صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

پرتره زنی که رنج را به تجربه، تجربه را به خدمت و زندگی را به میدان ساختن تبدیل کرده است :

ملیحه مولوی زاده : در مرداب زندگی دفن نشدم ؛ جنگیدم

رضا قاسم‌پور/ روزنامه‌نگار و پژوهشگر فرهنگی- عضو شورای نویسندگان صدای معلم

گروه گزارش/

گفت و گوی صدای معلم با ملیحه مولوی زاده در مرداب زندگی دفن نشدم و جنگیدم

گاهی برای شناختن آدم‌ها نباید از مدرک و عنوان شروع کرد. باید به سراغ روزهایی رفت که زندگی سخت گرفته است؛ همان روزهایی که آدم یا در خود فرو می‌رود یا از دل رنج، راهی برای دوباره ایستادن پیدا می‌کند.

بعضی‌ها در مواجهه با دشواری، فقط خودشان را نجات می‌دهند. بعضی اما از دل همان رنج، تجربه‌ای می‌سازند برای دست گرفتن دست دیگران.

 باور به توانستن

به دعوت انجمن روان‌شناسان البرز، فرصتی دست داد تا در مرکز این انجمن پای گفت‌وگو یکی از فعالان انجمن بنشینیم؛ زنی که روایت زندگی‌اش در یک عنوان و یک حرفه خلاصه نمی‌شود. مشاوره، مدیریت، آموزش و پرورش، هنر، صنایع دستی، قصه‌گویی و قصه‌درمانی، فعالیت‌های خیریه و توانمندسازی معلولان، زنان بی‌سرپرست و خانواده‌های درگیر اعتیاد، هر کدام بخشی از این مسیرند.

اما پشت همه این فصل‌های ظاهراً متفاوت، یک نخ مشترک وجود دارد؛ باور به توانستن.

زنی از میان چند فرهنگ

مولوی‌زاده کارشناسی ارشد مشاوره خانواده و دکترای مدیریت حرفه‌ای از دانشگاه علامه طباطبایی دارد و تحصیلات خود را با کسب نمره ۲۰ به پایان رسانده است.

مادری قزوینی و پدری از تبار لرستان دارد و خودش با لبخند از این ترکیب می‌گوید که میان ترک‌ها بزرگ شده است.

شاید همین زیست میان فرهنگ‌ها، نگاه او را از همان ابتدا با تفاوت، تنوع و جهان‌های گوناگون انسانی آشنا کرده باشد؛ نگاهی که بعدها در فعالیت‌های اجتماعی و حرفه‌ای او به شکلی ملموس‌تر ادامه پیدا کرده است.

گفت و گوی صدای معلم با ملیحه مولوی زاده در مرداب زندگی دفن نشدم و جنگیدم

سه فصل از یک زندگی

او زندگی خود را به سه فصل تقسیم می‌کند؛ دوران پیش از ازدواج، سال‌های فعالیت هنری و صنایع دستی و سپس فصل پس از ازدواج.

از فصل هنر هنوز رؤیایی را با خود حمل می‌کند؛ احیای هنرهای سنتی ایران، اما نه در قالب تکرار گذشته. رؤیای او پیوند سنت و مدرنیته و خلق جهانی تازه برای کودکان است؛ طرحی که برای تحقق به حمایت و سرمایه‌گذاری نیاز دارد.

اما وقتی به فصل سوم زندگی می‌رسد، لحن روایت تغییر می‌کند. انگار اینجا دیگر با یک رزومه مواجه نیستیم، بلکه با انسانی روبه‌رو هستیم که بخشی از مسیر را با جنگیدن پیموده است ؛ می‌گوید :

« هیچ وقت نشکستم و تسلیم نشدم. در مرداب زندگی دفن نشدم؛ جنگیدم. در اوج بیماری کار کردم و درس خواندم » .

شاید همین چند جمله از ده‌ها مدرک و عنوان، تصویری واقعی‌تر از او به دست دهد.

پس از ۱۵ سال زندگی در تهران، از سال ۱۳۹۰ ساکن البرز شده و بخش مهمی از سال‌های حضورش در این استان را صرف فعالیت‌های اجتماعی، آموزشی و عام‌المنفعه کرده است.

قصه‌ای به زبان درمان

یکی از فصل‌های مهم و کمتر دیده شده زندگی حرفه‌ای مولوی‌زاده، سال‌ها فعالیت در حوزه قصه‌گویی و قصه‌درمانی کودک و نوجوان است.

او حدود ۵۰ قصه تخصصی در حوزه روان‌شناسی، قصه‌های کهن و داستان‌های تخیلی برای کودکان و نوجوانان روایت کرده است. قصه‌هایی که قرار نیست فقط سرگرم‌کننده باشند؛ قرار است به کودک کمک کنند مسئله‌اش را بشناسد، درباره آن حرف بزند و راه مواجهه با آن را پیدا کند.

برگزاری کارگاه‌های آموزش قصه‌گویی کودک و نوجوان برای دانشجویان، درمانگران و خانواده‌ها نیز بخش دیگری از این مسیر بوده است؛ آموزش استفاده از قصه برای شناخت مشکلات، آموزش مهارت‌ها و کمک به فرآیند درمان.

بخشی از این فعالیت‌ها حتی از مرزهای کشور عبور کرده و ضبط‌های صوتی و تصویری برون مرزی را در کارنامه او ثبت کرده است.

برای مولوی‌زاده، قصه فقط روایت نیست. پلی است میان دنیای بزرگسالان و جهان پیچیده کودکان؛ جایی که گاهی یک شخصیت خیالی می‌تواند حرفی را بزند که کودک از گفتنش ناتوان است.

مدرسه؛ نخستین میدان پیشگیری

مسیر او البته در اتاق مشاوره متوقف نشده است.

سال‌ها در آموزش و پرورش، در مقطع متوسطه دوم، به عنوان معاون، مدرس و مشاور فعالیت کرده و در مدارس مختلف برای دانش‌آموزان و والدین، جلسات آموزشی در حوزه سلامت روان و مهارت‌های زندگی برگزار کرده است.

این تجربه به او آموخته است که بسیاری از مسائل روانی و اجتماعی، پیش از آن که به بحران تبدیل شوند، باید در مدرسه و خانواده دیده شوند.

از همین رو، آموزش برای او تنها انتقال دانش نیست؛ نوعی پیشگیری و توانمندسازی است.

خیریه‌ای که مقصدش توانمندی است

سال‌ها همکاری با خیریه رعد کرج، حوزه معلولان جسمی و حرکتی، جامعه معلولین، انجمن دفاع از حقوق شهروندی، مجموعه قائم آل محمد، انجمن‌های نیکوکاری کودکان یتیم، خیریه اصناف و انجمن نیکوکاری مهر ایرانیان، بخشی از کارنامه اجتماعی اوست.

در تهران نیز عضو هیئت مدیره دو خیریه است، با مجموعه‌های متعدد نیکوکاری همکاری دارد و در یک کلینیک نیز فعالیت می‌کند . اما در نگاه او، نیکوکاری با یک کمک مالی پایان نمی‌یابد. کمک واقعی آنجاست که فرد را از نیازمندی به توانمندی برساند.

از همین رو، آموزش، اشتغال، مهارت‌آموزی و بازگرداندن افراد به متن جامعه برای او اهمیت ویژه‌ای دارد.

در حوزه معلولان، برای آموزش و اشتغال آنان تلاش کرده، در نمایشگاه‌ها برایشان غرفه گرفته، برنامه‌های فرهنگی و زیارتی برگزار کرده و در یکی از این برنامه‌ها ۸۷ معلول را به مشهد برده است.اما شاید متفاوت‌ترین تجربه او، پیوند دادن معلولیت و هنر باشد.

گفت و گوی صدای معلم با ملیحه مولوی زاده در مرداب زندگی دفن نشدم و جنگیدم  صحنه‌ای برای شکستن دیوارها

کافه مکافات فقط یک نمایش نبود.

۲۳ معلول روی صحنه رفتند و این اثر به مدت دو هفته در مهرادمال اجرا شد؛ تجربه‌ای که مولوی‌زاده در آن مدیر پروژه، نویسنده و کارگردان بود.

اینجا هنر از سرگرمی فراتر می‌رود و به عرصه‌ای برای دیده شدن کسانی تبدیل می‌شود که جامعه گاهی پیش از دیدن توانایی‌هایشان، آنان را با برچسب معلولیت تعریف می‌کند.

پیام روشن است؛ تغییر نگاه جامعه از ترحم به احترام، از کمک صرف به توانمندسازی و از حاشیه نشینی به مشارکت .

 از معلولیت تا اعتیاد

دامنه فعالیت اجتماعی او به یکی از پیچیده‌ترین آسیب‌های اجتماعی نیز رسیده است. سال‌هاست در کرج و آبیک قزوین در حوزه کمک به افراد گرفتار اعتیاد و خانواده‌های آنان فعالیت دارد.

در نگاه او، اعتیاد تنها مسئله یک فرد نیست. خانواده و جامعه نیز هزینه آن را می‌پردازند و بنابراین بازگشت به زندگی، به همراهی، آموزش و حمایت اجتماعی نیاز دارد.

زنان بی‌سرپرست نیز بخشی از مخاطبان برنامه‌های توانمندسازی او بوده‌اند؛ از آموزش مهارت‌های زندگی و فرزندپروری تا تقویت اعتماد به نفس و استقلال.

 رؤیایی برای کرج

در کنار همه این فعالیت‌ها، مولوی‌زاده سال‌هاست یک دغدغه شهری نیز دارد. او عضو همیار کرج است و خود را عمیقاً متعلق به این شهر می‌داند.

یکی از ایده‌هایی که سال‌ها در محافل مختلف بر آن تأکید کرده، تبدیل کلاک به مقصدی گردشگری با الگویی شبیه ماسوله است؛ منطقه‌ای که بتواند با بازآفرینی ظرفیت‌های طبیعی و معماری خود، به یکی از قطب‌های زیبای گردشگری کرج تبدیل شود.

رؤیای او روشن است؛ کرج فقط شهر عبور و سکونت نباشد، شهری برای دیدن، ماندن و زیستن باشد.

این نگاه نیز ادامه همان فلسفه‌ای است که در تمام فعالیت‌هایش دیده می‌شود؛ یافتن ظرفیت‌های پنهان و تبدیل آنها به فرصت.

 شعر؛ از حافظ تا شهریار

وقتی از شعر و شاعران مورد علاقه‌اش می‌پرسیم، از حافظ، عطار، باباطاهر و استاد شهریار نام می‌برد.

شاعرانی که در آثارشان رنج، عشق، انسان، امید، معنویت و زیستن حضوری پررنگ دارند.

شاید برای کسی که سال‌ها با کودکان و نوجوانان از مسیر قصه سخن گفته و با انسان‌های درگیر رنج از مسیر مشاوره و توانمندسازی همراه شده است، ادبیات همچنان همان زبان مشترک انسان‌ها باشد.

در این اثنا ناخودآگاه ترانه شهیر و فولکولوریک زیر را زمزمه می‌کند :

کوچه‌لره سو سپمیشم
یار گلنده توز اولماسین
ائله گلسین ائله گئتسین
آرامیزادا سوز اولماسین
سماوارا اود سالمیشام
ایستکانا قط سالمیشام
یاریم گئدیب تک قالمیشام
....

عرض زندگی، نه فقط طول زندگی

در پایان گفت‌وگو، میان همه روایت‌ها و خاطرات، یک جمله بیش از همه در ذهن می‌ماند : سعی کردم عرض زندگی و کیفیتش بیشتر از طول زندگی‌ام باشد.

شاید همین جمله کلید فهم زندگی دکتر مولوی‌زاده باشد.

او نخواسته فقط سال‌های بیشتری زندگی کند؛ خواسته است سال‌های زندگی‌اش عمیق‌تر، مفیدتر و انسانی‌تر باشد.

برای کودکی که باید از قصه راهی به سوی شناخت خود پیدا کند، برای دانش‌آموزی که نیازمند آموزش مهارت‌های زندگی است، برای معلولی که باید فرصت دیده شدن پیدا کند، برای زنی که باید دوباره روی پای خود بایستد، برای خانواده‌ای که با اعتیاد دست و پنجه نرم می‌کند و حتی برای شهری که می‌تواند زیباتر و گردشگرپذیرتر باشد.

شاید در نهایت، زندگی را نتوان با تعداد سال‌ها اندازه گرفت.

معیار دیگری هم وجود دارد؛ اینکه در این سال‌ها چند زندگی را لمس کرده‌ایم، چند انسان را از زمین بلند کرده‌ایم و چند نفر را حتی برای یک قدم، به امید نزدیک‌تر کرده‌ایم.

مولوی‌زاده پاسخ خود را سال‌هاست با عمل داده است.

در مرداب زندگی دفن نشدم؛ جنگیدم.

و شاید معنای واقعی زندگی همین باشد؛ فقط زنده نمانیم، بلکه در سخت‌ترین فصل‌ها بایستیم، بسازیم و اگر توانستیم، چراغی برای راه دیگری روشن کنیم.

گفت و گوی صدای معلم با ملیحه مولوی زاده در مرداب زندگی دفن نشدم و جنگیدم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گفت و گوی صدای معلم با ملیحه مولوی زاده در مرداب زندگی دفن نشدم و جنگیدم

یکشنبه, 22 شهریور 1405 16:59 خوانده شده: 11 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور