گروه گزارش/
چندی پیش ؛ یادداشتی از یک فعال رسانه ای با عنوان : « نگاهی به استقبال کم رمق معلمان دلفانی در "طرح معلم نمونه" : وقتی مستندسازِ نمونه، معلمِ نمونه می شود ! » در « صدای معلم » منتشر گردید .
این یادداشت به صورت اختصار به آسیب شناسی « انتخاب معلم نمونه » پرداخته بود .
در این یادداشت آمده بود :
« نتایج شناسایی معلمان نمونه شهرستان دلفان در مقاطع مختلف تحصیلی اعلام شد.
میزان شرکت کنندگان در این طرح حدود ۱/۶درصد
« معلمان ابتدایی: ۵ نفر از مجموع که مشترکا دو نفر اول شدن از مجموع تقریباً ۶۵۰ نیرو
متوسطه اول: ۴نفر شرکت کننده از مجموع تقریباً ۳۵۰ نیرو
متوسطه دوم: ۵ نفر شرکت کننده از مجموع تقریباً ۳۵۵ نیرو
مدیران : 5 نفر از مجموع از مجموع تقریباً ۱۰۰مدیر
معاونین: ۲ نفر از مجموع کل معاونین
مشاورین: ۳ نفر از مجموع ۴۵ نفر
مراقبین سلامت: ۲ نفر
مربی امور تربیتی/ معاون پرورشی: ۷ نفر از مجموع تقریباً ۷۰ نیرو »
علی رغم توانمندی و درخشش معلمان دلفانی در جشنواره ها و همایش های کشوری و ... در شهرستان دلفان کل آمار شرکت کنندگان با احتساب تمامی مقاطع تحصیلی به سی و سه نفر رسید!
نگارنده این یادداشت انتقادی در ادامه چنین نوشته بود :
« آسیبشناسی جامعه آماری کم شرکتکنندگان در طرح معلم نمونه شهرستان دلفان که به نوعی نشان از بی رمقی عرصه ی رقابت برای پیشبرد اهداف آموزشی و پرورشی است که میتواند به شناسایی و تحلیل عوامل مختلفی که منجر به عدم مشارکت معلمان در این طرح میشود، کمک کند.
این آسیبشناسی در نگاه نخست با بررسی ویژگیهای شخصی معلمان نشان می دهد که عوامل فردی از جمله انگیزهها، نگرشها و باورهای آنها نسبت به طرح معلم نمونه باعث شده است که تمایلی به شرکت در این طرح نداشته باشند.
این فعال در حوزه « رسانه » با نقل قول از دو معلم در خصوص مشکلات « انتخاب معلم نمونه » در پایان چنین آورده بود :
« با انجام این آسیبشناسی، میتوان به شناسایی نقاط ضعف و قوت طرح معلم نمونه پرداخت و راهکارهایی برای افزایش مشارکت معلمان ارائه داد. این کار میتواند به بهبود کیفیت آموزش و پرورش و ارتقای سطح علمی و حرفهای معلمان کمک کند نه اینکه این ذهنیت پیش بیاید که مستندسازِ نمونه، معلمِ نمونه می شود .
در پایان ضمن آرزو موفقیت برای منتخبین در طرح معلم نمونه امیدواریم که این آسیب شناسی را به منزله نقد عملکرد خود نگیرند و خود این عزیزان منتخب با آسیب شناسی موضوعات مطروحه در آموزش و پرورش فضای رقابتی بهتری را ایجاد کند » .
پس از زمان اندکی از انتشار این یادداشت در « صدای معلم » نویسنده مطلب برای این رسانه پیام ارسال کرد که این مطلب حذف شود .
وقتی از چرایی این تصمیم پرسش شد عنوان گردید که یادداشت مذکور موجبات رنجش همکاران فرهنگی شده و ممکن است موجب تنش در شهرستان کوچکی مانند دلفان شود و قس علیهذا .
در پاسخ عنوان شد که در حوزه ی رسانه ، رنجش و ناراحتی و... محلی از اعراب ندارد و هر فرد و یا گروهی که نسبت به آن نقد و یا دیدگاهی دارد به صورت مستقیم در قالب « جوابیه » و « نقد » و... برای « صدای معلم » ارسال نماید .
با این حال و با توجه به تاکید مستمر نویسنده ، مطلب مذکور از « صدای معلم » حذف گردید .
حال پرسشی که مطرح می شود و باید آن را از « معلمان دلفانی » با صراحت و شفافیت پرسید آن است که آیا در آن شهر حتی یک نفر فرهنگی باسواد نبود که این مطلب را مورد نقد قرار دهد ؟
پس صفت « فرهنگی » و « مرجع بودن » ( البته اگر مصداق داشته و واقعی باشد ) در کجا باید خود را نشان دهد و عیان کند ؟
معلمی که نمی تواند و یا نمی خواهد اندکی فکر کند ، وقت بگذارد و از کیان حرفه ای و شغلی خود به طور مستند دفاع کند ؛ آیا صلاحیت و شایستگی اشغال حرفه خطیر معلمی را دارد ؟
چرا باید این فعال رسانه ای آن قدر در فشار و مضیقه قرار بگیرد که از یک رسانه بخواهد تراوش فکری خود را حذف کند ؟
در حالی که هر مطلبی و از هر کسی جای نقد و بحث دارد و این الفبای « سواد رسانه ای » است .
آیا معلمان نمی دانند که فلسفه وجوی شان در کلاس فقط و فقط برای « پرورش تفکر انتقادی » است و در این صورت است که تعلیم و تربیت معنا و جان پیدا می کند ؟
معلمی که یک « خودانتقادی » ساده را تحمل نمی کند ؛ چگونه می خواهد با دانش آموزان پرسش گر رو به رو شود ؟
وزارت آموزش و پرورش هم نخست با اصلاح بنیادین در فرایند « استخدام معلمان » با رویکرد « انتخاب معلم حرفه ای » و به جای پرداختن به حاشیه و لوث کردن « آموزش های ضمن خدمت معلمان » و مستند ساز کردن این « قشر فرهنگ ساز » برای اهداف جعلی و بی ارزش ؛ سعی کند تا معلم نمونه را در میدان کلاس درس و در مواجهه واقعی با دانش آموزان و فرایند تدریس مورد شناسایی قرار دهد تا این که بخواهد صرفا با چند تکه کاغذ که روایی و اعتبار آن ممکن است مورد پرسش باشد ؛ معلم نمونه را بیرون بکشد و از خود رفع تکلیف نماید .
تفکر و سواد رسانه ای و تحلیل آن توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در برنامه تلویزیونی " امید " :
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
نظرات بینندگان
از سال گذشته در فرایند انتخاب معلم نمونه یک بخش اضافه شده.
معلمان منتخب مدارس (از هر مدرسه یک معلم منتخب به مرحله منطقهای راه پیدا میکند) در مرحله منطقه و مراحل بالاتر باید معلمان در حضور داوران تدریس کنند و همین باعث شده که اکثر معلمان منتخب مدارس فقط بخاطر این که درمقابل ارزیابان و داوران تدریس انجام ندهند از شرکت در مرحله منطقه انصراف میدهند.
در زمینه انتخاب معلم نمونه و جشنواره های خوارزمی بی اعتنایی همکاران فرهنگی مشهود و جالب بود
سیستم آموزش و پرورش در حال احتضار است....
درود
بی اعتنایی « همکاران به اصطلاح فرهنگی و قشر فرهنگ ساز جامعه » نه از سر فرهیختگی و شکم سیری بلکه برای آن است که معلمان نمونه در مراحل بالاتر باید در حضور داوران تدریس کنند و ممکن است آن همکار فرهنگ ساز در حضور دیگران ، حرفی برای گفتن نداشته باشد و یا چیزی در چنته .
درست مانند بازار مکار رتبه بندی که بسیاری از معلمان فرهنگ ساز ؛ مدارک تقلبی جعل کرده و بارگذاری کردند .
مسئولان هم آگاهانه و دانسته رد شدند و چیزی نگفتند ...
چیزی تغییر نکرده بلکه بدتر شده است .
پایدار باشید .
بعدشم وقتی در سیستم ارزش و اهمیت عمومی به مجموعه قائل نشود، برگزاری مسابقات و جشنواره ها چه معنایی می تواند داشته باشد؟؟
اینهمه فقط فریب و نیرنگ هست که بگویند ما به معلم و دانش اهمیت می دهیم. وگرنه عاقلان دانند که طبل تو خالی هست این برنامه ها.