گروه گزارش/

نخستین نشست خبری وزارت آموزش و پرورش در سال جدید ( 1405 ) امروز دوشنبه ۱۷ فروردین ماه با میزبانی علی فرهادی معاون برنامهریزی و توسعه منابع انسانی وزارت آموزش و پرورش و سخنگوی این وزارتخانه در دبیرستان پسرانه علامه حلی ۵ واقع در خیابان ایرانشهر با شرکت تعدادی از خبرنگاران برگزار گردید .
از جا که این واحد آموزشی در مجاورت پلیس دیپلماتیک قرار دارد و پیش تر مورد حمله جنگندههای رژیم اسرائیل به مقر این پلیس قرار گرفته بود ؛ شدت موج انفجار این مدرسه را بی نصیب نگذاشته و خسارات قابل توجهی به این مدرسه وارد شده است .

محورهایی که سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در سخنرانی 25 دقیقه ای خود مطرح کرد حول موضوعاتی مانند شبکه شاد ، لغو تمامی آزمونهای هماهنگ کشوری از پایه هفتم تا دهم ، ثبت نتایج ارزشیابی توصیفی ابتدایی ها از ۹ خرداد ۱۴۰۵ ، برگزاری کنکور در شرایط جنگی ، رشد بودجه آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۵ و صدور احکام معلمان در فروردین و پرداخت حقوقها بر اساس ضرایب جدید تشکیل می داد .
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در پایان با قدردانی از خبرنگاران گفت: رسانهها سفیران آگاهی در جامعه هستند و نقش مهمی در بازتاب واقعیتها دارند. امیدواریم به زودی صدای زنگ مدرسه و شادی کودکان بار دیگر در مدارس سراسر کشور طنینانداز شود .

در این نشست کوتاه ؛ چهار خبرنگار برای طرح پرسش ثبت نام کرده بودند که مدیر صدای معلم به عنوان نخستین رسانه به طرح پرسش های خود در این نشست پرداخت .
علی پورسلیمان گفت :
نوروز 1405 را به همه تبریک می گویم .
گرامی می دارم یاد دانش آموزان و معلمانی که در جنایت میناب جان باختند و همه ایرانیانی که به ناحق در این جنگ نابرابر جان شان ، عزیران شان و همه چیزشان را از دست دادند.
و بسیار متاسفم برای رژیم غیر عقلانی و بی منطقی که به ناحق و بر خلاف اصول و پروتکل های بین المللی ، خبرنگاران رسانه ها را در حین انجام وظیفه شان مورد حمله قرار داده و آنان را ترور می کند .
آقای فرهای
واقعا در این شرایط جنگی و حزن انگیز سخت است که در حوزه آموزش و پرورش سوال بپرسیم و به طرح دغدغه ها و مسائل در این زمینه پرداخته و زبان به « نقادی » بگشاییم .
در طول 35 سال معلمی ؛ هیچ گاه نشد که در زنگ های تفریح مدرسه که اکثرا حرف ها حول حقوق و معیشت و مقایسه حقوق معلم ها با سایر نهادها و ارگان ها مانند شرکت نفت و... می چرخد وارد چنین مباحثی شوم و ناله و گلایه کنم .
در عمر و سابقه روزنامه نگاری ام که تقریبا هم سنگ معلمی است در هیچ نشست خبری وارد مباحثی مانند حقوق و مقایسه حقوق و... نشدم .
اما اتفاقی که در 28 اسفند 1404 رخ داد برای من به عنوان یک معلم ، شهروند و روزنامه نگار در این کشور اساسا غیر قابل تحمل بود .
در این شرایط بسیار خطیر و حساس جنگی از هر عامل و مساله ای که موجب شود انسجام ملی ، همبستگی و اعتماد عمومی به خطر بیفتد به جد باید اجتناب و پرهیز کرد .
هر روز از تریبون های رسمی کشوری مسئولان در مورد ضرورت اتحاد و انسجام ملی می گویند که البته درست و منطقی است . این پرسش ها و سخنان « مدیر صدای معلم » متاسفانه انعکاسی در رسانه های حاضر در نشست نداشت و سایر خبرنگاران ترجیح دادند که همگی از یک محتوا و رویه واحد پیروی کنند .
آقای فرهادی
در روزهای پایانی سال 1404 و به طور مشخص 28 اسفند و آن هم در شرایط جنگی حاد کنونی ؛ حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه ها ( وزارت علوم ) را 75 درصد افزایش دادند .
علاوه بر آن ، در سال جدید مشمول افزایش سنواتی 20 درصدی هم شده اند .
در حال حاضر حقوق یک استاد تمام با 30 سابقه عضو هیات علمی در وزارت علوم چندین برابر ( حدود 5 تا 6 برابر ) یک معلم است که در فرآیند رتبه بندی شما فرضا 5 شده و به قول معروف معلم استاد تمام است .
بازنشستگان هم که حال و روزشان مشخص است .
به عنوان مثال ؛
- معلم با مدرک دکترا و ۳۴ سال سابقه حکم ۳۶ میلیون .
- حکم دانشجو معلم 1400 ، 22 میلیون .
- حکم معلم 11 سال سابقه با رتبه 3
مبلغ حکم معلم مشغول به خدمت ورودی 92 دانشگاه فرهنگیان
27/300/000
- حکم عضو هیات علمی در سال 1404 با مدرک دکترا و 14 سال سابقه ی کار 108 میلیون و بدون فوق العاده مدیریت .
پرسش این است که این همه تفاوت و تبعیض برای چیست ؟
به قول معروف ؛
اگر پول و بودجه ای هست باید برای همه باشد و اگر هم نیست ؛ برای هیچ کس نباید باشد . این عین عدالت است .
پرسش من این است :
تفاوت کار یک معلم با یک عضو هیات علمی دقیقا در چیست ؟ جز آن که آن عضو هیات علمی درست و یا غلط در جایگاهی دیگر قرار گرفته است که با جایگاه معلم متفاوت است در حالی که تفاوتی در ماهیت کار ندارند و هر دو آموزش است .
آیا این افزایش ها که با چراغ سبز سازمان برنامه و بودجه ، سازمان امور اداری و استخدامی و شورای حقوق و دستمزد صورت گرفته است به ویژه در حال حاضر که شرایط جنگی است و دائما از تریبون ها بر انسجام و همبستگی ملی تاکید می شود با کدام عقلانیت و منطق و عدالت سازگار است ؟
آقای فرهادی
آیا این افزایش ها شامل حال شما و وزیر آموزش و پرورش که هر دو عضو هیات علمی هستید ؛ هم شده است ؟
سوال من این است که چرا وزیر علوم و معاون پشتیبانی آن می توانند مراجع گفته شده را در مورد این افزایش های نجومی و بدون مبنا و قاعده قانع کنند اما وزیر آموزش و پرورش و شما نمی توانید ؟!
به تراز آموزش و فرهنگ در جامعه ما نگاه کنید !
آن مداح که خودش را استاد دانشگاه تهران می داند و در سطح کارشناسی ارشد هم « ادبیات » تدریس می کند ، در اجتماع مردم فحاشی و رجزخوانی کرده و از ادبیات سخیف و بی مایه استفاده می کند .....
تصور کنید معلم و یا کارمندی این خبر را بشنود . در این شرایط بسیار خطیر و حساس جنگی از هر عامل و مساله ای که موجب شود انسجام ملی ، همبستگی و اعتماد عمومی به خطر بیفتد به جد باید اجتناب و پرهیز کرد .
چه حالی به او دست می دهد ؟
آیا دیگر برای معلم رمق و انگیزه ای برای کار و فعالیت خواهد ماند ؟
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به این پرسش « صدای معلم » ضمن تایید این خبر گفت :

« در بحث حقوق اعضای هیات علمی که فرمودید باز من از فرمایشات خود حضرتعالی بهره می گیرم و این که فرمودید در روزهای آخر سال انجام شد .
ما مطابق قانون تعیین حقوق و مزایا بر اساس دو مصوبه صورت می گیرد . یکی مصوبه قانون بودجه مجلس شورای اسلامی هست که پس از تصویب مجلس و شورای نگهبان ، دولت محترم آن را ابلاغ می کند .
علاوه بر آن مصوبات شورای حقوق و دستمزد هم در حکم « قانون » هست و پس از مصوبه شورای حقوق و دستمزد جناب آقای رییس جمهور و یا معاون محترم رییس جمهور باید آن را ابلاغ کند که قابلیت اجرایی داشته باشد .

ما هم مثل شما ناراحت نیستیم از این که حقوق یک قشری افزایش پیدا کند .
خیلی هم خوب . دست شان هم درد نکند .
اما این که بخواهد فاصله ای بیفتد و ما هم با شما هم نظر هستیم .
چون ما هم معلمان عزیر را از جنس « هیات علمی » می دانیم . معلمان عزیز ما هم کارشان تدریس هست .
چه بسا در یک مواردی سخت تر .
ما هم ان شاء الله از این فرصت تلاش خواهیم کرد که استفاده کنیم اما این اتفاق در روزهای پایانی سال و بعد از « قانون بودجه » صورت گرفته .

اول هم در خبرها متقن نبود .
شنیده می شد ولی به صورت رسمی چیزی اعلام نشده بود که بعدا ما هم متوجه شدیم این اعلام شده است .
شنیدم احکام آن ها هم زده شده است .
ان شاء الله ما هم پی گیر هستیم » .
علی فرهادی معاون برنامهریزی و توسعه منابع انسانی وزارت آموزش و پرورش و سخنگوی این وزارتخانه در برابر پرسش مدیر صدای معلم که پرسیده بود آیا این افزایش حقوق ها شامل حال او و وزیر آموزش و پرورش شده است ؛ پاسخی نداد .
این پرسش ها و سخنان « مدیر صدای معلم » متاسفانه انعکاسی در رسانه های حاضر در نشست نداشت و سایر خبرنگاران ترجیح دادند که همگی از یک محتوا و رویه واحد پیروی کنند .

مشروح این پرسش و پاسخ در « صدای معلم » منتشر خواهد گردید .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان
شما بفرمایید چرا عده ای از کارمندان نوسازی مدارس از رتبهبندی برخوردار هستند و عدهای دیگر نه؟؟! همگی هم نیروی رسمی پیمانی ؟آیا جوابی دارید؟؟؟
افسوس که این مزرعه را آب گرفته
دهقان مصیبت زده را خواب گرفته
خون دل ما رنگ می ناب گرفته
وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته
رخسار هنر گونه مهتاب گرفته
چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته.
از مسمط ادیب الممالک فراهانی
شما بفرمایید چرا عده ای از کارمندان نوسازی مدارس از رتبهبندی برخوردار هستند و عدهای دیگر نه؟؟! همگی هم نیروی رسمی پیمانی ؟آیا جوابی دارید؟؟؟
معلمان خیلی با اساتید دانشگاه و هیات علمی فرق دارند.
اساتید زیادی هستند که در حین تدریس در آموزش و پرورش دکترا گرفته و فته اند هیآت علمی دانشگاه های معروف شده اند. در خصوص این گروه نظرتان چی هست؟ اینا را در کدام گروه قرار می دهید: در گروه آق قویونلوها یا قره قویونلوها؟
یا در جایی فرموده اید: منطقی تر عمل می کنند. منظورتان در چه اموری هستند؟
همین که به طرفین نگاه کردی پس تفاوت را می فهمی.
شیطان های اون وری می گویند به جزییات توجه بشود چون رفتارهای غیرعادی را از رفتارهای عادی افراد باید شناخت.مردم ایران روان پریش اند. این را روانشناسان اذعان دارند. حال خودشان را نمی فهمند. معلمان افراد روشنفکر جامعه نیستند که بتوانند تمیز دادن را به جامعه خرد و کلان یاد دهند. گروه هدف زیادی در اختیارشان بوده که بد تربیت کردن چون جرات نداشتند به محتوای غلط و آموزش غلط نه بگویند. اساتید بعضا خودشان محتوا می نویسند. معلمان نباید محتوا تولید کنند مگر آنکه تخصص داشته باشند و در حیطه وظایفشان باشد. منطق یعنی همین
فردای پایان جنگ چه اتفاقی خواهد افتاد؟ عملا هیچ چیز! داستان همان است.. فساد و رانت بازی به صورت تصاعدی بالا خواهد رفت و تمام منابع کشور صرف آنهایی خواهد شد که تو این جنگ حنجره پاره کردند.
«در حال حاضر حقوق یک استاد تمام با ۳۰ سابقه عضو هیات علمی در وزارت علوم چندین برابر ( حدود ۵ تا ۶ برابر ) یک معلم است که در فرآیند رتبه بندی شما فرضا 5 شده و به قول معروف معلم استاد تمام است.»
قابل توجه معلمان، مدیران، معاونان مدارس و کادر ادارات آموزش و پرورش مناطق و شهرستان ها و خانواده های آنها که از سر شب تشریف می برند و در موکب ها و مراسم شبانه خیابان ها زیر باران و برف و سرما خود را داغون و ..... می کنند و محکوم به شنیدن شعرها و شعارها و رجزها و مداحی ها می شوند و مهم تر از همه برای اسم نویسی در پویش جان فدا اول از همه حاضر می شوند و سر ودست می شکنند.
امشب که میرین کف خیابان را فتح کنید یه نگاهی به اطرافتان بیاندازید ببینید آیا استاد دانشگاهی هم در آن جمع خواهی یافت.
من گشته ام نبود تو دیگر نگرد نیست.
تمام معلم ها و دانش آموزان از تعطیلی مدارس استقبال جانانه دارند.
یک مورد اعتراض از سوی دانش آموزان را که با نام و نشان باشد را بیاورید.
ولی اگر بگویند سر چهار راه ها بیایید چهارتا عکس بگیرید توی کانال های مدرسه بگذارید، سریعا چندین هزار نفر می آیند. این است حاصل تربیت معلمان. چون تفکر خودشان هم همینه. اگر معلمان خوب پیش رفته بودند و آموزش ها حساب شده بود، اصلا نیاز نبود موج زیادی از جوانان وارد دانشگاه شوند و این همه مدرک داده شود و بیکاری ها بیشتر شوند.
آیا حق مردم ایران چنین نظام آموزشی است؟
خردمندان این ملک چه شدن؟کجا رفتند؟
ادامه در پست بعدی ....
برای درک بهتر وضعیت و ساختار فعلی کشور فرصت پیدا کردید در این دوران جنگ کتاب انقلاب های ۱۹۸۹ ویکتور سباستین ترجمه زنده یاد بیژن اشتری را مطالعه فرمایید (نسخه الترونیکی اش در دسترس است) همینطور کتاب تاریخ مختصر آینده اثر نوح هراری و نیز چرا ملت ها به فلاکت می افتند اثر عجم اوغلو و همکارش. بالاخره اون ساختار حکومتی و سیستم گزینشی و سازمان ها را در شکل دهی افکار و رفتار و نظرات و اعمال افراد را در بوجود آمدن وضعیت حاضر دست کم نگیرید.
همچنین قصه تنازع بقا و عامل ترس و فوبیا مخصوصا در دوره جنگ: اکثریت قریب به اتفاق معلمان یا اساتید برای زنده ماندن و ادامه حیات دست به هر کاری که نظام با اهرم ها و مشوق هایی که در اختیار دارد ازشون می خواهد انجام خواهند داد.
با همه اینها در حالت خوشبینانه کسانی پیدا خواهند شد و می شوند که داد بزنند پادشاه لباس ندارد (مثل اینکه اموال این گروه از اساتید و معلم ها را مصادره می کنند!) اما به این فکر کنید که چه اتفاقی بعدش خواهد افتاد: فردای آتش بس و پایان جنگ؟
معلم ها هم همین کار را می کردن
پس ما کی یاد بگیریم؟
اتفاقا حقوق دانشگاهی ها اگه شده صد میلیون خوبه و نوش جان. نگوییم چرا اونا افزایش پیدا کرده اند.
بگوییم برای همه عدالت باشه و مساوی. این درسته.
درود
کسی که در وزارت علوم حقوقی در اشل 200 تا 300 میلیون تومان حقوق می گیرد با کسی که هم ترازش حدود یک هفتم تا یک دهم او حقوق می گیرد ؛ نامش را چه باید گذاشت ؟
این همه تفاوت و تبعیض را چه باید نامید ؟
در ضمن ؛ ما روی واژه ها دعوا نداریم .
مهم فلسفه کار در یک شرایط زمانی خاص است .
این که در شرایط جنگی این کار را کردند تا امکان اعتراض بقیه گروه ها و اقشار فراهم نباشد .
شما هم اگر شهامت و عرضه دارید ؛ به جای این همه دعای خیر و نوش جان گفتن ... اگر می توانید حق خود را بگیرید !
هر چند می دانیم با توجه به شرایط کشور دیگر کار تمام شده و چیزی که برای سایرین باقی می ماند فقط ناامیدی و سرخوردگی بیشتر است .
« اگر پول و بودجه ای هست باید برای همه باشد و اگر هم نیست ؛ برای هیچ کس نباید باشد . این عین عدالت است » .
پایدار باشید .
ضریب حقوق کارمندان مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری و نظام هماهنگ پرداخت
برای سال ۱۴۰۵ معادل ۶,۹۵۴ ریال تعیین میشود (شامل کارمندان وزارت اطلاعات و شاغلین پستهای سیاسی وزارت امور خارجه)
و درنهایت اینکه بزرگی میگفت: برای چراغ های همسایه ات هم نور آرزو کن، بی شک حوالی است روشن تر خواهد شد.
و درنهایت اینکه بزرگی میگفت: برای چراغ های همسایه ات هم نور آرزو کن، بی شک حوالی است روشن تر خواهد شد.
آقای مهدی شرقی
نمی دانیم منظورتان از « پامنقلی ها » کیست ؟
قبلا هم خدمت شما گفته شد .
کسی شما را مجبور نکرده است سایت پامنقلی ها را مطالعه کنید و وقت گران بهایتان را خدای ناکرده تلف کنید .
این همه رسانه و سایت و .... هم فکرشما .
تا دل تان بخواهد ؛ هستند .
آن جا تشریف ببرید و هورا بکشید و دعا کنید و از زندگی تان لذت ببرید ... .
پایدار باشید .
من شخصاً خبر نداشتم همچین افزایشی برای هئیت علمی زدن ...وقتی زنده مصاحبه سخنگو رو در شاد می دیدم و آقای پور سلیمان به این موضوع اعتراض کردن خبردار شدم
خیلی ممنونم که صدای معلمان هستید اونم در این قطعی نت و سانسور های شدید سایت های وابسته
در مورد کامنت های دیگر هم واقعا حق می گن
بعضی معلمان مخصوصا همکاران خانم وقتی برای آموزش پرورش بیگاری می کشن و در انواع جشنواره ها و ...به شدت فعال هستن در حالی که یک ریال هم بابتش دریافت نمی کنند باعث میشه آموزش پرورش به بردگی کشیدن معلمان عادت کنه
معلمان اگر می خوان حقوقشون در شأنشون باشه اول باید از خودشون شروع کنند و زیر بار بیگاری نرن
لوکزامبورگ با ۶,۷۶۴ دلار در رتبه دوم و ایالات متحده آمریکا با ۶,۵۸۹ دلار در جایگاه سوم ایستادهاند.
این گزارش تحلیلی نشان میدهد که تمرکز بالاترین درآمدها عمدتاً در اروپا و آمریکای شمالی قرار دارد. سوئیس با تکیه بر بخش مالی قدرتمند و هزینههای بالای زندگی همچنان صدرنشین است.
این رتبهها بازتابی از قدرت مدل نوردیک است که دستمزدهای بالا را با سیستمهای رفاه اجتماعی قوی ترکیب میکند.
همچنین کشورهای کانادا، ایرلند و هلند نیز سطوح درآمدی پایدار و بالایی را در میان اقتصادهای پیشرفته به نمایش گذاشتهاند.
دیگر نکته جالب توجه این فهرست، حضور سنگاپور در رتبه دهم به عنوان تنها کشور آسیایی و جنوب شرق آسیا در جمع ۱۰ کشور برتر جهان است.
همیشه جمله کلیشه ای مانع اتحاد صنفی بوده است: بچه ها که تقصیری ندارند.
در روزهای تمام نشدنی آموزش مجازی که معلمان از گوشی و اینترنت شخصی استفاده می کنند، همین بچه در گوشه ای دراز کشیده و مشغول بازی های ویدیویی است. حالا هی شما بگو علم تعطیل بردار نیست...
می توانید بگویید دقیقا کدام علم؟ حفظ کردن مطلب و رونویسی آن شد علم؟
همان بچه 10 سال بعد خواهد گفت معلم که همیشه تعطیل است و همین حقوق هم اضافیست. وقتی که یک کارگر دیپلمه0 سال سابقه از یک معلم لیسانس با چند سال سابقه بیشتر می گیرد!
دولت محترم بساط آموزش رایگان را جمع کند یا به تناسب شایستگی به افزایش حقوق بپردازد. دقیقا چه چیزی در این جامعه رایگان است که آموزش هم رایگان باشد؟
وزیر علوم استاد دانشگاه بوده، وزیر بهداشت پزشک بوده... کاش بروید ببینید وزیر آموزش و پرورش در چه مسندی بوده است