اعتراض اخير معلمان به وضعيت معيشتي خود امر تازهاي نيست. آنان در روزهاي پاياني سال گذشته نيز مقابل مجلس اعتراضاتي را مطرح كرده بودند. اما اين بار در روز پنجشنبه اعتراضات در چندين شهر كشور گسترش يافت تا اين پيام به مسئولين برسد كه معلمان همچنان منتظر پيگيري مطالبات شان هستند. در اين ميان دولت همچنان در حال اجراي سياستهاي اقتصادي مربوط به خصوصي سازي آموزش است و بخشي از انتقادات جامعه معلمين به اين بخش از سياستهاي دولت در جهت كالايي سازي آموزش است.
فريبرز رئيسدانا اقتصاددان در گفت وگويي با ما اين مسائل را تشريح كرده است.
* نظر به اينكه در روزهاي پاياني سال گذشته معلمان اعتراضاتي به وضعيت معيشتي خود داشتند، از ديد شما چرا اين اعتراض كه رنگ و بوي اقتصادي دارد باز هم تكرار شد؟
معلمان از لايههاي ارزش آفرين اصلي جامعه هستند و مسئوليت خطيري برعهده دارند. از طرف ديگري معلمين از آگاهي اجتماعي و اقتصادي بيشتري نسبت به ساير گروههاي حقوق بگير جامعه برخوردار هستند. آنان رودررو با زندگي كودكان و جوانان هستند و احساس مسئوليت شان هر روز محقق مي شود و سرنوشت فرزندان جامعه در كنار فرزندان خودشان رقم مي خورد. همه اينها دست بهدست هم داده است و موجب شده تا اين لايه اجتماعي نسبت به مسائل جامعه حساس باشد.
روز معلم در ايران سابقه اش به مبارزات پيگير معلمان و شهادت دكتر خانعلي در ميدان بهارستان و مبارزات براي افزايش حقوق معلمان باز ميگردد. جنبشي كه براي محاكمه قاتلين شهيد ادامه يافت و آثار مثبتي داشت. بعدها كه رژيم شاه تمام دستاوردهاي مبارزات را ناديده گرفت و نهاد خانه معلم به حاشيه رفت، يكي از رهبران آن مبارزات خود به سمت وزارت فرهنگ وقت منصوب شد و بخشي از حقوق معلمان را احقاق كرد و باقي خواستههاي معلمين با شدت توسط رژيم ستم شاهي سركوب شد. در طول جنگ تحميلي نيز معلمان در تمام شهرها (حتي شهرهاي مرزي) به فعاليت خود ادامه مي دادند و هر خطري را با دريافت كمترين ميزان حقوق تحمل ميكردند. صرف نظر از اينكه بخش كوچكي از معلمين مذكور با بخش عمده معلمين در مدارس متفاوتند (كه در موسسات و نهادهاي خصوصي و بهصورت خصوصي روش تست زدن را به دانش آموزان - بدون آموزش عميق- ياد ميدهند)، معلمين امروز وضعيت خوبي در تهران و شهرستانها ندارند. آنان به لحاظ معيشتي مانند ساير اقشار ارزشآفرين جامعه شاهد افت قدرت خريد خود هستند. در اين شرايط معلمين انگيزه و توان كافي براي آموزش هرچه بهتر به دانش آموزان را نخواهند داشت. معلمي كه امنيت شغلي و اقتصادي نداشته باشد توان تربيت صحيح فرزندان را نخواهد داشت.
* اين وضعيت چرا از لحاظ اقتصادي بر سر معلمان آمده است؟ دولتها مدعي بودند كه امروزه مدارس خصوصي نيز در كنار مدارس دولتي وجود دارند و توان مالي آنان بيشتر است.
شما بايد بدانيد كه دولت در نظر دارد تا حدود 40درصد مدارس كشور را خصوصي (غيرانتفاعي و غيردولتي) كند و در اين ميان سهم تهران بالاي 60درصد است. يكي از سياستهايي كه دولتها پس از دوران سازندگي پيشه كردند، همين سياست خصوصي سازي آموزش بود. ما مي دانيم كه تامين آموزش و بهداشت رايگان براي مردم يكي از اصول غيرقابل اغماض قانون اساسي است. خانوادهها در تهران توان اينكه از پس هزينههاي بالاي اين مدارس بربيايند را ندارند. در شرايطي كه امروز در برخي مدارس غير انتفاعي براي كلاس اول دهها ميليون تومان براي هر دانشآموز مطالبه مي شود، سهم هر معلم و دستمزد او گاهي به يك ميليون تومان نيز نميرسد. اين وظيفه دولت است كه هم براساس قوانين موضوعه و حقوق بشر، شرايطي را فراهم كند كه مردم مجبور نباشند كه در مدارس نمونه دولتي هم شهريههاي ميليوني بدهند و شرايط طوري نباشد كه براي دبيرستان به مدارس غيردولتي 20ميليون تومان بپردازند! بنده حس ميكنم يكي از دلايل اعتراضات فعلي همين روند باشد.
* برخي اتحاديههاي رسمي و قانوني حركت معلمين را تندروانه قلمداد ميكنند كه سويههاي فرا صنفي يافته است. آيا اين اتهام صحيح است؟
اين مساله به هيچ وجه صحت ندارد. آنان تصور ميكنند اين اعتراضات سويههاي سياسي دارد. به هيچ وجه چنين نيست. درحالي كه در شرايط فعلي دولت و جريانات هم سو مي دانند كه چه توافق اتمي بشود و چه اين توافق صورت نگيرد، اصلي ترين خواسته مردم بهبود وضعيت آموزش و بهداشت و تامين اجتماعي است.
برخی معلمين حس ميكنند كه اگر در اين سري از اعتراضات مسالمت آميز خود موفق نشوند، جامعه آنان را جدي نخواهد گرفت و اگر روزي در اثر توافق منابع درآمدي ارزي ايران نيز آزاد شود، وزارتخانه آموزش و پرورش و جيب معلمان، آخرين جايي باشد كه بدينترتيب در جريان افزايش درآمد دولت پر شود!
سوال ما اين است كه آيا در مدارسي كه شهريههاي 40 تا50 ميليون توماني اخذ مي شود، چه خدمات و آموزشي داده مي شود؟
آيا قرار است اين نابرابري آموزشي به نابرابري گسترده در فرصت هاي شغلي ختم شود؟
اگر بنده توان پرداخت شهريه 18ميليوني فرزند خود را ندارم، آيا كارگران و زحمتكشان جامعه توان اين را دارند تا فرزندان خود را به مدارسي بفرستند كه از حداقل آموزش و امكانات برخوردار است؟
پس اين همه كودك كار و اين همه كودك و نوجوان كه ترك تحصيل ميكنند چه پيامي براي مسئولين ايجاد ميكند؟
پس اگر وضعيت موجود را مي دانيم، به جاست كه به مسائل عمومي كمي دلسوزانه تر نگاه كنيم!
روزنامه آرمان
نظرات بینندگان
مدرسه فروشی،آنهم دانش آموز را بعنوان دولتی ثبت نام کنی ،و معلم بل عزت را تبعید کنی . بعد حالی به رفقا بدهی ،بعد چند نفر فامیل رابا هر مدرکی سر کلاس بفرستی،بع مجلس آنا غیر قانونی اعلام کند.
آیا می دانید این کار چقدر کارشناسی شده است؟
چقدر عزت معلم را ارتقاء داده است؟
چند نفر را میلیاردر کرده است؟
چند نفر جویای کار!را مشغول کرده است؟
چقدر کیفیت رابالا برده است؟
چقدر صرفه جویی شده است؟
چقدر دولت قبل باعث این کار شده است؟
اصلا همه تقصیر دولت قبل است؟
چون دوستان راغصه داد همه پیر شدند؟
اما ما آرزوی موفقیت دولت تدبیر و امید را داریم . قربانت صداقت