انسانها در دو موقعیت ، واقعیت درونی خود را افشا می کنند ! شاید گفتۀ قدیمی ها را شنیده باشید : خدا هیچ فردی را از طبقۀ اجتماعی پائین به بالا و از طبقۀ اجتماعی بالا به پائین نیاورد. در اولی فرد خویشتن خویش را گم می کند و همانند کلاغی که می خواست راه رفتن کبک را بیاموزد ، راه رفتن خود را هم گم می کند. او رفاقت ، برادری ، بزرگواری ، جوانمردی ، عشق و دوستی و.... همه چیز را فدای موقعیت جدید خود می کند و دیگر هیچ کس ، حتی نزدیک ترین کسان ، نیز قادر به تحمل تغییرات رفتاری او نیستند. او خود را بر برج عاجی می نشاند که دوام زیادی برای ماندن نخواهد داشت و سخت ترین شرایط آزمایش را پشت سر می گذارد. و اما فرد دوم که از عرش به فرش افتاده است ، یا ایمانش او را به صبوری در حکمت خدا فرا می خواند و به ذکر خدا می نشیند و یا از درون فرو می پاشد و در عرض یک سال ، گویی سی چهل سال از عمرش سپری شده است. عده ای در این موقعیت ، تارک دنیا می شوند و ارتباط خود را با افراد و جامعه قیچی می کنند. آنان تصور می کنند همۀ افرادی که از کنارش می گذرند از حال و روز او مطّلع هستند و بر حال و روز او شماتت می کنند و برخی در شرایط فقر و نداری که عادتی بدان ندارند ، تحمل زندگی را از دست می دهند و دست به انتحار می زنند.
پولِ کثیف ، واقعیتی شیرین و لذت بخش است که وجودش هم ، وسیلۀ سنجش رفتار انسان است ، نبودش هم . برخی چیزها فقط با حضورشان روی رفتار انسانها اثر می گذارند مانند ماهواره و فضای مجازی ، اما پول با نداری نیز به محک شخصیت انسانها می پردازد و رفتارهای گوناگون و متضاد و گاه شگفت انگیزی از انسانها به نمایش می گذارد.
حال در دو موقعیت مورد نظر زیر قصد داریم انسان ها را قدری با تأمل بیشتر بشناسیم :
الف - بردباری فرد وقتی هیچ چیز ندارد.
انسان در طول زندگی خود فراز و نشیب بسیاری را طی می کند . در این هنگامه گاه خواسته و یا نخواسته مجبور به همراهی عده ای است
و گاه به اختیار و یا اجبار ، تنها می ماند. از دوران کودکی تا سنین سالخوردگی ، تلاطمی آرام و برخی مواقع شدید ، او را به فعالیت و حرکت
وا می دارد. در این بین " نداری " در جوامعی با فاصلۀ طبقاتی شدید ، اصلی است آزاردهنده ، مشهود ، طبیعی و عادت شده . اما او گاه به قیاس خود با انسان های پیرامون خود که از اصل " دارندگی و برازندگی " برخوردارند ، می نشیند و آرامش زیر خاکسترش به جوش و خروش و غرلند و ناسزا تبدیل می شود چون انسانها در مقام مقایسه خود با دیگری ، متوجه وجود بی عدالتی می شوند. انسان در قبال نداری یا باید به سجدۀ شکر خدایش بنشیند و از بدِ بدتر نشدن اوضاع زندگی اش ! و برای نداری اش سپاس گوید و عبادت بیشتر نماید ، و یا باید طبق فرمایش امام جعفر صادق " ع " ایمان خود را به دلیل فقر از دست بدهد و خروشی ناسپاسانه تمام وجود او را در برگیرد.
سخت است نداشته باشی و بردباری کنی . ایمانی بسیار قوی و شایسته ای برای این تحمل لازم است. هر چند در این بین همۀ ندارها ، شرایطی فراتر را با مقایسۀ خود با ثروتمندان متصور نمی شوند و برخی از افراد به شرایط خود عادت کرده و یا آن را طبیعی قلمداد می کنند. پس اگر به هنگام نداری در زندگی ، بردباری صورت بگیرد ، انسان محک خورده و در برابر شدائد مقاوم می گردد و اگر ناسپاس بوده و یا به جست و جوی دلیل این نکته است که چرا او دارد و من خیر ، روی آرامش را هرگز نمی بیند. پس نداری و فقر ، در ماهیت رفتارهای اکتسابی ما اثر می گذارد . کودکان از والدین خود آرامش و تحمل و یا خشم و کینه نسبت به شرایط نداری را فرا می گیرند. هر چند اگر تعدیل ثروت در جامعه به عدالت صورت بگیرد ، هر فرد می تواند سهمی در خور زندگی انسانی و به طور نسبی ، کمابیش داشته باشد.
مثلا در خصوص برخی مشاغل از جمله فرهنگیان و کارگران ، این عدالت در جامعه ما تاکنون به واقعیت تبدیل نشده است و خروش درونی
آنان نه به دلیل ناشکری و ناسپاسی خالق متعال ، بلکه به دلیل تبعیض و نابرابری اِعمال شده نسبت به شرایط سایر مشاغل در جامعه است. پس واقعیت نداری بیشتر از آن که قضا و قدر باشد، تحمیلی از سوی نظام سیاسی و اقتصادی به برخی طبقات اجتماعی است . این افراد
چون خود را با اقشار برخوردار جامعه مقایسه می کنند ، هرگز بردبار و صبور نیستند و نخواهند بود ، چون بی عدالتی در تعیین کف و سقف حقوق مشاغل گوناگون در جامعه ما ، شاید تنها واقعیت مشهود است.
نکتۀ جالب توجه در خصوص ندارها ، صفای قلب آنان برای بخشش در شرایط بحرانی چون سیل و زلزله و.... در جامعه است. بخشش در موقع نداری ، عظمت معنا و معنویت بیکرانی دارد. ارزشی متعالی که شگفت انگیز است !
بزرگ ترین برچسب و وجه تمایزی که دولت برای تفکیک فقرا از ثروتمندان در جامعه ، زده است ، پرداخت یارانه به دهک های پایین جامعه می باشد. در محافل گوناگون شما با مشخص شدن دریافت و یا عدم دریافت آن ، از هم جدا می شوید. یک حس تحقیرآمیز اجتماعی . برچسب دیگر سکونت در حاشیۀ شهرهاست با کمترین امکانات و گاه بدون آب و برق و بهداشت و آموزش . و بسیار برچسب های دیگری که گویی عامدا شما را دست چین ساخته اند!! تا طبقۀ ثروتمند امنیت داشته باشد و از حقوق مدنی و اجتماعی در حد دارایی اش برخوردار گردد!
ب - نحوۀ رفتار فرد وقتی که همه چیز دارد.
ثروت ، مصیبتی است که هم طعم شیرینی دارد و هم تلخ . ثروت ، لذت هزینه کردن بدون دردسر است. پاسخ به تمنیات و آمال خود و نزدیکان است . ثروت قدرتی است که به جلب اعتماد و احترام دیگران منجر می شود. اما همۀ ثروتمندان لیاقت بهره مندی از مزایای آن را ندارند. ثروت کمتر از راه مشروع و حلال به دست می آید . یا حداقل در جامعه ما نتیجۀ خردمندی ، ثروت نیست هر چند عقل این افراد خود ثروت بزرگی محسوب می شود. همان انشای معروف دوران تحصیل ، علم بهتر است یا ثروت ، که عده ای جو گیر می شدند و علم را ترجیح می دادند ، ولی خودشان نیز آن را قبول نداشتند و باور نمی کردند.
فرد وقتی در سایۀ ثروت ، قدرت و توانایی به دست آوردن هر چیزی را دارد احساس برتری نسبت به سایر انسانها می نماید. راه رفتن او ، سخن گفتن او ، نشست و برخاست او ، نحوۀ خرید کردن و ازدواج و طلاق او ، بچه دار شدن و خانه خریدن و..... همه چیز او عطر و بوی خاصی دارد ، چیزی متمایز از زندگی 70- 80 درصد جامعه ما ! داشتن قدرت خرید دائمی و بدون تأثیر پذیر از فراز و نشیب سیاست های اقتصادی در جامعۀ نامتعادل ما که تا به امروز ثبات اقتصادی را تجربه نکرده است و نوسانات تخریبی بسیاری بر طبقۀ متوسط و فقیر تحمیل نموده است ، از دیگر مزایای لذت بری پولدارهاست. برخورداری از رفاه بی نظیر که هم همه چیز دارند و هم از همه چیز بهترینش را دارند.
بهترین امکانات تحصیلی برای آنها در جامعه ای که آموزش پولی حاکمیت دارد ، فراهم است ، بهترین امکانات شغلی برای داشتن فرصتی بیشتر جهت چاپ اسکناس بیش از حد ، چون پول ، پول می آورد. آنان سرمایه گذاری کلان می کنند و از سود کلانی بهره مند می شوند. چکاپ سالانه برای اطمینان از سلامتی و امکانات بالای بهداشتی جهت تضمین طول عمر بیشتر . امکانات تغذیه و ورزش و.... همه چیز فوق العاده است. پولدارها از مکافات جرم و جنایت نیز با پول خود رها می شوند ، جرم آنان را در جامعه شناسی با اصطلاح " یقه سفیدها" می شناسیم که بیشتر موارد از کیفر و جزای عمل می رهند. آنان خدمت سربازیِ عزیزِ دُردانۀ خود را می خرند و فرزندان کم هوش خود را جهت ادامۀ تحصیل به خارج می فرستند و.....
اما ثروت تلخی هایی هم دارد. آنان هم بیمار می شوند. آنان هم اولاد ناخلف دارند . آنان هم رژیم غذایی دارند و حتی خیلی ها هر چند قادرند یک بوقلمون و یا برۀ کامل برشته شده را به تنهایی برای یک وعدۀ غذایی بخورند اما اجازۀ خوردن ندارند و گر نه می میرند ! آنان هم سرطان می گیرند . آنان هم کودکان اوتیسم و یا اِم اِسی دارند ، یا عقب ماندۀ ذهنی دارند و.... این ها مکافات زندگی است که هم برای همه هست و هم بر اساس نوع زندگی آنان ، نوعی کیفر الهی است در این جهان . تصور نکنیم همۀ ثروتمندان ، خوشبخت هستند و هیچ درد و غمی ندارند . بالاخره آنان هم انسان هستند و بندۀ خالق یکتا ، اما با این تفاوت که آنان زندگی می کنند و فقرا خیر ، فقرا فقط نفس می کِشند.
ثروت و پول می تواند به شما سیمای انسانی دهد و یا از آن بویی نبرید مثلا وقتی کودک فقیری از اتومبیل شما برای پاک کردن شیشه اتومبیل 700 میلیونی تان آویزان می شود تا اندک پولی از شما بگیرد آن هم با عزت کار کردن نه گدایی ، او را همانند یک مگس با دو انگشت خود بشکن می زنید ! و او را با قلبی شکسته و شخصیتی تحقیر شده به جامعه وامی گذارید. شما ثروتمندان هرگز در تفکر جراحات و زخم هایی که بر روح و جسم و اندیشۀ طبقات فقیر و متوسط جامعه ، به وجود می آورید نیستید و حتی به دلایل و یا منابع ایجاد تفاوت مابین خود و آنان نمی اندیشید.
آسمان دهان باز کرده است و شما از آن بر زمین ، افتخار حضور داده اید و زمین دهان باز کرده است و فقرا جاده صاف کن منافع پولی و مالی شما شده اند. شما ثروت خود را از نتیجۀ زحمات همان افراد طبقات متوسط و فقیر ، به دست می آورید. ثروت شما نتیجۀ فعالیت معلمان و کارگران سراسر کشور است که تبدیل به پول و سرمایه می شود. از نظر شما عدالت یعنی همین : دارندگی و برازندگی . یادِ فیلم کمدی رضا عطاران افتادم وقتی که در فیلم ، فرزندش در خانۀ ثروتمندی برای بازی خود ، سرویس دستشویی را انتخاب کرده بود! آخر کل زندگی او ، با ارزش و بهای دستشویی آن ثروتمند ، برابر نبود. او خیره و مبهوت ، زیبایی های آن را جلوه ای برجسته برای تماشا برگزیده بود. البته این که سیمای تضاد طبقاتی را با فیلم کمدی نشان می دهند برای آن است که اصالت درد را پنهان سازند یعنی فقر و فلاکت را و یا اجازۀ طرح مسأله را داشته باشند و از سانسور برهند . چون بیننده به هنگام دیدن فیلم کمدی می خندد لذا درد اجتماعی ، در چنین شرایطی تخفیف می یابد و از خشم فقرا کاسته می شود !
برخی از ثروتمندان با تکبری بی نظیر انتظار دارند وقتی وارد جمعی در محافل مهمانی و یا مساجد ، می شوند ، دیگران که افرادی معمولی هستند برخیزند و به او احترام کنند و او باید در صدر مجلس نشیند و همه دست به سینه حرمت گذارند. کوچک و بزرگ ، پیر و جوان !
انسان وقتی همه چیز را به وفور دارد ، خدا را بندگی نمی کند چه رسد به افراد دون پایه !
البته گاه ثروتمندان نمایش هایی هم برای پولشویی و یا فعالیت های مافیایی خود در بازار اقتصادی ، انجام می دهند و در امور خیریه و بذل
و بخشش برای فقرا شرکت می جویند ! نادر پولداری پیدا می شود که برای رضای خدا احسان کند و گر نه عدالت در جامعه ما موج می زد و نابرابری اقتصادی این چنین با فاصلۀ نجومی وجود نداشت.
باز تأکید می کنم عمده شرایط برای شناخت واقعی انسانها ، زمانی است که فقیرش ، ثروتمند می گردد و ثروتمندش ، فقیر. چون پروردگار متعال در سورۀ بقره آیه 155 ، افراد را به آزمایش با فقر و ثروت وعده داده است.
آنانی که امروز ثروت تان از پارو بالا می رود ، حساب روزی را هم در حافظه و خاطر خود داشته باشید که شاید در عرض فقط دقایقی ، کل زندگی تان کُن فیکون گردد و آنانی که هیچ ندارید با خود بیندیشید که اگر صبحی ثروتمند شدید از حریم انسانیت انسانی خویش چگونه محافظت خواهید کرد که تغییرات مثبت و نیکویی برایتان ممکن گردد؟
فقرا ، فقیر متولد می شوند و همانند رفتارهای غریزی حیوانات ، وجوه مشترک بسیاری با یکدیگر دارند . آنان نسل به نسل جهل و بیسوادی و فقر و نکبت را به فرزندان خود هدیه می بخشند و جامعه خم به ابرو نمی آورد و گر نه این پیوند نامیمون قیچی می شد و جامعه از رفاه نسبی برخوردار می شد. انسان برای اکتساب همۀ بهترین ها ، متولد می شود اما سهم آنان فقط یک ریتم محدود با رفتارهای مشخص از پیش تعیین شدۀ غریزی است. اما ثروتمندان ، پولدار دنیا می آیند و شانس اکتساب همۀ برترین ها و بهترین ها و جدیدترین ها را دارند. مُد برای آنهاست تا با امکاناتی که از آن برخوردارند بعد سه ماه تجدید خرید کنند . تکنولوژی برای آنهاست تا در رفاه زندگی کنند. زیبایی و لطافت برازندۀ دارندگی آنهاست و.....
چند روز دیگر قرار است جشنی بزرگی در کشور من برای حمایت از فقرا برگزار گردد. نمایشی بزرگ از یک دلبستگی به مستضعفان که سالی یک یا دو بار با عناوین جشن نیکوکاری و یا جشن عاطفه ها حق تحقیر شدن به آنها را می دهد. تا نگاه سخاوتمندانۀ فقرا به آنان ، حکم رحمت الهی یابد و شکرگزارش گردند. تا وجدان مسئولین از ناحیۀ فقرا در ایام عید آسوده گردد که آنان هم لبخندی هر چند تلخ تر از زهر بر گوشۀ لب شان نشسته است. چهل سال از انتظار رهایی از فقر گذشت اما این نیز نگذشت همانند همۀ کاستی ها چون بیسوادی ، تبعیض در حقوق شاغلان و.... چون با مُسکن که نمی توان سرطان فقر را نابود ساخت ، تا درمان اساسی برای برقراری عدالت در این جامعه صورت نگیرد ، اول و آخر قصۀ پر غصۀ ما همین است : فقر و نداری و محرومیت و بی نصیبی . و در دیگر طرف انباشت ثروت و متعاقب آن قدرت برای کسب سرمایه ای روز افزون .
درمان درد برون افکنی و یا صُغری کُبری چیدن نیست ، درمان درد نگاهی تازه به نحوۀ توزیع عادلانۀ ثروت در جامعه است تا افراد به قد و اندازۀ تلاش شان برخوردار گردند نه سه رأس زر و زور و تزویر. به نظر شما کمک ما در این جشن های تلخ گونه ، باعث تثبیت اوضاع اسفبار و نابه سامان فقرا در جامعه نمی گردد ؟! آیا چنین کمک هایی ، مسئولان را از اتخاذ برنامه هایی معقول تر و مناسب تر برای فقرزدایی ، نمی رهاند ؟! مبادا در خیال خویش نیکوکاری کنیم اما عین بدکاری باشد.
*********************************************
گفته های برخی از بزرگان در مورد ثروت و پول :
** من راز ثروتمند شدن در والاستریت را به شما میگویم . وقتی همه در ترس هستند شما طماع باشید و زمانی که همه طماع هستند شما بترسید وارن بافت (Warren Buffett)
** پول هرگز افراد را خوشبخت نکرده است و نخواهد کرد. انسان هر چقدر بیشتر داشته باشد، خواستهاش بیشتر میشود. به جای اینکه فضایی خالی را پر کند، فضای خالی ایجاد میکند . بنجامین فرانکلین
** تعلیم رسمی فقط باعث میشود مخارج زندگیتان فراهم شود ، خودآموزی برایتان ثروت میسازد. جیم ران (Jim Rohn)
** زمانی که حقوقتان کم است پسانداز کنید، وقتی شروع به کسب پول بیشتر کنید اینکار غیرممکن است . جک بنی (Jack Benny)
** چند میلیونر میشناسید که با پسانداز کردن در حساب پسانداز میلیونر شده باشند؟ من صحبت دیگری ندارم . رابرت جی آلن (Robert G. Allen)
** وقتی همه در حال فروش هستند شما بخرید و تا زمانی که همه در حال خرید هستند آن را نگه دارید. این فقط یک شعار نیست، این روش و اصول سرمایهگذاری موفق است . جیپاول گتی (J. Paul Getty)
** ثروتمندان تلویزیونهای کوچک و کتابخانههای بزرگ دارند ولی مردم فقیر کتابخانههای کوچک و تلویزیونهای بزرگ دارند . زیگ زیگلار (Zig Ziglar)
** هرگز قبل از این که پول خودتان را داشته باشید، هزینه نکنید . توماس جفرسون (Thomas Jefferson)
** عادت پسانداز کردن به خودی خود یک آموزش است ، هر عمل خوبی را تقویت میکند، خود کنترلی را درس میدهد، حس نظم را ترویج میدهد، دوراندیشی را یاد میدهد و قلمرو ذهن را گسترش میدهد . مانگر (T.T. Munger)
** هر وقت پول قرض میگیرید، در حال دستبرد زدن به آینده خودتان هستید – ناتان دبلیو موریس (Nathan W. Morris
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
نظرات بینندگان
به تداوم فقر کمک می کنیم.برای عزت نفس پایمال
شده ی فقرا متاسفم.
مردم , آنچه که اهمیت دارد زندگی فقراست که
حق بهره مندی از هیچ نمود حیات را ندارند.
نه آموزش , نه بهداشت , نه مسکن , نه تغذیه و
نه رفاه و سرگرمی و.....
چگونه عده ای همیشه و از همه چیز بهره مند
باشند و عده ای اصلا و ابدا!!
ما از عدالت بی بهره ایم .
گاه ما همسو و هماهنگ با خیلی از رفتارهای اجتماعی
حرکت می کنیم و وقتی در آن تأمل نمی کنیم ، متأسفانه
متوجه اثرات تخریبی آن رفتار نمی گردیم.
نابرابری در توزیع درآمد، عامل اصلی ایجاد فقر در جامعه است و درمان های موضعی ، بجای رفع آنها بر تشدید
شرایط می افزاید.تشکر
هر دو مقصرند. یکی با ندید گرفتن و دیگری به دلیل
عدم تفکر در رفتار خود. قرار نیست همه در جامعه
در تمامی شرایط زندگی . با هم مساوی باشند.
اما برخورداری از رفاه نسبی برای هر فرد شرط لازم عدالت است.تشکر
و تصور می کنیم که داریم زندگی می کنیم !
باور کنید مسئولان عمدا مشکلات مملکت را
مدام تکرار می کنند که ما زندگی کردن را
فراموش کنیم.
کجا رفته روایت سیری ۴۰ همسایه از هر طرف !!
همۀ اینها به 40 سالگی انقلاب رفته؟
همسایه هم باشیم ! ما ظاهرا در امور
زندگی اصلا و یا کمتر تفکر می کنیم.
غافل از احوال دل خویشتنیم .
بزرگ ترین درد ما حتی فراتر از فقر ، فراموش کردن اصل زنگی کردن است. ما فقط گذران عمر می کنیم تا به یک حد از سن برسیم و تمام. ما ساز و کار زندگی کردن را نه یاد گرفته ایم و نه یاد می دهیم. ایرانی ها حداقل برخی از اقشار ، هرگز زندگی نمی کنند. تشکر
حرمت نمک و نان نیز در این وانفسای نداری
و فقر , از بین رفته است . دیگر کمتر کسی
نمک گیر می شود. چون سفره های صله ی
رحم برچیده شده است.
در جامعه ای که سن بازنشستگی اوج انباشت
تجربه هست یعنی ۵۰ سالگی , طبیعی است
که ۴۰ ساله از استخدام باز ماند !! موفق باشید.
چون هم فقر نسبی و هم فقر مطلق هر دو در جامعه ما جریان دارد, سیر نشدن من و شمایی
که زیر خط فقر درآمد داریم طبیعی است.
بیشتر کمک کنندگان در این جشن ها!! که مانده ام
چرا مفهوم جشن نیز در این جامعه در جای خود
قرار ندارد, همان خود افراد زیر خط فقرند.تشکر
ناشناس بزرگوار ، در این جامعه خیلی از چیزهای غیرطبیعی ، طبیعی قلمداد می شود مثلا تصویر زیر:
یک اتاق تاریک و نم دار ، که آشپزخانه و حمام و اتاق خواب و نشیمن و پذیرایی و سرویس بهداشتی آن در فضایی به اندازۀ دو در سه متر ، بدون برق و آب دائمی و یا مناسب برای 7 نفر از اعضای یک خانواده.
از این صحنه ها در این جامعه چند نفر برداشت غیرطبیعی دارد و برای رفع آن تلاش می کند؟!
مسئول و غیرمسئول .
آیا ما مناطق محروم و حاشیه شهر خود را می شناسیم و یا در تمام مدت عمر خود چند بار به آنجاها رفته ایم ؟
پس غیرطبیعی است اما برای بسیاری از ما ایرانی موجودیت آنها ، طبیعی است !! تشکر
دو قشر جامعه ماست: کارگران و معلمان . معلم فقیر
چگونه آموزش دهد. اساس و زیربنای آموزش اقتصاد است . شکوفایی اقتصاد یعنی رشد و توسعۀ پایدار آموزشی. انتظار معجزه از این دو قشر نداشته باشید.
آنان هر روز بیشتر از دیروز مجبور به خداحافظی با وجدان شغلی اند و از این امر جامعه متضرر خواهد شد.
عین واقعیت است . آموزش بدون اقتصاد
غیرممکن است و برای همین نظام آموزشی
ما از فقر محتوا و جایگاه , رهایی نمی یابد.
چون آموزش و پرورش را در غلاف از فقر
پوشانده ایم.
دلسردی در شغل , وجدان شغلی را حذف
می سازد. تشکر
یک کلام ، توزیع ثروت عادلانه نیست. تشکر
جناب مدرس آزاد ،
شاید ماله کشی بر روی واقعیت های تلخ ، تنها ابزاری است که هر کدام از ما به نحوی آن را انجام می دهیم.
می توان آکنه های صورت را درمان ریشه ای و اساسی کرد و می توان برای استتار آن و یا خودفریبی رویش کرم پودر و کرم ضدآفتاب مالید!! کدام پسندیده تر است ؟
قشری را محروم از حق ملی و شهروندی
خود نگه می دارند و بعد به همان اقشار
جشن عاطفه و نیکوکاری و بسته حمایتی
و یارانه و سهام عدالت می دهند!!
شعور اگر داشتند همانها را به موقع
می دادند تا با فقر چهره ی مملکت را
زشت و ناموزون نسازند.
واقعا دیونه اند که سنگی به چاه انداخته
و منتظر عقلا هستند تا شاید خود آنان را
از منجلاب پلیدی درآورند! این هم از ذکاوت
سیاست ایرانی!
بلی اگر توزیع درآمد و ثروت در جامعه بجای خود
و به موقع انجام بگیرد شاهد رشد جمعیت فقیر
نمی گردیم .فقر چهره ای کریه دارد که چهره ی
شهرها را نیز ناخوشایند می نماید. فقر مطلق
امروز همان موادی است که در داخل برنامه های
اجرایی دولت ریخته شده است.
قدری احساس مسئولیت از تولد فقر پیشگیری
می کند.تشکر
ریشه ی خود را بر می کنند. چون فقر همانند
خوره همه ی امکانات و منابع اقتصادی و فرهنگی
و ملی کشور را می خورد و تمام می کند. خود
آنان نیز از این خورده شدن و نیست شدن مصون
نیستند! منتهی این فقرا هستند که هرگز فرصت و
حق زندگی کردن را بدست نمی آورند.
وقتی در جامعه فقر رشد می یابد همه از آن
بهره های ناخوشایند می برند , حتی خود
مسئولان. تشکر
به جزای اعمال خود خواهند رسید, اما آنان هرگز
زندگی نمی کنند. هرگز
آنچه که در دنیای فقر حقیقت دارد نداری و ناتوانی
برای زندگی کردن است. هر فردی که در یک کشور
متولد می شود , می بایست حق زندگی متعارفی را
داشته باشد. زندگی کردن حق هر موجود زنده است.زندگی کردن هم به تناسبی از امکانات و
منابع نیازمند است که دولت وظیفه تهیه و اختصاص آن به همه ی جمعیت را دارد. ما همه
انسانیم و از درد و رنج فقر بیزار یم. تشکر
و سپس دلسوز نمایشی هستیم !!!
گفته شما درست است . اما واقعیتی تلخ و نادرست
است. قدم ها باید سنجیده برداشته شود تا هر نوع
تخریبی بوجود نیاید. فقر هم مخرب است و نابودگر هستی. تشکر