صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

« اصلي ترين درسي که مي توان از روش و منش دکتر علی شریعتی فراگرفت، همين گستاخی و بي باكی اوست »

چرا شریعتی متهم است؟ ( به بهانه 29 خرداد، سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی)

علی افشار سمیرمی

 چرا شریعتی متهم است و تحلیلی بر آثاربه بهانه 29 خرداد سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی  علي شريعتي هر كه باشد و هر چه كرده باشد، تبيين و تحليل آثار و افكار او به عنوان یک معلم و كسي كه در تاريخ فرهنگي اين ملك ردپائي از خود برجاي نهاده است، ضرورت دارد. ماهيت كار و فكر شريعتي نظير اغلب در گذشتگان معروف، متاسفانه دستخوش تحريف گشته است.مظلوميت بعد از مرگ و تا الان شريعتي ، اقامه فرهنگ سكوت در برابر آثار و افكار او ، ابزاري نمودن فكر و نام او براي سوءاستفاده ها و نام گذاري هاي مختلف، شفاف و روان نساختن سياست مواجه با افكار و آثار وي دررسانه هاي جمعي و منابع آموزشي؛ تنها بخشي از مصاديق بارز موضوع تحريف شريعتي هستند. تحريفي که در نهايت به فرسودگي يكي از ستون هاي حداقل فكري انقلاب و نسل انقلابي منجر خواهد شد. گفتني است که اين تحريف بيشتر از ناحيه دوستان و هواداران او صورت گرفته است که معمولاً تحليل به جاي تجليل از او را تاب نياورده اند. به همين جهت، حرمت و ابهت شريعتي به وسيله دشمنان و مخالفان او بيشتر و بهتر محفوظ شده است، چرا كه آنها ضمن وقوف به خطرات و اثرات فكر او در منافع خود، به خوبي مي دانند که چرا او را دوست ندارند؛ در حالي كه اغلب دوستان وي ،متاسفانه به درستی نمي دانند چرا او را دوست دارند. براي همين است كه تا الان بيشترين بررسي هاي صورت گرفته درباره شريعتي بيشتر از جانب مخالفان وي بوده است كه البته اغلب سبب خير شده اند و در ويرايش و پيرايش شخصيت فكري او فتح بابي نموده اند.

به طور كلي شريعتي از يك سري ويژگي هاي به ظاهر متناقضي برخوردار بود و وجود هم آنها، دشواري هائي در فهم ذهن وزبان او پديد آورده اند :

الف- روشنفكري و دينداري

عبارت روشنفكر مذهبي، ازطرفي معرف كار و فكر شريعتي و از طرف ديگر باعث همه دشواري هاي فعالیتهای او و نيز دشواري هاي ديگران در فهم وي بوده است.در اين تركيب نامتجانس، دو واژه ی بي ارتباط و حتي بيگانه با هم در كنار هم قرار گرفته اند.

شريعتي در مقام يك روشنفكر ديني و منتقد ماركسيسم و كمونيسم، از سوي طبقه روشنفكران جامعه متهم به عقب ماندگي بود.به طوري كه آنها مي گفتند اگر شريعتي افكار مذهبي نداشت، بت روشنفكران ايران مي شد.افكاري که در نظر آنها نه در يك معناي وسيع جهاني، واقعاً ديني بود و نه حتي در يك مفهوم وسيع دنياي مسلمان، اسلامي. بلكه تنها در يك معناي محدود مذهبي و آن هم شيعي احساساتي بود. از طرف مقابل ،در نگاه نهاد سنتي و متحجر که عقیده داشتند اسلام با روشنفکری تجانسی ندارد، نيز متهم به الحاد و بدعت آفريني و تفسير به راي نمودن در دين بود. جمع زدن بين اين دو وآشتي دادن اين دو طبقه البته عمده دل مشغولي شريعتي بود و اين به همان اندازه که جالب و لازم بود، مشكل و حتي غير ممكن مي نمود. به جاي تجليل، او را تحليل نمائيم و يادمان باشد که بهترين و ساده ترين راه براي كوبيدن يك نفرـ به گفته خود او- آن نيست که خوب به او حمله شود بلكه آن است که بد از او دفاع شود.

ب - پرحرفي و بي باكي

قريب 90% آثار شريعتي را تقريرات او تشكيل داده اند و لذا او پيش از آنكه بنويسد، حرف مي زده است.آنها که اهل خطابه و صحبتند مي دانند که بالاخره انسان جايز الخطاست و در حين صحبت، حرف حرف مي آورد و احتمال نسنجيده و نامربوط و از سراحساسات حرف زدن هست، آن هم براي كسي چون شريعتي که هم بيم فوت وقت را داشت و هم از سردردمندي حرف مي زد. اين موضوع به اضافه دست ندادن فرصتي به او تا شخصاً حرفها و گفته هاي خود را تنقيح و تصحيح و بازبيني نمايد، زمينه اي شد تا افكار وي در هاله اي از ابهام قرار گيرد. علاوه بر اين، شريعتي به گاه صحبت، بي باك و بي پروا هم بود.چندان كه اصلي ترين درسي که مي توان از روش و منش او فراگرفت، همين گستاخي و بي باكي اوست. براي او که از سر درد سخن مي گفت و درد دين و مذهب را داشت، هول نام ونان معني نداشت و تمام نفرين ها و آفرين ها بي ثمر بود.

چرا شریعتی متهم است و تحلیلی بر آثاربه بهانه 29 خرداد سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی

ج- حريت و روحانيت

از آن جائي که كار آرايشگري دين و مذهب، لااقل تا آن روزها به دست روحانيون بود ،اکنون با ظهور شريعتي، ثبات و اقتدار اجتماعي آنها به خطر مي افتاد. به گمان آنها اين جوانك با يك اصلاحات عجيب و غريب فرنگي و علي الظاهر از سر دلسوزي براي دين، به كمين محاكمه و خلع يد روحانيون و شكستن انحصارشان نشسته بود. البته نبايد ارادت و محبتي را که شريعتي به روحانيون و اعتقاد و احترامي را که به نقش اجتهاد و روحانيت اصيل داشت، از ياد برد.به طوري كه به خاطر حساسيت و اهميتي که به تجهيز و تقويت مسئله اجتهاد قائل بود، به بازنگري و اصلاح در آن نيز كوشيد و به جاي دو اصل عقل و اجماع مربوط به منابع فقه و اجتهاد، دو اصل علم و زمان را پيشنهاد نمود.

اضافه بر اين وي همچنان كه بارها متذكر شده است، به جهت انتظاري و اميدي که به حوزه هاي علميه و عملكرد روحانيت مترقي داشت، چنين شيوه ی پیرایشی را در پيش گرفته بود. شيوه اي که بعدها براي نظام حوزوي نه تنها سوزنده نبود که عجيب سازنده هم بود.

د- دين كهنه، درك نو

پيش از شريعتي نيز بانيان پروژه احياگري اسلامي نظير اقبال، سيدجمال، سيدقطب، طالقاني و بازرگان در ارائه دركي نو از اسلام ،كارهائي انجام داده بودند. اما از آن جائي که شريعتي اسلام را از دريچه چشم ابوذر مي ديد، در دائره فكري او واژگان هاي آشنائي مثل؛ توحيد، امامت، ولايت، خلافت، تشيع، روحاني، غيبت، دعا، انتظار و امثال آن با تعريفي نو و رنگ و بوي عمدتاً سياسي و انقلابي عرضه شدند. برجسته ترين آنها تعبير و تفسير واقعه عاشورا بود که از دوره صفويه به اين طرف بي سابقه بود و نیز نگاه جامعه شناسانه او به دوران امامت ائمه اطهار بود که از آنها به دوران حكومت موقت انقلابي ياد مي كرد. مجموع اين تلاشهاي فكري ، بدون آنكه وي در انديشه طرح خاصي از حكومت اسلامي باشد، مهمترين نقش را در بيداري و همراهي مردم خاصه جوانان ايفا كرد که مساعدت در آماده سازي زمینه انقلاب سال 57 از دستاوردهاي عمده آن بود. دغدغه اساسي شريعتي، چگونه بودن انسان نبود بلكه چگونه شدن انسان بود و براي اين منظور ايدئولوژي اسلامي را ابداع کرد.

موضوع تعبير ايدئولوژيكي دين و تقبيح مثلث شوم تيغ و تسبيح و طلا و تدوين اصول عرفان ، برابري و آزادي ؛ شالوده اصلي نظام فكري شريعتي را تشكيل مي دهد.به همين خاطر است که برخی او را ايدئولوگ و معلم انقلاب ناميده اند .

سخن آخر ؛

علي رغم آنچه گفته شد، اين نكته را نيز بايد متذكر شد که نقد و بررسي افكار شريعتي، ظرافت و حساسيت خاصي را مي طلبد . ارزنده تر آن است قبل از آنكه به خواندن يكي دو مطلب و اظهار نظر آدم بزرگي درباره شريعتي بسنده نمائيم و يا به وسيله يك بيان به ظاهر حكيمانه اي  كه ؛«بله، او خدماتي كرد اما اشتباهاتي هم داشت» حكم نهائي را در باره او صادر كنيم، به كند وكاو در سرگذشت او ، آثار او، مقتضيات زمانه او تاثيرات او بر ذهن و زبان نسل جوان بپردازيم و نخواهيم که تنها به روخواني آثار او بسنده نمائيم که مهمتر از آن به بازخواني آنها همت گماريم.

به جاي تجليل، او را تحليل نمائيم و يادمان باشد که بهترين و ساده ترين راه براي كوبيدن يك نفرـ به گفته خود او- آن نيست که خوب به او حمله شود بلكه آن است که بد از او دفاع شود.

شريعتي را بايد از آن جهت که هست و با توجه به مقضيات زمانه اش از آن جهت که بوده است و كاري که كرده است، نقد و بررسي نمود.

نياز به شريعتي، نياز به خود آگاهي، بيداري، دينداري و دانائي و نياز به رفتن و نماندن و نپوسيدن است.

جان كلام اين كه محبت و ارادت بدون مروت و معرفت بعضي ها به شريعتي درست شبيه خيانت و اهانت بدون مروت و معرفت بعضي ديگر به اوست و البته هر دو بيهوده و بي ثمر است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چرا شریعتی متهم است و تحلیلی بر آثاربه بهانه 29 خرداد سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی

یکشنبه, 29 خرداد 1401 16:56 خوانده شده: 221 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + +1 0 --
ناشناس 1401/03/29 - 22:54
روح آن معلم شهید مرحوم دکتر علی شریعتی شاد
همچنین روح پدر بزگوارش استادمحمدتقی شریعتی هم شاد
یادگارهای مرحوم شریعتی که سه دختر و تنها پسرش دکتر احسان شریعتی همگی استاد دانشگاه و ادامه دهنده راه خاندان شریعتی و شریعت رضوی هستند
پاسخ + +1 0 --
زیبا 1401/03/30 - 08:33
شریعتی براثربیماری فوت شدوبشدت اهل سیگارودودودم بوده نمی دانم چراعده ای سعی دارندمسبب مرگ اورابه حکومت قبل نسبت دهندواوراشهیدخطاب کنند.گذشت زمان باعث آشکارشدن اطلاعات کاملترودقیقتری دراین گونه مواردشده وخیلی ازنکات مبهم راآشکارکرده است.حالادیگر50سال پیش نیست که مردم هرحرف غلطی راباورکنندوبه کمک شبکه های اجتماعی ورسانه های آزاد، واقعیتهاتجلی یافته اند.
پاسخ + 0 0 --
محمد باقر شیبانی 1401/03/30 - 12:07
انسان روزی به هر دلیلی می میرد.چگونه زیستن را باید آموخت.آزاد بزی ، آزاد بمیر ،آزاد محشور شو.قلم آزاد ، افکار آزاد ،زبان آزاد ،افعال آزاد .آزادی ترس را دربند می کند همانطور که ترس آزادی را .پس ای انسان نترس چرا که آزادی و بترس از روزی که آزادیت دربند آید خواه دربند هوای نفس یا دربند اجتماعی ترسو یا در بند حاکمیتی ظالم.
زندگی را چو احرارم آرزوست
بندگی را علی وارم آرزوست.(شیبانی).
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1401/04/01 - 16:27
حالا دیگه همه به خوبی می دونیم ...
سینما رکس آبادان را چه کسی به آتش کشید
شریعتی را اگه کشته باشند چه کسی کشته
طالقانی، احمد و مصطفی خمینی و چمران را چه کسی کسته و ....
پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1401/04/01 - 19:28
یادی هم بکنیم از نویسنده کتاب های بچه های نیمه شب که سالها زجر کشید و چه ها کشید. لعنت خدا بر متعصبان و متخجران دینی و ...
پاسخ + +1 0 --
علی 1401/03/31 - 09:28
آیا می‌دانید پروفسور شاندل که علی شریعتی گاهی از او نقل قول می‌کرد، وجود خارجی نداشته ؟
من در عنفوان جوانی عاشق پروفسور شاندل بودم! شریعتی همیشه از پروفسور شاندل نام می‌بُرد، مخصوصا هر جا می‌خواست به نوشته‌های خودش اعتبار بده
همه کنجکاو‌ها دنبال این شخص گشتند، بعد از سالها معلوم شد، شاندل در زبان فرانسوی به معنای شمع است
از طرفی شمع قبلا تخلص مورد استفاده علی شریعتی دیپلمه در شعرهاش بوده که از کنار هم گذاشتن حروف اول کلمات (شریعتی، مزینانی، علی) که سازنده نام خودش یعنی علی شریعتی مزینانی به وجود آمده.
زیبا نیست؟
علی‌شریعتی دیپلمه خودش رو مثل شمع روشنگر میدونست،
ولی مصداق شعر سنایی بود :
چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر بَرَد کالا
پاسخ + 0 0 --
خدعه کردم! 1401/03/31 - 19:12
اون خانم تو داستان کذایی سفره هفت سین دکتر حسابی هم وجود خارجی نداشته و ساخته و پرداخته ذهن خراب ایرج ئسرش بوده است.
پاسخ + +1 0 --
خدعه کردم! 1401/03/31 - 19:09
یک نکته را فراموش نکنید:

ما به عللی شخصیت های زیادی را بعد از انقلاب خیلی فربه، باد و هایلایت کرده ایم. یه مثال بیارم. اینقدر از علامه حس زاده آملی گفته ایم که همه فکر می کردند او کرامات دارد، استاد مسلم در نجوم و ریاضی است و ... در حالی که هیچ کدام از اینها با واقعیت همخوانی نداشت. یا 40 سال است با مطهری که آثاری عمومی در اسلام داشته دمخور شده ایم. خوب مطهری چند اثر دارد اما در این حد که ما بیاییم برای 40 سال اندیشه های او را تبیین کنیم. یک آخوند لاکچری بوده که به گفته فرزندش با ماشین بنز می رفته دانشکده. یا شریعتی هم همینطور ... این ها. یا دکتر حسابی هم همینطور...
برای شناخت این افراد تنها منابع آثار اینان است.
مثال های زیادی میشه آورد: مصباح یزدی و ... بیشتر این افراد در حد و اندازه های اینقدر هایلایت نیستند.
پاسخ + +1 0 --
خدعه کردم! 1401/03/31 - 19:10
. نکته دیگر اینکه اجازه نمی دهند آثار در خصوص نقد چهره هایی که حکومت آنها را هایلایت می کند بیارن. وقتی زیاد تعمق می کنیم می بینیم یه آخوندی با چند تا اثر آبکی را برده اند به عرش و در عوض یک نفر فیلسوف یا دانشمند درجه 1 و واقعی را که با دربار میانه ای ندارد آورده اند فرش در حالی که دنیا یانها را می شناسه و در دانشگاه های دنیا آثار اینها تدریس میشه...
پاسخ + 0 0 --
خدعه کردم! 1401/04/01 - 07:55
ما ایرانی ها هم که بعضی مواقع شورش را درمیارین. وقتی جملله ای کتاب یا مطلبی از کسی نظرمان را جلب می کند دیگه شورشو درمیاریم. در و دیوار خونه را از عکس اون پر می کنیم و .....

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

نظرسنجی

با توجه به رتبه بندی پیشین معلمان به « پایه، ارشد، خبره و عالی حرفه ای » ؛ آیا در فراخوان جدید وزارت آموزش و پرورش برای رتبه بندی شرکت می کنید ؟

بلی - 28.7%
خیر - 71.3%

مجموع آرا: 230

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

Ghalamchi

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

شبکه مطالعات سیاست گذاری عمومی

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور