صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

« جا دارد بی تعصب ، تفاوت چند قرنی خود با دنیای پیشرفته را معترف باشیم »

ذهن و قلب کودک لوح سفید نیست؛ تحمیل اهداف جهت دار ممنوع!

مینو امامی

 نگاهی به ذهن و قلب کودک لوح سفید و تحمیل اهداف جهت دار در صدای معلم  مقدمه

هر یک از ما در مقطعی از زمان که با بالا رفتن سن تبدیل به تاریخ شده است، عمری را پشت سر گذرانده ایم. به طور مثال؛ برخی در عصر حاکمیت پهلوی متولد شده و دوران کودکی، بلوغ یا نوجوانی خود را در آن دوره سپری کرده ایم. برخی جنگ ایران و عراق را شاهد عینی و زنده بوده ایم و برخی فقط از طریق آنچه که نوشته یا فیلم مستند و سینمایی ساخته شده با این حکومت و تلخی جنگ آشنا شده ایم.

غرض از بیان تفاوت تجارب افراد بر اساس سن، درستی یا نادرستی شنیده ها یا آموزه هایی است که دهه ها آن ها را برای ما به عنوان یک باور حتمیِ علمیِ لایتغیر آموزش داده اند. چون بزرگترهایی که معلم علوم یا والدین ما شمرده می شدند و ما آنان را باور داشتیم آن ها را به ما یاد داده بودند و همانند برخی دیگر از قوانین علمی از جمله جوشیدن آب در 100 درجه، تصور نمی کردیم که روزی خلاف قطعیت آن اثبات یا تأیید گردد.

نقطه جوش یک مایع به فشار اتمسفر وابسته است. هر قدر این فشار کمتر شود نقطه جوش نیز پایین‌تر خواهد بود. به طور مثال، در سطح دریا نقطه جوش آب 100 درجه سانتی‌گراد است اما در ارتفاع 2000 متری از سطح دریا، این دما به 93/4 درجه سانتی‌گراد می رسد.

هر چند دیر اما بالاخره یاد گرفتیم که آنچه که علوم محض یعنی مجموعه قضایای حقیقی که از راه تجربه حسی، قابل اثبات هستند و نیز نظریه ها و دیدگاه های سایر علوم از جمله جامعه شناسی، روان شناسی، فلسفه نیز نسبت به شرایط زمان و مکان قابل تغییر است.

مثالی دیگر که در متن حاضر نیز مدنظر است سال های متمادی و هر از گاهی که آموزشی در حیطه علم روان شناسی یا فلسفه تعلیم و تربیت کودک به ما ارائه می شد و به دلیل تکرار در باور و ذهن ما تثبیت گردید، « لوح سفید بودن » ذهن کودک است. چنین دیدگاهی در جامعه ما و برای مسئولان نظام سیاسی و آموزشی و حتی برخی از خانواده ها هنوز معتبر است. در جامعه ما بر اساس همین باور نادرست، تعلیم و تربیت کودک را امری تفویض شده و رسالتی الهی می شمارند.

ذهن و قلب نوزاد از لحظه تولد، توسط پدر و مادر و سپس نظام آموزشی جهت دهی و قالب ریزی می شود تا با اصول و اهداف نظام سیاسی هم سو و هم هدف گردد. در حالی که نظریه های برخی از اندیشمندان فلسفه تعلیم و تربیت و آموزش از سده هجدهم به بعد این باور را مردود اعلام کرده اند ؛ جا دارد بی تعصب ، تفاوت چند قرنی خود با دنیای پیشرفته را معترف باشیم.

نگاهی به ذهن و قلب کودک لوح سفید و تحمیل اهداف جهت دار در صدای معلم

در ضمن باید بپذیریم که اصلی ترین نقش را قبل از مراکز آموزشی اعم از مهدکودک و کودکستان و مدرسه، خانواده بازی می کند و قالب اصلی باور، شخصیت، مهارت یادگیری و ادب و اخلاق در کودکان توسط والدین کودک پی ریزی می شود. همه آنانی که مدرسه را متهم اصلی کوتاهی در اخلاق، تربیت و آموزش کودکان معرفی می کنند؛ بهتر است ابتدا تأثیر نقش خود را بپذیرند.

روی این اصل تربیت و آموزش علوم و فنون مختلف و مهارت های زندگی به کودکان امروز بدون هر نوع جهت گیری مغرضانه، یعنی یک گام بزرگ و مؤثر به سوی رشد و توسعه پایدار. آموزش و تعلیم و تربیت کودکان همانند نقشی حکاکی شده بر دل سنگ است که قرن های متمادی ماندنی است.

بررسی دیدگاه متفاوت اندیشمندان

شاید تنها کسی که موافق لوح سفید بودن ذهن کودکان است جان لاک باشد. مادام مونته سوری، روسو و افلاطون مخالف چنین باوری هستند. با بررسی دیدگاه این چهار اندیشمند، متوجه دلیل یا دلایل رد باور موجود می شویم.

جان لاک ( John Locke ) فیلسوف سده 17 میلادی

او معتقد است:

«ذهن آدمی هنگام تولد همانند لوح سفيدی است كه هيچ‌گونه فكر ذاتی در آن نقش نبسته است. ذهن کودک هنگام تولد خالی از هر گونه دانش یا ایده پیش‌ ساخته است و هر فكر و عقيده‌ای از راه تجربه و حواس حاصل می شود.»

اين برداشت به عنوان تجربه‌گرايی يا مسلک تجربی شناخته می شود. نقطه آغازین نظریه جان لاک، رد این باور بود که انسان‌ها با اندیشه‌هایی فطری به دنیا می‌آیند.  ظاهرا جان لاک نقش و اهمیت وراثت را نادیده گرفته است. حتی او از اثرپذیری جنین از نوع رفتار والدین در شکل گیری احساس و عواطف نیز غفلت ورزیده است.

در برخی از جوامع توسعه نیافته برخلاف نظریه جان لاک، والدین یا نظام آموزشی مانع کسب تجربه توسط خود کودک می شوند. آنان لوح سفید بودن ذهن کودکان خود را بی آن که بفهمند قبول دارند و متأسفانه چون با بار عاطفی بسیار شدیدی نگران آسیب پذیری کودک خود هستند لذا مانع انجام برخی از شیطنت ها جهت کسب تجربه و یا تلاش برای یافتن پاسخ کنجکاوی های طبیعی کودک می شوند.

این برداشت درست نقطه مقابل آموزش نوین در کشورهای پیشرفته است که اساس آموزش خود را بر محور مشاهده، آزمایش و تجربه قرار داده اند و معتقدند کودکان برای یادگیری اصول زندگی باید تجربه شخصی بر اساس آزمون و خطا کسب کنند. یعنی داشتن جسارت انجام کار های تجربه نشده که از نتایج آن بی اطلاعند علیرغم وجود احتمال هر نوع خطر یا زیانی.

نگاهی به ذهن و قلب کودک لوح سفید و تحمیل اهداف جهت دار در صدای معلم

کودک تا خود شخصا بالای نردبان یا پله ها نرفته و بر زمین نیفتاده است مفهوم نرو می افتی دست و پایت می شکند برایش گنگ و نامفهوم است. یا وقتی او را از دست زدن به بخاری داغ منع می کنیم، دست نزن جیزه، می سوزی، کودک با چنین مفهومی ناآشناست چون آن را تجربه نکرده است. اما اگر امتحان کند و بسوزد دیگر هرگز بدان دست نمی زند.

تا افت و خیزی نباشد، یادگیری تثبیت شده ای انجام نمی گیرد، و فقط کپی برداری و الگوبرداری تقلیدوار در چرخه تعلیم و تربیت کودک رخ می دهد. ساختن کودکانی دست و پا بسته و بیشتر شبیه خود بزرگ ترین اشتباه بسیاری از پدران و مادران است.

وظیفه ما بازدارندگی از کسب تجربه عملی نیست بلکه همراهی و نظارت غیرمستقیم است. حتی اگر از ما راهنمایی خواست نباید پاسخ یا نتیجه را به او بگوییم. او باید بفهمد تا تلاش ننماید، موفق نخواهد شد و از نتیجه عمل باخبر نخواهد شد. تلاش کودک برای کسب تجربه یعنی یادگیری ماندگار تا آخر عمر. خواندن کتاب برای جنین یکی از راه‌های عالی برای برقراری ارتباط عاطفی پدر و مادر با جنین است.

نکته : نظر مخالفین لوح سفید بودن ذهن کودکان، با هم بررسی شده است. از جمله:

ماریا مونته سوری ( Maria Montessori ) مربی کودکان معلول سده 19 میلادی. او بیان می کند: «ذهن فرزند آدمی هنگام تولد، لوح سفید نیست. بلکه او دارای استعدادهای نهفته ای است که محیط
می تواند به شکوفایی یا خفتگی آن کمک کند.»

ژان ژاک روسو ( Jean-Jacques Rousseau ) فیلسوف، نویسنده و آهنگ ساز سده 18 میلادی. «کار تربیت، پروراندن و شکوفایی توانایی هایی است که در سرشت و نهاد کودک است.»

افلاطون ( Aflatun ) فیلسوف یونان باستان 427 سال پیش از میلاد مسیح معتقد بود: «پرورش کودکان باید پیش از به دنیا آمدن آنان، با تمرین ها و ورزش هایی که مادر آبستن انجام می دهد و نیز گذراندن آن قسم زندگی که با آرامش همراه است، آغاز گردد.» (1)

دقت کنید که افلاطون در چه برهه ای از زمان به فرآیندی اشاره کرده است که حداقل در ایران اجرای آن به دو سه دهه نمی رسد. نمی دانم اگر در جامعه ما فیلسوف مشهوری وجود دارد تا چه حد در حیطه تعلیم و تربیت صاحب نظر است. تا جایی که سخنان برخی از آنان را شنیده یا نوشته های برخی را خوانده ام بیشتر در مورد آفرینش و مابعدالطبیعه و ... است تا تعلیم و تربیت کودک.

از بین 27 فیلسوف بزرگ جهان، ما فقط به بوعلی سینا بنازیم.

نگاهی به ذهن و قلب کودک لوح سفید و تحمیل اهداف جهت دار در صدای معلم

حقیقتا که افلاطون در اوج جهالت و نادانی جهان و کم بودن حجم منابع اطلاعاتی و مطالعاتی، خدمت بزرگی به تاریخ تفکر بشری نموده و تحسین برانگیز و بی نظیر است. (سقراط و ارسطو نیز همچنین از نوادر روزگار بوده اند)

در واقع مونته سوری و روسو به استعدادهای ذاتی و هویت فردی اشاره کرده اند و این یعنی اهمیت دادن به نقش وراثت یا تلاش والدین برای آشنایی جنین با دنیای خارج از رحم. هر طفلی حاصل یک سری فرآیند ژنتیکی است که قابلیت های بالقوه و ویژه ای را در ذات خود دارد و وظیفه تربیت این است که آن ها را شفاف و مشخص سازد تا با پرورش بالفعل در آید.

این مهم در کودکستان ها و مدارس کشورهای پیشرفته از ابتدا تحت پی گیری و نظارت قرار می گیرد و توسط معلم مربوطه و روان شناسان به عنوان مشاور در پرونده کودک درج می شود. در پایه های تحصیلی بالاتر بر اساس داده های موجود مهارت های لازم را به آنان آموزش می دهند تا هنگام رفتن به دانشگاه و بازار کار، سرمایه گذاری انجام شده در آموزش و پرورش به هدر نرود.

در واقع مدرسه در خدمت دانشگاه و دانشگاه در خدمت جامعه است. مسیری پویا و عقلانی که در بیشتر اوقات ثمرات مفیدی را به دولت و ملت هدیه می بخشد. (لازم نیست به شرایط استعدادیابی و هدایت تحصیلی در مدارس ایران و حدود ارتباط آن با دانشگاه و جامعه اشاره نمایم.)

نظامی گنجوی به زیبایی هر چه تمام «فرزند خصال خویشتن باش» را سروده که به این معناست که هر کس باید بر اساس ویژگی‌ها و ارزش‌های درونی خود مسیر زندگی را طی کند و از تقلید کورکورانه از دیگران پرهیز نماید. این مصرع بر اهمیت اصالت و هویت فردی تأکید دارد.

هر یک از این اندیشمندان به ذهن کودک اشاره کرده اند، یعنی مرکز ادراک. اما می توانستند قلب کودک را نیز همانند لوح سفید معرفی کنند. چون بین قلب و مغز رابطه ای مستقیم وجود دارد.

مقایسه اثرات حالت‌های مختلف ریتم قلب بر ذهن و رفتار را مشاهده کنید:

ریتم نامنسجم (Incoherent) موجب افزایش استرس و واکنش‌پذیری، کاهش تمرکز و حافظه کاری و افزایش تصمیم‌های تکانشی و هیجانی می شود.

و ریتم هماهنگ (Coherent) موجب ثبات هیجانی و آرامش ذهنی، بهبود توجه و انعطاف شناختی و افزایش رفتار سنجیده و تصمیم منطقی می شود. (2)

شاید بتوان نتیجه گرفت که رفتارها و واکنش های ما فقط حاصل عقل یا اخلاق و ادب نیست و سلامتی قلب یا داشتن آرامش نیز در نتیجه رفتار ما مؤثر است.

نگاهی به ذهن و قلب کودک لوح سفید و تحمیل اهداف جهت دار در صدای معلم

اهمیت و مدت زمان بسط دیدگاه افلاطون در کشور ما

در کشور ما مدت زمان کوتاهی است که به نظر افلاطون عمل می شود. کودک از همان دوران جنین از نوع رفتار پدر و مادر خود تأثیر می پذیرد. خواندن کتاب برای جنین یکی از راه‌های عالی برای برقراری ارتباط عاطفی پدر و مادر با جنین است. یا استفاده از موسیقی ملایم و آرام به جنین کمک می کند تا با صداهای مختلف و محیط اطراف خود آشنا شود و حس شنوایی خود را توسعه بخشد. یا با انجام انواع مختلف ورزشی از جمله یوگا در دوران بارداری با همراهی پدر و مادر هم زمان به حفظ سلامتی و آرامش جنین کمک می شود.

چرا همراهی پدر با مادر طی دوره بارداری برای کسب نتیجه مطلوب و حتی هنگام زایمان لازم است؛ به دو علت مهم:

1.  مشارکت فعال پدر در دوران بارداری باعث کاهش اضطراب مادر می شود.

2.  زندگی مشترک با جمع زوجین در انجام امور مهم و حتی ناب معنا می یابد و حذف پدران از همه امور لازم برای سلامتی جنین و نوزاد یعنی نادیده گرفته شدن اهمیت آنان یا انداختن همه مسئولیت های زندگی بر دوش زنان و تأیید حتمی نقش مفرد و کلیدی مردان در تأمین امور مادی زندگی.

اما تمامی زوجین هنگام تشکیل خانواده بر اساس عشق و علاقه یا فهم و شعور و درک متقابل زندگی نمی کنند. گاه خشونت و فحاشی طی 9 ماه بارداری به جنین منتقل می شود و این فقط ناشی از فقر اقتصادی نیست که به فقر فرهنگی و دور ماندن از اخلاق و ادب نیز مربوط است. در بیشتر اوقات همین والدین قربانی خشم و عصبانیت پدر و مادر خود در دوران جنینی و حتی پیش از آن هستند. چون عده ای معتقد هستند که آموزش کودکان سال ها پیش از ازدواج والدین آنان انجام می گیرد. آنان می بایست خود درست تربیت شوند و پدر و مادر شدن را ساده و سهل تصور نکنند.

برای بچه دار شدن باید شرایط روحی - روانی مناسب داشت و از لحاظ اقتصادی امکانات لازم پیش بینی شود. در گذشته نه تنها برقراری رابطه عاطفی - احساسی با جنین وجود نداشت و یا غیرعقلانی شمرده می شد بلکه بعد تولد و تا سن 9 سالگی و شاید بیشتر نیز، کودک را همچنان موجودی می دانستند که نمی فهمد، نمی داند، تشخیص نمی دهد.

در شرایط فعلی جامعه ما؛ زوجین طبقات گوناگون اجتماعی تا چه حد به باور افلاطون رسیده اند معلوم نیست، اما یقین تحقق چنین باوری به ترویج آموزش و فرهنگ نیاز دارد. یا باید با گروه های مختلف مردمی خصوصا در مناطقی که نرخ بیسوادی بالاست از طریق مراکز بهداشتی و آموزشی ارتباط مستقیم و رو در روی برقرار کرد و یا از وسایل و ادات موجود و به صورت غیرمستقیم بهره لازم را برد.

باید درک کنیم که انجام رسالت روشنگری و بسط آگاهی فقط مسئولیت مدارس و معلمان نیست بلکه باید از همه امکانات موجود بهره لازم را ببریم. در این خصوص رسانه های جمعی حتی بیشتر از مدارس و برای نیاز امروز تأثیر گذارترند. رادیو و تلویزیون همه گیرترین رسانه حداقل برای قشر کم سواد و بیسواد جامعه شمرده می شود. خیلی مهم است که این دو با کدام اهداف رسانه ای، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به تولید و پخش برنامه های مختلف می پردازند. اصلی ترین وظیفه رسانه باید اطلاع رسانی و تعمیق آگاهی های اجتماعی باشد.

نگاهی به ذهن و قلب کودک لوح سفید و تحمیل اهداف جهت دار در صدای معلم

سخن آخری که همچنان اول باقی می ماند

بیشتر ما متعلق به نسلی هستیم که در ایام کودکی، حق سخن گفتن نداشتیم و شیرین زبانی کودک بی احترامی به مهمان یا مهمانان خوانده و ناخوانده تلقی می شد. باور این بود کودکی که گستاخانه و بی پروا وسط حرف بزرگترها می پرد و یا هم زمان با آنان سخن می گوید، خطایی نابخشودنی مرتکب می شود که مایه شرمساری پدر و مادر می شود. خانواده فقیر و غنی، باسواد و بیسواد هر دو بدین اصل فرهنگی پای بند بودند.

امروز نیز همین نسل توسط فرزند یا نوه خود به سکوت محکوم است. آنان هر چه می گویند ما مایل یا مجبور به اطاعت هستیم و باز با سکوت خود، تحمیلی ناخواسته دیگری را علیرغم میل خود می پذیریم. تک فرزندی یا دو سه فرزندی ارزش نسل امروز را دو صد چندان کرده است. از سوی دیگر دسترسی به اطلاعات و سهولت برقراری ارتباطات نیز دانسته های کودکان را افزوده و والدین به نیکی می دانند که سر چنین کودکی نمی توان کلاه گذاشت یا با پاسخ های بی ربط و نادرست به سئوالات کودک نمی توان او را دست به سر کرد. شاید به همین دلیل در شرایط فعلی جامعه ما، چون سررشته تربیت کودک صد در صد در دستان والدین و معلمان نیست پس فضای مجازی شلاق کشان و گاه بی رحمانه و بی هیچ تعهد اخلاقی و ارزشی، کودکان را در سیطره خود می گیرد.

با توجه به تغییر کارکردهای خانواده در طی زمان، آیا فضای مجازی؛ جایگزین نقش والدین در خانواده گردیده است؟ اگر بلی؛ چرا همانند بسیاری از کشورهای جهان متعهدانه متوجه اهمیت ممنوعیت استفاده کودکان زیر 15 سال از این فضا نمی شویم؟!

نگاهی به ذهن و قلب کودک لوح سفید و تحمیل اهداف جهت دار در صدای معلم

آموزش و تعلیم و تربیت کودکان، امری اختیاری و دل به خواهی نیست. از انحصاری کردن و گزینشی نمودن نحوه و میزان آموزش بپرهیزیم تا نسلی یک شکل و کپی پیست نداشته باشیم. باید پیش داوری ها و پس داوری های مبتنی بر وهم و خیال و احتمال را از لابه لای کتب درسی و از ساختار نظام آموزشی بزدائیم تا همانند آب زلال چشمه، علم و دانش فرصت جاری شدن و تزاید دانستنی ها و اطلاعات را توسط هر کودک دیروز و اندیشمند امروز داشته باشد.

ما موظّف و مکلّف هستیم تا اهمیت آموزش را برای کودکان و نقش کلیدی کودکان را برای ترسیم آینده ای بهتر در جهان دریابیم.

منابع استفاده شده :

1 ) نشر تیرگان؛ تربیت کودک از منظر فیلسوفان، کتاب اصول و مبانی آموزش و پرورش دبستان و کاربرد آن برای آموزگاران
نوشته آرزو امیری کفشگری.

2 ) وبلاگ ivsi مرجع آموزش، رشد فردی و توسعه مهارت‌های زندگی؛ نقش قلب در ادراک و عملکرد ذهن: علم جدید قلب‌ و مغز، آخرین به روزرسانی 26 فروردین 1405.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

یکشنبه, 01 شهریور 1405 14:03 خوانده شده: 71 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور