چند سال پیش کرونا و امروز جنگ، بهانه برخی برای دوری یا پرهیز از روز طبیعت بوده و هست. صبح به بهانه سیزده به در، به همراه خانواده کمتر از نیم ساعت در پارک جنگلی محله خود قدم زدیم. نمی توانم دورتر بروم چون مرگ ناخواسته ناشی از جنگ را در خانه خود ترجیح می دهم. ساعت هشت و نیم صبح بود. با این تصور که هنوز کسی نیامده است. اما تعدادی در آلاچیق های سنگی زودتر از همه چادر زده بودند. این افراد که در لحظه زندگی می کنند و هر آیین و سنت را در جای خود پاس می دارند، رفتار صحیحی دارند یا من که از ترس کرونا یا جنگ، خود را به حبس خانگی محکوم کرده ام؟
ترس تا حدی طبیعی است و بگذریم از تجربه کم یا زیاد افراد از جنگ را که شاهد زنده چند جنگ بوده اند.
هنر در لحظه زندگی کردن، یک پدیده تربیتی است که می باید با چنین تفکری بزرگ شوی تا بدان مقیّد باشی. احساس گناه یا پشیمانی و ندامت دائم از گذشته و یا احساس نگرانی و نومیدی برای آینده، مساوی است با نشخوار افکار منفی. کنترل مسأله همیشه در اختیار فرد نیست اما باید بکوشیم این وضعیت مخرب را مدیریت و مهار کنیم.
شاید عادت و هنر در لحظه زندگی کردن از خمیرمایه تربیتی ما دور باشد اما در عین حال نیز باید کوشید، متوجه بود، قبول کرد که من شایسته بهترین ها هستم. فعلا بهترین تصمیم رفتن در دل طبیعت است تا نظاره گر جوانه ها و شکوفه های بسیار زیبا روییده در دل شاخه های خشک باقیمانده از زمستان باشیم.
روز سیزده به در، روز سلام به طبیعت و بستن عهدی جدید با زندگی است. من متعهد می شوم که زندگی کنم. خود را در تصورات واهی غرق نکنم. پاکی و خلوص را از طبیعت گرفته و در روابط اجتماعی خود با دیگر همنوعان خود سهیم سازم.

حقیقت جنگ، خون است و نیستی؛ اما چه تضمینی وجود دارد که من فردا نیز زنده باشم؟ پس امروز در همین لحظه های رنگارنگ از طبیعت، زندگی را فریاد و زنده بودن خود را با زنده بودن طبیعت پیوند زنیم. شاید به همین دلیل در این روز برخی با هزار امید و آرزوی بِه از این، سبزه گره می زنند و آن را به آب روان می سپارند.
در کنار همه زیبایی ها، زشتی ها و تلخی ها نیز جریان دارد. صدافسوس شاهد جمع آوری شاخه و ریشه درختان خشکیده نیز بودم که خبر از هوس آتش افروزی داشت. آن هم بر روی چمن سرسبز تازه رُسته شده یا در کنار درختچه ها با جوانه ها و شکوفه های بسیار زیبا. برای چند ساعت لذت بردن از هوای آزاد در کنار عزیزان خود، مبادا خواسته یا ناخواسته، به طبیعت پیرامون خود آسیب بزنیم.

جسارت و شهامت آنانی که سفر رفته اند و علیرغم جنگ از آثار تاریخی شهرهای دیگر بازدید می کنند نیز ستودنی است. حداقل این افراد اجازه ندادند تا سنت نوروز و سفرهای نوروزی برچیده شود. در این روز زیبا به آمار و ارقام ناخوشایند اشاره نمی کنم اما به معنی نبودن آن ها نیست.
بیایید خردجمعی را با اعتلای شخصیت فردی و اجتماعی خود هر چه بیشتر بارور سازیم تا جهان را به باور حقیقت فرهنگ شش هزار ساله ایران تسلیم سازیم.
فقط کافی است برخیزید و لحظه های زندگی را قدر نهید. روز طبیعت سبز و خرمی داشته باشید.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید







نظرات بینندگان
در روز طبیعت سبزه را با آرزوی به درک واصل شدن دشمن طبیعت و بشریت گره میزنیم.
سیزده به در، جنگ به در
پاپ واتیکان نیز ۱۶ فروردین را
روز پایان جنگ اعلام کرده. روز
عید پاک هست.
جناب پاپ ما خود عید فطر و نوروز
را داشتیم اما همچنان ظالمان می جنگند.
کاشت نهال امید به جای تمامی
شهدای جنگ رمضان.
حیف واژه هموطن که یک دوستدار و مبارز محیط زیست را در کنار این آدم ها قرار می دهد. همه مبارز نیستند اما حداقل می فهمند
که متجاوزگر نباشند. هر حریمی، باید محترم شمرده شود و همه حریم ها فقط در جهت تأمین و تضمین امنیت و آسایش من نیست.
باید این « من » را قربانی « ما» کنیم تا واژگانی چون ملت و هموطن و شعوراجتماعی معنا یابد.
افسوس و صد افسوس
هر چند امسال 14 فروردین روز جمعه است اما فردا 15 فروردین چطور؟
هیچ ذوقی در جامعه جنگ زده موج نمی زند. صدای قهقهه و سلام و تبریک دانش آموزان، دیگر به گوش نمی رسد.
لعنت بر جنگ های خانمان سوز و جنگ افروزان سنگ دل که لذایذ اجتماعی را از ما ربوده اند.
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدا
بنشینید به باغی و مرا یاد کنید