صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

برگی از روزنوشت های من ؛

شهر قبرستان ؛ محل " تولید معنا " برای جهان زندگان

شیرین یوسفی

شهر قبرستان و مردگان محل تولید معنا برای جهان زندگان در صدای معلم   ۱۳ بهمن ۱۴۰۴و ساعت ۱۳:۲۹ است.

ندا در آشپزخانه نظافت می‌کند.مرد مخابراتی کارهای فنی اتصال مودم به فیبر نوری را انجام می‌دهد. ناگهان نوای تصنیف لری « دایه دایه وقت جنگه » که از تلویزیون پخش می شود، در فضای خانه می پیچد.

دلم آشوب بود، آشوب‌تر می‌شود.نمی دانم چرا این روزها همه جا رد و نشان مرگ و جنگ برجسته است.

دیشب دولت دکتر پزشکیان نام و کد ملی ۳۱۱۷ کشته شده اعتراضات را منتشر کرد تا به جهان بگوید نه ۳۶۵۰۰ و نه ۱۶۰۰۰ و نه حتی ۶۰۰۰ بلکه « فقط » ۳۱۱۷ انسان ایرانی کشته شده‌اند.

دیروز جلسه فوق العاده جبهه بود . همه اعضا عمیقاً داغدار و سوگوار بودند. تا به حال چنین هم گرایی وسیع و صادقانه ای بین اعضای جبهه حول یک موضوع را ندیده بودم. صحبت ها و ایده من در مورد ربط معنادار نرخ خودکشی و شرایط آنومیک جامعه و شدت خشونت‌ها در روزهای اول اعتراضات در استان ایلام مورد توجه اعضا قرار گرفت.

فعلاً خبرهای مربوط به مذاکره پررنگ‌تر از خبرهای جنگ است ولی همچنان استقرار ناوها و بمب افکن‌های آمریکایی در خلیج فارس و تهدید اسراییلی‌ها ادامه دارد.

دیروز برای تشییع جنازه یکی از آشنایان به وادی رحمت رفته بودم. درست است که نزدیک ۳۰ سال است که ساکن تبریز هستم، ولی دلم نمی‌خواهد بعد از مرگ، پیکرم به خاک این شهر سپرده شود.از طرفی هم دلم نمی‌آید برای انتقال پیکر سنگینم به شهر آفتابگردان‌ها، بچه‌ها را به اذیت بیندازم ولی دلم گواهی می‌دهد که مغاک شهر آفتابگردان‌ها، هم رو به آفتاب دارد و از این وسوسه دل انگیز چشم پوشی کردن برایم سخت است.

در مراسم خاکسپاری دیروز بعد از پایان نماز میت ؛ خانم ح طی یک پرسش باز پاسخ پرسید:

ما کی ساکن شهر مرده ها خواهیم شد؟

شهر قبرستان و مردگان محل تولید معنا برای جهان زندگان در صدای معلم

خانم ع در پاسخ گفت: من که آماده‌ام، فرقی نمی‌کند کی باشد.

از خودم پرسیدم ، چطور می شود آماده مرگ بود و از فرا رسیدنش غافلگیر نشد؟ بالافاصله از ته ذهنم کلامی از علی (ع) رخ نمود.از نگاه امیرالمونین آمادگی برای سکونت گزیدن در شهر مرده‌ها نتیجه اجتناب از حرام ها و داشتن خوی های نیکو است. علی القاعده برای انسانی که این گونه زیسته است فرقی نمی کند که مرگ به سراغش بیاید یا او به سراغ مرگ برود ، در هر صورت مرگ برای او غافلگیر کننده نیست.

آیا این ۳۱۱۷ انسانی که کشته شده اند، آماده مرگ بودند یا مرگ غافلگیر شان کرده بود؟

باری ؛

مرده دیروزی را در آرامگاه خانوادگی دفن کردند. پیش خودم می گویم این چه تفاخر مسخره‌ای است که عده‌ای متمول از بابت محل دفن مردگان شان هم برای بازنمایی  « خود متفاوت پنداری » تیر و تبارشان بهره می‌گیرند.

ظاهرا این روزها نه تنها محل دفن مردگان، بلکه پیکر بی جان و عدد مردگان و حتی نامی هم که بر آنها می‌نهند محل « تولید معنا » برای جهان زندگان شده است.

بعد از اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، دستمایه تازه بازار کثیف سیاست و خوراک رسانه هایی چون اینترنشنال و بی بی سی، تعداد و محتویات کیسه‌های سیاهی شده است که داخل هر کدامشان یک « جهان زندگی » مرده است. یکی شهیدشان می‌نامد ، دیگری جاوید نام آن دیگری کشته شده و آن دیگری تر جان باخته. اما به حال مادری که باید برای همیشه پاره تنش را به دل خاک سرد بسپارد این نام‌ها به چه کار می آید؟

او در میان این همه هیاهو جز سیاه چاله فقدان پسر یا دخترش که همه هستی اش را بلعیده است، هیچ نمی‌بیند.

یاد مرگ ول کنم نیست،شب موقع خواب هم به سراغم می آید. به قبرهایی فکر می‌کنم که تا چشم کار می‌کرد کنار هم ردیف شده بودند. به هیچ وجه امکان نداشت این همه انسان وقتی که نفس می‌کشیدند بتوانند بی حرف و حدیث با چنین سکوت سنگین و آرامش وزینی آن هم این همه سال در کنار هم دوام بیاورند. اسمیلاسیون واقعی اینجا اتفاق افتاده است.

اوج اقتدارگرایی و تمامیت خواهی را هم باید در قبرستان دید.

شهر قبرستان و مردگان محل تولید معنا برای جهان زندگان در صدای معلم

شاید این حسی که من امروز تجربه کردم، همان وجه تسمیه ای باشد که از فضای حاکم بر جامعه استبداد زده می شود :

« سکوت قبرستانی » .

 اما من فکر می کنم ساکنان این شهر باشکوه ساکت نیستند . آن ها به زبان  « بی‌زبانی » حرف می‌زنند.

آن ها ؛ آن هزاران گویای خموشی هستند که به انسان هایی که هنوز درازشان نکرده و در قبر نچپانده اندشان، در حد بضاعت فهم شان از بی اعتباری ثروت و قدرت و شهرت و شهوت می گویند.

ساکنان شهر قبرستان دست و پا و چشم و گوش و زبان ندارند . اصلاً بدن ندارند، آنها یک مشت خاک هستند، حتی آن هم نیستند. آنها اتم‌های کربنی هستند که در چرخه کربنی می‌چرخند. در کوه و درخت و دشت و گیاه و گل ...و حتی در مایی که نفس می‌کشیم حضور دارند.

به زعم من ، آن ۳۱۱۷ نفری که جان باخته اند، حاضران غایبی هستند که با غیاب شان پیام صلح، آزادی، استقلال و بزرگی ایران و ایرانی را به تاریخ و جهان می دهند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

شهر قبرستان و مردگان محل تولید معنا برای جهان زندگان در صدای معلم

جمعه, 17 بهمن 1404 16:58 خوانده شده: 19 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

میزان و کیفیت " سواد رسانه ای " مدیران آموزش و پرورش و در سطوح مختلف آن را چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور