خلبانی افتاد
در آسمانِ دورِ خبرها
و هزاران تیتر
چون پرندگانِ هراسان
بر سیمهایِ رسانه نشستند.
اما
در کوچههایِ خاکآلودِ شرق
صد *ستارهٔ نوآموز*
با دفترهایِ نیمهباز
بر خاک افتادند
و باد
تنها نامشان را
در گوشِ دیوارها خواند.
عجب است؛
آسمان برای یک سقوط
گریست،
اما زمین
برای آن همه ستاره
خاموش ماند.
در جهانِ امروز، حقیقت گاه نه در میدان رویدادها، که در اتاقهای سردِ خبرسازی رقم میخورد؛ جایی که نورِ پروژکتورها بر آنچه باید دیده شود میتابد و آنچه نباید دیده شود، در سایهای سنگین فرو میرود.
عجیب نیست که سقوطِ یک خلبان، آسمانِ رسانهها را لبریز از فریاد کند، اما فرو ریختنِ رؤیاهای بیش از صد دانشآموز خردسال، در سکوتی سنگین و حسابشده دفن شود. گویی معیارِ اندوه نیز در ترازوی قدرت سنجیده میشود؛ اشکی که «ارزش خبری» دارد بزرگنمایی میشود و اشکی که مزاحمِ روایتِ مسلط است، از صفحهها پاک میگردد.

در چنین زمانهای، رسانه دیگر تنها آینهی واقعیت نیست؛ گاه معمارِ روایتی است که از پیش طراحی شده. واژهها گزینش میشوند، تصاویر برش میخورند و سکوتها به اندازهی فریادها معنا پیدا میکنند. پشتِ این پرده، دستهایی هستند که نه فقط خبر، بلکه جهتِ احساسات و افکار را مهندسی میکنند.
و این همان تراژدیِ عصر ماست:

جهانی که در آن حقیقت، برای شنیده شدن، باید از هزارتوی منافع و سرمایهها عبور کند. با این حال، تاریخ نشان داده است که حقیقت - حتی اگر مدتی در تاریکی بماند - سرانجام راهی به سوی روشنایی مییابد؛ زیرا هیچ ماشینِ رسانهای، هر قدر نیرومند، نمیتواند برای همیشه بر حافظهی بیدار انسانها سایه افکند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید








صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.