با توجه به این که امید دسترسی به ثبات اقتصادی و حذف تورم برای ممانعت از افزایش سالانۀ حقوق در این جامعه ، ظاهرا بیهوده است و این افزایش برای بهبود نسبی شرایط معیشت فرهنگیان اجتناب ناپذیر است پس بهتر است پرداخت افزایش حقوق فرهنگیان به جای اولین ماه سال در 15 شهریور ماه صورت بگیرد. چون اول سال بار تورمی شدیدی به وجود می آید که لذت و آسایش اثرات دریافتی اضافی برای آنان قابل لمس نیست.
آنان افزایش مبلغ جدید را در یک جیب خود می گذارند و دولت از جیب دیگر آنان در چند ثانیه با دخالت تورم و گرانی برمی دارد. یعنی فاصله ماندگاری مبلغ جدید در جیب یک فرهنگی یک دُم و امکان پس انداز آن امری مُحال است . دولت از یک سو به افزایش حقوق می پردازد و از سوی دیگر با گرانی سرسام آور کالاهای اساسی ، آن را از فرهنگیان می رُباید .
شاید عنوان کنید که همین بار تورمی تا آخر سال ادامه دارد ؟ اما اگر دقت کنید سیاست های بعدی دولت از شدت آن در ماه های بعدی ، تا حدودی می کاهد. افزایش حقوق در اول سال پیرو گرانی کالاها ، بر اقتصاد خانواده بیشتر اثر می گذارد. البته پرداخت این مبلغ اضافی برای خود دولت در اول سال که هنوز درآمدی به دست نیاورده است و بیشتر به توزیع و تزریق بودجه به بخش های گوناگون اقتصادی می پردازد ، نیز دشواری هایی دارد.
از طرف دیگر شروع سال تحصیلی با این افزایش حقوق ، انرژی و کارآیی فرهنگیان را برای آغاز فعالیت جدید می افزاید. او اول مهر با لَبی خندان و شوری نمایان در مدرسه حاضر می شود و قادر خواهد بود نیازهای پوشاک و لوازم التحریر خانواده خود را نیز برطرف سازد. به شرط آن که این افزایش حقوق نیمه شهریور ماه انجام بگیرد تا زمان کافی برای رفع نیاز فرهنگیان برای اول مهر وجود داشته باشد.
نکته مهم :
سئوال : اما تقسیم بودجه مابین وزارتخانه ها بر اساس تصویب بودجه در آذر ماه سال قبل ، در آغاز سال صورت می گیرد؟
پیشنهادی که به نظر می رسد این که وزارت آموزش و پرورش :
1 - با وسواس و وامداری اطمینان قرص و محکم فرهنگیان نسبت به خود ، بودجه را دریافت و در بانکی معتبر نگه داری نماید و سود ماهانه آن را به خود آموزش و پرورش و یا مدارس تزریق نماید.
2 - سود شش ماهه بودجه را ضمیمه میزان افزایش حقوق فرهنگیان ، نماید . مثلا بجای 10 درصد افزایش مدنظر مجلس ، 13 درصد حقوق معلمان را بیفزاید.
ما چون از تنگناهای اخلاقی ، رفتاری ، شخصیتی شدیدی در جامعه و مابین خود ، رنج می بریم و شدیدا مبتلا به بحران اعتمادورزی هستیم ، باور طی این مسیر بدون هر نوع فساد مالی ، بسیار سخت و حتی مُحال است. این هم مشکل وزرا و زیرمجموعه آنان در وزارتخانه است که با ما چه کرده اند که جسارت اعتماد به طریق دیگر را نداریم !!
عمق زخم اختلاس صندوق ذخیره فرهنگیان ، به نوازش زخم چرکین محتاج است و جسارت و لیاقت این مهم در مردان فعلی نیست.
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در صدای معلم
نظرات بینندگان
یعنی فاصله ماندگاری مبلغ جدید در جیب یک فرهنگی
یک دَم و امکان پس انداز آن امری مُحال است .
قابل اجراست ، حداقل می توان یک دو سال به طور آزمایشی عمل کرد ، اگر باب میل نبود به حالت اولیه
برگشت.
پیشنهاد معقولی است.
صندوق ذخیره مان همچون
لاله داغداریم از طلا بودن
پشیمانیم.