صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

«روش شمس در تربیت کودکان، با جهان اندیشه ها و رویکردهای انتقادی و پرشتاب او، بسیار نزدیک است»

زندگی و اندیشه شمس تبریزی با تکیه بر وجهه ی معلمی او ( 1 )

صدای معلم منتشر می کند ؛

گروه رسانه/

آن چه در زیر می آید ؛ بررسی « زندگی و اندیشه شمس تبریزی با تکیه بر وجهه ی آموزگاری او » است که در فصل نامه ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی س 15 - ش 57 و در زمستان 1398 به کوشش طاهره قاسمی دانش آموخته ی دکتری و زبان ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا و علی محمدی استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا منتشر گردیده است .

 

بررسی زندگی و اندیشه شمس تبریزی با تکیه بر  وجهه ی آموزگاری و معلمی او در صدای معلم

چکیده

شمس تبریزی با این که از عارفان سرشناس و اندیشمندان بزرگ روزگار خویش بوده، مع الاسف، تا روزگار ما و حدود دو سه دهه پیش، جز در حلقه مولانا و یارانش، در تاریخ تصوف، جایگاه شاخصی نداشته است. اطلاعات درباره او منحصر به مقالات و منابعی است که درباره آشنایی او با مولوی نگاشته شده است و در مقالات اوست که به اطلاعاتی دقیق تر از زندگی او دست می یابیم. یکی از این نکته ها، رویه آموزگاری اوست. چنانچه از قراین پیداست به کودکان قرآن آموزش می داده و مدتی به این شغل مشغول بوده است. آن چه از روش تدریس و تعامل او با کودکان به دست می آید، اگر چه با اصول آموزش و روش های تربیتی امروز تفاوت بسیار دارد، با این حال ، بیانگر دو رویکرد متفاوت است. یکی این که تا حدودی روش آموزش و پرورش کودکان را در سده هفتم هجری به ما گوشزد می کند دیگر این که روش آموزشی و پرورشی شمس را به نحوی برجسته، برای ما مسلم می گرداند. روش شمس در تربیت کودکان، با جهان اندیشه ها و رویکردهای انتقادی و پرشتاب او، بسیار نزدیک است. روش این مقاله، بر پایه مطالعات کتابخانه ای بوده است. در بخش تشریح زندگی شمس، از کتاب ها و مقاله های علمی و پژوهشی بهره گرفته و بنا بر روش تحلیل محتوا، به رازیابی شخصیت شمس پرداخته است.

بررسی زندگی و اندیشه شمس تبریزی با تکیه بر  وجهه ی آموزگاری و معلمی او در صدای معلم

مقدمه

مقالات عبارت از مجموعه تقریراتی است که شمس در مجالس بیان می  کرده و سوال و جواب هایی که میان او و مولانا یا مریدان و منکران رد و بدل شده است. از گسیختگی و بریدگی عبارات و مطالب پیداست که این کتاب را شمس الدین خود تالیف نکرده، بلکه همان یادداشت های روزانه مریدان است که با کمال بی تربیتی فراهم آمده است، (فروزانفر 1361: 89 ) این کتاب، تنها کتابی است که از شمس به جا مانده است که آن هم به قلم خود شمس نیست؛ زیرا او به نوشتن عادت نداشت. (شمس تبریزی 1391: 1/225) در هر حال، در میان مطالب آشفته و نابه سامان این کتاب می توان به سیر زندگی شمس و آراء و اندیشه های او پی برد.

کتاب مقالات شمس همچون خود شمس الدین محمد، همواره مورد بی مهری و کم لطفی پژوهشگران و نویسندگان قرار گرفته بود، به طوری که « در میان مجموعه هایی که از مواعظ و گفتارهای سرسلسلگان طریقت مولوی به دست داریم؛ تنها مقالات شمس است که از سواد به بیاض نینجامیده و به صورت تعدادی یادداشت از هم گسیخته و نامنظم باقی مانده است،" (همان :18) اما خوشبختانه در روزگار ما تحقیقات متنوعی بر روی مقالات صورت پذیرفته است.

موضوع مقالات شمس اخلاقی-عرفانی است و درون مایه سخنان شمس نیز برگرفته از موضوع آن است. بیشتر حکایات شمس برای توضیح دادن یا تاکید کردن بر تعالیمش آورده شده است. مقالات، ضمن آن که پاره ای از زندگی شخصی و اجتماعی او را روشن می کند، شیوه سخن وری و آموزه ها و تعالیم عرفانی و روحانی او را نیز در بر می گیرد. ارتباط و تاثیر عظیمی که شمس بر مولانا داشته و روح و روان او را سرشار از معرفت و حقیقت ساخته، با تامل در این کتاب، آشکارتر نموده شده است.  همچنین، می توان به بسیاری از حقایق و رموز نامکشوف کتاب عظیم مثنوی معنوی نیز دست یافت. فهم مقالات به گونه ای است که تصور می شود این کتاب با مثنوی معنوی مکمل هم هستند و درک یکی بدون توجه به آن دیگری، اگر نگوییم ناممکن، درکی ناتمام خواهد بود. به قول محمد علی موحد، مصحح کتاب مقالات شمس، این کتاب :

« به تمامی شور و حال وغوغاست. جمله های آن با همه شکستگی و درهم ریختگی از صفا و جاذبه خیره کننده سرشار است. احساس گرمی و روشنایی و وسعتی خاص در سرتاسر آن موج می زند. گفتار شمس با سادگی و بی پیرایگی، نغز و شیرین و آب دار است. وقتی او به سخن درمی آید خیال می کنی که مولانا شعر می سراید. پیامی پرنشئه و آهنگ، تنیده از تار و پود طنز و تمثیل، خالی از هر گونه تکلف و فضل فروشی، پر از خیال های رنگین و اندیشه بلند، لبریز از روح و حرکت » . (شمس تبریزی 1391: 1/18)

این کتاب نیز به مانند دیگر خطابه های عارفانی چون بهاءولد، برهان الدین محقق ترمذی و مولانا است. زرین کوب ویژگی های این گونه مجالس وعظ و آموزه های عرفانی را که از آنها با عنوان بلاغت منبری یاد می کند؛ چنین ذکر می کند:

« استفاده از آیات، احادیث، اخبار، سخنان مشایخ صوفیه و الفاظ و امثال و باورهای مردم، تمثیل، اتباع، آهنگ و ایقاع، خطاب به مخاطب دیگر، تحرک، درج قصه و حکایت، معانی متداعی، گفت و گو یا سوال و جواب سقراطی در این خطابه ها، از ویژگی های بارز این کتاب هاست » . (زرین کوب 1377: 122.170 )

مقالات شمس، از چند جهت حایز اهمیت است. این کتاب از نظر زبان و محتوا در میان آثار عرفانی جایگاه ویژه ای دارد. همچنین، بسیاری از مطالب و آموزه های آن در مثنوی معنوی بازتاب یافته و مولانا بسیاری از قصه ها و حکایات این کتاب را در مثنوی نقل کرده است. از همه مهم تر این که اطلاعات گران بهایی از زندگی و شخصیت شمس تبریزی به دست می دهد. از خلال نوشته های کتاب مقالات می توان به عقاید واقعی او پی برد و تصویری درست از اعتقادات عرفانی و اجتماعی او به دست آورد. بخش هایی از این کتاب به صورت حساب حال است که از این طریق با شخصیت و زندگی او بیشتر آشنا می شویم. یکی از این حساب حال ها، مربوط به روزگاری است که او حرفه آموزگاری داشته است. با خواندن این خاطرات، هر چه بیشتر می توان به شخصیت اسطوره ای شمس دست یافت. این پژوهش در صدد است که به این مورد بپردازد تا از این طریق بهتر بتوان به شناخت شخصیت شمس دست یافت.

بررسی زندگی و اندیشه شمس تبریزی با تکیه بر  وجهه ی آموزگاری و معلمی او در صدای معلم

پیشینه پژوهش

در پژوهش های انجام شده درباره متون منثور عرفانی، کم تر به شخصیت شمس و مقالات او پرداخته شده است. آن هنگام که از شمس سخنی به میان آمده، بیشتر در باب حضور او در برهه ای از زندگانی مولانا جلال الدین و تاثیرش بر مولانا است و باید گفت شخصیت والای شمس تبریزی همیشه در حاشیه بوده و « همواره در سایه شکوهمند مولوی در پرده ابهام باقی مانده و پیوسته نقشی جانبی، چهره ای فرعی و شبحی اسطوره وار را در کنار شخصیت مولوی داشته است » . (صاحب الزمانی 1351: 55) شاید پیراسته و منسجم نبودن سخنان شمس و گسیختگی و ناهموارهای زیاد این کتاب، از دلایل این ابهام باشد؛ زیرا مقالات از معدود کتاب های عرفانی است که منظم و پیراسته نشده است.

غربی ها نیز در خصوص شمس کاری صورت نداده اند. دین لوئیس می گوید: در غرب روی شمس کاری نشده است.  « شکوه شمس » از آنه ماری شیمل، تقریبا به شمس ربطی ندارد و نخستین مقاله ای که از سخنان شمس بهره مستقیم برده است، با نام  «رومی و مولویه » متعلق به ویلیام چیتیک است که آن هم در سال 1991 م، یعنی حدود بیست سال پیش نوشته شده است » . (1384: 181)

مولانا در دیوان کبیر، مثنوی و فیه ما فیه از خود شمس سخن گفته است. ابتدانامه نیز که به وسیله سلطان ولد نوشته شده است، خود از منابع موثق دیگر درباره شمس تبریزی است و رساله فریدون سپهسالار کسی که چهل سال مریدی مولانا را کرده بود و مناقب العارفین احمد افلاکی و نیز نفحات الانس جامی و تذکره دولتشاه اطلاعات خوبی درباره شمس به دست می دهند.

در دوره معاصر، نخستین بار احمد خوشنویس در سال 1349 ه.ش گزیده ای از مقالات را به چاپ رساند و مقدمه ای هم بر این گزیده درباره شمس نوشت.

ناصرالدین صاحب الزمانی دو سال بعد کتابی به نام خط سوم نوشت که در آن، از شمس، احوال و روزگار او سخن گفت.

عبدالحسین زرین کوب در کتاب دو جلدی سر نی (1364)، درباره شمس و زندگی و احوال و شخصیت او سخن گفته است. اما محمدعلی موحد ، مهم ترین پژوهشگری است که درباره شمس و شخصیت و احوال او ، تحقیقات مفصلی انجام داده است . او از سال 1356 ، تصحیح مقالات را آغاز کرد و در سال 1369 ، آن را به پایان برد . پژوهش های ارزشمندی نیز درباره خود شمس تبریزی و شخصیت او انجام داده است . او در مقدمه مقالات ، درباره شخصیت و زندگی شمس ، مطالب گران قدری نوشته و همچنین کتابی با عنوان شمس تبریزی ( 1375 ) نوشته است که در آن جا شخصیت شمس را به تصویر کشیده است .

محمدعلی موحد ( 1381 ) ، در مقاله ی « جایگاه مقالات شمس در ادب و عرفان ایرانی » ، باز درباره شمس تبریزی نوشته است . او در این مقاله ، به عظمت شمس و تاثیری که بر مولوی داشته ، اشاره کرده است .

وحید آخرت دوست ، مجموعه مقالات همایش بزرگ داشت شمس تبریزی را در نشر انجمن آثار و مفاخر فرهنگی به چاپ رسانده است . این کتاب حاوی مقالات متعددی است که بیش از صد و پنجاه و هشت مقاله است که درباره شمس تبریزی و مقالات او نوشته است . همچنین ، صالح مولوی نژاد ( 1378 ) در مقاله ی « این شمس خود کیست تا چون مولانایی مرید او گردد » نگاهی انتقادی به شمس و شخصیت او دارد و شخصیت مولوی را بسیار بالاتر از شمس می داند .

محمدعلی طالقانی ( 1379 ) ، نیز در مقاله « شمس تبریزی » ذیلی بر همین مقاله نوشته که تا حدی سخنان مولوی نژاد را تعدیل کرده است . باقی پژوهش ها درباره مقالات شمس ريال بیش تر در حوزه زبانی است .

در هر حال ، درباره شخصیت شمس ، به ویژه در دوران آموزگاری او به طور جامع بحث نشده است .

این پژوهش درصدد است که به این مهم بپردازد تا هر چه بیش تر شخصیت مرموز این مرد اسطوره ای شناخته شود .

 

سوال های پژوهش

1- آیا شمس تبریزی ،؛ نمونه ای از آموزگاران سده ی هفتم هجری ، در فرهنگ ایرانی اسلامی ، به شمار می رود ؟

2- آیا از گزاره های آموزگاری شمس تبریزی ، می توان به برخی از شاخصه های آموزش و پرورش در سده ی هفتم دست یافت ؟

3- شیوه ی تربیت و آموزش شمس ، تا چه اندازه با جهان مکاشفه و عرفان او ، در پیوند است ؟

پیاده سازی : زهرا قاسم پور دیزجی

بررسی زندگی و اندیشه شمس تبریزی با تکیه بر  وجهه ی آموزگاری و معلمی او در صدای معلم

ادامه دارد


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بررسی زندگی و اندیشه شمس تبریزی با تکیه بر  وجهه ی آموزگاری و معلمی او در صدای معلم

یکشنبه, 26 تیر 1401 21:36 خوانده شده: 286 دفعه چاپ

نظرات بینندگان  

پاسخ + 0 0 --
ناشناس 1401/04/29 - 13:57
مکتب خونه های اون زمان منظورتونه یا مدارسی که به نام نظامیه رواج یافتند؟! کلمه آموزگار بر چه چیزی حمل می شود در این نوشتار؟ سپاس

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

نظرسنجی

مدیریت آموزش و پرورش در دولت سیزدهم را چگونه ارزیابی می کنید؟

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

 سامانه فیش حقوقی معلمان

سامانه فیش حقوقی معلمان بازنشسته

سامانه مراکز رفاهی

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور