صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

«نکوشیدن در راه پیشرفت فرهنگ و برنداشتن نخستین قدم، یعنی عدم ترک کهنه پرستی »

تنهایی " روشنفکر ایرانی " در سایه ی " فقر فرهنگی " ؟

مینو امامی

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم  دیباچه

در یک کلام، می توان گفت که تمدن بُعد مادی و فرهنگ بُعد معنوی هر جامعه ای را تشکیل می دهد. تمدن اثری ملموس و قابل مشاهده است مانند تخت جمشید و فرهنگ حقیقتی قابل درک، باور و عمل کردنی است مانند اخلاقیات و قوانین.

هر چه تعداد و حجم داده های تمدن و فرهنگ ملتی امکان بیشتری برای استناد مطالعاتی و پژوهشی یا کردار افراد یک جامعه به وجود آورد، به همان اندازه غنا و اثرگذاری آن نیز بیشتر خواهد بود. فردریک تیلور پدر مدیریت علمی در قرن نوزدهم، تعریفی کاربردی از فرهنگ ارائه داده که تاکنون نیز معتبر است. او فرهنگ را «مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هر چه که فرد به عنوان عضوی از جامعه خویش فرا می‌گیرد»؛ تعریف نموده است.

به تعبیری دیگر، به آنچه که در گذشته ساخته و پرداخته شده است و آنچه که امروز می باید بر حجم داده ها و نمادهای آن افزوده شود، فرهنگ و تمدن گفته می شود. هر نسلی که برای انتقال پیام خود به آیندگان متناسب با رشد و توسعه علوم و فنون معاصر، از طی این سیر غفلت ورزد، ابتدا ارزش ذاتی زمان را با استیلای بیهودگی در زندگی خود هدر خواهد داد و سپس به عنوان جمعیتی عقب مانده به انزوا و طرد شدگی محکوم خواهد شد. پس داشته های موجود جای خود را به یافته های جدیدتری نخواهد داد و قابلیتی شکننده تر، آسیب پذیرتر و غیرمنطبق با واقعیتِ جهان هستی پیدا خواهد کرد.

نمودار درجه اول ما هنوز صنعت است نه ارتباطات

به طور نمونه؛ دیدگاه آنتونی رابینز با واقعیت زندگی ما هم سویی ندارد. او می گوید: «امروز ما در عصر اطلاعات یا دانستنی ها زندگی می کنیم و نمودار درجه اول فرهنگ ما دیگر صنعت نیست، بلکه ارتباطات است.»

پس بیایید به حجم ارتباطات خود با منابع اطلاعاتی و محتوایی موجود در جهان نگاهی بیندازیم. به عنوان مثال، امروز نقش ارتباطات در انجام یک بیزینس موفق برای من که فعالیت اقتصادی دارم چقدر است؟

تعطیلی روزهای متفاوت آخر هفته ایران با جهان، تعادل این اثرگذاری یا اثرپذیری را تا چه میزان بر هم می زند؟

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

از یک سو اصرار داریم که کشور ایران پیش تاز علوم و فنون مختلف است و باید باشد و از سوی دیگر برای همراهی با جهان به دلیل ترجیح باورها و عادات مذهبی خود که متناسب با معتقدات روزهای پنجشنبه و جمعه است، قادر به برقراری ارتباط هم زمان با آنان نیستیم. در واقع روزهایی که ما نیستیم، آنان هستند و روزهایی که ما هستیم، آنان نیستند. یعنی مبادلات اقتصادی در کشور و فعالان آن اعم از تجار و بازرگانان و دلالان با جهان، به جای پنج روز در سه روز، جریان دارد. طبیعی است که این عدم هم سویی، از حجم ارتباطات ما با دیگر کشورها بکاهد. اما متأسفانه ما باز بر همان تفوق سنتی نامتقارن با زمان، یعنی ارجحیت صنعت بر ارتباطات اصرار داریم.

ما تاکنون باور کرده ایم که اگر در صنعت و کشاورزی پیش بیفتیم و تراز تجاری مثبت یعنی بیشتر بودن صادرات بر واردات را تعمیق بخشیم، قدرت اقتصادی منطقه یا قاره خود خواهیم بود و حتی در یک دید آرمان گرایانه تر خود را جزو پنج قدرت برتر اقتصاد جهان نیز می بینیم.

بد نیست به دو مقوله مهم بازدارنده دیگر نیز در برقراری ارتباط با جهان اشاره کنم: سرعت بسیار کم اینترنت در کشور و فیلترینگ اینترنت به هر دلیل سیاسی یا غیرسیاسی.

ارتباطات با گفت و گو ممکن می گردد و فرهنگ با هر دو بارورتر می شود

باید بپذیریم علیرغم دسترسی به علوم و فنون ارتباطات در کشور، به دلیل عدم پای بندی به ماهیت گفت و گو و عدم پذیرش بسترهای فرهنگی لازم برای آن، در برقراری ارتباط و تعامل اجتماعی در سطح ملی و فراملی، ناتوان هستیم. شاید به همین دلیل قادر به افزایش حجم داده های فرهنگ و تمدن خود نیستیم. یا به همین دلیل از ایجاد بالندگی و جذابیت فرهنگی برای کودکان خود بازمانده ایم.

سقراط می گوید: «هر جا که بشر را دوست بدارند، فرهنگ را هم دوست خواهند داشت.»

بیشتر ما بشر را به عنوان یک موجود انسانیِ دوست، همکار، همسایه یا همشهری نمی بینیم و فقط با عنوان خویشاوند، اشخاص محدودی را قبول داریم. پس قادر به گفت و گو با دیگری غیرخویشاوند نیستیم و بر این اساس قادر به تولید فرهنگ و تمدن جدید نیز نیستیم. تحدید ابزارها و نمادهای شاخص فرهنگی در جهتی خاص و کانالیزه یا ایزوله کردن آن، نه حجم داده های فرهنگی را می افزاید و نه آن را بارورتر می سازد.

اگر داده ای برای بازتولید در چرخه فرهنگ و تمدن خود نداشته باشیم به طور طبیعی، هیچ ستاده ای نیز برای انتقال آن به نسل بعدی نخواهیم داشت.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

اولویت تجمّلات بر تعالی فرهنگی

متأسفانه ما در یک گلوگاه دیگری نیز بدجوری در مخمصه افتاده ایم. آنجا که آرتور شوپنهاور می گوید: « زندگی تکنولوژیک دوران ما، تلاش و کمال بی سابقه ای در افزایش و ازدیاد اسباب تجمّل داشته و طی آن، این فرصت را به ما داده است تا میان فراغت و فرهنگ متعالی تر یا میان تلاش، فعالیت و رفاه و تجمّل بیشتر؛ دست به انتخاب بزنیم. که متأسفانه عامه مردم، به فراخور شخصیت خود مورد دوم را انتخاب می کنند.»

غالب ما ایرانی ها چون از دوره تجددگرایی ناپایدار پهلوی تاکنون در همان انتخاب دوم یعنی تلاش بیشتر برای کسب رفاه و تجمّل فراتر از سرحد نرمال جامعه و حتی فراتر از قانون و اخلاق، باقی مانده ایم پس قادر به تولید فرهنگ و تمدن جدیدتری نیستیم.

تجمّل گرایی شاید به افزایش رفاه در زندگی افراد شیفته تجمّلات، منجر شود اما چون در بیشتر اوقات این افراد از پردازش فرهنگ یا از ایجاد هر نوع نمادی که سمبل تمدن ایرانی است، فاصله نجومی دارند و ظاهرپرستی حسودانه آنان در حال دیوانه ساختن آن هاست، لذا کمتر نقشی در تعالی فرهنگی دارند. آنان هر چه می سازند به طور خودخواهانه و برای جنون فکری خود در دلباختگی به تجمّل گرایی است و به مصالح جمعی یا ملی هیچ اعتنایی ندارند.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

خدمت کوشاوران گمنام در رشد دانش و تعالی فرهنگی

به قول فرانسوا ولتر؛ «افرادی که بزرگ ترین خدمت را به دانش و فرهنگ نموده اند، نویسندگان و پژوهشگرانی بوده اند که در انزوا می زیسته اند و هرگز در گفت و گوهای دانشگاهی شرکت نکرده و حقایق صد در صد اثبات نشده را در آکادمی ها، ابراز نداشته اند.»

و ما چون به تنهاییِ روشنفکران جامعه خود بی اعتنا هستیم و حتی با تمام قوای ذهنی و جسمی خود به انزوای مطلق آنان کمر همت گمارده ایم، لذا عرصه خدمت آنان را برای دانش و فرهنگ تنگ تر و حتی غیرممکن تر می سازیم.

در باور ما آنان چون دیده نمی شوند پس قادر به بازتولید هیچ چیز دیگری نیستند. در حالی که این افراد مُدام در حال خواندن و یادگرفتن هستند و با نوشتن و بازتولید فرهنگی و خلق اثر جدید برای انتقال به نسل امروز می کوشند. اگر داستان، غیر از این بود ما آنان را در زمان حیات خود می شناختیم و در زمان ممات آنان، آه و حسرت و افسوس نمی خوردیم و از مرگ در غربت آنان اندوهگین نمی شدیم! و یا از حجم امور فرهنگی برجا مانده و یا تعداد کتب ترجمه و نوشته شده توسط آنان، بهت زده نمی شدیم! این افراد همان هایی هستند که وقتی زنده بودند برخی از ما گستاخانه، طرز تفکر و نوع زندگی آنان را به استهزا می گرفتیم و امروز از شناخت دیرهنگام یا از اراجیف خود در فضای مجازی و محافل عام و خاص، شرمساریم!

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

سهم بزرگترها در شناساندن فرهنگ و تمدن ایرانی به کودکان چقدر است؟

من و شما به عنوان معلم یا پدر و مادر و حداقل به عنوان یک بزرگسال، چه ادعایی در این حیطه داریم؟ نقش من و شما در بازتولید فرهنگ و تمدن تا چه حدی است؟ حداقل اگر خلق نمی کنیم، تولید جدیدی نداریم، در مطالعه و شناخت آن و شناساندن آن به کودکان، چه سهمی داریم؟

تاکنون خارج از متون کتب درسی، در شناساندن کدام اثر تاریخی یا فرهنگی برای کودکان و دانش آموزان خود، حس تفکر یا عمل را در آنان تحریک نموده ایم؟! البته اگر در متون درسی مدارس و دانشگاه ها چنین اطلاعاتی گنجانده شود. چرا تصور می کنیم یک فرد چون دانشجوست پس کارشناس هر دانشی است و لزومی به یادگیری بیشتر و عمیق تر تاریخ فرهنگ و تمدن خود ندارد؟

چرا به جز رشته های اصلی چون تاریخ و جامعه شناسی که می باید به هر دو مهم بپردازند، برای دیگر رشته های تحصیلی، مباحثی از فرهنگ و تمدن ایران و جهان به عنوان یک واحد درس عمومی ارائه نمی شود؟

اشتباه بزرگ دیگر ما مصداق جمله لویی پاستور است

پاستور می گوید: «تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت.»

همه همّ و تلاش دولت مردان ما که به مردم نیز سرایت کرده است جهت رسیدن به همان رفاه و تجمّل، حول محور اقتصاد می چرخد و به این جهت نیز ما قادر به بازتولید فرهنگ و تمدن جدیدی نیستیم.

اقتصاد؛ اساس زندگی و روابط اجتماعی ما گردیده است و به جای تبادل اطلاعات در یک ارتباط معقول و سالم، ما انباشت و تبادل پول مابین خود با دیگری را ترجیح می دهیم. رفاه و تجمّل گرایی مرا به انباشت ثروت فردی وامی دارد که بیشتر حول به دست آوردن خوراک و پوشاک عالی، ویلا، مسکن، خودرو، کشتی و هواپیمای لوکس و شخصی می چرخد. دیگر همانند ازمنه سابق کمتر کسی تمایل دارد تا اماکن عمومی مانند کتابخانه، مسجد و بناهای فرهنگی بسازد تا محل برقراری ارتباطات و تبادل اطلاعات گردد. گرایش صِرف به بالندگی اقتصادی در بُعد فردی یا جمعی برای ما، کمتر مجالی برای متمدن بودن در حوزه هنر، ادب و اخلاق می دهد. چیزی که بیشتر اوقات با آن فاصله بسیاری داریم.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

با کهنه پرستی؛ فرهنگ توسعه نمی یابد

دیگر خطای ما به عنوان یک غفلت تاریخی، به قول پرویز ناتل خانلری؛ «نکوشیدن در راه پیشرفت فرهنگ و برنداشتن نخستین قدم، یعنی عدم ترک کهنه پرستی است.»

شاید بگویید فرهنگ و تمدن هم کهنه است، پس چرا در نبود این دو عقب مانده ایم، اما با کهنه پرستی ما مخالفید؟

کهنه پرستی، یعنی با ذهنیت بسته و منجمد زندگی کردن. افرادی که نه قادرند اثر بگذارند و نه می توانند اثر بپذیرند.

کهنه پرستان در مکان و زمان ثابتی در جا می زنند. آنان با انتخاب دور باطلی معین، مدام در حال چرخش حول محوری مشخص هستند که زاینده و بالنده نیست. کهنه پرستی یعنی عدم پذیرش و مقاومت در برابر هر چیز جدیدی که می تواند در شکل زندگی فعلی افراد، تغییرات مثبت و سازنده ای ایجاد کند و افکار و عقاید افراد را همسوی علوم و فنون جدید نماید.

اما فرهنگ و تمدن، حاصل تلاش و تجربه مجموع انسان هایی است که بسیار پیش تر از ما می زیسته اند. هر یک از این تجارب، در زندگی روزمره ما کاربرد دارد و پندهای اخلاقی و ارزشی بسیاری به ما می دهد.

میراثی که به دلیل انتقال و سرایت از نسلی به نسل دیگر و سینه به سینه، از گذشته به ما رسیده اند. فصلی از شاخص ها و نمادهای دورانی مشخص که تجارب ارزنده نیاکان را به عنوان هویت ملی و جمعی ارائه می دهند و به تاریخی پرافتخار اشاره می کنند.

بازتولید فرهنگی و غنابخشی به مجموع داشته های فرهنگی، یعنی برداشتن نخستین قدم در ترک کهنه پرستی.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

فرهنگ و تمدن هر ملتی، بشریت را متحول می سازد

هر چند هر ملتی فرهنگ و تمدن خاص خود را داراست، اما جنبه های ارزشمند آن مورد استفاده ملل دیگر نیز هست. دو کتاب شفا و قانون بوعلی سینا در دانشگاه های اروپا تا اواسط قرن هفدهم و تا حدود 700 سال تدریس شد و اخیرا نیز کشورهایی چون چین و آمریکا خواهان استفاده از آن هستند. نمادهای فرهنگ و تمدن ایرانی در کشورهای مختلف جهان نیز برای خود شیفتگانی دارد. (سایت صدای معلم؛ نگاهی بر نمادهای فرهنگ و تمدن ایرانی در کشورهای جهان)

در واقع هر ملتی با بازتولید مادی و معنوی خود به بشریت خدمت می کند و هیچ ملتی در پشت حصاری دست نیافتنی در انزوا به سر نمی برد. سمبل ها و نمادهای فرهنگ و تمدن در هر دوره ای از زمان معنایی دیگر برای ارزش گذاری می یابند.

مثلا دیوار چین به عنوان سازه ای صد در صد دست ساز در زمان خود سرمنشأ ظلم و ستم به میلیون ها انسان بود و به عنوان حکم تنبیهی از جنس خدمات اجتماعی برای مجرمان و خلافکاران شمرده می شد و جهت جلوگیری از نفوذ دشمن یا فرهنگ بیگانه و وقوع جنگ ها ساخته شده است. اما امروز این دیوار یکی از عجایب هفت‌گانه جهان و نمادی از تاریخ و فرهنگ غنی چین شمرده می شود و این بنای تاریخی به میراث جهانی یونسکو تبدیل شده است.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

انسان موجودی است کمال گرا، پس باید بهترین را ساخت

انسان موجودی است که در هر زمان و مکان به ساخت بهترین ها می اندیشد. بهترینی که سودآور است و سازنده. از آغاز مدنیت و شهرنشینی تاکنون بشر هر دائم در اندیشه مطلوب کردن شیوه زندگی خود بوده است. فرهنگ و تمدن به منزله دو ریل موازی تلاش بشر برای تداوم زندگی مسالمت آمیز است. تلاشی که برای بهبود روابط انسانی با استیلای جهان بینی ممتاز و با ارائه تصویری از انطباق واقعیت با احساسات و ارزش هایی قابل ادراک، تفکر و خرد و دانایی به وجود آمده است و افراد هر جامعه ای را تحت تأثیر قرار می دهد. نگرشی که گویای فلسفه زندگی، طرز تفکر و نوع نگاه افراد به زندگی است.

هر یک از ما باید در نوع نگاه خود نسبت به مسایل پیرامون، بازنگری کنیم. به قول مولانا:

از کجا آمده‌ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا می‌روم؟ آخر ننمایی وطنم؟

به تعبیری دیگر به پرسش های زیر بیندیشیم تا شاید پاسخی تحول زا برای هر یک دریابیم:

ریشه‌های فرهنگ و تمدن ایرانی چیست؟ نقش و رسالت هر ایرانی در جهان چیست؟ آیا ما راه خود را گم کرده ایم؟ پیشرفت و ترقی چگونه به وسیله فرهنگ و تمدن، محقق می شود؟

پرسش کردن خود هنری است که به تولید فکر منجر می شود. طرح پرسش، گروهی را وامی دارد تا به دنبال پاسخی مناسب باشند و این تلاش می تواند جرقه ای برای خلق اثری جدید و ماندگار باشد. علاوه بر خود، کودکان را نیز می توانیم داخل چرخه تفکر و تعقل نماییم تا شاید آنان نیز در آینده نقشی در بازتولید فرهنگ و تمدن ایران و جهان داشته باشند. شاید یکی از آنان اهمیت و عظمت ساخت مدرسه ای مانند دارالفنون را برای ایران و ایرانیان احیا سازد.

بررسی تنهایی روشنفکر ایرانی و توسعه نیافتگی فرهنگ در صدای معلم

فرهنگ عمومی ؛ تکمیل کننده ارزش ها و هنجارهایی است که معرّف فرهنگ ملی ماست. پس نوع رفتار و کردار هر یک از ما نسبت به دیگران و حتی نسبت به خود، بسیار حائز اهمیت است و هرگز یک تصمیم فردی نیست. چون در جمع و جامعه زندگی می کنیم باید به همدیگر احترام بگذاریم و تحمل آرای مخالف خود را داشته باشیم. بدون گفت و گوی هایی که نتایج سازنده ای داشته باشند نمی توان متمدن بود.

بدون حذف خودخواهی نمی توان دگراندیش بود. فردگرایی یعنی اهمیت ندادن به اندیشه، افکار و عقاید دیگران. بدون احترام و ارزش قائل شدن به انسان و انسانیت، نمی توان بافرهنگ بود.

فرهنگ و تمدن در زندگی افراد نقشی بسیار عمیق و ظریفی دارد که فقط باید نسبت به آن واقف بود و با خرد و دانایی و شعور فردی و جمعی، آن را هر دائم بارور ساخت. بدون بالندگی فرهنگ و تمدن، هیچ ملتی ممتاز و برتر نیست. افتخار به گذشته هم حد و حدودی دارد، اهمیت نقش خود را در خلق هر نوع اثر جدیدی، نادیده نگیریم.

بیایید از خود بپرسیم چرا در هر کاستی و ناراستی؛ به دیگران خرده می گیریم اما علامت فلش یا انگشت را به سوی خود برنمی گردانیم و خود را مؤاخذه نمی کنیم؟ چرا سهمی برای خود در بازسازی فرهنگی، قائل نیستیم؟

شاید اگر هر کسی در هر پست و مقامی یا در هر سن و جنسی، به هنگام تزلزل ارزشی یا اخلاقی، به بازخواست خود از مجموع غفلت ها بپردازد، دیگر بار هیچ مسئولیتی به مقصد نرسیده، افزوده یا کج نشود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شنبه, 03 مرداد 1405 16:21 خوانده شده: 47 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور