توانایی های فردی
آغاز هر نوع تغییر یا اهتمام به حل مشکلات، با اراده و تلاش فردی هر یک از ما قابل تحقق است. نداشتن خودباوری یا اعتماد به نفس و نادیده گرفتن اهمیت فردی خود، ما را به سوی جست و جویی نافرجام در تفکر یا کارکرد غیری می کشاند که غالبا مسندنشین است. پذیرش تمرکز قدرت در دستان یک فرد در فرهنگ عمومی به مفهومی ناخوشایند تبدیل شده است. مسندنشینی که او نیز بدون آشنایی با مفهوم « توسعه فردی » قادر به تصمیمگیری استراتژیک، تعیین اهداف، برنامهریزی، تخصیص منابع، هدایت و رهبری کارکنان، ارزیابی عملکرد، اصلاح فرآیندها و اتخاذ تصمیمات درباره تغییرات لازم در سازمان نیست و نخواهد بود.
مسعود پزشکیان در جمع فرهیختگان، نخبگان و فعالان فرهنگی استان کهگیلویه و بویراحمد؛ (ایرنا، 13 آذر 1404):
«خودتان مشکلات استان را حل کنید، من برای چه به استانها بیایم؟ همه ما قادر به کار هستیم، کافی است اجازه دهیم توانمندیها بروز پیدا کند. ما میگوییم شما توان خود را نشان دهید. مگر قرار است رئیسجمهور حتماً بیاید و از نزدیک ببیند؟ خودتان ببینید و حل کنید؛ کاری ندارد. خیال نکنید اگر رئیسجمهور بیاید معجزه رخ میدهد.»
انتظار معجزه چرا؟!
چون ما در لایه های عمیق تربیتی خود، شدیدا معجزه جو و معجزه گرا هستیم. این مهم یا برخاسته از ناکامی و مستأصلی بیشتر ما نسبت به مسایل گوناگون زندگی است که احتمالا فرآیندی جدید نیست و ریشه تاریخی دارد و یا باورهای دینی، چنین باوری را در ما پرورش داده است. برای حل مشکلات توسط یک مدیر، می بایست مبنای آموزش و تربیت او در گذشته بر اساس رابطه علت و معلولی یا آزمون و خطا می بود تا او امروز باور کند که می تواند و قادر است با جست و جوی منطقی، راه حل عقلانی یابد.
از دیگر سو، سالیان متمادی کلی تلاش برای تمرکزگرایی مطلق در پایتخت انجام شده است که پاک کردن آثار منفی آن از سلایق، اذهان و باور مردم و بالاخص مدیران به این سادگی نخواهد بود. تا تهران اجازه ندهد کارمند که سهل است هیچ مدیر و مدیرکلی اجازه امضا و تأیید حکم یا تصمیم خلاقانه ای را تا دیروز نداشته است. که از بدترین نتایج آن، مهاجرت بی رویه به تهران برای برخورداری از امکانات رفاهی و شغلی در هر رده ای بود. روستایی زمین و دام خود را می فروخت تا در تهران، بیکارِ جویایِ کار خوانده شود. حاشیه نشینی، فقر، بیسوادی و بیکاری شهر تهران را در خود بلعید. انفجار جمعیتی، آلودگی هوا و آلودگی صوتی را بیش از پنج دهه به تهران تحمیل کرد. ترافیک بهانه دیر کردن ها در محل کار شد و کار مفید ادارات و سازمان ها را به دو ساعت در روز تقلیل داد. تا حدی که بیشتر ما هنگام برخورد با هر مسأله جزئی اما با اهمیت، مستقیما سراغ رئیس یا مدیر می رویم. یعنی رویه رفتاری غالب گردیده است. در خانواده به عنوان یک گروه کوچک نیز چنین است.

برخی از زنان قابلیت های ذاتی یا اکتسابی خود را نادیده گرفته و برای هر نوع تصمیمی، مسئولیت را بر دوش همسر خود می گذارند ؛ ولو یک گفت و گوی ساده با کودک خاطی خود را. البته برخی نیز به حساب زرنگی چنین عمل می کنند تا مبادا برای اشتباهی، مؤاخذه شوند.
یکی از تلخ ترین خاطرات دوران تدریس، مشاهده همکارانی بود که کوچک ترین مسائل کلاس را با مدیر در میان می گذاشتند. حتی با توافق پنهانی، مدیر را برای ترساندن دانش آموزان به کلاس می آوردند تا ضعف های خود را بپوشانند. و صدالبته این حرکت را به عنوان امتیازی مثبت، جهت درج در ارزشیابی سالانه خود در ذهن مدیر ثبت و ضبط می کردند. در واقع مسایل و مشکلاتی که وظیفه حل آن بر عهده معلم در کلاس درس بود توسط اقتدار مدیر لاینحل باقی می ماند. کلاس درسی که امنیت آموزشی آن با قدرت پادگانی مدیر شکسته می شد. حداقل انتظار طرفین این بود. هر دو از اثرات سوء این بازی ناشایست یا ساخت و پاخت پنهانی یعنی آموزش رفتاری زورمندانه به جای استدلال درست غافل بودند. هدف، حلِ مشکلِ چند دانش آموز بود اما کل دانش آموزان تأثیر سوء می پذیرفتند.

تعریف توسعه فردی و برنامه توسعه فردی
باید بپذیریم که نیازهای امروز من برای رشد فردی، نه تنها با آن چه دیگران برای رشد خود نیاز دارند، بلکه قاعدتا با نیازهای سال گذشته خودم و قطعا با نیازهای ده سال قبل یا بعد من نیز متفاوت است. در همین راستا در دهه های اخیر مبحث و اصطلاحات جدیدی در حال ترویج است.
« مفهوم « توسعه فردی » (personal development) و « برنامه ریزی توسعه فردی » (personal development planning) که فرآیند بهبود مهارتها و ویژگیهای فردی را به منظور رسیدن به اهداف تعقیب می کند.
« توسعه فردی » ؛ فرایندی آگاهانه، سیستماتیک و پیوسته است که هر فرد با تکیه بر آن، دانش، نگرش، مهارتها و رفتارهای خود را بهبود میدهد تا با استفاده بهتر از ظرفیتهای خود بتواند به اهدافی که برای زندگی خود انتخاب کرده است دست یابد و « برنامه توسعه فردی» توسط هر کس برای خود تنظیم می شود و بر اساس آن مشخص میکند که در آینده قصد دارد کدام توانمندیها، شایستگیها و مهارتها را در خود تقویت کند.
اهداف توسعه فردی
این برنامه میتواند با هدفهای مختلفی از جمله اهداف زیر تدوین شود:
* بهبود کیفیت زندگی با تقویت مهارت های زندگی (هر کس در هر سنی)
* یافتن فرصتهای استخدامی بهتر پس از فارغالتحصیلی (برای دانشآموزان و دانشجویان )
* بهبود جایگاه حرفهای یا پیشبرد مسیر شغلی (برای تمامی افراد شاغل)
برخی از موضوعات مورد توجه در توسعه فردی عبارتند از: انسان ها و جوامعی موفق و سرآمدند که قابلیت یادگیری خود را منجمد نمی سازند و یا برای آن تاریخ مصرف معینی مشخص نمی سازند.
- خودآگاهی و خودشناسی
- افزایش عزت نفس و اعتماد به نفس
- هدف گذاری، مدیریت اهداف و تعیین اولویتها
- مدیریت زمان و ارتقای بهره وری
- توسعه هوش هیجانی
- تسلط بر استرس و مدیریت استرس
- ایجاد تغییرات مثبت
- موفقیت شخصی
- توسعه مهارت های ارتباطی
- شبکه سازی و ارتقاء ارتباطات اجتماعی
- ذهن آگاهی و ارتقاء سلامت روان
تعادل در زندگی و تعادل در کار و زندگی» (1)
باید اشاره کرد که در سازمان ها، شرکتها، کتاب ها و منابع مرتبط با رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی از اصطلاح « توسعه شخصی » و در فضای آکادمیک و دانشگاهی از اصطلاح « توسعه فردی » استفاده می کنند.
هر یک از این موضوعات، سرفصل مهارت های زندگی است که کشورهای توسعه یافته تلاش نموده اند آن ها را برای یادگیری کودکان و نوجوانان در مدارس و حتی در خانواده پیاده سازند. همان رتبه های برتر آموزشی در دوره های مختلف تحصیلی طی چندین سال پیاپی.
پس آغاز توسعه فردی از کودکی است اما پایانی برای آن قابل تصور نیست.

شاید به نظر برسد از دوران رشد فردی بازنشسته ها، مدت ها سپری شده است ؛ اما می توان با یادگیری و رعایت اصول توسعه فردی؛ هر زمان بکوشیم تا همراه و هم زبان نسل جدید باشیم. احتمالا توان یا ظرفیت همگامی با آنان را نداشته باشیم ولی برای تحقق کمال، فقط رقم سن یا تجربه، کافی نیست. انسان ها و جوامعی موفق و سرآمدند که قابلیت یادگیری خود را منجمد نمی سازند و یا برای آن تاریخ مصرف معینی مشخص نمی سازند. تا زمانی که زندگی جریان دارد تلاش برای یادگیری، نیاز ضروری همسویی است. و گر نه در انزوای پیری، تنها و ناتوان خواهیم ماند.
تفاوت رشد فردی و توسعه فردی در روان شناسی مدرن
« رشد فردی » به فرآیندِ طبیعی تغییرات درونی اشاره دارد که به طور ناخودآگاه و در طول زمان رخ میدهد. این رشد میتواند شامل افزایش تجربه، بلوغ احساسی و بهبود نگرشهای فردی باشد. در مقابل، « توسعه فردی » مجموعهای از فعالیتها و تصمیمات آگاهانه است که با هدف ارتقای مهارتها، بهبود کیفیت زندگی و دستیابی به اهداف خاص انجام میشود.» (2)
رشد، مفهومی کمی و توسعه کیفی است. علم آمار ؛ متغیرهای کمی مختلف را جهت اطلاع از وضعیت موجود و شرایط مطلوب برای تحلیل مسایل اجتماعی و اقتصادی فراهم می سازد. برای تشخیص تفاوت های کیفی مابین دو شاخص، آن ها را به اعداد و ارقام تبدیل می کنیم. یعنی علم آمار با کمی سازی شاخص های کیفی، امکان مطالعه، بررسی و تجزیه و تحلیل هر پدیده ای را آسان و ممکن می سازد.
در جوامع امروز افراد در هر جایگاهی برای نیل به موفقیت، می باید به هر دو توانایی دست یازند. رشد و توسعه فردی اگر برای افراد عادی یا عام، نیاز ثانوی است برای شاغلین پست های حسّاس و کلیدی نیازی حتمی و اجتناب ناپذیر شمرده می شود. شاید بتوان آن را از شاخص های شایسته سالاری شمرد. چون فرد شاغلی که به رشد و توسعه فردی دست می یابد، قابلیت ها و توانایی های بیشتری را احراز می کند.
یادگیری مهارت جدید؛ شرط بقا برای نورونهای جدید
نیاز به یادگیری و یا لذت یادگیری، از جمله معدود نعمات خوشایندی است که حس جوانی و موجودیت داشتن را به شما القا می کند. مطلوبیتِ تلاش برای دانستن، جهت حل مسأله احساسی توصیف ناپذیر است.
حتی نورون ها به عنوان سلول عصبی برای جوان ماندن مغز بدان نیازمندند. یادگیری هیچ گونه محدودیت زمانی، مکانی و جنسیتی ندارد.
« مغز نورونهای تازه را تنها در صورتی حفظ میکند که به کار گرفته شوند. یادگیری مهارتهای جدید مغز را وادار میکند ساختارهای عصبی تازهای بسازد و ارتباطات پیچیده تری شکل دهد. این فشار شناختی مثبت، نورونهای تازه تولید شده را تثبیت میکند و آنها را به بخشی از شبکههای پایدار مغز تبدیل میسازد. از دید عصبشناسی، یادگیری در واقع مکانیزمی انتخابی است که تعیین میکند کدام نورونها باقی بمانند و کدام حذف شوند.» (3)

و در نهایت...
افرادی که به موفقیتهای بزرگ میرسند، کسانی هستند که به دنبال فرصتهایی برای رشد شخصی هستند. رشد و توسعه فردی؛ نیازی حتمی و لازمه زندگی است و به نظر می رسد داستان دهکده جهانی مک لوهان در حال رنگ باختن یا نرمال شدن است و دیگر شگفت انگیز و خارق العاده نیست.
انسان امروزی برای توانمندی در زندگی اجتماعی لازم است نیازهای جدید را شناخته و آن ها را یاد بگیرد. اجازه ندهیم واقعیت های ناگوار معیشتی و شرایط نا به سامان اقتصادی، ما را از ارزش های والای انسانی محروم سازد. با خودآگاهی نسبت به شرایط جدید، تغذیه روح و مغز خود را همانند همت و اراده والا برای سیرسازی شکم، فراموش نکنیم.
منابع :
1) متمم؛ توسعه فردی چیست؟ آشنایی با انواع برنامه ریزی توسعه فردی.
2) مشاورتِل؛ تفاوت رشد و توسعه فردی: درک مفاهیم و کاربردهای آن در زندگی، 21. 12. 1403
3) صدآنلاین؛ اگر می خواهید همیشه مغز شما جوان بماند این ۵ کار را به خاطر بسپارید؛ 1404.10.05.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







نظرات بینندگان
موجود را از بین ببرد؟
دروغ ها و فریب ها وجود دارد، خیر.
می ورزند، ره به ناکجاآباد می سپارند!
درخت یشم یا پول را کجا قرار دهیم؟
باغبانان گفتند که از آن چگونه مراقبت کنیم؟
بهداشت نیوز
هرفرد بهتر از حداقل یک یا دومهارت فردی بیاموزد ولی بدون سهمیه به سختی می تواند از مهارت به رفاه برسد