صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

تشکل‌های فرهنگیان اصلاح‌طلب با مسئله «بحران نمایندگی» مواجه‌اند

اصلاح‌ طلبان و آموزش و پرورش؛ آیا زمان بازاندیشی فرا نرسیده است؟!

سیدهادی عظیمی/ عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران

نقدی بر عملکرد جریان اصلاح طلبی و اصلاح طلبان در آموزش و پرورش و زمان بازاندیشی در صدای معلم

آموزش و پرورش مهم‌ترین نهاد تولید سرمایه انسانی، اجتماعی و فرهنگی هر جامعه است. از این رو، جریان‌های سیاسی زمانی می‌توانند مدعی برنامه‌ریزی برای توسعه کشور باشند که نسبت خود را با نظام آموزشی به‌صورت روشن و نظام‌مند تعریف کرده باشند.

اصلاح‌طلبان نیز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین جریان‌های سیاسی سه دهه اخیر ایران، در دوره‌هایی مسئولیت اداره دولت و وزارت آموزش و پرورش را بر عهده داشته و در مقاطع مختلف بر سیاست‌گذاری آموزشی اثر گذاشته‌اند. از این منظر، بررسی تجربه اصلاح‌طلبان در حوزه آموزش و پرورش نه صرفاً نقد یک جریان سیاسی، بلکه ارزیابی بخشی از تجربه حکمرانی در عرصه تعلیم و تربیت است.

در جبهه اصلاحات ؛ حضور سه تشکل فرهنگیان یعنی انجمن اسلامی معلمان ایران، مجمع فرهنگیان ایران اسلامی و سازمان معلمان ایران نشان می‌دهد که آموزش و پرورش همواره یکی از پایگاه‌های مهم اجتماعی اصلاح‌طلبان بوده است.

نقدی بر عملکرد جریان اصلاح طلبی و اصلاح طلبان در آموزش و پرورش و زمان بازاندیشی در صدای معلم

با این حال، این پرسش اساسی همچنان پابرجاست که آیا اصلاح‌طلبان توانسته‌اند گفتمان مستقلی درباره آموزش و پرورش تولید کنند یا همچنان بیشتر در سطح نقد وضعیت موجود و طرح مطالبات صنفی باقی مانده‌اند؟

 مهم‌ترین تلاش اصلاح‌طلبان برای صورت‌بندی دیدگاه خود را می‌توان در سند «مسائل آموزش و پرورش ایران ؛ دعوت به گفت‌وگوی فراگیر برای بازاندیشی» دانست که در آذر ۱۴۰۲ با مقدمه حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی منتشر شد. این سند با تأکید بر کرامت انسانی، توسعه پایدار، شهروندی، همبستگی ملی و آینده‌نگری، سه بحران اصلی آموزش و پرورش یعنی کیفیت، عدالت و مشروعیت را شناسایی کرده و عواملی همچون فقدان مأموریت مشترک، سیاست‌زدگی، تمرکزگرایی، نگاه دینی ظاهرگرایانه و گسست میان نهادهای تربیتی را از مهم‌ترین علل این بحران‌ها معرفی می‌کند.

سند «مسائل آموزش و پرورش ایران ؛ دعوت به گفت‌وگوی فراگیر برای بازاندیشی

 انتشار این سند، گامی ارزشمند در جهت آغاز گفت‌وگو درباره مسائل آموزش و پرورش است؛ اما در عین حال، نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان هنوز در مرحله صورت‌بندی یک نظریه منسجم در حوزه تعلیم و تربیت قرار دارند.

این سند بیش از آن که یک چارچوب نظری جامع ارائه کند، بستری برای گفت‌وگو و هم‌اندیشی فراهم می‌آورد. از همین رو، همچنان این پرسش اساسی مطرح است که در صورت تصدی کامل سیاست‌گذاری آموزشی، الگوی مطلوب اصلاح‌طلبان برای مدرسه، معلم، عدالت آموزشی، شهروندی، تربیت دینی و نسبت دولت و جامعه مدنی در آموزش و پرورش چه تفاوت بنیادینی با الگوهای موجود خواهد داشت ؟

 این خلأ نظری در چند حوزه بیش از همه آشکار است :

نخست، در حوزه کیفیت آموزشی، اصلاح‌طلبان هنوز تصویر روشنی از مدرسه مطلوب، برنامه درسی، روش‌های یاددهی و یادگیری و جایگاه فن آوری‌های نوین آموزشی ارائه نکرده‌اند. دوم، در حوزه عدالت آموزشی، هنوز مشخص نیست که عدالت را بیشتر به معنای برابری فرصت‌ها می‌دانند یا برابری نتایج، و چگونه قصد دارند شکاف‌های آموزشی میان مناطق مختلف کشور را کاهش دهند. سوم، در حوزه مشروعیت آموزشی، اگرچه نقدهایی بر وضعیت موجود مطرح می‌شود، اما کمتر به ارائه الگویی جایگزین برای ایجاد وفاق اجتماعی پیرامون اهداف آموزش و پرورش پرداخته شده است.

 پیامد این ضعف نظری آن است که آموزش و پرورش در عمل، گاه به موضوعی حاشیه‌ای در سیاست‌ورزی اصلاح‌طلبان تبدیل می‌شود. در بسیاری از مقاطع، مطالبات مربوط به آموزش و پرورش به موضوعاتی همچون انتصاب مدیران، رتبه‌بندی، صندوق ذخیره فرهنگیان یا افزایش حقوق محدود شده است؛ موضوعاتی که هرچند مهم‌اند، اما جایگزین اندیشه‌ورزی درباره آینده نظام آموزشی کشور نمی‌شوند.

نقدی بر عملکرد جریان اصلاح طلبی و اصلاح طلبان در آموزش و پرورش و زمان بازاندیشی در صدای معلم  در نتیجه، رابطه اصلاح‌طلبان با جامعه فرهنگیان نیز بیش از آن که بر پایه یک پروژه فکری مشترک شکل گیرد، به مطالبات مقطعی و اجرایی محدود مانده است.

 ضعف نظری اصلاح‌طلبان در موضوع آموزش و پرورش موجب شده است که در زمینه‌هایی مثل ساختار اداری فربه و ناکارآمد و محتواهای آموزشی ناکارآمد نیز حرف تازه و جدید برای حل بحران‌های موجود نداشته باشند .

در دولت اصلاحات تلاش شد تا معاونت‌های آموزشی و پرورشی در هم ادغام شود ولی همان ادغام  نیز از حد وزارتخانه فراتر نرفت و با مخالفت‌هایی که شد عملا ناکام ماند . نسبت این طرح و مدرسه نیز  مبهم بود و بیشتر در هم ادغام تعدادی ادارات کل وزارتخانه باقی ماند .

در مورد محتواهای آموزشی نیز در دولت اصلاحات تلاش شد تا دروسی مانند حقوق اساسی وارد جدول دروس شود که عملا با تغییر دولت به محاق رفت .

در دولت های یازدهم  و دوازدهم نیز که وزارت آموزش و پرورش در اختیار نیروهای نزدیک به اصلاح‌طلبان بود نیز  عمدتا سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بیشتر در اختیار جریان  مخالف بود .

سند «مسائل آموزش و پرورش ایران ؛ دعوت به گفت‌وگوی فراگیر برای بازاندیشی

موارد فوق نشان می‌دهد که اصلاح‌طلبان عملا در آموزش و پرورش تشویش نظری داشته‌اند و همین تشویش نظری در عرصه عمل نیز به نوعی « سردرگمی عملی » منجر شده است .

از سوی دیگر، تشکل‌های فرهنگیان اصلاح‌طلب نیز با مسئله «بحران نمایندگی» مواجه‌اند.

هنوز روشن نیست که این تشکل‌ها نماینده کدام طیف از معلمان، با چه مبانی نظری و چه تصویری از آینده آموزش و پرورش هستند. همچنین دیدگاه آنان درباره موضوعاتی همچون حکمرانی آموزشی، استقلال مدرسه، نقش خانواده، جایگاه بخش غیردولتی، عدالت آموزشی، تربیت شهروندی و منزلت حرفه‌ای معلم به‌ صورت منسجم تبیین نشده است.

بدون پاسخ به این پرسش‌ها، امکان شکل‌گیری رابطه‌ای پایدار و دوسویه میان جامعه معلمان و جریان اصلاحات دشوار خواهد بود. تفاوت  دیدگاه‌های بین تشکل‌های فوق نیز مشخص و واضح نیست و همین امر  تشکل‌های فوق را با بحران معنا رو به رو کرده است.

پس از سه دهه تجربه ؛ اکنون زمان آن رسیده است که اصلاح‌طلبان از مرحله مدیریت روزمره آموزش و پرورش عبور کرده و در جهت دست یابی به  گفتمان نظری منسجم در این حوزه بیندیشند؛ گفتمانی که بتواند تصویری روشن از فلسفه تعلیم و تربیت، عدالت آموزشی، کیفیت یادگیری، مدرسه آینده، نقش معلم، نسبت دین و آموزش، جایگاه شهروندی، تمرکززدایی، مشارکت جامعه مدنی و حکمرانی آموزشی ارائه کند.

تنها در چنین صورتی است که اصلاح‌طلبان خواهند توانست از سطح نقد وضعیت موجود فراتر رفته و به‌ عنوان ارائه‌دهنده یک بدیل قابل دفاع در عرصه آموزش و پرورش شناخته شوند.

سه دهه گذشته، فرصت ارزشمندی برای آزمون تجربه‌های گوناگون بوده است.

جامعه ایران، نسل معلمان و دانش‌آموزان و حتی ماهیت آموزش، دست خوش تحولات عمیقی شده‌اند. بنابراین، بازاندیشی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

آینده آموزش و پرورش بیش از هر زمان دیگری به جریان‌هایی نیاز دارد که پیش از رقابت برای مدیریت، درباره بنیان‌های نظری و فلسفی تعلیم و تربیت به توافقی روشن و قابل دفاع دست یافته باشند و بتوانند گام‌های موثری برای حل مسائل اصلی آموزش و پرورش بردارند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نقدی بر عملکرد جریان اصلاح طلبی و اصلاح طلبان در آموزش و پرورش و زمان بازاندیشی در صدای معلم

چهارشنبه, 21 مرداد 1405 16:41 خوانده شده: 24 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور