
صدای معلم:
یکی از مقاطع اختیاری تحصیلی در کشور هلند؛ «سالن بازی کودکان» نام دارد (Peuterspeelzaal).
کودکان خردسال ٢.۵ تا ۴ ساله را به این مراکز شبه مهدکودکی میفرستند تا به جز یادگیری شعر و نقاشی، به ویژه «بازی دست جمعی» را بیاموزند و نیز «تقسیمکردن با دیگران».
از طریق بازیهای دست جمعی، به ویژه به حساب آوردن سایرین و هماهنگی و همکاری و اشتراک مساعی با دیگران را میآموزند و از طریق تقسیم کردن تعلیم می بینند که چیزهایی مانند اسباببازی، وسایل نقاشی و.... در مالکیت انحصاری آنها قرار ندارند، بلکه آنچه در اختیار آنها قرار داده میشود موقتی است و متعلق به همگان.
بدین وسیله آنها در این مرکز از اندیشهی همه چیز برای من و متعلق به من است، دور داشته میشوند.
این یکی از ساز و کارهای ساختاری جلوگیری از تولید انسانهای خود محور در این جامعه است » .
خانم حکیم زاده
این که شما و آقای ریس جمهور به دنبال آموزش مهارهای پایه و شهروندی هستید بسیار خوب و عالی می باشد اما مساله ی مهم و بغرنج جامعه ی امروز ایران ؛ « دیکتاتوری و استبداد » است . که بخشی از آن را نشست امروز به عینه شاهد بودیم .
آموزش و پرورش ما به شدت در حال تولید و بیرون فرستادن آدم هایی است که دیکتاتور بوده و خودشیفته هستند و در عمل به واسطه حاکم بودن چنین فضا و هژمونی ، تنفس در این جامعه به حد غیر قابل تحمل رسیده است .

بالاترین و بلکه مهم ترین اولویت در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های نظام آموزشی باید ارائه راه حل بنیادین ، کاربردی و البته مستمر برای تربیت انسان هایی باشد که واجد و حامل « تفکر انتقادی » باشند و آن را هم از دیگران بخواهند و مطالبه کنند .
در گردهمایی معاونان آموزش ابتدایی استانها، روسای ادارات تکنولوژی و گروههای آموزشی و مسئولان آموزش عشایر که در اردوگاه شهید باهنر تهران برگزار شد ؛ از تجربه موفق دوران کرونا در بازتعریف نقش مدرسه سخن گفته اید.
بازتعریف نقش مدرسه یعنی چه آن هم در شرایطی که بر اساس یک پژوهش انجام شده در سال 1402 توسط نظامی :
« بسیاری از دانشآموزان پایه اول و دوم ابتدایی، در خواندن و نوشتن دچار تأخیر مهارتی شدند » .
پژوهش موسوی و همکاران (۱۴۰۲) نشان میدهد که پس از دو سال آموزش مجازی، سطح توانایی تحلیل و استدلال منطقی در دانشآموزان مقطع متوسطه تا ۳۰ درصد کاهش یافته است ..... ( 1 )
حکیم زاده :
جمله ای که شما گفتید این بود که ما در دوران کرونا متوجه شدیم این که ما اختیار همه چیز را دست خودمان داشته باشیم و به صورت متمرکز در یک سازمان تولید محتوا کنیم ؛ این انگاره غلطی است که ما داریم که معلمان ما آن توانایی را ندارند و وقتی که ما این دیوار انحصار را شکستیم دیدیم معلمان محتوایی را که تولید کردند اگر بهتر از کار ما نبود چیزی کمتر از آن نداشت .
دومین مورد که در دوران کرونا تجربه کردیم این بود که معلمان خودشان بسیاری از مهارت های فن آوری را که یاد گرفتند که بروند و کار کنند ما یادشان ندادیم ؛ خودشان با تجربه گردانی به خودشان یاد دادند و اگر ما می خواستیم برنامه ریزی کنیم که معلمان به آن سطح برسند ده سال طول می کشید.
ولی این جوشش و تجربه گردانی خودشان بود. منظور من از بازتعریف نقش مدرسه این بود .
صدای معلم:
مظور شما این است که از محیط بیرون یاد بگیرند از پیرامون خودشان؟
حکیم زاده:
منظور من از بازتعریف نقش مدرسه این بود که به مدرسه بهای بیشتری بدهیم. مدرسه شامل مدیر و شامل دانش آموز و به خصوص شامل معلم است و همه چیز را از بالا برایش نسخه نپیچیم. منظور من این بود.
صدای معلم:
تصور این بود که جایگاه مدرسه و به قول شما بعد از دوران موفق کرونا ارتقا پیدا کرده است ؟
حکیم زاده:
نه !
صحبت من این بود که در اجرای برنامه درسی جدید که محور کار بود و این جلسه برای آن تشکیل شده بود ؛ ما هر چقدر به مدرسه بها بدهیم هر چقدر به مدرسه این اختیار را بدهیم ؛معلم و مدیر موفق تر خواهند بود .
صدای معلم:
آیا تعطیل کردن مدرسه در واقع بها دادن به مدرسه است؟

حکیم زاده:
نه !
بر عکس !
اتفاقا برعکس منظور من این است که ما در دوران کرونا مجبور شدیم که به مدیر و معلم اختیارات بیشتری بدهیم. در دو زمینه. یکی در تولید محتوا که دیدیم معلمان کاری کردند کارستان . ما همیشه فکر می کردیم که اینجا می نشینیم و چیزی می نویسیم و دیدیم آنها چقدر خلاقیت نشان دادند. دیگر این که برای معلمان چقدر کلاس گذاشتیم ولی فن آوری و خلاقیت را خودشان به دست آوردند.
صدای معلم:
خانم الهام یاوری رییس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان به تازگی اعلام کرده :
در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴، تمامی مدارس دوره دوم ابتدایی کشور مجری برنامه ملی شهاب بودهاند و تعداد دانشآموزان تحت پوشش به حدود ۴ میلیون و ۳۰۸ هزار و ۹۳۴ نفر رسیده است که معادل ۹۶٫۲۱ درصد جمعیت هدف محسوب میشود و نسبت به سال گذشته رشد قابل توجهی داشته است » .
در نشست پیشین گفتید :
« طرح شهاب طرحی است که سازمان ملی استعدادهای درخشان انجام می دهد و مورد نقد جدی ما در مورد نحوه اجرای آن بوده و از نتایج آن لزوما استفاده سودمندی نمی شود .
امسال من مجددا علاوه بر نامه هایی که قبلا در نحوه نقد اجرای طرح شهاب و بی سرانجام بودن نتایجش نوشته بودم ؛ نامه ای را خدمت آقای وزیر فرستادم و همین اشکالات و نقدها را مطرح کردم و از ایشان خواستم که در این زمینه کمک کنند که ما به شرایط بهتری برسیم. یک جلسه مشترک هم با دستور ایشان بین ما و سازمان آموزش استعدادهای درخشان برگزار شد که متاسفانه مثل جلساتی که در دوره قبلی برگزار کردیم به هیچ نتیجه ملموسی منتهی نشد » .
در خرداد 97 گفته بودید :
ما متولی این طرح نیستیم و مرکز ملی استعدادهای درخشان باید نتایج را ارائه دهد اما ما مسئولیت اجرای طرح در دبستان را پذیرفتیم و در محدوده هم پاسخ گو هستیم اما تبیین ها توسط ما صورت نمی گیرد .
این دعوا باید تا کجا ادامه پیدا کند ؟
آیا بهتر نیست متولی و مجری و تبیین گر یک واحد باشد و پاسخ گو ؟

حکیم زاده:
در رابطه با طرح شهاب ؛ حرف همان حرفی است که من در سال 97 گفتم و در ابتدای سال هم گفتم. همچنان به طرح شهاب نقد جدی داریم. اجرای طرح شهاب نقد جدی دارد. همچنان ما مجری نیستیم.
علی رغم این که در مدارس ابتدایی برگزار می شود همچنان به این موضوع نقد داریم که سازمان استعدادهای درخشان اصلا محدوده کاری اش اول متوسطه و دوم متوسطه است و چرا باید مجری کاری باشد که ارتباطی با بدنه اش ندارد؟
همه همکاران ما در استان ها گله مند هستند و گلایه هایشان را به ما منتقل می کنند. حتی در این اجلاس اخیر هم نقدهایشان را به ما منتقل کردند و مرتب یک جوابی می دهیم ولی متاسفانه ما اختیاری در طرح شهاب نداریم.
کارهایی که ما می توانستیم انجام بدهیم ، نقدی که بر ابزار داشتیم ، در روش اجرا داشتیم پیشنهاد جایگزینی که داشتیم در دوره قبل و در دوره جدید ارائه دادیم .
جلساتی هم برگزار شد ولی متاسفانه به هیچ جواب مشخصی نرسیدیم.
صدای معلم:
خانم حکیم زاده
این گره را باید چه کسی باز کند؟
حکیم زاده:
فکر کنم که از مسئول سازمان استعدادهای درخشان باید سوال کنید.
صدای معلم:
آیا نهاد فرادستی شماست ؟
حکیم زاده:
نه . نهاد فرادستی نیست !
آقای وزیر هم کارگروهی را گذاشتند و در آن کارگروه هم بررسی شد ولی متاسفانه نتیجه ملموسی حاصل نشد.

صدای معلم:
در آن نشستی که شما برگزار کردید در مورد برنامه درسی. صحبتهای دکتر کاظمی یک تصویر کلان از رویکرد تحولی وزارتخانه ارائه داد و به همه ما یادآوری کرد که هر کدام چه قطعهای از این پازل هستیم؛ نقطه کانونی این تحول، برنامه درسی است .
حالا آقای کاظمی چه گفته است :
وزیر آموزش و پرورش می گوید : برنامه درسی، مسیر اصلی حرکت آموزش و پرورش است و تا زمانی که این مسیر اصلاح نشود، تحول واقعی رخ نخواهد داد .
خانم حکیم زاده
آیا شما موافق استمرار تغییرات پیاپی در برنامه درسی هستید در حالی که این نه یک فرصت، بلکه یک تهدید برای بدنه آموزش و پرورش است .
آسیب هایی که از این منظر متوجه نظام آموزشی ایران خواهند شد :
1- اشباع ظرفیت تغییر
2- اولویت «اتمسفر» بر «محتوا »
3- شکاف بین «برنامه درسی قصد شده» و «اجرا شده »
4- هزینههای کمرشکن چاپ و توزیع
آیا بهتر نیست به جای این همه تغییرات و تحمیل آن بر نظام آموزشی یک «دوره تنفس» ۵ تا ۱۰ ساله را برای تثبیت برنامههای موجود اعلام کنید و تمام توان مالی و مدیریتی وزارتخانه را بر «توانمندسازی حرفهای معلمان» و «بهبود استانداردهای رفاهی مدارس» متمرکز کنید .

حکیم زاده:
هر کسی می تواند از منظری نگاهی کند و نظر شما هم قابل احترام است. پیشنهاد شما این است که می توان این دو را جایگزین کرد.
برنامه درسی بستر اصلی همه تصمیماتی است که برای دانش آموز و یادگیری اتخاذ می شود. شما خودتان در سوال قبل تان اشاره داشتید که در نظام آموزشی هلند بچه ها در سنین پایین از طریق بستر بازی مهارت های یادگیری را آموزش می بینند.
صدای معلم:
حتی تا قبل از مهد کودک.

حکیم زاده:
کار تیمی را یاد می گیرند این یعنی چه؟ یعنی یک برنامه درسی دارند که به مهارت ها توجه کرده فعالیت ها ذیل برنامه های درسی تعریف می شود.
باز هم اعلام می کنم چون تخصص من برنامه درسی هست و این که برنامه های درسی ما با استانداردهای جهانی فاصله بسیار زیادی دارند.
به مهارت های قرن بیست و یک توجه جدی نشده است. بسیاری از مهارت هایی که لازم هستند مغفول واقع شدند و ما مجبور هستیم با برنامه های مکمل به آنها بپردازیم.
ما طبق تحقیقات و پژوهش هایی که خیلی از آنها زیر نظر من و توسط دانشجویانم انجام شده ، برنامه درسی زائد داریم. زائد یعنی وقت مان را صرف سر موضوعاتی می کنیم که خیلی مفید و خیلی کاربردی نیستند و دانش آموزان هم آنها را دوست ندارند و خیلی از آنها به نتیجه هم نمی رسد .
روش های آموزشی ما در بعضی از برنامه های درسی ناکارآمد هستند و برنامه درسی ما نمی تواند به نتیجه خوبی برسد. این مجموعه را که کنار هم قرار بدهیم و آن بازخوردهایی که ما از جامعه می گیریم و می دانید که از جهت علمی برای تصمیم گیری در برنامه درسی ما یک مثلثی داریم که یکی نیازهای جامعه است و یکی بحث رشد فردی است و یکی معرفت بشری است و خیلی ها می گویند که باید آن را منتقل کنیم.
نقطه توازن و تعادل بین این سه تا تفاوتی است که برنامه های درسی کشورهای مختلف با هم دیگر دارند و اگر بخواهم پاسخ سوال شما را صریح و دقیق بگویم می گویم که به نظر من برنامه درسی فعلی چون تعیین کننده همه فعالیت ها است ؛ شما توانمندی معلم را این تعریف می کنید که برنامه درسی را خوب اجرا کند . بنابراین اگر آن محور اصلی اشکال داشته باشد شما هر چقدر هم توانمندش کنید مثل این است که یک کار خیلی خوب انجام داده اید اما آن کار خوب کار لازمی نباشد که شما دارید انجام می دهید و در محل خودش نباشد و باز هم به نتیجه نمی رسیم.
بسیاری از اشکالاتی که شما به آن اشاره کردید نیازمند یک تحول بنیادین در برنامه های درسی و در مهارت های ماست.
ما خیلی چیزها به بچه ها یاد می دهیم که هیچ موقع از آنها استفاده نمی کنیم. تجربه زیسته ما در مدارسمان اینها را به ما نشان می دهد.
بسیاری از مسائلی که به نظر ساده می آیند ولی بسیار با اهمیت می آیند که بعضی از اینها را من گفتم ما یاد نمی گیریم . این که چطور حریم دیگران را حفظ کنیم ، چطور احترام قائل بشویم برای دیگران و چطور بتوانیم با دیگران « نه » جرات مندانه بگوییم بدون این که پرخاشگری کنیم.
جواب من این است که برنامه درسی در اولویت است و آن نقطه تحولی هست و اگر ما آن کارهایی که شما گفتید ما انجام بدهیم بدون این که دست به برنامه بزنیم ما نمی توانیم نتیجه ای بگیریم.

صدای معلم:
پس شما موافق تغییر هستید؟
حکیم زاده:
بله من موافق تغییر هست اما آن تغییر بنیادی.
هیچ جای دنیا رشته های تحصیلی را مثل ما تقسیم بندی ریاضی و تجربی نمی کنند. این به درد کاسب کارهای کنکور می خورد. این شاخه شاخه کردن قسمتی از برنامه درسی است. در کشورهای دنیا دو شاخه نظری دارند و فنی و حرفه ای دارند و یا در نهایت علوم و فنی حرفه ای.
در واقع در فنی و حرفه ای ما آمدیم اینها را شاخه شاخه کردیم و خیلی از آموزش هایی که در هنرستان ها می دهیم واقعا نیاز ندارند برای این که بتوانند یک تکنسین ماهر شوند و کاری انجام بدهند.
وقت اصلی بچه های ما در مدرسه با برنامه درسی پر می شود. محور هم چنان برنامه درسی است .
اما امیدوارم که این تحول شجاعانه و همه جانبه باشد . همان گونه که قرار شده باشد .
صدای معلم :
صحیح است . اما با مدیریتی که فعلا در راس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وجود دارد ؛ امری بعید و دور از انتظار خواهد بود .
( 1 )
پژوهش موسوی و همکاران (۱۴۰۲) نشان میدهد که پس از دو سال آموزش مجازی، سطح توانایی تحلیل و استدلال منطقی در دانشآموزان مقطع متوسطه تا ۳۰ درصد کاهش یافته است .
بانک جهانی در سال 2020، مطالعه ای با عنوان فقر یادگیری انجام داده است.
در این مطالعه فقط بر روی عامل شایستگی های خواندن دانش آموزان تمرکز شده است. در این گزارش نشان داده شد که به طور متوسط 57 درصد دانش آموزان جهان، پایه چهارم، یعنی 10 سالگی، را طی می کنند؛ اما قادر به خواندن متن ساده نیستند! در واقع این بچه ها، حداقل شایستگی خواندن را کسب نمی کنند. این یعنی به تبع آن، حداقل شایستگی ریاضیات، علوم و سایر دروس را هم کسب نمی کند و دلیل آن است که دانش آموز حتی نمی تواند متن این دروس را بخواند تا در نهایت مفهوم آنها را درک کند .
در سال 2020، که زمان آن مربوط به اوایل شروع کرونا است، سهم ایران از این 57 درصد، 36 درصد بود؛ یعنی 36 درصد دانش آموزان ابتدایی ایران، کلاس چهارم را تمام می کنند در حالی که حداقل شایستگی خواندن را فرا نمی گیرند .
این گزارش در سال 2022 تکرار شد و در گزارش سال جدید، این نسبت از 57 درصد به 70 درصد افزایش پیدا کرد. در حالی که در هدف گذاری این مطالعه این گونه پیش بینی شده بود که در سال 2030، کشورها بتوانند این فقر یادگیری را به نصف، کاهش دهند؛ یعنی ایران باید به رقم 18 درصد در سال 2030 برسد که با توجه به عقب ماندگی کشورها در دوران کرونا، این مهم قطعا به تعویق می افتد .
گزارش اولیه که رقم 70 درصد را نشان می دهد، ثابت می کند که با همان نسبت، فقر یادگیری در ایران به 44 درصد افزایش پیدا کرده است. این نشان دهنده آن است که اگر با همین روال مثل دوران کرونا آموزش ها را مجازی ادامه دهیم، انتظار می رود که عدم دست یابی به شایستگی های پایه و حداقل های شایستگی، باعث شود که بچه ها در سالهای آینده با ضعف شدیدی از آموزش و پرورش فارغ التحصیل شوند .
پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








نظرات بینندگان