سالیان متمادی گفتیم و شنیدیم که دروسی چون اجتماعی، تاریخ و جغرافیا باید حفظ و ازبر شوند و به هیچ شکل دیگری نمی توان آن ها را یاد گرفت و گر نه دریافت نمره قبولی برای دانش آموزان ضعیف و نمره عالی برای دانش آموزان ممتاز در چنین دروسی غیرممکن است. حتی به تبعیت از روش تدریس معلمان و قالب سفت و سخت نظام آموزشی، هر سه گروه از دانش آموزان ضعیف، متوسط و زرنگ؛ دروس تخصصی رشته های تجربی و ریاضی را نیز حفظ کرده و می کنند. وقتی پای آزمایشگاه لنگ است یا دیگر پای آموزش نوین یعنی دادن فرصت حل مسأله و هدایت دانش آموزان به تفکر گروهی جهت یافتن پاسخ سوال یا مسأله، چلاغ است، انتظاری غیر این از دانش آموزان نباید داشت.
کمتر دانش آموزی استعداد، علاقه یا رغبت درونی خارق العاده ای برای جست و جوی پاسخ مناسب برای یک سوال یا مسأله دارد. مابقی حتی بسیاری از آنانی که معدل 19 به بالا با محاسبه هر صدم بیشتر تا 20 دارند، فقط می خوانند و حفظ می کنند. حال به دلیل نداشتن انتظار دیگری از سوی نظام آموزشی یا به دلیل توانایی ذاتی، بسیاری از آنان که قدرت حفظیات بسیار بالایی دارند.
شاید براساس همین واقعیت است که هیچ دانش آموزی و هیچ اولیایی صدای اعتراض خود را به دلیل تعطیلی مدارس بلند نمی کند. زیرزبانی و در روابط خانوادگی یا دوستانه شاید عده ای شاکی باشند، اما از آن نوع صداهایی است که در لا به لای محافظه کاری یا بی تفاوتی محو می شود.
در عجبم که دانش آموزان پایه های مختلف ابتدایی و متوسطه ؛ فرمول ها و مسایل ریاضی، جبر و هندسه، فیزیک و شیمی را چگونه یاد می گیرند یا حل می کنند؟ یا درس زیست شناسی گیاهی و جانوری را بدون هر نوع مشاهده عینی، چگون یاد می گیرند؟ یعنی برای ما ایرانیان حقیقت «نبوغ» آن قدر موضوعی پیش و پا افتاده گردیده است که تمامی دانش آموزان ایرانی در هر گروه سنی و در هر پایه درسی، از آن برخوردار شده اند؟
هیچ تفاوت معنی داری مابین توانایی یک دانش آموز بدون تجربه آموزشی با دانشجو از حیث سابقه یادگیری وجود ندارد؟ چرا متعجب نباشم وقتی قادر نیستم در ذهن خود امکان پرش نظام آموزشی جامعه خود را از سنتی به سیستم آموزشی در فضای مجازی را قبول کنم؟!
اگر دانش آموزان و دانشجویان ما در ورای آموزش و امتحان فضای مجازی پنهان مانده اند به معنای وفق مراد بودن شرایط نیست. آموزش مجازی؛ کانالی ترکیبی برای غنابخشی آموزش رایج در مدارس است و هرگز قابلیت تکمیل دانش یا سواد را به تنهایی برعهده نداشته و ندارد. و گرنه کشورهایی که نظام آموزشی پیشرفته دارند آموزش در مدارس را با تمامی هزینه های آن تعطیل می کردند و به آموزش در فضای مجازی اکتفا می کردند.
استفاده از فضای مجازی برای آموزش؛ زمانی معرفت و امتیاز برجسته شمرده می شود که در جهت تکمیل یا توسعه یادگیری دانش آموزان و دانشجویان به کار گرفته شود. یعنی آموزش و پرورش یا آموزش عالی برای تعمیق بخشیدن به میزان یادگیری فراگیران، چنان شبکه و برنامه ای تدوین نمایند که احتمال هر نوع کاهلی یا تقلب در فضای مجازی را بگیرند و از آن برای فرار از بار مسئولیت یا رهایی از فشار روانی تحصیل استفاده نکنند. یا هر دو وزارتخانه از آن به عنوان پوششی برای تقلب در امتحان جهت افزایش سطح میانگین نمرات سود نبرند. همان دانش آموزان و دانشجویانی که با یاری چند دوست به سوالات پاسخ می دهند و نمره قبولی، خوب و یا عالی می گیرند. اگر قرار است چنین سیری؛ هر از گاهی به عنوان یک جریان طبیعی برای امر آموزش در جامعه ما شود، پس با استفاده از دانش اهالی این حوزه، چنان سیستمی پی ریزی کنید و روایی اعتبار آن را تا آن حدی افزایش دهید که احتمال انجام هر نوع تقلب به صفر برسد. تا حدی که فردا با بیسوادانی بدتر از بیسوادانِ باسواد امروز مواجه نشویم.

و باز متعجبم که معلمین و اساتید علوم پایه، دروسی را که در حضور دانش آموزان و در کلاس درس قادر به انتقال مفهوم آن ها نبوده اند، امروز چگونه در فضای مجازی این رسالت مهم را با بی بهرگی از هر نوع امکانات سمعی و بصری، انجام می دهند؟ یک معلم و استاد دانشگاه قبل از هر کس و جبر هر قانونی، ابتدا باید خود مطمئن شود که توانایی انتقال دانش به دانش آموزان و دانشجویان را در حد قابل توجهی دارد.
او باید از انجام این مهم، وجدانی آسوده داشته باشد و مبادا با خود وجدان شویی کند که من کلی زحمت کشیدم و تدریس کردم، مابقی دیگر از عهده مسئولیت من خارج است.
چرا متعجب نباشم وقتی قادر نیستم در ذهن خود امکان پرش نظام آموزشی جامعه خود را از سنتی به سیستم آموزشی در فضای مجازی را قبول کنم؟! یعنی جامعه ما مرحله مدرنیسم را طی نکرده به مرحله پست مدرنیسم خیز برداشته است؟

آن چنان از فضای مجازی و شبکه شاد سخن گفته می شود که گویی اکمل ترین امکان موجود است. راستی، در ورای این نوع آموزش، ما معایبی چون کمبود معلم حرفه ای و فضای آموزشی را پنهان نمی سازیم؟ یا میانگین بسیار پایین پایه های مختلف تحصیلی را علیرغم وجود مدارس خاصی چون تیزهوشان، نمونه دولتی و همچنین مدارس غیرانتفاعی یا غیردولتی که برای دست چین کردن معدل بالای دانش آموزان هنگام ثبت نام شهره آفاق هستند؟
به طور مثال و بدون تفکیک رشته، در سال تحصیلی 1404 - 1403 میانگین معدل در پایه یازدهم 10.36 و در پایه دوازدهم 10.6 بوده است. (منبع: میانگین معدل امتحان نهایی؛ مشاوره تحصیلی هیوا) یا کمبود بودجه و مشکلات مالی درون شبکه ای را مستتر نمی کنیم؟ به بیانی دیگر، آموزش در فضای مجازی پوششی برای ضعف ها و نقیصه های حاد موجود نیست؟
وقتی در کلاس های حضوری ؛ تک تک دانش آموزان و حتی دانشجویان پشت یکدیگر پنهان و ناپیدا هستند و معلم به تنهایی همه مسئولیت انتقال دانش را برعهده دارد، در آموزش مجازی انتظار چگونه معجزه ای را داریم؟

و اما سرانجام لنگان لنگان آموزش در سال تحصیلی 1405- 1404 به شکل زیر است:
* چون ارزشیابی در دوره ابتدایی به شکل توصیفی است و معلم در طول سال تحصیلی بر اساس معیارهای مختلف سطحی از یادگیری را به دانش آموزان اختصاص میدهد؛ پس تکمیل فرمهای ارزشیابی توسط معلمان از 9 خرداد آغاز میشود.
* امتحانات پایه های هفتم تا دهم بر اساس رأی نهایی شورای تأمین استان ها، حضوری یا غیرحضوری خواهد بود و آزمون هماهنگ کشوری نخواهند داشت.
* برگزاری آزمونهای « نهایی » پایههای یازدهم و دوازدهم نیز منوط به تثبیت شرایط تا اواخر تیر ماه است.
یعنی معلمان ابتدایی فقط رأس روز معینی حق دارند تا دانش آموزان خود را ارزشیابی توصیفی کنند؟ زودتر و دیرتر از این تاریخ نمی توانند؟ ظاهرا با تعیین تاریخی مشخص، قصد دارید تا قاطعیت خود و جدیّت موضوع را نشان دهید !
اما متأسفانه با آموزش مجازی، هر دو خاصیت خود را از دست داده اند. چون معلم در خلوت تنهایی خود این مهم را انجام خواهد داد، پس به جای تعیین تاریخ آغاز، بهتر بود تاریخ تحویل ارزشیابی توصیفی را از معلمان ابتدایی می خواستید. در این شرایط حق الناس زمانی به خطر خواهد افتاد که معلمِ فوق تا سیمای دانش آموز را نبیند و فقط با مشاهده نام و نام خانوادگی، قادر به قضاوت نخواهد بود. اگر بخواهیم به سابقه آموزش طی 5 ماه قبل از آغاز جنگ اشاره کنیم، باید به میزان دقت معلم در ترازوی عدالت، امیدوار باشیم.
غیرممکن است معلمان سرگیجه نگیرند و هاج و واجِ اگر و اماهای امتحانات خرداد ماه امسال نباشند. دانش آموزان به نسبت شرایط معدل خود تاکنون، واکنش متفاوتی از خود نشان می دهند. شرایط دانش آموزان کلاس اول ابتدایی در آغاز سن مدرسه رَوی و دانش آموزان سال آخر که در شرایط طبیعی آماده گرفتن دیپلم و شرکت در کنکور بوده اند، از همه بدتر است. آرزویی که دیروز داشتند و امروز در بدترین شرایط آن را تباه شده می بینند.

شاید در جامعه امروز ما مدرک دیپلم حائز هیچ اهمیتی نباشد اما عده ای برای تعیین تکلیف سربازی خود یا ادامه تحصیل در خارج، به این برگه دیپلم، نیاز فوری دارند. یقین تعبیر «نسل سوخته» به جای «نسل سازنده» برای 16 میلیون دانش آموز و 3 میلیون دانشجوی بلاتکلیف با درجاتی متفاوت از احساس نیاز به پایان رساندن سال تحصیلی جدید، دور از واقعیت نیست.
فقط کافی است در هر سن و موقعیت اجتماعی، خود را به جای تک تک این دانش آموزان و دانشجویان بگذاریم. شاید در این صورت متوجه عمق فاجعه آموزش بی در و پیکر در این سال تحصیلی باشیم.
شدت کراهت چنین سال تحصیلی در تاریخ آموزش و پرورش ثبت و ضبط گردید.
حداقل امیدوارم در شرایط عادی زندگی اجتماعی، دیگر تحت هیچ بهانه ای به تعطیلی مدارس و دانشگاه ها همت نگماریم. خواب آموزش یعنی خواب جامعه.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.