آمارهای جدید از افزایش ۱۳۵ درصدی مصرف دخانیات در دختران ۱۳ تا ۱۵ ساله در ایران خبر دادند.
سالانه ۷٧ میلیارد نخ سیگار در ایران دود میشود و سرانهی روزانه حدود ۲ نخ سیگار به ازای هر ایرانیست.
همین آمارها، سیگاریها را حدود ۲۰ تا ۲۴ درصد جمعیت کشور میداند.
سیگار و دخانیات عامل مرگ سالانهی حدود ۶۰ هزار نفر در ایران است. همچنین این آمارها از افزایش ۹۰ درصدی مصرف سیگار در زنان ۱۸ تا ۲۴ ساله و ۲۵ تا ۳۴ ساله و نیز افزایش ۳۴ درصدی مصرف در مردان ۱۸ تا ۲۴ ساله گزارش میدهد. این درحالیست که نقش دخانیات در ۳۵ تا ۴۰ نوع سرطان، ۵۱ درصد عوامل خطر برخی سرطانها و ورود به مواد مخدر و آسیبهای اجتماعی محرز است. همین امر باعث میشود که جامعهشناسان به تحلیل و آسیبشناسی این پدیدهی رو به رشد در جامعه بپردازند، به ویژه آنکه آمارها حکایت از کاهش مصرف سیگار تقریباً در همهی کشورهای توسعه یافته دارد.
یکی از عوامل مؤثر بر این افزایش مصرف ؛ « مُد اجتماعی » است. از نظر جامعه شناسی؛ افراد جامعه با تقلید از آنچه دیگران انجام میدهند، بر حس انزوای اجتماعی خود غلبه میکنند و احساس به روز بودن و هم نوایی با دیگران را در خود زنده نگه میدارند. با پیروی از مُد اجتماعی، بسیاری از مردمِ فاقدِ استقلال شخصیتی از حس منزوی بودن و احساس عقب مانده بودن از جامعه نجات پیدا میکنند.دنباله روی از دیگران و موافق دیگران بودن و تقلید از اکثریت، به افرادِ فاقد عزت نفس، احساس امنیت روانی میبخشد.

این یک واقعیت تجربی قابل مشاهده است که تعداد کمی از افراد جامعه آن چنان از استقلال رأی و مقاومت فرهنگی و اخلاقی و عزت نفس و شخصیت مستقلِ متفکر برخوردارند که توان مقاومت در مقابل مُدهای اجتماعی را دارا میباشند و پیرو مد اجتماعی نمیشوند و رفتارشان را مستقل از رویکردهای مسلط جامعه انتخاب میکنند.اما این چارچوب نظری به تنهایی نمیتواند علل شیوع جنونِ تمایل به سیگار در جامعهی ایران را تبیین کند.
به نظر من زیر پوست این گرایش شدید به سیگار، نوعی تمایل به آسیب رساندن آگاهانه به خود و به دیگران وجود دارد، نوعی بیتفاوتی و بی مسئولیتی نسبت به وجود خود و به سلامت خود و حتی ضدیت با سالم بودن خود و دیگران، نوعی دهنکجی به زندگی سالم، نوعی بیارزش تلقیکردنِ خود و خود را سوژهی تخریب و نابودی تعریف کردن، بوی ناخوشاینددادن و از تبدیل خود به منبع بوی بد لذّت بردن و لذّت را پلهی نابودی خود کردن.

همچنین این گرایش شدید نوعی ناشکری و قدرناشناسی و نارضایتی از بودن و وجودداشتن در خود نهفته دارد و به طبع آن؛ نوعی رغبت به تمام کردن خود، درست همچون همان سیگاری که میکِشند و تمامش میکنند تا آن را کُشته باشند.متعاقب آن؛ کسانی که جامعهای ساختهاند که مردم بسیاری از آن در خود وجودی ارزشمند نمییابند که آن وجود را سالم نگه بدارند و در حفظ سلامتی آن بکوشند و فضای اجتماعی را با دود و بوی سیگار هم آلوده و هم برای افراد غیرسیگاری غیرقابل استفاده میسازند و با آسیبزدن عمدی به خود و به دیگران درصدد تمامکردن خود و دیگران برآیند، در شیوع و همهگیرشدن این جنون، مسئول و مقصر و متهم میباشند.
@drBehrouzMoradi
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.