12 اردیبهشت 1340 روزی بود که شادوران شهید دکتر خانعلی در تظاهرات صنفی معلمان جان خود را از دست داد و خونش سنگفرش میدان بهارستان تهران را رنگین کرد. این اتفاق علاوه بر اینکه موجب نام گذاری روز 12 اردیبهشت به عنوان « روز معلم » شد وزیر فرهنگ وقت را نیز تغییر داد . در پی آن نخست وزیر وقت رئیس باشگاه فرهنگیان را به عنوان وزیر فرهنگ برگزید .
وزارت محمد درخشش چندان پایدار نبود ولی وی تنها معلمی است که از یک نهاد صنفی معلمی بر کرسی وزارت نشسته است .
در طول سال های ابتدای دهه چهل تا میانه دهه هفتاد نارضایتی معلمان محدود به دفتر مدرسه و گفت و گوهای زنگ تفریح بین معلمان بود. روی کارآمدن دولت اصلاحات با شعار تقویت جامعه مدنی به تدریج زمینه های شکل گیری نهادهای مدنی و سیاسی معلمان را فراهم نمود .
تشکل یابی در ایران امری سخت و طاقت فرسا و در مورد آموزش و پرورش دشوارتر است . تا پیش از دولت اصلاحات ؛ انجمن اسلامی معلمان ایران به عنوان تشکلی برآمده از انقلاب اسلامی عهده دار تشکل یابی معلمان چپ بود و جامعه اسلامی فرهنگیان تشکل معلمان راست گرا محسوب می شد .
تشکل های صنفی محصول فضای دولت اصلاحات بودند و در کنار آن تشکل اصلاح طلبی مانند سازمان معلمان ایران از بطن تحولات دوران اصلاحات برآمد . مجمع فرهنگیان ایران اسلامی به عنوان حزب اصلاح طلب در دهه هشتاد فعالیت خود را آغاز نمود . کانون تربیت اسلامی به دبیرکلی محمود فرشیدی و جمعیت اسلامی فرهنگیان نیز در بین معلمان اصول گرا شکل گرفتند .
تشکل های صنفی نیز به تدریج همبستگی بیشتری یافتند و هم اکنون در چارچوب « شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان » فعالیت می کنند . به این ترتیب تشکل های موجود معلمان به سه گروه صنفی ، اصلاح طلب و اصولگرا تقسیم شده اند .
پرداختن به مسئله تشکل یابی معلمان از این جهت اهمیت دارد که تقویت و تثبیت تشکل های معلمان به عنوان یکی از مهم ترین اقشار اجتماعی ضمن تحول در آموزش و پرورش به تقویت جامعه مدنی در کشور خواهد انجامید .
از سوی دیگر وجود اعتراضات بین معلمان و ناکامی آن ها نیز تا حد زیادی به فقدان وجود تشکل های گسترده و کارآمد در آموزش و پرورش بر می گردد .
در این نوشتار بیشتر به فهم جایگاه تشکل ها از منظر گفتمانی پرداخته می شود زیرا آموزش و پرورش به دلیل جایگاهی که دارد محل تلاقی تشکل های مختلف است و تشکل یابی معلمان نیز بدون در نظر گرفتن گفتمان های فوق امکان پذیر نیست .
گفتمان معیشت مهم ترین و قوی ترین گفتمان بدنه آموزش و پرورش است . مسائل معیشتی مهم ترین دلیل نارضایتی معلمان در طول دهه های گذشته محسوب می شود . شکل گیری و تقویت نهادهای صنفی معلمان نیز بر موج برخاسته از گفتمان معیشت صورت گرفته است. هر چند در طول سال های جدید تشکل های صنفی کوشیده اند به مباحثی همچون آموزش رایگان و ...توجه نمایند ولی باز هم مهم ترین دلیل استقبال از تجمع های اعتراضی ، معیشت است .
معلمان قشری خاص در بین اقشار کشور هستند . تعداد بالای معلمان و پراکندگی آن ها از قلب پایتخت تا دورترین مناطق کشور به آن ها موقعیت خاصی داده است . تاثیرگذاری در جامعه ، داشتن تحصیلات عالیه و برخورد نزدیک و مستمر با جوانان ، نوجوانان و نونهالان بر میزان حساسیت ها نسبت به آن ها می افزاید . این حساسیت ها فعالیت های صنفی در آموزش و پرورش را دشوار تر می سازد .
گفتمان معیشت در برهه هایی از زمان در قالب فعالان مستقل صنفی و گروه هایی در فضای مجازی نیز پیگیری می شود که به ویژه در سال 1400 نقش مهمی در سامان دهی اعتراضات معلمان داشتند .
گفتمان مهمی که نقش مهمی در محتوا و ساختار آموزش و پرورش دارد گفتمان پاتریمونالیسم سنتی است که « قدیمی ترین گفتمان سنتی در ایران است که در آن ساخت قدرت سیاسی به عنوان رابطه ای عمودی و آمرانه از بالا به پایین میان حکام و مردم تصور می شده است » . ( عقل در سیاست، دکتر حسین بشیریه، نشر نگاه معاصر ، پنجم ،1394، ص 702). آموزش و پرورش نیز از این گفتمان جدا نبوده است .
آموزش و پرورش نوین ایران در طول یک قرن گذشته همواره بخشی از دولت محسوب شده است . دولت مدارس را در سطح کشور مدیریت می کند و مسئولیت استخدام و به کار گیری نیروی انسانی و تدوین محتوای آموزشی را بر عهده دارد ؛ با این وجود همواره آموزه های گفتمان پاتریمونالیسم سنتی در آن حضور پررنگی داشته است .
گفتمان سنت گرایی ایدئولوژیک نیز « گفتمان پیچیده ای است و برخی از دیدگاه های سنتی را از میان مسائل مدرن عصر مدرن بازسازی می کند . ضدیت با لیبرالیسم غربی و سنت روشنگری و تاکید بر بسیج توده ای و نخبه گرایی و رهبری و اطاعت و انضباط و همبستگی بر اساس هویت های مذهبی از عناصر اصلی آن است » . ( همان ، ص 704)
پس از انقلاب اسلامی وزارت آموزش و پرورش مسئولیت تربیت دانش آموزان را بر اساس آموزه های ایدئولوژیک بر عهده گرفت . از زمان تصویب سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر غلظت تعلیمات و برنامه های ایدئولوژیک آموزش و پرورش افزوده می شود ؛ از این رو نهاد آموزش به صورت سنتی ، نهادی حاکمیتی محسوب می گردد و پس از انقلاب اسلامی رسالتی ایدئولوژیک نیز بر دوش آن نهاده شده است .
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را باید برنامه گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک در نهاد تعلیم تربیت رسمی کشور دانست . تشکل های اصولگرای معلمان حامیان این نوع گفتمان هستند . عموم بیانیه های آن ها نیز حول محور لزوم اجرایی شدن سند تحول و تاکید بر شدت بیشتر آموزه های ایدئولوژیک مطلوب آن ها می چرخد . گفتمان معیشت مهم ترین و قوی ترین گفتمان بدنه آموزش و پرورش است .
تشکل های اصلاح طلب نیز در طول سال های اخیر با صدور بیانیه ، درخواست برگزاری تجمعات از مراجع قانونی ، پیگری مطالبات معلمان شاغل و بازنشسته و مانند اینها کوشیده اند تا نارضایتی ها معلمان را مورد حمایت قرار دهند . قدیمی ترین تشکل موجود معلمان انجمن اسلامی معلمان است که بر اساس اسناد موجود در ابتدای بهمن 57 تاسیس شده است و تا نیمه دهه هفتاد به منزله نماد چپ خط امام در بین معلمان محسوب می شد .
تشکیل سازمان معلمان ایران محصول شکل گیری جریانی مدرن در بین معلمان اصلاح طلب بود که انجمن اسلامی معلمان جذابیتی برای آن ها نداشت .
مجمع فرهنگیان ایران اسلامی نیز که از شاخه فرهنگیان جبهه مشارکت برآمد ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته و بیشتر تشکیلاتی حول دبیر کل آن محسوب می شود .
مهم ترین معضل گفتمانی تشکل های اصلاح طلب به نوع برخورد جریان اصلاح طلب و تحولات سیاسی بر می گردد و موجب می شود که بدنه آن ها هم از گفتمان معیشت تاثیر بپذیرند و هم از رویدادهای سیاسی و اجتماعی .
علی رغم اینکه تشکل های فوق تلاش های فراوانی را داشته اند ولی تاکنون برنامه اصلاحی مشخصی را ارائه نکرده اند .
انتشار « سند مسائل آموزش و پرورش » از سوی بخشی از فعالان ، صاحب نظران و کنشگران عرصه تعلیم و تربیت و با مقدمه حجت الاسلام والمسلین خاتمی که آذر 1402 منتشر شد را باید مهم ترین گام گفتمانی این جریان در زمینه آموزش و پرورش برشمرد . آبشخور جریان اصلاح طلب در آموزش و پرورش فضای سیاسی جامعه است و به همین دلیل با فروکش تب و تاب فعالیت های سیاسی ،تشکل های اصلاح طلب معلمان نیز به حاشیه می روند . در صورت فقدان یک گفتمان اصلاحی که نقطه تمایز این جریان را با سایر جریان ها مشخص نماید ، فعالیت تشکل های سیاسی اصلاح طلب با مشکلات بیشتری روبه رو خواهد شد .
آموزش و پرورش به یک جریان مبتنی بر گفتمان توسعه نیازمند است تا بتواند حلقه واسط معلمان و جامعه و حکومت باشد . تشکل های اصلاح طلب از چنین قابلیتی برخوردارند ولی تاکنون به نوسازی خود در این جهت نپرداخته اند .
نهاد آموزش و پرورش عرصه تضادهای بین گفتمان معیشت از بدنه آموزش و پرورش و گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک از بالا است .
حساسیت و اهمیتی که نهادهای رسمی برای آموزش و پرورش قائلند بر هزینه فعالیت های صنفی و سیاسی معلمان افزوده است . یکی از مهم ترین عوامل نحیف بودن بدنه تشکل های سیاسی و صنفی نسبت به جمعیت پرشمار معلمان نیز وجود هزینه های مربوط و بی توجهی به منطق هزینه - فایده است .
تشکل های سیاسی و صنفی فاقد یک ایده مشخص در مورد روابط دولت و آموزش و پرورش و نحوه برخورد با آن هستند تا بتوانند از شرایط موجود گذر کنند .
تضاد بین گفتمان معیشت و گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک به شکل های مختلف جریان دارد و به ویژه در سال های 80، 86 و 1401 اوج گرفته است که هر مرتبه با برخورد های قضائی ، امنیتی و اداری با فعالان صنفی این اعتراضات فروکش می کند تا مدتی دیگر دوباره خود را بنمایاند.
فقدان گفت و گوی فراگیر بین بدنه معلمان و تشکل های موجود را باید یکی از مهم ترین عواملی دانست که شیکل معیوب فعلی را پدید آورده است ؛ لذا اعتراضات شکل می گیرند ، گاهی در عرصه عمومی حضور موثری می یابد و پس از برخورد ها فروکش می کند و به حاشیه می رود . فقدان رویکرد گفت و گو محور در دولت و نهاد های رسمی و عدم تاکید تشکل های سیاسی و صنفی بر آن فضای انسداد گفت و گو را به وجود آورده است و برخورد با فعالان بر این انسداد می افزاید .
مسئولان ترجیح می دهند سخنانی را بشنوند که موید آن ها و سیاست هایشان باشد .
گفت و گو در مورد مسائلی مانند سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سایر سیاست های رسمی امکان پذیر نیست . در مورد مسائل معیشتی نیز گفت و گویی صورت نمی گیرد و هر جریانی فقط در میان خود گفت و گو می کند .
فقدان گفت و گوی کنشگران صنفی و سیاسی معلمان با هم و با بدنه معلمان از یک سو و دولتمردان از سوی دیگر موجب شده است که نه توافقی بر سر اهداف صورت گیرد و نه زمینه امکان انتقال خواسته ها به نهادهای تاثیرگذار فراهم گردد.
معضل مهم دیگر فقدان وجود زمینه های شکل گیری تشکل های صنفی قدرتمند در بین معلمان است .
گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک ؛ آموزش و پرورش را نهادی بر تولید همفکر می داند و گفتمان معیشت نیز به دلیل پرهزینه بودن و زمان بر بودن تمایلی به شکل گیری تشکل های فراگیر نشان نمی دهد .
در کشورهای دارای جامعه مدنی قوی ، ابتدا بین سندیکاها و مقامات مسئول گفت و گو صورت می گیرد و سندیکاها خواسته های خود را به صورت شفاف و مشخص ارائه می دهند . سندیکاها پس از انجام گفت و گو ها و در صورت عدم توافق از اعتصاب به عنوان آخرین ابزار استفاده می کنند . استفاده مستمر از ابزار اعتصاب ضمن اینکه فعالیت ها را دشوارتر می سازد و بر هزینه های مطالبه گری می افزاید عواقب ناگواری نیز به همراه می آورد.
در شرایط موجود ایران ؛ سندیکای قوی و کارآمدی در بین معلمان وجود ندارد و چشم اندازی برای تشکیل آن دیده نمی شود .
نمونه ای از اعتراضات صنفی معلمان در جریان تصویب لایحه رتبه بندی در سال 1400 بود .
رتبه بندی در سال 1390 در جریان تصویب « سند تحول بنیادین آموزش و پرورش » به معلمان وعده داده شد و معلمان انتظار داشتند که با تصویب رتبه بندی تحول اساسی در وضعیت معیشت آنان به وجود آید . تشکل های صنفی و سیاسی و فعالان صنفی در طول دهه نود همواره بر اجرای رتبه بندی تاکید می کردند .
تاکید بیش از حد بر اهمیت رتبه بندی در حالی صورت گرفت که در مورد قابلیت رتبه بندی برای رفع معضلات معیشتی معلمان نقد و بررسی جدی انجام نشد .
با فشارهایی که بخشی از آن ها از سوی مخالفان دولت دوازدهم بود لایحه رتبه بندی تقدیم مجلس شورای اسلامی گردید .
مطالعه لایحه فوق نشان می داد که بین مطالبه معلمان و مفاد لایحه فاصله زیادی است . تاکید مستمر بر تصویب رتبه بندی آن را به یک مطالبه عمومی تبدیل کرد . با فشارهایی که از سوی معلمان به مجلس وارد شد سرانجام لایحه به تصویب رسید ولی لایحه مصوب و نحوه اجرای آن نشان داد که رتبه بندی بیش از یک سوء تفاهم بین دولت و معلمان نبوده است .
آموزش و پرورش نهادی حکومتی است و طبیعی است که کنشگران این عرصه نمی توانند به راحتی از کنار این موضوع بگذرند .
گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک مهم ترین دغدغه مسئولان و مدیران آموزش و پرورش محسوب می گردد و مدافعان گفتمان فوق نیازی به گفت و گو نمی بینند . هر از چندگاهی که اعتراضی بر مبنای گفتمان معیشت شکل می گیرد با برخورد هایی شدید مواجه می شود و به حاشیه رانده می شود .
تشکل های اصلاح طلب نیز تاکنون نتوانسته اند گفتمان اصلاحی قدرتمندی را در آموزش و پرورش برسازند و آن را نمایندگی کنند تا بتوانند با بدنه گسترده معلمان توسعه گرا و عدالت خواه ارتباط برقرار کنند .
تشکل های صنفی نیز به دلیل برخوردهایی که با آن ها صورت می گیرد محدود به حلقه های کم تعدادند و توان نمایندگی معلمان را ندارند .
تشکل یابی در ایران امری سخت و طاقت فرسا و در مورد آموزش و پرورش دشوارتر است .
وجود تشکل های سیاسی و صنفی که جمع گسترده ای از معلمان در آن عضو باشند و براساس مناسبات دموکراتیک در تصمیم گیری های دخالت نمایند ، زمینه تحول فضای فعلی را فراهم می سازد .
این تحول نیازمند گفت و گو و گذار از خط کشی های غیر واقعی است .
ربع قرن گذشته آموزش و پرورش شاهد تلاش های مستمر برای تشکل یابی بر مبنای گفتمان های موجود بوده است .
نقد ربع قرن فعالیت های تشکیلاتی و کنشگری های این عرصه گذشته چراغ راهی برای رفع معضلات پیش رو باشد تا زمینه گفت و گوی فراگیر و تشکیل تشکل های فراگیر و دموکراتیک را فراهم سازد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
نظرات بینندگان
هر کسی برای خود در این شغل یک گروه و تشکل و انجمن و سازمان زد
خود این امر یکی از دلایل ضعف تشکل سازی در بین معلمان بوده است که به نظر می آید همچنان ناشی از بی سوادی و سهمیه ای بودن زنندگان آن بوده است و حتی احتمالا این امر را می توان عمدی در جهت تضعیف تشکل سازی قوی در این صنف بوده باشد.
این تشکل های موجود اکثرا فرمالیته و اسباب بازی اند اخیرا با گروه تشکل های فرهنگیان کمی اوضاع بهتر شده است
به نظرم تمام تشکل های کوچک و بزرگ ایران باید طی یک فراخوان جلسه ای تشکیل داده و به یک وحدت برسند.
به نظر می آید از دلایل عدم تشکیل این اتحادیه یا یه قولی سازمان نظام معلمی بیشتر برای کنترل و نظارت بیشتر بر معلم ها است.
اصلا وجود ده ها یا شاید صدها تشکل معلمی بی صدا و خنثی چیزی جز بازی نیست
جالب این است که عدم درست شدن اتحادیه می تواند به دلیل عدم خواست خود همین تشکل های کوچک و بزرگ است تا اندک اعتبار رانتی خود را از دست بدهند