دیباچه
در یک کلام، می توان گفت که تمدن بُعد مادی و فرهنگ بُعد معنوی هر جامعه ای را تشکیل می دهد. تمدن اثری ملموس و قابل مشاهده است مانند تخت جمشید و فرهنگ حقیقتی قابل درک، باور و عمل کردنی است مانند اخلاقیات و قوانین.
هر چه تعداد و حجم داده های تمدن و فرهنگ ملتی امکان بیشتری برای استناد مطالعاتی و پژوهشی یا کردار افراد یک جامعه به وجود آورد، به همان اندازه غنا و اثرگذاری آن نیز بیشتر خواهد بود. فردریک تیلور پدر مدیریت علمی در قرن نوزدهم، تعریفی کاربردی از فرهنگ ارائه داده که تاکنون نیز معتبر است. او فرهنگ را «مجموعه پیچیدهای از دانشها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هر چه که فرد به عنوان عضوی از جامعه خویش فرا میگیرد»؛ تعریف نموده است.
به تعبیری دیگر، به آنچه که در گذشته ساخته و پرداخته شده است و آنچه که امروز می باید بر حجم داده ها و نمادهای آن افزوده شود، فرهنگ و تمدن گفته می شود. هر نسلی که برای انتقال پیام خود به آیندگان متناسب با رشد و توسعه علوم و فنون معاصر، از طی این سیر غفلت ورزد، ابتدا ارزش ذاتی زمان را با استیلای بیهودگی در زندگی خود هدر خواهد داد و سپس به عنوان جمعیتی عقب مانده به انزوا و طرد شدگی محکوم خواهد شد. پس داشته های موجود جای خود را به یافته های جدیدتری نخواهد داد و قابلیتی شکننده تر، آسیب پذیرتر و غیرمنطبق با واقعیتِ جهان هستی پیدا خواهد کرد.
نمودار درجه اول ما هنوز صنعت است نه ارتباطات
به طور نمونه؛ دیدگاه آنتونی رابینز با واقعیت زندگی ما هم سویی ندارد. او می گوید: «امروز ما در عصر اطلاعات یا دانستنی ها زندگی می کنیم و نمودار درجه اول فرهنگ ما دیگر صنعت نیست، بلکه ارتباطات است.»
پس بیایید به حجم ارتباطات خود با منابع اطلاعاتی و محتوایی موجود در جهان نگاهی بیندازیم. به عنوان مثال، امروز نقش ارتباطات در انجام یک بیزینس موفق برای من که فعالیت اقتصادی دارم چقدر است؟
تعطیلی روزهای متفاوت آخر هفته ایران با جهان، تعادل این اثرگذاری یا اثرپذیری را تا چه میزان بر هم می زند؟

از یک سو اصرار داریم که کشور ایران پیش تاز علوم و فنون مختلف است و باید باشد و از سوی دیگر برای همراهی با جهان به دلیل ترجیح باورها و عادات مذهبی خود که متناسب با معتقدات روزهای پنجشنبه و جمعه است، قادر به برقراری ارتباط هم زمان با آنان نیستیم. در واقع روزهایی که ما نیستیم، آنان هستند و روزهایی که ما هستیم، آنان نیستند. یعنی مبادلات اقتصادی در کشور و فعالان آن اعم از تجار و بازرگانان و دلالان با جهان، به جای پنج روز در سه روز، جریان دارد. طبیعی است که این عدم هم سویی، از حجم ارتباطات ما با دیگر کشورها بکاهد. اما متأسفانه ما باز بر همان تفوق سنتی نامتقارن با زمان، یعنی ارجحیت صنعت بر ارتباطات اصرار داریم.
ما تاکنون باور کرده ایم که اگر در صنعت و کشاورزی پیش بیفتیم و تراز تجاری مثبت یعنی بیشتر بودن صادرات بر واردات را تعمیق بخشیم، قدرت اقتصادی منطقه یا قاره خود خواهیم بود و حتی در یک دید آرمان گرایانه تر خود را جزو پنج قدرت برتر اقتصاد جهان نیز می بینیم.
بد نیست به دو مقوله مهم بازدارنده دیگر نیز در برقراری ارتباط با جهان اشاره کنم: سرعت بسیار کم اینترنت در کشور و فیلترینگ اینترنت به هر دلیل سیاسی یا غیرسیاسی.
ارتباطات با گفت و گو ممکن می گردد و فرهنگ با هر دو بارورتر می شود
باید بپذیریم علیرغم دسترسی به علوم و فنون ارتباطات در کشور، به دلیل عدم پای بندی به ماهیت گفت و گو و عدم پذیرش بسترهای فرهنگی لازم برای آن، در برقراری ارتباط و تعامل اجتماعی در سطح ملی و فراملی، ناتوان هستیم. شاید به همین دلیل قادر به افزایش حجم داده های فرهنگ و تمدن خود نیستیم. یا به همین دلیل از ایجاد بالندگی و جذابیت فرهنگی برای کودکان خود بازمانده ایم.
سقراط می گوید: «هر جا که بشر را دوست بدارند، فرهنگ را هم دوست خواهند داشت.»
بیشتر ما بشر را به عنوان یک موجود انسانیِ دوست، همکار، همسایه یا همشهری نمی بینیم و فقط با عنوان خویشاوند، اشخاص محدودی را قبول داریم. پس قادر به گفت و گو با دیگری غیرخویشاوند نیستیم و بر این اساس قادر به تولید فرهنگ و تمدن جدید نیز نیستیم. تحدید ابزارها و نمادهای شاخص فرهنگی در جهتی خاص و کانالیزه یا ایزوله کردن آن، نه حجم داده های فرهنگی را می افزاید و نه آن را بارورتر می سازد.
اگر داده ای برای بازتولید در چرخه فرهنگ و تمدن خود نداشته باشیم به طور طبیعی، هیچ ستاده ای نیز برای انتقال آن به نسل بعدی نخواهیم داشت.

اولویت تجمّلات بر تعالی فرهنگی
متأسفانه ما در یک گلوگاه دیگری نیز بدجوری در مخمصه افتاده ایم. آنجا که آرتور شوپنهاور می گوید: « زندگی تکنولوژیک دوران ما، تلاش و کمال بی سابقه ای در افزایش و ازدیاد اسباب تجمّل داشته و طی آن، این فرصت را به ما داده است تا میان فراغت و فرهنگ متعالی تر یا میان تلاش، فعالیت و رفاه و تجمّل بیشتر؛ دست به انتخاب بزنیم. که متأسفانه عامه مردم، به فراخور شخصیت خود مورد دوم را انتخاب می کنند.»
غالب ما ایرانی ها چون از دوره تجددگرایی ناپایدار پهلوی تاکنون در همان انتخاب دوم یعنی تلاش بیشتر برای کسب رفاه و تجمّل فراتر از سرحد نرمال جامعه و حتی فراتر از قانون و اخلاق، باقی مانده ایم پس قادر به تولید فرهنگ و تمدن جدیدتری نیستیم.
تجمّل گرایی شاید به افزایش رفاه در زندگی افراد شیفته تجمّلات، منجر شود اما چون در بیشتر اوقات این افراد از پردازش فرهنگ یا از ایجاد هر نوع نمادی که سمبل تمدن ایرانی است، فاصله نجومی دارند و ظاهرپرستی حسودانه آنان در حال دیوانه ساختن آن هاست، لذا کمتر نقشی در تعالی فرهنگی دارند. آنان هر چه می سازند به طور خودخواهانه و برای جنون فکری خود در دلباختگی به تجمّل گرایی است و به مصالح جمعی یا ملی هیچ اعتنایی ندارند.

خدمت کوشاوران گمنام در رشد دانش و تعالی فرهنگی
به قول فرانسوا ولتر؛ «افرادی که بزرگ ترین خدمت را به دانش و فرهنگ نموده اند، نویسندگان و پژوهشگرانی بوده اند که در انزوا می زیسته اند و هرگز در گفت و گوهای دانشگاهی شرکت نکرده و حقایق صد در صد اثبات نشده را در آکادمی ها، ابراز نداشته اند.»
و ما چون به تنهاییِ روشنفکران جامعه خود بی اعتنا هستیم و حتی با تمام قوای ذهنی و جسمی خود به انزوای مطلق آنان کمر همت گمارده ایم، لذا عرصه خدمت آنان را برای دانش و فرهنگ تنگ تر و حتی غیرممکن تر می سازیم.
در باور ما آنان چون دیده نمی شوند پس قادر به بازتولید هیچ چیز دیگری نیستند. در حالی که این افراد مُدام در حال خواندن و یادگرفتن هستند و با نوشتن و بازتولید فرهنگی و خلق اثر جدید برای انتقال به نسل امروز می کوشند. اگر داستان، غیر از این بود ما آنان را در زمان حیات خود می شناختیم و در زمان ممات آنان، آه و حسرت و افسوس نمی خوردیم و از مرگ در غربت آنان اندوهگین نمی شدیم! و یا از حجم امور فرهنگی برجا مانده و یا تعداد کتب ترجمه و نوشته شده توسط آنان، بهت زده نمی شدیم! این افراد همان هایی هستند که وقتی زنده بودند برخی از ما گستاخانه، طرز تفکر و نوع زندگی آنان را به استهزا می گرفتیم و امروز از شناخت دیرهنگام یا از اراجیف خود در فضای مجازی و محافل عام و خاص، شرمساریم!

سهم بزرگترها در شناساندن فرهنگ و تمدن ایرانی به کودکان چقدر است؟
من و شما به عنوان معلم یا پدر و مادر و حداقل به عنوان یک بزرگسال، چه ادعایی در این حیطه داریم؟ نقش من و شما در بازتولید فرهنگ و تمدن تا چه حدی است؟ حداقل اگر خلق نمی کنیم، تولید جدیدی نداریم، در مطالعه و شناخت آن و شناساندن آن به کودکان، چه سهمی داریم؟
تاکنون خارج از متون کتب درسی، در شناساندن کدام اثر تاریخی یا فرهنگی برای کودکان و دانش آموزان خود، حس تفکر یا عمل را در آنان تحریک نموده ایم؟! البته اگر در متون درسی مدارس و دانشگاه ها چنین اطلاعاتی گنجانده شود. چرا تصور می کنیم یک فرد چون دانشجوست پس کارشناس هر دانشی است و لزومی به یادگیری بیشتر و عمیق تر تاریخ فرهنگ و تمدن خود ندارد؟
چرا به جز رشته های اصلی چون تاریخ و جامعه شناسی که می باید به هر دو مهم بپردازند، برای دیگر رشته های تحصیلی، مباحثی از فرهنگ و تمدن ایران و جهان به عنوان یک واحد درس عمومی ارائه نمی شود؟
اشتباه بزرگ دیگر ما مصداق جمله لویی پاستور است
پاستور می گوید: «تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت.»
همه همّ و تلاش دولت مردان ما که به مردم نیز سرایت کرده است جهت رسیدن به همان رفاه و تجمّل، حول محور اقتصاد می چرخد و به این جهت نیز ما قادر به بازتولید فرهنگ و تمدن جدیدی نیستیم.
اقتصاد؛ اساس زندگی و روابط اجتماعی ما گردیده است و به جای تبادل اطلاعات در یک ارتباط معقول و سالم، ما انباشت و تبادل پول مابین خود با دیگری را ترجیح می دهیم. رفاه و تجمّل گرایی مرا به انباشت ثروت فردی وامی دارد که بیشتر حول به دست آوردن خوراک و پوشاک عالی، ویلا، مسکن، خودرو، کشتی و هواپیمای لوکس و شخصی می چرخد. دیگر همانند ازمنه سابق کمتر کسی تمایل دارد تا اماکن عمومی مانند کتابخانه، مسجد و بناهای فرهنگی بسازد تا محل برقراری ارتباطات و تبادل اطلاعات گردد. گرایش صِرف به بالندگی اقتصادی در بُعد فردی یا جمعی برای ما، کمتر مجالی برای متمدن بودن در حوزه هنر، ادب و اخلاق می دهد. چیزی که بیشتر اوقات با آن فاصله بسیاری داریم.

با کهنه پرستی؛ فرهنگ توسعه نمی یابد
دیگر خطای ما به عنوان یک غفلت تاریخی، به قول پرویز ناتل خانلری؛ «نکوشیدن در راه پیشرفت فرهنگ و برنداشتن نخستین قدم، یعنی عدم ترک کهنه پرستی است.»
شاید بگویید فرهنگ و تمدن هم کهنه است، پس چرا در نبود این دو عقب مانده ایم، اما با کهنه پرستی ما مخالفید؟
کهنه پرستی، یعنی با ذهنیت بسته و منجمد زندگی کردن. افرادی که نه قادرند اثر بگذارند و نه می توانند اثر بپذیرند.
کهنه پرستان در مکان و زمان ثابتی در جا می زنند. آنان با انتخاب دور باطلی معین، مدام در حال چرخش حول محوری مشخص هستند که زاینده و بالنده نیست. کهنه پرستی یعنی عدم پذیرش و مقاومت در برابر هر چیز جدیدی که می تواند در شکل زندگی فعلی افراد، تغییرات مثبت و سازنده ای ایجاد کند و افکار و عقاید افراد را همسوی علوم و فنون جدید نماید.
اما فرهنگ و تمدن، حاصل تلاش و تجربه مجموع انسان هایی است که بسیار پیش تر از ما می زیسته اند. هر یک از این تجارب، در زندگی روزمره ما کاربرد دارد و پندهای اخلاقی و ارزشی بسیاری به ما می دهد.
میراثی که به دلیل انتقال و سرایت از نسلی به نسل دیگر و سینه به سینه، از گذشته به ما رسیده اند. فصلی از شاخص ها و نمادهای دورانی مشخص که تجارب ارزنده نیاکان را به عنوان هویت ملی و جمعی ارائه می دهند و به تاریخی پرافتخار اشاره می کنند.
بازتولید فرهنگی و غنابخشی به مجموع داشته های فرهنگی، یعنی برداشتن نخستین قدم در ترک کهنه پرستی.

فرهنگ و تمدن هر ملتی، بشریت را متحول می سازد
هر چند هر ملتی فرهنگ و تمدن خاص خود را داراست، اما جنبه های ارزشمند آن مورد استفاده ملل دیگر نیز هست. دو کتاب شفا و قانون بوعلی سینا در دانشگاه های اروپا تا اواسط قرن هفدهم و تا حدود 700 سال تدریس شد و اخیرا نیز کشورهایی چون چین و آمریکا خواهان استفاده از آن هستند. نمادهای فرهنگ و تمدن ایرانی در کشورهای مختلف جهان نیز برای خود شیفتگانی دارد. (سایت صدای معلم؛ نگاهی بر نمادهای فرهنگ و تمدن ایرانی در کشورهای جهان)
در واقع هر ملتی با بازتولید مادی و معنوی خود به بشریت خدمت می کند و هیچ ملتی در پشت حصاری دست نیافتنی در انزوا به سر نمی برد. سمبل ها و نمادهای فرهنگ و تمدن در هر دوره ای از زمان معنایی دیگر برای ارزش گذاری می یابند.
مثلا دیوار چین به عنوان سازه ای صد در صد دست ساز در زمان خود سرمنشأ ظلم و ستم به میلیون ها انسان بود و به عنوان حکم تنبیهی از جنس خدمات اجتماعی برای مجرمان و خلافکاران شمرده می شد و جهت جلوگیری از نفوذ دشمن یا فرهنگ بیگانه و وقوع جنگ ها ساخته شده است. اما امروز این دیوار یکی از عجایب هفتگانه جهان و نمادی از تاریخ و فرهنگ غنی چین شمرده می شود و این بنای تاریخی به میراث جهانی یونسکو تبدیل شده است.

انسان موجودی است کمال گرا، پس باید بهترین را ساخت
انسان موجودی است که در هر زمان و مکان به ساخت بهترین ها می اندیشد. بهترینی که سودآور است و سازنده. از آغاز مدنیت و شهرنشینی تاکنون بشر هر دائم در اندیشه مطلوب کردن شیوه زندگی خود بوده است. فرهنگ و تمدن به منزله دو ریل موازی تلاش بشر برای تداوم زندگی مسالمت آمیز است. تلاشی که برای بهبود روابط انسانی با استیلای جهان بینی ممتاز و با ارائه تصویری از انطباق واقعیت با احساسات و ارزش هایی قابل ادراک، تفکر و خرد و دانایی به وجود آمده است و افراد هر جامعه ای را تحت تأثیر قرار می دهد. نگرشی که گویای فلسفه زندگی، طرز تفکر و نوع نگاه افراد به زندگی است.
هر یک از ما باید در نوع نگاه خود نسبت به مسایل پیرامون، بازنگری کنیم. به قول مولانا:
از کجا آمدهام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا میروم؟ آخر ننمایی وطنم؟
به تعبیری دیگر به پرسش های زیر بیندیشیم تا شاید پاسخی تحول زا برای هر یک دریابیم:
ریشههای فرهنگ و تمدن ایرانی چیست؟ نقش و رسالت هر ایرانی در جهان چیست؟ آیا ما راه خود را گم کرده ایم؟ پیشرفت و ترقی چگونه به وسیله فرهنگ و تمدن، محقق می شود؟
پرسش کردن خود هنری است که به تولید فکر منجر می شود. طرح پرسش، گروهی را وامی دارد تا به دنبال پاسخی مناسب باشند و این تلاش می تواند جرقه ای برای خلق اثری جدید و ماندگار باشد. علاوه بر خود، کودکان را نیز می توانیم داخل چرخه تفکر و تعقل نماییم تا شاید آنان نیز در آینده نقشی در بازتولید فرهنگ و تمدن ایران و جهان داشته باشند. شاید یکی از آنان اهمیت و عظمت ساخت مدرسه ای مانند دارالفنون را برای ایران و ایرانیان احیا سازد.

فرهنگ عمومی ؛ تکمیل کننده ارزش ها و هنجارهایی است که معرّف فرهنگ ملی ماست. پس نوع رفتار و کردار هر یک از ما نسبت به دیگران و حتی نسبت به خود، بسیار حائز اهمیت است و هرگز یک تصمیم فردی نیست. چون در جمع و جامعه زندگی می کنیم باید به همدیگر احترام بگذاریم و تحمل آرای مخالف خود را داشته باشیم. بدون گفت و گوی هایی که نتایج سازنده ای داشته باشند نمی توان متمدن بود.
بدون حذف خودخواهی نمی توان دگراندیش بود. فردگرایی یعنی اهمیت ندادن به اندیشه، افکار و عقاید دیگران. بدون احترام و ارزش قائل شدن به انسان و انسانیت، نمی توان بافرهنگ بود.
فرهنگ و تمدن در زندگی افراد نقشی بسیار عمیق و ظریفی دارد که فقط باید نسبت به آن واقف بود و با خرد و دانایی و شعور فردی و جمعی، آن را هر دائم بارور ساخت. بدون بالندگی فرهنگ و تمدن، هیچ ملتی ممتاز و برتر نیست. افتخار به گذشته هم حد و حدودی دارد، اهمیت نقش خود را در خلق هر نوع اثر جدیدی، نادیده نگیریم.
بیایید از خود بپرسیم چرا در هر کاستی و ناراستی؛ به دیگران خرده می گیریم اما علامت فلش یا انگشت را به سوی خود برنمی گردانیم و خود را مؤاخذه نمی کنیم؟ چرا سهمی برای خود در بازسازی فرهنگی، قائل نیستیم؟
شاید اگر هر کسی در هر پست و مقامی یا در هر سن و جنسی، به هنگام تزلزل ارزشی یا اخلاقی، به بازخواست خود از مجموع غفلت ها بپردازد، دیگر بار هیچ مسئولیتی به مقصد نرسیده، افزوده یا کج نشود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







نظرات بینندگان
این دو نظر هم دیدگاه من خواننده:
۱) اگر فارسیِ واژگان خارجی، ولو رایج، در خط اصلی و آن کلمات بیگانه در کمانک بیاید، پارسی را پاستر میداریم:
فیلترینگ، سمبل، تکنولوژی، نرمال و چند لغت دیگر.
۱+۱) در اوایل نوشته آمد که کاش تعطیلیمان منطبق با خارجیها بود. فرهنگ شامل این هم میشود که هر سرزمینی تقویم خود را بدارد. من گمان نمیکنم که نبود ارتباطات مجازی آنتنی و اینترنتی با جهان، در آخر هفته، ایراد بزرگی باشد. ارتباطات حقیقیِ مرزی هم، در روزهای عادی، زیاد نداریم که لطمهای جدّی بخورد؛ باز اطلاعاتم قطعی نیست و گمانم را گفتم.
مثال: هیئتی از عراق بهتازگی به ایران آمد. البسهٔ سراسر کتشلوری آنان شاید درست نبود، هرچند قانون باشد. مظاهر فرهنگی نباید تنها در داخل کشورها بماند یا برای گردشگران آماده بشود.
۱. من مخالف تفکیک کلمات رایج هستم. موقعی که در دانشگاه درس می خواندیم چنین تفکیکی نبود و همه ما بیشتر همان علوم غیرفارسی را خوانده ایم. مثلا رشته تحصیلی بنده حاصل دانش غرب بود نه ایران.
پس امانت پس می دهیم.
بجای سرگرم شدن با چنین تلاشی نابجا به اعتقاد بنده بهتر است در پی تولید فرهنگی موثر باشیم که آنان از ما جذب کنند نه این که در کل در پی دفع ما باشند.
پاسداشت زبان فارسی نه با حذف کلمات معمول جایگزینی آن با برخی کلمات خنده دار بلکه با خواندن
آثار نویسندگان قدیم و جدید ایرانی ممکن است.
ارتباط با همسایه هنر نیست. همسایه همان دارد
که ما نیز داریم. هدف مراودات اقتصادی و فرهنگی با
کشورهای پیشرفته ای چون سنگاپور، ژاپن، کره جنوبی و اروپا و.... است.
نه فقط واردات اقتصادی و فرهنگی که صادرات آن ها نیز هدف است.
ظاهرا مذهبی متعصبی هستید. جناب به جای چشم ها
بنده می گویم ذهن ها را باید شست. فرهنگ خودی ایجاب می کند که روزهای بده بستان اطلاعاتی ما به جای ۵ روز در سه روز هفته انجام شود؟
این خیانت به فرهنگ خودی نیست. همسوگرایی در عصر اطلاعات و ارتباطات است. رهایی از انزوا و طردشدگی است. در متن اشاره داشتم فرهنگ و تمدن را
کل بشر می سازد و جنبه های مثبت آن مورد تایید و استفاده بیشتر جوامع می گردد. بخشی از آن ویژه و خاص یک جامعه است و بخشی دیگر همگانی است.
شما وقتی مهمانی می روید بر اساس میل و سلیقه میزبان و علیرغم میل شخصی یا داشته ها لباس
می پوشید و یا با انتخاب خویش؟
نخست وزیر جوان عراق در عرض یک هفته یا ده روز
ابتدا کاخ سفید رفت و بعد ایران آمد! چه حکمتی دارد خدا داند؟
از دلایل مهم دیگر ماندفرهنگی و عدم تولید فرهنگی در ایران، عدم تلاش برای بیرون آمدن از لاک خود است.
پوسته تخم مرغ ایران نشکن شده است و دوستان او خیلی شبیه خودش است.
ما این اختیار قرآنی را فدای اجبار های قرآنی می کنبم.
نه مولا علی و نه پیامبر اکرم چنین نبودند.
فرهنگ خودی باید آنچنان قوی باشد که دریافته های
غیر را عامل اضمحلال آن نداند.
جامعه شناسی مخالف خودباختگی و سرگشتگی است اما پذیرش هر اصل عقلانی را انکار نمی کند.
حال اگر جمعه و شنبه یا شنبه و یکشنبه تعطیل شود ما
کافر می شویم؟ مگر به نماز و دعا و دیگر اعمال خود
ایمان و یقین نداریم؟ برای برقراری ارتباط باید شرایط زمان را به قول مولا علی بپذیریم.
ما به جای برقراری ارتباط فرهنگی، الفبای اقتصاد را پل عبور یا مقبولیت خود قرار می دهیم. حتی با همین همسایگان جهات مختلف جغرافیایی حرف اول را فروش نفت و گاز و پیاز و سیب زمینی و گوجه فرنگی و فلفل و... می زند و کمتر رابطه فرهنگی با آنان ایجاد می کنیم. چند نشست اقتصادی داریم و چند تا فرهنگی؟ نشست بریکس، شانگهای ، اوپک !
این ها را تشکیل دادیم و عضو شدیم که قوای کشورها در برابر قدرت امریکا و اروپا کم نیاورد.
شاید اگر با فرهنگ ۲۵۰۰ ساله خود در برابر آنان بایستیم
قدرت واقعی خود را بهتر نشان بدهیم.
با داشته های قوام یافته خود باید پاس داشت نه با معادل سازی کلماتی که تمامی تحصیل کردگان ایرانی
آن ها را در دانشگاه های همین ایران خوانده اند.
وزرا و مقامات هم بر اساس همین اصل، کلماتی
می گویند که فردی گستاخانه ان را در بخشی از خبر ۲۰/۳۰ جایگزین امری یا پیشنهادی می کند.
وقتی ابهت وزیر با ایراد به دو کلمه او می شکند
چینی بندزن هم قادر به احیای آن نخواهد بود.
نحوه برخورد شما با چیزی که موافق یا مخالف آن هستید یعنی فرهنگ سازی.
ادب و احترام شما به کودکان آشنا و ناآشنا یعنی
فرهنگ سازی.
نحوه آمد و شد و برخورد شما در محله با همسایگان و کسبه یعنی فرهنگ سازی.
نحوه برخورد و عملکرد شما در صف های گوناگون اتوبوس و مترو و نان و بنزین یعنی فرهنگ سازی.
و......
فرهنگ از رگ گردن به ما نزدیک است و هر دائم در
حال تغییر و تکامل. اگر بدان توجه داشته باشید و همت والا به خرج دهید بر داده های آن افزوده می شود و گر نه به تحلیل می رود و نخ نما می شود.
و چون قدرت اثرگذاری ندارد پس اثر می پذیرد. همان که ما له دلیل ضعف ها و غفلت های خود آن را تهاجم فرهنگی می نامیم.
شما را نگران ساخته یا زیاد به چشم شما امده است چون از فرهنگ ما به دور است. نسبت به آن واهمه داریم.
سال های متمادی وزرا به تبعیت از رئیس جمهور پیرهن آستین کوتاه نپوشیدند که جرم است یا فرهنگ آن نیست. آقای پزشکیان تابوشکنی کردند و دیگران نیز شیر شدند.
کارکرد دولت برای من باید مهم باشد یا یقه آخوندی و آستین دراز پیراهن دولت مردان. هاج و واج گفته های آنان را گوش می دهم تا شاید فرجی حاصل شود .
در برخوردهای رسمی انتظار شیک پوشی مقامات حق فرهنگی من ایرانی است. بدون کراوات هم می توان شیک پوشید اما در عصر حاضر خرده گرفتن به کراوات یک مقام رسمی هم حرکتی غیرفرهنگی است.
میکروب و ویروس در بدن ضعیف نفوذ می کند نه قوی.
جنبه های منفی فرهنگ بیگانه در صورت ضعف و بیماری فرهنگ خودی نفوذ می کند.
تهاجم فرهنگی در بین ملل ضعیف رسوخ می کند نه قوی.
سخن زیاد شد چون فرهنگ مقوله ای حساس است. تشکر
می شود و رفت و آمدهای رسمی برای تحقق این مهم
وقت تلف کردن شمرده می شود.
نشست ها و گردهمایی های منطقه ای، قاره ای با
بین قاره ای برای نمایش قدرت همبستگی و اتحاد آنان است. و کمتر شاهد امضای تفاهم نامه و قراردادهای فی مابین هستیم. قدرت ارتباطات در عصر سیبرنتیک
و حتی امروز فراتر از آن یعنی همین.
الان آقای عراقچی در منطقه در بین کشورهای همسایه
به دنبال بازار فروش است تا محدودیت هرمز را بشکند.
در این بی امنیتی و تنگی وقت.
تماس های بین المللی به مکالمات صوتی، تصویری، پیامکی یا دیگر شکل های ارتباطی اشاره دارد که بین دو یا چند نفر از کشورهای مختلف برقرار می شود. این تماس ها با استفاده از شبکه های تلفنی و اینترنتی انجام می شوند و به کاربران این امکان را می دهد تا با دوستان، خانواده، همکاران و مشتریان خود در سراسر جهان ارتباط برقرار کنند. تماس های بین المللی از اهمیت بالایی برخوردارند، زیرا امکان ارتباط با افراد و سازمان های در سراسر جهان را به کاربران فراهم می کنند که این امر به تجارت بین المللی، ارتباطات فرهنگی و آموزشی کمک می کند.9941
همین دیگه ایراد منم به همین نکته است. فوری نبش قبر می کنیم و به داشته ها اشاره می کنیم یا مفتخر می شویم.
شما که با دو جمله کل تلاش و مبارزات یک عمر این بزرگواران را به کمک توان جادویی خویش، نیست و نابود کردید، برای باروری فرهنگ چه کرده اید؟
شما می بایست بیشتر از اشخاصی که نام برده اید کوشیده باشید تا جرات خط زنی فرهنگ سازان کشور
را داشته باشید.
منظور از تنهایی روشنفکران که قبلا نیز یادداشتی با همین عنوان و با همین دو کلمه داشته ام، آنانی هستند که زنده اند اما من و شما از تلاش آنان بی خبریم.
چون برخی از ما به چنین واژگانی آلرژی غیر موجهی داریم.. آنان کسانی هستند که آگاه هستند و آگاهی
می بخشند. کهنه اندیش نیستند و قدرت تمیز و انتخاب دارند. همرنگ جماعت نمی شوند و تابعی کورکورانه
نیستند.
ما فقط هنگام فوت آنان از وجود و آثار آنان مطلع
می شویم. در حالی که هم عصر ما زندگی کرده اند.
غفلت فرهنگی یعنی همین.
لازم است، ببینید این بی خردان؛ به قول شما ، که شرم دارم از بیان آن، برای خلق آثار خود چقدر زمان و انرژی و سرمایه مادی و معنوی هزینه کرده اند؟
ما چنین حقی نداریم. با عنوان ناشناس، فعل
ضدفرهنگی انجام ندهیم. اگر خلق نمی کنیم،
تخریب نیز نکنیم. خصوصا اگر معلم هستید.
با کدام سنجش و ارزیابی به این نتیجه رسیده اید که وضع کنونی ما حاصل تلاش فرهنگی این بزرگواران بوده است؟ ادعایی بزرگ است و باید قدرت اثبات آن را داشته باشید.
کاش ازمن حقیر،انتقاد می کردید اما به این سرمایه های ملی چنین طعنه ای نمی زدید.
در شرایط جنگی و کاهش همه ذخایر اعم از غذا و دارو و نفت و گاز و بنزین و.... این ۱۵ نفر با کدام
ذخیره فرهنگی دزدی کرده فراری شده اند؟
همان ارج دهی افراطی به اقتصاد و ارزش های مادی نیست؟ جایگزینی برای فرهنگی که فقط خشک و خالی به گذشته آن مفتخریم!
یا همه جاسوسان خائن که برای چند صد دلار
امنیت و استقلال خود را فروخته اند می فروشند؟
آش ما فعلا با مواد اقتصادی پخت می شود لذا
قاشق هر یک ما نیز پر است از جنبه های مادی.
اقتصاد مهم است باید غنی باشد و آسیب ناپذیر،
اما نه به بهای قربانی ساختن فرهنگ و ادب و اخلاق یک ملت و کشور.
ارزش های معنوی فرهنگ را می سازند و اصولا ارزش های مادی نیز می بایست تمدن را بسازند،
چند مورد تاکنون ساخته شده است؟
اقتصاد سالم = فرهنگ سالم.
فرهنگ سالم = اقتصاد سالم
هر سه نهاد در انجام رسالت خود وامانده اند.
تلویزیون همه گیرترین رسانه است البته شاید جای خود را به فضای مجازی داده است.
سانسور در این رسانه یا سایر ، یعنی چه؟ اگر گفتههای مقامات سانسور می شود وای به حال مابقی!
به گزارش ایسنا، یوسف پزشکیان در پیامی در شبکه ایکس این سوال را مطرح کرد که «چرا صدا وسیما بخش هایی از صحبت های رؤسای قوا را حذف می کند؟» و افزود: چه کسی در صدا وسیما تشخیص می دهد که چه بخشی از سخنان رؤسای قوا نباید پخش شود؟
اگر چنین انسان حکیمی داریم که تشخیصش بالاتر از سران قواست، اداره کشور را بسپاریم دست ایشان. بالاخره وقتی آب هست تیمم باطله
ادب شرط تمدن است.(رابرت هینلین)
زرتشت با فلسفه خود بشر را از بار سنگین مراسم ظاهری آزاد ساخت و اساس آئین خود را بر آموزش های اخلاقی نهاد.(رابیندرانات تاگور)
یک زن باستان شناس قلعه الموت را جهانی کرد
شاید ثبت جهانی الموت تنها یک خبر باشد، اما برای زنی که بیش از یکچهارم قرن زندگیاش را پای این کوه و این قلعه گذاشت، این لحظه پایان یک مسیر طولانی و آغاز ماندگاری نام الموت در حافظه جهانی است.
دست هایش را روی صورتش گذاشته و اشک شوق در چشمانش حلقه زده است. او حمیده چوبک است؛ باستانشناسی که بیش از ۲۵ سال از عمرش را صرف شناخت و حفاظت از الموت کرد. حالا، با اعلام ثبت جهانی این دژ در فهرست میراث جهانی یونسکو، ثمره سالها تلاشش را به چشم میبیند.
فعالیت های دکتر چوبک تنها به الموت محدود نمیشود. او سالها سرپرست کاوشهای باستانشناسی در محوطههای مهمی مانند شهر تاریخی جیرفت و حوزه جازموریان بود؛ کاوشهایی که به شناسایی مسجد، بازار، میدان، گورستان، شبکه آبرسانی و کارگاههای صنعتی این شهر تاریخی انجامید. او حتی به مدت چهار سال ریاست پژوهشکده باستانشناسی ایران را هم داشت که یکی از بهترین دوران این پژوهشکده محسوب میشود.
همزمان با بازتاب جهانی ثبت «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در فهرست میراثجهانی یونسکو، رسانه انگلیسیزبان کرهجنوبی Aju Press (AJP) در گزارشی ویژه، این رویداد را فرصتی برای معرفی چهره واقعی و تاریخی الموت فراتر از روایتهای عامهپسند دانست.
رسانه AJP با اشاره به پیشینه تاریخی الموت تاکید میکند که این مجموعه از اواخر قرن یازدهم تا میانه قرن سیزدهم میلادی، مرکز سیاسی، اداری و فکری دولت نزاری اسماعیلی بود. این گزارش همچنین با استناد به ارزیابی یونسکو مینویسد کتابخانه الموت در آن دوران دانشمندانی از سراسر جهان اسلام را جذب کرد و در پیشرفت دانشهایی همچون نجوم، پزشکی و فلسفه نقش داشت.
نکته محوری گزارش این رسانه کرهای، تغییر زاویه نگاه به الموت است. AJP مینویسد اگرچه نام الموت طی سالهای گذشته بیشتر با افسانههای مربوط به «حشاشین» و حسن صباح شناخته شده، اما ثبتجهانی یونسکو فرصتی فراهم کرده است تا این مجموعه بهعنوان یک چشمانداز فرهنگی ارزشمند و نمونهای ممتاز از پیوند معماری، محیط طبیعی، اندیشه، دانش و سازمان اجتماعی در ایران قرون میانه شناخته شود.
که روی مردم عالم دوباره باید دید(صائب تبریزی)
خراسان رضوی (ایسنا) - یک پژوهشگر تاریخ ادبی با اشاره به فاصله میان ارزش آثار و میزان شهرت عماد خراسانی، گفت: این شاعر معاصر با وجود غزلهایی ماندگار و زبانی ساده و صمیمی، هنوز کمتر از آنچه شایسته شعرش است شناخته میشود و در حق او اجحاف شده است.
" تشریففرمایی شما در مراسم بزرگداشت پدر مهربانم، تسلیبخش دلهای ماست. از آنجا که ایشان همواره دلسوز و یاور بیماران بودند، از شما عزیزان خواهش میکنم به یاد مرام و روح بزرگشان، از تهیه تاج گل، بنر و سایر اقلام خودداری کرده و هزینه آن را به حمایت از بیماران پروانه ای اختصاص دهید."
تعجب کردید؟
خیر کاملا روال طبیعی و عادی است!
این تفاهمنامه با هدف بهرهگیری از ظرفیتهای مشارکتی دستگاههای اجرایی در حفاظت از میراثفرهنگی و اجرای پروژههای عمرانی منطبق با ضوابط میراثی، منعقد شده است.
بر اساس مفاد این تفاهمنامه، عملیات مرمت، پیادهروسازی، کفسازی، جدارهسازی و ساماندهی بخشی از بافت تاریخی شهر ماژان، بهویژه مسیر بازار تاریخی و محدوده ارگ شیبانی، با مشارکت ادارهکل میراثفرهنگی و شهرداری ماژان اجرا خواهد شد.
از کلاس درس تا فناوری پزشکی؛ دانشآموزی که با ساخت ایمپلنت هوشمند استخوان هزینه درمان را ۴۰ درصد کاهش داد
غزل عطایی، دانشآموز پایه دوازدهم و پژوهشگر حوزه مهندسی پزشکی، در گفتوگو با خبرنگار علمی باشگاه خبرنگاران جوان از طراحی و توسعه یک نانوکامپوزیت بیوسرامیکی مغناطیسی برای ترمیم شکستگی استخوان خبر داد و گفت: این فناوری با کاهش نیاز به جراحی دوم، میتواند هزینه درمان را حدود ۴۰ درصد و مدت زمان بهبود بیماران را تا ۶۰ درصد کاهش دهد و در عین حال وابستگی کشور به ایمپلنتهای وارداتی را نیز کاهش دهد.
مسدود سازی فرهنگی یا نظامی؟
عملیات احداث دیوار امنیتی ترکیه در امتداد مرز استان وان با ایران در چارچوب تدابیر مقابله با تروریسم، قاچاق و مهاجرت غیرقانونی همچنان ادامه دارد.
از مجموع 305 کیلومتر مسیر پیشبینیشده برای این پروژه، تاکنون 235 کیلومتر آن تکمیل شده و ساخت 70 کیلومتر باقیمانده در شهرستان باشقلعه در دست اجرا است.
در بخشی 6 کیلومتری از مرز باشقلعه که دارای شرایط جغرافیایی سخت و دسترسی دشوار است، برای نخستین بار سامانه دیوار فولادی مدولار نصب گردیده است.
این دیوار شامل پایه بتنی 1 متری، سازه فولادی 5 متری و سیم خاردار تیغی به ارتفاع 90 سانتیمتر است.
همزمان با ساخت دیوارهای بتنی و جادههای گشتی، زیرساختها و تجهیزات پیشرفته نظارتی مانند دوربینهای حرارتی، رادار، حسگرهای هوشمند، پهپادها، خودروهای زمینی بدون سرنشین و سامانههای ضدپهپاد در امتداد مرز به کار گرفته شدهاند.
مسدود و محدود خواهد شد.
اساسا دیوارکشی در مرزها چگونه تفسیر می شود؟
اگر روال مراودات فی مابین مثبت و سازنده بود، چزا دیوارکشی؟
پس برداشت ها یا واقعیت ها مابین دو کشور منفی و غیرمفید است. یعنی ایران تنهای تنها می شود!
چرا مقاومت و دفاع عده ای از کشورها در تاریخ تمجید و تحسین شده است اما ایران خیر؟
تل آجری بخشی از بقایای شهر باستانی پارسه در مرودشت است که باستان شناسان معتقدند دروازه ورود هخامنشیان بوده و از اهمیت تاریخی شگرفی برخوردار است و اکنون مسؤلان میراث فرهنگی فارس میکوشند تا با تبدیل این محوطه به سایت موزه، امکان بازدید گردشگران را از آن فراهم کنند.
کارگردان «خارپشت» از مریم همتیان به عنوان «سفیر امید» در روزهای دشوار یاد کرد و نوشت: او تا واپسین لحظات زندگی، دست از تلاش برای زندگی و عمل به تعهدش برنداشت.
تقدیر و تشکر برای خدمت انجام شده و
درود و شرمنده برای تمامی رنج هایی که
تحمل کرده ای. روحت شاد
الان ۴۷ ساله ما درگیر جنگیم. بارها برای گرفتن حق زندگی اعتراض کردیم که جوابش زندان و اعدام و گلوله بود. بمب سنگرشکن بر سر ما می ریزند. تورم مان سه رقمی شده تابی برایمان نمانده آمار سکته ها،خودکشی ها، قتل ها، نزاع ها، بیکاری ها و اعتیادها را دارید؟ آنوقت شما از جهانی پر از گل و بلبل حرف می زنید. که فقط آدم می نشیند چراغ فکرش را روشن می کند و بقیه می خواهد آن را تماشا کنند.
به عنوان یک انسان زلنسکی را تحسین می کنم که
مثل بسیاری فرار نکرده است.
تیم های مختلف ورزشی اوکراین را تحسین می کنم
که جنگ را بهانه تنبلی و بی تعهدی خود قرار نمی دهند
و در رده های مختلف سنی و در میادین مختلف ورزشی
عرض اندام می کنند.
تمامی مهندسان و کارگرانی ایرانی را که علیرغم جنگ، کارخانه ها، کارگاه ها و پل ها و.... ویران شده را دوباره
می سازند و راه اندازی می کنند تحسین می کنم.
ظاهرا نگاه پژوهشی حضرتعالی بدبینانه و نومید کننده
است. دوست عزیز ۴۷ سالیا ۴۷۰ سال، سر و ته زندگی همین است. بسیاری از کشورها با فراز و نشیب های ناخوشایندی مواجه هستند اما زندگی می کنند. مردم غزه نهایت ایستادگی است. گرسنه، تشنه، بی خانمان و...
شکر کنید ما هنوز برای ادامه حیات نعمات زیادی داریم.
از جمله امید.
چراغ فکرتان همیشه روشن.
جایز نیست.
برخی از آنچه که گفتید در آمریکا نیز آمار بالایی دارد، اما در حال حرکت هستند و روشنفکران به تعهد خود
عمل می کنند.
مطالعه نمایید متوجه خواهید شد از غم جامعه فارغ
نیستم. هر جامعه شناسی دردمند غم های ناتمام جامعه و مردم آن است.
یا نشناخته قضاوت نکنید و یا عدالت را در قضاوت خود رعایت نمایید. تشکر
انقلاب و لازمه های طی مسیر آن، مقوله ای دیگر است.
ایسنا: بنابر اعلام استاندار بوشهر، تاکنون ۶۰ میلیون مترمکعب از تولید گاز از دسترفته پارس جنوبی به مدار تولید بازگشته و تلاش برای احیای سایر ظرفیتها
چرا سرو ته زندگی قط برای ما همین است؟
اگر اندکی جنس خوب بزنی همه جا گل و بلبل است در دنیای توهمات
90 درصد خانواده های ایرانی دارند زیر خط فقر زندگی می کنند حتی خود شما
آنقدر از خود بیگانه شده اید که از حال و روز خود هم خبر ندارید.
جنگ نیابیتی ها با اسرائیل و و آمریکا هم جنگ ایران است.
برای دزدی ها و اختلاس ها چه پاسخی دارید؟
نتیجه خوشبینی شماها بدبختی مردم ایران است
اتفاقا نسبت به مسایل سیاسی و اقتصادی زیاد فرد
خوش بینی نیستم. و گر نه به به چه چه می زدم یا
تاکنون پست و مقامی داشتم.
من هم در مورد شما می توانم بگویم دنیا را فقط سیاه
و سفید می بینید. دعوای شما با خودتان یا زمانه و روزگار است و بنده منجی بشریت نیستم. حداقل چنین
ادعایی ندارم.
بیشتر ما ایرانی ها تصور می کنیم نظم زندگی یعنی آرامش من و زندگی بدون دغدغه. اما جهان هستی و زندگی پیچ و خم بسیاری دارد و ما هم در تلاطم آن
مجبور به انتخاب مسیر خود هستیم.
تیش رتو شلوا رک
گویا برای عدهای از تجار و کاسبان و فروشندگان لوازم مختلف و البسه و ...، کسب سود و درآمد بالا، هر کاری را توجیه می کند، حتی دست بردن در رسم الخط و به بازی گرفتن خط و زبان فارسی.
تابلوهایی که هم اکنون در بزرگراههای شهر تهران نصب شده، با سرِ هم نویسی و جدانگاری حروف و کلمهها به شکل بسیار زشت و کاملاً زننده و بیذوقانه، یک هدف را دنبال میکند: جلب توجّه. تا با اندکی درنگ، چشمها بچرخد به سمت نشان تجاری. و نتیجه هم مشخّص است: جذب بیشترِ مشتری و به جیب زدن سود سرشار.
خط و زبان ملّی کشور اسباببازی نیست که بازیچه دست مردان سیاست و تجارت باشد. اگر در این زمینه چارهای اساسی و اصولی اندیشیده نشود، دستگاه عظیم و عزیز زبان، خط و نوشتار در خاستگاه خود از توش و توان افتاده و با ضربههای مستمری که واژگان و جملههای زبان های بیگانه بر آن وارد میآورند، فلج خواهد شد.
اجرای صحیح و بدون رودربایستی قانون، قاطعیت در برابر زیادهخواهانی که جز به سود مالی و اهداف سیاسی نمیاندیشند، استمرار نظارت های علمی و دانشگاهی، جا انداختن حُرمت زبان و خط ملّی در جامعه (که از دبستانها میتوان آغاز کرد و در رسانهها، صدا و سیما، مطبوعات، فضاهای مجازی و ... گفت و نوشت)، از مهمترین اقدامهایی است که همگان از دولت تا تکتک مردم میتوانند بر سر دست گیرند تا این ریسمان که در طول تاریخ وسیله وحدت و قوت و معنویت و مدنیت جامعه ایرانی را شکل داده، بتواند همچنان تازهنفس و پرتوان به حرکت خود ادامه دهد.
میراث فراموش شده یک ایرانی زرتشتی در صنعت نوشابه
در یکی از خیابانهای قدیمی شهر پونه هند بطری های شیشه ای سبز رنگی هنوز روی قفسه مغازه ها دیده می شوند که برچسبی ساده اما آشنا بر خود دارند Ardy`s .
برای بسیاری از مردم این شهر، این تنها یک نوشابه نیست بلکه بخشی از خاطرات کودکی عصر های گرم تابستان، کافه های ایرانی و میراث خانوادگی است که بیش از یک قرن دوام آورده است.
اما آنچه که این نوشابه را از صدها برند دیگر متمایز می کند، تنها قدمت ان نیست، بلکه ریشه ایرانی بنیانگذار آن است. داستان آردیز از دل یکی از مهم ترین مهاجرتهای تاریخ ایران آغاز می شود، مهاجرت زرتشتیانی که در سده های گذشته ایران را ترک کرده و در سواحل غربی هند ساکن شدند. آنان نه تنها فرهنگ خود را حفظ کردند بلکه در اقتصاد، صنعت، بانکداری، آموزش و حتی تولید نوشیدنی نیز نقش آفرین شدند.
بازار آماده ورود یک تولید کننده محلی بود و این همان فرصتی بود که اردشیر خداداد ایرانی آن را دید، فرصتی که دیگران هنوز متوجه اهمیت آن نشده بودند. در سال ۱۸۸۴ او تصمیم گرفت به جای واردات نوشابه، آن را در خود شهر پونه تولید کند و همین تصمیم آغاز داستان آردیز بود، برندی که بیش از ۱۴۰ سال بعد هنوز نامش در هند زنده است.
در میان این جامعه، مردی به نام اردشیر خداداد ایرانی در سال ۱۸۸۴ تصمیم گرفت نوشابه گازدار تولید کند،تصمیمی که بعدها به یکی از قدیمی ترین برند های نوشیدنی هند انجامید.
بهگزارش ایلنا، آرامگاه و سازهی سلجوقی یعقوب لیث صفاری، نمادی از تاریخ و هویت ایرانی در نزدیکی شهر دزفول است. این سازهی تاریخی که از آنِ بنیانگذار دولت صفاریان است، در نزدیکی ویرانههای شهر باستانی جندی شاپور بهعنوان یکی از ارزشمندترین گسترههای تاریخی ایران شناخته میشود.
احمدرضا حسینیبروجنی، معاون میراثفرهنگی استان خوزستان، با پافشاری بر ساماندهی و باززندهسازی آرامگاه یعقوب لیث صفاری و پشتوانههای مالی (:اعتبارات) واگذار شده به این اثر تاریخی افزود: با توجه به پشتوانههای ملی که با آرمان ساماندهی و مرمت آرامگاه یعقوب لیث صفاری به استان خوزستان سپرده شده است، کارهای پایهای برای باززندهسازی آرامگاه یعقوب لیث در دستور کار است.
در پی بستری شدن استاد حسین خواجهامیری (ایرج)، از برجستهترین چهرههای موسیقی و آواز ایران، جمعی از مدیران و فعالان حوزههای فرهنگ، هنر و میراثفرهنگی با حضور در بیمارستان، ضمن دیدار و گفتوگو با خانواده وی، از روند درمان و وضعیت جسمانی این سرمایه ارزشمند فرهنگ و هنر ایران آگاه شدند.
فهرست نهایی نامزدهای جوایز WAF 2026 بهتازگی منتشر شده و «مهمانسرای ندارگ» یکی از پروژههای حاضر در بخش ساختمانهای ساختهشده است. این پروژه در کنار صدها اثر از نقاط مختلف جهان در فهرست نهایی قرار گرفته؛ فهرستی که در آن نام دفاتر و استودیوهای شناختهشدهای همچون فاستر و شرکا، هرتزوگ و دو مورون، استودیو گَنگ، گریمشاو، پرکینز اند ویل، KPF، نیکن سِکِی و سانجی پوری آرکیتکتس نیز دیده میشود.
قهوه چگونه از اتیوپی به سایر کشورهای جهان گسترش یافت؟
سفر قهوه از جنگلهای اتیوپی به فنجانهای سراسر دنیا، یک داستان طولانی و جذاب از تجارت، فرهنگ و اکتشاف است. پس از کشف در اتیوپی، قهوه راه خود را به تدریج به سرزمینهای همسایه باز کرد و از آنجا به سرعت در فرهنگها و قارههای مختلف ریشه دواند. این گسترش، نه تنها به دلیل خواص انرژیزای قهوه، بلکه به واسطه نقش بازرگانان و تغییرات اجتماعی که به همراه داشت، تسریع شد.
دنیای اقتصاد
نائب رئیس کمیسیون اصل نود مجلس با اشاره به لایحه ارسالی دولت درباره کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر، این موضوع را خطری جدی برای منافع ملی خواند و تصریح کرد: کنوانسیونی که در سال ۱۳۹۷ توسط رئیسجمهور وقت با چهار کشور حاشیه دریای خزر امضا شد، سهم ایران را از ۲۰-۲۵ درصد به ۱۱.۵ درصد کاهش میدهد. این سند در مجلس قبل رد شد، اما متأسفانه دولت فعلی دوباره آن را به مجلس ارسال کرده است.
با بیان اینکه این لایحه تا زمانی که مجلس آن را تصویب نکند، قابلیت اجرا ندارد، ادامه داد: ما با روشنگری و هماهنگی با نمایندگان، جلوی تصویب آن را خواهیم گرفت. همچنین چهار الحاقیهای که کشورهای عضو باید تهیه میکردند، پس از هشت سال هنوز به ایران ارائه نشده است. این نشان میدهد که آنها به دنبال حذف ایران از گردونه ترانزیت گاز و محدود کردن حقوق کشتیرانی ما هستند
رئیس سازمان هواشناسی کشور با هشدار نسبت به تداوم افت تراز آب دریای خزر گفت: بر اساس یک مطالعه جدید، از سال ۱۹۹۶ تاکنون حدود ۲۳ هزار و ۸۵۸ کیلومترمربع، معادل حدود ۵.۵ درصد از سطح خزر، از دست رفته و حجم آب آن نیز حدود ۶۳۰ کیلومترمکعب کاهش یافته است.
« دریای کاسپین » صحیح است و نه « خزر » .
پایدار باشید .
همچنین کمیته تخصصی نام گذاری و یکسانسازی نامهای جغرافیایی ایران در تاریخ ۳۰ دیماه ۱۳۸۱ طی بخشنامهای با امضای محمدرضا عارف معاون اول رییسجمهوری به تمام نهادهای دولتی ابلاغ کرد که جهت جلوگیری از هرگونه سوءتفاهم احتمالی و جلوگیری از تشتت آرا در زمینه نام احتمالی پهنه آبی شمال کشور از نام خزر در داخل و از نام caspian در متون خارجی قراردادها و معاهدات بینالمللی استفاده شود و این اقدام ظاهرا برای پرهیز از تکرار تجربه ناخوشایندی است که ایران در طی سالهای اخیر درباره نام خلیج فارس مشاهده کرده است......
دنیای اقتصاد:
مرکز پژوهشهای مجلس خواستار تغییر نام دریای خزر شد
خبر ورزشی
شب گذشته رامین رضاییان مهمان شبکه سوم سیما و برنامه فوتبال برتر بود.
اما یک نکته حاشیهای که از نگاه کاربران فضای مجازی دور نماند، یقه باز رامین رضاییان در اوایل برنامه بود در حالی که کمی بعدتر دکمه پیراهنش بسته شد. موضوعی که بسیاری آن را نتیجه تذکر ناظران پخش تلویزیون به رضاییان دانستند و به طعنه نوشتند صداوسیما او را ارشاد کرد.
نکته کشف یک تندیس غولپیکر و حیرتانگیز ۲۵۰۰ ساله در شهر باستانی «سارد» در غرب ترکیه، دنیای باستانشناسی را به وجد آورده است. این اثر ارزشمند که مربوط به دوران اوج تسلط امپراتوری هخامنشی بر این منطقه است، زوایای تازهای از فرهنگ و هنر دوران باستان را روشن میکند.
این مجسمه استثنایی به این دلیل سالم مانده که در دوران تسلط روم باستان، به عنوان سنگفرش یک خیابان ستوندار مورد استفاده مجدد قرار گرفته بود. اکنون با بیرون آمدن آن از دل خاک، پژوهشگران دوره آرکائیک و کلاسیک مشتاقانه منتظر مطالعه دقیق ابعاد این اثر بینظیر هستند؛ اثری که به گفته کارشناسان، پیوند عمیق هنرمندان باستان با جریانهای فکری و هنری فراتر از مرزها را به تصویر میکشد.
لذا فرهنگ چگونه رشد کند و قد کشد؟
خبرآنلاین گزارش میدهد:
رأی جنجالی درباره تغییر نام؛ ثبتاحوال مخالفت کرد/ دادگاه تجدیدنظر تغییر نام «رقیه» به «رویا» را پذیرفت/ استدلال مهم قضات درباره حق هویت
ماجرا از درخواست یک شهروند برای تغییر نامش آغاز شد؛ درخواستی که در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان زرقان مطرح و با صدور حکم، پذیرفته شد. بر اساس این حکم، نام فرد از «رقیه» به «رویا» تغییر میکرد و سایر مندرجات اسناد سجلی نیز بدون تغییر باقی میماند.
اول روشنفکران خرچنگ صفت که به زمان حال و آینده بی اعتنا هستند و بازگشت به گذشته و عظمت از دست رفته را مد نظر دارند. این ها با گذشته گرایی در واقع مانع اصلی پیشرفت جامعه هستند.
دوم روشنفکران بومی گرا که با کوته فکری از هر آنچه غیر بومی و خارجی است تنفر دارند و با بی شرمی دایم بر فرهنگ و تمدن دیگران حمله می کنند و هویت خود را در بیگانه ستیزی جستجو می کنند.
و دسته سوم روشنفکران انگل خو هستند. آنان که در همه رشته ها و حوزه ها خود را صاحب نظر می دانند تا نان به نرخ روزی آنها متوقف نشود و از هر آخوری بهره مند شوند.
روز بزرگداشت آریوبرزن؛ یادآور مقاومت در پاسداری از سرزمین ایران، بزرگداشت شکستناپذیری یک سپاه نیست؛ بزرگداشت انتخاب انسان در لحظهای است که تاریخ، او را میان تسلیم و ایستادگی قرار میدهد.
سالها تریاک نام اول فهرست مواد مخدر مصرفی در ایران بود، اما اظهارات تازه مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر از تغییر جدی این الگو خبر میدهد؛ حالا حشیش و گل در میان نسل جدید، در صدر مواد مصرفی قرار گرفتهاند.
ارمنستان عضویت در اتحادیه اروپا را به
همهپرسی میگذارد.
در چنین مواقعی ما چون بسیار قانون گرا هستیم مجلس رسالت ملت را بر دوش می کشد و خود تصمیم می گیرد.
سرخدا که عارف سالک به کس نگفت
در حیرتم که باده فروش از کجا شنید
خبرهای دست اول را در کافی شاپها، قهوه خانهها و آرایشگاه ها، جستجو کنید.
سیستم اطلاعرسانی قطره چکانی مصلحتاندیشانه و با تاخیر در حاکمیت، بلای جان کشور شده است.
مردم را محرم بدانیم.