مقدمه
قبل از پرداختن به موضوع ، لازم است ، نکته ای را برای پرهیز از هر نوع پیشداوری توضیح دهم . ما ایرانی ها ، شاید به دلیل عظمت و اعتلای پادشاهان ادوار گذشته و یا نزول ثروت از تک محصولی به نام نفت و یقین دلایل دیگر ، اصولا اهل صیقل یافتن در شداید روزگار نیستیم و فراغ بال ، انتظار معجزه بدون انعطاف پذیری داریم. نه همانند دانش آموزان و یا مردم ژاپن ، مدرسه ای بدون سرایدار و شهری بدون رفتگر داریم و نه در مدرسه و یا هر نوع محل کار دیگر ، میل به زدن دست خویش به سیاه و سفید داریم. یعنی بی تفاوتی و کِبر کثیری از ما به حدی است که نه خود حاضر به شکستن هستیم و نه نظارت اجتماعی شدید ما ، اجازۀ عمل به دیگری را می دهد. البته بخل و حسادت و تنگ نظری عده ای هم در نیّت و یا همّت برخی از افراد علاقه مند و یا داوطلب برای نواندیشی ، نیز شدید است. بی تفاوتی هم بیماری آسودگی خیال ماست. خودم هزار و یک درد بی درمان دارم ، به من چه فقرا از آموزش محرومند ، من خودم زیر خط فقرم مگر کسی دستم را می گیرد ؟ چنین جملاتی نوعی روان درمانی غیرتخصصی توسط خیلی از افراد جامعه ماست. نوعی برون افکنی و یا همزاد پنداری که تکلیف را از سر ما باز می زند. مهم دیدگاه جامعه نسبت به موضوع است ، ما ایرانی ها هرگز چنین امری را نمی پذیریم ولو برای فداکاری در امر آموزش .
به هر ترتیب در نواندیشی زیر ، به نظرم ، یک همّت عالی موج می زند و با تحلیل آن خواستم به یاد آوریم که زندگی ، تکرار دیروز نیست ، می توان امروز نوع دیگر دید و یا عمل کرد فقط کافی است چشم ها را بشوئیم و زیر باران برویم.
تأسیس مدرسه برای کودکان فقیر با شهریه پلاستیکی !
" یک زوج جوان هندی به نام های " مازین مختار و پارمیتا سارما " که آرزو داشتند مدرسه ای برای کودکان فقیر تأسیس کنند در سال ۲۰۱۳ پس از سفر به نیویورک ایدهای به ذهن شان می رسد و آن بازگشایی مدرسه ای با شهریه پلاستیکی بود و در سال ۲۰۱۶، مدرسه آنها با نام "آکشار" آغاز به کار کرد.
مازین مختار ، مؤسس این مدرسه می گوید: " وقتی مرکز بازیافت زباله را راه انداختیم مدرسه رایگان بود اما به دلیل این که در ابتدا والدین همکاری نمیکردند، بنابراین ایده شهریه پلاستیکی مدرسه را اجرا کردیم تا آنها مجبور به همکاری شوند. و در واقع، بیشتر شبیه به تکالیف اجباری مدرسه است تا شهریه. و این مدرسه کاملا رایگان است اما والدین برای کمک به ما و خودشان باید زبالههای پلاستیکی خشک و تمیز را از خانه به مدرسه بفرستند."
این مدرسه تنها با ۲۰ دانش آموز فعالیت خود را آغاز کرد اما اکنون تعداد دانشآموزان به ۱۱۰ نفر رسیده است. این زوج جوان تصمیم دارند ۱۰۰ مدرسه این چنینی در نقاط دیگر هند راهاندازی کنند. این مدرسه درباره مضرات پلاستیک به دانش آموزان و والدین آنها آموزش می دهد.
علاوه بر این مدرسه " آکشارا " به دانش آموزان فرصت شغلی میدهد چرا که آنها پیش از این در معدن کار میکردند. و به دانش آموزان بزرگتر پیشنهاد میدهد به دانشآموزان کوچکتر درس بدهند و به عنوان کارگر اجتماعی و معلم آنها را استخدام میکند. " (1)
هدف از طرح این موضوع ، توجه به چند نکته است که مزایا و معایب آن ذکر می شود.
ویژگی ها و مزایای دریافت زباله بجای شهریه برای آموزش کودکان فقیر
1 - مبدأ ایده آمریکاست. جایی که زایش تفکر با هر نوع سرمایه گذاری برای خود آمریکایی ها و خارجیان ، ممکن است. پس دانش و فن و نظر را ولو در چین ، بدون تعصب باید یاد گرفت.
2 – توجه و درک احساس محرومیت کودکان فقیر توسط یک زوج جوان و ضرورت نجات آنان از طریق آموزش با سرمایۀ شخصی ، نوعی ایثار و از خود گذشتگی تحسین برانگیزی است .
3 - اجازه داشتن این زوج برای جریان آموزش با دریافت زباله به جای شهریه توسط مسئولان آموزش و پرورش و قبول خانوادۀ دانش آموزان ، خود امری قابل توجه است.
4 - علاقه اولیای دانش آموزان به تحصیل فرزند خود و عدم اِعمال اجبار و یا فشار از سوی آنان جهت ممانعت از تحصیل فرزندانشان. ( آنان به چنین فرصتی راغبند) .
5 - تفهیم ضرورت تحصیل برای هر کودکی در جامعه ، اعم از کودکان خانواده های فقیر و یا ثروتمند .
6 - تفیهم اهمیت بازیافت زباله برای کودکان و آموزش به آنان جهت رسیدن به سرمایه ای جدید و آموزش مضرات ماندگاری پلاستیک در محیط زیست که تجزیه آن به 500 سال زمان نیاز دارد.
7 - نمایش یک حرکت سمبلی برای ترسیم اهمیت توأم دو موضوع مهم یعنی آموزش و بازیافت زباله در جامعه و جذب اذهان عمومی در این خصوص.
8 - ایجاد فرصت برای علاقه مندان به امر آموزش جهت زایش تفکراتی مشابه و تشویق به نواندیشی.
9 - عدم به انتظار نشستن مردم برای اقدامات مسئولین دولتی جهت رفع معضلات و کاستی های آموزش و پرورش در تعلیم و تربیت عمومی و رسمی افراد جامعه.
10 - عدم نومیدی در قدم های اول برای تحقق اهداف مورد نظر.
11 - توانمندی و دوراندیشی این زوج در راه اندازی مرکز بازیافت زباله همگام با احداث مدرسه ، جهت رسیدن به سرمایه جدید و ایجاد شغل.
12 - عدم رغبت خانواده های فقرا برای تحصیل فرزندانشان در ابتدا با رایگان بودن آموزش ، و تبعیت از ایدۀ شهریه پلاستیکی مدرسه جهت همکاری آنان که بیشتر شبیه به نوعی تکلیف اجباری در مدرسه بود تا شهریه. یک مدرسه ای کاملا رایگان که والدین برای کمک به این زوج جوان و خودشان باید زبالههای پلاستیکی خشک و تمیز را از خانه به مدرسه بفرستند.
13 - شروع مدرسه با 20 دانش آموز و توسعه آن تا حدود 100 مدرسه دیگر ، از یک سو از سیمای فقر گستردۀ موجود در هند سخن می گوید و از سویی دیگر از اقبال خوش اجرای طرح.
14 - بزرگ ترین حُسن این طرح در مدرسه آکشارا ، این است که به دانش آموزان فرصت شغلی میدهد. کودکان پیش از این در معدن کار می کردند. کاری سخت و توانفرسا. همچنین به دانش آموزان بزرگ تر پیشنهاد می دهد به دانشآموزان کوچک تر درس بدهند و به عنوان کارگر اجتماعی و معلم آنها را استخدام می کند.
15- با توجه به این که هدف طرح ، زبالههای پلاستیکی خشک و تمیز آن هم از خانۀ دانش آموزان می باشد ، می تواند کمترین ضرر را برای به خطر انداختن سلامتی و بهداشت کودکان داشته باشد.
معایب دریافت زباله بجای شهریه برای آموزش کودکان فقیر
1 - روان و شخصیت این کودکان ، چه در دوران کودکی و چه بزرگسالی ، شاید در مقایسه با نحوۀ زندگی و آموزش کودکان طبقات برخوردار جامعه ، آسیب جدّی ببیند.
2 - در صورت عدم رعایت جوانب احتیاط بهداشتی از سوی والدین و کودکان و اولیای مدرسه ،احتمال به وجود آمدن بیماری های حاد و یا مزمن ، وجود دارد.
3 - تحقیر اجتماعی این کودکان در لابه لای بافت های گوناگون جامعه با مشاغل و زندگی که در آینده خواهند داشت ، رنج ابدی را برای آنها رقم می زند. یعنی نحوۀ برخورد کل جامعه با این مسأله ، حائز اهمیت و دقت نظر است.
4 - شاید برخی از خانواده ها ، کودکان خود را وادار به جمع آوری زباله در سطح شهر و محلات بنمایند که سلامتی حال و آیندۀ آنان را به خطر می اندازد.
5 - ترویج نگرش برای ازدیاد کودکان کار در جامعه و کوتاهی دولت در دادن امکانات لازم به آنها.
این زوج جوان با حرکت خود از یک سو ثابت کردند که بازیافت زباله به آموزش نیاز دارد و فرایند اقتصادی سرمایه زا و اشتغال زایی است ، از سوی دیگر اهمیت آموزش و یادگرفتن را ولو به بهانۀ تفکیک زباله و بازیافت آن ، نشان دادند. هندی ها ملتی هستند که به تلاش برای رهایی از استعمار و استقلال ، عادت دارند.
سخن پایانی
در خاتمه دور از انصاف است شاید به تنها ترین های چهره های منحصر به فرد ، در کشور خود اشاره ای نداشته باشم :
به " صفورا غلّه زاری " بازنشسته اهل بندر انزلی که از کاغذ باطله ، کتابخانه ساخت ، حتی در بیمارستان ها و از درهای پلاستیکیِ بطریها ، ویلچر برای معلولان . او گمنام ماندن را برای تصویر تبلیغات شدن عده ای ترجیح می دهد . کتابخانه هفتم قرار است در آینده در "موج شکن انزلی" که فضای اسکله ای دارد، افتتاح شود. آنجا یک رستوران پر رفت وآمد هست. قرار شده بعد از کامل شدن فضای کتابخانه قهوه خانه دار آن مجموعه ، کتابدار افتخاری ما هم باشد و کتابها را به مردم امانت دهد." (2)
و مانند برخی از قهوه خانه ها جوانان، اعم از دختر و پسر را به کشیدن قلیان تشویق نمی کنند تا آنان را به عوارض روانی و جسمی ،مبتلا سازند.
و یا به به گزارش مشرق نیوز از زن ایرانی که 60 سال زباله ای تولید نکرد . بانوی محیط زیست ایران که متولد ۱۲۹۷ است. چهره آرام و مهربانی دارد و تاکنون اقدامات زیادی برای ارتقاء محیط زیست کشور انجام داده است. بهترین " شخصیت میراث طبیعی " و "دوستدار محیط زیست ".
یقین افراد دیگر نیز در گمنامی تکلیف خود را با محیط پیرامون و انسانهای دیگر ، به خوبی می شناسند و می دانند. اما اوج سیاست بازی و دامنۀ اخبار سیاسی در این کشور به حدی است که فرصت دیده شدن به آنها را نمی دهد. هر جامعه ای برای نواندیشی به الگو و جرقه های عملکردی افراد خلاق و توانمند نیازمند است. فقط کافی است خود را از احاطۀ "روزمرگی اجتماعی " (4) رهایی بخشیم.
می توان با همّتی والا به جای انتظار معجزه ، آن را خلق کرد. حیف است عمر سپری شود و ما فرصت انجام کار متمایز را با رسیدن به پیری از دست بدهیم. اما چگونه می توان متفاوت بود؟
1) لینک کوتاه خبر farda.fr/003xFi : هفدهم خرداد ۱۳۹۸ .
2) خبرگزاری فارس - 24 بهمن1397 - با " صفورا غلّه زاری" بازنشسته ای که حالا یکی از چهرههای شهرش شده است .
3) مشرق نیوز . زن ایرانی که 60 سال زباله ای تولید نکرد. کد خبر394517 - ۱۲ اسفند ۱۳۹۳ .
4) به نظر من ما دو نوع روزمرگی داریم : فردی و اجتماعی. در شکل فردی ما خود مقصریم اما در نوع اجتماعی آن ، لیدرها و مهره های سیاسی دخلیند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">
نظرات بینندگان
تبدیل سازند. ما با مالکیت دولت بر همه چیز
انتظار انجام هر نوع عملی را از دولت داریم.
آنان هم کمتر مرد عمل خارق العاده اند، پس ما
می مانیم و مصایب بیشمارمان.
کارآفرینی و یا فرصت دهی به افراد خلّاق ، اصولا در جوامعی رخ می دهد که فعالیت بخش خصوصی از
دولتی در آن بیشتر است و دولت فقط ناظر به نحوۀ فعالیت افراد است. وقتی درصد حضور دولت در تمامی بخش های اقتصادی بیشتر است مردم انگیزه و رغبت لازم برای انجام امور را ندارند و در ضمن به قول شما انتظار دارند همه چیز را دولت انجام دهد.
کوچک سازی دولت در جامعه ما در حد لازم انجام نشده است و شاید بخش آموزش در مدرسه و دانشگاه ، بیشتر از هر بخش دیگر خصوصی سازی شده است،که البته بیشتر به دلیل حذف بار مالی آن. تشکر
چرا بدآموزی ؟ یک طرح و ایده ای بکر است برای زدایش فقر اقتصادی و آموزشی. از دست روی دست گذاشتن و یا شاهد افزایش عدم جذب جمعیت لازم التعلیم بودن که
بهتر است. کاش خود مسئولان ما داوطلب انجام چنین حرکتی برای مناطق محروم باشند. کار خلافی انجام نمی شود، با یک تیر چندین نشان زده می شود. تشکر
تمسخر قرار می گیرد و شاید هم
به دلیل چنین احساس هایی ، اصلا
فکرش را هم نمی کنیم.
با ترس از انجام کار مفید ، هرگز به نتیجه نمی رسیم.
نیّت و هدف و همّت در این کار برای نیل به نتیجه ،
بسیار با ارزش است. با اجرای چنین طرحی ، آموزش رونق می یابد ، فقرا تحصیل می کنند. فرصت اشتغال برای دانش آموزان فراهم می شود ، زباله خشک جمع آوری و در چرخۀ بازیافت به ایجاد اشتغال ، تولید و
در آمد منجر می شود و محیط زیست و اکوسیستم نیز از عمر طولانی پلاستیک برای تجزیه رهایی می یابد.
فقرا هم فرصت تحرک اجتماعی می یابند و...... تشکر
کشور خود را به دانش آموزان معرفی کنیم .
همین دو خانم غله زاری و دیگری که نامش
آورده نشده را چرا نباید معرفی کنیم ؟ تا هم
قدرشان دانسته بشه و هم شاید عده ای خواستند
تبعیت کنند.برخی از ما معلمان فقط خودمان را
به صفحات کتاب محدود می کنیم. از سال بعد
من تلاشم را خواهم کرد.
با پوزش شخصیت میراث طبیعی " و "دوستدار محیط زیست " متعلق هست به خانم مه لقا ملاح .
در کشور ما هم افرادی که ممتاز یا چهره محسوب می شوند وجود دارد اما متأسفانه آنها را یا نمی شناسیم و یا اراده ای برای معرّفی آنان وجود ندارد و یا بسیار محدود و کم رنگ است. به قول شما کلاس درس بهترین محل برای تبلیغ همّت این افراد است. امید که موفق باشید. تشکر
متأسفانه همیشه افراد بی بضاعت ، قربانی
زندگی دارایان هستند. خوردن آهو و گفتن
یاهوست. کوخ هایی که کنار کاخ ها به زندگی
حیوانی خود ادامه می دهند. تشکر
می شود. نجس ها واقعیتی پنهان در یک نظام کاستی است که هیچ سهمی از منابع و ثروت کشور ندارند اما برای دوام نظام کاستی و افراد ثروتمند
وجود آنها لازم است.
دیگر افراد وقتی نجس ها را در خیابان و محلات مشاهده می کنند رو برمی گردانند و مسیر خود را عوض می کنند، چون هم نجس اند و هم نحس.
سرکار خانم زیبا،
واقعیت ها را بنده نمی بافم بلکه نقل
می کنم . تشکر
داشته باشد، آنچه که مهم است نحوه برخورد
افراد است که باعث موفقیت و یا عدم موفقیت
یک طرح می شود.
ما ایرانی ها اگر اهل سازندگی بودیم خانم غله زاری
الان تنها نبود و حداقل زنان بسیاری او را همراهی
می کرد.
در حالت کلی ، ما روح جمعی ضعیفی داریم که برمی گردد به نحوه ی تربیت کودکانمان. ما اصولا
از کار گروهی و فعالیت جمعی جهت هم اندیشی
بی نصیبیم و در این حیطه به دلیل عدم آموزش و
تربیت ، ناتوانیم. دقت کنید خیلی از صاحبان واحدهای تولیدی از گرفتن شریک و خیانت او
واهمه دارند و به تنهایی تولید می کنند.
در هر عرصه ای ، ایده ها در تنهایی خود یا فراموش
می شود و یا نابود، چون دنباله رو نداربم. تشکر
می کنند و ما این ثروت را نیز به مافیای زباله
فروش واگذار می کنیم که میلیاردها تومان به
جیب می زنند. کارگر زحمت می کشد و آنها
می خورند.
خانم امامی ، همچنان که اشاره کردید زباله به عنوان شهریه مدارس برای فقرا، مزایا و معایبی
دارد که نیاز به مدیریت و فرهنگ دارد.
کشور آلمان علاوه بر زباله های داخل کشور ، واردات نیز دارد . این کشور از زباله برق تولید
می کند. جالب اشاره کرده اید، بلی مافیای زباله
را هم باید کنار مابقی مافیاها در خاطر داشت.
مدیریت زباله !!! در ردیف دیگر مدیریت ها ، امیدواری را ترسیم نمی سازد.تشکر
روحش شاد. رهش پر رهرو باد.