صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

جبار رحمانی

نوروز: ضرورتی برای سیاست گزاری فرهنگی

peiknoruz

نوروز امسال هم گذشت و هرکس به نوبه خود تجربه خاصی از آن داشت. همانند سال های قبل این تجربه ترکیبی است از مجموعه‌ای از تعطیلات طولانی، مصرف رسانه ای متراکم که می توان آن را نوعی پرخوری رسانه ای نام نهاد، و البته در کنار این نوع پرخوری، پرخوری در معنای مصطلح آن در مورد غذا، میوه و آجیل هم امری رایج و متداول بوده و در نهایت تجربه نوعی شادمانگی به همراه آسودگی ذهنی ناشی از تعلیق امور و کارها. این تجارب در بستری از گروه های خرد و خاص مانند خانواده و دوستان صمیمی رخ داده و مهمترین مولفه فضایی آن نیز شامل فضای خصوصی به ویژه خانه است. از این منظر نوروز به جای جشنی ملی و عمومی به یک جشن خانوادگی و خانگی (به تعبیری دیگر، یک جشن خصوصی) تبدیل شده است. هرچند تقریبا همه اعضای جامعه درگیر این جشن و مقدمات و موخره های آن هستند، اما واحد اصلی کنشگران این جشن و آیین فرهنگی، فرد یا نزدیک ترین گروه صمیمی او یعنی خانواده و دوستان است. به همین دلیل هم این جشن بیش از همه در فضایی خانگی و معطوف به کنشگران آن رخ می دهد.

در فضای رسانه ای و گفتارهای عمومی تصویری از نوروز به عنوان آیینی باستانی و ملی ارائه می شود که مهمترین مولفه‌اش  سابقه  تاریخی و فرهنگی آن به همراه حس غرورآمیزی است که افراد نسبت به این میراث معنوی شان دارند. مساله اصلی آن است که مدیران و نهادهای رسمی چه برنامه ریزی  و سیاست گزاری ای برای این فرصت طلایی فرهنگ ایرانی دارند، زیرا فرصت های کلیدی ای مانند نوروز که زمینه ای برای بازسازی و بازتولید فرهنگ هستند، همزمان فرصتی برای تغییر و اصلاح و ارتقای فرهنگ هم هستند.

متاسفانه در این زمینه وضع موجود بیانگر آنست که برنامه ریزی و سیاست گزاری فرهنگی دقیقی برای ایام نوروز دیده نمی شود. فارغ از برنامه ریزی رسانه ای که تلاش دارد این ایام فراغت و بیکاری را با مجموعه ای از برنامه های سرگرم کننده (مانند فیلم و سریال و گاه هم موسیقی) و شاید هم آموزنده پر کند، و اندکی هم برنامه هایی که نظام آموزشی برای حفظ حداقلی پیوند دانش‌آموزان با درس و مدرسه انجام می دهد، دیگر نمی توان برنامه خاصی در حیطه مراکز سیاست گزاری فرهنگی (رسمی و غیر رسمی) در زمینه نوروز دید. طی چند سال اخیر یک برنامه ریزی نسبتا موفق هم شکل گرفته که ذیل عنوان راهیان نور معرفی شده است. این برنامه بیانگر نوعی سیاست گزاری فرهنگی برای استفاده از ایام نوروز و مسافرت ها جهت آشنا کردن مردم با مناطق جنگی و خاطرات جنگ است.

جشن و آیین نوروز به مثابه یک سرمایه فرهنگی و میراث معنوی جامعه ما، آن قدر اهمیت و ارزش داشته  و دارد که توانسته چندین هزار سال تداوم داشته باشد و در هر دوره ای بنا بر منطق غالب نظام اعتقادی روز، به رنگ و لعاب همان درآید و ذخیره معنایی خودش را از سرچشمه های اعتقادی رایج سیراب کند. این تداوم تا دوره سنتی ناشی از نقشی بود که نظام هایی آیینی سنتی با محوریت نوروز در ساماندهی زندگی مردم و معیشت و فرهنگ و اجتماع و نظام سیاسی آنها داشته اند. به عنوام مثال نوروز فقط آغاز بهار نبود، بلکه آغاز چرخه کار و معیشت و مبنایی اساطیری و گاه شمارانه برای نظم زندگی مردم بود، اما در دوره مدرن است که نوروز به یک زمان فراغتی گسترده تبدیل می شود و عملا زمینه و بستر کارکردی آن دچار تحولی بنیادین می شود.

این سرمایه معنوی و فرهنگی، به دلیل اهمیت و گسترش و نفوذی که در ذهن و فکر مردم ایرانی دارد، فرصتی بسیار کلیدی برای پرداختن به آن به مثابه یک سیاست فرهنگی و زمینه ای برای سیاست گزاری است. تداوم این سنت کهن چند هزار ساله به معنای آن نیست که با گذر زمان تغییر نمی کند و متحول نمی شود، آیین ها هرچقدر هم عمیق و ماندگار باشند، در نهایت متاثر از بستر و زمینه اجتماعی ای هستند که در آن رخ می دهند، به عبارت دیگر آیین ها بسته به شرایط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی ممکن است متحول شوند، استحاله شوند و تقویت شوند و یا حتی تضعیف شده و ازبین بروند ؛ زیرا آیین ها بیش از آنکه مرتبط به گذشته باشند،‌ به زمان حال مرتبط بوده و بیش از آنکه بخواهند گذشته را معنادار کنند، حال را معنادار می کنند. به همین دلیل ازمنظر فرهنگی (فارغ از مباحث تاریخی و ریشه شناختی)‌باید گفت آیین ها و جشن ها امری متعلق به حال بوده به شدت متاثر از زمان حال هستند. به همین دلیل هم آیین فرصتی کلیدی برای بازتولید خلاقانه فرهنگ و تغییر و تداوم ان هستند.

فارغ از موارد محدود برنامه ریزی های فرهنگی برای نوروز،‌ می توان از نوعی بی توجهی ساختاری در سیاست های فرهنگی جامعه نسبت به نوروز یاد کرد، گویی آیین نوروز، امری عادی است که نیازی به برنامه ریزی ندارد.

در این شرایط بی توجهی به دلالت های سیاست گذرانه نوروز است که نوروز از جشنی عمومی به جشنی خانوادگی و خصوصی (فضای خانوادگی و خصوصی به مثابه بستر اجتماعی اصلی تجربه نوروز)‌ تبدیل شده است، و بیش از همه کارکردی فراغتی پیدا کرده است. نوروز به دلیل اهمیت کلیدی که در جهان سنت داشت، یک آیین کانونی جامعه بود، یعنی کل جامعه در شبکه ای از روابط متقابل و متداخل در‌آن درگیر بود. این به معنای آن نبود که لزوما همه به هم مرتبط باشند، به معنای آنست که نوروز یک فضای آیینی بوده همه اعضا و گروه های جامعه در آن مشارکت جمعی و عمومی داشتند و این مشارکت جمعی و عمومی در فضاهای عمومی رخ می داد، این با هم بودگی و با هم‌شدگی تمام بخش‌های جامعه به معنای یکدستی و یکسانی و یکی شدن همه آنها نبوده، بلکه این حضور به همراه حفظ تمایزها و تفاوت ها و بصورت چندصدایی بوده، به عبارت دیگر نوروز یک متن چندصدایی بوده، لذا همه بخش های جامعه در یک بستر انسجام بخش، هستی اجتماعی و فرهنگی خودشان را زیست می کردند. آنچه که در برخی سنت های نوروزی ذیل مفهوم نوروزگاه می توان یافت، مصداقی برای این ادعاست که یک فضای عمومی وجود داشت که افراد و گروه ها از زمینه ها و منشاهای مختلف وارد آن می‌شدند و تجربه ای جمعی از آن رخ می‌داد. مورد دیگر این وضع، بارعامی بود که در روزهای خاصی برای حضور همه مردم در یک فضای خاص داده می شد. نوروز جشنی بود هم خصوصی و هم عمومی؛ هم فردی و هم جمعی.

حضور عمومی گروها و افراد به گونه ای بود که لزوما جماعت ها به سمت همسانی و یکدستی حرکت نمی کردند، بلکه این حضور با حفظ تکثر و تفاوت ها رخ می داد. فضاهای عمومی مانند نوروزگاه یک بستر چندصدایی بودند و چندصدایی بودن راز اصلی ایفای نقش نوروز برای بازتولید جامعه متکثر و شکبه اجتماعی روابط متقابل میان همه بخش‌های جامعه بود.

عرصه‌های عمومی بر مبنای الگوی چندصدایی امکان نمادین همه بخش های جامعه در کنار یکدیگر و در فضایی عمومی را فراهم می کرد. بر این اساس تقلیل نوروز به یک جشن خصوصی و خانوادگی،‌و یا تقلیل آن به یک آیین فراغتی، بیانگر تغییری است که در کارکردهای اجتماعی این آیین رخ داده و مستلزم نوعی بازنگری در مواجهه سیاست گزارانه با این آیین است.

شبکه آیین های سنتی در ایران امروز دچار بحرانی است که می توان آن را نوعی حاشیه‌ای کردن دانست که گاه تعمدی است و گاه غیر تعمدی، اما هرچه که هست در حجم غنی از کارکردهای سنتی آنها خللی وارد کرده که آنها را به امور و کارکردهای خاصی تقلیل داده است.

لازم است که نوعی بازاندیشی در قابلیت های آیین های جامعه است.

انسان شناسی و فرهنگ

 

شنبه, 15 فروردين 1394 22:30 خوانده شده: 2226 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

نظرسنجی

آیا ملاقات های مردمی وزیر آموزش و پرورش دولت سیزدهم در کم کردن شکاف میان اداره و مدرسه و جلب اعتماد معلمان تاثیری دارد ؟

خیلی زیاد - 12.1%
زیاد - 3%
تا حدودی - 8.5%
تاثیری ندارد - 10.8%
نوعی عوام فریبی و سرکار گذاشتن معلمان است - 65.6%

مجموع آرا: 305

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور