
« رفتار و کنش معلمان در نظرات آیینه تمام نمایی از عملکرد و کارنامه مسئولان است »
***
در جریان جنگ 12 روزه اسرائیل علیه ایران و نیز جنگی که وارد سومین ماه خود می شود ؛ چیزی به نام « سواد رسانه » بر سر زبان ها افتاد و به ویژه در ادبیات مسئولان و مقامات زیاد دیده و شنیده شد .
حرف اصلی در آن زمان این بود که جامعه و به ویژه نسل جوان نباید خیلی به اخبار و یا تحلیل های رسانه های برون مرزی مخصوصا ایران اینترنشنال ، بی بی سی ، من و تو ، صدای آمریکا و... توجه کنند .
پس از پایان آن جنگ 12 روزه تقریبا همه چیز و من جمله « سواد رسانه » فراموش شد و مهم تر از همه تغییر و یا تحول خاصی در سیاست های صدا و سیما و یا نظام آموزشی هم مشاهده نشد .
اکنون و پس از گذشت بیش از دو ماه از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران دوباره آن حرف ها زده می شود و از لزوم آموزش سواد رسانه و مسائلی در این زمینه بسیار بیان می شود .
از باب نمونه می توان به گفت و گوی سید احمد علوی، عضو شورای اسلامی شهر تهران با موضوع نقش رسانهها در شکل دهی به افکار عمومی و ضرورت تقویت سواد رسانهای در جامعه با خبرنگار صد آنلاین پرداخت . ( این جا )
« علوی در این گفتوگو با اشاره به اینکه امروز جنگ روایتها پیش از هر نبردی در ذهن و ادراک مردم جریان دارد، اظهار کرد: رسانهها میتوانند با انتخاب واژهها، برجسته سازی برخی بخشهای واقعیت و نادیده گرفتن بخشهای دیگر، تصویری متفاوت از اصل ماجرا ارائه دهند؛ از این رو، آگاهی رسانهای برای تشخیص حقیقت از روایتهای جهتدار یک ضرورت جدی است .
وی با بیان اینکه جامعه ای که در برابر جریانهای رسانهای فاقد تحلیل و دقت باشد، ممکن است دچار سوء برداشت، بیاعتمادی و نگرانیهای جمعی شود، افزود: امروز بیش از هر زمان دیگری باید نسبت به شگردهای خبری، تقطیع اطلاعات و منبعسازیهای غیرشفاف حساس بود . سواد رسانه و آموزش آن در « مدرسه » زمانی قابل بسط و تعمیم به جامعه خواهد بود که « کلاس درس » به معنای واقعی تجلی و تبلور « گفت و شنود » و تضارب آراء و چالش نظرات مختلف باشد .
علوی همچنین تأکید کرد که حفظ آرامش اجتماعی، انسجام عمومی و اعتماد مردم، در گرو ارتقای فهم رسانهای و توجه به اخبار از مسیرهای معتبر است. به گفته او، رسانههای مسئولیت پذیر باید به جای التهابآفرینی، در مسیر روشنگری، دقت و بازتاب منصفانه واقعیت حرکت کنند .
این عضو شورای اسلامی شهر تهران در پایان خاطرنشان کرد: مردم زمانی در برابر فریبهای رسانهای مصون میمانند که قدرت تحلیل، پرسش گری و بررسی چندجانبه اخبار را در خود تقویت کنند » .
روزی نبود که در اخبار از دستگیری عده ای به اتهام ارتباط و یا اصطلاحا « گرا دادن » به رسانه های معاند و متخاصم به ویژه « ایران اینترنشنال » سخن به میان نیاید .
این افراد بعضا شناسایی می شوند و در صحنه هایی که ضبط شده به عمل خود اعتراض کرده و اظهار ندامت و پشیمانی می کنند .
در برخی تجمعات طرفداران حکومت برخی از شعار دهندگان خواهان زدن و یا انهدام این رسانه ها توسط نیروهای نظامی ایران شدند .
در این جا پرسشی مهم و راهبردی مطرح می شود :
نظام آموزشی و به طور عموم حکومت در بحث « سواد رسانه ای » چه کار کرده است ؟
از زمان طرح و یا ورود « سواد رسانه ای » به نظام آموزشی ایران بیش از یک دهه نمی گذرد اما در همین مدت هم از نگاه نگارنده کار خاص و یا عملکرد قابل وجهی در زمینه ی آموزش سواد رسانه ای صورت نگرفته است .

این کارکرد از « مدرسه تعطیل » و یا « مدرسه بی خاصیت » بیرون نمی آید . درس « سواد رسانه » در دوره دوم متوسطه مانند برخی دروس دیگر به اصطلاح « درس نخودی » و یا « غیر مهم » تلقی می شود و تا جایی که می دانم افراد غیر متخصص و فاقد دانش و بیش تر با هدف « پر کردن ساعت» در این حوزه به تدریس درس « سواد رسانه » مشغولند .
در واقع ؛ اگر مهم ترین خروجی سواد رسانه ای را تفکر و تحلیل در مورد فرایند رسانه و عاملیت آن در نظر بگیریم باید به این واقعیت تلخ اذعان کرد که اساسا نظام آموزشی ما نسبت و با تناسبی با « تفکر انتقادی » ندارد .
وقتی در بحث هدف گذاری برای نظام آموزشی ، « تفکر انتقادی » موضوعیتی نداشته باشد نباید انتظار داشته باشیم که سطح آموزش در مدارس از حافظه محوری و یا رقابت برای برنده شدن در ماراتن کنکور بالاتر رود .

این چیزی نیست که یک شبه ایجاد شود بلکه نیازمند برنامه ریزی و تصمیم گیری های بلند مدت و تفکر محور و نه قالب های کلیشه ای دارد .
چیزی که معمولا در گفتارها و تحلیل های مرتبط با جریان حاکمیت نادیده گرفته شده و یا از کنار آن می گذرند آن است که چرا طیف قابل توجهی از جامعه ی ایران به رسانه های دولتی و یا حکومتی « اعتماد » ندارند و معمولا سعی می کنند کنجکاوی و عطش دانستن و کسب اطلاعات را از منابع دیگر کسب کنند ؟
برخی اوقات رسانه های برخط وابسته به حکومت و یا صدا و سیما را نگاه می کنم اما معمولا « یک صدا » از آن بیرون می آید و خبری از صداهای مخالف و یا منتقد درآن نیست .
این را باید بدانند که چند صدایی در رسانه آن هم رسانه ای مانند رادیو و تلویزیون به معنای چند دستگی و یا تفرقه و دمیدن بر تشتت و چند دستگی نیست .
حضور تفکرات و جریان های مختلف در رسانه موجب تولید و تقویت « اعتماد عمومی » می شود .
در کشورهای توسعه یافته مانند همین آمریکایی که در حال حاضر متخاصم اصلی ایران است ؛ رسانه ها در داخل آن کشور به شدت سیاست ها و تصمیم های شخص اول یعنی رییس جمهور ترامپ را به نقد و چالش می کشند و بارها این رسانه ها توسط ترامپ و به ویژه وزیر دفاع او مورد حمله ی لفظی واقع شده اند و این که رسانه ها آن گونه که باید و شاید موفقیت های دولت ترامپ را منعکس نمی کنند اما این خبرنگاران و رسانه ها بی توجه به آن تهدیدها و لفاظی ها در هر حال سعی می کنند که نقش اصلی خود یعنی « رکن چهارم دموکراسی » را حفظ کنند و تعارف و رو در بایستی را با دولت مستقر کنار بگذارند .

در گزارش پیشین « صدای معلم » با عنوان : « " سرمایه اجتماعی " و چند پرسش از استاندار لرستان ؟ » به برخی نکات اشاره شد . ( این جا )
در این گزارش آمده بود :
« آقای استاندار از مردم کف خیابان به عنوان « سرمایه اجتماعی امروز » نام می برد .
حال ؛ پرسش مهم و قابل تامل که در این جا مطرح می شود آن است که آیا همه ی مردم و ایرانیان شامل این طبقه بندی می شوند ؟
آیا همه ی مردم در طیف ها و دیدگاه های مختلف ، سیاست ها و تصمیم های جاری را تمام و کمال قبول دارند ؟
آیا اگر فردی و یا گروهی مطابق اصول قانون اساسی مصرح بخواهند نظر و یا ایده ی دیگری را به صورت مسالمت آمیز و مدنی – همان گونه که اکنون و نزدیک به دو ماه در خیابان ها تجمع می کنند و بیان می کنند – مطرح کنند ؛ آیا مسئولان و مقامات اجازه این کار را به آنان خواهند داد ؟
در جریان این جنگ شاهد بودیم که در دو کشور آمریکا و اسرائیل طیف قابل توجهی از مردم در خیابان ها به تصمیمات و سیاست ها اتخاذ شده توسط حاکمان آنان اعتراض داشته و آن را در قالب تجمع و گردهمایی بیان کردند .

یا در ایران هم چنین فرصت و فضایی متصور است ؟ و یا آن که فقط موافقان نظام امکان استفاده از این فضا را دارند ؟
آیا در ایران و حتی در « شرایط غیر جنگی » ؛ تجمعات صنفی معلمان و مطالبه گری صنفی آنان تحمل می شد ؟
آیا در چنین هژمونی اجتماعی می توان از تجمیع سلایق و تشکیل « سرمایه اجتماعی » گفت ؟ »
رسانه زمانی می تواند به تولید و نگاهداشت « سرمایه اجتماعی » عمل کند که جایگاه و کارکرد آن از نظر رکن رکین دموکراسی به رسمیت شناخته شود .
سواد رسانه و آموزش آن در « مدرسه » زمانی قابل بسط و تعمیم به جامعه خواهد بود که « کلاس درس » به معنای واقعی تجلی و تبلور « گفت و شنود » و تضارب آراء و چالش نظرات مختلف باشد .
این کارکرد از « مدرسه تعطیل » و یا « مدرسه بی خاصیت » بیرون نمی آید .

در حال حاضر ؛ اراده ای برای تحقق این مهم مشاهده نمی شود و تصمیم گیران ترجیح داده اند فقط صدای موافق در آن شنیده شود .
( 1 )







صدای معلم، صدای شما
با ارائه نظرات، فرهنگ گفتوگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.