صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
عبدالجلیل کریم پور *
هراز چند گاهی در آموزش و پرورش شاهد برگزاری جلساتی با عناوین مختلف هستیم که طبعا اثرات این جلسات باید در بهبود وضعیت آموزشی موثر باشد اما، آیا این هدف از انجام جلسات منتج می‌شود؟ مدت‌ها از برگزاری این جلسات می‌گذرد و باید نتایجی حاصل شده باشد. این نتایج چیست؟ بدون شک بهبود وضعیت آموزشی نمی‌تواند با برگزاری چند جلسه انجام گیرد مگر اینکه، خواهان بازخورد آن، آن هم نه صوری بلکه جدی از جانب مدیران مدارس باشیم. مطمئنا انجام روش‌های نوین تدریس و بهبود وضعیت آموزشی با ارائه چند بخشنامه و صورت‌جلسه امکان‌پذیر نخواهد بود بلکه باید تصمیمی جدی در این باره گرفته شود. جلسات زمانی مثمرثمر است که همه فاکتورها برای انجام راهکارهای ارائه شده درنظر گرفته شود؛ مدیری که در جلسه شرکت می‌کند از تخصص مدیریتی برخوردار بوده، راهکارهای ارائه شده منطبق با وضعیت موجود در نظر گرفته شود، برگزاری جلسات به صورت کارگاه‌های آموزشی و استفاده از کارشناسان و متخصصان خبره انجام گیرد، از ارائه سخنرانی‌های کسل‌کننده و رفع تکلیف‌ها جلوگیری شود، تعارف و تکلف‌ها و نان به قرض دادن‌ها و تملق‌گویی‌ها حذف شود و...
مدیر باید یاد بگیرد به نحو صحیح و منطقی و منطبق بر واقعیات از وضعیت‌های بحرانی انتقاد کند به‌گونه‌ای که بودن روی صندلی مدیریت موجب سرپوش گذاشتن بر بسیاری از مشکلات و معایب نشود. ما هرساله شاهد افت تحصیلی هستیم و ‌به‌رغم برگزاری جلسات متعدد همچنان این افت ادامه دارد. اگر چه باید قبول کرد که عوامل متعددی در ایجاد افت تحصیلی  موثر است اما، باید اقرار کرد که برگزاری جلسات نتوانسته مانع یا کاهش‌دهنده این افت شود. از دید نگارنده به‌جای برگزاری جلسات متعدد و هزینه‌های مربوط به آن باید روش کار را تغییر داد. باید درست ارائه داد و دقیق خواست! آن هم زمانی امکان‌پذیر است که همه عوامل تخصصی باشند. هم جلسات را جدی‌تر و دقیق‌تر کرد و هم خواسته‌ها را، تا اثربخش باشند.
بیاییم آخرین جلسه‌ای را که برگزار کردیم، بازخورد آن را ببینیم. آیا مثمرثمر بوده است؟ اگر اثربخش نبوده تدبیری بهتر برای رفع بحران بیندیشیم. که اگر چنین کردیم حتما قدم موثری در رفع بحران‌های آموزشی برداشته‌ایم!
* آموزگار
 
منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار- یزد

سیدمصطفی بیضائی

۵ و ۶ آذر سالن آمفی تئاتر پردیس شهید دکتر پاک نژاد یزد شاهد کنگره بزرگداشت شهید دکتر سید رضا پاک نژاد بود.
میهمان روز اول این کنگره دستیار و مشاور ارشد فرمانده کل قوا، سردار سرلشگر دکتر سید یحیی رحیم صفوی و میهمان روز دوم، دکتر علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی بود
با توجه به حضور رییس مجلس شورای اسلامی در پردیس یزد، دانشجو معلمان این پردیس فرصت را مغتنم شمرده و به نمایندگی از کل دانشجو معلمان پردیس های کشور در فرصت اندکی تا حضور دکتر لاریجانی طوماری را در جهت احقاق حقوق خود تهیه نموده و با تبیین مسائل کسرحقوق 45 درصد از این مقام مسئول تقاضای رسیدگی کردند که ایشان هم ضمن استقبال، قول رسیدگی دادند .
متن این طومار که به امضای دانشجومعلمان رسیده است، بدین شرح است :


                                                                بسمه تعالی
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

جناب آقای دکتر علی لاریجانی
باسلام و احترام؛
ضمن عرض خیرمقدم به مناسبت حضورتان در دانشگاه فرهنگیان یزد
همان طور که مستحضر هستید مسئله کسرحقوق دانشجومعلمان در دولت گذشته پس از واکنش وزیر وقت آموزش و پرورش رفع شد اما در دولت یازدهم تصمیم بر آن شد که نه تنها کسر حقوق از سر گرفته شود بلکه آنچه در گذشته پرداخت شده نیز بازپس گرفته شود و برای توجیه این امر به چند قانون اشاره می کنند که در ذیل می آید :
۱- قانون متعهدین خدمت مصوب سال۱۳۶۹؛ این قانون در مورد مراکز تربیت معلم سابق تصویب شده و نامی از دانشگاه فرهنگیان در آن عنوان نشده است. آیا با ارتقای یک مرکز به یکی از بزرگ ترین دانشگاه های کشور، آن مرکز با همان شیوه و بودجه سابق اداره خواهد شد؟!
۲- اساس نامه دانشگاه فرهنگیان؛ در مورد منابع مالی در ماده ۱۹ همین اساس نامه عنوان شده، منابع مالی شامل: اعتبارات عمومی، درآمدهای اختصاصی، کمک های دریافتی از وزارتخانه ها، سازمان ها و دستگاه های ذی ربط، هدایا و کمک های دریافتی از اشخاص حقیقی و حقوقی، تسهیلات بانکی مأخوذه است .
۳- قانون برنامه  ۵ساله پنجم توسعه؛ طبق ماده ۲۰ هزینه ها بر عهده خود دانشگاه یا دستگاه متولی دانشگاه یعنی دولت و وزارت آموزش و پرورش است و شایان ذکر است که در دانشگاه فرهنگیان دانشجومعلم ها در قبال دریافت حقوق و مزایا متعهد می شوند که تا میزان دو برابر مدت تحصیل خدمت کنند، در نتیجه دریافت هزینه و کسر حقوق مبنایی ندارد .
با این وجود دانشجومعلمان این پردیس به نمایندگی از کل پردیس های کشور از محضر سکان دار نهاد قانون گذاری کشور تقاضای رسیدگی دارند.

باتشکر

 

جماران- سید محمد مرد،عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران و کارشناس آموزش و پرورش است.به بهانه کشته شدن مرحوم خشخاشی ،به گفت وگو با ایشان پرداختیم و نظر ایشان  را ،درباره علل و عوامل وجود خشونت در مدارس،جویا شدیم. مشروح این گفت و گو در پی می آید. 

* به نظر شما ،حادثه ی قتل معلم بروجردی تنها یک حادثه و خطای انسانی صرف و در حد یک اتفاق بوده یا می توان آن را معلول و ناشی از سیاست های تعلیم و تربیت در کشور دانست؟

دربروز این حادثه عوامل متعددی همچون خانواده ،جامعه ،فرهنگ و البته نظام تربیتی مقصر و مسئول هستند.خلاصه کردن این فاجعه به یک حادثه همان قدر بی انصافی است که تعمیم آن به کل سیاست های تعلیم تربیت .این حادثه هنوز مورد بررسی های علمی قرار نگرفته است .هم روان شناسان و هم جامعه شناسان در این حادثه می بایست اظهار نظر کنند. به نظر من ریشه خشونت در این سطح را بیشتر می بایست در جامعه جست و جو کرد .جایی که سیاست گذاری های اقتصادی ،فرهنگی و اجتماعی تدوین و اجرا می شود..جایی که فوران خشونت در خیابان امری عادی شده است و افراد در کسری از ثانیه، به مرحله ای از خشم می رسند که به چیزی کمتر از حذف و قتل دیگری راضی نمی شوند.این بخشی از روان نا آرام مردم ماست .اگرخانواده به فرزندش می آموخت که خشونت خود مشکل است نه راه حل ،این اتفاق نمی افتاد .اگر هنجارهای اجتماعی و فرهنگ حاکم بر روابط فردی  خشونت را تقویت و ترغیب نمی کرد. این اتفاق نمی افتاد .

 ازاین منظر که هر دو طرف خشونت (هم معلم و هم دانش آموز) از خانواده بزرگ آموزش و پرورش هستند. می توان چنین گفت  که هر دو طرف قربانی شرایط موجود در نظام تربیتی ما هستند .آری ، اگرنظام تربیتی ما درست کار می کرد این اتفاق نمی افتاد .

نظام تربیتی ما در دوره ابتدایی مهارت های اساسی زیست اجتماعی را به کودکان نمی آموزد. فرهنگ گفت و گو و همکاری آموزش داده نمی شود.به فرزندان خود آموزش نداده ایم که برای حل مشکلات شان با دیگران به صلح برسد .در این کارزار، کودکان بیش و پیش از یادگیری به اخذ نمره ترغیب می شوند .آن ها در این رقابت می آموزند که برای کسب نمره به هرکاری دست بزنند از تقلب و دروغ تا چاپلوسی و تهدید معلم .

در این چرخه باطل معلمان نیز که از اعمال هر نوع  تنبیه خلع سلاح شده است ، به تنها ابزار کنترل که همان نمره است متوسل می شود .

در دوره متوسطه، آموزش حقوق معلم و دانش آموز نه تدوین شده است و نه اجرا می شود .هر دو طرف هم معلم هم دانش آموز خود را ذی حق می دانند.از علل خشم می توان به احساس ظلم و تحقیر اشاره کرد .عدم  وجود فرهنگ و مهارت گفت , گو را هم به این موقعیت بیافزایید .آیا نتیجه چیزی جز تقابل است؟

* به نظر شما آیا خشونت اعم از کلامی و بدنی در مدارس کشور وجود دارد؟ آیا می توان آن را به عنوان یک چالش مهم در نظام تعلیم و تربیتی مطرح نمود؟

بله. خشونت دانش آموزان نسبت به یکدیگر در بالاترین حد و خشونت معلم نسبت به شاگرد در مرحله بعدی وجود دارد.این خشونت گاهی ابزاری است تا نظم درمدرسه و کلاس حاکم شود .دانش آموزی که در خانواده و نوع فرزند پروری اش هماره با خشونت و زور و تهدید به کاری واداشته می شود ، مدرسه را هم دچار مشکل می کند.

گرچه خشونت خود معلول غیبت فرهنگ گفت و گو و زیست اجتماعی در مدارس است  ؛ اما نشانه های چنین رفتارهایی ما را به این نتیجه  تلخ سوق می دهد که ما در تربیت انسان هایی صلح جو و اهل گفت و گو کوتاهی کرده ایم.


* چه علل و عواملی را در پدید آمدن خشونت در مدارس دخیل می دانید؟

خشونت در مدارس، ذیل خشونت درجامعه و خانواده تعریف می شود .اما مدارس در کاهش خشونت در محیط مدرسه و تاثیر بر خانواده و جامعه می توانند نفش بی بدیلی ایفا کنند. با وجود اثر گذاری رسانه ها در دنیای مدرن و فرهنگ سازی در دنیایی دیجیتال هنوز هم مدارس می توانند در کاهش خشونت نقش محوری داشته باشند .محتوای دروس ، تربیت حرفه ای معلمان ، نقش آفرینی نهادهای اجتماعی و مردم در مدارس می تواند به کاهش خشونت درمدرسه و اجتماع کمک کند. مدارس امروز بیشتر دنباله رو فرهنگ مسلط جامعه هستند.در صورتی که می بایست تلاش شود روابط و مناسبات آرمانی جامعه  درمدارس حاکم باشد. به عبارتی مدارس باید نمونه  و الگوی تمرین شده ی جامعه عاری از خشونت باشند.

* آیا راه کاری برای هدایت دانش آموزان بی انگیزه ،دارای مشکلات اخلاقی،خانوادگی ،عاطفی و... در مدارس در برنامه های آموزش و پرورش دیده شده است؟

آموزش و پرورش چنان در چنبره مشکلات اقتصادی ، معیشتی و ساماندهی گرفتار است که مباحثی از این دست تنها در بخشنامه های گاه و بی گاه دیده می شود .معمولا چنین دانش آموزانی توسط نظام تربیتی پشتیبانی نمی شوند و این دانش آموزان نه تنها به خود و مدرسه که به سایر افراد آسیب می زنند . مساله نگران کننده روند رو به افزایش چنین دانش آموزانی است . با توجه به گسترش عوارض مربوط به طلاق ، شهرنشینی ، فقر و سایر مسایل اجتماعی خدمت رسانی مطلوب و حمایت از چنین دانش آموزانی از عهده آموزش و پرورش خارج است.

* بحث رفع خشونت در مدارس و را های رفع آن آیا در سند تحول پیش بینی شده اند؟

 در اهداف کلان سند چشم انداز، واژه "صلح جو" به  عنوان ویژگی تربیتی انسان طراز ذکر شده است .همان گونه که می دانید برای تربیت انسان های صلح جو نیازمند محتوی آموزشی صلح طلبانه و مدارا مدار هستیم .نیازمند معلمانی که به گونه ای مطلوب این ارزش انسانی ، الهی را به فرزندان مان بیاموزند. نیازمند فراهم نمودن محیط  پرورش چنین مهارتی هستم .که در حال حاضر چنین نیست.

* آیا به نظر شما می توان ارتباط مستقیمی میان گسترش مدارس چند گانه اعم از شاهد نمونه دولتی تیزهوشان هیات امنایی و...و خالی شدن مدارس دولتی از دانش آموزان مستعد و خشونت در مدارس برقرار کرد؟

هنوز پژوهشی در این زمینه ندیده ام . به نظرحقیر ،متغیر خشونت ناشی از عوامل متعددی است که نقش خانواده بیش از سایر عوامل است .محیط مدارس عادی هم با مدیریت و آموزش وحساسیت نسبت به موضوع می تواند عاری از خشونت باشد.


* نقش و جایگاه مشاوران در مدارس و عملکرد برنامه های پرورشی را در رفع خشونت در مدارس چگونه ارزیابی می کنید؟

مشاوران حرفه ای در مدارس می توانند در شناسایی دانش آموزان مشکل دار کمک شایانی داشته باشند  ، اما رفع خشونت در مدارس لازمه همکاری و آگاهی همه عوامل درگیر در کار تربیت است .

اما یکی از راه کارهای کاهش خشونت در مدارس برنامه های پرورشی "همچون تئاتر ،سرود، گروه های فرهنگی و هنری "است که هم کمک شایانی در بهداشت روانی دارد و هم نوعی آموزش کارگروهی و اجتماعی محسوب می شود.

* آیا تعدیل نیروی انسانی ، که از سوی وزیر مطرح شده ،با توجه به تراکم بالای کلاس های درس و عدم وجود مشاوران متخصص و کافی در مدارس به گسترش خشونت در مدارس منجر نمی شود؟

تعدیل نیروی انسانی باید هدف مند باشد و البته عدم وجود مشاوران زبده درمدارس بر مشکلات می افزاید .تراکم بالای دانش آموز در کلاس ظلم مضاعف هم به معلم و هم به دانش آموز است.برای کنترل چنین کلاس هایی معلم ناچار به استفاده از خشونت کلامی یا خشونت بدنی می شود.این کار چون جنبه غیر قانونی دارد باعث جری شدن دانش آموز به خاطر حقوق از دست رفته اش می شود و جایگاه معلم نیز به خاطر نداشتن هیچ حقوقی متزلزل می شود.این عمل وعکس العمل بازتولید خشونت در کلاس های درس است.

* بحث عدم مردودی در پایه اول دبیرستان و بالا آمدن دانش آموزان بدون صلاحیت کافی T آیا به وجود تنش میان اولیا مدرسه و دانش آموزان منجر نشده است؟

عدم مردودی در پایه اول و بعد درپایه دوم ضمن بروز مشکلات ناشی از انباشت مفاهیم غیر قابل درک برای دانش آموز موجب عدم یادگیری درکلاس های بالاتر و در نتیجه مشکلات انضباطی و مشکلات روانی بسیار می شود.

* حادثه اخیر نشان داد همچنان که در مدارس با پدیده کودک آزاری و تنبیه بدنی دانش آموزان توسط یرخی از اولیای مدرسه رو به رو هستیم معلم آزاری هم وجود دارد.این حادثه باعث شد که این معلم آزاری بحثی رسانه ای شود.نظر شمادر این باره چیست؟

زمانی که درمورد معلم آزاری مطلب می نوشتم  ، هرگز گمان نمی کردم چنین روزی اتفاق بیافتد.این حادثه را می توان اوج معلم آزاری دانست .جایی که دانش آموز به خود اجازه می دهد خون معلمش را در کلاس بریزد .این حادثه در تاریخ آموزش و پرورش ایران نقطه عطفی است  .نوع برخورد جامعه و رسانه ها نیز به این موضوع  جای درنگ و تامل دارد .امروزه علاوه بر کلاس درس،برخی اولیا با الفاظ زشت و البته برخی رسانه ها و بخشی از جامعه با نگاه تحقیرانه به معلم اقدام به معلم آزاری می کنند .معلم آزاری پدیده امروز بسیاری از کلاس های درس است که متاسفانه این پدیده با توجه به عدم حمایت حقوقی از معلمان رو به گسترش است.

* به نظر شما در یک کلاس 40 نفره ،که سطح کلاس ،به دلیل تفکیک دانش آموزان قوی و ضعیف و خالی شدن مدارس دولتی از دانش آموزان مستعد پایین تر از حد متوسط است معلمان چه ابزاری برا ی کنترل و اداره ی مطلوب کلاس در اختیار دارند؟

یکی از قوانین منسوخ شده در تعلیم تربیت دنیا تفکیک دانش آموزان است که متاسفانه در ایران اجرا می شود.دربسیاری از کشور ها دانش آموزان استثنایی نیز در مدارس عادی درس می خوانند(طرح تلفیق). این جدا کردن علاوه بر طبقاتی کردن آموزش و زیر پا گذاشتن عدالت آموزشی به نفع دانش آموزان ایزوله شده ازجامعه واقعی هم نیست. این عمل باعث بروزمشکل در اداره کلاس وآموزش می شود.

* آیا قوانینی در حمایت از معلمان در برابر خشونت های کلامی و بدنی دانش آموزان وجود دارد؟ آیا راهکاری برای برخورد با دانش آموز پیش بینی شده است ؟ آیا ما نیازمند وضع قوانین جدید هستیم؟ آیا قوانین موجود ،مثلا اخراج دانش آموز از مدرسه، ضمانت اجرایی دارد؟

خیر. یا اینکه من ندیده ام. قطعا ما نیازمند تدوین قوانین عادلانه هم برای دانش آموزان و هم برای معلمان و البته اولیاء آنها هستیم.قوانین فعلی بسیار حداقلی است .اخراج دانش آموز از کلاس درس یا مدرسه که عملا تغییر کلاس و مدرسه است.در مقابل توهین ها و ترور های شخصیتی معلم تناسبی ندارد .گاه حرکاتی که در خارج از مدرسه جرم محسوب می شود در کلاس اتفاق می افتد.که این مسئله مهم خصوصا در دوره متوسطه بسیار جدی و هشدار دهنده است.


* با توجه یه جریحه دار شدن احساسات معلمان در این واقعه به نظرتان چه اقدام عاجل و چه اقدام دراز مدتی باید از سوی متولیان تعلیم و تربیت در کشور صورت بگیرد؟

اقدام عاجل  اقدام قانونی است .فراموش نکنیم مبارزه با خشونت لزوما برخورد شدید ، قهری و احساسی نیست.البته برای التیام وجدان عمومی به درد آمده معلمان می بایست اقداماتی می شد که نشد.

اما اقدام دراز مدت ریشه یابی عوامل خشونت درجامعه به طور کلی و به طور خاص در مدارس و کمک گرفتن از متخصصین علوم اجتماعی ،مددکاران و روان شناسان در این حوزه است .آن چه در نهایت باید به سر انجام برسد تدوین  ، تدریس  و اجرای  واقعی حقوق معلم و دانش آموز است.

* نقش تشکل های صنفی در ترویج مدارا و رفع خشومت چه می تواند باشد؟

در مرامنامه سازمان معلمان ایران یکی از رسالت های سازمان توجه وتمرکز بر مفاهیمی همچون صلح ،گفت و گو و مداراست .در تشکل های صنفی دیگر نیز این مفاهیم مورد ستایش است .تشکل های صنفی با تاکید بر حقوق معلمان خصوصا در حوزه حرفه ای و شغلی می توانند نقش آفرینی موثری داشته باشند. تشکل های می توانند موارد و مصادیق نقص حقوق معلم و معلم آزاری را چه در کلاس و چه در جامعه دیدبانی کنند.تشکل های می توانند با ترویج فرهنگ گفتگو بین معلمان، مسئولین و دانش آموزان به کاهش خشونت در مدرسه و جامعه معلمی کمک کنند.به امید تحقق جامعه ای عاری از خشونت.

انتهای پیام /*
 
منتشرشده در آموزش نوین


1. یکی از انتقاداتی که بر جامعه ی ایرانی وارد می شود این است که همواره در مورد مسائل جدی و به ویژه حوادثی تراژیک و تأثربرانگیز که به دیگران مربوط است و می تواند و در حقیقت می بایست افکار عمومی را جریحه دار کند، به جای داشتن موضعی جمعی و اعتراضی که متناسب با اصل حادثه باشد با ساختن جوک های متعدد، برخی ها شاید به زعم خود اعتراض می کنند و برخی دیگر می خندند و به نوعی حادثه را به ابتذال می کشند و وجهه ی اعتراضی را از آن می زدایند. برای بسیاری از کارشناسان، این رفتار – آن چنان که آدورنو گفته است - بیش از آن که مطایبه ای رندانه و ابزاری برای نمایش فاصله ی میان ایدئولوژی و واقعیت باشد، کنشی است از سر ناتوانی آموخته شده در مواجهه با شرایط محیطی و حوادث مختلف که توان اعتراض، نظارت بر و تغییر آنها را ندارد. برای مثال در جریان سقوط هواپیمای آنتونوف 140، یارانه، اختلاس 3هزار میلیاردی، گرانی و ... بلافاصله برای هر کدام لطیفه و جوک هایی ساخته شد که در شبکه های اجتماعی مجازی و در قالب پیامک میان بخش کثیری از مردم رد و بدل می شد و بدین وسیله جنبه ی تراژیک و اعتراضی آن واقعه ی تلخ و ناگوار نادیده گرفته شد.
در روزهای اخیر که در یکی از مدارس بروجرد، معلمی بر اثر ضربات چاقوی دانش آموزی به شهادت رسید، بسیار نگران بودم مبادا در این رابطه نیز هنر و ذوق برخی از مردم گل کند و کشته شدن یک معلم در کلاس خمیرمایه ی ساختن جوک و لطیفه باشد. خوشبختانه این اتفاق نیافتاد، یا ممکن است اتفاق افتاده باشد ولی تا کنون من آن را ندیده باشم. اگر چه قبلاً و تقریباً در بحبوحه ی اعتراض معلمان نسبت به وضعیت خود، جوک هایی در مورد معلمان ساخته شد که مضمون اصلی آنها تعطیلات فراوان معلمان بود اما تعداد جوک ها افزایش چندانی نیافت و به زودی به بوته ی فراموشی سپرده شدند. شاید علت اصلی یا یکی از علل اصلی این شیوه از برخورد جامعه با معلمان به اعتمادی برگردد که نسبت به این قشر از جامعه در میان مردم وجود دارد. بر طبق نتایج تحقیقاتی که در سال¬های 1379 و 1382 در پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان انجام شده است، بالاترین میزان اعتماد عام و تعمیم یافته را معلمین به خود اختصاص داده اند و پس از آن اساتید دانشگاه، پزشکان، ورزشکاران، ارتشی ها از اعتماد بالا در میان مردم برخوردارند (زین آبادی، مرتضی:1378).
2.امیل دورکیم در کتاب تقسیم کار اجتماعی از دو نوع حقوق یاد می کند: حقوق تنبیهی و حقوق ترمیمی. در حقوق تنبیهی بیش از هر چیز بر مجازات و انتقام تأکید می شود و در حقوق ترمیمی کیفر و مجازات اصل نیست بلکه بیش از آن به احیای امور و روابط و نظم بر هم خورده و ترمیم آن مورد توجه و نظر است.
برای تحلیل و اعلام موضع نسبت به حادثه ای که منجر به فوت مرحوم «خشخاشی» شد، می توان یکی از آن دو حقوق مذکور را به عنوان نقطه ی عزیمت قرار داد. بر اساس حقوق تنبیهی باید در این اندیشه بود که آن دانش آموز خاطی، دستگیر و به مجازات برسد و بدین گونه این داستان به سرانجام و پایان برسد. اما اگر حقوق ترمیمی مبنای تحلیل و برخورد با حادثه باشد، آن گاه قضیه پیچیده تر و به گونه ای دیگر مطرح می  شود. در اینجا دیگر صرفاً مجازات پیگیری نمی شود بلکه علل و عواملی که حادثه را به وجود آورده اند و روابط و نظم پیشین را بر هم زده اند شناسایی و در صدد ترمیم و تعمیر آن بر می آیند.
تردیدی نیست این حادثه ی غم انگیز علل و عوامل اجتماعی فراوانی دارد که با مجازات و انتقام آن علل و عوامل از بین نمی روند و احتمالاً همچنان به کار و تأثیرات خود ادامه دهند. یکی از دلایل عمده ی اعتراض معلمان در سال های گذشته نگرانی به ظهور و بروز چنین وضعیتی در مدارس بود و عدم پاسخگویی درخور و مناسب به مطالبات ایشان، شاید در به وجود آمدن خشونت در کلاس و مدرسه بی تأثیر نبوده است. بی توجهی به صدای رسای معلمان در آن روزها و تداوم و افزایش مشکلات شان، از یک سو منجر به تنزل شأن و منزلت اجتماعی معلمان شد و از سوی دیگر کاهش انگیزه ی آنها را در کلاس و مدرسه به دنبال داشت، که هر دو می توانند - به طور ناخواسته - چنین حوادث خشونت آمیزی به دنبال داشته باشند.
در یک سطح کلی تر، گسترش خشونت که بیشتر جوانب زندگی اجتماعی ما را در بر گرفته است را می توان به عنوان یکی از علل وقوع قتل معلم در کلاس درس دانست. رواج خشونت در جامعه، در مدرسه نیز رسوخ می کند. وقتی که برای کنترل خشونت در خانواده، در رسانه های جمعی و در زندگی رزومره تدبیری اندیشیده نمی شود، دیری نمی پاید که این پدیده ی اجتماعی دامن مدرسه و کلاس را نیز به عنوان بخشی از جامعه می گیرد و حوادثی این چنینی از پیامدهای آن خواهد بود.
علاوه بر این، وضعیت مطالب درسی، ساختار فیزیکی کلاس، خرده فرهنگ جوانان و نوجوانان، آینده ی مبهم و نامعلوم تحصیلی دانش آموزان و بی علاقه بودن و بی تفاوتی نسبت به کلاس و درس یا اضطراب بیش از حد آنها برای کسب موفقیت، همگی فضای مدرسه و روابط معلم – دانش-آموز، معلم – مدرسه، والدین – مدرسه و والدین – دانش¬آموزان را به شدت تنش آلود و در بسیاری از موارد مملو از خشونت کرده است و بسیاری از والدین / دانش آموزان را در بلاتکلیفی میان ادامه ی تحصیل یا ترک آن و تردید جدی در کارکردهای مثبتی که مدرسه می تواند داشته باشد قرار داده است.
اگر قرار است فکری برای کاهش خشونت در مدرسه شود و جامعه بار دیگر شاهد چنین خشونت هایی نباشد از راه انتقام و مجازات آن دانش آموز خاطی راه به جایی نخواهیم برد بلکه باید کاستی ها را در سطوح مختلف دید و نسبت به ترمیم آنها اقدام کرد در غیر این صورت تکرار حوادثی از این دست دور از ذهن نخواهد بود.     
-    زین آبادی، مرتضی (1378) بررسي وضعيت اعتماد در جامعه ايران و راه هاي بازسازي آن، پژوهش نامه، شماره 16، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در یادداشت
یکشنبه, 23 آذر 1393 12:26

همسرآزاری

از نظر جامعه شناسی،خانواده یک واحد اجتماعی است که هرکدام از اعضای آن وظایف و تکالیف خاصی دارند. وقتی که نیازهای فیزیولوژیک، نیاز به امنیت (روانی،اقتصادی و اجتماعی) و خودشکوفایی در فرآیند تشکیل خانواده یعنی ازدواج به نحو طبیعی و مطلوب برآورده نگردد، روابط بین زن و شوهر دچار تغییر و دست خوش می شود و به سمت نارضایتی می رود که حاصل آن كاهش كيفيت زندگي؛ بروز خشونت و ظهور تعارضات است که به  " همسرآزاری " معروف است و شایع ترین آسیب اجتماعی محسوب می شود.
همسرآزاری در محیط خانواده از طرف زن یا مرد صورت می گیرد که به دو شکل فیزیکی (خشن) یا روانی (نرم) است .همسر آزاری خشن به صورت کتک زدن و ضرب و شتم انجام می گیرد ولی همسرآزاری نرم یا روانی که امروزه شایع ترین نوع  همسرآزاری است به اشکال  زیر اعمال می گردد:
ندادن خرجی و نفقه زن،سوء استفاده اقتصادی از همسر، ممنوعیت ملاقات با خانواده و اطرافیان همسر،حبس کردن درخانه ،تحمیل عقاید و دیدگاه  خود بر همسر، فحش و دشنام، عیب جویی و بهانه گیری ،تحقیر خانواده همسر، عدم ارضای جنسی، ناآگاه نگهداشتن همسر، تحقیر وضعیت ظاهری، بزرگ کردن اشتباهات و کوچک شمردن موفقیت ها، قطع ارتباط همسر با جامعه،بی اعتمادی نسبت به همسر، ایجاد حس بی اعتمادی در فرزندان نسبت به خانواده همسر.
علل همسرآزاری
همسرآزاری بیشتر به خاطر جبران احساس حقارت است .وقتی که زن یا مرد در جمع دوستان یا محیط های اجتماعی با شکست و ناکامی مواجه شود یا مورد اهانت و تحقیر قرار گیرد واکنش او تنش های روانی و همسرآزاری یا ناسازگاری اجتماعی خواهدبود. فرهنگ غلط زن سالاری یا مردسالاری در برخی خانواده های سنتی نیز از عوامل مهم همسرآزاری است. اعتیاد، مشکلات اقتصادی ،قوانین ناکارآمد مدنی؛ ناتواني جنسي،ناهنجاری های شخصیتی و عدم آشنایی خانواده ها با اصول مهارت های زندگی از جمله عوامل دیگر همسرآزاری هستند. در ایران بررسی آمار مراجعین به کلانتری ها و دادگاه ها نشان می دهد که بیشتر زنان مورد همسرآزاری قرارمی گیرند.
پنهان نگهداشتن مشکلات هر چند کوچک زندگی  با همسر باعث تجمیع این مشکلات شده و منجر به همسرآزاری می شود.
عوارض و عواقب همسرآزاری
عوارض جسمی به صورت جراحات بدنی، کبودی و شکستگی استخوان ظاهر می شود. عوارض روانی نظیر کاهش اعتماد به نفس ،افسردگی، احساسات منفی ،کاهش میل جنسی و ترس از جنس مخالف بروز می کند.
ازدیگر عواقب همسر آزاری می توان به فرار از خانه، تعلل در تربیت فرزندان، طلاق عاطفی و کاهش اميد به زندگی اشاره کرد.
درمان همسر آزاری
1-اولین قدم بیرون آوردن زن یا مرد از محیطی که مورد همسرآزاری قرارگرفته است.
2-کاهش وابستگی اقتصادی به همسر حتی در شرایط عادی.استقلال اقتصادی زن در خانواده به کاهش آسیب های اجتماعی کمک می کند.
3-مشاوره زناشویی و مدیریت خانواده با متخصصان.
4-راه اندازی مراکز مداخله دربحران های خانوادگی توسط پلیس ،بخش خصوصی و سازمان بهزیستی.
5-اصلاح قانون مدنی ،به طوری که مردان حق اخراج زنان را ازمنزل نداشته و مردان موظف به بیمه کردن زنان خانه دار باشند.
6-آموزش مهارت های زندگی به خانواده ها به ویژه درمناطق محروم و روستاها؛ آموزش مسائل جنسي.
7-ارائه خدمات حمایتی برای زنان قربانی خشونت مثل حمایت های بیمه ای و مالی توسط نهادهای دولتی .
8-درمان دارویی و روانی معتادان و خانواده های آنان.
9-ریشه کنی فقر اقتصادی و بیکاری.
10- تقویت نهادهای مدنی فعال در زمینه مسایل خانوادگی.
11-تشکیل حلقه های افزایش کیفیت زندگی درخانواده ها توسط نخبگان و جوانان خانواده،به منظور بحث و بهبود نگرش اعضای سنتی باتوجه به پیشرفت های جدید علمی درحوزه های فرهنگی و اجتماعی.
 
 
منتشرشده در یادداشت

* حقیر و همکارانم  در منطقه 2 تهران از سالیان بسیار دور علی رغم تنگ نظری ها ، ممانعت ها و فشارهای گوناگون تلاش کردیم به همگان بگوییم که در برخی از مدارس منطقه مشکلات و مسائل مالی و اداری وجود دارد و متاسفانه عملکرد  برخی از مدیران  معدود مدارس در نبود نظارت کافی و وافی از سوی مراجع قانونی و نهادهای مربوطه موجب گردیده است تا اعتماد معلمان و اولیاء دانش آموزان نسبت به نهاد مقدس تعلیم و تربیت و مدرسه و عملکرد آن احتمالا مخدوش شود و در افکار عمومی  همه را به یک چشم ببینند !


بی نام تو نامه کی کنم باز

شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل /  نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد

مقام معظم رهبری در مرقومه ای که برای همایش راه های جلوگیری از فساد و مبارزه با آن  ارسال فرمودند بیان نمودند  که تا هر کجا  که باشد و از هر که سر زده باشد پی گیری کنید و حتما اینجانب حمایت خواهم نمود. روسای محترم سه قوه خصوصا ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران  تاکید داشتند که فساد باعث گردیده که چهره مقدس نظام جمهوری اسلامی  که اساسا برای از بین بردن اقسام واشکال فساد تاسیس گردیده است  زشت و مخدوش گردد تا جایی که امروز تلاش برای از بین بردن فساد  همانند تلاش برای به دست آوردن استقلال و مبارزه با استعمار با اهمیت نشان داده شده است.

حقیر و همکارانم  در منطقه 2 تهران از سالیان بسیار دور علی رغم تنگ نظری ها ، ممانعت ها و فشارهای گوناگون تلاش کردیم به همگان بگوییم که در برخی از مدارس منطقه مشکلات و مسائل مالی و اداری وجود دارد و متاسفانه عملکرد  برخی از مدیران  معدود مدارس در نبود نظارت کافی و وافی از سوی مراجع قانونی و نهادهای مربوطه موجب گردیده است تا اعتماد معلمان و اولیاء دانش آموزان نسبت به نهاد مقدس تعلیم و تربیت و مدرسه احتمالا مخدوش شود و در افکار عمومی  همه را به یک چشم ببینند !

به طور اختصار ، به برخی از این سوء استفاده ها و مشکلات اشاره می گردد :

1-دریافت دو الی سه برابری شهریه مصوب آموزش و پرورش بابت کلاس های فوق برنامه وکنکور .معروض می دارم طبق مصوبه شماره 147 مورخ 29/2/93 شورای آموزش و پرورش شهریه دریافتی بابت کلاس های فوق برنامه و پشتیبانی در  طول سال در مدارس عادی متوسطه دور اول 245000تومان در متوسطه دور دوم 315000تومان و بابت کلاس های کنکور وفوق برنامه سال چهارم  در طول سال تحصیلی مبلغ 870000تومان می باشد که در بعضی مدارس علی الخصوص در کنکور دو االی سه برابر دریافت گردیده است . همچنین طبق همین مصوبه 147 مورخ 29/2/93 در مدارس نمونه دولتی متوسطه دور اول بابت فوق برنامه در طول سال مبلغ 560000تومان و در متوسطه دور دوم بابت فوق برنامه در طول سال مبلغ 795000تومان و درپایه چهارم بابت کلاس کنکور و فوق برنامه در طول سال تحصیلی مبلغ 1530000تومان باید دریافت گردد در صورتی که در برخی از مدارس دوره  دوم متوسطه منطقه 2 بابت فوق برنامه 1200000الی 1500000تومان و بابت کلاس کنکور درطول سال تحصیلی 3000000الی 3500000تومان اعلام و دریافت می گردد . تازه کلاس های  تابستانی خود داستانی دیگر دارند ...

2-عدم اختصاص ساعات واقعی فوق برنامه و کنکور بابت هزینه های دریافتی و ارائه بعضی از این ساعات در دل ساعات مصوب درسی در دل برنامه که از ساعت 7:30الی 12:30 بر گزار می گردد در صورتی که باید بعد از این ساعات کلاس های فوق برنامه برگزار گردد .

3-استفاده از دبیران بازنشسته ونیروهای رسمی و حتی نیروهای آزاد علی رغم اینکه نیروهای توانمند موظف منطقه هنوز برای ساعات موظف ساماندهی نگردیده اند .

4-مبالغه درتوانمندی و مدارک تحصیلی و بیان مدرک تحصیلی غیر واقعی برای دبیرانی که در کلاس چهارم و کنکور مشغول به کار هستند برای فریب افکار  اولیاء  جهت اخذ و توجیه مبالغ خارج از عرف و مصوبات آموزش وپرورش ؛ به عنوان مثال ؛ دبیری که فوق دیپلم برق است لیسانس یا فوق لیسانس و دبیری که فوق لیسانس می باشد دکتری معرفی می گردد .

5- در برخی از مدارس، بعضا عدم واریز مبالغ دریافتی خارج از عرف به حساب مدرسه و عدم ارائه رسید به اولیا بابت مبالغ پرداختی جهت غیر قابل حسابرسی نمودن این مبالغ.

راه کارهایی که به نظر این حقیر برای خاتمه دادن به وضعیت موجود می رسد را در ذیل به عرض می رسانم :

1-از طریق پوستر ها و آگهی ها به اولیاء دانش آموزان اطلاع رسانی و تاکید شود که مبالغ پرداختی بابت عناوین مختلف ( کمک مردمی ، کلاس های فوق برنامه ، کلاس های کنکور و کلاس های تقویتی به یکی از صورت های زیر انجام گیرد . )

*مراجعه به بانک و واریز به حساب مدرسه و عودت قبض رسید پرداخت ( نسخه مشتری ) به معاون مربوطه و دریافت رسید از معاون مربوطه

*در صورت پرداخت مبلغ به صورت چندین چک مدت دار در متن چک حتما قید گردد به حساب شماره ...( حساب مدرسه ) واریز گردد و از معاون مربوطه رسید دریافت شود .

*استفاده از دستگاه کارت خوان و دریافت رسید و همچنین اخذ رسید از معاون مربوطه

2-هنگام ثبت نام فرم هایی که از قبل تهیه و تنظیم گردیده و در آن میزان و چگونگی پرداخت مبلغ بابت موارد مختلف درج شده به اولیاء ارائه شود و پس از تکمیل و توسط معاون مربوطه جمع آوری شده و در پرونده دانش آموزان بایگانی گردد .

3-آگاه نمودن مدیر و معاونین مدرسه از نحوه عملکرد و جواب گویی آن ها در قبال مسائل مالی  مدرسه طبق مصوبات و بخشنامه ها و تفهیم آنان مبنی بر این که دریافت پول تحت هر عنوان به صورت نقدی و چک حامل خلاف بوده و در صورت مشخص شدن تخلف مدیر و معاونین خاطی و نماینده دبیران و رئیس انجمن اولیاء مورد بازخواست قرار خواهند گرفت ( در ضمن مدارس نباید دو حساب داشته باشند . )

4-ملزم نمودن و متعهد نمودن نماینده دبیران و رئیس انجمن اولیاء به عنوان شورای مالی مدرسه در نظارت واقعی در منابع مالی و هزینه ها طبق مستندات و دقت در چگونگی هزینه کرد منابع مالی علی الخصوص در زمینه تنخواه ، هزینه های عمرانی و پرداختی ها بابت حق التدریس ، کلاس کنکور و تقویتی طبق فاکتورهای واقعی و لیست های پرداخت ماهیانه .

5-برخورد واقعی با مدیران متخلف به صورت اخطار کتبی ، درج توبیخ در پرونده و در نهایت معزول نمودن مدیر و باز پس گیری مبالغی که احتمالا به صورت رشوه و رانت توسط مدیر و معاونین دریافت گردیده است .

تاکید دارم این امر برای عبرت پذیری و پیش گیری از تکرار تخلف مدیران بسیار ضروری است .

6-نظارت دوره ای بر مسائل مدرسه و چگونگی عملکرد به تعهدات و قول های داده شده به دانش آموزان و دبیران در زمان های مشخص که از قبل تعیین شده توسط بازرسین منطقه و بازرسین استان و بازرسی های میدانی و نامحسوس توسط بازرسین مجرب و کارآزموده علی الخصوص از مدرسه ای که از آن ها شکایاتی صورت گرفته است .

7-برگزاری جلسات دوره ای با حضور مدیر منطقه ، بازرسی و حراست و مسئول انجمن اولیاء منطقه و نمایندگان دبیران مدارس و چند تن از دبیران مقاطع مختلف به همراه معاونت و مسئول مقطع و استماع مشکلات فرهنگیان

8-استفاده از دبیران مجرب و رسمی موظف در بحث کلاس های کنکور و تقویتی طبق مصوبات وزارت آموزش و پرورش برای رفع بی انگیزگی و خارج شدن این گونه کلاس ها از دست باندها و افراد خاص منفعت طلب

9-احیاء و اجرا نمودن فرم یک آموز در مقاطع مختلف علی الخصوص در مقطع متوسطه دوره دوم در بحث سامان دهی دبیران در مدارس

10--ارائه بیلان  وگزارش مالی سالیانه مدرسه توسط مدیر در جلسه انجمن و اولیا وشورای دبیران در آخر سال تصیلی ویا اوایل سال تحصیلی جدید .

در پایان ، امیدوارم مدیر محترم اداره آموزش و پرورش  منطقه 2 و سایر مسئولان مربوطه هر چه سریع تر در رفع معضلات  مطروحه بذل توجه نموده واقدامات لازم را جاری بفرمایند و با توجه به فرامین مقام معظم رهبری و سخنان  ریاست  جمهوری محبوب ومردمی در مبارزه با فساد اقتصادی واداری همه دست در دست در این راستا گام برداریم    

و من الله توفیق

امضا محفوظ

( نام مدارس متخلف از قانون در سخن معلم موجود است و در صورت درخواست مراجع قانونی ارائه خواهد شد . )

 

منتشرشده در یادداشت

از شب قبل من و داداشم با ذوق و شوق منتظر رسیدن فردا بودیم. مادر لباس های بابا را اتو می کرد ، پدرم کفش هایش را واکس می زد و …

همه چیز آماده ی رفتن به مراسم تجلیل از بازنشستگان فرهنگی بود.

صبح بود . پدرم سر و رویی صفا داد و راهی شد ؛ او را تا دم در همراهی کردیم . من به داشتن همچین بابای مهربان، دلسوز،کم ادعا و زحمت کشی می بالم همیشه به او عشق می ورزم اما نمی دانم چرا این روزها که به تازگی بازنشسته شده دوست داشتنی تر شده. خاصه اینکه بعد از این همه سال خدمت صادقانه که من همواره شاهد آن در طول سالیان زندگی ام بودم و اینکه دیگر کسی سراغش را نمی گیرد بیشتر دلم می سوزد. وقتی صبح ها دیگر صدای رفتن او را به محل کار نمی شنوم از شما چه پنهان ، دلم می گیرد نه اینکه دوست داشته باشم در رنج و عذاب باشد نه! اما …

هر چه بود از برگزاری چنین مراسمی برای تجلیل از بازنشستگان بیشتر به خاطر او شاد بودم . بعد از گذشت چند ساعت فرجام صدای قفل در ؛ خبر از آمدن پدر می داد . مشتاقانه به سویش رفتم لبخند همیشگی اش زینت بخش صورت پر ابهت و مردانه اش بود و آن نگاه مظلومانه و معصومانه اش که گاه آتش به قلبم می زد لابد می پرسید چرا ؟

در دست های مهربانش پوشه ی صورتی رنگی بود که برگه ی تجلیل و تقدیرش در آن جای گرفته بود و کارت هدیه ای ۳۰هزار تومانی که به محض ورود با شرمندگی و احترام آن را به مادرم تقدیم کرد.

نه باورم نمی شد ! برادرم دو ، سه بار سوال کرد بابا ۳۰ هزار تومان یا ۳۰۰ هزار تومان و پدرم بوسه ای بر گونه اش نشاند که جان پدر پول که اهمیتی ندارد ؛  مهم این است که با سلامتی کنار هم هستیم و با سرافرازی این همه سال را گذرانده ایم و …

سخنانش مثل همیشه بدجور به دلم می نشیند ،  اما نمی تواند قلب ملتهب مرا آرام کند ؛ آخر با چه محاسبه ای شاید طنز مادرم درست باشد که:

بچه ها سالی ۱۰۰۰تومان بد هم نیست ! فکر کنم دست و دل باز شده اند!

و بالاخره آن حرفی که همیشه ی خدا فرهنگیان را از پا درآورده را تکرار کرد : بالاخره ما زیادی هستیم نه ببخشید زیادیم دیگر بودجه نمی رسد بیشتر از این ها و …

و آیا به واقع این حق تقدیر از کسانی است که عمر خود را برای خدمت در راه آموزش و پرورش فرزندان ایران عزیز صرف کرده اند ؟!

بگذریم ؛ بله بگذریم وقتی پدر بعد از آن همه سال کار و تلاش بی توقع و ساده می گذرد باید من هم بی توقع باشم اما نمی دانم چرا دلم می سوزد … :

برای مادرم که باید چند سال دیگر این گونه از دست های زحمت کش اش تقدیر شود …

دلم می سوزد برای برادرم ، برای خلوت و تفکرات کودکانه اش در این باب …

دلم می سوزد برای بچه های سرزمینم که معلمان شان این گونه به جُرم زیادی حتی در مراسم تقدیر هم تحقیر می شوند …

دلم می سوزد برای وطنم که بودجه ای برای متصدیان آموزش اش ندارد …

دلم می سوزد برای تمام شیر زنان و غیور مردان سرزمینم که چه خالصانه وظیفه سنگین تعلیم و تربیت فرزندان ایران را به دوش می کشند …

دلم می سوزد برای معلم عزیز بروجردی که چندی قبل از میان ما چه مظلومانه پرگشود و رفت …

دلم می سوزد برای همه !

برای همه ی همه ی همه

با آرزوی موفیت و سربلندی برای تمام معلمان سرزمینم …

روناش

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در بازنشستگان

رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس با انتقاد از عملکرد آموزش و پرورش در خرید خدمت از افراد آزاد برای ارایه خدمات پرورشی، گفت: اقدام اخیر دولت در لغو یک روز اضافه کار معلمان مقطع ابتدایی نیز تامل برانگیز است.

سید حسین نقوی‌حسینی در گفت وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری خانه ملت٬ با یادآوری ارسال نامه ‏ای به رئیس‌جمهور از سوی ۱۰۱ نماینده مجلس٬ در خصوص اختصاص سرفصل ویژه «توسعه عدالت آموزشی کودکان و نوجوانان» در بودجه ۹۴ و برنامه ششم توسعه، گفت: دلیل نگارش و تدوین این نامه تصمیمات عجیب و غریبی است که در چند ماه گذشته در آموزش و پرورش گرفته شده است.

نماینده مردم پیشوا و ورامین در مجلس شورای اسلامی٬ با تاکید بر اینکه سرمایه یک کشور نسل آینده آن است٬ گفت: اگر برای جوانان و نوجوانان برنامه ویژه و دارای افق روشن در حوزه آموزش گذاشته نشود در آینده باید منتظر خسارات فراوانی در تمامی حوزه ها باشیم.

این نماینده مردم در مجلس نهم٬ ادامه داد: مجلس انتظار دارد دولت برنامه مدون٬ شفاف و دارای پشتیبانی اعتبارات برای تقویت آموزش وپرورش نسل جوان و نوجوان پیش‌بینی کند.

وی با بیان اینکه واگذاری مدارس دولتی به بخش خصوصی یکی از دلایل تدوین و نگارش نامه به رئیس‌جمهور بوده است٬ گفت: متاسفانه اقدامات عجیبی در آموزش وپرورش در حال وقوع است یکی از این اقدامات واگذاری‌ مدارس و خرید خدمت از افراد آزاد برای آموزش نوجوانان است.

نقوی‌حسینی ادامه داد: خرید خدمت از افراد آزاد یعنی آموزش و پرورش افرادی را به کار گرفته که بدون آموزش‌های معلمی و بدون اینکه دوره تربیت معلم وآموزش‌های لازم را دیده باشند اقدام به آموزش دانش‌آموزان می‌کنند که این‌ افراد به هیچ وجه با فنون آموزش و پرورش آشنا نیستند و روان شناسی کودک را نمی‌دانند و دوره‌های تربیت معلمی را نیز ندیده‌اند.

وی گفت: حال سوال این‌ است که چگونه افرادی که دوره‌ای از معلمی ندیده‌اند می‌توانند به آموزش بچه‌ها مشغول شود و با آن‌ها کار پرورشی کنند.

رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس شورای اسلامی٬ با یادآوری اقدام اخیر دولت در لغو یک روز اضافه کار معلمان مقطع ابتدایی٬ افزود: معلمان ابتدایی یک روز اضافه بر کارشان در مدارس حاضر می‌شدند برای اینکه ۵ روز هفته را در مدرسه باشند که این روز اضافه در قالب حق‌الزحمه به آن‌ها پرداخت می‌شد در حال حاضر آموزش و پرورش در بخش‌نامه‌ای اعلام کرده که یک روز را معلمان ابتدایی دیگر نیایند که در این‌جا دانش‌آموزان بدون معلم بلاتکلیف می‌مانند که این برای حوزه آموزش و پرورش خسارت آفرین است.

اخیرا جمعی از نمایندگان مجلس در نامه‏‌ای به رئیس جمهور از اختصاص سرفصل ویژه «توسعه عدالت آموزشی کودکان و نوجوانان» در بودجه ۹۴ و برنامه ششم توسعه، حمایت کردند.

 

 زبان فارسی در مدارس زیاد طرفدار ندارد، زبان انگلیسی هم همین‌طور ولی با این حال طرفداران زبان عربی در مدارس از این دو نیز کمتر است تا آنجا که بی‌میلی به این درس را می‌شود از عضلات منقبض صورت دانش‌آموزان وقتی نام درس عربی می‌آید، فهمید.

عربی زبان آسانی نیست، یعنی از زبان فارسی پیچیده‌تر است و قواعدی گیج‌کننده دارد. این ذات این زبان است اما سال‌هاست کتاب‌های درسی نیز مزید بر علت شده و این پیچیدگی ذاتی را پیچیده‌تر کرده است.

دانش‌آموزانی که هنوز در سیستم قدیم آموزشی درس می‌خوانند یعنی هنوز دانش‌آموز دبیرستان محسوب می‌شوند، نه دانش‌آموز دوره متوسطه دوم، همچنان با کتاب‌های خشک و بی‌انعطاف عربی کلنجار می‌روند اما دانش‌آموزان پایه‌های هفتم و هشتم یعنی اول و دوم راهنمایی قدیم، دو سال است دو کتاب تازه‌تالیف می‌خوانند که یک سر و گردن از کتاب‌های قدیم بالاتر است.

از جلد کتاب که شروع کنیم، کتاب عربی پایه هفتم، نام چهار فصل سال را به عربی یاد می‌دهد و کتاب هشتم ترجمه‌شده این شعر حافظ را: از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه / دارم من از فراقش در دیده صد علامت

تاکید اصلی درس‌های این دو کتاب نیز بر آموزش لغات است. به طوری که مولفان کتاب هشتم در مقدمه توضیح داده‌اند، دانش‌آموزان تا پایان سال 200 واژه پرکاربرد عربی را خواهند آموخت و اگر این لغات را با 400 واژه آموخته‌شده در سال هفتم جمع کنند، در مجموع 600 لغت عربی را در حافظه دارند که برای خواندن و فهم قرآن، احادیث، روایات و حتی متون فارسی به کارشان می‌آید.

آنچه به‌وضوح مشهود است، حضور کمرنگ قواعد در کتاب‌های جدید است؛ به طوری که حالا دانش آموزان پایه هفتم و هشتم مثل دانش‌آموزان پیش از خود مجبور نیستند دغدغه ذهب، ذهبا، ذهبوا را داشته باشند و به‌سختی صیغه‌های فعل را صرف کنند.

اباذر عباچی مولف کتاب‌های عربی پایه‌های هفتم و هشتم تاکید می‌کند که آزاد کردن دانش‌آموزان از قید قواعد، تعمدی بوده تا آنها با لذت بیشتری عربی را بخوانند. او می‌گوید که کتاب‌های تازه‌تالیف، نوشته شده تا به دانش‌آموزان لغت آموزش دهد و بی آنکه از آنها بخواهد مدام فعل ذهب را صرف کنند، به آنان بیاموزد ذهب در هر 14 صیغه‌اش، معنی رفتن می‌دهد که این یعنی تاکید بر ترجمه.

او معتقد است که وقتی دانش‌آموزان واژه‌ها را بشناسند و معنی آنها را درک کنند، کم‌کم زبان شان نیز برای حرف زدن باز می‌شود و به آموختن عربی علاقه پیدا می‌کنند که فرشته عالیخانی، معلم عربی اول متوسطه می‌گوید تا حدی این چنین شده است.

او توضیح می‌دهد که کمرنگ‌شدن قواعد در کتاب‌های درسی و تاکیدش بر آموزش لغات و تمرین مکالمه، کلاس‌ها را از خشکی و کسالت قدیم درآورده و اگر معلم ابتکار داشته باشد و از روش‌های تدریس گروهی استفاده کند، آموزش عربی بر مبنای کتاب‌های جدید، جذاب‌تر می‌شود.

با این حال، مجید زهرایی معلم عربی دوره متوسطه به ما توضیح می‌دهد که این تاکید زیاد بر لغات، آموختن را برای دانش‌آموزان سخت کرده چون اصل را بر محفوظات گذاشته که خوشایند بیشتر دانش‌آموزان نیست.

او در واقع اغلب دانش‌آموزان را هنوز دلزده از عربی و بی‌رغبت به یادگیری می‌بیند و می‌گوید که اگر در کتاب‌ها درس‌هایی گنجانده می شد که مبنایش روش مباحثه بود و دانش‌آموزان را به مشارکت وا می‌داشت یا مثلا در درس‌ها مسابقه‌هایی را طراحی می‌کرد که بچه‌ها را هیجان‌زده می‌کرد و بر سر شوق می‌آورد، یادگیری، دل چسب‌تر و آسان‌تر می‌شد.

با این حال عباچی معتقد است که جداول کلمات متقاطعی که در کتاب هشتم گنجانده شده، هدفش آموزش لغات همراه با سرگرمی است که به این نیاز پاسخ می‌دهد؛ جداولی که به گفته او قرار است در کتاب عربی کلاس نهم نیز به صورت یک درس در میان طراحی شود و آموزش و سرگرمی را توامان دنبال کند.

حجم زیاد کتاب و سرنوشت مدارس دولتی

اما چالش درس عربی در ایران فقط به جذاب نبودن کتاب مربوط نیست، هرچند شمشاد کاظمی مدرس ضمن خدمت درس عربی، به جذابیت کتاب‌های تازه‌تالیف خدشه وارد می‌کند و می‌گوید: عیب این کتاب‌ها این است که به زبان بچه‌گانه نوشته نشده و جذابیتش به همین دلیل مخدوش است.

با این حال حتی کاظمی نیز این عامل را دلیل اصلی اکراه دانش‌آموزان نسبت به درس عربی نمی‌داند و تاکید می‌کند که یکی از دافعه‌های این کتاب‌ها حجم زیاد آنهاست که هم معلمان و هم دانش‌آموزان را به گلایه‌مندی کشانده است.

کاظمی می‌گوید که درس‌های کتاب (به‌خصوص کتاب هشتم) طولانی است و برخی از مباحث آن زیاد تکرار می‌شود که این تکرار موجب دلزدگی می‌شود و این دلزدگی اعتماد به نفس دانش‌آموزان (به‌خصوص در مدارس دولتی) را برای یادگیری عربی پایین می‌آورد.

زهرایی نیز همین نظر را دارد و می‌گوید که در نظرسنجی از دانش‌آموزانش دریافته سه‌چهارم آنها کتاب تازه‌تالیف را سخت می‌دانند.

او البته به حجم زیاد کتاب‌ها هم انتقاد دارد و‌ می‌گوید که تدریس تقریبا 20 صفحه از کتاب در هر ماه کار سنگینی است؛ به‌ویژه در مدارس دولتی که کلاس‌ها شلوغ است و تمرکز و فرصت تکرار در آنها اندک.

فرشته عالیخانی، دیگر معلم عربی نیز به حجم زیاد کتاب‌ها انتقاد دارد و می‌گوید که 120 صفحه کتاب برای پایه هشتم و صد صفحه کتاب برای پایه هفتم که مملو از لغات است، فرصت تمرین و تکرار را کاهش می‌دهد؛ به‌ویژه در مدارس دولتی که تراکم دانش‌آموز بالاست.

اما تقریبا هیچ کدام از این انتقادات مورد پذیرش عباچی، مولف کتاب، نیست. او می‌گوید که انتقاد از حجم کتاب‌ها به این علت است که هنوز برخی از معلمان نمی‌خواهند دست از تدریس قواعد بردارند و بیشتر وقت کلاس را صرف این کار می‌کنند، در حالی که رویکرد آموزش و پرورش، ایجاد توانایی خواندن و ترجمه کردن متون عربی است.

عباچی البته می‌گوید که اگر به این نتیجه برسند که حجم کتاب زیاد است، آن را کم خواهند کرد ولی مشکل نه در حجم کتاب که در روش تدریس معلمان است.

این گفته او را عالیخانی نیز تایید می‌کند و می‌گوید که موفقیت در درس عربی به‌شدت به روش تدریس معلمان وابسته است؛ به طوری که مثلا اگر معلم از روش تدریس گروهی استفاده کند و آموزش عربی در کلاس را به مسابقه تبدیل کند، شیرینی پیروزی و نمره مثبت گرفتن، موجب یادگیری در آنها می‌شود.

پس دوباره می‌رسیم به همان مشکل قدیمی که سنتی بودن خیل عظیمی از معلمان درس عربی است؛ معلمانی که در بین آنها افراد غیرمتخصص نیز یافت می‌شود و اغلب نیز قادر به مکالمه به زبان عربی نیستند. معلمی که بتواند به زبانی که تدریس می‌کند، حرف بزند بی‌شک جذابیت زیادی برای دانش‌آموزان دارد اما چون چنین نیروهایی کمتر در دسترسند و تعداد کسانی که روش‌های خلاقانه تدریس را به کار می‌گیرند، کمتر از این است، عربی هنوز درسی دوست‌نداشتنی در مدارس است.

اصل 16 قانون اساسی معطل مانده

این باور که خواندن درس عربی در زندگی بی‌فایده است، در نسل ما و قبل از ما و بعد از ما یک باور مسری بوده و هست و با چند کتاب تازه‌تالیف هم این باور اصلاح نمی‌شود چون باید مجموعه‌ای از عوامل دست به دست هم بدهند تا دانش‌آموزان به این نتیجه برسند که عربی، شیرین و مفید است.

زمانی که قانون اساسی ایران نوشته می‌شد، در اصل شانزدهم آن همین موضوع پیش‌بینی شده بود که نوشته شد: از آنجا که زبان قرآن و علوم و معارف اسلامی، عربی است و ادبیات فارسی کاملا با آن آمیخته است، این زبان باید پس از دوره ابتدایی تا پایان دوره متوسطه در همه کلاس‌ها و در همه رشته‌ها تدریس شود.

پس اگر مبنا قانون اساسی کشورمان هم باشد، درس عربی در مدارس باید از بی‌حالی کنونی خارج شود و به عنوان یک نیاز به آن نگاه شود؛ به‌خصوص برای بهتر درک کردن متون فارسی کهن که در عهد رونق زبان عربی در ایران نوشته شده است.

این موضوع باید برای دانش‌آموزان تشریح شود تا بدانند که حداقل فایده‌ای که از آموختن زبان عربی می‌برند این است که به فهم ادبیات فارسی، این زبان مادری دوست‌داشتنی، کمک می‌کند تا آنجا که اگر عربی بدانند، خواهند فهمید که حافظ در نخستین مصراع از دیوان اشعارش خطاب به ساقی گفته که جام را به سمت من بگردان و از آن به من بنوشان (الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها).

جام جم

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در آموزش نوین

educationبودجه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اسناد بالادستی، بیانگر منابع و مصارف دولت طی یک‌سال مشخص است. بررسی تغییرات بودجه‌های سالانه می‌تواند دید نسبتا خوبی از سیاست‌های پیش‌روی دولت به‌دست دهد. از این رو در سال گذشته، سرویس اقتصادی روزنامه «شرق» همزمان با ارایه اولین لایحه بودجه توسط «دولت تدبیر و امید»، به بررسی تفصیلی ارقام این سند با ارایه جزییات بودجه هر دستگاه پرداخت. هم‌اکنون با ارایه لایحه سال1394 از سوی دولت- همانند سال قبل- این رویه پیگیری خواهد شد.

در بخش اول این گزارش‌ها به بررسی بودجه پیشنهادی وزارتخانه‌ آموزش‌وپرورش پرداخته شده است و در ادامه به سایر نهادها و وزارتخانه‌ها (به ترتیب الفبایی) پرداخته می‌شود. امید است این بررسی به روشن‌تر‌شدن ابعاد بودجه‌ریزی در ایران و نقد‌ و بررسی هر‌چه‌بیشتر این موضوع منجر شود.  «وزارت آموزش‌وپرورش» از دستگاه‌هایی است که طی سالیان گذشته همواره از کمبود بودجه در امان نبوده است. بر اساس اصل سی‌ام قانون‌اساسی، دولت موظف است وسایل آموزش‌و‌پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم کند و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به‌صورت رایگان گسترش دهد. این تعهدات، بار قانونی و مسوولیت بسیاری را بر دوش این نهاد اثرگذار گذاشته است. این وزارتخانه با بیش از 12میلیون‌دانش‌آموز در سطح کشور، در ارتباط است که علاوه بر گستردگی و پراکندگی فعالیت‌های آموزشی‌ و پرورشی، تعهدات مالی بسیاری را برای دولت در پی دارد.

  1- بر اساس ارقام لایحه بودجه ارایه‌شده به مجلس، بودجه پیشنهادی این وزارتخانه و نهادهای مرتبط با آن در سال آینده در مجموع بالغ بر 253‌هزار‌میلیارد‌ریال می‌شود که نسبت به بودجه مصوب 1393، رشد 23درصدی نشان می‌دهد. سهم این بخش از مصارف بودجه عمومی دولت در قانون بودجه سال‌جاری، معادل 9/7درصد بود که در لایحه بودجه پیشنهادی به 11/3درصد افزایش یافته است. به نظر می‌رسد این افزایش، بیانگر توجه جدی دولت به رفع مشکلات در این حوزه است. 

2- همانند سالیان گذشته، بخش عمده بودجه این وزارتخانه مربوط به « ادارات کل آموزش‌وپرورش استان‌ها » است که با 225‌هزار‌میلیارد‌ریال، 89درصد کل مصارف وزارتخانه آموزش‌وپرورش را به خود اختصاص داده و نسبت به قانون بودجه سال‌جاری 22درصد رشد دارد. همچنین رقم مربوط به «دبیرخانه شورای عالی آموزش‌و‌پرورش» از 33 به 37‌میلیارد‌ریال رسیده است که نسبت به رقم مصوب1393، معادل 12درصد افزایش نشان می‌دهد.

  3- بودجه مربوط به سرفصل«کیفیت‌بخشی به فعالیت‌های آموزشی و پرورشی و توسعه عدالت آموزشی» با 20‌درصد افزایش از دو‌هزارو500میلیارد‌ریال در قانون بودجه سال‌جاری به سه‌هزار‌میلیارد‌ریال در لایحه افزایش یافته است. توجه به بحث توسعه عدالت آموزشی برای اولین‌بار در لایحه بودجه مورد توجه قرار گرفته است که امید می‌رود در عمل نیز توجه جدی به این رویکرد وجود داشته باشد.

  4- «یارانه پرداختی دولت بابت دفترچه، تغذیه رایگان و امور رفاهی دانش‌آموزان مناطق محروم» از 400‌میلیارد‌ریال در قانون بودجه سال1393 به 415‌میلیارد‌ریال در لایحه پیشنهادی دولت رسیده است که چهار‌درصد رشد نشان می‌دهد. سرفصل «کمک به ایاب‌وذهاب دانش‌آموزان مناطق روستایی‌» بدون تغییر نسبت به رقم مصوب سال‌جاری در سطح 600‌میلیارد‌ریال ثابت مانده است. 

5- رقم پیشنهادی مربوط به بودجه «سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور» با 23درصد افزایش از پنج‌هزارو265میلیاردریال در قانون بودجه سال‌جاری‌به‌‌شش‌هزارو459میلیارد‌ریال در لایحه پیشنهادی رسیده است که سه‌درصد بودجه پیشنهادی این دستگاه را به خود اختصاص می‌دهد. این سازمان که در سال1354 تاسیس شده است، وظیفه ساخت، توسعه و تجهیز فضاهای آموزشی و پرورشی استاندارد، مقاوم و متناسب با اولویت‌ها را بر‌عهده دارد.

  6- رقم مربوط به «یارانه مسکن فرهنگیان» تنها سرفصلی است که در بودجه این دستگاه با کاهش مواجه شده و از 392‌میلیارد‌ریال در قانون بودجه سال1393 به 300میلیارد‌ریال در لایحه پیشنهادی سال آینده رسیده است. همچنین سرفصل «کمک دولت جهت تامین بخشی از بهای تمام‌شده کتاب‌های درسی» در لایحه پیشنهادی سال آینده حذف شده است.

  7- «دانشگاه شهید رجایی»، «دانشگاه فرهنگیان» و «دانشگاه فنی‌ و حرفه‌ای» ، سه‌دانشگاه زیر نظر وزارت آموزش‌و‌پرورش هستند که در مجموع هشت‌هزارو590میلیارد‌ریال از بودجه این بخش را در لایحه پیشنهادی به خود اختصاص می‌دهند که بیش از سه‌درصد کل بودجه این وزارتخانه است.
بخش عمده (62درصد) این رقم مربوط به دانشگاه فنی و حرفه‌ای است. شایان ذکر است بودجه این دانشگاه نسبت به قانون بودجه سال1393 با افزایش 110درصدی مواجه شده است که بیانگر توجه جدی دولت به فعالیت‌های فنی و حرفه‌ای در سال آینده است.

همچنین بر اساس لایحه پیشنهادی، بودجه دانشگاه شهید رجایی 52درصد افزایش و بودجه دانشگاه فرهنگیان 83‌درصد رشد نسبت به رقم مصوب بودجه سال‌جاری نشان می‌دهد که با توجه به رشد بودجه پیشنهادی بیش از نرخ تورم، می‌توان انتظار بهبود شرایط در این دو دانشگاه تحت‌نظر وزارتخانه را داشت. 8- بودجه پیشنهادی «سازمان آموزش‌وپرورش استثنایی» با رشد قابل‌توجه159درصدی، از 155میلیاردریال در قانون بودجه سال1393 به 401میلیارد‌ریال در لایحه پیشنهادی سال آینده رسیده است. وظیفه اصلی این سازمان طراحی سیستم‌های آموزشی، پرورشی و توان بخشی به‌نحوی است که ناتوانی‌های ذهنی و جسمی دانش‌آموزان استثنایی جبران شود تا بتوانند پس از گذراندن مراحل تحصیلی خود، موقعیت اجتماعی و اقتصادی مناسب شرایط خویش را به دست آورند.

9- بودجه پیشنهادی «نهضت سوادآموزی» با شش‌درصد افزایش، از دوهزارو480میلیاردریال به دوهزارو632میلیارد‌ریال افزایش یافته است که این رقم یک‌درصد از کل بودجه پیشنهادی این بخش را به خود اختصاص می‌دهد. این سازمان وظیفه سوادآموزی به کودکان بازمانده از تحصیل و بزرگسالان بی‌سواد یا کم‌سواد را برعهده دارد. شایان ذکر است در سال۱۳۹۰ با توجه به رشد نرخ باسوادی، پیشنهاد انحلال این سازمان مطرح شد ولی در نهایت این سازمان به یکی از معاونت‌های سازمان آموزش‌و‌پرورش تبدیل و واحدهای استانی آن در وزارت آموزش‌و‌پرورش ادغام شد. 10- «شرکت سهامی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» نهادی فرهنگی و هنری است که در سال1344 تاسیس شد و پس از انقلاب اسلامی به‌عنوان نهادی وابسته به وزارت آموزش‌وپرورش درآمد. رقم مصوب بودجه این نهاد در سال1393 بالغ بر 650‌میلیارد‌ریال بود که با رشدی 13‌درصدی در لایحه پیشنهادی به 734‌میلیارد‌ریال افزایش یافته است.

سعیده شفیعی-روزنامه شرق

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور