء کنم  ؛به تعبیری بروم نامه ای را امضا کنم و خودم رابا 25 سال از کار افتاده اعلام کنم .

در همین حال باز زنگ اخباری که بالای سرش بود به صدا در آورد تا پرستار سراغش بیاید ، همچنان درد پایش اذیت می کرد .  از من معذرت خواست گفت:

- سه سال است که وضعش همین است و درد رهایش نمی کند.

و در حالی که پای مصنوعی اش را که کنار تخت بود جابه جا می کرد گفت:

 شما جای من ، چه می کنید با این وضع ؟ واقعا از شما خواهشی دارم ؛شاید مسئولین اداره آموزش و پرورش منطقه 11 نمی دانند من در چه وضعی هستم ؛ شما می توانید برایم کاری کنید ؟

  با تعجب گفتم بفرمایید چه کمکی از دستم بر می آید ؟

این پا در راه آموزش و پرورش قطع شده ، ببرید و به رییس آموزش و پرورش منطقه 11 بگوید خودش را نتوانستم برای امضای آنچه خواسته اید بیاورم پایش را آوردم .بگویید این معلم زمانی برایش این اتفاق افتاده که حین انجام وظیفه بوده بروید و بگویید اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران با 30 تمام من را از کار افتاده اعلام کرده ؛ حالا شما این وسط چرا اصرار دارید که من با 25 سال خود را از کار افتاده اعلام کنم؟

انگار در منطقه 11 " آب سر بالا می رود" ، اداره کل دستور می دهد منطقه قبول نمی کند .مسئولین روابط عمومی  وزارت خانه به عیادت من می آیند ؛ دریغ و دریغ از منطقه 11 که کسی حال من را پرسیده باشد ؛ آقایان از اداره کل شهر تهران برای دل جویی و سر سلامتی  ملاقات من می آید ، یک نفر از مسئولین اداره حتی سراغی از من نمی گیرند تازه از من می خواهند که تخت بیمارستان را رها کنم و خدمت شان برسم .

کانون های معلمان ، سازمان معلمان ، شورای نویسندگان سخن معلم و بسیاری دیگر می آیند و می روند و برایم قوت قلب می شوند در عوض منطقه 11مرتب خط و نشان می کشد که اگر نیایی حقوقت را قطع می کنیم !

و بعد از من معذرت خواست و گفت اگر اجازه بدهید کمی استراحت کنم و من هم بی آنکه معطل کنم خداحافظی کردم و برایش آرزوی سلامتی داشتم .

وقتی می رفتم چشمم به پای از دست داده معلمی افتاد که خیلی پیش تر از این سر کلاس ایستاده و قدم زنان درس زندگی به شاگردانش می داد.

و تصور کردم اگر من جای او بودم چه می شد ؟ آیا ...

مدام این عبارت در ذهنم تکرار می شد " منطقه 11 آب سر بالا می رود "

مدتی پیش واقعا خوشحال شدم وقتی دیدم برای بزرگذاشت همکارمان مرحوم آقای خشخاشی جناب آقای چهار بند در مجلس ترحیم به سوگ نشستند ؛ خوشحال شدم که وزیر آموزش و پرورش در آن مجلس حضور داشتند ولی گریه ام گرفت که چرا مدیر کل آموزش و پرورش استان لرستان در آن مجلس حضور نداشت .

چه می توان گفت به مسئول منطقه 11 که این همه مدت با علم به اینکه همکارش سال هاست با تخت بیمارستان دست و پنجه نرم می کند و تا سر حد مرگ می رود و باز می گردد سراغی نمی گیرد و حالی نمی پرسد ؟

در عوض جوابیه ای پر طمطراقی صادر می کند؛ تا به زعم خود تنویر افکار عمومی کرده باشد  !

متاسفم برای خود ، و خجالت می کشم از همکار مرحومم آقای خشخاشی که سهل انگاری مدیرانی که گاهی یادشان می رود که همه چیز نگاه مدیریتی نیست ؛و گاهی قبل از مرگ هم می شود کاری کرد ...

nehzat9.1

 

منتشرشده در یادداشت
شنبه, 03 بهمن 1393 20:22

وضعیت مربیان قرآنی

qoranspecial تیمور دانشفر

مدیر در آموزش و پرورش

در دوره وزارت جناب آقای حاج بابایی در مقطع ابتدایی تعدادی از مدارس به عنوان مدارس قرآنی تاسیس شدند.البته مدارس عادی بودند که عنوان مدارس قرآنی هیات امنایی برای آن ها انتخاب شد.برای این مدارس ، مربیان قرآنی استخدام شدند که بسیاری رشته تحصیلی مرتبط با فعالیت قرآنی و قرآن ندارند و حتی آموزش لازم برای کار در مقطع ابتدایی را طی نکردند.

ساعات کار این مربیان ۴۴ساعت و وضعیت استخدامی هم قراردادی بود که در پایان کار دولت قبل از استخدام پیمانی شده و ساعات کار آنها از ۴۴ساعت به ۲۴ساعت کاهش یافت.

هیچ شرح وطیفه مدونی برای آنان تدوین نشده است و با توجه به تاکید معاونت آموزش ابتدایی تدریس قرآن هم بر عهده آموزگاران است.این دسته از همکاران اجازه تدریس هم ندارند .

لازم است تدبیری برای این همکاران اندیشیده شود .

 

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار /

ضمن سپاس و قدردانی از همه فرهنگیان و معلمانی که در در چهارمین دوره انتخابات شورایاری ها ثبت نام کرده اند ( این جا ) به استحضار می رساند :

به منظور تجمیع و نیز تمرکز اطلاعات جمع آوری شده جهت برنامه ریزی و نیز امکان رقابت بهتر ،از تمام دوستان فرهنگی دعوت می شود تا مشخصات خود شامل نام ، نام خانوادگی ، منطقه ( محله ) و نیز تلفن تماس خود  همراه با عکس را به سایت سخن معلم ارسال فرمایند .

طریقه ارسال :

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تماس با سخن معلم

لازم به ذکر است که فرهنگیان و معلمان عزیز می توانند خود را در سایت سخن معلم معرفی کنند .


 

1- کاندیدای محله ی " امیر آباد شمالی " - « مهدی خلیلی »

2- کاندیدای محله ی "شهادت ، منطقه 20"- « محمدرضا شهریاری »

 3-  کاندیدای محله ی "خواجه نظام الملك منطقه 7"- «هادي ورمزياري »

4- کاندیدای محله ی "شکوفه شمالی"- «رضا نجاتی قزلکچی »

5- کاندیدای محله ی "حسين آباد و مبارك آباد " منطقه 4 "- «مهدى احمدى »

6- کاندیدای  محله ی "کارون شمالی "- « ابراهیم نیک بخش»

7- کاندیدای محله ی " تهرانسر " - « فرخنده قربانی مقدم »

8-کاندیدای محله ی " توحید منطقه 2 " - « ابراهیم زعفرانی »

9- کاندیدای محله ی " فدک منطقه 8 " - « سعید صمدی پور »

10-کاندیدای محله ی " جمهوری منطقه 11 " - « فرهاد باقری »

11-کاندیدای محله ی " مهرآباد جنوبی " - « داود سهرابی »

12-کاندیدای محله ی "اکباتان" منطقه 5 " - «  امین الله تیموری »

13-کاندیدای محله ی " توحید" منطقه 2 " - «  مجید هدایت فر »

 14-کاندیدای محله ی " پونک" منطقه 2 " - «مهندس مریم غضنفری نیکو »

15-کاندیدای محله ی " تهران پارس غربی" - «صدیقه رستما »

16-کاندیدای محله ی "بهرود " منطقه 2 سعادت آباد" - «علیرضا غفوری »

 17-کاندیدای محله ی " 7 " - «دکتر داود حسن زاده فرجود »

18- کاندیدای محله ی " "قلهک" منطقه 3" - «بهزاد حیدری »

19-کاندیدای محله ی " " آذری" منطقه 17" - «مجید زکی لو »

 

 

عبدالله افراسیابی،

معاون پرورشی دبیرستان های تهران /

به راستی کیست که نداند اول معلم هستی، کردگار بی همتاست و علم و بیان و حکمت را همو به بشریت آموخت و رسولان الهی و حضرت محمد مصطفی (ص) نیز، معلمان قافله بشریت بودند و بی جهت نبوده که ختم رسل و هادی سبل، مدال پرافتخار معلمی را بر گردن آویخت و با یک جهان افتخار و شادی فرمود: " انی بعثت معلما "سقراط و ارسطو و فارابی نیز نشان مشعشع معلمی را بر سینه نشاندند.

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نیز معلمی را شغل شریف انبیا تلقی فرمودند. حال چگونه است که اهریمنی پلشت و سفیه بی محابا و در کمال امنیت و بدون پروا با دست منحوس و پلید خود سیلی بر چهره معصومانه و مظلومانه و پیامبرانه و قدسی معلم بی ادعا و مخلص و ایثارگر می نوازد و بر این اقدام مذموحانه و مشموم و مشمئزکننده خویش می بالد! و گویی منتظر بوده تا جایزه و مدالی نیز از حامیان و همپالگی های خود و یا از دستان نظاره گران بی غیرت و بی تفاوت و بی همیت بستاند!؟

العیاذ بالله آیا شان و مقام و ارزش و قیمت یک معلم آن قدر پایین آمده است که فردی بی سروپا، بی هویت، دون و پلید، سگ واره و گرگ گونه و شغال سان و حمارآسا و عقرب وش به او حمله ور گردد و دل آزرده را دل آزرده تر نماید و به او بی حرمتی نموده و ساحت مقدس و آستان مکرم او را مکدر و ملکوک و منکوب نماید!؟

خاک بر دهان و چشم کسانی که دانسته و ندانسته ، چنین بستری را برای حرامیان این چنینی فراهم نموده و به خزف جرات می بخشند تا در مقابل لعل و گوهر عرض اندام کرده و به درشت نمایی و هتاکی و ارعاب و ارهاب مبادرت ورزد!همان معلمی که امام محمد غزالی صدها امتیاز و ویژگی و شاخصه و ممیزه آرمانی و ایمانی و عرفانی و قدسی و انسی برای او برشمرده و برافروختن در مقابل او و بلند کردن صدا در برابر وی، دراز کردن پای در برابرش و بدون اجازه سخن گفتن و به رخ کشیدن علم خود به معلم را مذموم و قبیح و شنیع و وقیع دانسته تا آن گونه مظلوم واقع می شود که گاه مقتول هم واقع می گردد و گاه نیز نشان دار بی شانی، مدال و نشان خود را به رخ او می کشد و خط و نشان می کشد و از در تهدید و تحدید وارد می شود.

یک معلم، کدامین رنج و ستم را بر دوش کشد و خجالت زن و بچه را بکشد و خون دل خورده و دم برنیاورد! تبعیض را، فقر و کم حقوقی را، توهین را، فحش را، کتک را و .... قتل را!؟

مگر افلاطون نگفت مقام معلم برتر از مقام پدر است ؟! زیرا پدر، مرا از آسمان به زمین آورد و معلم، مرا از زمین به آسمان می برد! مگر همین معلمان دلسوز و عزیز و با کفایت و با درایت نبوده اند که به سایرین علم و هوش و فهم و حیات آموختند و چه بسیار انسان های شریف و رفیع و وزین و ثمین به جامعه بشری تحویل دادند و از عالی گرفته تا دانی، وزرا ، وکلا، رئیس جمهور، دانشمندان، فیلسوفان، صنعت گران، ورزش کاران و تمامی نام آوران مدیون و مرهون همین معلمان بوده و هستند!

بی هیچ تعارف و تکالف و تصانع و با قطع و یقین بایستی گفت: پشتیبانی و حمایت از معلمان، حرمت داشتن آن پاکان و نیکان، کرامت نسبت به آنان و تعزیز و تکریم و تعظیم و تحسین آن عزیزان و بزرگان، همه چیز و همه را هستی و اس اساس و جوهره و باطن جامعه و کشور و نظام و انقلاب است. همگان مدیون و مرهون این فرشتگان ممثل به هیئت انسان می باشند. پیشرفت، توسعه، کمال، امنیت، اقتدار، استقلال، به خاک سیاه نشاندن استعمار و استکبار و استبداد و استحمار و صهیونیسم منطقه و بین الملل و به عرش اعلا بردن نام میهن اسلامی و عزت و کیان آب و خاک و آسمان کشور در گرو پاسداشت معلمان و سر بر آستان آن قدسیان سائیدن است.

این حقیر و این معلم کوچک و خدمتگزار دین و مذهب و ملت و کشور و نظام، به جد از اعمال و کردار وحشیانه و اهریمنانه و احمقانه و ابلهانه ضاربان و هتاکان به ساحت پاک معلمان، اعلان بیزاری نموده و خواستار محاکمه و رسوا نمودن و به زباله دانی سپردن چنان سبعان در هیئت آدمی هستم و از سویدای دل فریاد می زنم:

شکسته باد دستان اهریمن، خاک بر چشم و دهان اهریمن

 

منتشرشده در یادداشت

sandoughspecial3 قریب به اتفاق فرهنگیانی که بر اساس بخشنامه وزارت آموزش و پرورش در مهرماه ١٣٩٣ به عضویت موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان درآمدند، بر اساس خواست و تمایل خود همچنان عضو موسسه هستند.

 


به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، به دنبال اینکه عضویت فرهنگیان در صندوق ذخیره در طول ماه های منتهی به مهر ١٣٩٣ با افزایش چشم گیری روبرو بود و رکورد تازه ای به جای گذاشت، مدیران موسسه و مسولان آموزش و پرورش تصمیم گرفتند تا با صدور بخشنامه ای، تمامی فرهنگیان را به عضویت صندوق ذخیره فرهنگیان درآورند.

متعاقب عضویت فرهنگیان در صندوق ذخیره، ضریب نفوذ اعضا در غالب استان های کشور به نزدیک ١٠٠ درصد رسیده است و با توجه به واکنش معلمان به این بخشنامه، انتظار می رود این ضریب نفوذ کماکان حفظ شود.

اطلاع رسانی به موقع و مناسب، هماهنگی و همکاری بین بخشی، شفاف سازی، افزایش آگاهی فرهنگیان درباره موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، استفاده از روش ترغیبی و اقناعی برای حفظ اعضا و افزایش مزایا و خدمات حین خدمت در کنار حفظ روند سودآوری موسسه باعث شده که فرهنگیان به عضویت خود در صندوق ذخیره ادامه دهند.

همچنین آمار فرهنگیان عضو صندوق برای نخستین بار در تاریخ فعالیت ١٩ ساله آن به مرز یک میلیون نفر رسیده است.

بنابراین استقبال فرهنگیان سراسر کشور برای عضویت در صندوق نشان می دهد که ارسال بخشنامه وزارت آموزش و پرورش یک اقدام مناسب، به موقع و در راستای درخواست و تمایل آنان بوده است.

موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان در سال ١٣٧٤ به منظور ارتقای معیشت فرهنگیان تاسیس شد و هدف آن عضویت ١٠٠ درصدی فرهنگیان کشور به منظور بهره گیری تمامی فرهنگیان از خدمات و مزایای این موسسه است.

 

fanispecial وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه دانشگاه فرهنگیان با قوت کار خود را ادامه خواهد داد، گفت: نوبخت پیشنهاد ملغی شدن قانون متعهدین خدمت دبیری را پس گرفت.



علی اصغر فانی وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه دانشگاه فرهنگیان با قوت کار خود را ادامه خواهد داد، گفت:  معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور طی نامه‌ای پیشنهادی به معاون اول رئیس جمهور داده بود، مبنی بر این که قانون متعهدین خدمت دبیری وزارت آموزش و پرورش که در اواخر دهه 60 از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشته است؛ به موجب قانون جدیدی ملغی شود.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: متعاقب طرح این پیشنهاد، جلساتی با آقای دکتر نوبخت داشتم که دستاورد این جلسات نامه دوم ایشان به معاون اول رئیس جمهور مبنی بر پس گرفتن پیشنهاد قبلی خود بود.
عضو ستاد راهبری اجرای نقشه جامع علمی کشور گفت: کلیه دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان به استخدام وزارت آموزش و پرورش در خواهند آمد و از این پس هم این روند ادامه خواهد یافت.
وی افزود: دانشگاه فرهنگیان به عنوان یکی از نهادهای راهبردی وزارت آموزش و پرورش با بیش از 100 پردیس آموزشی در کشور به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: این دانشگاه 2 وظیفه مهم تربیت کادر آموزشی در کلیه سطوح و مقاطع آموزشی و به روز رسانی اطلاعات و توانمند سازی همکاران معلم را بر عهده دارد.
فانی گفت: بحث رتبه بندی معلمان به عنوان یکی از پیش نیازهای ارتقای جایگاه معلمان دنبال می شود و لایحه‌ای به این منظور تدوین شده و تا پایان سال 1393 این لایحه به مجلس شورای اسلامی تقدیم خواهد شد.
وی افزود: اجرای همه برنامه ریزی‌های صورت گرفته در "سند تحول بنیادین آموزش و پرورش" به معلمان توانمند، دلسوز و کارآمد نیاز دارد.
انتهای پیام/

پایگاه اطلاع رسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی

 

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور