در روزهای اخیر، بخشی از خطوط راهآهن و پلهای ارتباطی کشور در جریان حملات دشمن آسیب دید؛ اما آنچه بیش از خود حادثه مورد توجه قرار گرفت، سرعت تصمیمگیری، ایجاد مسیرهای جایگزین و بازگشت سریع مسیرهای ارتباطی به چرخه خدمت بود.
حالا فقط برای لحظهای تصور کنیم اگر مدیریت این بحران بر عهده حمیدرضا خانمحمدی بود، شاید روزشمار اتفاقات چنین میشد:
- روز اول پس از آسیبدیدگی: هیچ.
روز سوم: اولین مصاحبه؛ «میزان تخریبها در دست بررسی است.»
روز هفتم: سومین مصاحبه؛ « بهزودی نتایج بررسیهای کارشناسی اعلام و درباره نحوه اقدام تصمیمگیری خواهد شد.»
دو هفته بعد: دهمین مصاحبه؛ «کارشناسان همچنان در حال بررسی ابعاد مختلف خسارتها هستند.»
بیست روز بعد: دوازدهمین مصاحبه؛ « در نشست با مقامات محلی، تصمیمات مهم و راهبردی اتخاذ شد.»
یک ماه بعد: برگزاری موکب برای مسافران گرفتار پشت پلهای تخریبشده!
چهلمین روز: همایش مدیران با حضور وزیر و سخنرانی درباره «مدیریت بحران در شرایط جنگی.»
دو ماه بعد: امضای تفاهمنامه با دانشگاهها برای تدوین راهبردهای بازسازی خطوط ریلی.
سه ماه بعد: برپایی موکب برای خدمترسانی به مسافرانِ عازم به زیارت اربعین و همچنان پشت پلمانده!
شش ماه بعد: با حضور وزیر، گروههای جهادی و مردمی همراه با بیل و کلنگ، عملیات آواربرداری آغاز میشود.
هشت ماه بعد: بارندگی شدید، باقیمانده پل را فرو میریزد و طبیعت بخشی از آواربرداری را انجام میدهد!
یک سال بعد: آیین گلریزان برای جمعآوری کمکهای مردمی به منظور آغاز بازسازی پل.
و این داستان همچنان ادامه دارد...

اما هدف از این مقایسه، نقد کارکنان نوسازی مدارس نیست؛ اتفاقاً برعکس. همانگونه که در یادداشتهای پیشین نیز گفته شد، مهندسان، کارشناسان و نیروهای اجرایی نوسازی مدارس، از نظر توان فنی و تجربه، چیزی کمتر از همکاران خود در وزارت راه و شهرسازی، راهآهن یا صنایع بزرگ کشور ندارند. آنان بارها در سالهای گذشته ثابت کردهاند که اگر اختیار، اعتماد و مدیریت به موقع وجود داشته باشد، میتوانند در کوتاهترین زمان، پروژههای بزرگ آموزشی را به سرانجام برسانند.
آنچه امروز محل پرسش است، سایه سنگین شیوه مدیریت بر این ظرفیت ارزشمند است؛ مدیریتی که به جای تصمیمگیری سریع، بیش از اندازه درگیر جلسات، مصاحبهها، تفاهمنامهها و اقدامات رسانهای شده و فرصتهای طلایی را از دست میدهد.
از همین رو بارها تأکید کردهایم که مدرسه شجره طیبه میناب یک پروژه عمرانی عادی نیست. این مدرسه، نماد مقاومت ملت ایران در برابر تجاوز دشمن و نماد توان بازسازی جمهوری اسلامی است. بازسازی سریع آن میتوانست همان پیامی را به جامعه و جهان منتقل کند که بازگشایی سریع خطوط راهآهن و احیای صنایع آسیبدیده منتقل کرد؛ اینکه ایران در برابر هر ضربهای، سریعتر و مقتدرتر از گذشته برمیخیزد.
وقتی در بخشهای دیگر کشور چنین اراده و سرعتی وجود دارد، انتظار از سازمان تخصصی نوسازی مدارس نیز چیزی کمتر از این نیست. مسئله، کمبود نیرو یا دانش فنی نیست؛ مسئله، مدیریتی است که باید اجازه دهد این ظرفیت ملی، خود را در میدان عمل نشان دهد.
بادا که خداوند ما را از راه غفلت به مسیر سعادت بازگرداند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان
البته یک موردی جا افتاده
خواجه صالحانی هم سریع با چت جی پی تی یک سند تولید میکنه
یک جلسه مدیران کل استان ها میذارن
دستهاشون مثل حالت عمو زنجیرباف بهم میدن و شعر میخونن و عکس میندازن