هر جامعه ای به تناسب جمعیت خود از توانایی جایگزینی نیرو برخوردار است. در هر دانشی، سال های متمادی نیروهایی علاقه مند و با استعداد تحصیل می کنند تا فعل خواستن و توانستن را معنی کنند. در جوامعی که مابین مدرسه و دانشگاه تعامل موازی و هم سویی وجود دارد این مسیر منطقی و اصولی است و کمبود یا مازادی در برخی از رشته ها وجود ندارد. چون بر اساس نیاز واقعی جامعه و هر سازمان و واحد اداری تربیت می شوند. اما در جوامعی مانند کشور ما چنین روندی وجود ندارد. دانش آموزان در مدارس برحسب ظرفیت یا رشته موجود در مدارس در دسترس، هدایت تحصیلی می شوند. بعد از اتمام دوره نظری، دانش آموز باز از هدایت تحصیلی استاندارد محروم است و حساب و کتاب هایی غیر از علاقه، استعداد و میل در قبولی او در کنکور و انتخاب رشته دخیل است. روز استخدام و جذب این دانش آموز دیروز و دانشجوی فارغ التحصیل امروز هفت خانی بود که بسیاری از ما و صدالبته دولت مردان و رجل سیاسی آن را طی کرده اند.
عده ای بر اساس انتخاب فردی و عده ای بر اساس توجه دنیای اقتصاد و سیاست، وارد عرصه مدیریت دولتی شده اند. در این بین تعدادی ، سواد تئوری بسیار قوی دارند چون طبق خواست نظام آموزشی، قدرت حفظیات خود را طی 18 سال تحصیل و یا بیشتر، تقویت کرده اند. این افراد همانند فلش مموری اند و مخزن هزاران گیگ اطلاعات حفظ کرده هستند. یعنی اگر از این افراد بپرسید منظور و معنی جمله ای که همین الان در مورد مدیریت بحران گفتید چه بود ؛ هاج و واج شما را نگاهی عاقل اندر سفیه می کنند و تئوری حفظ شده را مجددا تکرار می کنند. یعنی قدرت تحلیل یک جمله را ندارند. یا فراتر از آن هیچ کاربردی برای آن جمله در مدیریت خود متصور نیستند. چرا نمی خواهیم باور کنیم که مسندنشینان ایران نیاز شدید به « بازاجتماعی شدن » دارند.
روزمرگی، فقط پدیده غالب جمعیت عام نیست ؛ جمعیت خاص نیز شدیدا می تواند دچار روزمرگی شود. این مدیر از چارچوب ها خارج نمی شود. داخل این چارچوب از خلاقیت و مهارت حل مسأله هیچ خبری نیست. هر روز، هفته، ماه و کل سنوات خدمت این مدیر منطبق بر هم است و هیچ منحنی پیشرفتی طی آن مشاهده نمی شود. همان ایستایی و انجمادی که دکتر پزشکیان در ناتوانی مدیران ارشد جهت حل مشکلات استان ها از آن گلایه کردند و بیان نمودند «من نیز قادر به معجزه نیستم. مشکل را بشناسید و در صدد حل آن برآئید. منتظر حضور ما در جلسات خود نباشید.»

ایشان یک نکته مهم را نادیده می گیرند. سواد مدیران ما در حدی است که تصور می کنند فقط با اختصاص اعتبار و بودجه می توانند مشکلات را حل کنند. اگر این مدیران در انتظار نوبت سفر ریاست جمهوری به استان خود نشسته اند، تلاش و طمع برای رسیدن به این هدف است. اما بیشتر آنان هر چند در علم مدیریت تحصیل کرده اند، قادر به فهم نادرستی تصور خود نیستند. البته این بهانه بسیاری از مدیران در عدم اجرای پروژه های مصوب است و برای پوشاندن و استتار ضعف های کارکردی و تجربی خود بدان متوسل می شوند. چون اعتبار نیست ؛ طرحی، بیست سال به حال خود رها می شود و سراغ کلنگ زنی طرح های جدیدتر می روند.
سوال: مافوق محترم؛ وقتی یک یا چند مدیر زیر مجموعه حضرتعالی قادر به کاربرد دانش در حل مسائل نیست و با ناتوانی و بیسوادی سفید خود باعث انباشتگی حجم زیادی از مسایل لاینحلی می شود که به تدریج به مشکل یا معضل تبدیل می گردد، او را چرا جا به جا و تعویض نمی کنید؟ چرا او را وارث برحق میز و مقام مدیریت می شمارید و زیرمجموعه را مجبور به تحمل ناشایستگی مطلق او می کنید؟!
واقعا نمی دانید که ضعف مدیران خُرد دامن گیر مدیران کلان نیز می شود؟ جهالت و ناتوانی و نادانی، ایپدمی کار و فعالیت شمرده می شود و همانند سلول های سرطانی کل پیکر را فرا می گیرد.
ما حدود پنج دهه فقط شاهد جا به جایی مدیران بوده ایم. آنان بازنشسته نمی شوند، برکنار نمی شوند، توبیخ و مجازات نمی شوند. فقط اگر قاتل بودند کنار گذاشته می شوند. حتی مسیر تحرک عمودی برای آنان هموار است و اگر هنگام انتخاب یا انتصاب به پرونده و سابقه کاری آنان گذری بیندازید در مدتی کوتاه در بیش از ده پست سازمانی، مسئولیت داشته اند. حال مربوط به مدرک تحصیلی یا بی ربط بدان. فقط هستند چون بدان اعتماد کرده اید. تنها پشتوانه پیشرفت شغلی آنان جلب اعتماد شما بوده است و بس. او را فقط به عنوان مبصری قابل تحمل پذیرفته اید. اما از آریستوکراسی و شایسته گزینی به عنوان مغزمایه دانش مدیریت، هیچ بهره ای نبرده اید.
جناب دکتر پزشکیان؛
شما که این همه سنگ کارشناس به سینه می زنید چرا از آنان خبری نیست؟

چرا آنان برای مساعدت شما قدم جلو نمی گذارند؟ به دو دلیل نیستند: اول ناشایسته ها مسندنشین هستند و بر پست های حساس و کلیدی چنبره انداخته اند و هیچ تمایلی برای حذف آن ها ندارید. دوم گروه خون شایسته ها با ناشایسته ها هم خونی ندارد و هم دیگر را دفع می کنند. جمع اضداد در بندگان پاسخ نمی دهد.
چرا نمی خواهیم باور کنیم که مسندنشینان ایران نیاز شدید به « بازاجتماعی شدن » دارند. چرا نمی خواهیم از پوشش شعار بر ناتوانی های خود دست برداریم و با ایجاد امنیت شغلی و بِستری مناسب برای رشد و توسعه، به خردمندانی فرصت دهیم که به تعالی رشد فردی رسیده اند ؟
به خاطر بسپاریم مديران اثربخش فرصت می آفرينند و مديران دنبالهرو در انتظار فرصت می نشينند! بیشتر مدیران ما دنباله رو هستند و از مشق مدیر قبلی، رونویسی می کنند. یک ناتوان جاهل، گلوگاه هر نوع پیشرفت و ترقی خواهد بود.
اگر این جامعه دلسوز حقیقی دارد پس هنگامی که از حضور یک شاغل در هر رده و پستی، نتایج مطلوب و اثربخشی به دست نمی آید، بدون هر نوع ملاحظه عاطفی یا سیاسی، او را تغییر دهید.
اجازه ندهید سرمایه های ملی اعم از منابع طبیعی و غیرطبیعی یا نیروی انسانی به هدر رود.

در طول تاریخ ایران، بازدید از زیرمجموعه یعنی شنیدن مشکلات و موانع آن مجموعه. هرگاه در بازدیدها، سازمانی بدون مشکل معرفی گردد یقین آن روز ما باور خواهیم کرد انتخاب درست داشته ایم. چون همه تجربه کرده ایم که انتخاب های نادرست هرگز نتایج مطلوبی نداشته اند.
حقیقتا مردم از شنیدن حجم زیاد مشکلات تکراری و لاینحل خسته اند. فرسوده اند. برای خلق امیدواری و نشاط، قدری هم از هست ها سخن بگوئید و فشار سنگین نیست ها را در دُز بالا بر کام مردم تحمیل نکنید. بس است رنجوری خلایق، چشم ها را بشوئید و معقول و درست تر ببینید.
رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم
شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی
(حافظ)
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







نظرات بینندگان
وزیر امور اقتصادی و دارایی در دولت چهاردهم، رئیس کل بانک مرکزی ایران در دولت دوازدهم، معاون سیاسی صدا و سیما، سفیر ایران در چین و رئیس کل بیمه مرکزی فعالیت میکرد.
طی ماههایی که همتی ریاست وزارتخانه امور اقتصادی و دارایی را بر عهده گرفت، مشکلات اقتصادی در ایران تشدید شد و نرخ دلار در بازار آزاد ایران در زمان آغاز دولت پزشکیان از حدود ۶۰ هزار تومان تا ۹۰ هزار تومان رسید. در ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ نمایندگان مجلس پس از بررسی طرح استیضاح همتی، به برکناری او رای دادند. نوسانات ارزی، کاهش ارزش پول ملی، بحران تورم و قیمت کالاهای اساسی از اصلیترین دلایل استیضاح او عنوان شد.
الان نیز رئیس کل بان مرکزی شده که
نرخ دلار را کاهش دهد و لابد ارزش ریال
را بیشتر سقوط دهد.
دیگر کسی اقتصاد نخوانده یا شما به نتایج
غلط مدیریتی فردی معین، تجربه می گویید؟
بسته مدیران سفارشی مشخص.
فقط یک بار ما را شگفت زده کنید و فردی
خارج از این دایره متحجر، انتخاب کنید.
یقین فرجی حاصل می سود. ولو فقط یک
قدم.
در کشورهای دیگر هنگام برخورد با هر نوع
بحران اقتصادی، نوع سیاست پولی را
تغییر می دهند. لازم شد سیاست انقباضی
و یا انبساطی را اتخاذ می کنند.
اما در کشور ما تغییر مدیر، گویی یعنی
حل مشکل.
همتی اگر لایق بود در وزارت اقتصاد موفق
عمل می کرد. هر تحصیل کرده ای لایق
مدیریت کلان نیست. باز اوضاع بهبود
نخواهد یافت و اتفاق مهمی برای مردم
یا تعادل بازار و ثبات اقتصادی، نخواهد افتاد.
چون همچنان در نحوه انتخاب خطاکاریم.
جناب همتی،
شعارها برعلیه شما عمل خواهد کرد. سکوت
کنید و فقط عمل کنید.
ثبات اقتصادی، یعنی تعادل بین عرضه و تقاضا.
یعنی تثبیت قیمت ها تا مدت های طولانی.
قیمت صبح و شب هر کالا متفاوت است و در محلات و فروشگاه های هر شهر و شهرستان و
استان متفاوت از هم.
ثبات اقتصادی یعنی افزایش سرمایه گذاری
و کاهش بیکاری. یعنی حمایت از تولید.
کارخانه ها و مراکز تولیدی به دلیل ناترازی
انرژی و برق، تعطیل می گردند.
است نه واردات انبوه. اقتصاد ایران نیازهای
اساسی مردم را صادر می کند.
ثبات اقتصادی یعنی حذف سهم مالکانه
دولت از ارزش افزوده.
ثبات اقتصادی یعنی حفظ ارزش پول ملی.
از اولین وعده ها، تصویر فردا شفاف و روشن
است. ایران علیرغم داشتن صنعت مونتاژ
و وابستگی به تولید نفت، فقط قبل از انقلاب
ثبات اقتصادی داشت.
ثبات اقتصادی یعنی حذف رانت و دلالی و
فساد اقتصادی.
مطالبه ای برای هیچیک از شاغلان.
ثبات اقتصادی یعنی تثبیت حقوق همتراز
برای شاغلان بر اساس شاخص های معین.
ثبات اقتصادی یعنی رونق کسب و کار
و تامین رفاه عمومی .
ثبات اقتصادی، یعنی بیشتر بودن درآمدها
نسبت به هزینه ها. یعنی داشتن قدرت
پس انداز توسط هر قشر جامعه.
ثبات اقتصادی یعنی حذف چهره فقر از
فرهنگ، آموزش، هنر و جامعه.
ثبات اقتصادی یعنی قدرت خرید سکه طلا
با حقوق ماهانه.
افزایش قیمت کالاها و خدمات تحت تاثیر
تورم، گویای کدام ثبات است؟
وعده های پوشالی فقط نومیدی و نارضایتی
را افزایش می دهد.
مدیرانی که بیش از سی سال مدیرند و هیچ تغییری در سیاست های خود نمی دهند و کمتر
از مدیریت، خارج از شأن آن هاست چگونه
شخصیتی یافته اند؟
در سال ۱۳۹۵:
ایران سالانه ۲۰۰ میلیون دلار برای آموزش دانش آموزان اتباع خارجی هزینه می کند.
امروز چقدر هزینه می کند؟
خیر دارد اما جامعه، انجمن خیرین نیست.
به جای قاطعیت و صلابت رای لازم است.
سخنگوی اتاق اصناف گفت: در دیدار با رئیسجمهور، وی با تأکید بر ضرورت اصلاح ساختارها، قول داد تغییراتی در ارکان اقتصادی کشور ایجاد کند.
به گزارش همشهری آنلاین، مسعود پزشکیان رئیسجمهور کشورمان در سفر به چهارمحال و بختیاری در نشست با فعالان سیاسی و اجتماعی این استان در پاسخ به اعتراض یکی از حاضران درباره وزیر جهاد کشاورزی اظهار کرد: ما برای جهاد کشاورزی یکی دیگر را انتخاب کرده بودیم. همین مجلس به ما گفت فلانی خوب است، او را وزیر بگذارید.
مجسمه سیدابراهیم رئیسی که دو روز پیش در اردبیل نصب شده بود، بر اثر طوفان و وزش باد سقوط کرد و شکست.
سنگاپور، دانمارک و نروژ سه کشوری هستند که توانستند بالاترین رتبه را در شاخص حکومت خود چندلر کسب کنند.
در مقابل ایران جزو ده کشور آخر این شاخص و در قعر جدول است.
این شاخص عملکرد کشورها را در هفت زیر شاخص اصلی مانند: رهبری و آیندهنگری، قوانین و سیاستهای مستحکم، نهادهای قوی، مدیریت مالی، بازار جذاب، نفوذ و اعتبار جهانی و توانمندسازی مردم برای ارتقا سنجیده است.
عبدی: مردم حق دارند بپرسند وقتی پول نیست، بودجه نهادهای مذهبی از کجا میآید؟
اگرچهمجموعه سهم این نهادها و تبصرههای عجیب و غریب، حداکثر ۱ تا ۲ درصد کل بودجه است و تأثیر تعیینکنندهای در بودجه ندارد ولی ارقام واقعی آنها بسیار بالاست، هنگامی که کل آنها ممکن است تا ۴۰ هزار میلیارد تومان و بیشتر برسد.
یعنی متوجه نیستید بیان این واقعیت
به دلیل سن ریاست جمهور است؟
قانونا دوره دوم نمی توانند رئیس
جمهور باشند.
تجربه باید از نیروی جوانی بترسد.
شاید برای همین دلیل پیرمردها در
ایران به جوان ها میدان نمی دهند.
ثانیا با بیماری پیرمغزی آشنا نیستید؟
ثالثا ضرب المثل می گوید توان و انرژی
جوانی می تواند غالب بر تجربه باشد.
رابعا ما ملتی هستیم که به تجربه و جوانی ارزش و هیچ ارزش و اهمیتی قائل نیستیم.
خامسا شاید این ضرب المثل فقط در ژاپن
خاصیت دارد.
هیچ ارزش و اهمیتی قائل نیستیم
استاندار آذربایجان شرقی: پروژههای ناتمام موجب دلسردی سرمایهگذاران میشود.