صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

خلاصه فرمول فوکویاما : پیشرفت سیاسی = دولت قدرتمند + حاکمیت قانون + پاسخ‌گویی

مروری بر " وظایف شهروندی " هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا ( 3 )

سعید شهسوارزاده/ عضو شورای نویسندگان صدای معلم

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد ایرانی پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

( تلاشي براي درک بهتر آنچه گذشت ! )

از آغازِ جنگ نهم اسفند تا قبل از امضاي تفاهم نامه، به عنوان يک شهروند با بضاعتي اندک، مشقي بر اساس وظيفه شهروندي در گفت و گو با دبير کل سازمان ملل متحد در « صداي معلم » منتشر کردم .

امروز که تفاهم نامه بين جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا به امضا رسيده است و مشخص شده است که اتوباني براي رسيدن به آزادي وجود ندارد و اپوزيسيون مجبور است بدون اتکا به جنگ افروزان، راه باريک قديمي را طي کند.

امروز که محمد باقر قاليباف از پيشرفت اقتصادي سخن مي گويد و مسئولين تعامل و مذاکره با ايالات متحد آمريکا را پيشه کرده اند ؛

بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي ) و تلاش کنم، با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرا بخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم . تا در بوته نقد، بيشتر بياموزم و بيشتر اصلاح شوم. تا شرايطي برايم فراهم گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ، گام بردارم.

خلاصه قسمت هاي قبل :

شکاف درون اپوزیسیون با این مسیر ترمیم می‌شود:
1. پذیرش علنی اختلافات
2. تعریف حداقل اصول مشترک
3. مرزبندی روشن با خشونت و ...
4. گفت‌وگوی مستمر و نهادی
5. تمرکز بر برنامه آینده
6. اعتمادسازی عملی و تدریجی

***
قسمت سوم ؛ بخش هفتم

نگاه علمي تر ( نگاه فلاسفه) به اپوزيسيون

ماکس وبر (Max Weber): مطالعه‌ی نظریات او درباره «مشروعیت» (Legitimacy) و انواع قدرت (سنتی، کاریزماتیک و قانونی-عقلانی). وبر می‌آموزد که بدون داشتن مشروعیت در نزد مردم، حتی با کمک قدرتمندترین کشورها نیز نمی‌توان حکمرانی پایدار کرد.

* توماس هابز (Thomas Hobbes) در کتاب لویاتان: برای درک اینکه چرا «بی‌نظمی» و «جنگ داخلی» (که مداخله خارجی اغلب به آن منجر می‌شود) می‌تواند بسیار بدتر از یک حاکمیت ناعادلانه باشد. هابز هشدار می‌دهد که ترس از بی‌نظمی (State of Nature) معمولاً بر تمایل به آزادی غلبه می‌کند.

«تغییر حاکمیت» با «تغییر نظام» تفاوت دارد و هزینه تغییر اغلب از جیب مردم می‌رود.

* کلاوزویتس (Carl von Clausewitz) در کتاب در مورد جنگ: او می‌گوید: « جنگ، ادامه‌ی سیاست با ابزارهای دیگر است » . این جمله برای اپوزیسیون یک هشدار است: اگر سیاست شما جنگ است، باید بدانید که هدف نهایی باید همچنان «سیاست» (آینده‌ی کشور) باشد، نه صرفاً «تخریب دشمن».

* امانوئل کانت (Immanuel Kant) در صلح ابدی: برای درک اینکه چگونه می‌توان به یک نظم بین‌المللی پایدار رسید که در آن تغییرات سیاسی از طریق نهادها و نه از طریق تهاجم و جنگ صورت می‌گیرد.

* فرانسیس فوکویاما (Francis Fukuyama) در کتاب سیاست و حکمرانی: او بحث می‌کند که چگونه نهادهای قدرتمند و حکمرانی خوب، پایه و اساس ثبات هستند. فوکويا ما به اپوزیسیون می‌آموزد که سقوط یک دیکتاتور، خودبه‌خود به معنای ظهور دموکراسی نیست؛ بلکه اگر نهادها نباشند، کشور به سمت آشوب می‌رود.

* صالح نظریات «گذار سیاسی» (Democratic Transition): مطالعه‌ی موردی (Case Studies) کشورهایی که دچار جنگ‌های داخلی ناشی از مداخله شده‌اند (مانند لیبی یا عراق). این مطالعه به آن‌ها نشان می‌دهد که چگونه مداخله خارجی می‌تواند منجر به «شکست دولت» (State Failure) شود که در آن نه حاکمیت باقی می‌ماند و نه اپوزیسیون می‌تواند حکمرانی کند.

* جان استوارت میل (John Stuart Mill): برای درک مفاهیم آزادی و البته محدودیت‌های آن در حفظ نظم اجتماعی.

* نظریات «جنگ عادلانه» (Just War Theory): مطالعه‌ی این که چه زمانی مداخله یا جنگ از نظر اخلاقی مجاز است و چه زمانی منجر به جنایت علیه بشریت می‌شود. این نظريات به اپوزيسيون کمک می‌کند تا مرز میان «مبارزه برای آزادی» و «همکاری در ویرانی» را تشخیص دهند.
***

خلاصه پیشنهادی برای یک برنامه‌ی مطالعاتی (Reading List)

جمع بندي نگاه فلاسفه فوق الذکر به اپوزیسیون پیشنهاد سه مرحله ذيل است:

1-  مرحله‌ی خودشناسی: مطالعه‌ی ماکس وبر (برای فهم اینکه چرا بدون رضایت مردم، کمک خارجی بی‌فایده است).

2-  مرحله‌ی واقع‌گرایی: مطالعه‌ی کلاوزویتس و هابز (برای درک اینکه جنگ و بی‌نظمی، بسیار گران‌تر از هر تغییر سیاسی است).

3- مرحله‌ی آینده‌نگری: مطالعه‌ی فوکویاما (برای اینکه یاد بگیرند به جای «سقوط» ، باید به فکر «ساختن » باشند).

پیام نهایی این کتاب‌ها به اپوزيسيون چنين است:

« اگر می‌خواهید با کمکِ دیگران، خانه‌ی خود را تغییر دهم، مراقب باشید که با هیاهوی این کمک، سقف خانه را بر سر خودتان و مردم فرو نریزانید؛ زیرا وقتی سقف فرو ریخت، دیگر نه خانه‌ای برای زندگی هست و نه حاکمی برای تغییر دادن » .

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد ایرانی پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

بخش هشتم
خلاصه نظرات ماکس وبر :

ماکس وبر (Max Weber) را یکی از بنیان‌گذاران جامعه‌شناسی مدرن می‌دانند. برخلاف کارل مارکس که بر اقتصاد تمرکز داشت، وبر، معتقد بود «ایده‌ها»، «ارزش‌ها» و «باورهای فرهنگی» همان‌قدر در شکل‌گیری تاریخ و قدرت، نقش دارند که اقتصاد.

برای کسی که درگیر مباحث حاکمیت، اپوزیسیون و مشروعیت است، درک نظریات وبر حیاتی است. خلاصه نظرات او را می‌توان در چهار محور اصلی خلاصه کرد:

۱. انواع مشروعیت (Legitimacy)

وبر می‌گوید قدرت به خودی خود کافی نیست؛ برای اینکه یک حکومت بتواند پایدار بماند، باید «مشروعیت» داشته باشد. یعنی مردم (یا حداقل بخش بزرگی از آن‌ها) باور داشته باشند که اطاعت از این حاکمیت درست و لازم است. او سه منبع برای این باور معرفی می‌کند:

مشروعیت سنتی (Traditional): مردم از آن چون « همیشه بوده است » اطاعت می‌کنند (مثل پادشاهی‌های موروثی).

مشروعیت کاریزماتیک (Charismatic): مردم از یک رهبر به دلیل ویژگی‌های فوق‌العاده فردی، قدرت جادویی یا جذابیت بی‌نظیرش اطاعت می‌کنند (مثل رهبران انقلابی یا پیامبران). این نوع قدرت، بسیار قدرتمند اما بسیار ناپایدار است؛ چون با مرگ یا شکست رهبر، از بین می‌رود.

• مشروعیت قانونی-عقلانی (Legal-Rational): مردم از « قانون» و « نهادها » اطاعت می‌کنند، نه از شخص. در اینجا اطاعت از قوانین است که تعیین می‌کند چه کسی باید فرمان بدهد (مثل دولت‌های مدرن و دموکراتیک).


مفهوم دولت و انحصار خشونت مشروع

وبر تعریف بسیار دقیقی از دولت ارائه می‌دهد:

«دولت، آن نهادی است که در یک قلمرو مشخص، انحصار استفاده مشروع از زور (Physical Force) را در اختیار دارد.»

از نظر وبر، دولت تنها کسی است که می‌تواند از خشونت استفاده کند بدون اینکه « مجرم » شناخته شود، چون این خشونت بر پایه قانون است.

اگر این تغییر منجر به ایجاد یک دولت جدید با «انحصار قانونی» نشود، کشور به وضعیت «جنگ همه علیه همه» (وضعیت طبیعی هابز) باز می‌گردد.

عقلانیت و بوروکراسی (Bureaucracy)

وبر معتقد بود دنیای مدرن به سمت «عقلانیت» می‌رود. او بوروکراسی را (با وجود تمام انتقاداتش) کارآمدترین راه برای اداره جوامع پیچیده می‌دانده است. او می‌گوید مدیریت جامعه باید بر اساس:

• قوانین مکتوب
• تخصص و مهارت
• سلسله‌ مراتب مشخص
• بی‌طرفی و غیرشخصی بودن

نکته: بسیاری از اپوزیسیون‌ها بر پایه «احساسات»، «شعار» یا «رهبران کاریزماتیک» شکل می‌گیرند. اما وبر هشدار می‌دهد که برای اداره یک کشور پس از تغییر، شما به «بوروکراسی عقلانی» نیاز دارید، نه به «شور و هیجان انقلابی». بدون ساختار بوروکراتیک، تغییر سیاسی منجر به آشوب می‌شود.

«زندان از فولاد» (The Iron Cage)

این نظريه یکی از تلخ‌ترین و مشهورترین نظریات وبر است. او می‌گوید وقتی جامعه بیش از حد تحت سلطه عقلانیت، قانون، کارایی و بوروکراسی قرار بگیرد، انسان‌ها در یک «زندان از فولاد» گرفتار می‌شوند. یعنی نظم و قانون چنان خشک و ماشینی می‌شوند که معنا، آزادی و روح انسانی از بین می‌رود.

نکته: این یک هشدار برای هر تغییری است؛ اینکه مراقب باشید در مسیر ساختن یک نظم جدید، دچار چنان کنترل‌گری و ماشینی‌شدنی نشوید که آزادی که برای آن می‌جنگیدید، در زیر بارِ سنگینِ «نظم و قانون» له شود.

خلاصه ديدگاه وبر:

اگر بخواهیم از دیدگاه وبر به وضعیت کشور ها نگاه کنیم، سه سوال اساسی مطرح می‌شود:

1- آیا حاکمیت فعلی مشروعیت قانونی - عقلانی خود را از دست داده یا فقط با بحران رو به رو شده است؟

2-  آیا اپوزیسیون در حال تلاش برای ساختن یک «نهاد/قانون» است یا صرفاً به دنبال جایگزینی یک «کاریزمای قدیمی» با یک «کاریزمای جدید» است؟

3-  آیا برنامه‌ی اپوزیسیون، پس از سقوط حاکمیت، شامل یک ساختار بوروکراتیک و عقلانی برای مدیریت کشور است یا صرفاً یک خلاء قدرت باقی خواهد ماند؟

به زبان ساده:

وبر می‌گوید قدرت بدون مشروعیت و بدون نهادهای عقلانی، فقط یک خشونتِ گذراست که در نهایت به ویرانی ختم می‌شود.

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد ایرانی پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

بخش نهم
خلاصه نظرات توماس هابز

برای درک عمیق‌تر نظريات هابز، باید بدانیم که توماس هابز (Thomas Hobbes) در کتاب شاهکار خود، «لویاتان» (Leviathan)، تصویری بسیار تاریک و واقع‌گرایانه از ماهیت انسان و جامعه در غیاب قدرت مرکزی ارائه می‌دهد.

زمانی که شما از «شکاف عمیق»، «کشتار»، «مداخله خارجی» و «از دست رفتن اعتماد» صحبت می‌کنید، در واقع دارید توصیف می‌کنید که جامعه در حال حرکت به سمت «وضعیت طبیعی» (State of Nature) است؛ یعنی همان وضعیتی که هابز آن را «جنگ همه علیه همه» می‌نامد.

خلاصه اندیشه‌های هابز را با تمرکز بر این مفهوم:

وضعیت طبیعی: جنگ همه علیه همه (War of all against all)

هابز معتقد است اگر یک قدرت مرکزی (دولت/حاکمیت) وجود نداشته باشد که همه را از ترسِ تنبیه بترساند و بر آن‌ها نظارت کند، انسان‌ها وارد یک وضعیت آشوب مطلق می‌شوند.

در این وضعیت:

- نبود قانون و عدالت: هیچ قانونی وجود ندارد، پس هیچ چیزی «حق» یا «باطل» نیست. آنچه زور دارد، حق دارد.

- ترس از مرگِ خشونت‌آمیز: بزرگترین محرکِ انسان در این وضعیت، ترس از کشته شدن توسط دیگری است.

-  عدم اعتماد متقابل: چون هیچ تضمینی برای امنیت وجود ندارد، بهترین استراتژی هر فرد این است که «اول حمله کند» تا قبل از اینکه دیگری به او حمله کند. این یعنی اعتماد به صفر می‌رسد.

وقتی شکاف بینِ حاکمیت و اپوزیسیون به حدی می‌رسد که نهادهای میانجی (دادگاه، پلیس، رسانه، انتخابات) کارایی خود را از دست می‌دهند، جامعه از «وضعیت مدنی» خارج و وارد «وضعیت طبیعی» می‌شود. در این مرحله، بحث بر سر «حقوق» نیست، بلکه بحث بر سر «بقا» (Survival) است.

زندگی در وضعیت طبیعی: «تنگ، پست، بی‌رحمانه و کوتاه»

هابز یکی از مشهورترین جملات تاریخ را برای توصیف کیفیت زندگی در این وضعیت به کار برده است. او می‌گوید در وضعیت طبیعی، زندگی انسان:
“…solitary, poor, nasty, brutish, and short”
«…منزوی، فقیر، ناپسند، وحشیانه و کوتاه است.»

* منزوی: چون نمی‌توان به کسی اعتماد کرد، تعاملات اجتماعی و اقتصادی از بین می‌رود.

*  فقیر: بدون امنیت، کشاورزی، تجارت و تولید غیرممکن است.

*  وحشیانه و کوتاه: مرگ در هر لحظه ممکن است.

نکته کلیدی برای اپوزیسیون و حاکمیت: هابز هشدار می‌دهد که اگر تغییر سیاسی باعث فروپاشی نظم و ورود به این وضعیت شود، «آزادی» که برای آن می‌جنگید، معنایی نخواهد داشت؛ زیرا در وضعیت جنگی، شما حتی آزادی ندارید که در امنیت از آزادی خود لذت ببرید!

قرارداد اجتماعی و «لویاتان» (The Leviathan)

هابز می‌گوید تنها راه خروج از این جهنم، بستن یک «قرارداد اجتماعی» (Social Contract) است. مردم با یک توافق جمعی، بخشی از آزادی‌های خود را (و حتی حق استفاده از زور را) به یک قدرت برتر (که او آن را لویاتان یا هیولای عظیم‌الجثه نامیده) واگذار می‌کنند.

در مقابل، این قدرت (دولت) متعهد می‌شود که امنیت را برای همه تأمین کند.

قاعده طلایی هابز: قدرت حاکم باید آن‌ قدر بزرگ و قدرتمند باشد که همه از ترسِ مجازاتِ او، از خشونت دست بردارند.

 

خطرِ «مداخله خارجی» از نظر هابز:

مداخله خارجی معمولاً باعث می‌شود قدرت مرکزی (لویاتان) تضعیف یا نابود شود. هابز می‌گوید اگر لویاتان فرو بپاشد، کشور بلافاصله به «وضعیت طبیعی» سقوط می‌کند. در این حالت، مداخله خارجی (که به دنبال تغییر است) ناخواسته در حال بازگرداندن جامعه به وضعیتی است که در آن «همه علیه همه» می‌جنگند. پس، مداخله خارجی اگر با طرح یک ساختار قدرت جدید همراه نباشد، فقط به افزایش وحشی‌گری و کوتاهی عمر شهروندان منجر می‌شود.

هابز می‌گوید وقتی تعداد کشته‌ها بالا می‌رود، یعنی جامعه در حال خروج از «قرارداد اجتماعی» است. وقتی هر طرف (حاکمیت و اپوزیسیون) دیگر، طرف مقابل را به عنوان بخشی از «قرارداد» نمی‌پذیرد، بلکه او را به عنوان «دشمنِ وجودی» می‌بیند، آن‌ها عملاً در وضعیت طبیعی قرار گرفته‌اند. در این مرحله، هدف دیگر «بهبود جامعه» نیست، بلکه «نابود کردن رقیب برای بقای خود» است.


وظیفه حاکمیت و اپوزیسیون (بازگشت به قرارداد):

از نظر هابز ، وظیفه اصلی هر دو طرف (هرچند با رویکردهای متفاوت) باید «بازسازی لویاتان» باشد. یعنی:

 حاکمیت: باید نشان دهد که هنوز می‌تواند امنیت را تأمین کند (چرا که اگر امنیت نباشد، ضرورتِ وجود حاکمیت هم نیست).

-  اپوزیسیون: باید نشان دهد که می‌تواند جایگزینی برای «امنیت» ارائه دهد، نه اینکه فقط «بی‌نظمی» ایجاد کند.

خلاصه:

هابز می‌گوید: «بزرگترین شر، بی‌نظمی است.»

اگر اپوزیسیون یا حاکمیت در مسیر تغییر، باعث شوند که مردم از «ترس از قانون» به «ترس از هم‌ نوع» تغییر وضعیت دهند، آن‌ها در واقع در حال حرکت به سمت یک سقوط بزرگ هستند که در آن هیچ برنده سیاسی وجود نخواهد داشت؛ تنها برنده، «مرگ و ویرانی» است.

سؤال استراتژیک برای هر طرف در این وضعیت:

« آیا برنامه‌ی ما برای تغییر، شامل یک ‘قرارداد اجتماعی جدید’ است، یا صرفاً یک ‘جنگ برای بقا’ در وضعیت طبیعی؟ »

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد ایرانی پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

بخش دهم
خلاصه نظريات فرانسیس فوکویاما
( سنتز نظريات ماکس وبر و توماس هابز)

اصول و ستون‌های اندیشه‌ی فرانسیس فوکویاما

فوکویاما در آثار اصلی خود (مانند پایان تاریخ و سیاست و حکمرانی) بر این ایده استوار است که توسعه‌ی جوامع نه از طریق تصادف، بلکه از طریق تکامل ساختارهای سیاسی صورت می‌گیرد.

اصول او بر سه پایه استوار است:

الف) دولت قدرتمند (Strong State)

برخلاف تصور رایج که تصور می‌کنند «دولت قوی» همیشه با «استبداد» یکی است، فوکویاما می‌گوید یک کشور برای پیشرفت، به دولتی نیاز دارد که توانایی اجرایی داشته باشد. یعنی دولت باید بتواند قوانین را اجرا کند، امنیت را تأمین کند و خدمات عمومی ارائه دهد. (این همان بخش «قدرت» در بحث ماست).

ب) حاکمیت قانون (Rule of Law)

دولت نباید بر اساس میل شخصی حاکم باشد، بلکه باید تحت سیطره‌ی قوانین باشد. قانون باید برای همه (حتی حاکمان) یکسان و پیش‌بینی‌پذیر باشد. این بخش، از خودسری و استبداد جلوگیری می‌کند.

ج) پاسخ‌گویی و مسئولیت‌پذیری (Accountability)

این بخشِ دموکراتیک ماجراست. دولت باید در برابر مردم پاسخ گو باشد. این یعنی وجود نهادهایی که بتوانند از عملکرد دولت بازخواست کنند (مانند پارلمان، رسانه‌های آزاد و انتخابات).

خلاصه فرمول فوکویاما:

پیشرفت سیاسی = دولت قدرتمند + حاکمیت قانون + پاسخ‌گویی

***

آیا فوکویاما سنتز (ترکیب) هابز و وبر است؟

اگر نگاهی دقیق داشته باشیم، می‌بینیم که فوکویاما سعی کرده است «معمای نظم» را با ترکیب دو دیدگاه حل کند:

1. از هابز  «ضرورت نظم و امنیت» را می‌گیرد:

هابز می‌گوید بدون یک قدرت مرکزی، جامعه در «وضعیت طبیعی» (جنگ همه علیه همه) فرو می‌پاشد. فوکویاما کاملاً با این ایده موافق است. او معتقد است که اولین وظیفه‌ی هر ساختار سیاسی، ایجاد «دولت قدرتمند» است تا از فروپاشی و بی‌نظمی جلوگیری کند. (بدون دولتِ فوکویاما، ما به جهنم هابز برمی‌گردیم).

2.  از وبر، «عقلانیت و بوروکراسی» را می‌گیرد:

وبر می‌گوید برای اداره‌ی جهان مدرن، ما به «بوروکراسی عقلانی» نیاز داریم تا از حکمرانی بر اساس احساسات و کاریزما جلوگیری کنیم. فوکویاما این را در مفهوم «حاکمیت قانون» و «نهادگرایی» ادغام می‌کند. او می‌گوید قدرت نباید در دست یک « لویاتانِ » تک‌نفره (مثل هابز) باشد، بلکه باید در دست یک «سیستم عقلانی» (مثل وبر) باشد.

3. سنتز نهایی (The Synthesis):

فوکویاما می‌گوید:

*  اگر فقط هابز را بگیریم ←← به یک استبداد مطلق می‌رسیم (لویاتانِ خشن که امنیت می‌دهد اما آزادی ندارد).

*  اگر فقط وبر را بگیریم ←← به یک ماشین بوروکراتیک سرد و بی‌روح می‌رسیم (زندان از فولاد).

*  سنتز فوکویاما: ما به دولتی نیاز داریم که قدرتمند باشد (هابز)، اما عقلانی و قانونی عمل کند (وبر) و در عین حال در برابر مردم پاسخگو باشد (توسعه سیاسی مدرن).

نگاه فوکویاما به آینده (آینده‌نگری)

فوکویاما، در سير انديشه خود از یک خوش‌بینی مطلق (که در کتاب پایان تاریخ داشت) به یک واقع‌گرایی نگران رسیده است.

او در آینده‌نگری خود بر دو نکته تأکید دارد:

1-  زوال نهادها (Institutional Decay): او هشدار می‌دهد که حتی اگر یک کشور سیستم‌های عالی داشته باشد، اگر « فرهنگ سیاسی» و « اعتماد اجتماعی » از بین برود، نهادها شروع به پوسیدن می‌کنند. وقتی مردم و حاکمیت دیگر به قانون باور نداشته باشند، نهادها تبدیل به پوسته می‌شوند و کشور به سمت عقب بازمی‌گردد.

 بحران مشروعیت و پولاریزاسیون (Polarization): او هشدار می‌دهد که شکاف شدید سیاسی (همان شکاف عمیق بین اپوزیسیون و حاکمیت) می‌تواند باعث شود که طرفین، « نظم سیاسی » را به جای یک میدان بازی، به عنوان یک « دشمن برای نابودی » ببینند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که سیاست از « رقابت » به « جنگ » تبدیل می‌شود.

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد ایرانی پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

خلاصه:

اگر بخواهیم از این سه منظر به وضعیت هر کشور نگاه کنیم:

 هابز می‌گوید: «مراقب باشید! اگر نظم را از دست بدهید، وارد جهنم جنگ همه علیه همه می‌شوید.»

-  وبر می‌گوید: «مراقب باشید! اگر تغییر را فقط بر پایه هیجان و کاریزما پیش ببرید، بدون ساختار بوروکراتیک، چیزی نخواهید ساخت.»

- فوکویاما می‌گوید: «مراقب باشید! پیروزی واقعی زمانی است که شما نه تنها حاکمیت قبلی را تغییر دهید، بلکه بتوانید دولتی قدرتمند، قانونی و پاسخ گو بسازید که مردم به آن اعتماد کنند.»

در واقع، برای اپوزیسیونی که می‌خواهد وارد کار شود، هدف نباید فقط « شکست دادن حاکمیت » (منطق هابزی برای فروپاشی) باشد، بلکه باید « ساختن نهادهای پاسخ گو » (منطق فوکویامی) باشد.

در اندیشه‌ی فرانسیس فوکویاما، احزاب و نهادهای مدنی (مانند اتحادیه‌ها، انجمن‌ها و گروه‌های صنفی) صرفاً مجموعه‌ای از گروه‌های خودجوش نیستند، بلکه آن‌ها «ستون‌های اصلی ثبات و مشروعیت» در یک دولت مدرن محسوب می‌شوند.

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد ایرانی پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

پرسش :

برای گذار از حاکميت کنوني به نظم جديد، از نظر فوکوياما به چه پيش نياز هايي احتياج داريم؟

پاسخ:

ابتدا باید نقش ِ پيش نياز‌هاي نهاد هاي مدني را از دیدگاه نظری فوکویاما باز کنیم و سپس ببینیم در فرآیند «گذار» (Transition) از یک حاکمیت قدیمی به یک نظم جدید، چه کارکرد حیاتی دارند.

۱. نقش احزاب و نهادهای مدنی در دیدگاه فوکویاما

فوکویاما معتقد است که برای رسیدن به آن فرمول طلایی (دولت قدرتمند + حاکمیت قانون + پاسخ‌گویی)، نیاز به واسطه‌هایی است که فاصله بین «فرد» و «دولت» را پر کنند.

الف) احزاب سیاسی (Political Parties)

از نظر فوکویاما، احزاب نقش «تعدیل‌کننده و سازمان‌دهنده» را دارند:

-  سازمان‌دهی منافع: احزاب خواسته‌های پراکنده مردم را به برنامه‌های منسجم و سیاست‌های قابل اجرا تبدیل می‌کنند. بدون حزب، اعتراضات در خیابان‌ها پراکنده و بدون جهت (در حد شورش) باقی می‌مانند.

-  آموزش سیاسی: احزاب به افراد یاد می‌دهند چگونه در چارچوب قانون و رقابت، برای قدرت تلاش کنند.

- جایگزین برای خشونت: حزب، «جنگ در خیابان» را به «رقابت در پارلمان» تبدیل می‌کند.

ب) نهادهای مدنی و اتحادیه‌ها (Civil Society)

فوکویاما نهادهای مدنی را به عنوان «مراقب و متوازن‌کننده قدرت» می‌بیند:

*  ایجاد «سرمایه اجتماعی» (Social Capital): نهادهای مدنی (مثل اتحادیه‌های صنفی) اعتماد میان مردم را تقویت می‌کنند. وقتی افراد در یک اتحادیه با هم همکاری می‌کنند، یاد می‌گیرند که چگونه با کسانی که با آن‌ها متفاوت‌اند، تعامل کنند.

*  پایش حاکمیت (Watchdog): این نهادها اجازه نمی‌دهند دولت به سمت استبداد حرکت کند. آن‌ها با فشار بر دولت، خواسته‌ی «پاسخ‌گویی» را فعال نگه می‌دارند.

*  تأمین تخصص: اتحادیه‌ها (مثل اتحادیه پزشکان یا مهندسان) دانش فنی و تخصص لازم برای اداره‌ی کارآمد بخش‌های مختلف دولت را به جامعه منتقل می‌کنند.

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد ایرانی پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

۲. نقش این نهادها در «موفقیت اپوزیسیون» در زمان گذار (Transition)

در هر کشور به ويژه در کشوری که پس از جنگ و با شکاف عمیق رو به روست، اپوزیسیون برای اینکه از یک «گروه معترض» به یک «قدرت حاکم مشروع» تبدیل شود، به این نهادها نیاز حیاتی دارد. موفقیت در گذار به سه دلیل اصلی وابسته به این نهادهاست:
a. تبدیل «خشم خیابانی» به «برنامه حکمرانی»
بزرگترین خطر برای اپوزیسیون در زمان گذار، این است که تنها بتواند «تخریب» کند اما نتواند «ساخت» کند.

- نقش نهادها: احزاب و اتحادیه‌ها به اپوزیسیون کمک می‌کنند تا از شعارهای کلی (مثل «حذف حاکمیت») به برنامه‌های جزیی (مثل «اصلاح نظام مالیاتی» یا «مدیریت بحران اقتصاد») برسد. بدون این نهادها، اپوزیسیون پس از پیروزی، دچار «خلاء قدرت» می‌شود و کشور دوباره به سمت «وضعیت طبیعی هابز» سقوط می‌کند.

b . جلوگیری از «تک‌قطبی شدن» و «مرجعیتِ تک‌نفره»

در زمان گذار، معمولاً یک شخصیت کاریزماتیک (مانند یک رهبر جنگی یا معترض) ظهور می‌کند که همه او را دنبال می‌کنند.

نقش نهادها: احزاب و نهادهای مدنی مانع از این می‌شوند که قدرت در دست یک نفر یا یک گروه کوچک جمع شود. آن‌ها «نظم داخلی» را در میان اپوزیسیون برقرار می‌کنند تا از تبدیل شدنِ خودِ اپوزیسیون به یک «دیکتاتوری جدید» جلوگیری کنند.

c . ایجاد «مشروعیت از پایین به بالا» (Bottom-up Legitimacy)

یک حاکمیت جدید که فقط با زور یا پیروزی نظامی مستقر شود، دچار بحران مشروعیت خواهد بود.

* نقش نهادها: اگر اپوزیسیون از طریق احزاب و اتحادیه‌ها با مردم درگیر باشد، یعنی از قبل با بخش‌های مختلف جامعه (کارگران، بازرگانان، متخصصان) «قرارداد» بسته است. وقتی حاکمیت جدید مستقر می‌شود، این نهادها به عنوان «تضمین‌کننده منافع گروه‌های مختلف» عمل می‌کنند و باعث می‌شوند جامعه با نظم جدید سازگار شود.

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد ایرانی پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

خلاصه:

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد ایرانی پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

به زبان ساده: احزاب و اتحادیه‌ها، «اسکلت» و «عصب» سیستم جدید هستند. بدون آن‌ها، اپوزیسیون می‌تواند «حاکمیت قدیمی» را شکست دهد، اما هرگز نمی‌تواند «کشور» را اداره کند.
***


بخش يازدهم
راه باریک آزادی:
حمایت از نهادهای مدنی (دیدگاه اشگلوگ و رابینسون)

بخش نخست

بخش دوم

( ادامه دارد )


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد ایرانی پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

یکشنبه, 04 مرداد 1405 15:33 خوانده شده: 14 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور