
تلاشي براي درک بهتر آنچه گذشت !
قسمت اول
از آغازِ جنگ نهم اسفند تا قبل از امضاي تفاهم نامه به عنوان يک شهروند با بضاعتي اندک، مشقي بر اساس وظيفه شهروندي در گفت و گو با دبير کل سازمان ملل متحد در « صدای معلم » منتشر کردم .
امروز که تفاهم نامه بين جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا به امضا رسيده است و مشخص شده است که اتوبانی برای رسيدن به آزادی وجود ندارد و اپوزيسيون مجبور است فقط بدون اتکا به جنگ افروزان راه باريک قديمي را طي کند.
امروز که محمد باقر قاليباف از پيشرفت اقتصادي سخن مي گويد و مسئولين تعامل و مذاکره با ايالات متحد آمريکا را پيشه کرده اند.
بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي باشد ) و تلاش کنم، با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرابخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم .
وقتي در بوته نقد کارشناسان و متخصصين اجتماعي و سياسي قرار گيرم ؛ بيشتر مي آموزم و بيشتر اصلاح مي شوم و شرايطي برايم فراهم مي گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ، گام بردارم.

بخش نخست
مرحلهی بازسازی، تثبیت و نوسازی بعد از جنگ :
1- تثبیت امنیت و نهادها
اولین شرط رشد اقتصادی، امنیت پایدار است:
• بازسازی اعتماد مردم به دولت و نهادها
• جلوگیری از فساد و رانت در دوران بازسازی
2- بازسازی زیرساختها
جنگ معمولاً زیرساختها را نابود میکند. اولویتها:
• برق، آب، گاز
• راهها، پلها، بندرها، فرودگاهها
• مخابرات و اینترنت
• مدارس، بیمارستانها، مسکن
بدون اینها، اقتصاد نمیتواند سریع حرکت کند.
3- حمایت از تولید داخلی و اشتغال
کشور باید از حالت «بقا» به «تولید» برسد:
• حمایت هدفمند از صنایع و کشاورزی
• تأمین سرمایه در گردش برای بنگاهها
• کاهش بروکراسی برای شروع کسبوکار
• تمرکز بر اشتغال جوانان و بازگشت نیروی انسانی ماهر
4- اصلاح نظام مالی و پولی
برای جلوگیری از تورم و بی ثباتی:
• کنترل کسری بودجه
• اصلاح بانکها
• مدیریت ارز و واردات
• کاهش چاپ پول بی پشتوانه
• جذب سرمایه داخلی و خارجی
5- دیپلماسی اقتصادی

کشورِ باید از انزوا خارج شود:
• ایجاد روابط تجاری با همسایگان
• باز کردن مسیرهای صادرات
• استفاده از توافقهای منطقهای
• جذب سرمایهگذاری و فناوری
6- استفاده از «روحیه همبستگي ملي» بهعنوان سرمایه اجتماعی
• اعتماد ملی
• همبستگی اجتماعی
• انگیزه برای کار و سازندگی
7- اولویت دادن به عدالت اجتماعی
بعد از جنگ، شکاف طبقاتی معمولاً زیاد میشود. پس:
• توزیع عادلانه منابع بازسازی
• جلوگیری از تمرکز ثروت در دست گروههای خاص
• توجه ویژه به مناطق جنگزده و محروم
8- تبدیل اقتصاد جنگی به اقتصاد مولد
در دوران جنگ، اقتصاد معمولاً دستوری و اضطراری میشود. بعد از جنگ باید:
• از اقتصاد مصرفی به اقتصاد تولیدی رفت
• هزینههای غیرضروری را کم کرد
• بودجه را به آموزش، فناوری و زیرساخت منتقل کرد
• بخش خصوصی واقعی را فعال کرد
خلاصه :
مسیر اصلی چنين است:
امنیت پایدار → بازسازی زیرساخت → اصلاح اقتصاد → تولید و اشتغال → دیپلماسی اقتصادی → عدالت اجتماعی

بخش دوم
نقش توسعه سیاسی و گسترش حکمرانی خوب
پذيرش اپوزیسیون توسط حاکمیت
توسعه سیاسی و گسترش حکمرانی خوب دو عامل کلیدیاند که میتوانند به تقویت دولت کمک کنند .
نقش توسعه سیاسی
توسعه سیاسی یعنی:
• افزایش مشارکت مردم در تصمیمگیری
• تقویت نهادهای نمایندگی
• رقابت سالم سیاسی
• پاسخگویی و شفافیت
• پذیرش تنوع دیدگاهها
وقتی توسعه سیاسی رخ میدهد:
• اختلافها از تقابل خشونتآمیز به رقابت نهادی تبدیل میشوند
نقش حکمرانی خوب
حکمرانی خوب شامل این موارد است:
• شفافیت
• پاسخگویی
• حاکمیت قانون
• کارآمدی
• عدالت
• فسادستیزی
• مشارکتپذیری
این ویژگیها باعث میشوند:
• اعتماد عمومی افزایش یابد
• شکاف «ما و آنها» کمتر شود
کاهش شکاف بین مردم و حاکمیت
شکاف معمولاً وقتی عمیق میشود که:
• راههای قانونی برای اعتراض بسته باشد
• شفافیت پایین باشد
• فساد و تبعیض زیاد باشد
• گفت و گو بین طرفین وجود نداشته باشد

در مقابل، توسعه سیاسی و حکمرانی خوب این شکاف را از چند مسیر کاهش میدهند:
1 ) ایجاد کانال گفتوگو
اگر نهادهای رسمی برای شنیدن انتقاد وجود داشته باشد، مردم به سمت براندازی یا تقابل کامل نمیروند.
2 ) افزایش اعتماد
وقتی حاکمیت شفاف و پاسخگو باشد، بخشی از بیاعتمادی کاهش مییابد.
3 ) مشروعیت بخشی متقابل
مردم دیده شوند و صداي آنان شنیده شود.
4 ) کاهش انحصار قدرت
هرچه قدرت پراکندهتر و قانونمندتر شود، تنش کمتر میشود.
5 ) حل اختلاف از راه نهاد
انتخابات آزاد ، پارلمان، رسانه آزاد، احزاب و نهادهای مدنی، اختلاف را از خیابان به نهاد منتقل میکنند.
خلاصه :
توسعه سیاسی و حکمرانی خوب موجب میشوند:
• مشارکت افزایش یابد
• اعتماد عمومی تقویت شود
• فساد و تبعیض کاهش یابد
به زبان ساده:
هرچه حکومت بازتر، شفافتر و پاسخگوتر باشد، فاصلهاش با مخالفان کمتر و ثبات سیاسی بیشتر میشود.

بخش سوم
وظايف حاکميت بعد از جنگ:
حاکمیت اول از همه باید از منطق «پیروزی بر دشمن» به منطق آشتی، اصلاح و بازسازی منتقل شود.
الف) توقف چرخه انتقام
• از انتقامجویی، بازداشتهای کور، و مجازات جمعی پرهیز کند
• میان مخالف سیاسی و همکار عملی با تجاوز تفکیک قائل شود
• اجازه ندهد احساس پیروزی نظامی به سرکوب داخلی تبدیل شود
ب) پذیرش مسئولیتها
اگر در دوره قبل از جنگ، سرکوب، فساد، تبعیض یا خطاهای امنیتی وجود داشته، حاکمیت باید:
• آنها را انکار نکند
• دربارهشان تحقیق کند
• مسئولیت نهادی بپذیرد
• برای جبران خسارتها برنامه بدهد
ج) گشودن کانال سیاسی
برای کاهش شکاف:
• فضا را برای فعالیت سیاسی قانونی باز کند
• رسانهها و نهادهای مدنی را تا حد ممکن فعال کند
• گفتوگوی ملی را شروع کند
• امکان مشارکت مخالفان غیرخشونتطلب را فراهم کند
د) عدالت همراه با تفکیک
حاکميت باید بین چند گروه فرق بگذارد:
1. مخالفان سیاسی مسالمتجو
2. معترضان خشمگین اما غیرمسلح
3. نیروهای مخالف مسلح داخلی
همه را نباید یکسان دید.
هـ) بازسازی اعتماد عمومی
• شفافیت در تلفات، خسارات و رسیدگیها
• کمک به قربانیان از هر طرف
• رسیدگی به خانوادههای کشتهشدگان از هر طرف
• ایجاد سازوکار حقیقتیابی
________________________________________
بخش چهارم
وظایف اپوزیسیون بعد از جنگ
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان
انچه اينجانب به نقل از پيشينيان نوشته ام ( نگاهي جهاني و جامعه شناختي است بدون نگاه به انچه در کشور رخ داده است ) مي باشد زيرا براي بررسي امور لازم است جهاني فکر کنيم و منطقه اي عمل کنيم .
دست مريزاد به شما که يک گام بيشتر برداشته ايد و تلاش مي نمائيد با نگاهي جهاني ، عملکردي منطقه اي( آنچه در کشور گذشته است ) را دنبال و نحليل مي کنيد .
با تقديم شايسته ترين احترامات ارادتمند شما شهسوارزاده