وزارتخانه آموزش و پرورش به عنوان بزرگترین دستگاه اجرایی کشور، میدان فراخی است که در آن بیش از شانزده میلیون دانش آموز دختر و پسر در قریب هفتصد هزار کلاس، درس می خوانند و بیش از نهصد و پنجاه هزار معلم زن و مرد به آنها درس می دهند که بر این تعداد، جمع بازنشستگان را هم باید اضافه کرد. به همه خواسته ها و خواسته های همه این ها ، یکی به نام وزیر که در راس این هرم نشسته است باید رسیدگی کند و همین نکته کافیست تا اهمیت و حساسیت کاوی معلوم شود. به همین خاطر است که مسائلی همچون استیضاح، استعفا، برکناری و بی ثباتی در مدیریت، همواره گریبان گیر وزرای آموزش و پرورش بوده و باعث شده رسالت اصلی این دستگاه در حاشیه قرار گیرد و همیشه حاشیههای پررنگتر از متن بر سر تعلیم و تربیت ، سایه سنگینی بیندازد تا خدای نکرده، وزیری طرح نو در نیندازد!
جناب وزیر از آنجایی که بر صدر نشسته و قدر می بیند، طبیعی است که چه بسا زحمت و زجر هم ببیند و این به واسطه وسعت میدان فعالیتش است که هر که بامش بیش، برفش بیشتر.
او دردسرهای زیادی دارد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- هماهنگي با وزارتخانههاي فرهنگ و آموزش عالی، بهداشت، درمان و سایر دستگاههایي كه به نحوي در امر آموزش دخالت دارند
- زیر پوشش قراردادن تمامی كودكان لازمالتعلیم
- تقویت نهضت سوادآموزي
- ایجاد و تجهیز دانشسراها و مراكز تربیت معلم و آموزشكدههاي فني و حرفهاي
- تأمین و تقویت آموزش و پرورش رایگان تا پایان دوره متوسطه
- آموزش مستمر معلمان و كاركنان
- تألیف، چاپ و توزیع كتابهاي درسي و نشریات كمك آموزشي
- نظارت بر اجراء صحیح و دقیق كلیه آییننامهها
- ارتباط مستمربا نمایندگان اولیاء دانشآموزان
- توجه لازم به هنر و تلطیف ذوق و پرورش خلاقیتهاي هنري دانش آموزان
- برنامه ریزي و استفاده مفید از اوقات فراغت آنها و موارد دیگر.
بنابراین و از آن جایی که در نهایت همه کاسه کوزه ها بر سر وزیر بیچاره خرد خواهد شد، او باید رده های مدیریتی را در آموزش و پرورش از مدرسه و منطقه تا استان و ستاد پیموده باشد و ضمنا باید روحیه ای جسور و برخوردار از سعه صدر داشته باشد، چون اینجا عرصه تصمیمگیری های خطرناک و خوف انگیزی است و حتما با مقاومت و مخالفت های فراوان از همه سو مواجه می شود؛ لذا یک وزیر توانمند باید در سه مهارت اجرایی، آموزشی و اقتصادی قدمی و قلمی داشته باشد. به بیانی دیگر، تحول نظام آموزشی، تربیت دانش آموزان و تامین فرهنگیان، از رسالت های اصلی اوست.
از زمان پیروزی انقلاب تاکنون شانزده نفر مسئولیت وزارتخانه آموزش و پرورش را بر عهده گرفته اند.
1.غلامحسین شکوهی (7 ماه) از اسفند 1357 تا شهریور 1358
- محمدعلی رجایی (15 ماه) از شهریور 1358 تا آبان 1359
- محمدرضا باهنر (9 ماه) ازآذر1359 تا مرداد 1360
- سیدعلی اکبر پرورش( 3 سال) از مرداد 1360 تا مرداد 1363
- سیدکاظم اکرمی (4 سال) از شهریور 1363 تا شهریور 1367
- محمدعلی نجفی (10 سال) از شهریور 1367 تا مرداد 1376
- حسین مظفر (4 سال) از مرداد 1376 تا شهریور 1380
- مرتضی حاجی (4 سال) از مرداد 1380 تا شهریور 1384
- محمود فرشیدی (18 ماه) از آبان 1384 تا آذر 1386
- علیرضا علی احمدی (20 ماه) از بهمن 1386 تا شهریور 1388
- حمیدرضا حاجی بابایی (4 سال) ازآبان 1388تا آبان 1392
- علی اصغر فانی (3 سال) آبان 1392 تا آبان 1395
- . فخرالدین احمدی دانشآشتیانی (9 ماه) از آبان 1395 تا مرداد 1396
- سیدمحمد بطحایی (22 ماه) از مرداد 1396 تا خرداد 1398
- محسن حاجی میرزایی (2 سال) از شهریور 1398 تا شهریور 1400
- یوسف نوری (16 ماه) از آذر 1400 تا فروردین 1402
یعنی هر وزیر برای کمتر از سه سال و این کمتر از عمر معمول چهار ساله کابینه ها است. ضمن این که در مجموع، قریب بیست ماه این وزارتخانه بدون وزیر و با سرپرست اداره شده است. جالب این که اغلب وزراء که دولت مستعجل داشته اند، فاقد تحصیلات خاص در آموزش و پرورش و بیشتر دارای تجربیات آموزشی در مدارس بوده اند.
در یک ارزیابی شتاب زده از کم و کیف کار وزاری بعد از انقلاب، و با توجه به دغدغه و زحمت همه آنها در اداره وزارتخانه، می توان به برخی نکات اشاره کرد:
نظام آموزشی ایران بعد از انقلاب با در صدر قرار گرفتن شخص فرهیخته و خوبی مثل مرحوم شکوهی آغاز شد که به نام پدر علم تعلیم و تربیت ایران شناخته می شود و متاسفانه بیماری و کوتاهی وزارت وی، فرصت ظهور قابلیت های اجرایی به او نداد.
مسئله آموزش و پرورش در اولویت نیست . مهمترین اقدام شهید رجایی، در یکنواخت کردن مدارس و رفع تبعیض از آنها، تاسیس امور تربیتی در نظام آموزشی و تغییر محتوای کتابهای درسی بود.
در دوره مرحوم پرورش ، جذب معلمان حق التدریس به خاطر افزایش جمعیت و کمبود معلمان رسمی شدت گرفت.
معمولا از آقای نجفی به نیکی یاد می شود و آن هم به خاطر طولانی بودن وزارت وی و هم به واسطه اقداماتی است که در زمان ایشان صورت گرفته است: تشکیل مدارس غیرانتفاعی ، واگذاری امور اجرایی به مدارس، تغییر نظام آموزشی از نظام قدیم به نظام جدید، تسهیل روند گزینشهای آموزش و پرورش و سخت کردن شرایط انتقال و استخدام معلمان، از جمله فعالیت های تاثیرگذار او بود.
آقای حاجی با واگذاری اداره امور مدارس به خود معلمان و حذف معاونت پرورشی از این وزارتخانه، خواست اصلاحات ساختاری نجفی را پی بگیردکه بلافاصله ، محمود فرشیدی از راه رسید و دوباره در احیای معاونت پرورشی کوشید .
کمی بعد ، آقای علی احمدی از جداسازی کتب درسی و دختران و پسران و ساخت اندرونی در مدارس دخترانه سخن گفت و هم مقابل فشارها برای استخدام حق التدریسی ها و نیز اجرای قانون حذف کنکور ایستاد.
انتشار سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و رونمایی از برنامه درسی ملی و تلاش برای اجرای نظام شش سه سه و تعطیلی پنج شنبههای مدارس ، از جمله اقدامات آقای حاجی بابایی بود.
در دوران آقای فانی، نوعی برگشت به آموزش و پرورش دوره اصلاحات شد و به عنوان یکی از افراد با تجربه بسیار در آموزش و پرورش، به مدیریت آموزشگاهی و ساماندهی دانشگاه فرهنگیان توجه شد و ضمنا اجرای طرح رتبه بندی معلمان به دلیل ناپخته و غیرکارشناسی بودن آن، به طور موقت متوقف شد.
نقطه عطف شدن این دوران چنان تاثیرگذار بود که حتی می توان آقایان آشتیانی و بطحایی را، با کمی اغماض، ادامه دهندگان راه او تلقی نمود.آقای احمدی دانشآشتیانی که بیشتر دانشگاهی بود، در سه حوزه ساماندهی صندوق ذخیره فرهنگیان، پرداخت معوقات معلمان و اجرا و تدوین برخی از مواد سند تحول بنیادین فعالیت کرد.
آقای بطحایی، به عنوان دومین عضو برجسته و برآمده از خانواده آموزش و پرورش، یک سری فعالیت های صوری مثل حذف آزمون و کتابهای کمک آموزشی از مدارس ابتدایی، حذف آزمون مدارس نمونه دولتی برای دانش آموزان ورودی پایه دهم، حذف مشق شب و جایگزینی تکالیف مهارت محور، حذف پیک نوروزی کرد و البته برگزاری انتخابات نمایندگان فرهنگیان در صندوق ذخیره و تلاش برای اجرای رتبه بندی معلمان از جمله اقدامات او بود. وقتی هر اداره به جای تعقیب سیاست های آموزشی ، شبیه یه پایگاه عقیدتی می شود که آموزش سیاسی می دهد یا بیشتر به یک بنگاه شغلی می ماند که در آخر ماه، دستمزد کارمندانش را توزیع می کند .
برآمدن وزیر اخیر، به دنبال رد صلاحیت دو فرد معرفی شده به مجلس بود که همه فهمیدند به ناچار و از سراضطرار ، به او رای دادند تا کابینه بسته شود و الا یکی که قریب هشت سال خارج از آموزش و پرورش کار کرده و اشرافی بر حوزه آموزش و پرورش نداشته، قبل از همه خودش نباید می گذاشته به این سمت معرفی شود تا خیلی زود ازاین کارعزل نشود.
ناگفته نماند که بخشی از ناکارآمدی این وزرا نه به واسطه ناتوانی ذاتی یا بی اطلاعی همه آنها که اغلب به خاطر نامساعدی و نامناسبی زمینه کارشان بوده است. به بیانی دیگر، برخی از آنها نه این که نتوانسته اند، بلکه دستهایی نامریی نخواسته اند یا نگذاشته اند آنها کارکنند والا کیست که نداند شخصی مثل مرحوم شکوهی یک صاحب نظر تربیتی ، مرحوم پرورش، یک استاد شناخته شده در حوزه مباحث دینی و اخلاقی ،آقای اکرمی، یک فعال سیاسی و چهره تاثیر گذار اجتماعی و آقای مظفر فردی متعهد و آشنا با رسالت تعلیم و تربیت بودند.
ذکر این نکته هم ضروری است که تصور می شود سرو سامان دادن به اقتصاد و اجتماع و آموزش و بهداشت و مسائل آشفته دیگر، با جابه جا کردن وزیران آن حوزه حل شود. اما بهبود حال نظام آموزشی با تغییر وزیر آن ممکن نمی شود. چون در شرایط فعلی اقتصاد و معیشت مردم ، مسئله آموزش و پرورش در اولویت نیست و این در حالی است که این وزارتخانه تولید کننده سرمایه انسانی کشور است و به شدت نیازمند بودجه ریزی و برخورداری از منابع مالی است.
گفته اند که:
در تمام جوامع، مملکت داری و مدرسه داری، دشوارترین کارهاست. دشواری این دو و به ویژه مدرسه داری در جوامع درحال توسعه ای مثل جامعه ما، مضاعف است. یکی به خاطر منحصر به فرد بودن نظام آموزشی و انقلابی و ایدئولوژیک بودن آن است که مثل هیچ یک از نظام های آموزشی دنیا نیست . یکی هم به واسطه هزینه بر و پرخرج بودن آن در زمانه ای است که به شدت تحت تاثیر طوفان تحریم و تورم است.
اضافه بر این، آموزش و پرورش ما به کلاف سردر گمی می ماند که دستی و دست هایی را یارای بازکردنش نیست و اغلب گمان می کنند دست خالی و فقر مالی، علت اصلی نابه سامانی آن است و لذا اگر دستمزد معلمان تا سطح سایر کارمندان ارتقا یابد، راهی در برون رفت آن از تنگناهای موجود حاصل خواهد شد. ولی بدحالی نظام آموزشی تنها به واسطه ضعف بنیه ی مالی آن نیست. حضور زیاد و نفوذ کم معلمان در نظام آموزشی ، راه را برای روزمرگی و باری به هر جهت شدن مسائل آموزش و پرورش هموار کرده است به گونه ای که بعید نیست حتی بی وزیر نیز روزگارش سپری گردد.
اصلا وقتی مرجعیت اجتماعی معلمان تقریبا رو به زوال قرار گرفته است ؛
وقتی محافظه کاری، بی تفاوتی و هراس از حراست، عادت دیرینه غالب معلمان است ؛
وقتی اولیای نجیب و ناامید از مساعدت و عنایت وزارتخانه، بخشی از هزینه های جاری مدارس را به نام مشارکت های عمومی تامین می کنند ؛
وقتی بخش زیادی از نیروهای زبده و کارآمد آموزش و پرورش که پیگیر امور فرهنگیان می شوند نیز در زد و بند سیاسی کاری های مرسوم ، فعالیت صنفی را با کار سیاسی در هم می آمیزند ،تحلیل می روند و به تدریج از یادها می روند ؛
وقتی سیاست مدرسه فروشی، راهی برای برون رفت از تنگنای کسری بودجه توصیه و تکلیف شده است ؛
وقتی بیش از نود درصد بودجه وزارتخانه، به پرداخت حقوق معلمان و کارکنان اختصاص می یابد ؛
وقتی این همه عزل و نصب وزیر در طول این چهل و چند سال نتوانست به فتح و فرجی در سامان بخشی آن منجر شود ؛
وقتی هر اداره به جای تعقیب سیاست های آموزشی ، شبیه یه پایگاه عقیدتی می شود که آموزش سیاسی می دهد یا بیشتر به یک بنگاه شغلی می ماند که در آخر ماه، دستمزد کارمندانش را توزیع می کند ؛
وقتی اوج و فرود تاملات اجتماعی روی نظام آموزشی در بزنگاه انتخابات ریاست جمهوری است که هر نامزدی، شانه های فرهنگیان بینوا را نردبان بالا نشینی خویش فرض می کنند ؛
وقتی اهم مطالب معلمان معترض در تحصن ها، در باب پائین حقوق و نبود برابری در پرداخت ها و برخورداری از مسائل رفاهی است و کمترین معلمی از سایر مسائل مانند عدالت آموزشی ، نبود تجهیزات ، ایرادات شیوه های آموزشی و... دم می زند ؛
وقتی این همه اما و اگر و ای کاش در تصمیم گیری های آموزشی و پرورشی وجود داشته و دارد.... دیگر نباید از عدم حضور یکی به نام وزیر بر صدر وزارتخانه نالید. این طور هم نمایندگان مجلس به زحمت استیضاح نمی افتند و هم آن شخص وزیر ، شرمنده نتوانستن های خویش نخواهد شد.
کلام آخر آن که ؛
درد سرهای ما از نابه سامانی روابط انسانی هم هست ؛ نهادینه شدن پاره ای رفتارهای میان بر نظیر دروغ گویی، سلطه روابط بر ضوابط ، تدوین طرح های شعارهای، زد و بندهای اداری ، سوء استفاده از موقعیت اداری ، حیف و میل بودجه دولتی و نظائر آن عرصه را برای هر فکر و کار تازه تنگ و تار کرده است و در این هیاهو، هنوز دست و دلهایی نامریی در کارند که خوش دارند معلمان در غم نان از هم جدا شوند و دور هم جمع نشوند تا به راحتی دیده نشوند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
نظرات بینندگان